رأی
تاریخ دادنامه: 1404/6/4
شماره دادنامه: 140431390001339584
تاریخ دادنامه: 1404/6/4
شماره پرونده: 0106674
مرجع رسیدگی: هیات عمومی دیوان عدالت اداری
شاکی: آقای …
طرف شکایت : شرکت مادر تخصّصی سازمان صنایع کوچک و شهرک های صنعتی ایران
موضوع شکایت و خواسته: ابطال بند 6 از فصل (و) دفترچه قرارداد منعقده مابین شرکت شهرک های صنعتی و متقاضیان واگذاری اراضی (مندرج در قرارداد شماره 4/16112 مورخ 1394/11/17 )
گردش کار: شاکی به موجب دادخواست و لایحه تکمیلی ابطال بند 6 از فصل (و) دفترچه قرارداد منعقده مابین شرکت شهرک های صنعتی و متقاضیان واگذاری اراضی (مندرج در قرارداد شماره 4/16112 مورخ 1394/11/17 ) را خواستار شده و در جهت تبیین خواسته به طور خلاصه اعلام کرده است که:
" با عنایت به تصمیم سازمان صنایع کوچک و شهرک های صنعتی ایران، در تحریر و تنظیم ماده 6 فصل (و) قراردادهای واگذاری حق انتفاع به شرط تملیک عین زمین های شهرک های صنعتی کل کشور، به دلایل ذیل خلاف قانون م. ب.:
1- ماده 139 قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران تصریح دارد «اصل دعاوی راجع به اموال عمومی و دولتی یا ارجاع آن به داوری، در هر مورد، موکول به تصویب هیات وزیران است و باید به اطّلاع مجلس برسد. در مواردی که طرف دعوی خارجی باشد و در موارد مهم داخلی باید به تصویب مجلس نیز برسد. موارد مهم را قانون تعیین می کند.»
همچنین <a class="artref" href="/ماده/ماده-457-a_0815110236104">ماده 457 قانون مدنی</a> تصریح دارد: «ارجاع دعاوی راجع به اموال عمومی و دولتی به داوری، پس از تصویب هیات وزیران و اطّلاع مجلس شورای اسلامی صورت می گیرد. در مواردی که طرف دعوی خارجی و یا موضوع دعوا از موضوعاتی باشد که قانون آن را مهم تشخیص داده، تصویب مجلس شورای اسلامی نیز ضروری است.» در انعقاد قرارداد مذکور فوق و ماده 6 بند (و) آن هیچ کدام از شروط مذکور (الف- تصویب هیات وزیران ب- اطّلاع رسیدن مجلس شورای اسلامی) رعایت نشده است لذا شرط مندرج در بند مذکور، طبق بند 3 <a class="artref" href="/ماده/ماده-232-a_0815110235878">ماده 232 قانون مدنی</a>، نامشروع بوده و مستحق ابطال م. ب.. در این خصوص نظریات بسیار متعدد و متنوع شورای نگهبان در موارد مشابه نیز مؤید ادعاست.
2- در بند (ذ) ماده 16 اساسنامه شرکت شهرک های صنعتی کل کشور «نمایندگی شرکت در کلّیه مراجع قضایی و اداری با حق توکیل غیر با رعایت مقرّرات مربوط به ارجاع داوری و اختلافات شرکت به داوری و انتخاب داور و اقدام به سازش با رعایت اصل 139 قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران و سایر مقرّرات مربوط» مصوّب 1363/10/18 مجمع عمومی شرکت شهرک های صنعتی ایران با اختیارات حاصله از اساسنامه شرکت مادر تخصّصی سازمان صنایع کوچک و شهرک های صنعتی ایران، از وظایف و اختیارات هیات مدیره شرکت لحاظ شده است که متأسفانه در بند مذکور در خواسته، که یک طرف قرارداد، شرکت شهرک های صنعتی استان ها م. ب. رعایت نشده و اطّلاع مجلس و مصوبه هیات وزیران هیچ کدام اخذ نشده است.
