رأی
سوگند متهم در بزه قتل عمدی
رأی خلاصه جریان پرونده
شکات خانم و آقایان ر.ش. و خانم م.ش. و ص. و ف. آقایان ع. الف.و الف.الف. همگی ش. با وکالت ع.خ. متهم آقایان م.ح. ( ح. ) ر.پ. با وکالت ح. د. ( متهم فراری است )
2- ی. ر.پ. با وکالت ن.ب. دایر بر قتل عمدی مرحوم د.ش.
2- جنایت بر میت 2-مساعدت در فراری دادن متهم و تحریق عمدی خودرو در تاریخ 1390/4/3 مأمورین انتظامی فسا گزارش میکنند خودرو پژو پارس دچار آتش سوزی شده و جسدی درون خودرو به حالت سوخته وجود دارد که به سردخانه منتقل و مشخص میشود که جسد متعلق به مرحوم د.ش. است پزشک قانونی ص 51 علت فوت را اصابت جسم پرتابی نفوذی گلوله به سر معین میکند مادر مقتول که زنده بود خانم س. م. از آقای م.ح. و ی. هر دو ش. و برادران همسر مقتول شاکی میشود متهم ی. ر.پ. در تاریخ ۱۳۹۰/5/25 دستگیر میشود در تحقیقات ابتدائی بطور کلی منکر ارتکاب قتل و آتش زدن خودرو و جنایت بر میت میگردد و میگوید که برادرش م.ح. ر.پ. مرحوم د. ش. را به قتل رسانده است و اطلاعی از آتش سوزی *** تا اینکه در تاریخ ۱۳۹۱/2/18 در مرجع انتظامی و بازپرسی اقرار میکند و اظهار میدارد که برادرش م.ح. داور را با اسلحه کشته است و با هماهنگی و صحنه سازی برای اینکه وانمود کند مقتول تصادف کرده با برادرش م.ح. که فراری است اتومبیل مقتول را در حالیکه مقتول درون آن بوده آتش میزنند خانم س.م. مادر مقتول فوت میکند ورثه وی که در صدر گزارش بیان شاکی میشوند و درخواست قصاص متهم را دارند وکیل ایشان از ر.پ. به اتهام مباشر در قتل به تنهائی شاکی میشود ولی دختر مقتول میگوید قاتل پدرم فقط م.ح. ر.پ. م. ب. و از ی. شکایتی *** ( ز. ش. دختر مقتول ) کارشناس اسلحه فاصله تیراندازی فاصله نزدیک و به وسیله یک تیر که به سر مقتول اصابت کرده معین مینماید متهم ی. اظهار داشت که درون خودرو مرحوم بودیم من جلو نشسته بودم مرحوم د. راننده م.ح. صندلی عقب پشت سر مرحوم که با یک به وسیله شلیک کرد و به سمت چپ سر د. پشت گوش د. اصابت کرد بعد از هم جدا شدیم م.ح. تماس گرفت گفت دز منطقه الف. هستم رفتم آنجا گفت جنازه به منطقه ت. برده ام که با هم رفتیم سر جسد بعد درون خودرو داور گذاشتیم رفتیم بهطرف فسا در داخل ماشین برنامه ریزی کردیم که بگوئیم که خودرو با جنازه از پل کوشک قاضی بیندازیم که ماشین نیفتاد که خودرو را با جنازه با بنزین آتش زدیم م.ح. آوردم کمربندی شیراز پیاده کردم من هم به منزلمان برگشتم برادرم م.ح. میگفت مرحوم د. با خواهرانم ا. و ف. رابطه غیر شرعی داشتند. متهم قبلاً در دادسرا اظهار داشته که انگیزه قتل بر سر پول و طلبکاری گندم و ذرت اختلاف داشتند هر دو با هم نقشه آتش سوزی را طرح ریزی کردیم میخواستیم کسی نفهمد موضوع ارتباط د. با خواهر م.ح. بعد از کشتن د. به من گفت ی. ر.پ. در حضور بازپرس منکر مشارکت در قتل میشود میگوید بعد از کشتن م.ح. به من زنگ زد که د. راکشتم ص 300 بلافاصله متهم اظهارات قبلی خود را تکرار میکند و ناخواسته میگوید م.ح. به من زنگ با ماشین د. سه نفر رفتیم درمسیر م.ح. یک تیر به وسیله کلت به سر د. زد الخ و مدعی است من مشارکتی نداشتم. ورثه خانم س.م. مادر مقتول طبق گواهی حصر وراثت 1- ع.
2- الف.الف.
3- الف.الف.
4- ر.
5- م.
6- ف.
