Ailexa — هوش مصنوعی + قانون home صفحه اصلی (کلاسیک)
حوزهٔ جستجوی شما حدوداً در چه زمینه‌ای است:
در جست‌جوی چه هستید؟ بعد از انتخابِ آنچه می‌خواهید، در کادرِ جستجوی بالا موضوع را بنویسید و «بگرد» را بزنید. کانال تلگرام پادکست‌ها و تدریس‌هاصفحهٔ من

انطباق دقیق این متن با متن رسمی هنوز به‌طور ۱۰۰٪ کنترل نشده.

تاجر ▪تاجر از اصطلاحات بکار رفته در علم حقوق بوده و به کسی اطلاق می‌شود که به انجام اعمال تجارتی مبادرت ورزد و انجام اعمال تجارتی را به عنوان شغل و حرفه عادی و معمول خود انجام دهد و در امور تجارت مستقل بوده و سود و زیان آن را خود تقبل نماید. اشخاص حقوقی هم همانند اشخاص حقیقی می‌توانند تاجر باشند. ▪اشخاص حقوقی تاجر در موضوع حقوق خصوصی شامل شرکت‌های تجاری و تشکیلات و مؤسسات غیر تجاری و در موضوع حقوق عمومی شامل دولت و شرکت‌های دولتی است. شناسایی اعمال تبعی تجاری، احراز اهلیت تاجر، تشخیص تکالیف و مسئولیت‌های خاص تجار، آگاهی از سازمان‌های شغلی تجار و... از فواید تعریف و شناخت تاجر به شمار می‌رود. ▪به موجب ماده‌ی ۵۸۸ قانون تجارت شخص حقوقی می‌تواند دارای کلیه‌ حقوق و تکالیفی شود که قانون برای افراد قائل شده است؛ پس تاجر می‌تواند شخص حقوقی باشد. ▪فواید تعریف و شناخت تاجر ۱-شناسایی اعمال تبعی تجاری؛ ۲-احراز اهلیت تاجر برای تصدی شغل تجارت؛ ۳- تشخیص تکالیف و مسئولیت‌های خاص تجار؛ مانند حق تجدید اجاره محل کسب و رعایت مقررات مربوط به کسب و پیشه و تجارت. تفکیک انواع فعالیت تجاری از غیر تجاری مانند این که تاجر می‌تواند از بانک کسب اعتبار نموده و همچنین به عملیات لیزینگ یا اجاره و تعهد فروش دست بزند. ۴- آگاهی از سازمان‌های شغلی تجار، مانند اتاق‌های بازرگانی. ۵-تعیین مالیات‌های خاص مانند مالیات بر منافع و معاملات و همچنین مالیات بر مشاغل. ۶- الزام تجار اعم از اشخاص طبیعی یا حقوقی به ثبت نام و خلاصه وضعیت تجارتی خود در دفتر ثبت تجارتی (مواد ۱۶ و ۱۷ قانون تجارت) و نگهداری دفاتر تجارتی شامل دفتر روزنامه، دفتر کل و دفتر کپیه. (ماده ۶ قانون تجارت) ۷- اعمال مقررات ورشکستگی. ▪از لحاظ حقوق تجارت کسبه جزء تاجر به شمار می‌آیند. کسبه جزء اصطلاحی است که قانون تجارت در مورد کسانی که به کسب و کار و حرفه معین اشتغال داشته و در عرف تجارتی، تاجر نامیده نمی‌شوند، به کار برده و آنها را از الزامات و تکالیفی که برای تاجر مقرر نموده، معاف کرده است. مثلاً ماده ۶ قانون تجارت ملزم نکرده که دارای دفاتر تجارتی باشند. در حالی که همین ماده هر تاجری را ملزم به داشتن دفاتر تجارتی می‌کند. ماده ۱۶ قانون تجارت کسبه جزء را از ثبت نام در دفتر ثبت تجارتی که هر تاجری باید نام خود را در آن ثبت کند، معاف نموده است. مطلب کامل را با لمس instant view مطالعه فرمایید. پی نوشت ماده ۱۹ قانون تجارت تشخیص کسبه جزء را موکول به مقررات نظام‌نامه‌ای نموده است که وزارت عدلیه باید تهیه نماید. کسبه جزء که