Ailexa — هوش مصنوعی + قانون home صفحه اصلی (کلاسیک)
حوزهٔ جستجوی شما حدوداً در چه زمینه‌ای است:
در جست‌جوی چه هستید؟ بعد از انتخابِ آنچه می‌خواهید، در کادرِ جستجوی بالا موضوع را بنویسید و «بگرد» را بزنید. کانال تلگرام پادکست‌ها و تدریس‌هاصفحهٔ من
رأی دادگاه بدوی ف. خ.: سازمان *با وکالت اقای ج. م. فرجام خواندگان:اقایان و خانم ها م. ، ع. ، ف. ، م. ، ز. ب. همگی ا. ، غ. ، ز. ا. فرجام خواسته:دادنامه شماره ۹۹۰۹۹۷۸۱۱۹۷۰۱۰۷۰ مورخ ۱۳۹۹/۰۹/۲۳ – صادره از شعبه * مرجع رسیدگی:شعبه * هییت شعبه اقایان: ح. ط. ( رییس شعبه ) - م. ح. پ. ( مستشار ) خلاصه جریان پرونده: درتاریخ ۱۳۹۸/۱۱/۰۷ سازمان *با وکالت اقای ج. م. د. ب. ط. اقایان و خانم ها ۱- م. ا. ۲- ز. ا. ۳- ع. ا. ۴-م. ا. ۵- ز. ب. ا. ۶- ف. ا. ۷- غ. ا. به خواسته صدور رای مبنی بر اثبات وقفیت ششدانگ یک باب ساختمان ۲ *یک باب زیرزمین پلاک ثبتی ۴ و ۶ *شده از ۲ اصلی واقع در بخش ۲ *شیر موضوع وقف نامه عادی مورخ ۱۳۸۶/۱۲/۰۶ توسط مرحومه خانم ز. م. م. به مبلغ ۵۱/۰۰۰/۰۰۰ ریال و نیز صدور رای بر اثبات وقفیت سه دانگ مشاع از ششدانگ یک قطعه زمین خریداری شده از *قان موضوع وقف نامه عادی مورخ ۱۳۸۴/۱۰/۰۹ توسط مرحومه خانم ز. م. م. به مبلغ ۵۱/۰۰۰/۰۰۰ ریال و صدور دستور موقت مبنی بر توقف عملیات اجرایی در پرونده کلاسه بایگانی *اجرای احکام مدنی *و پرداخت خسارات دادرسی به دادگستری همدان تقدیم نموده و جهت رسیدگی به شعبه *ارجاع شده است. ( اوراق ۱۱ و ۱۲ ) ووکیل خواهان بعدا طی لایحه مورخ ۱۳۹۸/۱۱/۲۱ خواسته خود راجع به صدور دستور موقت مبنی بر توقف عملیات اجرایی در پرونده کلاسه بایگانی *اجرای احکام مدنی *را مسترد نموده است. ( برگ ۱۶ ) دادگاه با دعوت از طرفین درتاریخ ۱۳۹۹/۰۲/۰۹ جلسه رسیدگی تشکیل داده است.در ان جلسه وکیل و نماینده حقوقی اداره خواهان حضور داشته اند و از خواندگان خانم ها و اقایان ع. ، م. ، م. ، ز. ب. و ز. حضور داشته اند وکیل خ. ا. د. است.خواسته ب. ش. د. تقدیمی است.و ارکان و شرایط وقف تحقق یافته است.از انجایی که وقف عام بوده و حسب <a class="artref" href="/ماده/ماده-62-a_0815110235706">ماده ۶۲ قانون مدنی</a> در صورتی که واقف خود را متولی وقف تعیین نماید. به اعتبار متولی بودن قبض می نماید. در مانحن فیه این مهم صورت گرفته است.و خواندگان چگونه وقف نامه مورخ ۱۳۸۴/۱۰/۰۹ را قبول دارند ولی وقف نامه ۱۳۸۶/۱۲/۰۶ قبول ندارند؟ ایراد به کهولت سن واقف و سوی استفاده از اثر انگشت وی نمی تواند وجاهت و صحت داشته باشد. و اثبات وقفیت با شهادت شهود نیز ثابت می شود. و شهود تعرفه شده به صراحت به وقوع وقف و انجام قبض اقباض و عمل به وقف شهادت دارند تقاضای استماع شهادت شهود را دارم. و سازمان *همدان ب. ت. ب. نیت واقف اقدام به انجام مراسم مذهبی در خانه مورد وقف نموده اند تقاضای استماع اظهارات انان را دارم. ، خواندگان حاضر در ان جلسه که اشتباها خ. ه. نوشته شده است.متفقا اظهار داشته اند زمین مورد وقف خانم ز. م. واقع در جورقان موضوع وقف نامه عادی مورخ ۱۳۸۴/۱۰/۰۹ قبول داریم که وقف است.لکن وقف بودن ساختمان ( مورد وقف خانم ز. م. موضوع وقف نامه عادی مورخ ۱۳۸۶/۱۲/۰۶ ) را قبول نداریم ویکی از خواندگان حاضر در جلسه به نام اقای ع. ا. چنین توضیح داده است.وقف بودن زمین واقع در جودقان مورد پذیرش ورثه قرار گرفته و هیچگونه ادعایی از سوی ورثه ( مرحومه خانم ز. م. ) بر ان نیست کاملا قانونی صورت گرفته است.لکن در مورد وقف نامه مورخ ۱۳۸۶/۱۲/۰۶ ( مربوط به ساختمان ) خواهان ارائه اصل ان به دادگاه می باشیم فتوکپی وقف نامه ارائه شده فاقد شماره و تایید متولی و ناظرین شرعی و امضای شهود م. ب.. و قبض موقوفه شرط اصلی وقف است.و هیچگونه دلیلی بر قبض وجود ندارد. و خانه مورد ادعای وقف فاقد سکنه و متروکه بوده و به هیج عنوان شرایط انجام مراسم مذهبی در ان وجود نداشته است.با یک متن روبرو هستیم که کاتب ان معلوم نیست و انشای متن ( وقف نامه مورخ ۱۳۸۶/۱۲/۰۶ ) نمایانگر ان است.که توسط فرد خبره و صاحب اطلاع نگارش شده است.و به علت کهولت سن و بی سوادی ( واقف ) خانم ز. م. می بایست فردی همراه ایشان در زمان تنظیم وقف نامه بوده باشد. و حال انکه اثری از ان وجود ندارد. و در وقف نامه مهر زده شده و حال انکه در هیچکدام از اسناد باقی مانده از ایشان ( خانم ز. م. ) مهر دیده نمی شود. این وقف نامه فاقد اعتبار است.و استشهادیه ارائه شده به دور از واقعیت است.زیرا امکان برگزاری مراسم مذهبی در ان خانه وجودنداشته است.و مضافا به اینکه مرحومه ز. م. چندروز قبل از فوت به همراه اقایی که از وی پرستاری می نموده به پیش حاج ا. که از کسبه خوشنام است.رفته و پیشنهاد فروش ملک را به او نموده و در صورت نیاز دادگاه می تواند ایشان را احضار نماید. ودر ادامه یکی دیگر از خواندگان پرونده به اسم اقای غ. ا. اظهارداشته است.بنده هر دو وقف نامه ( مورخ ۱۳۸۴/۱۰/۰۹ و ۱۳۸۶/۱۲/۰۶ ) را قبول دارم. و تایید می نمایم و پی گیر موضوع بوده ام و حتی اسم من در وقف نامه امده است.و سپس خانم ها ز. ا. و ز. ب. ا. و م. ا. اظهار داشته اند عرایض ما همان مطالبی است.که توسط ع. ا. بیان شده است. ( اوراق ۲۳ الی ۲۸ ) دادگاه دستورداده به وکیل خواهان اخطار شود. ظرف یک هفته نسبت به ارائه اسامی شهود و نشانی انها اقدام نماید. ( برگ ۳۲ ) و پس از اعلام اسامی شهود دادگاه قرار استماع شهادت شهود را صادر نموده و دستور داده است.با تعیین وقت رسیدگی طرفین دعوت شوند دادگاه درتاریخ ۱۳۹۹/۰۶/۲۶ جلسه رسیدگی تشکیل داده است.و از اقایان ۱- ح. ا. و. م. ۲- ع. ا. ف. ۳- ا. ط. م. به شرح اوراق ۳۶ الی ۴۲ تحقیق نموده است.سپس با اعلام ختم رسیدگی اقدام به صدور دادنامه شماره *مورخ ۱۳۹۹/۰۷/۱۹ نموده است.که به موجب ان پس از ذکر مقدمه ای شامل مشخصات طرفین پرونده خواسته خواهان و اظهارات وکیل خواهان و دفاعیات خواندگان و اظهارات گواهان م. ب.. درخصوص دعوی سازمان *با وکالت اقای ج. م. به طرفیت اقایان و خانم ها ۱- غ. ۲-م. ۳-ز. ۴-ع. ۵- م. ۶-ز. ب. ۷- ف. ش. همگی اذر ( دردادخواست تقدیمی نام خانوادگی م. ا. ذکر شده است.