7- ص. همگی ش. اعلام میشود ص 390 همگی از متهمین ی. و م.ح. شاکی درخواست مینمایند علاوه بر ورثه مذکور ورثه مقتول بنام ز. و ا. فرزندان و خانم ص. ر.پ. همسر و س. م. مادر ( قبل از فوت مادر ) ص 400پس از صدور قرار مجرمیت و کیفرخواست برای متهمین ی. ر.پ. و م.ح. ر.پ. به اتهام مشارکت در قتل عمدی و جنایت بر مرده و حریق عمدی خودرو مقتول درخواست مجازات میشود پرونده به شعبه پنجم دادگاه کیفری یک شیراز ارجاع گردیده این شعبه در تاریخ ۱۳۹۳/12/17 تشکیل میگردد . معاون اول قوه قضائیه درخواست قصاص به نمایندگی از طفل صغیر مقتول درخواست قصاص کرده نماینده دادستان ازکیفرخواست دفاع میکند سپس اولیاء دم حاضر 1- ع.الف.الف. و الف.الف. ف. ر. ص. و م. و وکیل آنان آقای خ. از متهم ی. ر.پ. به اتهام مشارکت در قتل برادرشان شاکی درخواست وی ( ی. ) را مینماید و درخواست مجازات م.ح. ر.پ. که فراری است میکند وکیل اولیاء دم میگوید که موکلین به این نتیجه رسیده اند که قاتل ی. ر.پ. باشد و قصاص وی خواستارند و مدعی آدم ربائی هم م. ب. درخواست رفع نقص میکند . سپس متهم ی. ر.پ. منکر اتهامات انتسابی در کیفرخواست میباشند ( مشارکت در قتل الخ ) میگوید خود م.ح. به من گفت د. را کشتم مهمان داشتم به نام ر.ع. دید که من مضطرب هستم سپس اظهارات قبلی خود را تکرار مینماید ص 566 به بعد سپس وکیل متهم لایحه میدهد و میگوید از ابتداء شکایتی علیه متهم به اتهام آدم ربائی نشده است لذا ارجاع به دادسرا برای تحقیق در این اتهام وجاهت *** آنگاه وکیل متهم فراری م.ح. ر.پ. به اتهامات منتسبه به موکلش که فراری پاسخ میدهد ص 569 میگوید چون مقتول با یک تیرکشته شده پس عامل قتل یک نفر هست و اولیاء دم هم از ی. به عنوان مباشر در قتل شاکی شده اند. ر.ع. هم اظهارات ی. را تأیید میکند میگوید بعد از تلقی برادر ی. به ی. حال ی. نگران شد گفت مشکل پیش آمده است فردا صبح که به منزل من آمد گفت دامادان را کشته اند ولی نگفت چه کسی کشته است دادگاه قاعاده البینه المدعی والیمین علی منکر را میخواهد جاری کند اولیاء دم میگویند سوگند ی. را قبول نداریم مطالبه قسم نمی کنیم. دادگاه از متهم ی. ر.پ. و وکیل وی آخرین دفاع را میکرد که منکر اتهامات انتسابی میگردند سپس از وکیل متهم م.ح. ر.پ. آخرین دفاع را اخذ میکند میگوید اقرار و انکار موکل معلوم نیست .قاعده البینه المدعی اجرا نمیشود ص 576 دادگاه پس از ختم جلسه مبادرت به انشاء رأی مینماید و با استدلالی که میکند و متهم ی. ر.پ. رااز لحاظ شرکت در قتل یا مباشرت در قتل تبرئه مینماید و از بابت مساعدت در فرار متهم م.ح. برادرش به 4/5 سال حبس و هر دو متهم را به 4/5 سال حبس از بابت آتش زدن خودرو مقتول و پرداخت 1/10 دیه کامل مرد مسلمان از لحاظ اتهام جنایت بر میت بالسویه و متهم م.ح. ر.پ. را بنا به درخواست دختر مقتول و معاون اول ریاست قوه قضائیه به قصاص محکوم مینماید که این رأی مورد اعتراض آقای ح. داوری به وکالت از م.ح. ر.پ. و ی. ر.پ. با وکالت آقای ن. ب. واقع میشود و وکیل اولیاء دم بدون اعتراض درخواست رسیدگی میکند پرونده به دیوانعالی کشور ارسال به این شعبه ارجاع میشود این شعبه پس از بررسی به شرح آتی رأی میدهد . هیئت شعبه در تاریخ بالا تشکیل گردید پس از قرائت گزارش آقای … ممیز و اوراق پرونده و نظریه کتبی آقای … دیوانعالی کشور اجمالاً مبنی بر نقض دادنامه در خصوص دادنامه شماره 0259-۱۳۹۴/2/25 تجدیدنظر خواسته مشاوره نموده چنین رأی می دهد:
رأی شعبه دیوان عالی کشور
نظر به محتویات پرونده در خصوص تجدیدنظر خواهی متهم ی. ر.پ. با وکالت آقای ن. ب. وآقای ح. د به وکالت از متهم م.ح. ر.پ. ن. ب. ا. اولاً دادگاه متهم ی. ر.پ. را با قاعده البینه المدعی تبرئه نموده و حال آنکه اولیاء دم سوگند وی را مطالبه نکرده اند و دادگاه هم بدون مطالبه اولیاء دم نمیتواند به منکر قسم دهد که از صورتجلسه دادگاه هم استفاده میشود که به متهم ی. ر.پ. قسم داده نشده حق هم همین بود که بدون مطالبه نباید قسم دهد ماده 332 قانون آئین دادرسی کیفری ثانیاً وکیل متهم م.ح. ر.پ. دفاع صریح و قاطعی *** اظهار داشته که نمیداند موکلش اقرار میکند یا انکار و موضوع به این مهمی و بدون حضور محکوم به قصاص و عدم دفاع وکیل وی و عدم مطالبه قسم از سوی اولیاء دم رأی معترض عنه در تمام موارد تمام اتهامات مواجه با ایراد است لذابه استناد بند ب ماده 469 قانون آئین دادرسی کیفری رأی معترض عنه نقض و جهت رسیدگی به دادگاه هم عرض دادگاه صادر کننده رأی ارجاع میگردد و ارشاد میشود که تا اولیاء دم مطالبه قسم ننمایند دادگاه باید توقف رسیدگی صادر کند .
