رأی
اعتبار امر مختومه در دعوی طلاق
رأی دادگاه بدوی
درخصوص دادخواست آقای ح. م. به وکالت از طرف خانم …. م.خ. بطرفیت آقای ح. م.خ. به خواسته طلاق با این توضیح که وکیل خواهان در توجیه خواسته ب. ش. د. تقدیمی معروض داشته:....موکله حسب سند نکاحیه....... به زوجیت دائمی خوانده درآمده است لیکن با حدوث اختلاف فیمابین متاسفانه تلاش بزرگان و آشنایان جهت اصلاح ذات البین مثمر ثمر واقع نشد.....زوجین نزدیک به دو سال است جدای از یکدیگر زندگی می کنند.....زوجه به علت عدم تفاهم و کراهت از زوج حاضر به زندگی نمی باشد و در پایان تقاضای رسیدگی و صدور حکم به شرح خواسته را نموده است.دادگاه:اولا ایراد وکیل خ. ب. ش. لایحه تقدیمی مبنی بر اینکه موضوع مانحن فیه سابقا مطرح رسیدگی و منتهی به اتخاذ تصمیم به شرح دادنامه شماره000931-1393/6/25 دائر به رد طلاق گردیده و موضوع مختومه شده است به نظر وارد نمی رسد چه اینکه موارد طلاق امری حادث است که هر لحظه ممکن است ایجاد شود لذا رسیدگی به موضوع طلاق و اتخاذ تصمیم درباره آن دارای اعتبار امر مختومه نمی باشد و در نتیجه به تجویز ماده89 قانون آئین دادرسی دادگاههای عمومی و انقلاب در امور مدنی قرار رد ایراد مذکور صادر و اعلام می شود.ثانیا در ماهیت دعوی:ن. ب. ا. مطابق ماده 1133 اصلاحی قانون مدنی طلاق از ایقاعات و در اختیار مرد است و براساس تبصره ذیل ماده مزبور زن در صورت استنکاف شوهر از پرداخت نفقه و یاتخلف وی از شروط ضمن عقد و یا عسر و حرج می تواند تقاضای طلاق نماید و در مانحن فیه خوانده راضی به طلاق نیست و من حیث المجموع دلیل و مدرکی که مجوز صدور حکم طلاق شود از سوی وکیل خواهان به دادگاه تقدیم نگردیده است لذا دعوی اقامه شده غیرثابت تشخیص و در نتیجه حکم بر بطلان آن صادر و اعلام می گردد.این رای ظرف 20 روز از تاریخ ابلاغ در دادگاههای تجدیدنظر استان تهران قابل تجدیدنظرخواهی است.
رئیس شعبه269دادگاه عمومی حقوقی تهران
مطلبی
رأی دادگاه تجدیدنظر استان
تجدیدنظرخواهی خانم …. م.خ. با وکالت آقایان ح. م. و ا. گ. م. از دادنامه شماره 9409970216900320 مورخ 1394/3/17 شعبه محترم 269 دادگاه خانواده تهران که به موجب آن دعوی مطروحه از ناحیه ت. ن. خ. به طرفیت ت. ن. خ. آقای ح. م.خ. بخواسته صدور حکم طلاق در پرونده کلاسه 9309980216901499 حکم به بطلان دعوی تصدیر گردیده است وارد نمی باشد رای صادره مطابق با موازین شرعی و قانونی اصدار یافته ایرادی از حیث شکلی و ماهوی بر آن وارد نیست استدلال و استناد محکمه محترم بدوی صحیح بوده از ناحیه ت. ا. و اعتراض موثر و مدللی که موجبات نقض یا گسیختن دادنامه معترض عنه را در نظر دادگاه فراهم سازد بعمل نیامده است بنا به مراتب مذکور دادگاه به استناد قسمت اخیر ماده 358 از قانون آئین دادرسی دادگاههای عمومی و انقلاب در امور مدنی مصوب 1379/1/21 ضمن رد اعتراض معترض دادنامه معترض عنه را تایید و استوار می نماید. رای صادره مطابق ماده 368 از همان قانون ظرف بیست روز پس از ابلاغ دادنامه قابل فرجامخواهی در دیوانعالی کشور است.
