عقیده
جستجوی «عقیده» در متنِ قوانین، آرا و نظریات
معنی و توضیح
ترمینولوژی حقوق، ص 66: یا فاقد عقیده باشد و عقیده خود را فاش نموده و تعلیم بدهد و بطور علنی, فکر مطابق عقیده خود را بمعرضص عمل درآورد اين قسم آزادی محدود بحدود اصل ۲۰ قانون متمم قانون اساسی ما است ۰
معنای لغوی و دانشنامهای
لغتنامهٔ دهخدا
عقیده. [ ع َ دَ / دِ ] ( ع اِ ) عقیدة. عقیدت. هر چیز که شخص بدان اعتقاد دارد و یقین بر آن دارد و نمشته و پنداشتی. ( ناظم الاطباء ). آنچه بدان گروند و تصدیق کنند. آنچه بدان باور دارند. آنچه بدان گرویده اند. ج ، عَقاید. ( یادداشت مرحوم دهخدا ). و رجوع به عقیدت و عقیدة شود. - امثال : عقیده آزاد است ؛ مثلی است کهن و باستانی که نزد عوام و خواص ایرانی متداول است ، و از آن اصل آزادی اندیشه و دین را اراده می کنند. ( امثال و حکم دهخدا ). - باعقیده ؛ عقیده دار. عقیده مند. - بدعقیده ؛ آنکه عقیده اش ناپسند باشد. - بی عقیده ؛ بدون عقیده. غیر معتقد. - خوش عقیده ؛ آنکه عقیده اش پسندیده باشد. - عقیده حقوق مطلقه ؛ خلاصه این عقیده چنین است که شخص میتواند حقوق فردی را بدون قید و حد به معرض اجرا بگذارد اگر چه از اجرای حق او دیگری متضرر شود، این عقیده دیون بوده و هست. …
فرهنگ معین
(عَ دَ یا دِ ) [ ع . عقیدة ] (اِ. ) نک عقیدت .
فرهنگ عمید
۱. دین، ایمان، مذهب. ۲. رٲی. ۳. آنچه انسان به آن اعتقاد دارد، باور. ۴. آنچه انسان در دل و ضمیر خود نگه می دارد.
منبع: دیکشنری آبادیس
آلِکسا — حقوق، با نگاهِ هوش مصنوعی و الگوریتم