3- (داور شخص حقوقی نمی تواند باشد): در ماده فوق الاشاره، نماینده حقوقی سازمان صنایع کوچک به عنوان داور انتخاب شده است که مفاد مواد 462، 466، 468، 469، 470 و 473 قانون آیین دادرسی دادگاه های عمومی و انقلاب در امور مدنی ارجاع به داوری شخص حقوقی را تجویز ننموده و ناظر به شخص حقیقی هست. لذا ماده مذکور باطل م. ب.. نظریه مشورتی اداره کل حقوقی قوه قضاییه به شماره 1555/93/7 موضوع شماره پرونده 93-139-998 به تاریخ 1393/7/5 در خصوص تأیید ادعا م. ب..
ب. ت. ب. صدور دادنامه شماره 140231390002011377 هیات تخصّصی شهرسازی ، منابع طبیعی و محیط زیست دیوان عدالت اداری این مهم را به استحضار می رساند که متن مقرره مورد شکایت که مورد بررسی و برای آن دادنامه صادر شده است هیچ تناسخ، تناسب و ارتباطی با متن مورد شکایت دادخواست بنده نداشته است.
با عنایت به موارد اعلامی، ابطال و حذف ماده مذکور قراردادهای یکسان واگذاری حق انتفاع به شرط تملیک عین زمین شهرک های صنعتی کل کشور از بدو تحریر [تصویب] در کلّیه قراردادهای یکسان م. ا.."
در پی اخطار رفع نقصی که از طرف دفتر هیات عمومی دیوان عدالت اداری برای شاکی ارسال شده بود، وی به موجب لایحه مورخ 1401/12/26 به طور خلاصه توضیح داده است که:
" در خصوص موارد مربوط به خلاف بیّن شرع بودن ماده 6 بند (و) قرارداد واگذاری زمین شرکت شهرک های صنعتی استان های کل کشور مصوّب سازمان صنایع کوچک و شهرک های صنعتی کشور به استحضار می رساند: طبق روایات متعدد شرعی و قوانین حقوقی و اصول عرفی، لزوم بی طرف بودن داور امری محرز و لازم است در صورتی که شرط داوری مورد درخواست ابطال، نماینده حقوقی مذکور از حقوق بگیران سازمان صنایع کوچک بوده و لذا بی طرفی او قطع به یقین مورد اشکال بوده و این امر با اصل بی طرفی داور منافات دارد و اصل بی طرفی داور نقض شده است. همچنین در ماده 6 بند (و) قرارداد مذکور اشاره به توافق شده است که توافقی صوری و ظاهری بوده است چرا که قرارداد قبلاً برای همه به صورت یکسان نوشته شده و طرف دوم قرارداد و حتّی طرف اول قرارداد و هیچ شخص دیگر حق و اختیار تغییر آن را ندارند.
هرچند در ظاهر از نماینده مدیریت حقوقی سازمان صنایع کوچک به عنوان داور مرضی الطرفین یاد شده است لکن با عنایت به این که قرارداد تیپ و یکسان در سراسر کشور بوده و طرف قرارداد هیچ اراده ای بر تغییر آن نداشته و فقط می توانند به آن شرط اجباری و ملزوماً به قرارداد تمکین ننمایند و نتیجه آن عدم واگذاری زمین از طرف شهرک های صنعتی سراسر کشور بوده و چون شخص متقاضی زمین بنا به قوانین و مقرّرات جاری در مکانی ب. غ. از شهرک های صنعتی اجازه ساخت کارخانه و مبادرت به تولید را ندارد لذا عبارت مرضی الطرفین اجباری بوده و راه دیگری برای طرف قرارداد خواهان زمین و متقاضی تولید نیست. "
متن مقرره مورد شکایت به شرح زیر است:
" دفترچه قرارداد منعقده مابین شرکت شهرک های صنعتی و متقاضیان واگذاری اراضی (مندرج در قرارداد شماره 4/16112 مورخ 1394/11/17 )
...............................