شعبه 2 دادگاه تجدیدنظراستان تهران - رئیس و مستشار و مستشار
علی سیفی - فردین ارژنگی - سیدناصرموسوی
فهرست
دادگاه بدوی
دادگاه تجدیدنظر استان
نقد رأی
اعتبار امر مختومه در دعوی طلاق
در تاریخ 28 دیماه 1394، دادگاه بدوی حکم به طلاق خواهان به دلیل عسر و حرج صادر نمود. خ. ب. ا. به سند ازدواج و عدم پرداخت نفقه از سوی زوج و همچنین عدم افشای نابینایی یکی از چشمها، درخواست طلاق کرد و اعلام داشت که تمام مهریه را بذل مینماید. وکیل طرف مقابل به عدم ارائه دلیل جدید برای عسر و حرج اشاره کرده و مخالفت موکل خود با طلاق را اعلام نمود. دادگاه ب. ت. ب. کراهت شدید خواهان و طرح پروندههای متعدد مرتبط با طلاق و نفقه، و با استناد به مواد 1119 و 1143 قانون مدنی و مواد 24 تا 39 قانون حمایت خانواده، حکم به طلاق صادر و زوج را ملزم به طلاق خواهان نمود. در خصوص مسائل مالی، زوجه مستحق اجرتالمثل و نفقه تشخیص داده نشد و مهریه نیز به زوج بازگردانده شد. رای بدوی ظرف 20 روز قابل تجدیدنظر بود. در مرحله تجدیدنظر، دادگاه اعتراض طرف مقابل را رد کرده و با تایید استدلالات دادگاه بدوی، حکم به تایید دادنامه صادره داد. این رای نیز ظرف 20 روز قابل فرجامخواهی در دیوان عالی کشور بود.
تاریخ دادنامه قطعی: 1394/10/28
شماره دادنامه قطعی: ---
پیام: درخواست طلاق زوج از امور حادث است؛ بنابراین اعتبار امر مختومه ندارد.
شماره پرونده: --- شماره دادنامه: --- تاریخ: 1394/07/26
در خصوص دعوی خواهان خانم پ. ن. فرزند ف.الف. با وکالت اقای س. ح. به طرفیت خوانده آقای ….ذ. ع.م. فرزند ب. با وکالت اقای ض. پ.ص. به خواسته طلاق به لحاظ عسر و حرج در ادامه زوجیت با زوج به این شرح که وکیل خواهان برابر دادخواست تقدیمی و با حضور در جلسات دادرسی اعلام داشت خوانده موصوف به دلالت سند ازدواج شماره 4753 مورخه 91/12/22 تنظیمی در دفتر رسمی ازدواج شماره 115 تهران همسر شرعی و قانونی خواهان م. ب. و اجمالا اظهار داشته به موجب احکام پیوست علاوه براینکه زوج نفقه ایام زوجیت را پرداخت ننموده و ن. ب. ا. در زمان ازدواج زوج نابینایی یکی از چشم های خ. ر. ب. زوجه اعلام ننموده و زوجه پس از ازدواج و معاشرت متوجه این موضوع شده و برای زوجه کراهت شدیدی در ادامه زندگی با زوج را بوجود آورده و حاضر است کل مهریه خود را درقبال طلاق به زوج بذل نماید و 17 سکه ای که تا کنون دریافت داشته مسترد نماید لذا خواستار صدور حکم به خواسته اعلامی شدند. وکیل خوانده نیز با حضور درجلسه دادرسی ولایحه اعلام داشت پس از مدت کوتاهی از صدور دادنامه --- مورخه 94/6/4 زوجه مجددا دعوی طلاق مطرح نموده و دلیل تازه ای بر عسر و حرج و تخلف زوج از شروط ضمن عقد ارائه نداده لذا مخالفت موکل خود را با طلاق اعلام نموده است.