ص ۱۲ ) و فرزند ان ح. به خواسته ۱- اثبات وقفیت ششدانگ یک باب ساختمان دو *یک باب زیرزمین تحت پلاک ثبتی ۴ و ۶ *( موضوع وقف نامه عادی مورخ ۱۳۸۶/۱۲/۰۶ توسط خانم ز. م. ) اثبات وقفیت نسبت به سه دانگ مشاع از ۶ دانگ یک قطعه زمین واقع در جورقان موضوع وقف نامه عادی مورخ ۱۳۸۴/۱۰/۰۹ توسط خانم ز. م. ۳- صدور دستور موقت مبنی بر توقف عملیات اجرایی در پرونده اجرایی کلاسه *( اجرای احکام مدنی دادگستری همدان ) با احتساب خسارات دادرسی در مورد خواسته ردیف شماره ۱ با استدلال به اینکه قبض صورت نگرفته است.حکم به بطلان دعوی خواهان صادر شده است.و در مورد خواسته ردیف شماره ۲ ( اثبات وقفیت سه دانگ مشاع از ششدانگ یک قطعه زمین واقع در جورقان موضوع وقف نامه عادی مورخ ۱۳۸۴/۱۰/۰۹ توسط خانم ز. ) با استدلال به اینکه همه خواندگان ( یعنی ورثه مرحومه ز. م. ) وقف نامه را قبول دارند و به وقفیت زمین موضوع وقف نامه اذعان و اقرار نموده اند موضوع تحصیل حاصل است.و ترافعی نمی باشد. لذا قرار عدم استماع دعوی خواهان صادر واعلام گردیده است.و در مورد خواسته ردیف سوم ( صدور دستور موقت ) بلحاظ اینکه وکیل خواهان دادخواست خود را در این خصوص مسترد نموده است.لذا قرار رد درخواست خواهان صادر و اعلام گردیده است. ( اوراق ۶۲ و ۶۳ ) و دادنامه مزبور از سوی سازمان *با وکالت اقای ج. م. مورد تجدیدنظرخواهی قرار گرفته است.و شعبه *طی دادنامه شماره *مورخ ۱۳۹۹/۰۹/۲۳ ضمن رد تجدیدنظرخواهی سازمان *دادنامه تجدیدنظر خواسته را تایید نموده است. ( برگ ۸۴ ) که مورد فرجام خواهی اداره مذکور با وکالت اقای ج. م. قرار گرفته است.و پس از انجام تبادل لوایح پرونده به دیوان عالی کشور ارسال شده و به این شعبه ارجاع گردیده است. هیات شعبه در تاریخ بالا تشکیل گردید. پس از قرائت گزارش اقای م. ح. پ. عضو ممیز و ملاحظه اوراق پرونده در خصوص دادنامه شماره *مورخ ۱۳۹۹/۰۹/۲۳ فرجام خواسته مشاوره نموده و چنین رای می دهد: &#34; رای شعبه&#34; دادنامه فرجام خواسته به شماره *مورخ ۱۳۹۹/۰۹/۲۳ که از شعبه *در تایید دادنامه شماره *مورخ ۱۳۹۹/۰۷/۱۹ شعبه *صادر گردیده است.مواجه با اشکال و مقتضی نقض است.زیرا اولا همه ورثه خانم ز. م. اقرار به صحت وقف نامه عادی مورخ ۱۳۸۴/۱۰/۹خانم ز. م. نموده اند ثانیا اقای غ. ا. یکی از ورثه نامبرده اقرار به صحت هر دو وقف نامه های مورخ ۱۳۸۴/۱۰/۰۹ و ۱۳۸۶/۱۲/۰۶ نموده است.ثالثا در هر دو وقف نامه اثر انگشت واقفه خانم ز. موجود است.رابعا اقای ح. س. وجو طی اقرارنامه رسمی تنظیمی در دفتر اسناد رسمی همدان به شرح برگ ۶۵ پرونده اظهار داشته است.اصل وقف نامه عادی مورخ ۱۳۸۶/۱۲/۰۶ مرحومه س. خانم ز. م. ت. فرزند ا. به اسم غ. تحویل اینجانب ( به عنوان ) عضو سازمان *( همدان ) گردید.تا به امضای هیات امنای سادات همدان برسانم که قرار شد پس از امضای به مسئول امنای سازمان *اعاده فرمایند که به سازمان *تحویل دهیم متاسفانه پس از جستجو در منزل امنای سازمان *معلوم گردید.وقف نامه مزبور مفقود گردیده است.خامسا حسب ظاهر دادگاهها اصالت هر دو وقف نامه را پذیرفته اند منتهی تردید در قبض اقباض ساختمان موضوع وقف نامه عادی مورخ ۱۳۸۶/۱۲/۰۶ که از شرایط صحت وقف است.نموده اند و به همین جهت دادگاه بدوی بلحاظ عدم احراز قبض با استناد به کتاب ملحقات عروه الوثقی مرحوم ا. الله س. ط. ی. و کتاب جواهر الکلام مرحوم ا. الله م. ن. رای بر بطلان دعوی سازمان *صادر نموده و دادگاه تجدیدنظر نیز ان را تایید نموده است.و به این نکته مهم و اساسی توجه نشده است.که واقفه یعنی خانم ز. م. در وقف نامه خود را مادام العمر متولی موقوفه قرارداده و پس از فوت تولیت ان را به سازمان *با نظارت فرزند ش اقای غ. ا. و هیات امنای سازمان *واگذار نموده است. ( ص۱۰ ) و واقفه خانم ز. م. از حیث اینکه ملک را وقف نموده موقوفه را قبض داده و به اعتبار اینکه تولیت موقوفه را برعهده داشته ان را قبض نموده است.بنابراین قبض اقباض صورت گرفته است.و در ذیل وقف نامه عادی مورخ ۱۳۸۶/۱۲/۰۶ نیز مرقوم گردیده است.قبض اقباض صورت گرفته است.این امر حاکی است.که واقفه مرحومه خانم ز. م. متوجه بوده که قبض اقباض از شرایط صحت وقف است.و ایراد اینکه بلحاظ مخروبه بودن ساختمان مورد وقف جلسات مذهبی در ان برگزار نشده است.این ایراد موجه نیست و به اصل وقف خللی وارد نمی کند زیرا برگزاری جلسات مذهبی از منویات واقفه و جهت وقف بوده است.نه ماهیت وقف علی هذا استنادا به بند ج ماده ۴۰۱ قانون ایین دادرسی مدنی دادنامه فرجام خواسته در ان بخشی که مشعر به صدور رای بر بطلان دعوی سازمان *م. ب.. نقض و پرونده به شعبه دیگر از همان حوزه دادگاه صادر کننده دادنامه منقوض ارجاع می شود.ع شعبه * ح. ط. ( رییس ) م. پ. ( مستشار ) فهرست دادگاه بدوی نقد رأی اثر قبض موقوفه در صحت وقف موضوع این پرونده به دعوای یک سازمان به طرفیت تعدادی از ورثه یک مرحوم مربوط می‌شود که در آن ادعای اثبات وقفیت یک ساختمان و یک قطعه زمین بر اساس دو وقف‌نامه عادی با تاریخ‌های مشخص مطرح شده است. خواسته اصلی شامل اثبات وقفیت و صدور دستور موقت برای توقف عملیات اجرایی م. ب.. خ. ب. ا. به شرایط وقف و شهادت شهود، ادعای خود را مبنی بر وقوع وقف مطرح کرده است، در حالی که خواندگان با وجود پذیرش وقفیت زمین، وقف بودن ساختمان را رد کرده‌اند. &lt;br&gt;خواندگان به عدم اعتبار وقف‌نامه دوم به دلیل فقدان قبض و نواقص شکلی آن اشاره کرده و همچنین ادعا کرده‌اند که امکان برگزاری مراسم مذهبی در ساختمان وجود نداشته است. دادگاه بدوی با صدور دادنامه‌ای، دعوی خواهان را به دلیل عدم احراز قبض و اعتبار وقف‌نامه رد کرده و تجدیدنظرخواهی خواهان نیز تایید شده است. &lt;br&gt;با این حال، دیوان عالی کشور در رای خود با نقض دادنامه‌های قبلی، به این نتیجه رسید که قبض اقباض در وقف‌نامه به درستی محقق شده و ایراد عدم برگزاری مراسم مذهبی را موجه ندانسته و پرونده را به شعبه دیگر ارجاع داد. همچنین، استناد به بند ج ماده 401 قانون آیین دادرسی مدنی در این رای مد نظر