Ailexa — هوش مصنوعی + قانون home صفحه اصلی (کلاسیک)
حوزهٔ جستجوی شما حدوداً در چه زمینه‌ای است:
در جست‌جوی چه هستید؟ بعد از انتخابِ آنچه می‌خواهید، در کادرِ جستجوی بالا موضوع را بنویسید و «بگرد» را بزنید. کانال تلگرام پادکست‌ها و تدریس‌هاصفحهٔ من

انطباق دقیق این متن با متن رسمی هنوز به‌طور ۱۰۰٪ کنترل نشده.

ادعای وقفیت در مورد حسینیه خ. م.: در تاریخ 19 آبان 1393، دادنامه‌ای در خصوص دعوی اداره اوقاف رامهرمز به منظور اثبات وقفیت ملکی صادر گردید. خواهان ادعا نمود که ملک مورد نظر از دیرباز به عنوان حسینیه مورد استفاده قرار گرفته و مراسم مذهبی در آن برگزار می‌شده است و بر اساس بند 2 ماده یک قانون تشکیلات و اختیارات سازمان اوقاف و امور خیریه، تولیت آن باید به عهده اداره اوقاف باشد. در مقابل، خوانده ادعای عدم وقف ملک را مطرح کرده و اظهار داشت که اجدادش آن را وقف نکرده و خانواده‌اش در آن سکونت داشته‌اند. پس از بررسی وضعیت ثبتی ملک و انجام استعلامات لازم، دادگاه به رد دعوی خواهان رای داد. این رای در دادگاه تجدیدنظر نیز تایید گردید و فرجام‌خواهی خوانده به دلیل عدم ارائه دلایل معتبر و شهادت شهود در خصوص وقفیت ملک، پذیرفته نشد. در نهایت، دادنامه تجدیدنظر بر اساس مواد 370 و 396 قانون آیین دادرسی مدنی تایید گردید. تاریخ دادنامه قطعی: 1393/08/19 شماره دادنامه قطعی: --- پیام: نام گذاری محل به حسینیه دلیلی بر موقوفه شدن آن نیست. رای خلاصه جریان پرونده این است که اداره اوقاف رامهرمز با مدیریت آقای ج.ک. دادخواستی به خواسته ی صدور حکم به اثبات وقفیت به طرفیت خانم ن.م. فرزند شیخ.ت. تقدیم دادگستری این شهرستان و اظهار داشته که پلاک... واقع در بخش یک رامهرمز مشهور به حسینه م.ی از قدیم الایام حسینه بوده و مراسم تعزیه سید الشهدا علیه السلام و سایر مراسم مذهبی در آن برگزار می شده قبر شیخ ت نیز در داخل آن است، لذا اداره اوقاف به استناد بند 2 ماده یک قانون تشکیلات و اختیارات سازمان اوقاف و امور خیریه تولیت آن را به عهده دارد، استدعای استماع شهادت شهود و صدور حکم به وقفیت پلاک موردنظر را دارد. پرونده به شعبه اول محاکم عمومی حقوقی ارجاع وقت رسیدگی تعیین، خ. ط. ل. ای مدعی شده واقف پس از وقف تولیت را به صورت موقت به فرزندش سپرده و وجود قبر در حسینه موید وقفیت است و لزومی ندارد که صیغه وقفیت خوانده شود و با وقف نامه تنظیم گردد ضمن اینکه شیخ.ت. تابع عراق بوده و برای تملک ملک قانونا مشکل داشته است و نتوانسته سند ثبتی داشته باشد ولی فرزندش یعنی خوانده آن را تملک و سند دریافت داشته است، جلسه دادرسی در تاریخ 2/5/92 تشکیل ولی خوانده به دلیل عدم ابلاغ اخطاریه حضور نیافته دادگاه وضعیت ثبتی ملک را استعلام کرده ولی در جلسه دادرسی مورخ 9/6/92 نمایندگان اوقاف با تمسک به مسئله 4 از کتاب وقف تحریرالوسیله و وجود قبر در داخل ساختمان آن را موقوفه تلقی و مطالب دادخواست را تکرار کرده اند ولی خ. ا. د. نه جدم و نه پدرم و نه خودم ملک را وقف نکرده ایم و در این مکان همگی زندگی می کردیم و می کنیم پدرم و اجدادم طلبه بوده اند و جد بزرگم مرحوم ح.