لذا ب. ت. ب. اینکه مساعی دادگاه در انصراف خواهان از طلاق موثر نبود موضوع برابر مقررات جهت اصلاح ذات البین و یا انصراف خواهان از طلاق به داوری ارجاع گردید که این امر نیز منتهی به حصول نتیجه نشد لذا ب. ت. ب. مراتب فوق ن. ب. ا. اگرچه درخواست طلاق زوج از امور حادث است و اعتبار امر مختومه ندارد ن. ب. ا. زوجه با بخشش کل مهریه خود و استرداد 17 عدد سکه مهریه ای که دریافت نموده کراهت شدید خود را اعلام نموده و طرح پرونده های متعدد طلاق و نفقه نیز دلیل براین کراهت دارد و خود دلیل جدید محسوب میشود مستندا به مواد 1119 و 1143 و 11 قانون مدنی مواد 24 تا 39 قانون حمایت خانواده رای به طلاق و اجبار زوج به مطلقه نمودن خواهان (همسرش) صادر مینماید. در خصوص مسائل مالی ب. ت. ب. عدم شروع زندگی مشترک زوجه مستحق اجرت المثل نیست و فاقد فرزند مشترک و جهیزیه هستند. نسبت به نفقه ادعایی ندارد و پرونده های مربوط مسترد میگردد و زوجه کل مهریه را بذل نموده و 17 عدد سکه ای تا کنون دریافت نموده رد می کند و تحویل زوج میشود. بر این اساس زوجه میتواند با حضور در محل دفتر رسمی طلاق وبا فرض استنکاف زوج از حضور تحت شرایط مذکور و گواهی پزشکی قانونی مورخه 94/7/11 نسبت به مطلقه نمودن خودش به طلاق بائن غیر مدخوله اقدام نماید. بدینوسیله به سردفترمحترم طلاق نمایندگی در اجرای صیغه طلاق اعطاء میگردد و لازم است نسبت به اخذ گواهی عدم بارداری از زوجه اقدام نماید. رای صادره حضوری و ظرف مدت بیست روز از تاریخ ابلاغ قابل تجدید نظر خواهی در محاکم تجدید نظر استان تهران م. ب.. ضمنا اعتبار رای اصداری شش ماه از تاریخ قطعیت است.
دادرس شعبه --- دادگاه عمومی حقوقی مستقر در مجتمع خانواده یک تهران -قاسمعلی رستم زاده
رای دادگاه تجدیدنظر استان
شماره پرونده: --- شماره دادنامه: --- تاریخ: 1394/10/28
در خصوص دادخواست تجدیدنظرخواهی اقای الف.ذ. ع.م. فرزند ب. با وکالت آقای ض. پ.ص. به طرفیت خانم پ. ن. فرزند ف.الف. با وکالت س. ح. نسبت به دادنامه شماره --- مورخ 94/7/26 صادره از شعبه --- دادگاه خانواده تهران در پرونده شماره 9409980201900994 متضمن حکم به طلاق با بذل کل مهریه مافی القباله 814 عدد سکه بهار ازادی و استرداد 17 عدد سکه بهار ازادی که تاکنون دریافت نموده به زوج، زوجین زندگی مشترک را شروع نکردند و دارای فرزند مشترک نمیباشند ب. ت. ب. بررسی و مداقه در جمیع اوراق پرونده ن. ب. ا. ت. ن. خ. اعتراض موجه و مدلل و موثری که موجبات نقض دادنامه تجدیدنظرخواسته را ایجاب نماید به عمل نیاورده است و نیز استدلال و استناد محکمه محترم بدوی صحیح بوده و با رعایت اصول و قواعد دادرسی صادر گردیده لذا دادگاه ضمن رد اعتراض ت. ن. خ. مستندا به ماده 358 قانون آیین دادرسی دادگاههای عمومی و انقلاب در امور مدنی دادنامه تجدیدنظرخواسته را عینا تایید و ابرام مینماید رای صادره به استناد مادتین 368 و 397 قانون معنون ظرف بیست روز پس از ابلاغ قابل فرجامخواهی در دیوان محترم عالی کشور است.
