رأی
تاثیر گذشت شاکی بر تحقیق و تعقیب در جرایم منافی عفت
رأی خلاصه جریان پرونده
در تاریخ ۱۳۹۴/04/02 خانم ش.د.، طی شکایتی به دادگاه کیفری یک استان ف. اعلام میدارد که آقای م.الف. با وی طرح دوستی ریخته و به او وعده ازدواج میدهد و متعاقباً به وی تجاوز به عنف نموده و از وی ازاله بکارت میکند و پس از آن او را با وعده ازدواج سرگرم می نماید تا بعد وی متوجه میشود که او متأهل است، لذا به عنوان زنای به عنف و زنای محصنه از وی شکایت دارد. در همان تاریخ دادگاه وی را جهت معاینه به پزشکی قانونی معرفی میکند و در تاریخ 4/18 در پلیس امنیت اعلام میکند که به دلیل احتمال سازش خودش به پزشکی قانونی مراجعه نکرده است و تا 4/22 مهلت خواسته است در تاریخ 4/20 پزشکی قانونی اعلام نظر نموده و وقوع دخول و آمیزش از قبل در طول حدود سه هفته قبل اعلام میکند. از طرفی در همان تاریخ طی یک برگ رضایتنامه تنظیم شده در محضر اسناد رسمی رضایت بدون قید و شرط و قطعی خود را اعلام مینماید، در تاریخ ۱۳۹۴/4/19 م. الف. خ. ر. ب. پلیس معرفی میکند و برگهای به امضای طرفین ارائه میکند که در آن اقرار به زوجیت به صورت عقد موقت شده است. در تاریخ ۱۳۹۴/4/29 دادگاه با قصور طرفین به پرونده رسیدگی میکند. و متهم اعلام میکند که مدتی من همسرم مشکل داشته و قصد طلاق وی را داشته با ایشان آشنا شدم و با توافق ایشان را صیغه کردم و با هم مکرراً رابطه زناشویی داشتیم تا اینکه مسائل من با همسرم حل شد و به زندگی خود بازگشتم و اخیراً برگه صیغه نامه را از او گرفتم و ایشان در محضر اعلام رضایت رسمی نمود. شکایت او به دلیل شوک و ناراحتی از اینکه من قادر به ازدواج با او نیستم م. ب.. وکیل مدافع متهم نیز زنای به عنف را نفی میکند و اعلام میکند مدارک کافی مبنی بر وجود علقه زوجیت موقت بین آن دو موجود است و ب. ت. ب. اعلام رضایت شاکیه موضوع شمول ماده 102 قانون آیین دادرسی کیفری است و لذا تحقیق در این زمینه برای قاضی مجاز نیست ب. ت. ب. آنچه گذشت دادگاه ختم رسیدگی را اعلام و در تاریخ 1394/4/30 طی دادنامه شماره 9409977120700075 چنین رأی صادر میکند: اولاً: اتهام آقای م. الف. متولد 1348 مغازهدار اهل فیروزآباد ساکن شیراز آزاد با معرفی وکیل و صدور قرار قبولی آن دایر بر ارتکاب زنای محصنه و به عنف خانم ش. ذ.ت. موضوع شکایت اولیه مشارالیها ب. ت. ب. محتویات پرونده امر و اظهارات و مدافعات متهم و صرف نظر از گذشت شاکیه به لحاظ شرعی دلیل و مدرک کافی بر وقوع بزه زنای محصنه و به عنف از ناحیه متهم موصوف وجود ندارد بر این اساس دادگاه به استناد اصل 37 قانون اساسی حکم بر برائت متهم موصوف از بزه زنای محصنه و به عنف صادر ثانیاً: اتهام متهم موصوف آقای م. الف. دایر بر داشتن رابطه نامشروع غیر از زنا با خانم ش. ذ.