حق
جستجوی «حق» در متنِ قوانین، آرا و نظریات
معنی و توضیح
ترمینولوژی حقوق، ص 281: :فقه) درمعانی زیر بکار می رود) 1 الف - اموری که در قانون پیش بینی شده اگر افراد مجاز باشند که بقصد خود برخی از آنها را تغییر دهند این امور قابل تغییر را ((حق)) گویند مانند مدلول ماده ۳۸۷ ق - م که از نظر ما قابل اسقاط است یعنی طرفین عقّد بیع می توانند ضمن عقد بیع» شرط اسقاط ضمان تلف مبیع قبل از قبض را بین خود بنمایند. حق باین معنی (درمقابل حکم بکارمی رود. (رک. حکم ب - نوعی از مال است و در اینصورت در مقابل عین. دین. منفعت. انتفاع بکارمی رود چنانکه گویند مالکیت عین. مالکیت دین. مالکیت منفعت. مالکیت انتفاع. مالکیت حق مانند مالکیت حق خیار و مالکیت حق تحجیر.
در روابطِ واژههای دیگر
صلح (موضوع) · اقرار (موضوع) · اقرارنامه (موضوع) · موضوع معامله (اقسام) · تسجیل یا ثبت (موضوع) · آورده (نوعی از) · حق دلالی (همخانواده) · حق بیمه (همخانواده) · حقالسعی (همخانواده) · حق بیمهٔ کارگر (همخانواده) · حقوق ورودی (همخانواده) · حقوق گمرکی (همخانواده) · اعادهٔ وضع سابق (موضوع) · صلحنامه (موضوع) · گذشت (موضوع) · دعوی مقدماتی (موضوع) · اقرارنامهٔ عادی (موضوع) · حقالتألیف (همخانواده) · حقالامتیاز (همخانواده) · حق پاسخ مجدد (همخانواده) · اهلیت تمتع (همخانواده) · حق تعیین مسکن (همخانواده) · حق و تکلیف حضانت (همخانواده) · حق عینی تبعی مرتهن (همخانواده) · مستحقللغیر (همخانواده) · مورد صلح (مفاهیم نزدیک)
ریشه و سیرِ واژه
- معنای اولیه
- ۱.۱ - بررسی لغوی واژه«حق» برای ریشه حق، دو معنای اصلی ذکر شده است: یکی استحکام و استواری، چنان که «ثوب محقَّق» به معنای لباس یا پارچه ای با بافت محکم است؛ و دیگری موافقت و مطابقت ، چنان که به حفره ای که پاشنه در ، در آن قرار میگیرد و میچرخد «حِقِّ الباب» و به محل اتصال دو استخوان «حُق» می گویند. اسماعیل بن حماد جوهری، الصحاح: تاج اللغة و صحاح العربیة، ذیل واژه «حَق»، چاپ احمد عبد الغفور عطار، بیروت، چاپ افست تهران ۱۳۶۸ش. ابن فارس، معجم مقاییس اللغة، ذیل واژه «حَق». حسین بن محمد راغب اصفهانی، المفردات فی غریب القرآن، ذیل واژه «حَق»، چاپ محمد سیدکیلانی، تهران، ۱۳۳۲ش. ۱.۱.۱ - مهمترین کاربردهای ریشه«حقق» مهم ترین کاربرد های ریشه «ح ق ق»، نخست مصدر های «حق» و « حقیقت » به معنای واقعیت است و
زیرمجموعهها و اقسام
حق ستیزی · حق شرط در معاهدات · حق طلبان · حق طلبی · حق ناپذیری اضلال گران · حق ناپذیری مانع هدایت · حق ناپذیری منافقان · حق و ملک و حکم
مفاهیمِ مرتبط
حقه · حق الله · حقیقت · حکم ب · قانون تفسیری
ترکیبهای ثبتشده
اسقاطحق · اعمالحق · حقارتفاق · حقاقاله · حق اقتباس · حقالامتیاز · حقالتألیف · حقالسعی · حقالعمل · حقالوکاله · حق امضا · حقانتفاع · حق انصراف · حق بیمه · حق ترجمه · حق تصرف · حقتقدم · حق تکثیر · حقحبس · حقحضانت · حق دفاع · حق دلالی · حقدینی · حقرای · حقزارعانه · حقسرقفلی · حق سنوات · حق سکوت · حق شِرب · حقشفعه · حقطلاق · حق عبور · حقعینی · حققصاص · حق مجرا · حق مجری · حقمحتمل · حقمشروط · حقمطلق · حقمعلق · حقمنجز · حق مؤلف · حقمکتسب · حقنسبی · حق نشر · حق همسایگی · حقوتو · حقولایت · انقضای حق اختراع · حق ارتفاق قراردادی · حقالعملکار · حق انحصاری اختراع · حق بیمهٔ کارگر · حق تعیین مسکن · حق تقدم سهامداران · حق تقدم قراردادی · حق تقدم مرتهن · حق حبس بایع · حق حبس زوجه · حق حبس قراردادی
واژهٔ تنها گاهی چند معنا دارد؛ ترکیب است که معنای حقوقی را قطعی میکند.
آلِکسا — حقوق، با نگاهِ هوش مصنوعی و الگوریتم