شعبه 24 دیوان عالی کشور - رئیس و مستشار
ابراهیم لشکری - علی شوشتری
فهرست
خلاصه جریان پرونده
شعبه دیوان عالی کشور
نقد رأی
سوگند متهم در بزه قتل عمدی
در این پرونده، اتهام قتل عمدی با استفاده از سلاح شکاری مطرح شده است. اولیای دم مقتول به اتهام متهم اعتراض کرده و ادعا کردند که مقتول پیش از فوت، متهم را شناسایی کرده است. با این حال، دادگاه بدوی به دلیل وجود تناقض در اظهارات اولیای دم و عدم احراز حضور متهم در محل وقوع قتل، حکم بر برائت صادر کرد. این حکم با اعتراض اولیای دم مواجه و در نهایت به دیوان عالی کشور ارجاع گردید. دیوان در بررسی خود به نقایص رسیدگی، از جمله عدم دعوت نماینده دادستان به جلسات و عدم رعایت قاعده احلاف، اشاره کرده و حکم به نقض دادنامه بدوی و ارجاع مجدد به دادگاه صادر نمود. همچنین، طبق ماده 487 قانون مجازات اسلامی، حکمی مبنی بر پرداخت دیه کامل از بیت المال به اولیای دم صادر گردید. رای صادره ظرف 20 روز قابل اعتراض در دیوان عالی کشور است.
تاریخ دادنامه قطعی: 1399/03/13
پیام: اتیان سوگند از سوی متهم صرفا باید با درخواست اولیای دم باشد و متهم باید برعدم ارتکاب قتل از سوی خود، سوگند نماید نه عدم اطلاع از قتل و فوت مقتول.
رای خلاصه جریان پرونده
در پرونده پیش رو به شرح ماوقع همان است.که به اختصار در دادنامه فرجام خواسته به شماره *مورخ 1398/10/21 شعبه *امده و به جهت پرهیز از اطاله و دوباره کاری و نیز تشحیذ ذهن و اطلاع از ماوقع در ادامه عینا در گزارش این شعبه از دیوان عالی کشور اورده میشود. این رای پس از ابلاغ مورد فرجام خواهی وکیل ورثه و اولیای دم مقتول ر. ک. ز. به نام ع. گ. در لایحه مورخ 1398/11/05 وی در اوراق 797 - 803 پرونده قرار گرفته است.که در ادامه به ان پرداخته میشود. متن گردشکر و دادنامه فرجام خواسته چنین است:
در خصوص اتهام اقای ع. ک. ک.با وکالت تسخیری اقای ک. م. وکیل پ. ی. د. موضوع شکایت اولیای دم مرحوم ر. ک. ز. با وکالت اقای ع. گ. دایر بر ارتکاب یک فقره قتل عمدی مرحوم ر. ک. ز. بدین شرح که در مورخ 1378/02/25 اقای ر. ک. ز. در اثر جراحات وارده ناشی از خونریزی شدید احشای داخلی شکم بدلیل اصابت گلوله اسلحه شکاری ساچمه زنی به قتل میرسد.محل وقوع جنایت (تیراندازی) منزل مقتول در *بوده است.حسب اظهارات اولیه اولیای دم مقتول بالاخص همسر اول مقتول خانم س. م. ع. ضارب اقای ع. ک. ک. بوده است. (جلد اول ظهر صفحه 33 پرونده) در جریان تحقیقات اولیای دم مقتول اقای ر. ک. ز. اظهار می دارند که ضارب اقای ف. ا. م. بوده است.که حکم حجر وی بدلیل جنون صادر شده است. (صفحات 677 جلد اخر پرونده و 116 جلد اول پرونده) اظهارات متناقص اولیای دم مقتول در جریان تحقیقات مقدماتی مشهود م. ب..طی دادنامه شماره *مورخ 1379/08/07 صادره از شعبه *نسبت به م. ر. ا. اقای ع. ک. ک. و متهم ردیف دوم اقای ف. ا. م. قرار توقف دعوی (منع پیگرد) و برای متهمین ردیف سوم اقای ح. ط. و ردیف چهارم خانم س. م. ع. حکم بر برائت انها صادر میگردد.در مورخ 80/6/12 طی دادنامه شماره *صادره از شعبه *قرار توقیف دعوی نسبت به اقای ع. ک. ک. را نقض نموده و رسیدگی مجدد را به دادگاه هم عرض اعاده نموده است.قابل ذکر است.که در صادره از شعبه *امده است.که ب. ت. ب. اوراق پرونده و قرائن و امارات موجود در پرونده موجب ظن قوی بر ارتکاب جرم از ناحیه اقای ع. ک. ک. م. ب.. و مورد از موارد لوث و اجرای قسامه به نظر میرسد.پس از نقض دادنامه دادگاه بد و. ب. ش. فوق الاشاره دادگاه بدوی هم عرض پس از اجرای قسامه با این استدلال که حضور متهم در هنگام وقوع قتل در محل محرز نگردیده است.طی دادنامه شماره *مورخ 86/6/31 حکم بر برائت متهم صادر مینماید.شعبه *در مقام رسیدگی به اعتراض اولیای دم مقتول نسبت به دادنامه شماره --- مورخ 86/6/31 چنین استدلال مینماید. که اگر مورد از موارد لوث نبوده است.چگونه شهود اولیای دم جهت اجرای مراسم قسامه دعوت به حضور گردیده شدند و اگر حضور متهم در محل وقوع قتل احراز نشده است.