قرار گرفته است. هییت شعبه اقایان: ح. ط. (رئیس شعبه) - م. ح. پ. (مستشار) خلاصه جریان پرونده: در تاریخ 1398/11/07 سازمان *با وکالت اقای ج. م. د. ب. ط. اقایان و خانم ها 1- م. ا. 2- ز. ا. 3- ع. ا. 4- م. ا. 5- ز. ب. ا. 6- ف. ا. 7- غ. ا. به خواسته صدور رای مبنی بر اثبات وقفیت ششدانگ یک باب ساختمان 2 *یک باب زیرزمین پلاک ثبتی 4 و 6 *شده از 2 اصلی واقع در بخش 2 *شیر موضوع وقف نامه عادی مورخ 1386/12/06 توسط مرحومه خانم ز. م. م. به مبلغ 51/000/000 ریال و نیز صدور رای بر اثبات وقفیت سه دانگ مشاع از ششدانگ یک قطعه زمین خریداری شده از *قان موضوع وقف نامه عادی مورخ 1384/10/09 توسط مرحومه خانم ز. م. م. به مبلغ 51/000/000 ریال و صدور دستور موقت مبنی بر توقف عملیات اجرایی در پرونده کلاسه بایگانی *اجرای احکام مدنی *و پرداخت خسارات دادرسی به دادگستری همدان تقدیم نموده و جهت رسیدگی به شعبه *ارجاع شده است. (اوراق 11 و 12) ووکیل خواهان بعدا طی لایحه مورخ 1398/11/21 خواسته خود راجع به صدور دستور موقت مبنی بر توقف عملیات اجرایی در پرونده کلاسه بایگانی *اجرای احکام مدنی *را مسترد نموده است. (برگ 16) دادگاه با دعوت از طرفین در تاریخ 1399/02/09 جلسه رسیدگی تشکیل داده است.در ان جلسه وکیل و نماینده حقوقی اداره خواهان حضور داشته اند و از خواندگان خانم ها و اقایان ع.، م.، م.، ز. ب. و ز. حضور داشته اند وکیل خ. ا. د. است.خواسته ب. ش. د. تقدیمی است.و ارکان و شرایط وقف تحقق یافته است.از انجایی که وقف عام بوده و حسب <a class="artref" href="/ماده/ماده-62-a_0815110235706">ماده 62 قانون مدنی</a> در صورتی که واقف خود را متولی وقف تعیین نماید. به اعتبار متولی بودن قبض می نماید. در مانحن فیه این مهم صورت گرفته است.و خواندگان چگونه وقف نامه مورخ 1384/10/09 را قبول دارند ولی وقف نامه 1386/12/06 قبول ندارند؟ ایراد به کهولت سن واقف و سوی استفاده از اثر انگشت وی نمی‌تواند وجاهت و صحت داشته باشد. و اثبات وقفیت با شهادت شهود نیز ثابت می‌شود. و شهود تعرفه شده به صراحت به وقوع وقف و انجام قبض اقباض و عمل به وقف شهادت دارند تقاضای استماع شهادت شهود را دارم. و سازمان *همدان ب. ت. ب. نیت واقف اقدام به انجام مراسم مذهبی در خانه مورد وقف نموده‌اند تقاضای استماع اظهارات انان را دارم.، خواندگان حاضر در ان جلسه که اشتباها خ. ه. نوشته شده است.متفقا اظهار داشته اند زمین مورد وقف خانم ز. م. واقع در جورقان موضوع وقف نامه عادی مورخ 1384/10/09 قبول داریم که وقف است.لکن وقف بودن ساختمان (مورد وقف خانم ز. م. موضوع وقف نامه عادی مورخ 1386/12/06) را قبول نداریم ویکی از خواندگان حاضر در جلسه به نام اقای ع. ا. چنین توضیح داده است.وقف بودن زمین واقع در جودقان مورد پذیرش ورثه قرار گرفته و هیچگونه ادعایی از سوی ورثه (مرحومه خانم ز. م.) بر ان نیست کاملا قانونی صورت گرفته است.لکن در مورد وقف نامه مورخ 1386/12/06 (مربوط به ساختمان) خواهان ارائه اصل ان به دادگاه می باشیم فتوکپی وقف نامه ارائه شده فاقد شماره و تایید متولی و ناظرین شرعی و امضای شهود م. ب.. و قبض موقوفه شرط اصلی وقف است.و هیچگونه دلیلی بر قبض وجود ندارد. و خانه مورد ادعای وقف فاقد سکنه و متروکه بوده و به هیج عنوان شرایط انجام مراسم مذهبی در ان وجود نداشته است.با یک متن روبرو هستیم که کاتب ان معلوم نیست و انشای متن (وقف نامه مورخ 1386/12/06) نمایانگر ان است.که توسط فرد خبره و صاحب اطلاع نگارش شده است.و به علت کهولت سن و بی سوادی (واقف) خانم ز. م. می‌بایست فردی همراه ایشان در زمان تنظیم وقف نامه بوده باشد. و حال انکه اثری از ان وجود ندارد. و در وقف نامه مهر زده شده و حال انکه در هیچکدام از اسناد باقی مانده از ایشان (خانم ز. م.) مهر دیده نمی شود. این وقف نامه فاقد اعتبار است.و استشهادیه ارائه شده به دور از واقعیت است.زیرا امکان برگزاری مراسم مذهبی در ان خانه وجودنداشته است.و مضافا به اینکه مرحومه ز. م. چندروز قبل از فوت به همراه اقایی که از وی پرستاری می نموده به پیش حاج ا. که از کسبه خوشنام است.رفته و پیشنهاد فروش ملک را به او نموده و در صورت نیاز دادگاه می‌تواند ایشان را احضار نماید. ودر ادامه یکی دیگر از خواندگان پرونده به اسم اقای غ. ا. اظهارداشته است.بنده هر دو وقف نامه (مورخ 1384/10/09 و 1386/12/06) را قبول دارم. و تایید می نمایم و پی گیر موضوع بوده ام و حتی اسم من در وقف نامه امده است.و سپس خانم ها ز. ا. و ز. ب. ا. و م. ا. اظهار داشته اند عرایض ما همان مطالبی است.که توسط ع. ا. بیان شده است. (اوراق 23 الی 28) دادگاه دستورداده به وکیل خواهان اخطار شود. ظرف یک هفته نسبت به ارائه اسامی شهود و نشانی انها اقدام نماید. (برگ 32) و پس از اعلام اسامی شهود دادگاه قرار استماع شهادت شهود را صادر نموده و دستور داده است.با تعیین وقت رسیدگی طرفین دعوت شوند دادگاه در تاریخ 1399/06/26 جلسه رسیدگی تشکیل داده است.و از اقایان 1- ح. ا. و. م. 2- ع. ا. ف. 3- ا. ط. م. به شرح اوراق 36 الی 42 تحقیق نموده است.سپس با اعلام ختم رسیدگی اقدام به صدور دادنامه شماره *مورخ 1399/07/19 نموده است.که به موجب ان پس از ذکر مقدمه ای شامل مشخصات طرفین پرونده خواسته خواهان و اظهارات وکیل خواهان و دفاعیات خواندگان و اظهارات گواهان م. ب.. در خصوص دعوی سازمان *با وکالت اقای ج. م. به طرفیت اقایان و خانم ها 1- غ. 2- م. 3- ز. 4- ع. 5- م. 6- ز. ب. 7- ف. ش. همگی اذر (دردادخواست تقدیمی نام خانوادگی م. ا. ذکر شده است.ص 12) و فرزند ان ح. به خواسته 1- اثبات وقفیت ششدانگ یک باب ساختمان دو *یک باب زیرزمین تحت پلاک ثبتی 4 و 6 *(موضوع وقف نامه عادی مورخ 1386/12/06 توسط خانم ز. م.) اثبات وقفیت نسبت به سه دانگ مشاع از 6 دانگ یک قطعه زمین واقع در جورقان موضوع وقف نامه عادی مورخ 1384/10/09 توسط خانم ز. م. 3- صدور دستور موقت مبنی بر توقف عملیات اجرایی در پرونده اجرایی کلاسه *(اجرای احکام مدنی دادگستری همدان) با احتساب خسارات دادرسی در مورد خواسته ردیف شماره 1 با استدلال به اینکه قبض صورت نگرفته است.