6- در تمام موارد اختلاف راجع به این قرارداد و یا تفسیر کلی و جزیی آن تصمیم و نظر نماینده مدیریت حقوقی و امور قراردادهای سازمان صنایع کوچک و شهرک های صنعتی ایران که به عنوان داور و حکم مرضی الطرفین مورد قبول و توافق طرفین م. ب. لازم الاجرا است و طرفین حق هرگونه ایراد و اعتراضی نسبت به رای و نظر نامبرده ر. ا. خ. سلب و ساقط نمودند و متعهّد و ملتزم به اجرای مفاد رای و تصمیم یاد شده گردیدند.- شرکت شهرک های صنعتی "
در پاسخ به شکایت مذکور، رییس هیات مدیره و مدیرعامل سازمان صنایع کوچک و شهرک های صنعتی ایران به موجب لایحه شماره 32/38131 مورخ 1401/11/25 توضیح داده است که :
" 1- با عنایت به این که خواهان دعوی به موجب قرارداد شماره 4/16112 تاریخ 1394/11/17 طرف قرارداد شرکت شهرک های صنعتی استان آذربایجان غربی بوده و مطابق بندهای 2 و 5 ماده واحده قانون اصلاح قانون راجع به تأسیس شرکت شهرک های صنعتی ایران و ماده 3 اساسنامه این سازمان و نیز ماده 583 قانون تجارت، سازمان صنایع کوچک و شهرک های صنعتی ایران شخصیت حقوقی مستقلی را نسبت به شرکت شهرک های صنعتی استان آذربایجان غربی دارا م. ب. و ب. ت. ب. این که هیچ گونه عقد و قراردادی فی مابین این سازمان و خواهان دعوی منعقد نگردیده است، در نتیجه آثار قراردادی و موارد خواسته مندرج در ابلاغیه مستند به بند (پ) ماده 53 قانون تشکیلات و آیین دادرسی دیوان عدالت اداری متوجه این سازمان نبوده و بر این اساس صدور قرار رد دعوا به طرفیت این سازمان مورد تقاضاست .
2 - ب. ت. ب. این که خواسته اصلی خواهان دعوی ابطال ماده 6 فصل (و) مقرر در قرارداد م. ب. و نظر به این که رسیدگی به دعاوی ناشی از قراردادها در صلاحیت محاکم حقوقی دادگستری بوده که می بایست به صورت ترافعی حل و فصل گردد، لذا براین اساس دیوان عدالت اداری صالح به رسیدگی نسبت به دعوای مزبور نمی باشد .
3- مستنداً به مواد 6 و5 آیین نامه اجرایی قانون تأسیس شرکت شهرک های صنعتی ایران، ماهیت و نوع قرارداد متنازعٌ فیه صرفاً واگذاری حق بهرهبرداری، انتفاع و استفاده از خدمات زیربنایی و خدمات ضروری شهرک م. ب. نه واگذاری و انتقال مالکیت که بدین امر صراحتاً در تبصره (2) فصل (ب) قرارداد اشاره گردیده است. به عبارت دیگر قرارداد مزبور و شرط داوری مندرج در آن به استناد و تجویز ماده قانونی مذکور که مصوّب هیات وزیران می باشد، (تیپ یکسان و واحد) تنظیم و مصوّب گردیده است. همچنین مطابق ماده 17 اساسنامه شرکت شهرک های صنعتی، امکان ارجاع اختلافات در قراردادهای یاد شده به داوری وجود دارد که اساسنامه مذکور مورد تأیید و تصویب هیات وزیران قرار گرفته است .
4- در پرونده مزبور، دعوی و موضوع اختلاف، اموال عمومی و دولتی و مالکیت اراضی تخصیصی نمی باشد و مورد اختلاف عدم انجام تعهّدات قراردادی و فسخ قرارداد به لحاظ تخلّف از شروط مندرج در آن و ضمانت اجرای آن (اعمال حق فسخ) از سوی ذوالخیار م. ب. و مالکیت عین مال برای شرکت استانی باقی مانده است. به عبارت دیگر موضوع دعوی مال نبوده بلکه حقی است با عنوان حق استفاده و بهره برداری از تأسیسات و امکانات زیربنایی ایجادی در شهرک که به موجب قرارداد فوق الاشاره به طرف قرارداد واگذار گردیده است . لذا براین اساس نیازمند اخذ مجوّز از هیات وزیران و مجلس شورای اسلامی مطابق اصل 139 قانون اساسی و ماده 457 آیین دادرسی مدنی نمی باشد .
