دکترین
عدم ابلاغ یا نادرستی فرآیند ابلاغ حکم و انصراف داد باخته
در صورتی که حکم بدون رعایت شرط ابلاغ در مدار اجرا قرار گیرد و یا در حین اجرا این نقص برملا شود و یا امر ابلاغ نادرست باشد، داد باخته حق و فرصت واکنش دارد. این فرصت مبتنی بر حق داد باخته است. تشریفات ابلاغ اگرچه با نظم عمومی حاکم بر جریان دادرسی پیوند دارد و در سلسله تشریفات حتمی و ضروری آیینی قرار می گیرد، اما چهره حکم ندارد. بنابراین چنانچه داد باخته تعرضی به این امر نماید و یا با وجود این نقص و عیب اقدام به اجرای اختیاری نماید و یا حتا به اجرای اجباری نسبت به این موضوع واکنشی نشان ندهد، عملیات اجرا دنبال خواهد شد. سکوت داد برده یا اعلام رضایت وی به این نارسایی موجب و جاهت اقدامات اجرایی می شود. با این وصف بدون تعرض داد باخته یا با ملاحظه نا آگاهی وی این تکلیف از دادورز و دیگر عوامل اجرا ساقط نمی شود. هر یک از متصدیان امر اجرا که ملتفت این نقص و نارسایی شوند؛ بایستی واکنش نشان دهند و مراتب را به دادگاه نخستین یادآور شوند تا ایراد برطرف گردد.
چنانچه عملیات اجرا پایان یابد و برای نمونه مال بدست آمده برای استیفای محکوم به از طریق مزایده به خریدار واگذار شود و دستور تملیک صادر شود ماده ۱۴۳ ق.ا.ا.
م) و پس از پایان اجرا داد باخته یا شخص ثالث به این نارسایی استناد نماید، اثری بر آن مترتب نخواهد بود. دخالت داد باخته یا نماینده او در جریان اجرا مانع تعرض بعدی ایشان پس از پایان عملیات اجرا به نارسایی ابلاغ می گردد. منطقی نیست پس از دوره طولانی اجرا و تنظیم سند انتقال اجرایی یا واگذاری قانونی مال به برنده یا اقدام عملی موضوع اجرا با تعرض به موضوع ابلاغ عملیات اجرا را درخور دگرگونی یا از سرگیری نماییم. همچنین سکوت یا اعلام رضایت داد باخته برابر این نارسایی فرصت واکنش را از جانشین قانونی او یا منتقل الیه باز می دارد.
موارد مرتبط
برای این صفحه موردِ مرتبطی ثبت نشده.
