دکترین
تجلی: تجلی در عرفان
در برابر نگرش کلامی مفسران، تجلی در جهانبینیِ عرفانی اهمیت خاص دارد و از یکسو اساس هستیشناسی و جهانشناسی عرفانی، و از سوی دیگر بنیاد معرفتشناسی آن را تشکیل میدهد. تأمل در متون عرفانیِ پدید آمده در سدههای نخستین هجری، تا سده ۷، این حقیقت را مسلّم میسازد و به همین سبب، تعاریفی که در این متون از تجلی به دست داده شده است، جملگی تعاریفی معرفت شناسانهاند که میتوان از آنها به جلوهگر شدنِ حقیقت در آیینه دل تعبیر کرد. براساس این مقدمهها، سراسر هستی به ۵ بخش یا به ۵ عالم تقسیم میشود، و هر بخشِ فروتر مظهر یا آیینه بخشِ فراتر است؛ و در نهایت، کل عالم هستی مراتب ظهور و آیینه حق بهشمار میآید.
منبع: Sufism and Taoism: A Comparative Study of Key Philosophical Concepts، ج۱، ص۱۵۲، Los Angles etc ۱۹۸۳ · اللمع فی التصوف، ج۱، ص۳۶۳، به کوشش نیکلسن، لیدن، ۱۹۱۴م · مفاتیح الاعجاز فی شرح گلشن راز، ج۱، ص۸۹، به کوشش محمدرضا برزگر خالقی و عفت کرباسی، تهران، ۱۳۷۱ش · حکمة الاشراق، ج۱، ص۱۰، مجموعه مصنفات، به کوشش هانری کربن، تهران، ۱۳۵۵ش، ج ۲ · اصطلاحات الصوفیة، ج۱، ص۱۵۵-۱۵۶، به کـوشش محمدکمال ابراهیم جعفر، قاهره، ۱۹۸۱م · خصـوص الکلم فی معانیالفصوص الحکم، ج۱، ص۶۹-۷۰، قم، ۱۴۱۶ق
موارد مرتبط
برای این صفحه موردِ مرتبطی ثبت نشده.