در نظام‌نامه ۷۰۴۴-۱۳۱۱/۰۳/۱۵مشخص شده است بعد متروک شدن، چند بار اصلاح شد و آخرین اصلاح طی ماده واحده شماره ۹۰۰۰/۳۸۲۴۸/۱۰۰-١۴٠٠/٠۶/٠٣ با عنوان اصلاحیه نظامنامه ماده ۱۹ قانون تجارت به شرح زیر است: ماده واحده: افراد حقیقی داخل در طبقات ذیل باستثنای صاحبان مشاغل موضوع بند (الف) <a class="artref" href="/ماده/ماده-95-law00262__a_law00262_0750321789">ماده ۹۵ قانون مالیات‌های مستقیم اصلاحی</a> ۱۳۸۰/۱۱/۲۷ از مصادیق کسبه جزء محسوب و از داشتن دفتر تجارتی معاف خواهند بود. ۱ـ کسبه، پیشه‌وران، تولیدکنندگان و نظایر آنها که فروش سالیانه آنان از چهار میلیارد ریال تجاوز نمی‌کند. ۲ـ ارائه‌دهندگان خدمات در هر زمینه‌ای که عایدی غیرخالص آنها متجاوز از دو میلیارد ریال نباشد. رئیس قوه قضاییه ـ غلامحسین محسنی‌اژه ای تجارت به معانی خرید و فروش، مطلق کسب و داد و ستد، داد و ستد به قصد سود بردن است. تجارت در لغت به معنای خرید و فروش و نیز خریدن کالا به انگیزۀ فروختن آن با بهای بیشتر، همچنین به کارگیری سرمایه به منظور سود بردن، آمده است. واژۀ تجارت، مصدر و به قولی اسم مصدر است که در اصل، دلالت بر حرفۀ بازرگانی دارد و تاجر و بازرگان به کسی گفته می‌شود که داد و ستد را حرفۀ خود ساخته است. برخی از مفسران در تعلیل مقابلۀ تجارت و بیع در آیۀ ۳۷سورۀ نور بر این نظرند که مفهوم تجارت برحسب عرف ، استمرار در اکتساب از راه داد و ستد است، اما بیع یک عمل اکتسابی دفعی است. یعنی تفاوت بیع و تجارت از حیث دفعه و استمرار است. علامه طباطبایی در تفسیر المیزان می‌فرماید: کلمه شغل به معنای کاری است که آدمی را به خود مشغول سازد و از کارهای دیگر باز بدارد اگر یک فرد برای نوع مشخصی از شغل تربیت شده باشد، بدان حرفه یا پیشه می‌گویند. کسب و کار: به هر نوع فعالیت تکرارشونده و مشروع اقتصادی از قبیل تولید، خرید و فروش کالا و خدمات به قصد کسب منافع اقتصادی اطلاق می شود. (ماده ۱ قانون بهبود مستمر محیط کسب و کار) اصل ۴۶ قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران: هر کس مالک حاصل کسب و کار مشروع خویش است و هیچ‌کس نمی‌تواند به عنوان مالکیت نسبت به کسب و کار خود امکان کسب و کار را از دیگری سلب کند. Show comments 1 ویژگی های حق سرقفلی و حق کسب، پیشه یا تجارت، شباهت ها و تفاوت ها ▪ویژگیهای سرقفلی -سرقفلی از حقوق مالی است و مانند دیگر حقوق مالی قابل توارث معامله و رهن می باشد. -سرقفلی از اموال غیر مادی است و قابل تصرف نیست و به همین جهت قواعد مختص اموال مادی مانند اماره تصرف شامل آن نمی گردد. -تغییر و عدم پایداری از خصوصیات بارز سرقفلی است زیرا اتکای آن به ابتکار متصرف است و هرگاه خوب بهره برداری نگردد مشتریان پراکنده میشوند و حق تقلیل می یابد. -حق سرقفلی مثل حق انتفاع از اموال غیر منقوله از اموال غیر منقول تبعی است زیرا مرکز ثقل تمام نیروهای پدید آورنده سرقفلی محل کسب است که غیر منقول تلقی میشود (صدرزاده، ۱۳۵۷: ۵۸ و ۵۹) ▪ویژگی حق کسب یا پیشه یا تجارت -ویژگی اول بقای حق کسب یا پیشه یا تجارت با وصف انقضای مدت به این معنا که با وجود انقضای مدت اجاره بر خلاف قواعد عمومی و قانون مدنی چنین حقی باقی است و هیچ گونه خدشه ای به آن وارد نمیشود هم چنین انقضاء مدت باعث نمی شود تا این حق از بین رود و از جمله جهات زوال نیز محسوب نمی شود به عبارت دیگر، در باب مدت موجبات تخلیه و فسخ قرارداد نیست و با گذشت مدت اعتبار حق کسب یا پیشه یا تجارت هم چنان باقی میماند و حتی حق تخلیه به مالک داده نمی شود. -ویژگی دوم پیوند حق کسب یا پیشه با تصرف مستمر برابر مقررات قانون روابط موجر و مستاجر سالهای ۱۳۲۹ و ۱۳۵۶ تصرف شرط مهم در رابطه ی حقوق حق کسب یا پیشه یا تجارت میباشد به این معنا که ارتباط مستقیم بین حق کسب یا پیشه یا تجارت و محل کسب وجود دارد و زمانی این حق مفروض میباشد که شخص در آن محل تصرف مستمر و مشغول فعالیت در آن باشد. زیرا تصرف جزء لاینفک تحقق این حق تلقی می شود و در صورت عدم تصرف یا تصرفی که منقطع گردد این حق ثابت نمیشود و با ماهیت آن در سازگاری نیست چنانچه قبلاً گفتیم عناصر و ارکانی باید باشد تا حق کسب یا پیشه یا تجارت محقق شود و حق کسب یا پیشه یا تجارت بدون تصرفات مستمر معنا ندارد. -ویژگی سوم وابستگی حق کسب یا پیشه یا تجارت با منافع عین مستاجره مفهوم آن تعلق حق کسب یا پیشه یا تجارت به منافع مال است نه عین آن و محل تبلور و ایجاد آن در منفعت است نه عین به همین جهت آن را یک حق عینی محسوب کرده اند نه حق دینی. شباهت ها را در این مطلب و تفاوت ها را در این مطلب مطالعه کنید. فهرست قوانینی را که در آن به حق کسب یا پیشه یا تجارت اشاره شده است، اینجا ببینید. Show comments 1 فعالیت مستمر تجاری و کسبی در مورد اجاره شرط لازم استحقاق دریافت حق کسب و پیشه و تجارت توسط مستاجر است. دیدیم ارتباط مستقیم بین حق کسب یا پیشه یا تجارت و محل کسب وجود دارد و زمانی این حق مفروض میباشد که شخص در آن محل تصرف مستمر و مشغول فعالیت در آن باشد. زیرا تصرف جزء لاینفک تحقق این حق تلقی می شود و در صورت عدم تصرف یا تصرفی که منقطع گردد این حق ثابت نمیشود و با ماهیت آن در سازگاری نیست چنانچه قبلاً گفتیم عناصر و ارکانی باید باشد تا حق کسب یا پیشه یا تجارت محقق شود و حق کسب یا پیشه یا تجارت بدون تصرفات مستمر معنا ندارد. در ادامه نمونه رای ارایه شده استکه در آن در خصوص موضوعات ذیل ارایه نظر شدت است: ١-شرایط تجویز انتقال منافع توسط مستاجر به غیر ٢-ملاک تعیین حق کسب و پیشه و تجارت ٣-آثار صدور حکم به تجویز انتقال منافع به غیر و اما پیام رای: ١- تجویز انتقال منافع توسط مستاجر به غیر مستلزم دو مورد است: نخست این که مالک راضی به انتقال مورد اجاره به غیر نباشد؛ دوم این که نامبرده حاضر به پرداخت حق کسب و پیشه و تجارت در قبال تخلیه مورد اجاره به مستاجر نباشد؛ بنابراین چنانچه مستاجر دلیل و مدرکی دال بر