دکترین
قاعده غَرَر: مفاد
غرر در لغت به معنای غفلت ، خطر، خدعه و نیرنگ آمده است. برخی لغویان غرر را به چیزی که ظاهرش فریبنده و باطنش مجهول است تعریف کردهاند. برخی دیگر، آن را به احتمال خطری که عقلا اجتناب از آن را لازم میدانند - به گونهای که در صورت عدم اجتناب، او را بر آن سرزنش میکنند - تعریف کردهاند. در حدیثی از حضرت امیرمؤمنان (علیهالسلام) ، غرر به اقدام بر کاری که انسان با انجام دادن آن ایمن از زیان نیست، تعریف شده است. بعضی، تعریف یاد شده را جامعترین تعریفها از غرر توصیف کردهاند.
برخی گفتهاند: از کلمات لغویان و فقها به دست میآید که در مفهوم غرر، جهالت و خطر نهفته است، زیرا در صورت ایمن بودن از ضرر و یا با علم به ضرر در معاملاتِ مبنی بر مسامحه ، مانند صلح ، غرر صادق نیست. برخی گفتهاند: تعریفهای ارائه شده از غرر، بعضی متکفل بیان مفهوم غرر، بعضی دیگر در صدد بیان لازم دائمی آن، بعضی بیانگر لازم غالبی و بالاخره بعضی متکفل بیان مورد آناند. مفهوم غرر ب. ت. ب. آنچه از موارد کاربرد واژۀ غرر به دست میآید، نزدیک به مفهوم نیرنگ و خدعه است که لازم دائمی آن غفلت و لازم غالبیاش، خطر و وقوع در ضرر و مورد آن نیز چیزی است که ظاهرش فریبنده و زیبا و باطنش ناخوشایند است.
در تحقق غرر تفاوت نمیکند که منشا آن جهل به وجود عوض باشد، مانند معاملۀ برده فراریای که زنده بودنش معلوم نیست یا جهل دستیابی به آن، مانند معامله پرندۀ موجود در هوا و یا جهل به صفات آن از جهت کمّی یا کیفی، مانند معاملۀ انگشتری که معلوم نیست طلا است یا نقره . چنانچه منشا ضرر، جهل به قیمت کالا باشد، غبن صادق است نه غرر. برخی، مقصود از غرر در قاعده را خطر از جهت جهل به صفات عوض و مقدار آن دانستهاند، نه مطلق خطر که شامل تحویل دادن و ندادن عوض بشود. ملاک در تشخیص غرر، عرف است، بنابراین، هر معاملهای که از نظر عرف غرری باشد، مشمول قاعدۀ غرر است.
منبع: کتاب العین، واژۀ «غرر» · النهایة، واژۀ «غرر» · ج۲، ص۷۵ · جواهر الکلام، ج۲۲، ص۳۸۷ · صیغ العقود و الایقاعات، ص۶۸ · حاشیة کتاب المکاسب، ج۳، ص۲۷۷ · ج۲، ص۱۳۷ · مصباح الفقاهه، ج۵، ص۴۷۳ · جواهر الکلام، ج۲۲، ص۳۸۸ · العناوین الفقهیه، ج۲، ص۳۲۰
موارد مرتبط
برای این صفحه موردِ مرتبطی ثبت نشده.
