دکترین
دلالت (اصول): دلالت به معنای دوم
در مثالیاد شده به صداى کوبه ی در « دالّ »، به کسى که پشت در است « مدلول »و به صفتو حالت پدید آمده براى صدا «دلالت» گویند. ۴.
۳ - اقسام دلالت براى دلالت لفظ بر معنا تقسیماتى ذکر شده است. ۴.۳.
۱ - دلالت مطابقى، تضمنى و التزامى -دلالت مطابقى؛ دلالت لفظ است بر تمام معناى خود، مانند دلالت لفظ حسن بر فرد مسمّا به این نام. -دلالت تضمنّى؛ دلالت لفظ است بر جزئى از معنا، مانند دلالت لفظ حسن بر سرو پاى فردى که به این نام خوانده مىشود. -دلالت التزامى؛ دلالت لفظ است بر ملازم عقلی یا عرفى معناى خود، مانند دلالت لفظ خورشید بر نوریا دلالت لفظ « حاتم » بر جودو بخشندگى. ۴.۳.
۲ - دلالت تصورى و تصدیقى -دلالت تصورى عبارت است از؛ خطور معناى لفظ در ذهن هنگام شنیدن آن، هرچند گوینده، آن را قصد نکرده باشد، مانند انتقال ذهن به معنای حقیقی لفظ، گرچه گوینده معنای مجازی آن را اراده کرده باشد. -دلالت تصدیقى، عبارت است از؛ دلالت لفظ بر مقصود بودن معناى آن براى گویندهو آن در صورتى است که گوینده در مقام بیان،و جدّى باشدو قرینه اى بر اراده ی خلاف معناى لفظ نیاورده باشد. ۴.۳.
۳ - دلالت اقتضا، تنبیه و اشاره ازاین دلالت، به دلالت سیاقى (دلالت ریخت کلام) نیز تعبیر کردهاند. -دلالت اقتضا؛ دلالتى است که به حسب عرف ، مقصود گوینده باشدو صدقو صحّت کلام از جهت عقلیا شرعیا لغتویا عادت متوقف بر اراده ی آن معنا از سوى او باشد، مانند دلالت «لاضَرَرَو لاضِرارَ فى الاسلام» بر نفى آثارو احکام شرعیِ ضررى در اسلام؛ چون صدق کلام متوقف بر چنین تقدیری است،و گرنه، ضرر در خارج موجود است و شارع مقدس قطعا در مقام نفی آن نیست. -دلالت تنبیه(ایماء)؛ دلالتى است که از نظر عرف ، مقصود گوینده است؛ لیکن- برخلاف دلالت اقتضا- در این نوع دلالت، صدقو صحّت کلام متوقف بر چنین دلالتى نیست؛ بلکه سیاق و ریخت کلام موجب یقین به اراده آن مىشودیا عدم اراده ی آن را بعید به نظر مىنمایاند، مانند دلالت جمله ی «خورشید طلوع کرده است» بر تنبیه به این مطلب که وقت نماز سپرى شده است.ویا دلالت جمله ی «أعِدِ الصلاة» ( نماز را اعاده کن) بر بطلان نماز. -دلالت اشاره؛ دلالتى است که مدلول آن لازمه ی مدلول کلام است؛ هرچند به حسب عرف ، مقصود گوینده از آوردن کلام، چنین دلالتى نیست؛ خواه این مدلول از یک کلام، استنباط شده باشدیا از دو کلام، مانند:
۱) دلالت آیه ی «و حمله وفصاله ثلاثون شهرا» و آیه ی «و الوالداتیرضعن أولادهنّ حولین کاملین» بر اینکه کمترین مدّت حمل شش ماه است؛ با این بیان که آیه ی نخست، مجموع دوران حمل و رضاع را سى ماه،و آیه ی دوم، مدت کامل رضاع را دو سال مىداند، که با کم کردن ۲۴ ماه (دو سال) از سى ماه، اقلّ حمل- که شش ماه است- به دست مىآید.
۲)مثال دیگرى که براى این نوع دلالت ذکر کردهاند، دلالت وجوب چیزى بر وجوب مقدمه ی آن است. البته نامیدن دلالت اشاره به این نام، مسامحه است؛ زیرا فرض این است که دلالت اشاره، مقصود گوینده نیست؛ در حالى که دلالت، تابع اراده ی گوینده است. -حجیّت دلالت اشاره ←←←از باب حجیّت ظواهر نیست، بلکه از باب حجیّت ملازمات عقلی است. - حجیّت دو نوع پیشین (دلالت اقتضاو تنبیه) از باب حجیّت ظواهر است.
منبع: المنطق، مظفر، ص ۴۰ · المنطق، مظفر، ص ۴۳ تا ۴۴ · ج ۱، ص ۱۸ تا ۱۹ · ج ۱، ص ۱۲۱ · احقاف/سوره۴۷، آیه ۱۵ · بقره/سوره۲، آیه ۲۳۳ · ج ۱، ص ۱۲۰ تا ۱۲۵
موارد مرتبط
برای این صفحه موردِ مرتبطی ثبت نشده.