ت. ب. ت. ب. محتویات پرونده امر و شکایت اولیه شاکیه خصوصی و اظهارات و اقرار متهم موصوف در جلسه این دادگاه و دفاعیات بلاوجه وکیل م. و. و اینکه مقررات ماده 20 قانون آیین دادرسی کیفری از حیث عدم انجام هرگونه تحقیق و تعقیب ناظر به مواردی که اصولاً شاکی خصوصی وجود ندارد و منصرف از موردی است که شاکی گذشت کرده است و در مانحن فیه شاکی وجود دارد و اعلام شکایت کرده است لیکن د. ا. م. گذشت نموده است و بعلاوه در مورد ادعای صیغه نیز دلیل و مدرکی حکایت از رابطه متهم و شاکیه بر این اساس باشد ارائه نگردیده و متهم در جلسه دادگاه صراحتاً اظهار داشته سند عادی ناظر به صیغه که به امضاء شاکیه و متهم رسیده را اخیراً تنظیم کرده است بر این اساس به نظر دادگاه به استناد 637 قانون مجازات الف. مصوب 1375 حکم بر محکومیت متهم موصوف آقای م. الف. به تحمل نود و نه ضربه شلاق تعزیری با رعایت جوانب شرعی و قانونی صادر و اعلام میگردد این رأی حضوری و ظرف مدت بیست روز پس از ابلاغ قابل ف. ام خواهی در دیوان عالی کشور م. ب.. دادنامه در تاریخ ۱۳۹۴/7/12 به م. ع. ابلاغ میشود که وکیل وی در تاریخ ۱۳۹۴/07/29 طی لایحهای که به هنگام شور قرائت خواهد شد تجدیدنظرخواهی مینماید. در نتیجه پرونده به دیوان عالی کشور ارسال و به این شعبه ارجاع گردیده است. هیأت شعبه در تاریخ بالا تشکیل گردید. پس از قرائت گزارش آقای … ممیز و ملاحظه اوراق پرونده و نظریه کتبی آقای … دادیار دیوان عالی کشور اجمالاً مبنی بر اینکه « ب. ت. ب. محتویات پرونده و ملاحظه مفاد لایحه تجدیدنظرخواهی وکیل م. ع. نتیجتاً وارد و مسموع م. ب. مستنداً به ماده 102 قانون آیین دادرسی مدنی و تفسیر مضیق قوانین کیفری عقیده به نقض بلا ارجاع دادنامه مذکور به استناد شق یک بند ب ماده 469 قانون آیین دادرسی کیفری دارم » در خصوص دادنامه شماره 9409977120700075 فرجامخواسته مشاوره نموده چنین رأی میدهد:
رأی شعبه دیوان عالی کشور
فرجام خواهی وکیل م. ع. نسبت به دادنامه صادره از شعبه اول دادگاه کیفری یک فارس نسبت به محکومیت وی به 99 ضربه شلاق به جهات زیر وارد است: اولاً ـ دادگاه وجود علقه زوجیت بین شاکی و متهم را پذیرفته و به همین دلیل متهم را از اتهام زنا تبرئه نموده است با اینکه طرفین اقرار به وجود رابطه جنسی بین آنان به صورت مکرر دارند و گواهی پزشکی قانونی نیز بر این امر دلالت دارد لکن چون علقه زوجیت بین طرفین وجود داشته دادگاه در صدر دادنامه وی را تبرئه نموده است. و با وجود علقه زوجیت محکوم نموده وی به جهت روابط نامشروع مادون زنا موجه نیست ثانیاً اصل بر برائت است و باید برای مجرمیت دلیل آورده شود. و لذا اینکه در رأی آمده در مورد ادعای صیغه دلیل و مدرکی که رابطه طرفین بر این اساس بوده وجود ندارد وجهه قانونی ندارد. ثالثاً اینکه دادگاه ماده 102 قانون آیین دادرسی کیفری از سوی اینکه شاکی وجود داشته و بعداً رضایت داده منصرف دانستهاند با قاعده تفسیر مضیق قوانین کیفری و تفسیر قوانین کیفری به نفع متهم سازگار نیست و بخصوص ب. ت. ب. اینکه اعلام انصراف از شکایت و رضایت قطعی قبل از احظار متهم به دادگاه و تحقیق از وی بوده است و علیهذا به استناد شق یک بند ب ماده 469 قانون آیین دادرسی کیفری حکم صادره مبنی بر محکومیت م. الف. به 99 ضربه شلاق نقض بلاارجاع میشود.
