دکترین
استنباط احکام فقهی: چگونگی تمسک به اطلاق
از آنچه گذشت روشن میشود که در مستدلسازی حرام و حلالها در امور اجتماعیِ دارایِ جهات گوناگون، تمسک به اطلاق لفظی و مقامی کارساز نیست؛ زیرا پیشوایان ما با مردم سخن میگفتهاند و مردم نیز پیوسته با موضوع مقید، و امر مرکب سروکار داشتهاند؛ مثلاً وقتی حکم جاریه مغنیه را بیان میکردهاند، مراد تنها دخترکی که با صوت مطرب مرجّع آواز میخواند نبوده است؛ بلکه او - همانگونه که اکنون نیز متداول است - همراه با خواندن، رقص و چرخش نیز انجام میداده، کلمات مسجّع بر زبان میرانده، اشعار خیالانگیز و شهوتزا ترنّم میکرده و...؛ از سوی دیگر، آلات موسیقی همراه با آن آواز، وضع روحی و روانی شرکتکنندگان در مجلس غنا و...، همه و همه از اموری بوده که با جاریه مغنیه همراه میگشتهاند و لفظ مغنیه - نظیر عنوان مشیر - به تمامی این مجموعه دلالت داشته است.
بنابراین از روایتهای جاریه مغنیه نمیتوان اطلاقگیری کرد و همان احکام را برای خانمی که تنها صوت مطرب مرجّع دارد ولی هیچیک از امور دیگر را ندارد، اثبات کرد، یا تمامی آن احکام را برای مرد آوازخوان بار نمود. معنای آنچه گفته شد، حلیت مطلق آوازهخوانی چنین فردی نیست، بلکه مراد این است که آن حکمهای غِلاظ و شدادی که روایتها برای جاریه مغنیه بیان داشتهاند، شامل فردی میشود که تمامی آن کژیها را داشته است و هرچه از آن کژیها کاسته شود، از شدت و حدت حکم کاسته میشود.
نظیر آنچه در» فلا تخضعن بالقول «بیان شد، که هر با ناز و کرشمه سخن گفتنی، حرام نیست بلکه مرحلهای که قلبِ فردِ حاضرِ مریضِ دارای شهوت را به طمع میاندازد، حرام است، و با پیران و خواجگان اینچنین سخن گفتن ممنوعیت کمتری دارد، و اگر هیچ نامحرمی سخن او را نمیشنود ممنوعیتی ندارد، درباره مسئله حجاب و نگاه نیز همینطور است؛ گاهی زنی روستایی در شالیزار کار میکند و بهطور طبیعی پاهایش تا نیمه ساق و دستهایش تا بازو پیداست و در داغی هوا گاهی روسریاش از سرش میلغزد و موهای کثیف و عرق کردهاش پیدا میشود، اما گاهی فرد دیگری در بالای شهر دست و پای خود را برای دیگران ظاهر میسازد و موهای آرایشنموده خود را ظاهر میسازد؛ ب.
ت. ب. ملاکهای شرعی، اولی هیچ گناهی ندارد، و دومی گناههای متعددی دارد؛ زیرا اولی نه زینتی ظاهر ساخته است و نه بیماردلی را به طمع انداخته است، به خلاف دومی. گاهی خانمهایی با ابزار و وسایلی از قبیل شلوار بسیار تنگ یا لباس چسبان، بدن خود را میپوشانند، و یا با روسری موی خود را میپوشانند، ولی به گونه تحریکآمیز لباس خود را میآرایند؛ اینها به همین مقدار گنه کارند. به ویژه هنرپیشههای فیلمها گاهی به ظاهر، ظواهر اسلامی را رعایت میکنند، ولی طمع را در قلبهای مریض با ظرافت ایجاد میکنند.
و زینتی را که آیه ۳۲ سوره نور به مخفی ماندنش اصرار دارد، به طور ظریفی مینمایانند. در تمامی این امور، جای اطلاقگیری و مقایسه هر فرد با دیگری نیست، بلکه ملاک و معیار، مقدار تأثیر فرد در ایجاد فساد اجتماعی است که در این موارد تا حدود زیادی در این فسادانگیزی وجود دارد. در این مسئله نوع لباس، سن فرد، فضای موجود، دیالوگها و... همه و همه دخالت دارد و بنابراین حرامها مدرّج است. کسی نمیتواند بگوید سر برهنه بودن دختر ، تا روز قبل از بلوغش کاملاً حلال است، یا نگاه پسران به زنان، تا روز قبل از بلوغ جایز است، چون» رُفِعَ القلم عن الصبی حتی یحتلم «، بلکه باید اهداف، ملاکها و معیارهای شرع را مدّ نظر داشت.
در موضوع غیبت نیز مسئله از همین قبیل است؛ زیرا غیبت حرام شده است تا عیوب مستور بماند و آبروها حفظ شود، اگر بنا باشد که حرمت، تنها شامل مکلف شود و از شرطهای مکلف شدن، بالغ شدن باشد و در نتیجه غیبت کردنِ غیربالغ حلال شمرده شود، آنگاه نتیجه این میشود که اگر دانشآموزان اول و دوم و حتی سوم راهنمایی، به غیبت، افشاگری و تهمت و آبروریزی افراد، اهتمام ورزند، حرامی را مرتکب نشده باشند، با اینکه مسلّماً شارع به چنین چیزی رضایت نمیدهد، و حتی بر فرض که روایت یا آیهای چنین امری را مباح بشمارد، عقل به عنوان حجت بزرگ الهی، آن روایت و دلیل را کنار مینهد و یا توجیه میکند.
بنابراین میتوان نتیجه گرفت که حرامها و حلالهای اجتماعی، بلوغ و عدم بلوغ نمیشناسد، بلکه این امور تابع ملاکهای خودشان هستند، و ملاک در آنها آثار وضعی آنهاست. بنابراین سخن نوجوان به همان مقداری که در آبروی افراد تأثیر میگذارد، دارای حکمی در همان حد است؛ اگر بچه زیرک و باهوشی است که همه سخن او را چونان سخن افراد بالغ ارج مینهند، غیبت کردنهای او مانند غیبت کردنهای افراد بالغ حرام است، و اگر به سخن او هیچ اعتنایی نمیکنند و سخن او را چون سخن طوطی تلقینی میدانند، اثری بر کلامش بار نیست و به همین منوال سایر موارد محاسبه میشود.
منبع: نور/سوره۲۴، آیه۳۲
موارد مرتبط
برای این صفحه موردِ مرتبطی ثبت نشده.