اولیای دم مقتول حق دارند که منکر را به ادای سوگند ملزم نمایند و قاضی باید این حق را به اولیای دم مقتول تفهیم نماید.پرونده پس از نقض دادنامه بدوی توسط شعبه *به این دادگاه اعاده شد.این دادگاه با مطالعه پرونده چنین استدلال مینماید. که پر واضح م. ب.. اظهارات اولیای دم مقتول در جریان تحقیقات متناقض بوده است.ادله ای مبنی بر حضور متهم در محل وقوع قتل در پرونده ملاحظه نشده و در خصوص اظهارات مقتول به پزشک قانونی قبل از فوت مبنی بر اینکه متهم را روی دیوار دیده است. (صفحه 42 پرونده) این مرجع ب. ت. ب. محل استراحت و خوابیدن مقتول در اتاق که محصور بوده و تاریک بودن هوا امکان شناسایی ضارب وجود نداشته و از سویی دیگر حسب اظهارات اولیای دم مقتول، ضارب از درب منزل متواری شده است.فلذا برای این دادگاه لوث احراز نمی گردد.همسر اول مقتول، خانم س. م. ع. نیز فوت نموده است.وامکان تحقیق از وی وجود ندارد. (از زمان وقوع قتل 20 سال گذشته است) در صورتجلسه رسیدگی دادگاه مورخ 1394/02/28 (صفحات 4 و 5 صورتمجلس) متهم سوگند یاد نموده که هیچ گونه اطلاعی از فوت یا قتل مرحوم اقای ر. ک. ز. را ندارد. (ماده 315 قانون مجازات اسلامی جدید و نیز صفحات 897 - 898 پرونده که مطابق ماده 244 قانون مجازات اسلامی سابق در خصوص حق اتیان سوگند متهم به اولیای دم مقتول تفهیم شده است) با این تفاسیر به استناد ماده 4 قانون آیین دادرسی کیفری و اصل 37 قانون اساسی و قاعده الحدود تدری بالشبهات حکم بر برائت متهم صادر و اعلامی میگردد.ن. ب. ا. قاتل مرحوم ر. ک. ز. شناسایی نشده است.مطابق ماده 487 قانون مجازات اسلامی حکم بر پرداخت یک فقره دیه کامل مرد مسلمان از بیت المال د. ح. اولیای دم مقتول ب. ت. ب. گواهی حصروراثت مقتول صادر و اعلام میگردد. رای صادره از تاریخ ابلاغ ظرف مهلت 20 روز قابل اعتراض در دیوان عالی کشور م. ب..
وکیل اولیایدم در لایحه فرجام خواهی خود اجمالا و مضمونا یاداور شده است.که شخص مقتول قبل از فوت و همچنین همسر و دو تن از فرزند انش متهم ع. ک. ک. بوده که بر همین اساس دستگیر و مورد تحقیق وبازجویی قرار میگیرد. پزشکی معالج گفته است.مقتول پیش از فوت ضارب خود را ع. ک. ک. معرفی نموده است. توجها به الت قتاله (تفنگ شکاری) و شلیک از فاصله بسیار نزدیک در حد مماس متهم با سبق تصمیم به قتل اقدام به شلیک گلوله نمود. ثانیا منکر باید ادله برائت بیاورد و در غیر این صورتقسامه متوجه اولیایدم میگردد. که اجرای هم شده است.و دلایل بیشماری بر ارتکاب قتل توسط متهم وجود دارد. و سوگند متهم بدون درخواست اولیایدم بوده اظهارات همسر مقتوله و دو فرزند ش دلالت صریح به توجه اتهام قتل به متهم دارد. همچنین اظهارات ا. ح. که همراه مقتول به بیمارستان رفته و اظهارات دکتر … و اختلافات متهم با مقتول که بارها گفته است.یا من ر. را می کشم یا ر. مرا می کشد و همه ورثه در اخر متفق القول گفته اند مباشر قتل ع. ک. ک. است.و ظنیه قویه که مورد را داخل در لوث کند بسیار است.و قسم خورندگان از کیان پدری موکلان بوده لوث محقق و قسامه اجرای شده تقاضای تصمیم شایسته دارم. رسیدگی فرجامی به این شعبه ارجاع و پس از تهیه گزارش از سوی عضو ممیز اقای م. ح. و قرائت ان و مشاوره پیرامون موضوع و اظهارنظر کتبی دادیار دادسرای دیوان عالی کشور اقای ح. خ. مبنی بر: نقض و مشاوره پیرامون موضوع به شرح اتی مبادرت به اصدار رای میگردد.
اولا همان گونه که در دادنامه شماره *مورخ 1380/06/12 شعبه *امده قرائن و امارات قویه ظنیه که مطابق ماده 314 قانون مجازات اسلامی 1392 مورد را داخل در لوث کند از قبیل اظهارات مقتول پیش از فوت در نزد پزشکی معالج به این که متهم ع. ک. ک. را روی دیوار دیده است، که ابتدا استدلال دادگاه در رد این موضوع (رد اظهارات پزشک معالج) ناموجه ارزیابی میگردد. و اظهارات دو فرزند مقتول و همسرش به همین مضمون و غیره برای تحقق لوث کافی تشخیص چنانچه شعبه *نیز در دادنامه شماره *مورخ 1380/06/12 لوث را محقق دانسته و دادگاه مرجوع الیه از ان رای تبعیت کرده و قسامه را اجرا و 51 نفر از بستگان مدعی