رأی
تأثیر علم مالک از تغییرات عین مستاجره
رأی دادگاه بدوی
در خصوص دعوی اعاده دادرسی خانمها و آقایان و.، ح.، ح. و ل. شهرت همگی ه. با وکالت آقای م. الف. به طرفیت آقای ف. ز. به خواسته اعاده دادرسی نسبت به دادنامه شماره 8909970226400038 - 1389/1/29 صادره از این شعبه، خ. ه. خواسته خویش را این گونه توضیح دادهاند که مستند قراردادی خوانده با خ. ه. ب. قائممقامی از سوی مورّث خویش دو فقره مستند عادی اجاره 1362/10/20 (یک باب اتاق از پلاک ... بخش 3 تهران جهت شغل کرایه اتومبیل) و 1368/6/1 (یک باب اتاق دیگر جهت انباری و در غیر مورد شغلی) م. ب. که البته به خوانده اجازه داده شد یک درب اتاق به دکان باز کند و در پایانِ مدت اجاره مسدود نماید. برخلاف مفاد قرارداد، خوانده مرتکب تعدی و تفریط شده است و تخلف این گونه تبیین شده است: برداشتن دیوار بین انبار و دکان. افزایش محدوده تصرفات در عین مستاجره از 17 به 37/5 مترمربع، کاهش ارتفاع مغازه به واسطه تعمیرات غیرمجاز قریب به یک متر، علیرغم مطالب بالا دعوی ایشان به خواستة مقرر در دادنامة فوق به شماره 00038 – 1389/1/29 شعبه چهارم دادگاه عمومی حقوقی تهران محکوم به بطلان شد. اسباب موجه دادنامة موصوف، استعلام های به عمل آمده از شهرداری مشعر بر اعلام رضایت موجر بر توسعة مساحت عین مستاجره و تغییر کاربری، دستور موقت شماره 629 – 1385/7/3 صادره از شعبه 28 دادگاه عمومی حقوقی تهران مبنی بر تجویز تعمیرات و مهاربندی و مرمت محل مورد اجاره و نظریه کارشناس رسمی اعلام گردید، که اسباب مذکور سبب خروج اقدامات به عمل آمده از سوی مستأجر از مصادیق تعدی و تفریط معرفی شده است. پس از صدور دادنامه شماره 00038 – 1389/1/29 خ. ه. با استناد به بند 7 ماده 426 قانون آیین دادرسی مدنی تقاضای اعاده دادرسی حسب دعوی حاضر نسبت به دادنامه اخیرالذکر مطرح و نهایتاً نقض دادنامه موصوف و اجابت خواستة مندرج در آن را از دادگاه استدعا نمودهاند و در توضیح جهت اعاده دادرسی متذکر شدهاند:
1) دستور موقتی که از اسباب موجه موضوع اعاده دادرسی بوده است نهایتاً چون اصل دعوی (الزام به انجام تعمیرات کلی مطروحه به طرفیت موجر) به موجب دادنامه شماره 477 – 1386/4/31 شعبه 21 با قرار ابطال دادخواست مختومه شد فاقد اثر شده لذا در وضعیت فعلی مشخص شده است که نمیتوانسته دستور موقت موصوف از اسباب موجه حکم موضوع اعاده دادرسی باشد.
2) پرونده مربوطه در شهرداری ملاحظه در آن مستندی که دلالت بر رضایت موجر (مورث خواهانهای فعلی) بر توسعة فضای مغازه و تغییر کاربری به مستأجر داشته باشد یافت نشد و آنچه از سوی شخص ثالث (که به موجر و مالک تعریف شده بود) حمل بر تجویز مراتب فوق شده است چون از سوی غیر موجر و مالک صورت پذیرفته است و از سوی موجر و مالک نیز نمایندگی نداشته است نمیتوانست واجد اثر باشد لذا اتکاء دادنامه موضوع اعاده دادرسی به اظهارات شخص ثالث غیر موجر و مالک و غیرمأذون از سوی او فاقد وجاهت قانونی و درخور نقض است. بدین مناسبت از دادگاه اجابت خواسته خویش را درخواست نموده است. دادگاه ب. ت. ب. محتویات پرونده و لحاظ اظهارات اصحاب دعوی و مستنداتایشان و با لحاظ پذیرش درخواست مطابق جهت اعلامی در موعد مقرر با احراز سمت خ. ه. ب. قائممقامی از سوی مورّث خویش از نظر مالکیت و رابطه استیجاری با مستأجر به دلالت پاسخ استعلام ثبتی و مفاد گواهی حصر وراثت و اسناد اجاره. ن. ب. ا. مورد اجاره یا عین مستاجره اسناد عادی اجاره پیشگفته از حیث مکان و مساحت و شغل و چگونگی استفاده واضح و مشخص است ن. ب. ا. اقدامات تعریف شده از سوی خ. ه. به عنوان تعدی و تفریط عین مستاجره به سیاق توضیح داده شدة فوق منصرف از مفاد و شرایط قراردادی است ایضاً خارج از حدود اذن موجر م. ب. و اقدامات به عمل آمده از مصادیق بارز و مبرهن تعدی و تفریط است و در