م. از روحانیون مبارز عصر خود بوده و منزل را او ساخته است. پاسخ ثبت به استعلام دادگاه واصل شده و مفاد آن چنین است: برابر سوابق و دفتر توزیع اظهارنامه پلاک... واقع در بخش یک به عنوان خانه و باغچه به نام شیخ.ت. فرزند شیخ.ح. تعرفه و نهایتا به نام خانم ن.م. ثبت و مساحت آن 986/62 متر مربع و با نشر آگهی های نوبتی و تحدیدی که بدان اعتراض نشده است سند صادرشده است، دادگاه با وصول گزارش ثبت اسناد ختم رسیدگی اعلام و حکم به رد دعوی خواهان صادر کرده. از این دادنامه تجدیدنظرخواهی شده و پرونده در شعبه --- دادگاه تجدیدنظر در جریان رسیدگی واقع و از شهود تعرفه شده به شرح آتی تحقیق شده است آقای م.ه. فرزند ع متولد 1318 بازنشسته دادگستری اهل و ساکن رامهرمز: چندین سال در این محل مردم عزاداری و سینه زنی می کردند بعدا حسینیه ساختند و رفتند، بالای درب نوشته شده بود حسینه م.ی. ولی اکنون گچ گرفته اند حدود سیصد متر مساحت دارد، من مرحوم م.ی. را دیدم ولی چیزی راجع به وقفیت از وی نشنیدم. آقای ح.م. اظهار داشته حسینیه با پول اعراب ساکن رامهرمز ساخته شده و شیخ هم بنا به وصیت خودش در آن دفن شده در کنار حسینیه خانه ای است که شیخ و خانواده اش در آن زندگی می کردند راجع به موقوفه بودن آن اطلاعی ندارم. پدرخوانده نابینا بوده و منبع درآمدش کمک های مردمی بوده است و آقای غ.م. اظهار داشته شیخ را ندیده ام از اجرای صیغه وقف اطلاعی ندارم ولی ملک شخصی بوده و عزاداری در آن محدود به ماه محرم بوده که هیات رامهرمزی ها در آن عزاداری می کرد و زمین آن را سردار.ب. به شیخ ح جد خوانده واگذار کرده است. آقای ی.ع. اظهار داشته به عنوان مهاجر جنگی مدتی در آنجا ساکن بودم که پانزده خانواده دیگر هم بودند؛ عزاداری در آن ندیدم و از وقفیت آن اطلاعی ندارم. اظهارات آقای ف.ش. نیز مشابه اظهارات آقای ع است. آقای م.ر. می گوید محل به نام حسینیه م.ی. بود و در آن عزاداری می شد حدود ده سال قبل هیات ها حسینیه ساختند و رفتند از وقفیت آن اطلاعی ندارم. نمایندگان اوقاف مدعی شده اند حسینه در سال 1319 به عنوان حسینیه احداث شده و مرحوم ر امام جمعه متوفای شهر صیغه وقف را جاری کرده و کاشی بالای در آن نیز حسینیه م.