اجرای قسامه نمودهاند و رییس دادگاه صادرکننده دادنامه فرجام خواسته دلیل قاطعی در عدول از ان و ترتیب ندادن به قسامه اجرای شده نیاورده است. ثانیا رسیدگی دادگاه با نواقصی روبرو ا ست که بدون رفع ان نواقص نمی توان دادنامه را ابرام نمود اول ان که درباره متهم پرونده شخصیت موضوع ماده 203 قانون آیین دادرسی کیفری 1392 لازم الاجرای در 1394/04/01 تشکیل نشده است. دوم ان که نماینده دادستان به هیچ کدام از جلسات دادگاه به ویژه جلسات مورخ 1394/02/28 در اوراق 607 - 617 و 1394/06/22 در اوراق 629 - 633 و 1397/05/15 در برگ 697 و 1398/02/10 در برگ 755 و 1398/04/29 در برگ 774 دعوت نشده و در جلسه دادرسی حضور نداشته و این اقدام در تعارضی اشکار با ماده 300 قانون پیش گفته قرار دارد. بدیهی است.بدون دعوت و استحضار دادستان از جلسه دادرسی حضور وی ممکن نخواهد بود و رسیدگی ها و صدور حکم فاقد اثر و اعتبار قانونی بر اورد میگردد. سوم ان که به فرض اقرار بینه و شهادت، یقین و قطع نوعی موضوع ماده 211 قانون مجازات اسلامی 1392 و تبصره ان و ماده 160 همین قانون (علم) در میان نباشد. و لوث موضوع ماده 314 همین قانون هم محقق نشود. اولیایدم برابر ماده 208 قاون مذکور و فتاوای فقهای از جمله ا. ر. (ره) در تحریر الوسیله ج 2 ص 528 مسیله 3 حق احالف (سوگند دادن) منکر (متهم) یمینا واحدا را دارند لو لم یحصل اللوث فکغیره من الدعاوی فللمدعی احلاف المنکر یمینا واحدا که این امر نیز رعایت نشده یعنی قاعده احلاف هم نادیده گرفته شده است.بدیهی است.اتیان سوگند از سوی منکر باید با التماس و درخواست اولیایدم باشد. نه راسا و تبرعا و بدون التماس و درخواست اولیایدم چنان چه از عبارت فلامدعی احلاف المنکر یمینا واحدا و مواد 270 و 272 و … قانون آیین دادرسی مدنی که طبعا و قهرا مقررات قاعده احلاف در امور کیفری نیز تابع مقررات احلاف در امور مدنی است، استنتاج میگردد. و ان چه که در جلسه مورخ 1394/02/28 در برگ 611 پرونده اتفاق افتاده این است.که اولا متهم بدون درخواست اولیایدم سوگند یاد نموده است. ثانیا معلوم نیست که سوگند به لفظ الله بوده است.یا خیر. ثالثا سوگند بر این که من ر. ک. ز. را نکشته ام نبوده بلکه بر عدم اطلاع از فوت و قتل وی بوده است. رابعا موید این که سوگند با درخواست اولیایدم نبوده این است.که اولیایدم در برگ 614 همین صورت جلسه گفته اند قسم متهم را قبول نداریم، بنا به مراتب یاد شده رای فرجام خواسته به جهت نقص تحقیقات مستندا به بند 2 شق ب ماده 469 قانون آیین دادرسی کیفری 1392 نقض و رسیدگی مجدد به همان دادگاه ارجاع میگردد.
ع. ر. (رییس) م. ح. (مستشار) م. ق. (عضو معاون)
در تاریخ 3 بهمن 1394، دادنامهای در مورد موضوع قتل عمدی و جنایت بر میت صادر شد. شاکیان، که ورثه مقتول بودند، از متهمین به اتهام قتل و آتشسوزی خودرو شکایت کردند. متهم در ابتدا اتهام را انکار کرد، اما در مراحل بعدی تحقیقات، اعتراف نمود که برادرش مرتکب قتل شده و او نیز در آتش زدن خودرو مشارکت داشته است. دادگاه کیفری یک پس از انجام بررسیهای لازم، متهم را از اتهام قتل تبرئه و به 4 سال و 5 ماه حبس به دلیل مساعدت در فرار متهم و آتش زدن خودرو محکوم کرد. همچنین، برادر متهم به قصاص محکوم شد. این رای به دیوان عالی کشور ارسال و مورد تجدیدنظر قرار گرفت. دیوان عالی با استناد به ماده 332 قانون آیین دادرسی کیفری، به این نتیجه رسید که دادگاه نمیتوانسته بدون مطالبه سوگند از اولیاء دم، متهم را تبرئه کند و بنابراین، رای معترضه را نقض و پرونده را برای رسیدگی مجدد به دادگاه هم عرض ارجاع داد.
تاریخ دادنامه قطعی: 1394/11/03
شماره دادنامه قطعی: ---
پیام: چنانچه در بزه قتل عمدی، اولیاء دم مطالبه سوگند ننمایند،اقدام دادگاه در سوگند دادن متهم فاقد وجاهت قانونی است.
شکات خانم و آقایان ر.ش. و خانم م.ش. و ص. و ف. آقایان ع. الف.و الف.الف. همگی ش. با وکالت ع.خ. متهم آقایان م.ح. (ح.) ر.پ. با وکالت ح. د. (متهم فراری است)
2 - ی. ر.پ. با وکالت ن.ب. دایر بر قتل عمدی مرحوم د.ش.