ما نحن فیه مستأجر دلیلی که دلالت بر تجویز موجر در اقدامات خلاف شرایط قراردادی به عمل آمده از سوی ایشان تقدیم دادگاه نکرده است و مستنداتمنتسب به آقای م. د. موجود در پرونده شهرداری که مبنای پاسخ استعلام های شهرداری به دادگاه در رسیدگی سابق بوده است چون ناشی از اجازة موجر یا مأذون از سوی ایشان نمیباشد نمیتواند مورد متابعت و محل اثر باشد به عبارت دیگر نامبردة فوق نه موجر رابطه قراردادی اجاره با خوانده است (زیرا مفاد پاسخ استعلام ثبتی و اسناد اجاره مؤید آن است) و نه مأذون از سوی موجر و مالک در قالب هر عقد و قراردادی، لذا اظهارات او فاقد اثر بوده و نمیتواند مورد متابعت دادگاه باشد. از سوی دیگر چنانچه خوانده اقدامات به عمل آمده از سوی خویش را به سیاق تعریف شده از سوی خ. ه. که داخل در تعدی و تفریط و تخلف قراردادی است به واسطه دستور موقت صادره از سوی دادگاه به شرح پیشگفته انجام داده باشد نیز اقدامات ناشی از آن (اگرچه دلیلی که دلالت بر تعلق اقدامات مستأجر به دستور موقت داشته باشد در پرونده موجود نمیباشد) به لحاظ رد اصل ادعا نمیتواند منشأ اثر باشد. ن. ب. ا. از سوی خوانده ایراد و دفاع مفید و مؤثری در جهت رد دعوی خ. ه. یا مستندات تقدیمی ایشان به عمل نیامده است و اظهارات مورد اشاره خوانده به سیاق پیشگفته قابل متابعت نمیباشد لذا دادگاه با احراز تخلف خوانده از شرایط قرارداد عقد اجاره تنظیمی فیمابین خویش و خ. ه. (به قائممقامی از مورث) و عدم وجود تجویز موجر بر اقدامات ناشی از تخلف خوانده، دعوی خ. ه. را وارد و موجه دانسته و مستنداً به ماده 438 قانون آیین دارسی مدنی و بند 8 ماده 14 قانون روابط موجر و مستأجر سال 56 و <a class="artref" href="/ماده/ماده-331-a_0815110235977">ماده 331 قانون مدنی</a> و قواعد تسبیب و لاضرر و ماده 519 قانون آیین دادرسی مدنی ضمن نقض دادنامه شماره 00038 – 1389/1/29 شعبه 4 دادگاه عمومی حقوقی تهران موضوع پرونده کلاسه بایگانی 870047 حکم بر تخلیه عین مستاجره (یک باب مغازه از پلاک ثبتی ... بخش 3 تهران به نشانی خوانده) به لحاظ تعدی و تفریط خوانده از شرایط قراردادی بابت اصل خواسته و پرداخت مبلغ 105/000 ریال بابت هزینه ابطال تمبر دادرسی و پرداخت حقالوکاله وکیل ط. ت. ق. با محاسبه دایره اجرا د. ح. خ. ه. صادر و اعلام میدارد. ایضاً مدت تخلیه مهلت یک ماه تعیین میگردد مطابق ماده 27 قانون روابط موجر و مستأجر سال 56 رأی صادره حضوری و ظرف مدت 20 روز پس از ابلاغ قابل تجدیدنظر در محاکم تجدیدنظر استان تهران م. ب..
رئیس شعبه 4 دادگاه عمومی حقوقی تهران - ناصر اسماعیلی
رأی دادگاه تجدیدنظر استان
تجدیدنظرخواهی آقای ف. ز. نسبت به دادنامه شماره 9101223 مورخه 1391/10/17 صادره از شعبه 4 دادگاه عمومی حقوقی تهران که متعاقباً با وکالت آقای ن. الف. و ف. ر. و برابر لایحه شماره 396 مورخه 1392/5/1 صورت گرفته است که طی دادنامه مذکور حکم به نقض دادنامه شماره 38 مورخه 1389/1/29 در مقام اعاده دادرسی حکم به تخلیه عین مستأجره یک باب مغازه از پلاک ثبتی ... بخش 3 تهران به لحاظ تعدی و تفریط و پرداخت هزینه دادرسی و حقالوکاله وکیل، له خواهان بدوی صادر شده است وارد و موجه نمیباشد و اصدار رأی موافق قانون و برابر محتویات پرونده و تحقیقات انجام شده و مدارک و مستندات تقدیمی م. ب. و از ناحیه ت. ا. و اعتراض موجه و مدللی که موجبات نقض و بیاعتباری دادنامه تجدیدنظرخواسته را فراهم نماید ارایه نگردیده است و تجدیدنظرخواهی متضمن جهت موجه در نقض رأی صادره نمیباشد و بر نحوه استدلال و استنباط دادگاه و احراز حقانیت خواهان و اصدار رأی هیچ گونه خلل و خدشه ای وارد نیست. لذا این دادگاه به استناد ماده 358 قانون آیین دادرسی مدنی و با رد تجدیدنظرخواهی دادنامه معترضعنه را تأیید و استوار میدارد. رأی صادره قطعی است.