حکم به بطلان دعوی خواهان صادر شده است.و در مورد خواسته ردیف شماره 2 (اثبات وقفیت سه دانگ مشاع از ششدانگ یک قطعه زمین واقع در جورقان موضوع وقف نامه عادی مورخ 1384/10/09 توسط خانم ز.) با استدلال به اینکه همه خواندگان (یعنی ورثه مرحومه ز. م.) وقف نامه را قبول دارند و به وقفیت زمین موضوع وقف نامه اذعان و اقرار نموده‌اند موضوع تحصیل حاصل است.و ترافعی نمی‌باشد. لذا قرار عدم استماع دعوی خواهان صادر واعلام گردیده است.و در مورد خواسته ردیف سوم (صدور دستور موقت) به لحاظ اینکه وکیل خواهان دادخواست خود را در این خصوص مسترد نموده است.لذا قرار رد درخواست خواهان صادر و اعلام گردیده است. (اوراق 62 و 63) و دادنامه مزبور از سوی سازمان *با وکالت اقای ج. م. مورد تجدیدنظرخواهی قرار گرفته است.و شعبه *طی دادنامه شماره *مورخ 1399/09/23 ضمن رد تجدیدنظرخواهی سازمان *دادنامه تجدیدنظر خواسته را تایید نموده است. (برگ 84) که مورد فرجام خواهی اداره مذکور با وکالت اقای ج. م. قرار گرفته است.و پس از انجام تبادل لوایح پرونده به دیوان عالی کشور ارسال شده و به این شعبه ارجاع گردیده است. دادنامه فرجام خواسته به شماره *مورخ 1399/09/23 که از شعبه *در تایید دادنامه شماره *مورخ 1399/07/19 شعبه *صادر گردیده است.مواجه با اشکال و مقتضی نقض است.زیرا اولا همه ورثه خانم ز. م. اقرار به صحت وقف نامه عادی مورخ 1384/10/09خانم ز. م. نموده‌اند ثانیا اقای غ. ا. یکی از ورثه نامبرده اقرار به صحت هر دو وقف نامه های مورخ 1384/10/09 و 1386/12/06 نموده است.ثالثا در هر دو وقف نامه اثر انگشت واقفه خانم ز. موجود است.رابعا اقای ح. س. وجو طی اقرارنامه رسمی تنظیمی در دفتر اسناد رسمی همدان به شرح برگ 65 پرونده اظهار داشته است.اصل وقف نامه عادی مورخ 1386/12/06 مرحومه س. خانم ز. م. ت. فرزند ا. به اسم غ. تحویل اینجانب (به عنوان) عضو سازمان *(همدان) گردید.تا به امضای هیات امنای سادات همدان برسانم که قرار شد پس از امضای به مسئول امنای سازمان *اعاده فرمایند که به سازمان *تحویل دهیم متاسفانه پس از جستجو در منزل امنای سازمان *معلوم گردید.وقف نامه مزبور مفقود گردیده است.خامسا حسب ظاهر دادگاهها اصالت هر دو وقف نامه را پذیرفته اند منتهی تردید در قبض اقباض ساختمان موضوع وقف نامه عادی مورخ 1386/12/06 که از شرایط صحت وقف است.نموده‌اند و به همین جهت دادگاه بدوی به لحاظ عدم احراز قبض با استناد به کتاب ملحقات عروه الوثقی مرحوم ا. الله س. ط. ی. و کتاب جواهر الکلام مرحوم ا. الله م. ن. رای بر بطلان دعوی سازمان *صادر نموده و دادگاه تجدیدنظر نیز ان را تایید نموده است.و به این نکته مهم و اساسی توجه نشده است.که واقفه یعنی خانم ز. م. در وقف نامه خود را مادام العمر متولی موقوفه قرارداده و پس از فوت تولیت ان را به سازمان *با نظارت فرزند ش اقای غ. ا. و هیات امنای سازمان *واگذار نموده است. (ص10) و واقفه خانم ز. م. از حیث اینکه ملک را وقف نموده موقوفه را قبض داده و به اعتبار اینکه تولیت موقوفه را برعهده داشته ان را قبض نموده است.بنابراین قبض اقباض صورت گرفته است.و در ذیل وقف نامه عادی مورخ 1386/12/06 نیز مرقوم گردیده است.قبض اقباض صورت گرفته است.این امر حاکی است.که واقفه مرحومه خانم ز. م. متوجه بوده که قبض اقباض از شرایط صحت وقف است.و ایراد اینکه به لحاظ مخروبه بودن ساختمان مورد وقف جلسات مذهبی در ان برگزار نشده است.این ایراد موجه نیست و به اصل وقف خللی وارد نمی کند زیرا برگزاری جلسات مذهبی از منویات واقفه و جهت وقف بوده است.نه ماهیت وقف علی هذا استنادا به بند ج ماده 401 قانون ایین دادرسی مدنی دادنامه فرجام خواسته در ان بخشی که مشعر به صدور رای بر بطلان دعوی سازمان *م. ب.. نقض و پرونده به شعبه دیگر از همان حوزه دادگاه صادر کننده دادنامه منقوض ارجاع می‌شود.ع موضوع این پرونده، درخواست ابطال سند رسمی مربوط به یک موقوفه است که از سوی دو خواهان مطرح شده است. خ. ه. ادعا دارند که موقوفه‌ای به نام آنان ثبت نشده و از وقف عدول کرده‌اند. آن‌ها همچنین به اظهارات متولی وقف اشاره کرده و ادعا می‌کنند که وی به عدم قبض و اقباض اقرار کرده است و به همین دلیل سند وقف به علت عدم تحقق شرایط قانونی باطل است. در مقابل، متولی وقف بر صحت سند و تحقق وقف تاکید دارد. دادگاه بدوی با استناد به اقرار واقفین به قبض و اقباض، دعوی خ. ه. را رد کرده و این تصمیم در مرحله تجدیدنظر نیز تایید گردید. در مرحله فرجام‌خواهی، خ. ه. ب. عدم تحقق شرایط وقف و مجهول بودن موقوف علیهم استناد کردند. دیوان عالی کشور ب. ت. ب. عدم تحقق وقف و اظهارات متولی مبنی بر عدم قبض و اقباض، آرای دادگاه‌های قبلی را نقض و پرونده را به شعبه منشاء ارجاع داد تا بررسی‌های لازم در خصوص تحقق وقف و شرایط قانونی آن انجام گیرد. این تصمیم بر اساس مقررات مربوطه در قانون آیین دادرسی مدنی صادر شده است. تاریخ دادنامه قطعی: 1393/02/29 شماره دادنامه قطعی: --- پیام: ب. ت. ب. عینی بودن عقد وقف، عدم قبض و اقباض مال حتی در فرض تنظیم سند رسمی نسبت به وقف مال، از موجبات عدم تحقق عقد وقف خواهد بود. رای خلاصه جریان پرونده این است که آقای م.م. به وکالت از خانم ها ب.خ. فرزند ح. و خانم ص.ر. فرزند ع. هر دو خانه دار ساکنین تهران مهرآباد جنوبی دادخواستی به خواسته ابطال سند رسمی شماره 17954 - 23/12/85 تنظیمی در دفتر اسناد رسمی شماره... تهران به طرفیت آقای س.ز. و اداره کل ثبت اسناد و املاک تهران و سردفتر دفتر اسناد رسمی شماره... تهران تقدیم دادگستری تهران و اظهار داشته که: موکلین مالک 6 دانگ یک دستگاه آپارتمان در دو واحد می‌باشند که برابر سند مذکور برای محروم کردن سایر وراث آن را وقف کرده اند، متولی نیز اذعان داشته که قبض و اقباض صورت نگرفته لذا عقد وقف محقق نشده و مالکین از وقف رجوع کرده اند لذا درخواست سند وقف شماره 17954 فوق الذکر را دارد. سندی که درخواست ابطال آن شده ارکانش چنین است: واقفین آقای ع.ر. فرزند ب. دارنده شماره شناسنامه... متولد 1302 از اراک، و خانم ها ب.