2 - جنایت بر میت 2 - مساعدت در فراری دادن متهم و تحریق عمدی خودرو در تاریخ 1390/04/03 مامورین انتظامی فسا گزارش میکنند خودرو پژو پارس دچار آتش سوزی شده و جسدی درون خودرو به حالت سوخته وجود دارد که به سردخانه منتقل و مشخص میشود که جسد متعلق به مرحوم د.ش. است پزشک قانونی ص 51 علت فوت را اصابت جسم پرتابی نفوذی گلوله به سر معین میکند مادر مقتول که زنده بود خانم س. م. از آقای م.ح. و ی. هر دو ش. و برادران همسر مقتول شاکی میشود متهم ی. ر.پ. در تاریخ 1390/05/25 دستگیر میشود در تحقیقات ابتدائی به طور کلی منکر ارتکاب قتل و آتش زدن خودرو و جنایت بر میت میگردد و میگوید که برادرش م.ح. ر.پ. مرحوم د. ش. را به قتل رسانده است و اطلاعی از آتش سوزی -* تا اینکه در تاریخ 1391/02/18 در مرجع انتظامی و بازپرسی اقرار میکند و اظهار میدارد که برادرش م.ح. داور را با اسلحه کشته است و با هماهنگی و صحنه سازی برای اینکه وانمود کند مقتول تصادف کرده با برادرش م.ح. که فراری است اتومبیل مقتول را در حالی که مقتول درون آن بوده آتش میزنند خانم س.م. مادر مقتول فوت میکند ورثه وی که در صدر گزارش بیان شاکی میشوند و درخواست قصاص متهم را دارند وکیل ایشان از ر.پ. به اتهام مباشر در قتل به تنهایی شاکی میشود ولی دختر مقتول میگوید قاتل پدرم فقط م.ح. ر.پ. م. ب. و از ی. شکایتی -* (ز. ش. دختر مقتول) کارشناس اسلحه فاصله تیراندازی فاصله نزدیک و به وسیله یک تیر که به سر مقتول اصابت کرده معین مینماید متهم ی. اظهار داشت که درون خودرو مرحوم بودیم من جلو نشسته بودم مرحوم د. راننده م.ح. صندلی عقب پشت سر مرحوم که با یک به وسیله شلیک کرد و به سمت چپ سر د. پشت گوش د. اصابت کرد بعد از هم جدا شدیم م.ح. تماس گرفت گفت دز منطقه الف. هستم رفتم آنجا گفت جنازه به منطقه ت. برده ام که با هم رفتیم سر جسد بعد درون خودرو داور گذاشتیم رفتیم بهطرف فسا در داخل ماشین برنامه ریزی کردیم که بگوئیم که خودرو با جنازه از پل کوشک قاضی بیندازیم که ماشین نیفتاد که خودرو را با جنازه با بنزین آتش زدیم م.ح. آوردم کمربندی شیراز پیاده کردم من هم به منزلمان برگشتم برادرم م.ح. میگفت مرحوم د. با خواهرانم ا. و ف. رابطه غیر شرعی داشتند. متهم قبلا در دادسرا اظهار داشته که انگیزه قتل بر سر پول و طلبکاری گندم و ذرت اختلاف داشتند هر دو با هم نقشه آتش سوزی را طرح ریزی کردیم میخواستیم کسی نفهمد موضوع ارتباط د. با خواهر م.ح. بعد از کشتن د. به من گفت ی. ر.پ. در حضور بازپرس منکر مشارکت در قتل میشود میگوید بعد از کشتن م.ح. به من زنگ زد که د. راکشتم ص 300 بلافاصله متهم اظهارات قبلی خود را تکرار میکند و ناخواسته میگوید م.ح. به من زنگ با ماشین د. سه نفر رفتیم درمسیر م.ح. یک تیر به وسیله کلت به سر د. زد الخ و مدعی است من مشارکتی نداشتم. ورثه خانم س.م. مادر مقتول طبق گواهی حصر وراثت 1 - ع.
2 - الف.الف.
3 - الف.الف.
4 - ر.
5 - م.
6 - ف.
7 - ص. همگی ش. اعلام میشود ص 390 همگی از متهمین ی. و م.ح. شاکی درخواست مینمایند علاوه بر ورثه مذکور ورثه مقتول به نام ز. و ا. فرزندان و خانم ص. ر.پ. همسر و س. م. مادر (قبل از فوت مادر) ص 400 پس از صدور قرار مجرمیت و کیفرخواست برای متهمین ی. ر.پ. و م.ح. ر.پ. به اتهام مشارکت در قتل عمدی و جنایت بر مرده و حریق عمدی خودرو مقتول درخواست مجازات میشود پرونده به شعبه پنجم دادگاه کیفری یک شیراز ارجاع گردیده این شعبه در تاریخ 1393/12/17 تشکیل میگردد. معاون اول قوه قضائیه درخواست قصاص به نمایندگی از طفل صغیر مقتول درخواست قصاص کرده نماینده دادستان ازکیفرخواست دفاع میکند سپس اولیاء دم حاضر 1 - ع.الف.الف. و الف.الف. ف. ر. ص. و م. و وکیل آنان آقای خ. از متهم ی. ر.پ. به اتهام مشارکت در قتل برادرشان شاکی درخواست وی (ی.) را مینماید و درخواست مجازات م.ح. ر.پ. که فراری است میکند وکیل اولیاء دم میگوید که موکلین به این نتیجه رسیده اند که قاتل ی. ر.پ. باشد و قصاص وی خواستارند و مدعی آدم ربائی هم م. ب. درخواست رفع نقص میکند. سپس متهم ی. ر.پ. منکر اتهامات انتسابی در کیفرخواست میباشند (مشارکت در قتل الخ) میگوید خود م.ح. به من گفت د. را کشتم مهمان داشتم به نام ر.ع. دید که من مضطرب هستم سپس اظهارات قبلی خود را تکرار مینماید ص 566 به بعد سپس وکیل متهم لایحه میدهد و میگوید از ابتداء شکایتی علیه متهم به اتهام آدم ربائی نشده است لذا ارجاع به دادسرا برای تحقیق در این اتهام وجاهت -* آنگاه وکیل متهم فراری م.