مستشاران شعبه 35 دادگاه تجدیدنظر استان تهران
محمد زیوری- حمید پورفلاح
رأی دادگاه تجدیدنظر استان
در خصوص درخواست اعاده دادرسی آقای ف. ز. با وکالت آقایان ع.ق. و م.م. به طرفیت آقایان و خانمها ح.، ل.، ح. و و. شهرت همگی ه. نسبت به دادنامه شماره 647...92 – 1392/5/30 صادره از شعبه 35 دادگاه تجدیدنظر استان تهران که در تأیید دادنامه شماره 1223 صادره از شعبه 4 دادگاه عمومی حقوقی تهران دایر بر نقض دادنامه شماره 47 و صدور حکم به تخلیه عین مستأجره به علاوه خسارات دادرسی صادر گردیده است، دادگاه ب. ت. ب. اظهارات طرفین به شرح لوایح تقدیمی و صورت جلسات تنظیمی و تدقیق در مستندات آنان درخواست را وارد میداند؛ زیرا اولاً وراث مرحوم م. ه. در سال 1389 ادعای تعدی و تفریط (توسعه فضای تجاری) نمودهاند در حالیکه مورث آنان تا سال 1384 در قید حیات بوده و در همان محل و در طبقه فوقانی آن به شغل وکالت مشغول بوده و از وضعیت مغازه کاملاً مطلع بوده و چنین ادعایی نداشته است مضافاً اینکه مرحوم در سال 1382 دعوای تخلیه مغازه را به لحاظ عدم پرداخت اجاره بها طرح نموده در حالی که در همان زمان فضای تجاری مغازه 5/37 متر بوده است و مرحوم معترض این موضوع نشده است ثانیاً آقای ف. ز. بین سالهای 1362 تا 1368 مستأجر محل بوده و سپس با قطع رابطه استیجاری مورد اجاره به شخص ثالث واگذار گردیده است و متعاقباً در سال 1377 با خرید سرقفلی از مستأجر جدید و با رضایت کامل مورد اجاره به آقای ز. اعاده گردیده است و به موجب احکام قضایی سند رسمی اجاره نیز تنظیم شده است و آنچه محرز و مسلم است این است که در خلال سالهای 1369 تا 1377 متراژ مغازه همان 5/37 متر مربع بوده و ادعای عدم اطلاع و رضایت مالک از توسعه فضای تجاری مقرون به واقع نیست. لذا مستنداً به ماده 438 قانون آیین دادرسی دادگاههای عمومی و انقلاب در امور مدنی حکم موضوع اعاده دادرسی و دادنامه 1223 را نقض و حکم به رد دعوای نخستین دایر بر اعاده دادرسی نسبت به دادنامه شماره 47 صادر مینماید. این رأی قطعی است.
مستشاران شعبه 35 دادگاه تجدیدنظر استان تهران
مسعود اقتصادی - احمدرضا حسین خانی
رأی دادگاه تجدیدنظر استان
در خصوص درخواست اعاده دادرسی آقای ف. ز. با وکالت آقایان ع.ق. و م.م. به طرفیت آقایان و خانمها ح.، ل.، ح. و و. شهرت همگی ه. نسبت به دادنامه شماره 647...92 – 1392/5/30 صادره از شعبه 35 دادگاه تجدیدنظر استان تهران که در تأیید دادنامه شماره 1223 صادره از شعبه 4 دادگاه عمومی حقوقی تهران دایر بر نقض دادنامه شماره 47 و صدور حکم به تخلیه عین مستأجره به علاوه خسارات دادرسی صادر گردیده است، دادگاه ب. ت. ب. اظهارات طرفین به شرح لوایح تقدیمی و صورت جلسات تنظیمی و تدقیق در مستندات آنان درخواست را وارد میداند؛ زیرا اولاً وراث مرحوم م. ه. در سال 1389 ادعای تعدی و تفریط (توسعه فضای تجاری) نمودهاند در حالیکه مورث آنان تا سال 1384 در قید حیات بوده و در همان محل و در طبقه فوقانی آن به شغل وکالت مشغول بوده و از وضعیت مغازه کاملاً مطلع بوده و چنین ادعایی نداشته است مضافاً اینکه مرحوم در سال 1382 دعوای تخلیه مغازه را به لحاظ عدم پرداخت اجاره بها طرح نموده در حالی که در همان زمان فضای تجاری مغازه 5/37 متر بوده است و مرحوم معترض این موضوع نشده است ثانیاً آقای ف. ز. بین سالهای 1362 تا 1368 مستأجر محل بوده و سپس با قطع رابطه استیجاری مورد اجاره به شخص ثالث واگذار گردیده است و متعاقباً در سال 1377 با خرید سرقفلی از مستأجر جدید و با رضایت کامل مورد اجاره به آقای ز. اعاده گردیده است و به موجب احکام قضایی سند رسمی اجاره نیز تنظیم شده است و آنچه محرز و مسلم است این است که در خلال سالهای 1369 تا 1377 متراژ مغازه همان 5/37 متر مربع بوده و ادعای عدم اطلاع و رضایت مالک از توسعه فضای تجاری مقرون به واقع نیست. لذا مستنداً به ماده 438 قانون آیین دادرسی دادگاههای عمومی و انقلاب در امور مدنی حکم موضوع اعاده دادرسی و دادنامه 1223 را نقض و حکم به رد دعوای نخستین دایر بر اعاده دادرسی نسبت به دادنامه شماره 47 صادر مینماید. این رأی قطعی است.