ی. بود. خ. ا. د. حسینیه توسط پدرم و با هزینه شخصی احداث کرده و وقف نمی‌باشد نه سندی بر وقف داریم و نه از پدرم شنیده ام که وقف کرده باشد حسینیه است و غیر موقوفه و چیزی مشترک بین حسینه و خانه است، نمایندگان اوقاف نیز مطالب مطروحه در مرحله اول دادرسی را تکرار و حسینیه بودن را مرادف وقف بودن تلقی کرده اند. دادگاه با اعلام ختم رسیدگی و با استناد به شهادت شهود که جملگی به مالکیت پدر خوانده شهادت داده اند جز یک نفر از آنان که اظهار داشته که 12 ساله بوده و شاهد تنظیم و کتابت سند وقفیت حسینیه توسط مرحوم ر بوده و ب. ت. ب. اینکه در عرف حاکم به محل بعضی از حسینیه ها مالک خصوصی دارند و در دفتر توزیع اظهارنامه نیز ملک به نام خانه و باغچه شیخ.ت مورث خوانده ثبت و تعرفه و شماره گذاری شده و خانم … با تقاضای ثبت آن را ثبت و اعتراضی به آگهی های تحدیدی و ثبتی نشده و اکنون مشارالیها در آن ید مالکانه دارد با رد تجدیدنظرخواهی دادنامه بدوی را نتیجتا تایید کرده است، دادنامه در تاریخ 2/2/93 به ت. ن. خ. ابلاغ و در تاریخ 24/2/93 از آن فرجام خواهی شده است، مطالب لایحه ف. خ. تکرار مطالبی نظیر عراقی بودن مورث خوانده، اشتهار محل به حسینیه؛ دلیل مالکیت نبودن تصرف، مدفون بودن مورث خوانده در آن، عراقی بودن فرجام خوانده « مشارالیها سند سجلی ایرانی دارد و در رامهرمز متولد شده و پدر مشارالیها در اهواز و مادرش نیز متولد رامهرمز است عضو ممیز »; لایحه حین الشور قرائت می‌شود. هیات شعبه در تاریخ بالا تشکیل گردید پس از قرائت گزارش آقای م.حیدری قاسمی عضو ممیّز و بررسی اوراق پرونده اجمالا مبنی بر ابرام دادنامه شماره --- - 19/1/93 فرجام خواسته مشاوره نموده چنین رای می دهد: رای شعبه دیوان عالی کشور فرجام خواهی از دادنامه فوق الذکر مستند به اسناد و مستظهر به دلیلی نیست چه اقامه تعزیه در محلی بدون اجرای صیغه وقف و نام گذاری محل به حسینیه نمی تواند آن را در عداد اصناف مذکوره در مسئله سوم از کتاب وقف تحریر الوسیله امام خمینی قرار دهد، شهود تعرفه شده از ناحیه ف. خ. نیز به وقفیت محل متنازع فیه شهادت نداده اند، ف. خ. ن. دارای سند هویتی و سجلی ایرانی و متولد رامهرمز و والدین مشارالیها نیز متولدین اهواز و رامهرمز می‌باشند، دفن اموات نیز در مکانی اماره برای وقفیت نیست، دادنامه فرجام خواسته نیز به مقتضای محتویات پرونده، رعایت مقررات قانونی و تشریفات دادرسی صادر گردیده، مطالب معنونه از ناحیه ف. خ. موجب تخدیش اساس و مقتضی نقض آن نیست لذا با رد فرجام خواهی دادنامه فرجام خواسته را به استناد مادتین 370 و 396 قانون آیین دادرسی مدنی ابرام می‌نماید. مستشاران شعبه اول دیوان عالی کشور حیدری قاسمی - علیزاده

موارد مرتبط 33

آرای مرتبط 32

مواد مرتبط 1

فقط پیوندهایی که متنشان در بانک است، با شاهد از خودِ متن — نه شباهتِ آماری. عنوانِ بدونِ متن ساخته نمی‌شود.

نظرها و یادداشت‌ها

نظرها پس از بررسی نمایش داده می‌شوند.

Designed & Developed by Hamed Rostami, Eng. & Attorney — © All Rights Reserved حامد رستمی، مهندس و وکیل دادگستری حقوق، با نگاهِ هوش مصنوعی و الگوریتم اینستاگرام تلگرام لینکدین