امتناع موجر از پرداخت حق کسب یا پیشه یا تجارت در قبال ارائه نکند، دعوی مذکور مسموع نیست. ٢-حق کسب و پیشه و تجارت مربوط به کسب وپیشه یا تجارتی است که مستمر باشد؛ بنابراین شامل شغل جدید مستاجر بوده و شغل قبلی وی تاثیری در تعیین میزان حق کسب و پیشه و تجارت ندارد. ٣-صدور حکم به تجویز انتقال منافع به غیر به معنی اجبار مستاجر به تخلیه مورد اجاره در قبال پرداخت حق کسب و پیشه و تجارت توسط موجر و یا الزام به انتقال مورد اجاره به غیر نیست؛ زیرا مالک یا موجر، غیر محسوب نشده تا موضوع اولویت وی راجع به تجویز انتقال منافع به غیر مطرح شود و هم چنین در صورت عدم اجرای حکم صادره ظرف شش ماه، حکم مزبور ملغی الاثر خواهد بود. نکته جالب توجه در خصوص عملکرد هیأت سه نفره کارشناسان است که علی الظاهر میزان حق کسب و پیشه و تجارت را در شغل جدید مستاجر ملاک محاسبه خود لحاظ و شغل سابق را عامل وجود حق کسب و پیشه و تجارت ندانسته اند موضوعی که دادگاه تجدید نظر صحت عملکرد آنان را تایید نموده است. رای را با لمس instant view ملاحظه کنید. Show comments نقدی بر دیدگاه آقای کشاورز در مورد حق کسب یا پیشه یا تجارت بختیار سید نظامی کارشناس رسمی دادگستری و دانش آموخته حقوق آقای بهمن کشاورز در کتاب سرقفلی و حق کسب و پیشه و تجارت در حقوق ایران و فقه اسلام عنوان می نماید: «بدون هیچ تردیدی باید قائل شد به اینکه شهرت تجاری مستاجر و تعداد مشتریان او از عناصر تشکیل دهنده حق کسب و پیشه و عوامل موثر در میزان آن است. فرض می کنیم شخصی محلی را از مالک برای جواهر فروشی اجاره می کند. اگر این شخص محل را در اول اردیبهشت سال ۱۳۶۷ اجاره کرده باشد و مثلاً A تومان سرقفلی پرداخته باشد و بعد هم در دکان را ببندد و هیچ کاری در آن انجام ندهد و در اول اردیبهشت ۱۳۶۸ قصد انتقال آن به غیر را داشته باشد، حق کسب و پیشه محل عبارت خواهد بود از A + B که B عبارت است از حقی که در طی یک سال برای مستاجر ایجاد شده است (البته اگر در بدو امر وجهی بابت سرقفلی به موجر نپرداخته باشد، حق کسب و پیشه همان B خواهد بود). حال اگر همین شخص پس از اجاره کردن دکان در آن به کسب بپردازد و کارش هم رونق بگیرد در اول اردیبهشت ۱۳۶۸ حق کسب و پیشه محل عبارت است از A + B + C که B همان عامل گذشت زمان است و C عامل رونق کسبی است که البته B را میتوان عاملی با تغییرات تقریباً منظم و یکسان (با توجه به موقعیت محلی و نوع و تجهیزات بنا) دانست، حال آنکه عامل C تغییرات نامنظم و غیرقابل پیشبینی دارد.» تحلیل و توضیح: بنابراین، از نظر آقای کشاورز: حق کسب و پیشه صرفاً متکی به فعالیت فعال مستاجر نیست. حضور مستاجر در محل و تصرف او به تنهایی باعث ایجاد حق کسب و پیشه میشود که این حق به مرور زمان افزایش مییابد (عامل B). حتی اگر مستاجر کسب و کاری انجام ندهد و مغازه بسته باشد، حق کسب و پیشه برای او شکل میگیرد؛ اما میزان آن محدود به ارزش سرقفلی اولیه (A) و حق ناشی