5- موضوع ممنوعیت ارجاع دعاوی مربوط به اموال عمومی و دولتی به داوری بدون تحصیل موافقت هیات وزیران و مجلس شورای اسلامی صرفاً مربوط به اموال دولتی و عمومی است در حالی که همان گونه که در اسناد مالکیت شرکت های استانی درج گردیده، مالکیت اموال آن متعلّق به شرکت شهرک های صنعتی استان است نه دولت. به عبارت دیگر شرکت شهرک های صنعتی هرچند که شرکت دولتی است اما شرکت خودگردان و درآمد- هزینه ای بوده و همان طور که در بند 1 ماده 6 اساسنامه آن ذکر گردیده است، اقدامات آن براساس یک روند خودگردان مالی تعریف می گردد. لذا اموال و دارایی های شرکت های دولتی در زمره اموال دولتی موضوع <a class="artref" href="/ماده/ماده-26-a_0815110235670">ماده 26 قانون مدنی</a> نبوده بلکه در زمره اموال خصوصی شرکت محسوب می گردد و جزو اموال دولتی و عمومی محسوب نمی شود تا اخذ مجوّز لازم از هیات وزیران مورد نیاز باشد .
6- موضوع ممنوعیت ارجاع دعاوی مربوط به اموال عمومی و دولتی به داوری بدون تحصیل موافقت هیات وزیران و اطّلاع مجلس در ماده 457 قانون آیین دادرسی مدنی صرفاً مربوط به اموال عمومی و دولتی است نه اموال و دارایی های شرکت های دولتی و برابر ماده 2 آیین نامه اموال دولتی مصوّب 1374/9/1 هیات وزیران «اموالی که توسط وزارتخانه ها و مؤسسات دولتی خریداری می شوند و یا به هر طریق قانونی دیگر به تملک دولت درآمده یا درمی آیند اموال دولتی تلقّی شده اند.» بنابراین با عدم ذکر نام شرکت های دولتی توسط قانونگذار در مقام بیان، اموال شرکت های دولتی، نه تنها جزء مصادیق اموال دولتی محسوب نمی شوند بلکه خارج از شمول ماده 457 قانون آیین دادرسی مدنی و اصل 139 قانون اساسی می باشند. لذا هیات وزیران نیز اموال دولتی را صرفاً اموال وزارتخانه و مؤسسات دولتی قلمداد نموده و با نسخ آیین نامه سابق و عدم قید اموال شرکت های دولتی اراده خ. ر. ب. خروج موضوعی اموال شرکت های دولتی از ردیف اموال عمومی و دولتی بیان نموده است.
7 - موضوع اصل 139 قانون اساسی و ماده 457 قانون آیین دادرسی مدنی ناظر بر ارجاع دعاوی اموال دولتی به داوری است در حالی که در موضوع مواد قانونی یاد شده، 2 کلید واژه دعوا و اموال در آن مستتر است که با این وصف اولاً: دعوایی به معنای عام آن که در دادگاه طرح شده، مطرح نبوده و موضوع اختلاف طرفین قرارداد، انجام تعهّدات و تکالیف قراردادی م. ب. که به داوری ارجاع شده است. فلذا دعوایی وجود نداشته و مطرح نگردیده است. ثانیاً: اختلاف مطروحه نسبت به مال یعنی عین آن نیست بلکه نسبت به منافع (حق بهره برداری) مال متعلّق به شرکت استانی است. بنابراین تصدیق خواهید نمود که 2 کلید واژه دعوی و مال در دعوی مزبور مفقود بوده و ارجاع داوری نسبت به اختلاف در ایفاء تعهّدات قراردادی و فسخ قرارداد ناشی از آن بوده است .