مستشاران شعبه 35 دادگاه تجدیدنظر استان تهران
مسعود اقتصادی - احمدرضا حسین خانی
رأی دادگاه تجدیدنظر استان
رأی دادگـــــاه
در خصوص درخواست اعاده دادرسی آقای ف. ز. با وکالت آقایان ع.ق. و م.م. به طرفیت آقایان و خانمها ح.، ل.، ح. و و. شهرت همگی ه. نسبت به دادنامه شماره 647...92 – 1392/5/30 صادره از شعبه 35 دادگاه تجدیدنظر استان تهران که در تأیید دادنامه شماره 1223 صادره از شعبه 4 دادگاه عمومی حقوقی تهران دایر بر نقض دادنامه شماره 47 و صدور حکم به تخلیه عین مستأجره به علاوه خسارات دادرسی صادر گردیده است، دادگاه ب. ت. ب. اظهارات طرفین به شرح لوایح تقدیمی و صورت جلسات تنظیمی و تدقیق در مستندات آنان درخواست را وارد میداند؛ زیرا اولاً وراث مرحوم م. ه. در سال 1389 ادعای تعدی و تفریط (توسعه فضای تجاری) نمودهاند در حالیکه مورث آنان تا سال 1384 در قید حیات بوده و در همان محل و در طبقه فوقانی آن به شغل وکالت مشغول بوده و از وضعیت مغازه کاملاً مطلع بوده و چنین ادعایی نداشته است مضافاً اینکه مرحوم در سال 1382 دعوای تخلیه مغازه را به لحاظ عدم پرداخت اجاره بها طرح نموده در حالی که در همان زمان فضای تجاری مغازه 5/37 متر بوده است و مرحوم معترض این موضوع نشده است ثانیاً آقای ف. ز. بین سالهای 1362 تا 1368 مستأجر محل بوده و سپس با قطع رابطه استیجاری مورد اجاره به شخص ثالث واگذار گردیده است و متعاقباً در سال 1377 با خرید سرقفلی از مستأجر جدید و با رضایت کامل مورد اجاره به آقای ز. اعاده گردیده است و به موجب احکام قضایی سند رسمی اجاره نیز تنظیم شده است و آنچه محرز و مسلم است این است که در خلال سالهای 1369 تا 1377 متراژ مغازه همان 5/37 متر مربع بوده و ادعای عدم اطلاع و رضایت مالک از توسعه فضای تجاری مقرون به واقع نیست. لذا مستنداً به ماده 438 قانون آیین دادرسی دادگاههای عمومی و انقلاب در امور مدنی حکم موضوع اعاده دادرسی و دادنامه 1223 را نقض و حکم به رد دعوای نخستین دایر بر اعاده دادرسی نسبت به دادنامه شماره 47 صادر مینماید. این رأی قطعی است.
مستشاران شعبه 35 دادگاه تجدیدنظر استان تهران
مسعود اقتصادی - احمدرضا حسین خانی
فهرست
دادگاه بدوی
دادگاه تجدیدنظر استان
دادگاه تجدیدنظر استان
دادگاه تجدیدنظر استان
دادگاه تجدیدنظر استان
نقد رأی
تأثیر علم مالک از تغییرات عین مستاجره
موضوع این پرونده، دعوی اعاده دادرسی به طرفیت خوانده است که به موجب آن، دادنامهای در خصوص تخلف از شرایط قراردادی اجاره و تعدی و تفریط مستاجر صادر شده و حکم به تخلیه عین مستاجره داده شده است. خ. ه. ادعا کردهاند که خوانده به رغم مفاد قرارداد اجاره، اقدام به تغییر کاربری و توسعه فضای مغازه نموده است. خوانده نیز با ارائه مستنداتی از شهرداری و دستور موقت دادگاه، مدعی شده که اقداماتش با رضایت موجر و مشروعیت همراه بوده است. <br>دادگاه بدوی به دلیل عدم وجود مستندات کافی از سوی خوانده و با استناد به مواد 438 قانون آیین دادرسی مدنی و 14 قانون روابط موجر و مستاجر، حکم به تخلیه عین مستاجره صادر کرده است. در مرحله تجدیدنظر، دادگاه با بررسی مستندات و عدم ارائه دفاعیات موثر از سوی تجدیدنظرخواه، حکم بدوی را تایید کرده و درخواست اعاده دادرسی را رد نموده است. در نهایت، دادگاه تجدیدنظر با استناد به ماده 438 قانون آیین دادرسی، حکم به رد دعوای اعاده دادرسی صادر کرده و این رای را قطعی اعلام نموده است.
تاریخ دادنامه قطعی: 1394/02/08
شماره دادنامه قطعی: ---
پیام: علم و اطلاع مالک از تغییر در عین مستاجره توسط مستاجر و سکوت در قبال آن به عنوان رضایت و مجوز ضمنی تلقی میشود؛ بنابراین دادخواست تخلیه وی پذیرفته نمی شود.