شعبه --- دادگاه تجدیدنظر استان تهران - رئیس و مستشار
در تاریخ 22 شهریور 1394، دادگاه بدوی به درخواست طلاق ی. ا. ط. رسیدگی نمود. در این جلسه، وکیل خواهان به عدم تفاهم و جدایی قریب به دو ساله زوجین اشاره کرده و خواسته طلاق را مطرح کرد. دادگاه بدوی با رد ادعای طرف مقابل مبنی بر مختومه بودن موضوع، به بررسی ماهیت دعوی پرداخت و با استناد به ماده 1133 اصلاحی قانون مدنی، عدم رضایت طرف مقابل و فقدان مدارک کافی برای صدور حکم طلاق را دلیلی بر بطلان دعوی تشخیص داد. این رای به مدت 20 روز قابل تجدیدنظر بود. سپس، دادگاه تجدیدنظر به درخواست تجدیدنظر رسیدگی کرده و با تایید رای بدوی، اعلام نمود که استدلالهای دادگاه بدوی صحیح بوده و ایراد یا اعتراضی از سوی ت. ن. خ. مطرح نشده است. این رای نیز بر اساس ماده 368 قانون آیین دادرسی قابل فرجامخواهی در دیوان عالی کشور ظرف 20 روز پس از ابلاغ بود.
تاریخ دادنامه قطعی: 1394/06/22
پیام: موارد درخواست طلاق توسط زوجه، امری حادث است که هر لحظه ممکن است ایجاد شود؛ بنابراین رسیدگی به موضوع طلاق و اتخاذ تصمیم درباره آن دارای اعتبار امر مختومه نیست.
در خصوص دادخواست آقای ح. م. به وکالت از طرف خانم …. م.خ. به طرفیت آقای ح. م.خ. به خواسته طلاق با این توضیح که وکیل خواهان در توجیه خواسته ب. ش. د. تقدیمی معروض داشته:....موکله حسب سند نکاحیه....... به زوجیت دائمی خوانده درآمده است لیکن با حدوث اختلاف فیمابین متاسفانه تلاش بزرگان و آشنایان جهت اصلاح ذات البین مثمر ثمر واقع نشد.....زوجین نزدیک به دو سال است جدای از یکدیگر زندگی می کنند.....زوجه به علت عدم تفاهم و کراهت از زوج حاضر به زندگی نمیباشد و در پایان تقاضای رسیدگی و صدور حکم به شرح خواسته را نموده است.دادگاه:اولا ایراد وکیل خ. ب. ش. لایحه تقدیمی مبنی بر اینکه موضوع مانحن فیه سابقا مطرح رسیدگی و منتهی به اتخاذ تصمیم به شرح دادنامه شماره --- - 1393/06/25 دائر به رد طلاق گردیده و موضوع مختومه شده است به نظر وارد نمی رسد چه اینکه موارد طلاق امری حادث است که هر لحظه ممکن است ایجاد شود لذا رسیدگی به موضوع طلاق و اتخاذ تصمیم درباره آن دارای اعتبار امر مختومه نمیباشد و در نتیجه به تجویز ماده 89 قانون آیین دادرسی دادگاههای عمومی و انقلاب در امور مدنی قرار رد ایراد مذکور صادر و اعلام میشود.ثانیا در ماهیت دعوی:ن. ب. ا. مطابق ماده 1133 اصلاحی قانون مدنی طلاق از ایقاعات و در اختیار مرد است و براساس تبصره ذیل ماده مزبور زن در صورت استنکاف شوهر از پرداخت نفقه و یاتخلف وی از شروط ضمن عقد و یا عسر و حرج میتواند تقاضای طلاق نماید و در مانحن فیه خوانده راضی به طلاق نیست و من حیث المجموع دلیل و مدرکی که مجوز صدور حکم طلاق شود از سوی وکیل خواهان به دادگاه تقدیم نگردیده است لذا دعوی اقامه شده غیرثابت تشخیص و در نتیجه حکم بر بطلان آن صادر و اعلام میگردد.این رای ظرف 20 روز از تاریخ ابلاغ در دادگاههای تجدیدنظر استان تهران قابل تجدیدنظرخواهی است.