8- مقنّن در مقرّرات مختلف تفاوت اساسی در وضعیت اموال دولتی با اموال شرکت های دولتی قایل شده است . از جمله در مواد 10، 103 و 106 قانون محاسبات عمومی کشور و ماده (69) قانون تنظیم بخشی از مقرّرات مالی دولت و ماده (4) قانون وصول برخی از درآمدهای دولت و مصرف آن در موارد معیّن، که تماماً نظام حقوقی متفاوتی برای اموال شرکت های دولتی نسبت به اموال دولتی در نظر گرفته است
9- به موجب مصوبه شماره 15081/ت 10863 تاریخ 1374/9/1 هیات وزیران، اموال شرکت های دولتی از شمول اموال دولتی خارج گردیده است و صرفاً اموال وزارتخانه ها و مؤسسات دولتی را داخل در اموال دولتی آورده است .
10- براساس ماده 457 قانون آیین دادرسی مدنی، ارجاع دعاوی راجع به اموال عمومی دولتی به داوری پس از تصویب هیات وزیران و اطّلاع مجلس شورای اسلامی صورت می پذیرد و در مانحن فیه مطابق اساسنامه شرکت های استانی که به تصویب هیات وزیران در تاریخ 1363/3/23 رسیده است، ارجاع دعاوی و اختلافات به داوری پیش بینی گردیده است و از آنجا که برابر اصل 138 قانون اساسی تصویب نامه های هیات وزیران به اطّلاع مجلس شورای اسلامی می رسد بنابر این شرایط مندرج در ماده 457 قانون آیین دادرسی مدنی و اصل 139 قانون اعمال گردیده است .
11- موضوع ممنوعیت ارجاع امر به داوری بدون تحصیل موافقت هیات وزیران، صرفاً شامل اموال عمومی و دولتی بوده و نه اموال و دارایی های شرکت های دولتی. یک شرکت دولتی متصدّی یک امر تجاری است و اموالی که در اختیار دارد برای اعمال حاکمیت نبوده بلکه برای تصدّی به امور تجاری م. ب. و بر این اساس منعی برای مراجعه به داوری نیست و اصل 139 قانون اساسی و ماده 457 قانون آیین دادرسی مدنی مستمسکی برای اشخاص نیست که با شرکت های دولتی که اعمال تصدّی می نمایند قرارداد داوری منعقد کنند .
12- شایان ذکر است شرط داوری مندرج در قرارداد مستقل از قرارداد اصلی بوده و ادعای فسخ یا بطلان قرارداد اصلی، موجب بی اعتباری شرط داوری و عدم صلاحیت داور در رسیدگی به اختلاف و انشاء رای نخواهد شد. زیرا شرط داوری ناشی از قصد طرفین است و طرفین توافق نموده اند که حل و فصل اختلافات راجع به قرارداد مزبور و اختلاف در تفسیر و اجرای قرارداد در مرجع داوری صورت پذیرد .
13- از سوی دیگر خواهان دعوی در مفاد دادخواست خود ابراز نمودند که داور نمی تواند شخص حقوقی باشد در حالی که شخص داوری که از سوی مدیریت حقوقی و امور قراردادهای سازمان به سمت داور در جلسات داوری معرفی و منصوب می گردد دارای شخصیت کاملاً حقیقی بوده که خواهان دعوی در صدر دادخواست تقدیمی خود بیان نموده اند که داور نماینده مدیریت حقوقی و امور قراردادهای سازمان می باشد، فلذا ادعای مزبور محکوم به رد م. ب. .
حالیه نظر به موارد یاد شده، صدور حکم بر بی حقّی خواهان مورد تقاضاست . "
در خصوص ادعای شاکی مبنی بر مغایرت مقرره مورد شکایت با موازین شرعی، قایم مقام دبیر شورای نگهبان به موجب نامه شماره 102/44136 مورخ 1403/8/29 اعلام کرده است که:
" موضوع ماده 6 فصل (و) از دفترچه قرارداد واگذاری زمین صنعتی به متقاضیان، در جلسه مورخ 1403/7/18 فقهای شورای نگهبان مورد بحث و بررسی قرار گرفت که به شرح ذیل اعلام نظر می گردد:
- با استظهار این که مفاد ماده مورد شکایت ناظر به موارد خلاف شرع مانند رِبا گرفتن نبوده و مثلاً مجرد گذشتن از حق خویش است، داور قرار دادن شخص در موارد اختلاف در ضمن عقد لازم ایرادی نداشته و خلاف شرع نمی باشد.