شعبه 41 دیوان عالی کشور- رئیس و عضومعاون و عضومعاون
علی رازینی -احمد خانبیگی - امیر صفیری
فهرست
خلاصه جریان پرونده
شعبه دیوان عالی کشور
نقد رأی
تاثیر گذشت شاکی بر تحقیق و تعقیب در جرایم منافی عفت
در تاریخ 2 تیر 1394، شاکی شکایتی علیه متهم به اتهام تجاوز به عنف و ازاله بکارت به همراه ادعای زنای محصنه در دادگاه کیفری یک استان مطرح نمود. متهم در دفاعیات خود به وجود رابطه زوجیت موقت اشاره کرده و ادعا کرد که شاکی به دلیل مشکلات شخصی و شوک ناشی از عدم توانایی در ازدواج با او، اقدام به طرح شکایت کرده است. شاکی در تاریخ 20 تیر 1394، رضایت خ. ر. ب. صورت کتبی اعلام کرد. دادگاه در تاریخ 30 تیر 1394، به دلیل عدم وجود دلایل کافی برای اثبات اتهام زنای محصنه، متهم را تبرئه و بر اساس ماده 637 قانون مجازات اسلامی، به تحمل 99 ضربه شلاق به دلیل رابطه نامشروع محکوم نمود. این حکم در تاریخ 12 مهر 1394 به م. ع. ابلاغ گردید و درخواست تجدیدنظر در تاریخ 29 مهر 1394 ارائه شد. دیوان عالی کشور پس از بررسی پرونده، به این نتیجه رسید که دادگاه به درستی وجود رابطه زوجیت را پذیرفته و بر این اساس، محکومیت به شلاق را موجه ندانسته و به استناد شق یک بند ب ماده 469 قانون آیین دادرسی کیفری، حکم صادره را نقض بلاارجاع کرد.
تاریخ دادنامه قطعی: 1394/12/25
شماره دادنامه قطعی: ---
پیام: در جرایم منافی عفت، حتی در فرضی که شاکی وجود داشته و سپس گذشت کند، تحقیق و تعقیب ممنوع است.
رای خلاصه جریان پرونده
در تاریخ 1394/04/02 خانم ش.د.، طی شکایتی به دادگاه کیفری یک استان ف. اعلام میدارد که آقای م.الف. با وی طرح دوستی ریخته و به او وعده ازدواج میدهد و متعاقبا به وی تجاوز به عنف نموده و از وی ازاله بکارت میکند و پس از آن او را با وعده ازدواج سرگرم می نماید تا بعد وی متوجه میشود که او متاهل است، لذا به عنوان زنای به عنف و زنای محصنه از وی شکایت دارد. در همان تاریخ دادگاه وی را جهت معاینه به پزشکی قانونی معرفی میکند و در تاریخ 4/18 در پلیس امنیت اعلام میکند که به دلیل احتمال سازش خودش به پزشکی قانونی مراجعه نکرده است و تا 4/22 مهلت خواسته است در تاریخ 4/20 پزشکی قانونی اعلام نظر نموده و وقوع دخول و آمیزش از قبل در طول حدود سه هفته قبل اعلام میکند. از طرفی در همان تاریخ طی یک برگ رضایتنامه تنظیم شده در محضر اسناد رسمی رضایت بدون قید و شرط و قطعی خود را اعلام مینماید، در تاریخ 1394/04/19 م. الف. خ. ر. ب. پلیس