در خصوص دعوی اعاده دادرسی خانمها و آقایان و.، ح.، ح. و ل. شهرت همگی ه. با وکالت آقای م. الف. به طرفیت آقای ف. ز. به خواسته اعاده دادرسی نسبت به دادنامه شماره --- - 1389/01/29 صادره از این شعبه، خ. ه. خواسته خویش را این گونه توضیح دادهاند که مستند قراردادی خوانده با خ. ه. ب. قائممقامی از سوی مورّث خویش دو فقره مستند عادی اجاره 1362/10/20 (یک باب اتاق از پلاک... بخش --- تهران جهت شغل کرایه اتومبیل) و 1368/06/01 (یک باب اتاق دیگر جهت انباری و در غیر مورد شغلی) م. ب. که البته به خوانده اجازه داده شد یک درب اتاق به دکان باز کند و در پایانِ مدت اجاره مسدود نماید. برخلاف مفاد قرارداد، خوانده مرتکب تعدی و تفریط شده است و تخلف این گونه تبیین شده است: برداشتن دیوار بین انبار و دکان. افزایش محدوده تصرفات در عین مستاجره از 17 به 37/5 مترمربع، کاهش ارتفاع مغازه به واسطه تعمیرات غیرمجاز قریب به یک متر، علیرغم مطالب بالا دعوی ایشان به خواسته مقرر در دادنامه فوق به شماره 00038 - 1389/01/29 شعبه چهارم دادگاه عمومی حقوقی تهران محکوم به بطلان شد. اسباب موجه دادنامه موصوف، استعلام های به عمل آمده از شهرداری مشعر بر اعلام رضایت موجر بر توسعه مساحت عین مستاجره و تغییر کاربری، دستور موقت شماره 629 - 1385/07/03 صادره از شعبه --- دادگاه عمومی حقوقی تهران مبنی بر تجویز تعمیرات و مهاربندی و مرمت محل مورد اجاره و نظریه کارشناس رسمی اعلام گردید، که اسباب مذکور سبب خروج اقدامات به عمل آمده از سوی مستاجر از مصادیق تعدی و تفریط معرفی شده است. پس از صدور دادنامه شماره --- - 1389/01/29 خ. ه. با استناد به بند 7 ماده 426 قانون آیین دادرسی مدنی تقاضای اعاده دادرسی حسب دعوی حاضر نسبت به دادنامه اخیرالذکر مطرح و نهایتا نقض دادنامه موصوف و اجابت خواسته مندرج در آن را از دادگاه استدعا نمودهاند و در توضیح جهت اعاده دادرسی متذکر شدهاند:
1 ) دستور موقتی که از اسباب موجه موضوع اعاده دادرسی بوده است نهایتا چون اصل دعوی (الزام به انجام تعمیرات کلی مطروحه به طرفیت موجر) به موجب دادنامه شماره --- - 1386/04/31 شعبه --- با قرار ابطال دادخواست مختومه شد فاقد اثر شده لذا در وضعیت فعلی مشخص شده است که نمیتوانسته دستور موقت موصوف از اسباب موجه حکم موضوع اعاده دادرسی باشد.
2 ) پرونده مربوطه در شهرداری ملاحظه در آن مستندی که دلالت بر رضایت موجر (مورث خواهانهای فعلی) بر توسعه فضای مغازه و تغییر کاربری به مستاجر داشته باشد یافت نشد و آنچه از سوی شخص ثالث (که به موجر و مالک تعریف شده بود) حمل بر تجویز مراتب فوق شده است چون از سوی غیر موجر و مالک صورت پذیرفته است و از سوی موجر و مالک نیز نمایندگی نداشته است نمیتوانست واجد اثر باشد لذا اتکاء دادنامه موضوع اعاده دادرسی به اظهارات شخص ثالث غیر موجر و مالک و غیرماذون از سوی او فاقد وجاهت قانونی و درخور نقض است. بدین مناسبت از دادگاه اجابت خواسته خویش را درخواست نموده است. دادگاه ب. ت. ب. محتویات پرونده و لحاظ اظهارات اصحاب دعوی و مستنداتایشان و با لحاظ پذیرش درخواست مطابق جهت اعلامی در موعد مقرر با احراز سمت خ. ه. ب. قائممقامی از سوی مورّث خویش از نظر مالکیت و رابطه استیجاری با مستاجر به دلالت پاسخ استعلام ثبتی و مفاد گواهی حصر وراثت و اسناد اجاره. ن. ب. ا. مورد اجاره یا عین مستاجره اسناد عادی اجاره پیشگفته از حیث مکان و مساحت و شغل و چگونگی استفاده واضح و مشخص است ن. ب. ا. اقدامات تعریف شده از سوی خ. ه. به عنوان تعدی و تفریط عین مستاجره به سیاق توضیح داده شده فوق منصرف از مفاد و شرایط قراردادی است ایضا خارج از حدود اذن موجر م. ب. و اقدامات به عمل آمده از مصادیق بارز و مبرهن تعدی و تفریط است و در ما نحن فیه مستاجر دلیلی که دلالت بر تجویز موجر در اقدامات خلاف شرایط قراردادی به عمل آمده از سوی ایشان تقدیم دادگاه نکرده است و مستنداتمنتسب به آقای م. د. موجود در پرونده شهرداری که مبنای پاسخ استعلام های شهرداری به دادگاه در رسیدگی سابق بوده است چون ناشی از اجازه موجر یا ماذون از سوی ایشان نمیباشد نمیتواند مورد متابعت و محل اثر باشد به عبارت دیگر نامبرده فوق نه موجر رابطه قراردادی اجاره با خوانده است (زیرا مفاد پاسخ استعلام ثبتی و اسناد اجاره موید آن است) و نه ماذون از سوی موجر و مالک در قالب هر عقد و قراردادی، لذا اظهارات او فاقد اثر بوده و نمیتواند مورد متابعت دادگاه باشد. از سوی دیگر چنانچه خوانده اقدامات به عمل آمده از سوی خویش را به سیاق تعریف شده از سوی خ. ه. که داخل در تعدی و تفریط و تخلف قراردادی است به واسطه دستور موقت صادره از سوی دادگاه به شرح پیشگفته انجام داده باشد نیز اقدامات ناشی از آن (اگرچه دلیلی که دلالت بر تعلق اقدامات مستاجر به