رئیس شعبه --- دادگاه عمومی حقوقی تهران
تجدیدنظرخواهی خانم …. م.خ. با وکالت آقایان ح. م. و ا. گ. م. از دادنامه شماره --- مورخ 1394/03/17 شعبه محترم --- دادگاه خانواده تهران که به موجب آن دعوی مطروحه از ناحیه ت. ن. خ. به طرفیت ت. ن. خ. آقای ح. م.خ. به خواسته صدور حکم طلاق در پرونده کلاسه --- حکم به بطلان دعوی تصدیر گردیده است وارد نمیباشد رای صادره مطابق با موازین شرعی و قانونی اصدار یافته ایرادی از حیث شکلی و ماهوی بر آن وارد نیست استدلال و استناد محکمه محترم بدوی صحیح بوده از ناحیه ت. ا. و اعتراض موثر و مدللی که موجبات نقض یا گسیختن دادنامه معترض عنه را در نظر دادگاه فراهم سازد به عمل نیامده است بنا به مراتب مذکور دادگاه به استناد قسمت اخیر ماده 358 از قانون آیین دادرسی دادگاههای عمومی و انقلاب در امور مدنی مصوب 1379/01/21 ضمن رد اعتراض معترض دادنامه معترض عنه را تایید و استوار مینماید. رای صادره مطابق ماده 368 از همان قانون ظرف بیست روز پس از ابلاغ دادنامه قابل فرجامخواهی در دیوانعالی کشور است.
شعبه --- دادگاه تجدیدنظر استان تهران - رئیس و مستشار و مستشار
در موضوع مورد بررسی، درخواست طلاق از سوی زوجه به دلیل کراهت شدید و غیرقابل تحمل از طرف زوج ارائه شده است. زوج در دفاعیات خود به عدم تمکین زوجه اشاره کرده و بیان داشته که به همین دلیل دادخواست الزام به تمکین ارائه کرده که این دادخواست رد شده است. وی همچنین ادعا کرده که زوجه پیشتر به دلیل تخلف از شروط ضمن عقد نکاح و وجود عسر و حرج، درخواست طلاق داده که توسط دادگاه رد و این حکم در دیوان عالی کشور تایید شده است. <br>دادگاه در تاریخ مشخص، رای به بطلان دعوی طلاق زوجه به دلیل عدم احراز شرایط لازم صادر کرده است. پس از این رای، زوجه تجدیدنظر کرده و اعلام نموده که حاضر است تمامی حقوق مالی خود را در ازای طلاق بذل کند تا از وضعیت بلاتکلیفی خارج شود. هیات شعبه دیوان عالی کشور پس از بررسیهای لازم، به این نتیجه رسید که زوجه به دلیل کراهت و عسر و حرج شدید در وضعیت نامناسبی قرار دارد و ب. ت. ب. عدم اقدام موثر زوج برای بهبود شرایط زندگی مشترک، رای صادره را نقض و پرونده را به شعبه همعرض ارجاع داد. این رای مستند به مواد مربوطه قانون آیین دادرسی مدنی صادر شده است.
در این پرونده خانم ف. ع. دادخواست طلاق به طرفیت اقای ح. ف. ب. تقدیم شعبه *نموده و اظهار داشته در تاریخ 95/9/26 با خوانده ازدواج نمودم ب. ت. ب. کراهت شدید و غیرقابل تحمل نسبت به زوج دارم. به طوری که ادامه زندگی را برایم غیرممکن نموده است.لذا از دادگاه تقاضای طلاق دارم. ز. د. م. دفاع در لایحه خود اظهار داشته اینجانب در تاریخ 95/9/26 با خوانده با مهریه 214 عدد سکه بهار ازادی ازدواج نمودم متاسفانه زوجه از تمکین اینجانب خودداری نموده است.دادخواست الزام زوجه به تمکین به دادگاه دادم که به دلیل استفاده زوجه از حق حبس از طرف دادگاه رد شده است.تصویر رای را ارائه داده ام برابر حکم دادگاه نفقه زوجه را بر اساس رسیدهای بانکی پرداخت نموده ام زوجه قبلا مبادرت به تقدیم دادخواست طلاق به علت تخلف از بند اول و دوم از شروط ضن عقد نکاح و عسر و حرج نمود که از طرف دادگاه رد شده و دیوان عالی کشور هم انرا تایید نموده است.