معرفی میکند و برگهای به امضای طرفین ارائه میکند که در آن اقرار به زوجیت به صورت عقد موقت شده است. در تاریخ 1394/04/29 دادگاه با قصور طرفین به پرونده رسیدگی میکند. و متهم اعلام میکند که مدتی من همسرم مشکل داشته و قصد طلاق وی را داشته با ایشان آشنا شدم و با توافق ایشان را صیغه کردم و با هم مکررا رابطه زناشویی داشتیم تا اینکه مسائل من با همسرم حل شد و به زندگی خود بازگشتم و اخیرا برگه صیغه نامه را از او گرفتم و ایشان در محضر اعلام رضایت رسمی نمود. شکایت او به دلیل شوک و ناراحتی از اینکه من قادر به ازدواج با او نیستم م. ب.. وکیل مدافع متهم نیز زنای به عنف را نفی میکند و اعلام میکند مدارک کافی مبنی بر وجود علقه زوجیت موقت بین آن دو موجود است و ب. ت. ب. اعلام رضایت شاکیه موضوع شمول ماده 102 قانون آیین دادرسی کیفری است و لذا تحقیق در این زمینه برای قاضی مجاز نیست ب. ت. ب. آنچه گذشت دادگاه ختم رسیدگی را اعلام و در تاریخ 1394/04/30 طی دادنامه شماره --- چنین رای صادر میکند: اولا: اتهام آقای م. الف. متولد 1348 مغازهدار اهل فیروزآباد ساکن شیراز آزاد با معرفی وکیل و صدور قرار قبولی آن دایر بر ارتکاب زنای محصنه و به عنف خانم ش. ذ.ت. موضوع شکایت اولیه مشارالیها ب. ت. ب. محتویات پرونده امر و اظهارات و مدافعات متهم و صرف نظر از گذشت شاکیه به لحاظ شرعی دلیل و مدرک کافی بر وقوع بزه زنای محصنه و به عنف از ناحیه متهم موصوف وجود ندارد بر این اساس دادگاه به استناد اصل 37 قانون اساسی حکم بر برائت متهم موصوف از بزه زنای محصنه و به عنف صادر ثانیا: اتهام متهم موصوف آقای م. الف. دایر بر داشتن رابطه نامشروع غیر از زنا با خانم ش. ذ.ت. ب. ت. ب. محتویات پرونده امر و شکایت اولیه شاکیه خصوصی و اظهارات و اقرار متهم موصوف در جلسه این دادگاه و دفاعیات بلاوجه وکیل م. و. و اینکه مقررات ماده 20 قانون آیین دادرسی کیفری از حیث عدم انجام هرگونه تحقیق و تعقیب ناظر به مواردی که اصولا شاکی خصوصی وجود ندارد و منصرف از موردی است که شاکی گذشت کرده است و در مانحن فیه شاکی وجود دارد و اعلام شکایت کرده است لیکن د. ا. م. گذشت نموده است و به علاوه در مورد ادعای صیغه نیز دلیل و مدرکی حکایت از رابطه متهم و شاکیه بر این اساس باشد ارائه نگردیده و متهم در جلسه دادگاه صراحتا اظهار داشته سند عادی ناظر به صیغه که به امضا شاکیه و متهم رسیده را اخیرا تنظیم کرده است بر این اساس به نظر دادگاه به استناد 637 قانون مجازات