دستور موقت داشته باشد در پرونده موجود نمیباشد) به لحاظ رد اصل ادعا نمیتواند منشا اثر باشد. ن. ب. ا. از سوی خوانده ایراد و دفاع مفید و موثری در جهت رد دعوی خ. ه. یا مستندات تقدیمی ایشان به عمل نیامده است و اظهارات مورد اشاره خوانده به سیاق پیشگفته قابل متابعت نمیباشد لذا دادگاه با احراز تخلف خوانده از شرایط قرارداد عقد اجاره تنظیمی فیمابین خویش و خ. ه. (به قائممقامی از مورث) و عدم وجود تجویز موجر بر اقدامات ناشی از تخلف خوانده، دعوی خ. ه. را وارد و موجه دانسته و مستندا به ماده 438 قانون آیین دارسی مدنی و بند 8 ماده 14 قانون روابط موجر و مستاجر سال 56 و <a class="artref" href="/ماده/ماده-331-a_0815110235977">ماده 331 قانون مدنی</a> و قواعد تسبیب و لاضرر و ماده 519 قانون آیین دادرسی مدنی ضمن نقض دادنامه شماره --- - 1389/01/29 شعبه --- دادگاه عمومی حقوقی تهران موضوع پرونده کلاسه بایگانی --- حکم بر تخلیه عین مستاجره (یک باب مغازه از پلاک ثبتی... بخش --- تهران به نشانی خوانده) به لحاظ تعدی و تفریط خوانده از شرایط قراردادی بابت اصل خواسته و پرداخت مبلغ 105/000 ریال بابت هزینه ابطال تمبر دادرسی و پرداخت حقالوکاله وکیل ط. ت. ق. با محاسبه دایره اجرا د. ح. خ. ه. صادر و اعلام میدارد. ایضا مدت تخلیه مهلت یک ماه تعیین میگردد مطابق ماده 27 قانون روابط موجر و مستاجر سال 56 رای صادره حضوری و ظرف مدت 20 روز پس از ابلاغ قابل تجدیدنظر در محاکم تجدیدنظر استان تهران م. ب..
رئیس شعبه --- دادگاه عمومی حقوقی تهران
رای دادگاه تجدیدنظر استان
تجدیدنظرخواهی آقای ف. ز. نسبت به دادنامه شماره --- مورخه 1391/10/17 صادره از شعبه --- دادگاه عمومی حقوقی تهران که متعاقبا با وکالت آقای ن. الف. و ف. ر. و برابر لایحه شماره 396 مورخه 1392/05/01 صورت گرفته است که طی دادنامه مذکور حکم به نقض دادنامه شماره --- مورخه 1389/01/29 در مقام اعاده دادرسی حکم به تخلیه عین مستاجره یک باب مغازه از پلاک ثبتی... بخش --- تهران به لحاظ تعدی و تفریط و پرداخت هزینه دادرسی و حقالوکاله وکیل، له خواهان بدوی صادر شده است وارد و موجه نمیباشد و اصدار رای موافق قانون و برابر محتویات پرونده و تحقیقات انجام شده و مدارک و مستندات تقدیمی م. ب. و از ناحیه ت. ا. و اعتراض موجه و مدللی که موجبات نقض و بیاعتباری دادنامه تجدیدنظرخواسته را فراهم نماید ارایه نگردیده است و تجدیدنظرخواهی متضمن جهت موجه در نقض رای صادره نمیباشد و بر نحوه استدلال و استنباط دادگاه و احراز حقانیت خواهان و اصدار رای هیچ گونه خلل و خدشه ای وارد نیست. لذا این دادگاه به استناد ماده 358 قانون آیین دادرسی مدنی و با رد تجدیدنظرخواهی دادنامه معترضعنه را تایید و استوار میدارد. رای صادره قطعی است.
مستشاران شعبه --- دادگاه تجدیدنظر استان تهران
در خصوص درخواست اعاده دادرسی آقای ف. ز. با وکالت آقایان ع.ق. و م.م. به طرفیت آقایان و خانمها ح.، ل.، ح. و و. شهرت همگی ه. نسبت به دادنامه شماره --- ... 92 - 1392/05/30 صادره از شعبه --- دادگاه تجدیدنظر استان تهران که در تایید دادنامه شماره --- صادره از شعبه --- دادگاه عمومی حقوقی تهران دایر بر نقض دادنامه شماره --- و صدور حکم به تخلیه عین مستاجره به علاوه خسارات دادرسی صادر گردیده است، دادگاه ب. ت. ب. اظهارات طرفین به شرح لوایح تقدیمی و صورت جلسات تنظیمی و تدقیق در مستندات آنان درخواست را وارد میداند؛ زیرا اولا وراث مرحوم م. ه. در سال 1389 ادعای تعدی و تفریط (توسعه فضای تجاری) نمودهاند در حالی که مورث آنان تا سال 1384 در قید حیات بوده و در همان محل و در طبقه فوقانی آن به شغل وکالت مشغول بوده و از وضعیت مغازه کاملا مطلع بوده و چنین ادعایی نداشته است مضافا اینکه مرحوم در سال 1382 دعوای تخلیه مغازه را به لحاظ عدم پرداخت اجاره بها طرح نموده در حالی که در همان زمان فضای تجاری مغازه 5/37 متر بوده است و مرحوم معترض این موضوع نشده است ثانیا آقای ف. ز. بین سالهای 1362 تا 1368 مستاجر محل بوده و سپس با قطع رابطه استیجاری مورد اجاره به شخص ثالث واگذار گردیده است و متعاقبا در سال 1377 با خرید سرقفلی از مستاجر جدید و با رضایت کامل مورد اجاره به آقای ز. اعاده گردیده است و به موجب احکام قضایی سند رسمی اجاره نیز تنظیم شده است و آنچه محرز و مسلم است این است که در خلال سالهای 1369 تا 1377 متراژ مغازه همان 5/37 متر مربع بوده و ادعای عدم اطلاع و رضایت مالک از توسعه فضای تجاری مقرون به واقع نیست. لذا مستندا به ماده 438 قانون آیین دادرسی دادگاههای عمومی و انقلاب در امور مدنی حکم موضوع اعاده دادرسی و دادنامه --- را نقض و حکم به رد دعوای نخستین دایر بر اعاده دادرسی نسبت به دادنامه شماره --- صادر مینماید. این رای قطعی است.