ن. ب. ا. زوجه قبلا همین ادعا را در دادگاه طرح نموده است.ورد شده است.و در حال حاضر هم دلیل بر طلاق ندارد. از دادگاه تقاضای رد دعوی طلاق زوجه را نموده است.لازم به توضیح است.این خود زوجه است.که با استفاده از حق حبس چنین وضعیتی را بوجود اورده است.تصویر ارای پیوست م. ب.. دادگاه در تاریخ 99/7/5 تشکیل جلسه داده و طرفین را جهت دادرسی دعوت نموده است.وکیل خواهان حاضر شده و درخواست موکله خود را ب. ش. د. بازگو نموده است.خوانده دفاعیات خ. ر. ب. شرح لایحه مذکور بیان داشته است.و از دادگاه به علت اینکه زوجه دلیل موجه بر طلاق ندارد. تقاضای رد دعوی وی را نموده است.دادگاه قرار داوری صادر نموده و نظریه داوران را جلب کرده است.درنهایت دادگاه در تاریخ 99/9/12 مبادرت به صدور رای به بطلان دعوی طلاق به لحاظ عدم احراز شرایط طلاق به دلیل تخلف زوج از شروط ضمن عقد نکاح و به لحاظ عدم احراز عسر و حرج نموده است.سپس زوجه به شرح لایحه وکیل خ. ن. ب. رای صادره مذکور دادخواست تجدیدنظر تقدیم نموده و اظهار داشته موکله حاضر است.به دلیل عسر و حرج کلیه حقوق مالی ناشی از زوجیت اعم از مهریه و نفقه را در قبال طلاق به زوج بذل نموده و خود را از این بلاتکلیفی رهایی بخشد زیرا به دلیل کراهت شدید که نسبت به زوج دارد. قادر به زندگی با زوج نمیباشد. که این خود اماره ای است.بر صحت ادعای موکله در خصوص عسر و حرج پرونده جهت رسیدگی به شعبه *ارجاع گردیده و دادگاه مذکور نیز در تاریخ 99/10/20 مبادرت به صدور رای به تایید دادنامه تجدیدنظر خواسته نموده است.متعاقب ان ز. ن. ب. رای صادره معترض است.و از دیوان عالی کشور تقاضای فرجامخواهی نموده که پرونده جهت رسیدگی به شعبه *ارجاع شده و مطرح رسیدگی است.
هیات شعبه در تاریخ بالا تشکیل گردید. پس از قرائت گزارش اقای ح. م. ه. عضو ممیز و ملاحظه اوراق پرونده در خصوص دادنامه شماره *فرجام خواسته مشاوره نموده چنین رای می دهد:
در خصوص دادخواست فرجامخواهی خانم ف. ع. با وکالت خانم م. م. نسبت به رای شماره 1906مورخ 99/10/20 شعبه *متضمن تایید دادنامه تجدیدنظر خواسته به شماره 0906 مورخ 99/8/12 شعبه *دائر به صدور حکم به بطلان دعوی طلاق به درخواست زوجه ب. ت. ب. محتویات پرونده فرجامخواهی وارد است.زیرا اولا زوجه علت طرح دعوای طلاق را عسر و حرج شدید به علت کراهت شدید از زوج به دلیل بروز اختلافات از همان ابتدای ازدواج تاکنون اعلام نموده و اظهار داشته از بدو ازدواج تاکنون بیش از چهار سال است.در بلاتکلیفی بسر می برم و جهت رفع این بلاتکلیفی و حرج حاضرم کلیه حقوق مالی ناشی از زوجیت اعم از مهریه و نفقه ام را در قبال طلاق به زوج بذل نموده خود را از این وضعیت رهایی بخشم ثانیا ز. د. م. دفاع اظهار داشته زوجه قبلا در مورد ادعای طلاق به علت تخلف از شرط اول و دوم و از شروط ضمن عقد نکاح و عسر و حرج طرح دعوا نموده و دادگاه ادعای وی را مردود اعلام داشته و دیوان عالی کشور نیز انرا تایید نموده است.لذا طرح مجدد طلاق مشمول اعتبار امر مختومه است.و به علت اینکه زوجه دلیل بر ادعای خود ندارد. و اینجانب کلیه نفقات زوجه را علی رغم اینکه از حق حبس استفاده نموده و در تمکین من نبوده است.