الف. مصوب 1375 حکم بر محکومیت متهم موصوف آقای م. الف. به تحمل نود و نه ضربه شلاق تعزیری با رعایت جوانب شرعی و قانونی صادر و اعلام میگردد این رای حضوری و ظرف مدت بیست روز پس از ابلاغ قابل ف. ام خواهی در دیوان عالی کشور م. ب.. دادنامه در تاریخ 1394/07/12 به م. ع. ابلاغ میشود که وکیل وی در تاریخ 1394/07/29 طی لایحهای که به هنگام شور قرائت خواهد شد تجدیدنظرخواهی مینماید. در نتیجه پرونده به دیوان عالی کشور ارسال و به این شعبه ارجاع گردیده است. هیات شعبه در تاریخ بالا تشکیل گردید. پس از قرائت گزارش آقای … ممیز و ملاحظه اوراق پرونده و نظریه کتبی آقای … دادیار دیوان عالی کشور اجمالا مبنی بر اینکه « ب. ت. ب. محتویات پرونده و ملاحظه مفاد لایحه تجدیدنظرخواهی وکیل م. ع. نتیجتا وارد و مسموع م. ب. مستندا به ماده 102 قانون آیین دادرسی مدنی و تفسیر مضیق قوانین کیفری عقیده به نقض بلا ارجاع دادنامه مذکور به استناد شق یک بند ب ماده 469 قانون آیین دادرسی کیفری دارم » در خصوص دادنامه شماره --- فرجامخواسته مشاوره نموده چنین رای میدهد:
رای شعبه دیوان عالی کشور
فرجام خواهی وکیل م. ع. نسبت به دادنامه صادره از شعبه اول دادگاه کیفری یک فارس نسبت به محکومیت وی به 99 ضربه شلاق به جهات زیر وارد است: اولا - دادگاه وجود علقه زوجیت بین شاکی و متهم را پذیرفته و به همین دلیل متهم را از اتهام زنا تبرئه نموده است با اینکه طرفین اقرار به وجود رابطه جنسی بین آنان به صورت مکرر دارند و گواهی پزشکی قانونی نیز بر این امر دلالت دارد لکن چون علقه زوجیت بین طرفین وجود داشته دادگاه در صدر دادنامه وی را تبرئه نموده است. و با وجود علقه زوجیت محکوم نموده وی به جهت روابط نامشروع مادون زنا موجه نیست ثانیا اصل بر برائت است و باید برای مجرمیت دلیل آورده شود. و لذا اینکه در رای آمده در مورد ادعای صیغه دلیل و مدرکی که رابطه طرفین بر این اساس بوده وجود ندارد وجهه قانونی ندارد. ثالثا اینکه دادگاه ماده 102 قانون آیین دادرسی کیفری از سوی اینکه شاکی وجود داشته و بعدا رضایت داده منصرف دانستهاند با قاعده تفسیر مضیق قوانین کیفری و تفسیر قوانین کیفری به نفع متهم سازگار نیست و بخصوص ب. ت. ب. اینکه اعلام انصراف از شکایت و رضایت قطعی قبل از احظار متهم به دادگاه و تحقیق از وی بوده است و علیهذا به استناد شق یک بند ب ماده 469 قانون آیین دادرسی کیفری حکم صادره مبنی بر محکومیت م. الف. به 99 ضربه شلاق نقض بلاارجاع میشود.
