دکترین
عبهر العاشقین (کتاب): ویژگیها و خصایص کتاب
۱. مزج جملههای عربی در سیاق عبارت فارسی: «در مشاهده ربوبیت قبل وصول العبودیة، تکلیف شریعت برخیزد، آن گاه احکام باطل شود.» «اما العشق، فعلی خمسة انواع: نوعی الهی است و آن منتهای مقامات است...» «و این عشق را شواهد شرعی است و دواعی عقلی است؛ سنذکر حقیقتها، ان شاءالله.» «... چون به کمال رسد، شوق است و (چون) به حقیقت استغراق رسد، یسمی عشق.»
۲. تکرار، در نظر مؤلف، به قاعده پیشینیان، عیب نیست، بلکه از محاسن کلام است: «و نوعی روحانیت و آن، خواص آدمیان را باشد، چون به غایت لطافت باشد و نوعی بهیمی است و آن رذال الناس را باشد.»
۳. گاه معدود را، به قاعده قدما، جمع آورد: «از بدایت تا نهایت؛ اعنی در عشق الهی، دوازده مقامات است.» اسمهای جمع عربی را، به سیاق بعض پیشینیان، به فارسی جمع بسته است: «ملوکان زمانه را پیش ایشان قدم نیست...»
۴. در ترکیبات وصفی (که صفت و موصوف هر دو عربی باشد) صفت را با موصوف تطبیق داده: «مهیج شهوات مذمومه شود.»
۵. بسیاری از اسمهای عربی را به سیاق فارسی جمع میبندد: «چون محبت خاص از جلال ذات... در ممکنات عقول روحانیان عباد صبغ عشق در جان جان زد...» «در فضیلت آن بر محبان خویش...» ۶. «ی» استمراری را بسیار استعمال میکند: «چو او را بدیدی، بدو عاشق شدی.»
۷. آن جا که صیغه تفضیل به کار میبرد، طبق قاعده ، جمله اسمیه میآورد: «عرفانش بر عرفان بیفزاید که هر که عاشق تر عارف تر و هر که عارف تر خائف تر.» ۸. «ازین» (از این) را برای وصف جنس، بر سر اسم مختوم به «ی» نکره و وحدت آرد: «ازین کافری، رعنائی، مکاری، زراقی، شوخی، عیاری...»
۹. لغات فارسی (یا مرکب از فارسی و عربی) قابل توجه، در این کتاب بسیار است، از آن جمله: آئینه گری، آفتاب پرست، استغفارخانه، استوارکتاب، باژگونه، تاوان، جان آفرین، چال، چاله، چشم زخم ، خاک در دیده، خراباتی، خرده گیر، داروفروشی، دست خوش، دست فراز کردن، دیده ور، سرانداز، غارتیدن، غرچه، کاروان گاه و...
۱۰. لغات و ترکیبات و جمعهای عربی نامانوس در این کتاب فراوان است: آفل، اذیال، اصطلام، بطنان، تخریق، تدلی، تسویت، تصفیق، تمزیق و...
موارد مرتبط
برای این صفحه موردِ مرتبطی ثبت نشده.
