دکترین
ایمان دینی: کارکردهای عقل
عقل کارکردهای مختلفی دارد. درباره ارتباط عقل و دین، شش نقش متفاوت برای عقل قابل تصور است؛ یعنی نقش عقل را در شش مقام میتوان در نظر گرفت:
۱) در مقام فهم معنای گزارههای دینی؛
۲) در مقام استنباط گزارههای دینی از متون مقدس؛
۳) در مقام انتظام بخشیدن به آنها؛
۴) در مقام تعلیم گزارههای دینی؛
۵) در مقام اثبات گزارههای دینی و
۶) در مقام دفاع از آنها. پرواضح است که جامعه دینی در مقام استنباط و فهم و تعلیم گزارههای دینی از عقل بهره میجوید. موافقان و مخالفان دخالت عقل در دین، بر این سه کارکرد اتفاقنظر دارند. کارکرد چهارم عقل، یعنی انتظام بخشی به گزارههای دینی، نیز چندان محل اختلاف نیست. حتی ایمانگرایان که در صفحات آتی با آنان بیشتر آشنا خواهید شد، و ظاهرگرایان نیز مجموعه ناهماهنگی از گزارههای دینی را نمیپذیرند. انسجام و سازواری درونی میان مجموعه گزارههای دینی، کمترین شرط مقبولیت آن نظام است و بدون آن، التزام به نظام معارف دینی بیمعناست. حتی افراطیترین ایمانگرایان، مانند کرکگور، هر چند ورود در عرصه دین را با تن دادن به تناقض میسر میدانند، اما این تناقض در واقع تناقض ایمان دینی با عقل غیر دینی است. گزارههای دینی باید به نحوی با هم تلائم پیدا کنند؛ زیرا با وجود ناهماهنگی درونی، التزامی در کار نیست به کدام یک از طرفین نقیض میتوان ملتزم شد؟ البته ایمانگرایان در مجموعه باورهایشان وجود تناقض را میپذیرند، اما به زعم ایشان، تناقض داشتن باورهای دینی با باورهای غیردینی، به ایمان دینی لطمهای نمیزند، بلکه زمینه تحقق آن را فراهم میآورد.
موارد مرتبط
برای این صفحه موردِ مرتبطی ثبت نشده.