شعبه --- دیوان عالی کشور- رئیس و عضو معاون و عضو معاون
موارد مرتبط 59
آرای مرتبط 40
-
رأی
هماستناد
احتیاط در دماء در جرایم مربوط به مواد مخدر
ماده 469 قانون ایین دادرسی کیفری
-
رأی
هماستناد
أمارات و قراین منتج به تحقق لوث
ماده 469 قانون ایین دادرسی کیفری
-
رأی
هماستناد
احتیاط در دماء در جرایم مربوط به مواد مخدر
ماده 469 قانون ایین دادرسی کیفری
-
رأی
هماستناد
شرایط تحقق بزه آدم ربایی
ماده 469 قانون ایین دادرسی کیفری
-
رأی
هماستناد
عنصر قانونی بزه شروع به آدم ربایی
ماده 469 قانون ایین دادرسی کیفری
-
رأی
هماستناد
تاثیر اساسنامه شرکت با مسئولیت محدود بر انتقال سهم الشرکه
قانون آیین دادرسی مدنی ناظر به ماده 102
-
رأی
هماستناد
مصداق تحقق قتل عمدی از طریق فعل نوعا کشنده
ماده 469 قانون آیین دادرسی کیفری عقیده به نقض دادنامه فرجام خواسته و ارجاع
-
رأی
هماستناد
تشکیل جلسه رسیدگی به اتهام قتل عمد بدون حضور وکیل
ماده 469 قانون آیین دادرسی کیفری مصوب 1392 نقض و جهت رفع نقص اعلام شده و ر
-
رأی
هماستناد
صدور حکم محکومیت شاکی در بزه رابطه نامشروع
ماده 469 قانون آیین دادرسی کیفری نقض رسیدگی مجدد در این خصوص به شعبه همعرض
-
رأی
هماستناد
شرط تحقق بزه محاربه
ماده 469 قانون آیین دادرسی کیفری رای صادره نقض و با احراز مورد از مصادیق ب
-
رأی
هماستناد
شرط تحقق معاونت در قتل
ماده 469 قانون آیین دادرسی کیفری ضمن رد فرجام خواهی عینا دادنامه فرجام خوا
-
رأی
هماستناد
نحوه اعمال مقررات تکرار جرم در جرایم مرتبط با مواد مخدر
ماده 469 قانون آیین دادرسی کیفری مصوب چهارم اسفند ماه 1392
-
رأی
هماستناد
مصداق قتل شبه عمد
مواد 469 و 428 قانون آیین دادرسی کیفری
-
رأی
هماستناد
تعیین مجازات تکمیلی بدون تعیین مجازات اصلی
ماده 469 قانون آیین دادرسی کیفری رای معترض عنه را نقض و پرونده به همان شعب
-
رأی
هماستناد
رسیدگی به تکرار جرم در دادگاه
ماده 469 قانون آیین دادرسی کیفری دادنامه فرجام خواسته را نقض نموده و ادامه
-
رأی
هماستناد
تأثیر عدم حضور دادستان در اعتبار دادنامه صادره
ماده 469 قانون آیین دادرسی کیفری اخیر التصویب ( 1392
-
رأی
هماستناد
انتساب بزه نگهداری مواد مخدر به سرنشینان خودروی حامل مواد
مواد 469 و 470 قانون آیین دادرسی کیفری
-
رأی
هماستناد
تهدید منجر آسیب های شرفی و حیثیتی حین آدم ربایی
ماده 469 قانون آیین دادرسی کیفری آن را نقض بلاارجاع می نماید
-
رأی
هماستناد
مرجع هم عرض دادگاه کیفری 2 در پرونده های مثبوت قبل از لازم الاجرا شدن قانون آیین دادرسی کیفری مصوب 1392
ماده 469 قانون آیین دادرسی کیفری پس ازنقض دادنامه پرونده به دادگاهی که دیو
-
رأی
هماستناد
تبدیل شلاق به نگهداری در کانون اصلاح و تربیت
ماده 469 قانون آیین دادرسی کیفری 1392 رای معترض عنه نقض و پرونده جهت تصمیم
-
رأی
هماستناد
تاثیر تهیه فیلم مستهجن بر نوع بزه زنا
ماده 469 قانون آیین دادرسی کیفری
-
رأی
هماستناد
نحوه تعیین مجازات در فرض عدم امکان آزمایش مواد مخدر مکشوفه
ماده 469 قانون آیین دادرسی کیفری مصوب 1392
-
رأی
هماستناد
قطعیت احکام محکومیت صادره در باب مواد مخدراعتراض به احکام غیر از اعدام صادره در جرایم مواد مخدر(نکته تکراری است.حذف شود.)