تذکر: شکایت وجه شرعی نداشته و ایراد مذکور ایراد قانون اساسی بوده است."
هیات عمومی دیوان عدالت اداری در تاریخ 1404/6/4 با حضور رییس و معاونین دیوان عدالت اداری و رؤسا و مستشاران شعب دیوان تشکیل شد و پس از بحث و بررسی با اکثریت آراء به شرح زیر به صدور رای مبادرت کرده است.
رای هیات عمومی
اولاً قایم مقام دبیر شورای نگهبان به موجب نامه شماره 102/44136 مورخ 1403/8/29 درخصوص جنبه شرعی مقرره مورد شکایت اعلام کرده است: «با استظهار این که مفاد ماده مورد شکایت ناظر به موارد خلاف شرع مانند رِبا گرفتن نبوده و مثلاً مجرد گذشتن از حق خویش است، داور قرار دادن شخص در موارد اختلاف در ضمن عقد لازم ایرادی نداشته و خلاف شرع نمیباشد. تذکّر : شکایت وجه شرعی نداشته و ایراد مذکور ایراد قانون اساسی بوده است» و بر این اساس مقرره مورد اعتراض خلاف شرع نیست. ثانیاً هیات عمومی دیوان عدالت اداری سابقاً و براساس رای شماره 140231390001918484 مورخ 1402/7/25 اعلام کرده است که الزام به ارجاع اختلاف به داوری به صورت شرط تحمیلی ضمن عقد و انتخاب داور از سوی ی. ا. ط. اختلاف با ماده 454، بند 2 ماده 469 و مواد 482، 483، 484 و بندهای 1 و 2 و 7 ماده 489 قانون آیین دادرسی دادگاه های عمومی و انقلاب در امور مدنی مغایرت دارد و بنا به مراتب مذکور، بند 6 از فصل (و) مندرج در قرارداد مورد اعتراض با اخذ وحدت ملاک از مفاد رای شماره 140231390001918484 مورخ 1402/7/25 هیات عمومی دیوان عدالت اداری، مغایر با قانون بوده و مستند به بند 1 ماده 12 و مواد 13 و 88 قانون دیوان عدالت اداری مصوّب سال 1392 از تاریخ تصویب ابطال میشود. این رای براساس ماده 93 قانون دیوان عدالت اداری (اصلاحی مصوّب 1402/2/10 ) در رسیدگی و تصمیم گیری مراجع قضایی و اداری معتبر و ملاک عمل است./
احمدرضا عابدی
رییس هیات عمومی دیوان عدالت اداری
موادِ قانونیِ مستند در این صفحه 3
موارد مرتبط 68
آرای مرتبط 40
-
رأی
هماستناد
سازش بدون آگاهی کارگر از حقوق خود
مواد 7 و 13 قانون دیوان عدالت اداری
-
رأی
هماستناد
مشروط نمودن پرداخت پاداش پایان خدمت
مواد 7 و 13 قانون دیوان عدالت اداری
-
رأی
هماستناد
رای شماره 1008 مورخ 1392/12/12 هیات عمومی دیوان عدالت اداری
مواد 13 و 14 قانون دیوان عدالت اداری
-
رأی
هماستناد
الزام شهرداری به واگذاری سرقفلی و صلاحیت دیوان
ماده 13 قانون دیوان عدالت اداری
-
رأی
هماستناد
الزام نهاد عمومی به بررسی پرونده جانبازی در کمیسیون پزشکی بر اساس قانون تسهیلات استخدامی و اجتماعی جانبازان
ماده 13 قانون دیوان عدالت اداری
-
رأی
هماستناد
سازمان تأمین اجتماعی و پرداخت بهره وری به کارکنان خود
مواد 13 و 14 قانون دیوان عدالت اداری
-
رأی
هماستناد
تصمیم شورای تأمین