ح. ر.پ. به اتهامات منتسبه به موکلش که فراری پاسخ میدهد ص 569 میگوید چون مقتول با یک تیرکشته شده پس عامل قتل یک نفر هست و اولیاء دم هم از ی. به عنوان مباشر در قتل شاکی شده اند. ر.ع. هم اظهارات ی. را تایید میکند میگوید بعد از تلقی برادر ی. به ی. حال ی. نگران شد گفت مشکل پیش آمده است فردا صبح که به منزل من آمد گفت دامادان را کشته اند ولی نگفت چه کسی کشته است دادگاه قاعاده البینه المدعی والیمین علی منکر را میخواهد جاری کند اولیاء دم میگویند سوگند ی. را قبول نداریم مطالبه قسم نمی کنیم. دادگاه از متهم ی. ر.پ. و وکیل وی آخرین دفاع را میکرد که منکر اتهامات انتسابی میگردند سپس از وکیل متهم م.ح. ر.پ. آخرین دفاع را اخذ میکند میگوید اقرار و انکار موکل معلوم نیست.قاعده البینه المدعی اجرا نمیشود ص 576 دادگاه پس از ختم جلسه مبادرت به انشاء رای مینماید و با استدلالی که میکند و متهم ی. ر.پ. رااز لحاظ شرکت در قتل یا مباشرت در قتل تبرئه مینماید و از بابت مساعدت در فرار متهم م.ح. برادرش به 4/5 سال حبس و هر دو متهم را به 4/5 سال حبس از بابت آتش زدن خودرو مقتول و پرداخت 1/10 دیه کامل مرد مسلمان از لحاظ اتهام جنایت بر میت بالسویه و متهم م.ح. ر.پ. را بنا به درخواست دختر مقتول و معاون اول ریاست قوه قضائیه به قصاص محکوم مینماید که این رای مورد اعتراض آقای ح. داوری به وکالت از م.ح. ر.پ. و ی. ر.پ. با وکالت آقای ن. ب. واقع میشود و وکیل اولیاء دم بدون اعتراض درخواست رسیدگی میکند پرونده به دیوانعالی کشور ارسال به این شعبه ارجاع میشود این شعبه پس از بررسی به شرح آتی رای میدهد. هیات شعبه در تاریخ بالا تشکیل گردید پس از قرائت گزارش آقای … ممیز و اوراق پرونده و نظریه کتبی آقای … دیوانعالی کشور اجمالا مبنی بر نقض دادنامه در خصوص دادنامه شماره --- - 1394/02/25 تجدیدنظر خواسته مشاوره نموده چنین رای می دهد:
رای شعبه دیوان عالی کشور
نظر به محتویات پرونده در خصوص تجدیدنظر خواهی متهم ی. ر.پ. با وکالت آقای ن. ب. وآقای ح. د به وکالت از متهم م.ح. ر.پ. ن. ب. ا. اولا دادگاه متهم ی. ر.پ. را با قاعده البینه المدعی تبرئه نموده و حال آنکه اولیاء دم سوگند وی را مطالبه نکرده اند و دادگاه هم بدون مطالبه اولیاء دم نمیتواند به منکر قسم دهد که از صورتجلسه دادگاه هم استفاده میشود که به متهم ی. ر.پ. قسم داده نشده حق هم همین بود که بدون مطالبه نباید قسم دهد ماده 332 قانون آیین دادرسی کیفری ثانیا وکیل متهم م.ح. ر.پ. دفاع صریح و قاطعی -* اظهار داشته که نمیداند موکلش اقرار میکند یا انکار و موضوع به این مهمی و بدون حضور محکوم به قصاص و عدم دفاع وکیل وی و عدم مطالبه قسم از سوی اولیاء دم رای معترض عنه در تمام موارد تمام اتهامات مواجه با ایراد است لذابه استناد بند ب ماده 469 قانون آیین دادرسی کیفری رای معترض عنه نقض و جهت رسیدگی به دادگاه هم عرض دادگاه صادر کننده رای ارجاع میگردد و ارشاد میشود که تا اولیاء دم مطالبه قسم ننمایند دادگاه باید توقف رسیدگی صادر کند.
شعبه --- دیوان عالی کشور - رئیس و مستشار
موارد مرتبط 36
آرای مرتبط 18
-
رأی
هماستناد
احتیاط در دماء در جرایم مربوط به مواد مخدر
ماده 469 قانون ایین دادرسی کیفری
-
رأی
هماستناد
أمارات و قراین منتج به تحقق لوث
ماده 469 قانون ایین دادرسی کیفری
-
رأی
هماستناد
احتیاط در دماء در جرایم مربوط به مواد مخدر
ماده 469 قانون ایین دادرسی کیفری
-
رأی
هماستناد
شرایط تحقق بزه آدم ربایی
ماده 469 قانون ایین دادرسی کیفری
-
رأی
هماستناد
عنصر قانونی بزه شروع به آدم ربایی
ماده 469 قانون ایین دادرسی کیفری
-
رأی
هماستناد
مصداق تحقق قتل عمدی از طریق فعل نوعا کشنده
ماده 469 قانون آیین دادرسی کیفری عقیده به نقض دادنامه فرجام خواسته و ارجاع
-
رأی
هماستناد
تشکیل جلسه رسیدگی به اتهام قتل عمد بدون حضور وکیل
ماده 469 قانون آیین دادرسی کیفری مصوب 1392 نقض و جهت رفع نقص اعلام شده و ر
-
رأی
هماستناد
صدور حکم محکومیت شاکی در بزه رابطه نامشروع
ماده 469 قانون آیین دادرسی کیفری نقض رسیدگی مجدد در این خصوص به شعبه همعرض
-
رأی
هماستناد
شرط تحقق بزه محاربه
ماده 469 قانون آیین دادرسی کیفری رای صادره نقض و با احراز مورد از مصادیق ب