ماده 469 قانون آیین دادرسی کیفری با رد اعتراض عینا تایید و ابرام می گردد
-
رأی
هماستناد
مرجع اعمال تخفیف در مجازات اعدام در جرایم مواد مخدر
ماده 469 قانون آیین دادرسی کیفری مصوب 4 اسفند 1392
-
رأی
هماستناد
آدم ربایی از طریق خدعه و فریب
ماده 469 قانون آیین دادرسی کیفری مصوب 1392 دادنامه معترض عنه عینا مورد تای
-
رأی
هماستناد
تشدید مجازات در تکرار جرایم مواد مخدر
ماده 469 قانون آیین دادرسی کیفری مصوب چهارم اسفند ماه 1392
-
رأی
هماستناد
عدم امضای دادنامه فرجام خواسته توسط دادستان یا نماینده وی
ماده 469 قانون آیین دادرسی کیفری
-
رأی
هماستناد
تعیین وکیل تسخیری برای متهم غائب
ماده 469 قانون آیین دادرسی کیفری پرونده را به همان شعبه صادرکننده رای غیاب
-
رأی
هماستناد
مرجع صالح رسیدگی به اعتراض نسبت به قرار تأمین صادره از دادگاه کیفری یک
ماده 469 قانون آیین دادرسی کیفری قرار تجدید نظر خواسته ابرام می گردد
-
رأی
هماستناد
شرط تحقق بزه اجیر کردن اشخاص برای حمل مواد مخدر
ماده 469 قانون آیین دادرسی کیفری
-
رأی
هماستناد
تبدیل مجازات در بزه تحصیل مال از طریق نامشروع
ماده 469 قانون آیین دادرسی کیفری به لحاظ نقض در رسیدگی
-
رأی
هماستناد
اختیار دیوان عالی کشور در نقض یا ابرام بخشی از دادنامه
ماده 469 قانون آیین دادرسی کیفری دادنامه فرجام خواسته انحصارا در قسمت مذکو
-
رأی
هماستناد
شرط تحقق شرکت در سرقت حدی
ماده 469 قانون آیین دادرسی کیفری
-
رأی
هماستناد
مرجع صالح رسیدگی به اعتراض نسبت به تایید قرار دادسرا در دادگاه کیفری دو به قائم مقامی دادگاه صالح رسیدگی به اصل اتهام
ماده 469 قانون آیین دادرسی کیفری
-
رأی
هماستناد
مرجع صالح رسیدگی به بزه زنا با سوءاستفاده از آثار مستهحن
ماده 469 قانون آیین دادرسی کیفری اخیرالتصویب
-
رأی
هماستناد
شرط تحقق بزه محاربه
ماده 469 قانون آیین دادرسی کیفری نظر به رای نقض رسیدگی مجدد رای تجدیدنظرخو
-
رأی
هماستناد
نگهداری مواد پیش ساز تولید ماده ی روانگردان
ماده 469 قانون آیین دادرسی کیفری با اصلاحات و الحاقات بعدی دادنامه فوق الذ
-
رأی
هماستناد
شرط اجرای علنی مجازات حد شرعی
ماده 469 قانون آیین دادرسی کیفری مصوب سال 1392 و لحاظ شق دوم از بند مذکور
-
رأی
هماستناد
شرط مسموع بودن گذشت
ماده 469 قانون آیین دادرسی کیفری
-
رأی
هماستناد
مصداق بزه ارسال مواد مخدر
ماده 469 قانون آیین دادرسی کیفری مصوب 1392
نظریات مشورتی 9
-
نظریهٔ مشورتی
هماستناد
نظریه مشورتی شماره 7/1400/214 مورخ 1400/04/16
ماده 469 قانون آیین دادرسی کیفری
-
نظریهٔ مشورتی
هماستناد
نظریه مشورتی شماره 7/1403/625 مورخ 1403/11/01
ماده 469 قانون آیین دادرسی کیفری مصوب 1392
-
نظریهٔ مشورتی
هماستناد
نظریه مشورتی شماره 7/99/653 مورخ 1399/06/10