خ. فرزند ح. به شناسنامه شماره... متولد 1307 صادره از قم، خانم ص.ر. فرزند ع. با شناسنامه شماره... متولد 1332 ساکنین مورد وقف، تهران مهرآباد جنوبی خیابان ع. کوچه م. پلاک... مورد وقف عبارت است از 6 دانگ یک باب آپارتمان واقع در طبقه دوم به مساحت 141 مترمربع و مصرف آن در جهت 8 مورد لحاظ و نام موقوفه د. خیریه ح. صیغه وقف جاری و متولی آن را قبض کرده و قبض اقباض به عمل آمده است. خ. ه. د. تاریخ 4/12/88 دادخواستی به شورای حل اختلاف مجتمع شماره... تقدیم کرده اند، آقای ر.ع. عضو مجری قرار به محل رفته و خ. ه. ا. کرده اند که از وقف عدول کرده اند، موقوفه نیز به تصرف وقف داده نشده و در تصرف خودشان است، عضو مجری قرار ملک را قدیمی ساز با نمای سنگ مرمر سفید توصیف و اضافه کرده که اثاث البیت خ. ه. د. آن مشهود است، از خانم ب. و آقای م.ش. و خانم ز.ح. به عنوان گواه تحقیق شده مشارالیهم اظهار داشته اند خ. ه. د. این منزل ساکن بوده و آن را تخلیه کرده اند، در لایحه ای خ. ه. ا. داشته اند که ملک را وقف، متولی را مشخص ولی متولی با ذکر معوض در وقف نامه مرتکب خیانت شده لذا عزل متولی و کان لم یکن کردن سند را دارند. آقای س.ز. نیز طی لایحه ای خطاب به قضات شعبه هشتم دادگاه تجدیدنظر اعلام کرده موقوفه تحویل وی نشده و قبض اقباضی حاصل نشده، منافع وقف نیز مادام الحیوه متعلق به واقفین است، لایحه تحت شماره 4553 - 22/12/89 ثبت شده است وکیل خ. ه. نیز طی لایحه ای مطالب آتی را مطرح کرده، واقفین از وقف رجوع کرده اند، عین موقوفه به قبض داده نشده و در صورت عدم تصرف موقوفه توسط موقوف علیهم وقف محقق نمی شود، و مورد از مصادیق مفهوم مخالف <a class="artref" href="/ماده/ماده-60-a_0815110235704">ماده 60 قانون مدنی</a> است، موقوف علیهم نیز مجهول اند واقف قبل از دادن موقوفه به تصرف موقوفه فوت شده است، و ذکر معوض در ستون نقل و انتقالات سند نیز موجب بطلان وقف است. پرونده در شعبه --- دادگاه عمومی حقوقی مطرح، جلسه دادرسی در تاریخ 1/3/91 تشکیل و اعلام شده احد از خ. ه. فوت شده است لذا به استناد ماده 105 قانون آیین دادرسی مدنی قرار توقیف دادرسی صادر کرده است، گواهی حصر وراثت شماره 178 - 29/4/91 حاکی از فوت خانم ب.خ. است، از این مرحله آقای م. به عنوان وکیل احد از وراث آقای ح.ر. وارد پرونده شده وی وکالت خانم ص. را نیز داشته است ولی مع الوصف به عنوان وکیل ط.، ن. و ص. مجدد معرفی شده است خوانده آقای س.ز. نیز آقای ش.و. را به عنوان وکیل معرفی کرده که دارای پروانه پایه 2 م. ب.. وصیت نامه خانم ب.خ. که به شماره 17958 - 23/12/85 تنظیم شده مجددا وقف آپارتمان را متذکر شده و آقای س.ز. را به عنوان وصی خویش تعیین کرده و ثلث اموال را و مصادف آن را توسط وصی خواسته است در وصیت نامه آقای ع.ر. نیز تصریح شده که آپارتمان وقف است و س.ز. وصی مشارالیه است و به ثلث وصیت شده است اقرارنامه رسمی شماره 18017 - 26/12/85 نیز حاکی است که مورد وقف جهت احداث درمانگاه خیریه و اداره امور آن است. مفاد دادنامه های بدوی شماره 809 - 30/8/89 و تجدیدنظر شماره 779 - 26/6/90 صادره از شعبه هشتم دادگاه عمومی حقوقی و سیزده دادگاه تجدیدنظر این است که واقفین بر اساس سند وقف نامه اقرار به قبض اقباض کرده اند و مطابق ماده 70 قانون ثبت معتبر است لذا در صورتی که وکیل خ. ه. بدوا بایستی به ابطال سند اقدام می نمود لذا حکم به ردّ دعوی صادر می‌شود، دادنامه عینا توسط مرجع تجدیدنظر تاییدشده است وکیل خ. ط. ل. ای که به شماره 1189 - 30/8/91 ثبت شده به دادنامه فوق الذکر اشاره و مدعی اعتبار امر قضاوت شده گردیده و به اقرار واقفین به قبض و اقباض متمسک و به استناد اقرارنامه واقفین تولیت موکلش را محرز دانسته است، ثبت اسناد نیز طی لایحه ای به دعوی پاسخ داده است، اداره اوقاف نیز در لایحه خویش دعوی را واجد اشکالات شکلی و ماهوی ذکر و با تمسک به رای شعبه --- دادگاه عمومی و تایید آن در مرجع تجدیدنظر دعوی را خاتمه یافته تلقی کرده است. جلسه دادرسی در تاریخ 30/8/91 تشکیل وکیل خ. ه. ب. اشکالات مطروحه فوق الذکر از ناحیه ثبت و اوقاف و ادعای اعتبار امر مختومه پاسخ داده و مدعی شده که استفاده مادام العمر واقفان از آپارتمان حاکی از این است که قبض و اقباضی صورت نگرفته است و ردّ دعوی رجوع از وقف نیز منوط به ابطال سند شده است و رسیدگی ماهوی نگردیده است ولی دادگاه با تلقی به قبول اشکالات مطروحه از ناحیه وکیل خ. م. ب. اینکه شخصیت وقف مستقل از شخصیت متولی است و دعوی صحیحا طرح نشده است ختم دادرسی اعلام و قرار ردّ دعوی صادر کرده است از دادنامه پس از ابلاغ در مهلت قانونی تجدیدنظرخواهی شده و اهم مطالب ت. ن. خ. این است که نماینده اوقاف اقرار کرده که موقوفه شخصیت مستقلی ندارد، موسسه ای بدین نام یعنی د خیریه ح. تشکیل نشده و تا موسسه ای ثبت نشود و به مدلول ماده 584 قانون تجارت شخصیت حقوقی پیدا نمی کند مورد نیز واجد وصف امر مختوم نیست چه مستند دادگاه دادنامه ای است که در مورد عدول در رجوع در وقف صادرشده و حال آنکه دعوی تجدیدنظر خواسته شده تقاضای ابطال سند رسمی است وکیل ت. ن. خ. نیز می گوید که دعوی بایستی علیه موقوفه و به طرفیت آن بایستی مطرح می شد، نامبرده مجدد به احکام صادره از شعبه --- و 13 اشاره کرده و اضافه کرده که واقفین اقاریری دارند که مثبت وقوع قبض اقباض است و تعلق منافع وقف مدتی به واقفین به معنای عدم وقوع قبض نیست وصیت نامه های واقفین نیز حاکی است که هیچ خدشه ای به وقفیت وارد نیست، ثبت اسناد و اوقاف نیز دفاعیاتی را مطرح کرده اند، پرونده به شعبه --- دادگاه تجدیدنظر مطرح و این مرجع تجدیدنظرخواهی را غیر وارد تشخیص و با تایید دادنامه بدوی آن را ردّ کرده است، دادنامه در تاریخ 20/3/92 ابلاغ و در تاریخ 9/4/92 ابلاغ و در تاریخ 9/4/92 دادخواست فرجامی تحت شماره 374 - 9/4/92 ثبت و اخطاریه تبادل لوایح صادرشده است، نکات مورد اتکاء ف. خ. د. لایحه مطالب آتی است: موقوف علیهم مجهول و معدوم اند، قبض و اقباض شرط تحقق وقف است، ذی مدخل و ذی سمت نبودن ثالث «اوقاف»; در دعوی مطروحه رجوع از وقف، تعیین عوض که حاکی از عدم صحت وقف است، لوایح فرجام خواندگان نیز واصل شده که مطالب آن تکرار مبسوط مطالب معنونه در مراحل دادرسی است، آقای ح.