دکترین
کبیر: پیروان طریقه
با آنکه پیروان کبیر معتقدند که او خود طریقهای بنیان نهاده، از شواهد تاریخی چنین برمیآید که پیش از قرن یازدهم/هفدهم میلادی چنین فرقهای وجود نداشته است، پیروان کبیر گروهی مسلمان بودند و گروهی هندو، مرکز مسلمانان مَگر بود و هندویان خود دو مرکز داشتند: معبدی در مَگر که خود شعبهای بود از مرکز اصلی آنان در بنارس ، و معبدی در چتیسگره ، با آنکه کبیر مخالف اختلافات کاستی بود، پیروانش افرادی از کاستهای ناپاک را به خود نمیپذیرفتند و حتی تسبیح پشمی به خود میآویختند تا نشانۀ تمییز آنان از دیگران شود.
زنان هم، پس از ازدواج ، مجاز به آویختن چنین تسبیحی بودند. از دیگر آداب پیروان کبیر، خواندن سرودهایی آیینی و تقدیم فدیههایی به تمثال کبیر در معبد بنارس است، و در قرن یازدهم/ هفدهم میلادی، تلقی پیروان کبیر از او، وی را با طبقات پایین پیوند میداد و اهل طریقه میکوشیدند، در میان طبقات فرودست پیروانی به دست آورند و در بعضی مناطق هم توفیق یافتند، و این توفیق در سدههای دوازدهم و سیزدهم و چهاردهم/ هجدهم و نوزدهم و بیستم میلادی در شمال هند ادامه یافت، این روند گرواندن افراد طبقات فرودست به طریقه، امروزه هم ادامه دارد، ولی فرقههایی چون طریقۀ کبیر از زمان استقرار استعمار بریتانیا ، به حاشیه رانده شدهاند، با این حال، تأثیر تعالیم کبیر آنقدر بود که در دوران معاصر به شخصیت گاندی هم مؤثر افتاد.
موارد مرتبط
برای این صفحه موردِ مرتبطی ثبت نشده.
