دکترین
توجه به اصل استماع دعوا و ضابطه مند کردن موارد قرار عدم
توجه به اصل استماع دعوا و ضابطه مند کردن موارد قرار عدم استماع دعوا موجب احقاق حق و فصل خصومت در قوه قضاییه میشود و از طرح مکرر دعاوی و هدر رفت هزینه های دولت و مردم جلوگیری می نماید که این امر به نوبه خود رضایت دادخواهان و ارباب رجوع و کاهش ورودی پرونده به دادگستری را در پی خواهد داشت. همواره از دادگاه به عنوان مرجع احقاق حق و اجرای عدالت انتظار می رود که به گرایش و میل اجتماعی مردم که همانا سهولت دادرسی و کاهش تشریفات دست و پاگیر و احقاق حق است توجه بیشتری داشته باشد.
نظام حقوقی و قضایی باید توجه داشته باشد که برای کارآمدی بیشتر باید سعی کند که موانع و تشریفات دادرسی را به حداقل برساند. در دیگر نظام های حقوقی نیز هدف اساسی آیین دادرسی، تسهیل دسترسی به دادگستری از طریق کم کردن هزینه ها و حذف تشریفات زائد و سهولت دادرسی بوده است. نهادینه شدن اصل استماع دعاوی کمک می کند که رویه قضایی به جای حرکت در جهت رد دعاوی به استماع آن و ترمیم نواقص توجه کند و در مقام تردید در استماع دعوا نظر و تفسیری را انتخاب کند که مانع رسیدگی به دعاوی نباشد و دادگاه را به سمت استماع پیش ببرد.
این در حالی است که امروزه بسیاری از دادگاه ها در مقام شک و تردید در قابلیت استماع دعوا اصل را بر عدم قابلیت استماع می دانند و بعضاً ایراد گیری به نحوه طرح دعوا و یافتن ایرادات شکلی از دادخواستهای تقدیمی وکلا را جزء افتخارات خود محسوب می کنند و این امر به نوبه خود باعث کاهش نسبتاً زیاد آمار فصل خصومت در دعاوی حقوقی شده است، به طوری که حتی زمانی که دادخواه پس از طرح پرونده های متعدد و تجدید مکرر دعوا به نتیجه مطلوب خود می رسد، شیرینی عدالت در مذاق وی چشیده نشود یا حداقل از آن کاسته شود.
موارد مرتبط
برای این صفحه موردِ مرتبطی ثبت نشده.