از گذشت زمان (B) است. رونق کسب و مشتریان (عامل C) عنصر افزاینده و مهمی در افزایش ارزش حق کسب و پیشه است ولی وجود آن برای تحقق ابتدایی حق ضروری نیست. در نتیجه، حق کسب و پیشه یک حق مالی است که هم ناشی از مالکیت منافع مستاجر بر محل (که حتی در غیاب فعالیت تجاری هم دوام دارد) و هم ناشی از توسعه و رعایت حقوق مستاجر در طول زمان و فعالیت واقعی است. این دیدگاه به طور ضمنی نشان میدهد که حتی اگر فعالیت کسب و کاری مستاجر به هر دلیلی متوقف شود، حق او برای انتقال آن حق مالی همچنان حفظ میشود، هرچند ارزش آن کمتر است. ▪دیدگاه منتقدین منتقدین اصلی ترین شرط تحقق «حق کسب یا پیشه یا تجارت» را مرتبط با رونق کسب و فعالیت مستمر می دانند. از دیدگاه ایشان: فعالیت تجاری در محل مورد اجاره باید مستمر و واقعی باشد و صرف داشتن قرارداد اجاره یا تصرف بدون عمل تجاری کافی نیست. یکی از ارکان اصلی این حق، وجود مشتریان و شهرت تجاری است که ناشی از فعالیت جدی و مستمر مستاجر در محل بوده و این امر منجر به رونق و اعتبار محل کسب میشود. به همین دلیل، اگر مستاجری صرفاً محل را در اختیار داشته باشد ولی فعالیت کسبی نکند، این حق تحقق نمی یابد یا بسیار محدود و مشروط خواهد بود. دلیل اصلی این نگاه، تعریفی است که از «تاجر» و «فعالیت تجاری» در حقوق داریم که لازمه آن عبارتند از: انجام معاملات تجاری به عنوان شغل و حرفه عادی، تکرار و استمرار در فعالیت، و احراز کسب سود و زیان به عنوان ماهیت شغل تجاری. بنابراین حق کسب یا پیشه یا تجارت به شکل عملی و حقوقی، پیوندی تنگاتنگ با فعالیت مستمر و واقعی تجاری دارد و بدون آن، تحقق حقی که بتواند ارزش مالی یا قابلیت انتقال واقعی داشته باشد، قابل تصور نیست. ▪دیدگاه حقوقی درباره «تاجر» و فعالیت تجاری (مطابق ماده ١ قانون تجارت و مفاهیم حقوقی مرتبط) در حقوق تجارت ایران، «تاجر» کسی است که: به اعمال تجارتی مبادرت ورزد و این اعمال را به عنوان شغل اصلی و عادی خود قرار دهد. فعالیتهای تجاری او باید تکراری و مستمر باشد، نه اتفاقی یا موردی. تاجر باید خود متحمل سود و زیان فعالیتهای تجاری باشد و معاملات خود را به نام و حساب شخصی انجام دهد. کسبه جزء نیز از مصادیق تاجر محسوب می شوند، هرچند برخی تکالیف مانند دفتر تجاری از آنها سلب شده است. صرف داشتن محل کسب یا اجاره آن، بدون فعالیت مستمر و تجاری، شرط لازم برای تاجر بودن و در نتیجه تحقق حق کسب و پیشه یا تجارت نیست. ادامه مطلب را با لمس instant view ملاحظه فرمایید. #حق_کسب_یا_پیشه_یا_تجارت #سرقفلی Add a comment 2 1

موادِ قانونیِ مستند در این صفحه 1

موارد مرتبط

برای این صفحه موردِ مرتبطی ثبت نشده.

نظرها و یادداشت‌ها

نظرها پس از بررسی نمایش داده می‌شوند.

Designed & Developed by Hamed Rostami, Eng. & Attorney — © All Rights Reserved حامد رستمی، مهندس و وکیل دادگستری حقوق، با نگاهِ هوش مصنوعی و الگوریتم اینستاگرام تلگرام لینکدین