ر. از مرجع تجدیدنظر خواسته که دادنامه صادره در مورد قابل فرجام خواهی بودن و قطعی نبودن آن اصلاح نماید که دادگاه دادنامه شماره --- - 91 اصلاح کرده است، آقای ع.ی. وکیل دیگر فرجام خواهان نیز مطالب وکیل دیگر را در مورد وجود عوض معین، مسئله قبض اقباض مجهول و معدوم بودن موقوف علیهم تکرار و اضافه کرده که در صورت صحت وقف نیز وقف حاضر است که اوقاف دخالتی نمی تواند در آن داشته باشد، لوایح حین الشور قرائت می‌شود. هیات شعبه در تاریخ بالا تشکیل گردید پس از قرائت گزارش آقای … عضو ممیّز و بررسی اوراق پرونده اجمالا مبنی بر نقض دادنامه های شماره --- - 26/12/91 و 031 - 12/3/92 فرجام خواسته مشاوره نموده چنین رای می دهد: رای شعبه دیوان عالی کشور ن. ب. ا. خواسته ف. خ. ابطال سند رسمی شماره 17954 - 23/12/85 به دلیل عدم تحقق وقفیت ذکرشده است نه کیفیت تنظیم و یا مجعول بودن آن و مورد از <a class="artref" href="/ماده/ماده-70-dav_a_16053">ماده 70 قانون ثبت اسناد</a> و املاک خروج موضوعی دارد چه نه خ. ه. منکر اصالت و صحت سند هستند و نه تنظیم آن را انکار می نمایند و سند نیز با رضایت واقفین تنظیم گردیده است و اقرار به قبض اقباض در سند نیز ب. ت. ب. اظهارات متولی منصوبه به عدم انجام وقوع قبض و اقباض با توجه بدین که متولی در وصیت نامه های شماره 17598 و 17954 - 23/12/85 واقفین با عنوان ث. ذکرشده و به عنوان وصی مشارالیهما جهت هزینه ثلث ماترک تعیین شده است حاکی است که وی از روحانیون و عالم و آگاه به لوازم و پیامدهای اظهاراتش در مورد مسطوره در لایحه مثبوته به شماره 256 - 1/3/91 بوده اظهارات نامبرده مستظهر به مفاد صورت جلسه شماره 88/403/40 - 4/12/88 شورای حل اختلاف شماره... تهران که دایر به عدم تحویل ملک است م. ب. سند نیز صرفا گرچه واجد تمام شرایط صحت باشد وقفیت ملک را اثبات نمی‌نماید و نیازمند تحقق مفاد آن در خارج است لذا فرجام خواهی وارد تشخیص و به استناد بندهای 3 و 5 ذیل ماده 371 و بند الف ماده 401 قانون آیین دادرسی مدنی دادنامه فرجام خواسته نقض و جهت رسیدگی به شعبه منشاء دادنامه منقوضه اعاده می‌شود تا با تحقیق از اینکه وقف در خارج طبق مقررات و قوانین منعقد و تحقق یافته است، ملک تحویل شده و قبض اقباض انجام گرفته است؟ سپس با لحاظ مسئله 8 از کتاب وقف تحریر الوسیله امام خمینی رضوان علیه و مواد 59 و 60 و 61 قانون مدنی و دلایل و مطالب محصله اتخاذ تصمیم نماید. مستشاران شعبه --- دیوان عالی کشور حیدری قاسمی - علیزاده موضوع این پرونده درخواست اعاده دادرسی نسبت به رای صادره از شعبه مربوطه بوده که به اثبات وقفیت یک ربع مشاع از مزرعه و دو سهم از یک قطعه باغ و همچنین خلع ید و رفع تصرف مرتبط م. ب.. خواهان ادعا کرده است که بر اساس وقفنامه‌ای مربوط به سال 1311 هجری قمری، ملک مورد نظر وقف شده و خواندگان به طور غیرقانونی در تصرف آن قرار دارند. در مقابل، خواندگان منکر وقفیت ملک و موضوع خواسته شده شده و اظهار داشته‌اند که ملک از طریق اصلاحات اراضی به آنان واگذار گردیده و در تصرف آن‌ها بوده است.&lt;br&gt;دادگاه بدوی با استناد به مواد 59 و 1257 قانون مدنی، پس از بررسی مستندات و پاسخ استعلامات، دعوی خواهان را رد کرده و اعلام نمود که عدم وجود مدرک معتبری دال بر اثبات وقفیت و عدم تصرف موقوفه به موقوف علیه، موجب رد دعوی گردیده است. تجدیدنظرخواهی خ. د. خ. اثبات وقفیت به دلیل عدم ارائه دلیل کافی مردود و رای بدوی تایید گردید. همچنین، در خصوص خلع ید، تصمیم‌گیری به آینده موکول گردید.&lt;br&gt;در مراحل بعدی، ب. ت. ب. فوت برخی از خواندگان و عدم ارائه جانشین، دادرسی به حالت تعلیق درآمده و مقرر گردید تا جانشینان معرفی شوند تا ادامه رسیدگی امکان‌پذیر باشد. موضوع رسیدگی: درخواست اعاده دادرسی نسبت به دادنامه شماره *صادره از شعبه * هیات شعبه اقایان: ع. م. (رئیس) ف. ا. (عضو معاون) به شرح گزارش مورخ 98/7/22 و 99/9/29 این شعبه است. که خواهان سازمان *به طرفیت خواندگان به خواسته اثبات وقفیت یک ربع مشاع از مزرعه *پ و دو سهم و از یک قطعه باغ میمی و شجر و خلع ید و رفع تصرف طرح و شعبه *عهده دار رسیدگی شده است. و در وقت مقرر 86/9/27 تشکیل جلسه داده است. وکیل خواهان شرح داده که چون محل در تصرف خواندگان قرار دارد. تقاضای صدور حکم دارد. … خواندگان حاضر اظهار نموده‌اند … از زمانی که به خاطر داریم کسی به این نام نبود که مالی را وقف کند و سابقه وجود نداشته است. که ما وقف را تصرف کرده باشیم و املاک از طریق اصلاحات اراضی به ما واگذار شده است. و پول ان را پرداخت کردیم چطور 50 سال در اختیار ماست کسی چیزی نگفته است. و سند هم داریم … (36) با ارجاع امر به کارشناسی و اعلام نظر (50) و ادامه رسیدگی با صدرو قرار معاینه و تحقیق محلی و اجرای ان (112) و استعلام از دفترخانه (127) و وصول پاسخ (139) و در ادامه ارسال تصاویر مستندات (148) طی دادنامه شماره *در خصوص دعوی سازمان *به ادرس *چهار راه شهدا اداره مرکزی با وکالت اقای م. ز. به طرفیت اقایان و خانمها 1 م. ص. 2 ا. ح. ب. 3 ح. ح. 4 غ. ح. ک. 5 م. ت. 6 ع. ب. 7 م. ص. 8 ا. ص. 9 ا. ا. ص. 10 ف. ص. 11 م. ص. 12 ن. ص. 13 حاج م. م. 14 م. ح. 15 م. ا. 16 ح. ک. ک. 17 ح. ک. 18 ط. ک. ک. 19 ط. ک. ک. 20 ص. ک. 21 ا. ج. 22 ز. ج. 23 گ. ج. 24 ا. ح. ب. 25 م. ح. ب. 26 ن. ح. ب. 27 ط. ح. ب. 28 ص. ج. ب. 29 ز. ح. ب. 30 ع. ک. 32 ج. ک. 33 م. ک. 34 ز. ک. 35 س. ک. 36 ع. ک. 37 س. ح. ح. 38 ر. م. 39 م. م. 40 ب. م. 41 ز. م. 42 ش. محمدیان به ادرس *- *و به خواسته صدور حکم بر اثبات و قفیت میزان یک چهارم مشاع از مزرعه *به انضمام دو سهم مشاع از یک قطعه باغ میمی و مشجر و محکومیت خواندگان به خلع ید و رفع تصرف از موضوع خواسته بدین شرح که خ. ا. ن. برابر وقفنامه مورخه 1311 هجری قمری فردی به نام مرحوم