موادِ قانونیِ مستند در این صفحه 1
موارد مرتبط 50
آرای مرتبط 40
-
رأی
هماستناد
شرط برخورداری از حمایت های کنوانسیون پاریس
مواد 358 و 359 قانون آیین دادرسی مدنی ضمن پذیرش اعتراض
-
رأی
هماستناد
معیار صحت ثبت اختراع جدید در مقایسه با اختراعات قبلی
ماده 358 قانون آیین دادرسی مدنی
-
رأی
هماستناد
حکم پرداخت نفقه تا زمان استحقاق
ماده 358 قانون آیین دادرسی مدنی
-
رأی
هماستناد
حذف نام زوج متوفی از شناسنامه
ماده 358 قانون آیین دادرسی مدنی ضمن رد تجدیدنظرخواهی آن را تایید می نماید
-
رأی
هماستناد
مطالبه وجه التزام در فرض عدم انتساب تاخیر به متعهد
ماده 358 از قانون آیین دادرسی مدنی دادنامه تجدیدنظرخواسته نقض ودر اصل در راست
-
رأی
هماستناد
استرداد ثمن پس از وقوع اقاله
ماده 358 قانون آیین دادرسی مدنی
-
رأی
هماستناد
نحوه احراز ظهر نویسی چک
ماده 358 قانون آیین دادرسی مدنی نهایتا ضمن رد اعتراض دادنامه تجدیدنظرخواست
-
رأی
هماستناد
دعوی الزام به تنظیم سند رسمی ملک بازداشتی
ماده 358 قانون آیین دادرسی مدنی با لحاظ ماده 56 از قانون اجرای احکام مدنی
-
رأی
هماستناد
اماره صوری بودن عقد بیع
ماده 358 قانون آیین دادرسی در امور مدنی صادر گردید
-
رأی
هماستناد
مهلت اقامه دعوا علیه متصدی حمل و نقل هوایی
ماده 358 قانون آیین دادرسی مدنی
-
رأی
هماستناد
حقوق مالک ملک در فرض تصرف ملک توسط شهرداری
ماده 358 قانون آیین دادرسی مدنی ضمن نقض دادنامه صادر در هر سه قسمت حکم به
-
رأی
هماستناد
ضمانت اجرای فراهم نبودن اثاث البیت در دعوی تمکین
ماده 358 قانون آیین دادرسی مدنی
-
رأی
هماستناد
طلاق به دلیل ناباروری زوج
ماده 358 قانون آیین دادرسی در امور مدنی
-
رأی
هماستناد
مطالبه وجه التزام قراردادی در فرض انجام تعهد با تأخیر
ماده 358 قانون آیین دادرسی مدنی ضمن نقض دادنامه موصوف حکم بر محکومیت تجدید
-
رأی
هماستناد
ابطال معامله و رد دعوای الزام به پرداخت ثمن به نرخ روز به دلیل عدم اثبات استحقاق خواهان
ماده 358 قانون آیین دادرسی مدنی
-
رأی
هماستناد
مبدا محاسبه خسارت تاخیر تادیه در دین بدون سررسید
مواد 358 و 522 قانون آیین دادرسی مدنی می باشد
-
رأی
هماستناد
تردید در اثر انگشت مندرج در سند رسمی
ماده 358 قانون آیین دادرسی مدنی دادنامه معترض عنه را تایید و استوار می نما
-
رأی
هماستناد
ادعای پرداخت بخشی از مبلغ چک دروجه حامل
ماده 358 قانون آیین دادرسی مدنی
-
رأی
هماستناد
ادعای عدم اصالت سند همراه با ادعای پرداخت
ماده 358 قانون آیین دادرسی مدنی عینا تایید می نماید این رای قطعی است
-
رأی
هماستناد
تجدیدنظرخواهی علیه برخی از محکومٌ له های مرحله بدوی
ماده 358 قانون آیین دادرسی مدنی
-
رأی
هماستناد
جریمه طرح دعوی واهی اعسار از پرداخت هزینه دادرسی
ماده 358 قانون آیین دادرسی مدنی
-
رأی
هماستناد
اثر توقیف اموال محکوم علیه بر دعوی اعسار
ماده 358 قانون آیین دادرسی مدنی
-
رأی
هماستناد
بطلان دعوای خلع ید به استناد قاعده استحسان
ماده 358 از قانون آیین دادرسی مدنی دادنامه تجدیدنظر خواسته نقض می گردد و با ا
-
رأی
هماستناد
تحقق شرط ضمن عقد نکاح به جهت اعتیاد سابق زوج
ماده 358 قانون آیین دادرسی مدنی نقض و به زوجه اجازه داده است از شرط موضوع
-
رأی
هماستناد
فرجام خواهی از قرار سقوط دعوا
ماده 358 قانون آیین دادرسی مدنی ضمن نقض دادنامه مارالذکر با استناد به بند
-
رأی
هماستناد
مطالبه وجه سفته تضمینی