-
رأی
هماستناد
شرط تحقق معاونت در قتل
ماده 469 قانون آیین دادرسی کیفری ضمن رد فرجام خواهی عینا دادنامه فرجام خوا
-
رأی
هماستناد
نحوه اعمال مقررات تکرار جرم در جرایم مرتبط با مواد مخدر
ماده 469 قانون آیین دادرسی کیفری مصوب چهارم اسفند ماه 1392
-
رأی
هماستناد
مصداق قتل شبه عمد
مواد 469 و 428 قانون آیین دادرسی کیفری
-
رأی
هماستناد
تعیین مجازات تکمیلی بدون تعیین مجازات اصلی
ماده 469 قانون آیین دادرسی کیفری رای معترض عنه را نقض و پرونده به همان شعب
-
رأی
هماستناد
رسیدگی به تکرار جرم در دادگاه
ماده 469 قانون آیین دادرسی کیفری دادنامه فرجام خواسته را نقض نموده و ادامه
-
رأی
هماستناد
تأثیر عدم حضور دادستان در اعتبار دادنامه صادره
ماده 469 قانون آیین دادرسی کیفری اخیر التصویب ( 1392
-
رأی
هماستناد
انتساب بزه نگهداری مواد مخدر به سرنشینان خودروی حامل مواد
مواد 469 و 470 قانون آیین دادرسی کیفری
-
رأی
هماستناد
تهدید منجر آسیب های شرفی و حیثیتی حین آدم ربایی
ماده 469 قانون آیین دادرسی کیفری آن را نقض بلاارجاع می نماید
-
رأی
هماستناد
مرجع هم عرض دادگاه کیفری 2 در پرونده های مثبوت قبل از لازم الاجرا شدن قانون آیین دادرسی کیفری مصوب 1392
ماده 469 قانون آیین دادرسی کیفری پس ازنقض دادنامه پرونده به دادگاهی که دیو
نظریات مشورتی 9
-
نظریهٔ مشورتی
هماستناد
نظریه مشورتی شماره 7/1400/214 مورخ 1400/04/16
ماده 469 قانون آیین دادرسی کیفری
-
نظریهٔ مشورتی
هماستناد
نظریه مشورتی شماره 7/1403/625 مورخ 1403/11/01
ماده 469 قانون آیین دادرسی کیفری مصوب 1392
-
نظریهٔ مشورتی
هماستناد
نظریه مشورتی شماره 7/99/653 مورخ 1399/06/10
ماده 469 قانون آیین دادرسی کیفری آمده «در خصوص پرونده های مطروحه در دیوان
-
نظریهٔ مشورتی
هماستناد
نظریه مشورتی شماره 7/97/2959 مورخ 1398/02/09
ماده 469 قانون آیین دادرسی کیفری یا در اجرای بند پ ماده 470 این قانون از س
-
نظریهٔ مشورتی
هماستناد
نظریه مشورتی شماره 7/1400/1050 مورخ 1400/12/21
ماده 469 قانون آیین دادرسی کیفری مصوب 1392
-
نظریهٔ مشورتی
هماستناد
نظریه مشورتی شماره 7/97/246 مورخ 1397/02/17
ماده 469 قانون آیین دادرسی کیفری به نظر می رسد که شعبه دیوان عالی کشور محد
-
نظریهٔ مشورتی
هماستناد
نظریه مشورتی شماره 7/96/923 مورخ 1396/04/27
ماده 469 قانون آیین دادرسی کیفری مصوب 1392
-
نظریهٔ مشورتی
هماستناد
نظریه مشورتی شماره 7/97/3356 مورخ 1398/01/26
ماده 469 قانون آیین دادرسی کیفری توسط دیوان عالی کشور نقض گردیده است
-
نظریهٔ مشورتی
هماستناد
نظریه مشورتی شماره 7/1403/413 مورخ 1403/06/06
ماده 469 قانون آیین دادرسی کیفری شود
مواد مرتبط 1
-
مبتنی بر
از این صفحه
ماده 469 — قانون آیین دادرسی کیفری
به استناد بند ب ماده 469 قانون آئین دادرسی کیفری رای معترض عنه نقض و جهت رسیدگی به دادگاه
مقرراتِ مرتبط 3
-
بخشنامه
هماستناد
بخشنامه رئیس دیوان عالی کشور درخصوص تکلیف شعبه هم عرض در رسیدگی به دادنامه های صادره از دیوان
قانون آیین دادرسی کیفری ناظر به بند 4 ماده 469
-
دستورالعمل
هماستناد
دستورالعمل راجع به درخواست اعاده دادرسی از احکام قطعی کیفری
ماده 469 قانون آیین دادرسی کیفری مجوز تاخیر اجرای حکم قطعی تا پایان رسیدگی
-
بخشنامه
هماستناد
سوگند متهم در بزه قتل عمدی
ماده 469 قانون آیین دادرسی کیفری 1392 نقض و رسیدگی مجدد به همان دادگاه ارج
دکترین 5
-
مقاله
هماستناد
۳-۳-۴- تعیین صلاحیت دادسرا به تبع صلاحیت دادگاه متبوع — درست است که صلاحیت دادگاه کیفری اصولاً
ماده 469 ق.آ.د.ک.ج سال 1392
-
مقاله
هماستناد
۳-۳-۴- تعیین صلاحیت دادسرا به تبع صلاحیت دادگاه متبوع — تعیین صلاحیت ذاتی رسیدگی به جرایم توسط
ماده 469 ق.آ.د.ک.ج سال 1392
-
مقاله
هماستناد
۳-۳-۴- تعیین صلاحیت دادسرا به تبع صلاحیت دادگاه متبوع — تعیین صلاحیت ذاتی رسیدگی به جرایم توسط
ماده 469 ق.آ.د.ک.ج سال 1392
-
مقاله
هماستناد
ارکان دادسرای دیوان عالی کشور — تصدی دادستانی کل کشور در شمار حقوق
ماده 469 ق.آ.د.ک.ج سال 1392
-
مقاله
هماستناد
ارکان دادسرای دیوان عالی کشور — دادستان کل کشور در مواردی می تواند
ماده 469 ق.آ.د.ک.ج سال 1392
فقط پیوندهایی که متنشان در بانک است، با شاهد از خودِ متن — نه شباهتِ آماری. عنوانِ بدونِ متن ساخته نمیشود.