پرداخت نموده ام تقاضای رد دعوی طلاق را نموده است.ثالثا با عنایت به مراتب مذکور اولا انچه که مسلم است.زوجین بیش از چهار سال است.به علت بروز اختلاف که ناشی از ایجاد کراهت زوجه از زوج م. ب.. جدا از یکدیگر زندگی می کنند و رابطه زناشویی با یکدیگر نداشته اند ثانیا هرچند زوجه قبلا به دلیل تخلف زوج از بند اول و دوم از شروط ضمن عقد نکاح تقاضای طلاق نموده و توسط دادگاه مردود اعلام گردیده است.ولی اساس و انگیزه اصلی طرح دعوی مجدد طلاق به علت عسر و حرج ناشی از کراهت شدید زوجه از زوج بوده به طوری که در طول مدت اختلاف بیش از چهار سال توفیقی در جهت رفع ان حاصل نگردیده و از طرف دیگر زوج نیز اقدام مفید و موثری در جهت تشکیل زندگی مشترک و سامان دادن به ان در طول مدت اختلاف ننموده است.و عملا با سوی اقدام و رفتار خود موجبات بلاتکلیفی زوجه را فراهم نموده به طوری که زوجه حاضر شده کلیه مهریه و نفقه معوقه خود را در قبال طلاق به زوج بذل کرده و خود را از این بلاتکلیفی رهایی بخشد که این خود اماره ای است.بر صحت ادعای زوجه مبنی بر داشتن کراهت و عسر و حرج که تداوم ان به مصلحت زوجین و خصوصا زوجه نبوده و باعث حرج بیشتر زوجه را فراهم خواهد نمود علی هذا رای صادره قابلیت ابرام ندارد. مستندا به مواد 371 و 401 قانون ایین دادرسی مدنی رای فرجامخواسته را نقض کرده و پرونده را جهت رسیدگی مجدد به شعبه همعرض دادگاه صادرکننده رای منقوض ارجاع می نماید.
رئیس شعبه *: ح. ع. عضو معاون: ح. م. ه.
موارد مرتبط 34
آرای مرتبط 32
-
رأی
هماستناد
شرط برخورداری از حمایت های کنوانسیون پاریس
مواد 358 و 359 قانون آیین دادرسی مدنی ضمن پذیرش اعتراض
-
رأی
هماستناد
معیار صحت ثبت اختراع جدید در مقایسه با اختراعات قبلی
ماده 358 قانون آیین دادرسی مدنی
-
رأی
هماستناد
حکم پرداخت نفقه تا زمان استحقاق
ماده 358 قانون آیین دادرسی مدنی
-
رأی
هماستناد
حذف نام زوج متوفی از شناسنامه
ماده 358 قانون آیین دادرسی مدنی ضمن رد تجدیدنظرخواهی آن را تایید می نماید
-
رأی
هماستناد
مطالبه وجه التزام در فرض عدم انتساب تاخیر به متعهد
ماده 358 از قانون آیین دادرسی مدنی دادنامه تجدیدنظرخواسته نقض ودر اصل در راست
-
رأی
هماستناد
استرداد ثمن پس از وقوع اقاله
ماده 358 قانون آیین دادرسی مدنی
-
رأی
هماستناد
نحوه احراز ظهر نویسی چک
ماده 358 قانون آیین دادرسی مدنی نهایتا ضمن رد اعتراض دادنامه تجدیدنظرخواست
-
رأی
هماستناد
دعوی الزام به تنظیم سند رسمی ملک بازداشتی
ماده 358 قانون آیین دادرسی مدنی با لحاظ ماده 56 از قانون اجرای احکام مدنی
-
رأی
هماستناد
اماره صوری بودن عقد بیع
ماده 358 قانون آیین دادرسی در امور مدنی صادر گردید
-
رأی
هماستناد
مهلت اقامه دعوا علیه متصدی حمل و نقل هوایی
ماده 358 قانون آیین دادرسی مدنی
-
رأی
هماستناد
حقوق مالک ملک در فرض تصرف ملک توسط شهرداری
ماده 358 قانون آیین دادرسی مدنی ضمن نقض دادنامه صادر در هر سه قسمت حکم به
-
رأی
هماستناد
ضمانت اجرای فراهم نبودن اثاث البیت در دعوی تمکین
ماده 358 قانون آیین دادرسی مدنی
-
رأی
هماستناد
طلاق به دلیل ناباروری زوج
