دکترین
عرضه حدیث بر امام کاظم: ازدواج در عده طلاق
یک. اسحاق بن عمار: قلت لابی ابراهیم: بلغنا عن ابیک ان الرجل اذا تزوج المراة فی عدتها لم تحل له ابدا؟ فقال علیهالسّلام : هذا اذا کان عالما؛ فاذا کان جاهلا فارقها و تعتد ثم یتزوجها نکاحا جدیدا؛ اسحاق بن عمار به امام کاظم عرض میکند: از پدرتان به ما رسیده است که اگر مردی با زنی که در عده طلاق به سر میبرد ازدواج کند، هیچ گاه بر او حلال نمیشود. اما اگر جاهل باشد، از او جدا میشود و پس از تمام شدن عده، از نو با او ازدواج میکند. او بین پاسخ امام و روایت امام صادق علیهالسّلام ، تنافی میبیند و از این رو آن را عرضه میکند. ۲.
۱ - ازدواج زن شوهردار دو. قال: ترجم المراة ویضرب الرجل ماة سوط لانه لم یسال. قال: ترجم المراة ولا شیء علی الرجل؛ امام پاسخ داد: زن سنگسار میشود و مرد صد تازیانه میخورد، چون پرس و جو نکرده است. شعیب میگوید: به نزد امام کاظم رفتم و همین مسئله را باز گفتم. امام کاظم فرمود: زن سنگسار میشود و بر مرد چیزی نیست. همانگونه که در عرضه حدیث زراره توسط کوفیان دیدیم. ۲.
۲ - آمیزش با کنیز سه. الحسن بن صدقة: سالت ابالحسن فقلت: ان بعض اصحابنا روی ان للرجل ان ینکح جاریة بنته، ولی ابنة ولابنتی جاریة اشتریتها لها من صداقها. افیحل لی ان اطاها؟ فقال: لا، الا باذنها؛ حسن بن صدقه میگوید: از امام کاظم پرسیدم: فردی از دوستانمان روایت کرده است که مرد میتواند با کنیز دخترش آمیزش کند و دختر من کنیزی دارد که از مهریه اش برای او خریدهام. آیا آمیزش با این کنیز بر من حلال است؟ حضرت فرمود: نه، مگر با اجازه دخترت. امام علیهالسّلام در ادامه، صورتهای مختلف مسئله و مفهوم حدیث عرضه شده را توضیح میدهد. ۲.
۳ - حدیث مشهور ذوالشمالین چهار. عرضهای دیگر نیز از حسن بن صدقه گزارش شده است. اما از فرهنگ عرضه حدیث حکایت دارد. حسن بن صدقه، مانند بیشتر شیعیان، نمیتوانسته احادیث سهوالنبی را بپذیرد. از جمله این احادیث، حدیث مشهور ذوالشمالین است که میگوید پیامبر در نماز چهار رکعتی، پس از تشهد رکعت دوم، سلام داد؛ ولی با یادآوری یکی از اصحاب برخاست و پس از نماز، سجده سهو به جا آورد. فقال: نعم. قلت: حاله حاله؟ به امام کاظم عرض کردم: آیا حضرت رسول در دو رکعت نخست سلام داد؟ حضرت فرمود: بلی. گفتم: با این شان و موقعیت؟! گفت: خدا میخواست از این طریق به مردم فقه بیاموزد. در روایت دیگری، تمام واقعه گزارش شده؛ ولی سبب آن را رحمت خداوند دانسته است، تا مسلمانان این گونه اشتباهات را بریکدیگر عیب نگیرند و راه جبران معلوم شود. ۲.
۴ - خضاب کردن پنج. قلت: بلغنا ان الحناء یزید فی الشیب. قال: ای شیء یزید فی الشیب؟ الشیب یزید فی کل یوم؛ حسن بن جهم میگوید: بر امام کاظم وارد شدم در حالی که موهایش را سیاهرنگ کرده بود. گفتم: میبینم با رنگ سیاه خضاب کردهاید! فرمود: همانا در خضاب، اجر است. خضاب، استفاده از نعمتی الهی است که بر عفت زنان میافزاید. همانا زنان عفت را کنار گذاردند؛ چون همسرانشان آراستگی را کنار گذاردند. گفتم: چنین به ما رسیده که حنا بر پیری میافزاید. امام فرمود: چه چیز بر پیری میافزاید؟! پیری روز به روز زیاد میشود. حدیث تاثیر حنا بر پیری، در «کافی» به امام باقر و امام صادق علیهالسّلام منسوب است. حسن بن جهم در ارتباط با این قبیل موضوعات، عرضه ضمنی دیگری نیز دارد. در حوزه عقاید و اندیشههای کلامی نیز، عرضههای متعددی بر امام کاظم علیهالسّلام صورت گرفته که از موضوع مقاله بیرون است. در پایان این بخش، عرضهای ضمنی را گزارش میکنیم. ۲.
۵ - انگشتر فیروزهای شش. فقال اتعرفه؟ قلت: لا. فقال: هذا هو؛ نگاهم را به آن دوختم، حضرت فرمود: چرا بدان چشم دوختهای؟ حضرت فرمود: آیا آن را میشناسی؟ گفتم: نه. فرمود: این همان است.
منبع: الکافی، ج۵، ص۴۲۸، ح۱۰ · الکافی، ج۶، ص۱۷۱، ح۲ · ج۵، ص۲۲۸ · ج۱، ص۱۷۲، ش۲۹۲ · ج۷، ص۴۸۷ · الکافی، ج۵، ص۴۷۱، ح۶ · الکافی، ج۳، ص۳۵۶، ح۳ · ج۳، ص۳۵۷، ح۶ · ج۶، ص۴۸۰، ح۱ · ج۱، ص۱۲۲، ح۲۷۶ · ج۶، ص۵۲۲، ح۲ · مسند امام کاظم علیهالسّلام، کتاب توحید، ص۲۵۷ · الکافی، ج۶، ص۴۷۲، ح۲
موارد مرتبط
برای این صفحه موردِ مرتبطی ثبت نشده.