ا. خ. میزان خواسته را وقف بر شعبه *رضوی نموده ولی در زمان تصویب قانون ثبت اجباری املاک (سال 1318) فردی به نام ر. پ. اقدام به ثبت کل پلاک مذکور به نام خود نموده و پس از ان طی انتقالاتی به دیگران منتقل گردیده و نهایتا خواندگان فعلی رسیده و متصرف هستند لذا تقاضای اثبات وقفیت خواسته را نموده‌اند در پاسخ خواندگان منکر وقفیت پلاک و موضوع خواسته خواهان شده اند. و اعلام کرده اند پنجاه سال که ملک در اختیار و تصرف انان است. ولی کسی چیزی از وقفیت نگفته است. و به طریق قانونی به انان منتقل شده است. لذا تقاضای رد دعوی خواهان را نموده اند، علیهذا ن. ب. ا. اولا به موجب سوابق و پاسخ استعلام ثبتی پلاک ثبتی مورد درخواست خواهان در سال 1318 توسط ر. پ. ثبت گردیده و سپس با انتقال ان به افراد دیگری نهایتا در اجرای قانون اصلاحات اراضی به وزارت کشاورزی منتقل و وزارت مذکور نیز ان را به کشاورزان و زارعین واگذار و منتقل نموده است. بنابراین سابقه مالکیت پلاک ثبتی برابر سوابق ثبتی از حدود 70 سال قبل محرز و مسلم م. ب.. و عدم طرح اعتراضی از ناحیه متولی موقوفه و یا موقوفه علیه (نمایندگان سازمان *) در زمان ثبت ملک حاکی از این است. که یا وقفنامه وجود نداشته و یا اینکه اصولا وقفنامه و موقوفه به تصرف موقوف علیه و یا نماینده موقوف علیه داده نشده است. که با فرض اخیر اصولا وقف که شرط صحت ان به تصرف دادن وقف به موقوفه علیه است. تحقق پیدا نکرده است. ثانیا برابر وقفنامه ارائه شده فرد مجهول الهویه ای به نام ا. خ. که نه تحقیقات دادگاه منتهی به شناسایی وی و یا فرزند ا. و نوادگان او شده و نه دلیلی بر اینکه فرد مذکور وجود داشته و مالک پلاک مذکور بوده است. از ناحیه خواهان ارائه گردیده نسبت به وقف مالی اقدام نموده است. که با این وصف که نه هویت واقف به صورت واضح روشن است. و نه مالکیت وی محرز م. ب.. نمی‌تواند وقف را صحیح دانست. ثالثا بر فرض صحیح دانستن وقفنامه و محرز دانستن وجود خارجی واقف به نام ا. خ. شرط صحت وقف به تصرف دادن وقف به موقوفه علیه و یا موضوع وقف م. ب.. اما در مانحن فیه دلیلی بر این مطلب ارائه نگردیده و وجود ندارد. و دلیلی بر اینکه عمل به این وقف شده است. ارائه نگردیده و اینکه برابر قسمت اخیر وقفنامه قید شده واقف خود تولیتا تصرف نمود نمی‌تواند موجب صحت قبض تلقی گردد. زیرا متولی حق تولیت دارد. و قبض باید از ناحیه موقوف علیه صورت گیرد رابعا تحقیقات دادگاه در جهت احراز رابطه نسببی بین ر. پ. که ابتدا کل پلاک را درخواست ثبت نموده با واقف به نام مرحوم ا. خ. نیز منتهی به نتیجه ای نگردید.و با بررسی سوابق و اسناد ثبتی اینطور ارتباطی احراز نگردید.بنابراین با این اوصاف ملک بودن موضوع خواسته خواهان محرز و مسلم م. ب.. موقوفه بودن ان مشکوک و هر دو زیرا با فرض صحت وقفنامه لازم بوده که موضوع وقف به تصرف موقوف علیه و قبض داده شود. که دلیلی در این خصوص وجود ندارد.که با فرض مشکوک بودن وقف اصل را بنابر اصول شرعی و قانونی باید بر ملک بودن موضوع خواسته دانست خامسا تحقیقات محلی که از محل انجام شده معتمدین و معمرین نیز اطلاعی از اینکه موقوفه ای به نام واقف در محل وجود داشته نداشته اند که این امر هم موید این احتمال که اصولا وقف به صورت شرعی و کامل تحقق پیدا کرده باشد. م. ب.. بنابراین دادگاه دعوی خ. ر. و. ندانسته و به استناد مواد 59 و 1257 قانون مدنی حکم به رد دعوی خواهان صادر و اعلام می نماید. رای صادره حضوری بوده و ظرف بیست روز از تاریخ ابلاغ قابل تجدیدنظر خواهی در دادگاه‌های محترم تجدیدنظر *م. ب.. پس از تجدیدنظر خواهی شعبه *عهده دار رسیدگی شده و احراز اعضا ب. ت. ب. وقف ملک حدود 120 سال قبل و نبودن ثبت اسناد و نیز عدم وجود دلیل بر ابطال وقف را از جهات عقیده به نقض رای اعلام و اکثریت اعضا طی دادنامه شماره *مورخ 89/7/22 در خصوص تجدیدنظر خواهی *با وکالت اقای م. ز. به طرفیت اقایان و خانمها ا. ح. ب. ح. ح. غ. ک. م. ن. ع. ب. م. ص. ا. ص. ا. ا. ص. ف. ص. م. ص. ن. ص. حاج م. م. م. ح. م. ن. ا. ح. ک. ک. ح. ک. ک. ط. ک. ط. ک. ص. ک. ا. ج. ز. ج. گ. ج. ا. ح. ب. م. ح. ب. ن. ح. ب. ط. ح. ب. ص. ح. ب. ز. ح. ب. ع. خ. ع. ک. ج. ک. م. ک. ز. ک. س. ک. ع. ک. س. ح. ر. م. م. م. ب. م. ز. م. ش. م. س. ح. ح. ح. ت. ج. اقای ا. ک. ع. ا. ر. و. ا. ت. ا. از رای شماره *88/9/19 صادره از شعبه *که به موجب ان دعوی اثبات (وقفیت و خلع ید) مردود اعلام گردیده است. دادگاه در قسمت اول (اثبات وقفیت) ن. ب. ا. حسب محتویات پرونده و رسیدگی های به عمل امده دلیلی بر اثبات وقفیت ارائه نگردیده بنابراین تجدیدنظر خواهی به عمل امده متکی به دلیل نبوده و با هیچ یک از شقوق مندرج در ماده 348 قانون ایین دادرسی مدنی منطبق نبوده و مستندا به ماده 358 قانون مذکور تجدیدنظر خواهی را در قسمت اثبات وقفیت مردود و رای صادره را نتیجتا تایید می نماید. و نسبت به خلع ید پس از گذشت مهلت فرجام خواهی و یا صدور رای در دیوان عالی کشور اتخاذ تصمیم به عمل خواهد امد رای صادره ظرف بیست روز قابل فرجام خواهی در دیوانعالی کشور است. هیات شعبه در تاریخ بالا تشکیل گردید. پس از قرائت گزارش اقای م. عضو ممیز و ملاحظه اوراق پرونده در خصوص دادنامه شماره *مشاوره نموده چنین رای می دهد: متعاقب صدور دادنامه های مذکور که در نتیجه خواسته خواهان سازمان *مردود اعلام شده است. نسبت به ان اعلام اشتباه نموده است. و افزوده اند که ب. ت. ب. تصویر متن بازنویسی شده وقف نامه مورخ 51311 ه ق مرحوم اقای م. ا. خ. که تولیت برای خود و پس از ان برای متولی سازمان *تعیین نموده است. و توجه به <a class="artref" href="/ماده/ماده-63-a_0815110235707">ماده 63 قانون مدنی</a> که با قبض متولی وقف محرز و محقق می‌گردد. و روشن بودن سابقه وقف و تایید مراجع و رای تاییدیه شماره 5469 مورخ 85/3/17 معاون محترم قضایی دیوان عالی کشور و ورود ادله سابقه وقف قبلی بر اماره ید فعلی در صورت تعارض را از جمله جهات ان اعلام و پس از ارسال پرونده به حوزه معاونت قضایی، اقایان مشاوران قضایی نیز موخر بودن