ماده 13 قانون دیوان عدالت اداری
-
رأی
هماستناد
نحوه تبدیل وضعیت کارکنان شرکتی
ماده 13 قانون دیوان عدالت اداری
-
رأی
هماستناد
تشکیل کمیسیون بعد از فوت فرد آسیب دیده
مواد 7 و 13 قانون دیوان عدالت اداری
-
رأی
هماستناد
رای شماره 287 تا 325 مورخ 1389/07/19 هیات عمومی دیوان عدالت اداری
مواد 13 و 14 قانون دیوان عدالت اداری
-
رأی
هماستناد
رای شماره 471 مورخ 1389/10/27 هیات عمومی دیوان عدالت اداری
مواد 7 و 13 قانون دیوان عدالت اداری
-
رأی
هماستناد
لزوم تبعیت هیأت های رسیدگی به تخلفات اداری از آرای دیوان
مواد 13 و 14 و 7 قانون دیوان عدالت اداری
-
رأی
هماستناد
نقش دیوان عدالت اداری در دعوای مطالبه بهای املاک تصرف شده توسط ادارات دولتی
ماده 13 و تبصره 1 قانون دیوان عدالت اداری
-
رأی
هماستناد
استفاده از خودروی فاقد بیمه اجباری شخص ثالث
مواد 7 و 13 قانون دیوان عدالت اداری
-
رأی
هماستناد
مرجع صالح در اعتراض به رأی هیأت های حل اختلاف ثبتی
ماده 13 قانون دیوان عدالت اداری
-
رأی
هماستناد
منع اخذ عوارض حق الارض
مواد 7 و 13 و 14 قانون دیوان عدالت اداری
-
رأی
هماستناد
مرجع صالح رسیدگی به دعوای مطالبه بهای ملک از نهادهای عمومی
ماده 13 قانون دیوان عدالت اداری
-
رأی
هماستناد
مرجع احراز سوابق اشتغال بیمه شدگان تأمین اجتماعی
مواد 13 و 14 قانون دیوان عدالت اداری
-
رأی
هماستناد
اعاده به خدمت جانبازان دستگاه های اجرایی
مواد 7 و 13 قانون دیوان عدالت اداری
-
رأی
هماستناد
دیوارکشی در اطراف زمین کشاورزی
مواد 13 و 7 قانون دیوان عدالت اداری
-
رأی
هماستناد
رای شماره 81 مورخ 1390/02/19 هیات عمومی دیوان عدالت اداری
مواد 13 و 14 قانون دیوان عدالت اداری
-
رأی
هماستناد
مرجع رسیدگی اولیه به میزان حق بیمه
ماده 13 قانون دیوان عدالت اداری
-
رأی
هماستناد
دعوای مطالبه خسارت علیه کارمند دولت
ماده 13 قانون دیوان عدالت اداری
-
رأی
هماستناد
کسور بازنشستگی کارکنان دادسراها و دادگاهها
مواد 7 و 13 قانون دیوان عدالت اداری
-
رأی
هماستناد
رد شکایت دیوان عدالت اداری به دلیل عدم صلاحیت در پرونده صدور مجوز چاه آب و ارجاع به کمیسیون مربوطه
ماده 13 قانون دیوان عدالت اداری
-
رأی
هماستناد
مرجع اعتراض به آرای هیأت ماده 56 قانون حفاظت و بهره برداری از جنگلها و مراتع
ماده 13 قانون دیوان عدالت اداری
-
رأی
هماستناد
شرط برخورداری از کارت پایان خدمت
مواد 13 و 14 قانون دیوان عدالت اداری
-
رأی
هماستناد
رای ایجاد رویه شماره 628 مورخ 1392/11/09 هیات عمومی دیوان عدالت اداری
مواد 7 و 13 و 14 قانون دیوان عدالت اداری
-
رأی
هماستناد
عدم پرداخت بهای املاک واقع در طرح در صورت عدم اجرای طرح
مواد 7 و 13 قانون دیوان عدالت اداری
-
رأی
هماستناد
تعیین جریمه تخلفات ساختمانی بر اساس تعرفه سال وقوع تخلف