ماده 469 قانون آیین دادرسی کیفری آمده «در خصوص پرونده های مطروحه در دیوان
-
نظریهٔ مشورتی
هماستناد
نظریه مشورتی شماره 7/97/2959 مورخ 1398/02/09
ماده 469 قانون آیین دادرسی کیفری یا در اجرای بند پ ماده 470 این قانون از س
-
نظریهٔ مشورتی
هماستناد
نظریه مشورتی شماره 7/1400/1050 مورخ 1400/12/21
ماده 469 قانون آیین دادرسی کیفری مصوب 1392
-
نظریهٔ مشورتی
هماستناد
نظریه مشورتی شماره 7/97/246 مورخ 1397/02/17
ماده 469 قانون آیین دادرسی کیفری به نظر می رسد که شعبه دیوان عالی کشور محد
-
نظریهٔ مشورتی
هماستناد
نظریه مشورتی شماره 7/96/923 مورخ 1396/04/27
ماده 469 قانون آیین دادرسی کیفری مصوب 1392
-
نظریهٔ مشورتی
هماستناد
نظریه مشورتی شماره 7/97/3356 مورخ 1398/01/26
ماده 469 قانون آیین دادرسی کیفری توسط دیوان عالی کشور نقض گردیده است
-
نظریهٔ مشورتی
هماستناد
نظریه مشورتی شماره 7/1403/413 مورخ 1403/06/06
ماده 469 قانون آیین دادرسی کیفری شود
مواد مرتبط 2
-
مبتنی بر
از این صفحه
ماده 102 — آیین دادرسی مدنی مصوب 1379/01/21
ماده 102 قانون آیین دادرسی مدنی و تفسیر مضیق قوانین کیفری عقیده به نقض بلا
-
مبتنی بر
از این صفحه
ماده 469 — قانون آیین دادرسی کیفری
ماده 469 قانون آیین دادرسی کیفری دارم » در خصوص دادنامه شماره 940997712070
مقرراتِ مرتبط 3
-
بخشنامه
هماستناد
بخشنامه رئیس دیوان عالی کشور درخصوص تکلیف شعبه هم عرض در رسیدگی به دادنامه های صادره از دیوان
قانون آیین دادرسی کیفری ناظر به بند 4 ماده 469
-
دستورالعمل
هماستناد
دستورالعمل راجع به درخواست اعاده دادرسی از احکام قطعی کیفری
ماده 469 قانون آیین دادرسی کیفری مجوز تاخیر اجرای حکم قطعی تا پایان رسیدگی
-
بخشنامه
هماستناد
سوگند متهم در بزه قتل عمدی
ماده 469 قانون آیین دادرسی کیفری 1392 نقض و رسیدگی مجدد به همان دادگاه ارج
دکترین 5
-
مقاله
هماستناد
۳-۳-۴- تعیین صلاحیت دادسرا به تبع صلاحیت دادگاه متبوع — درست است که صلاحیت دادگاه کیفری اصولاً
ماده 469 ق.آ.د.ک.ج سال 1392
-
مقاله
هماستناد
۳-۳-۴- تعیین صلاحیت دادسرا به تبع صلاحیت دادگاه متبوع — تعیین صلاحیت ذاتی رسیدگی به جرایم توسط
ماده 469 ق.آ.د.ک.ج سال 1392
-
مقاله
هماستناد
۳-۳-۴- تعیین صلاحیت دادسرا به تبع صلاحیت دادگاه متبوع — تعیین صلاحیت ذاتی رسیدگی به جرایم توسط
ماده 469 ق.آ.د.ک.ج سال 1392
-
مقاله
هماستناد
ارکان دادسرای دیوان عالی کشور — تصدی دادستانی کل کشور در شمار حقوق
ماده 469 ق.آ.د.ک.ج سال 1392
-
مقاله
هماستناد
ارکان دادسرای دیوان عالی کشور — دادستان کل کشور در مواردی می تواند
ماده 469 ق.آ.د.ک.ج سال 1392
فقط پیوندهایی که متنشان در بانک است، با شاهد از خودِ متن — نه شباهتِ آماری. عنوانِ بدونِ متن ساخته نمیشود.