سوابق ثبتی بر سند وقفی و کافی نبودن صرف وجود سند رسمی بر ابطلان وقف و مستندات ابرازی سال 1310 در خصوص عواید و صرف ان و سابقه واقف و وقف نامه به سال 1272 هجری شمسی و عدم وجود سابقه مالکیت مرحوم پ. و نحوه وقوع وقف با قبض توسط متولی و لزوم تحقیق درباره جایگاه اقای پ. و ملاحظه متن وقف نامه را از جهات تجویز اعاده دادرسی بیان که با موافقت ریاست محترم قوه قضاییه همراه شده است. و نیز ب. ت. ب. نظریه کارشناسی دایر به اینکه مدت بسیاری بین انشا وقف و تاریخ ثبت متصور است. و ملک توسط ر. پ. ثبت و حدود ثبتی ملک و نهایتا منوط نمودن وقف به اثبات مالکیت واقف پرونده در اجرای ماده 477 قانون ایین دادرسی کیفری به دادگاه صادر کننده رای بدوی ارسال تا با ارجاع امر به هیات کارشناسی به هزینه د. فعلی با ملاحظه اوراق پرونده و سوابق ثبتی و وقف نامه های موجود و نیز در نظر گرفتن تحقیقات انجام شده در خصوص مورد اظهارنظر نموده و نیز دادگاه با تشکیل جلسه اظهارات طرفین را استماع و نیز در جهت مالکیت واقف تحقیقات مقتضی صورت گرفته و نیز بررسی شود. علت اینکه محل مورد نزاع ازناحی ر. پ. به ثبت رسیده چه بوده است. و سپس پرونده را با اوراق محصله جهت ادامه رسیدگی و اتخاذ تصمیم به این شعبه ارسال نمایند. پس از ان شعبه مرجوع الیه با ارجاع امر به کارشناس (299) و اعلام نظر (310) و تشکیل جلسه (438) و سپس تجدید ان و تشکیل جلسه مورخ 99/9/3 و استماع اظهارات حاضرین (505) پرونده اعاده که تحت نظر قرار دارد. هیات شعبه در تاریخ بالا تشکیل گردید. پس از قرائت گزارش اقای م. عضو ممیز و ملاحظه اوراق پرونده مشاوره نموده چنین رای می دهد: 1 ن. ب. ا. حسب لایحه مورخ 99/9/3 پیوست و گواهی وفات خانم ها و اقایان ا. ح. ب.، ح. ع. ح.، م. ص. و ط. ا. فوت نموده‌اند لهذا به استناد ماده 105 قانون ایین دادرسی دادگاه‌های عمومی و انقلاب در امور مدنی ضمن صدور قرار توقف دادرسی به طور موقت ملازمه دارد. تا پس از تعرفه جانشین از سوی طرف ان گاه، رسیدگی و تحقیقات ادامه یابد.2 به علاوه اظهار شده است. که م. ص. خوانده اول وجود خارجی ندارد. در این باره نیز نیاز به ارائه مستندات ودلیل از ناحیه خواهان بدوی است. 3 ن. ب. ا. اقای ا. ک. ج. مدعی است. اراضی در سال 1311 از مالکیت واقف مرحوم ا. خ. خارج و وقف *گردیده است. در حالی که خواندگان حاضر مدعی هستندکه درباره محل مورد اختلاف اشخاص سند اصلاحاتی دارند (اصلاحات ارضی) و اقساط ان را نیز پرداخته اند 4 افزوده اند که ا. خ. در ان محل نبوده است. در این خصوص نیز بررسی های لازم صورت گیرد و دادخواه پرونده دلیلی که حاکی از حضور وی در محل مورد نزاع و وقف باشد. ارائه نمایند. 5 نظریه کارشناس حاکی از تقاضای ثبت از سوی ر. پ. است. و از سوی دیگر *مدعی وقفیت است. این امر کماکان خالی از پاسخ مانده است. و تعارض حل نشده است. و د. پرونده در این خصوص توضیح دهند زیرا با لحاظ این که در جلسه دادرسی حاضر نشده و صرفا لایحه تقدیم که قسمت از ان نیز لایحه مورخ 93 است. در نتیجه ابهامات بدون پاسخ باقیمانده است. و به خصوص که اعلام شده مدرکی دال بر واگذاری ا. خ. یا ورثه وی که واقف مورد ادعای سازمان *م. ب.. در پرونده ثبتی مشاهده نشده است. لهذا پرونده به منظور رفع نواقص مذکور مجددا اعاده تا ضمن انجام اقدامات و تشکیل جلسه و استماع پاسخ د. این پرونده ان گاه در اجرای ماده 477 قانون ایین دادرسی کیفری به این شعبه ارسال شود. هیات شعبه در تاریخ بالا تشکیل گردید. پس از قرائت گزارش اقای م. عضو ممیز و ملاحظه اوراق پرونده در خصوص دادنامه شماره *مشاوره نموده چنین رای می دهد: نظر به جامع اوراق پرونده و تحقیقات انجام یافته متعاقب دادنامه های مورخ 98/7/22 و *این شعبه که در پی تجویز اعاده دادرسی اصدار یافته است. و اینکه هیات کارشناسان با بررسی پرونده ثبتی ر. پ. برابر سند 2506 مورخ 1316/12/04 و بند 2658 مورخ 1317/01/22 شش سهم از 12 سهم حصار نو را از خانم ب. ث. و شش سهم دیگر را از اقای ا. ث. فرزند ا. مرحوم س. معروف به صاحب اختیار خریداری و تقاضای ثبت و تجدید حدود نموده است. و افزوده اند که مدارک دال بر واگذاری ا. خ. و یا ورثه وی، که واقف مورد ادعای سازمان *م. ب.. در پرونده ثبتی مشاهده نگردید.و حدود وقف نامه ارائه شده توسط سازمان *را با حدود اجمالی *- اصلی بخش 9 معروف به حصار نو منطبق دانسته اند و در نتیجه نظریه کارشناس با لایحه دفاعیه شعبه *دایر به اینکه به موجب وقف نامه سند 1311 ه ق یک ربع از کل شش دانگ مزرعه *و دو سهم از 12 سهم باغ میمی و متجر از مزرعه یا وقف بر مصارف خدام استانه مقدسه نموده و تولیت مادام العمر را با خود و پس از ان با شعبه *قرار داده مغایرت یافته است. و نیز بالحاظ اظهارات حاضرین جلسه مورخ 99/9/3 و لایحه تقدیمی مورخ 99/12/10 وکیل سازمان *و اینکه علیرغم اعلام فوت برخی از خواندگان به شرح مذکور در مفاد دادنامه مورخ 99/9/29 این شعبه وکیل سازمان *طی لایحه *از تعرفه جانشینان بنا به جهات مذکور در ان اعلام معذوریت نموده است. و اینکه حسب ماده 105 قانون ایین دادرسی دادگاه‌های عمومی و انقلاب در امور مدنی رسیدگی پس از اعلام توقف در صورتی جریان خواهد یافت که جانشینان تعرفه شوند که نشده اند لهذا پرونده اعاده دادرسی تا پس از اقدام وفق ماده 105 قانون مذکور ان گاه با تکمیل تحقیقات پرونده به این شعبه ارسال شود. رئیس شعبه *: ع. م. عضو معاون: ف. ا.

موادِ قانونیِ مستند در این صفحه 4

موارد مرتبط 40

آرای مرتبط 13

نظریات مشورتی 16

مواد مرتبط 1

  • اعمال از این صفحه ماده 62 — قانون مدنی ماده 62 قانون مدنی در صورتی که واقف خود را متولی وقف تعیین نماید

دکترین 7

فقط پیوندهایی که متنشان در بانک است، با شاهد از خودِ متن — نه شباهتِ آماری. عنوانِ بدونِ متن ساخته نمی‌شود.

نظرها و یادداشت‌ها

نظرها پس از بررسی نمایش داده می‌شوند.

Designed & Developed by Hamed Rostami, Eng. & Attorney — © All Rights Reserved حامد رستمی، مهندس و وکیل دادگستری حقوق، با نگاهِ هوش مصنوعی و الگوریتم اینستاگرام تلگرام لینکدین