دکترین
اجماع در روش فقهی: نکته
تا کنون روشن شد که اجماع در نزد فقهای شیعه، به عنوان حجت مستقل مطرح نیست و اجماع را دلیل و حجت چهارم دانستن، چیزی جز همراهی و همگامی با اهل سنت نیست و اجماع از دیدگاه شیعه، در بعضی موارد، حاوی قول معصوم است و همان قول معصوم حجیت دارد. مطلبی که در مرحله نخست، به ذهن هر بینندهای میگذرد، این است که شاید ایشان در اجماع نظر دیگری، خلاف آنچه تا حال از شیعه یاد شده و معروف و مشهور همگان است، داشته باشد. شاید ایشان، به چیزی اجماع میگوید که آن چیز بر کتاب الهی و بر اخبار اهل بیت تقدم رتبی دارد. شاید ایشان اصطلاح جدیدی جعل کرده باشد. ولی باید با اطمینان کامل گفت که این گونه نیست. ایشان اصطلاح خاصی جعل نکرده است و او نیز همگام با دیگر فقها، اجماع را دلیلی برای همراهی میداند و دلیل آن این است که فقهای شیعه، در فقه روشها واحدی داشتهاند و اگر کسی روشی خلاف دیگران داشت مشهور میشد. امکان دارد کسی به او نسبت دهد که طرفدار اجماع است، از اجماع زیاد استفاده کرده است، ولی هیچ گاه نگفتهاند که او اجماع را برتر از کتاب و سنت میداند، یا اجماع را دلیل مستقل میشمارد. پس از این راه میتوانیم به دست بیاوریم که ایشان، درباره اجماع و مقدار حجیت آن، راه جدایی را نپیموده است.
منبع: ج۱۴، ص۳۲۱، دار الزهراء، بیروت · ج ۱، انتشارات اسلامی وابسته به جامعه مدرسین قم
موارد مرتبط
برای این صفحه موردِ مرتبطی ثبت نشده.