ماده 358 قانون آیین دادرسی در امور مدنی
-
رأی
هماستناد
مطالبه وجه التزام قراردادی در فرض انجام تعهد با تأخیر
ماده 358 قانون آیین دادرسی مدنی ضمن نقض دادنامه موصوف حکم بر محکومیت تجدید
-
رأی
هماستناد
ابطال معامله و رد دعوای الزام به پرداخت ثمن به نرخ روز به دلیل عدم اثبات استحقاق خواهان
ماده 358 قانون آیین دادرسی مدنی
-
رأی
هماستناد
مبدا محاسبه خسارت تاخیر تادیه در دین بدون سررسید
مواد 358 و 522 قانون آیین دادرسی مدنی می باشد
-
رأی
هماستناد
تردید در اثر انگشت مندرج در سند رسمی
ماده 358 قانون آیین دادرسی مدنی دادنامه معترض عنه را تایید و استوار می نما
-
رأی
هماستناد
ادعای پرداخت بخشی از مبلغ چک دروجه حامل
ماده 358 قانون آیین دادرسی مدنی
-
رأی
هماستناد
ادعای عدم اصالت سند همراه با ادعای پرداخت
ماده 358 قانون آیین دادرسی مدنی عینا تایید می نماید این رای قطعی است
-
رأی
هماستناد
تجدیدنظرخواهی علیه برخی از محکومٌ له های مرحله بدوی
ماده 358 قانون آیین دادرسی مدنی
-
رأی
هماستناد
جریمه طرح دعوی واهی اعسار از پرداخت هزینه دادرسی
ماده 358 قانون آیین دادرسی مدنی
-
رأی
هماستناد
اثر توقیف اموال محکوم علیه بر دعوی اعسار
ماده 358 قانون آیین دادرسی مدنی
-
رأی
هماستناد
بطلان دعوای خلع ید به استناد قاعده استحسان
ماده 358 از قانون آیین دادرسی مدنی دادنامه تجدیدنظر خواسته نقض می گردد و با ا
-
رأی
هماستناد
تحقق شرط ضمن عقد نکاح به جهت اعتیاد سابق زوج
ماده 358 قانون آیین دادرسی مدنی نقض و به زوجه اجازه داده است از شرط موضوع
-
رأی
هماستناد
فرجام خواهی از قرار سقوط دعوا
ماده 358 قانون آیین دادرسی مدنی ضمن نقض دادنامه مارالذکر با استناد به بند
-
رأی
هماستناد
مطالبه وجه سفته تضمینی
قانون آیین دادرسی مدنی مستندا به ماده 358
-
رأی
هماستناد
تفسیر عرفی از شرط فاسخ
ماده 358 از قانون آیین دادرسی مدنی دادنامه معترض عنه را تایید و استوار می نما
-
رأی
هماستناد
تشریفات رسیدگی در مرحله واخواهی
ماده 358 قانون آیین دادرسی مدنی دادنامه موصوف در این بخش تایید می گردد
-
رأی
هماستناد
ادعای اعسار با وجود توقیف اموال
ماده 358 قانون آیین دادرسی مدنی می باشد
-
رأی
هماستناد
درخواست تسلیم ملک به استناد قرارداد عادی فروش سرقفلی
ماده 358 قانون آیین دادرسی مدنی و قوانین مرتبط با ثبت اسناد
-
رأی
هماستناد
تفاوت حقوقی مفاهیم حق کسب، پیشه و تجارت با سرقفلی
ماده 358 قانون آیین دادرسی مدنی می باشد
-
رأی
هماستناد
دعوای ابطال رأی داور به علت عدم رعایت اصول دادرسی
ماده 358 قانون آیین دادرسی مدنی دادنامه تجدیدنظر خواسته تایید می گردد
نظریات مشورتی 1
-
نظریهٔ مشورتی
هماستناد
نظریه مشورتی شماره 7/96/2899 مورخ 1396/11/25
ماده 358 قانون آیین دادرسی مدنی آیا دادگاه مکلف به رسیدگی ماهیتی به پرونده
مواد مرتبط 1
-
مبتنی بر
از این صفحه
ماده 358 — آیین دادرسی مدنی مصوب 1379/01/21
به استناد قسمت اخیر ماده 358 از قانون آئین دادرسی دادگاههای عمومی و انقلاب در امور مدنی مصوب 1379
فقط پیوندهایی که متنشان در بانک است، با شاهد از خودِ متن — نه شباهتِ آماری. عنوانِ بدونِ متن ساخته نمیشود.