قانون آیین دادرسی مدنی مستندا به ماده 358
-
رأی
هماستناد
تفسیر عرفی از شرط فاسخ
ماده 358 از قانون آیین دادرسی مدنی دادنامه معترض عنه را تایید و استوار می نما
-
رأی
هماستناد
تشریفات رسیدگی در مرحله واخواهی
ماده 358 قانون آیین دادرسی مدنی دادنامه موصوف در این بخش تایید می گردد
-
رأی
هماستناد
ادعای اعسار با وجود توقیف اموال
ماده 358 قانون آیین دادرسی مدنی می باشد
-
رأی
هماستناد
درخواست تسلیم ملک به استناد قرارداد عادی فروش سرقفلی
ماده 358 قانون آیین دادرسی مدنی و قوانین مرتبط با ثبت اسناد
-
رأی
هماستناد
تفاوت حقوقی مفاهیم حق کسب، پیشه و تجارت با سرقفلی
ماده 358 قانون آیین دادرسی مدنی می باشد
-
رأی
هماستناد
دعوای ابطال رأی داور به علت عدم رعایت اصول دادرسی
ماده 358 قانون آیین دادرسی مدنی دادنامه تجدیدنظر خواسته تایید می گردد
-
رأی
هماستناد
تایید فسخ قرارداد به دلیل عدم پرداخت ثمن و بیاعتباری رای داوری به علت عدم رعایت شروط قراردادی
ماده 358 قانون آیین دادرسی مدنی
-
رأی
هماستناد
زندگی در منزل مشترک اماره تمکین
ماده 358 قانون آیین دادرسی مدنی ضمن رد دادخواست تجدیدنظرخواهی دادنامه تجدی
-
رأی
هماستناد
ضمانت اجرای افزایش مهریه
ماده 358 قانون آیین دادرسی مدنی
-
رأی
هماستناد
دعوای ابطال وکالتنامه بلاعزل
ماده 358 از قانون آیین دادرسی مدنی ضمن نقض دادنامه معترض عنه حکم بر ابطال وکا
-
رأی
هماستناد
اعتبار حکم به رد دعوی
ماده 358 قانون آیین دادرسی مدنی و رعایت مواد مرتبط
-
رأی
هماستناد
تاثیر عدم ذکر مشترکات آپارتمان در قرارداد
قانون آیین دادرسی مدنی مستندا به قسمت آخر ماده 358
-
رأی
هماستناد
انتقال مبیع توسط خریدار در بیع خیاری
ماده 358 از قانون آیین دادرسی در امور مدنی تائید مینماید این رای قطعی است
-
رأی
هماستناد
انتقال چکی که حواله کرد آن خط خورده
ماده 358 از قانون آیین دادرسی مدنی دادنامه تجدیدنظرخواسته نقض و با استناد به
نظریات مشورتی 1
-
نظریهٔ مشورتی
هماستناد
نظریه مشورتی شماره 7/96/2899 مورخ 1396/11/25
ماده 358 قانون آیین دادرسی مدنی آیا دادگاه مکلف به رسیدگی ماهیتی به پرونده
مواد مرتبط 5
-
اعمال
از این صفحه
ماده 426 — آیین دادرسی مدنی مصوب 1379/01/21
ماده 426 قانون آیین دادرسی مدنی تقاضای اعاده دادرسی حسب دعوی حاضر نسبت به
-
اعمال
از این صفحه
ماده 519 — آیین دادرسی مدنی مصوب 1379/01/21
ماده 519 قانون آیین دادرسی مدنی ضمن نقض دادنامه شماره 00038 – 1389/1/29 شع
-
اعمال
از این صفحه
ماده 331 — قانون مدنی
ماده 331 قانون مدنی و قواعد تسبیب و لاضرر
-
اعمال
از این صفحه
ماده 519 — قانون مدنی
قانون مدنی و قواعد تسبیب و لاضرر و ماده 519
-
مبتنی بر
از این صفحه
ماده 358 — آیین دادرسی مدنی مصوب 1379/01/21
ماده 358 قانون آیین دادرسی مدنی و با رد تجدیدنظرخواهی دادنامه معترض عنه را
دکترین 4
-
مقاله
هماستناد
توصیف خواسته در دعوای علیه متصرف — مطالبه خسارت وارده است
مواد 331 و 332 ق.م
-
مقاله
هماستناد
توصیف خواسته در دعوای علیه متصرف — در بین نهادهای مرتبط با عنوانهایی چون
مواد 331 و 332 ق.م
-
مقاله
هماستناد
خواندگان دعوای مطالبه خسارت — خوانده دعوا چه شخص یا اشخاصی می
ماده 331 ق.م
-
مقاله
هماستناد
خواندگان دعوای مطالبه خسارت — ماده ۳۳۱ ق
ماده 331 ق.م
فقط پیوندهایی که متنشان در بانک است، با شاهد از خودِ متن — نه شباهتِ آماری. عنوانِ بدونِ متن ساخته نمیشود.
