موضحه
#جراحت #عاقله #دیهٔ_مقدر #جنایت #خطای_محض #حارصه #دامیه #دیهٔ_عضو #سمحاق #صورت
جستجوی «موضحه» در متنِ قوانین، آرا و نظریات
معنی و توضیح
روابطِ واژه
موضحه
- هممعنی نزدیک
- جراحت آشکارکنندهٔ استخوان
- نوعی از
- جراحت سر و صورت
- تعریف
- آسیبی که پوست و گوشت را بشکافد و استخوان را آشکار کند
- اثر
- دیهٔ مقدر آن پنجصدم دیهٔ کامل است
- نقش دیگر
- آستانهای که مسئولیت عاقله در جنایت خطای محض از آن به بالا مطرح میشود
- مفاهیم نزدیک
- هاشمه، جراحات، عاقله
- مقابل
- حارصه یا دامیه
- همخانواده
- وضوح، موضحه، جرح
موضحه
- هممعنی نزدیک
- جراحت آشکارکنندهٔ استخوان
- نوعی از
- جراحت سر و صورت
- تعریف
- زخمی که پوست نازک روی استخوان را کنار بزند و استخوان را نمایان کند
- دیه
- پنجصدم دیهٔ کامل
- در اعضای دیگر
- نسبت مقرر از دیهٔ عضو یا ارش، حسب مورد
- مفاهیم نزدیک
- سمحاق، هاشمه، جراحات
- مقابل
- سمحاق
- همخانواده
- وضوح، موضحه، آشکار
نقشهٔ روابط
هممعنی نزدیکعامتر / نوعی ازمفاهیم نزدیکمقابلهمخانواده
در روابطِ واژههای دیگر
دیهٔ جراحات (موضوع) · سمحاق (مفاهیم نزدیک) · هاشمه (مفاهیم نزدیک) · جرح نافذ (مفاهیم نزدیک) · ملاک عمق جراحت (مفاهیم نزدیک)
آلِکسا — حقوق، با نگاهِ هوش مصنوعی و الگوریتم