مواد 7 و 13 قانون دیوان عدالت اداری
-
رأی
هماستناد
شکایت علیه اشخاص خصوصی در دیوان
ماده 13 قانون دیوان عدالت اداری
-
رأی
هماستناد
مرجع رسیدگی به شکایت از آرای کمیسیون ماده 12 قانون زمین شهری
ماده 13 قانون دیوان عدالت اداری
-
رأی
هماستناد
تأثیر عدم گذراندن دوران خدمت نظام وظیفه در قطع مقرری بیمه بیکاری
ماده 13 قانون دیوان عدالت اداری
-
رأی
هماستناد
مبنای اعطای گروه شغلی به قضات
مواد 7 و 13 قانون دیوان عدالت اداری
-
رأی
هماستناد
مرور زمان در سوابق و حقوق کارگر
مواد 7 و 13 قانون دیوان عدالت اداری
-
رأی
هماستناد
تمدید قرارداد موقت کار و صلاحیت دیوان
مواد 7 و 13 قانون دیوان عدالت اداری
-
رأی
هماستناد
شرکت تعاونی مسکن مهر
ماده 13 قانون دیوان عدالت اداری
-
رأی
هماستناد
رای شماره 261 مورخ 1391/05/09 هیات عمومی دیوان عدالت اداری
ماده 13 قانون دیوان عدالت اداری
-
رأی
هماستناد
ابطال تصمیم سازمان تامین اجتماعی در حذف سوابق بیمه با استناد به مواد 39 و 101 قانون تامین اجتماعی
مواد 13 و 14 قانون دیوان عدالت اداری
-
رأی
هماستناد
عدم صلاحیت رسیدگی به شکایت از نحوه مصاحبه کانون مشاوران حقوقی قوه قضائیه
مواد 7 و 13 قانون دیوان عدالت اداری
نظریات مشورتی 4
-
نظریهٔ مشورتی
هماستناد
نظریه مشورتی شماره 7/97/1601 مورخ 1397/05/23
ماده 457 قانون آیین دادرسی مدنی مربوط می شود
-
نظریهٔ مشورتی
هماستناد
نظریه مشورتی شماره 7/98/1063 مورخ 1398/12/12
ماده 457 قانون آیین دادرسی مدنی
-
نظریهٔ مشورتی
هماستناد
نظریه مشورتی شماره 7/98/167 مورخ 1398/07/16
ماده 457 قانون آیین دادرسی مدنی می پردازد
-
نظریهٔ مشورتی
هماستناد
نظریه مشورتی شماره 7/95/3318 مورخ 1395/12/22
ماده 457 قانون آیین دادرسی در امور مدنی
مواد مرتبط 8
-
اعمال
از این صفحه
ماده 232 — قانون مدنی
ماده 232 قانون مدنی
-
اعمال
از این صفحه
ماده 583 — قانون تجارت
ماده 583 قانون تجارت
-
اعمال
از این صفحه
ماده 53 — قانون دیوان عدالت اداری (مصوب ۱۳۸۵/۰۳/۰۹)
ماده 53 قانون تشکیلات و آیین دادرسی دیوان عدالت اداری متوجه این سازمان نب
-
اعمال
از این صفحه
ماده 457 — آیین دادرسی مدنی مصوب 1379/01/21
ماده 457 قانون آیین دادرسی مدنی صرفا مربوط به اموال عمومی و دولتی است نه ا
-
اعمال
از این صفحه
ماده 457 — قانون مدنی
ماده 457 قانون مدنی تصریح دارد: «ارجاع دعاوی راجع به اموال عمومی و د
-
اعمال
از این صفحه
ماده 26 — قانون مدنی
ماده 26 قانون مدنی نبوده بلکه در زمره اموال خصوصی شرکت محسوب می گردد و جز
-
مبتنی بر
از این صفحه
ماده 13 — قانون دیوان عدالت اداری (مصوب ۱۳۸۵/۰۳/۰۹)
مواد 13 و 88 قانون دیوان عدالت اداری مصوب سال 1392 از تاریخ تصویب ابطال می شود
-
مبتنی بر
از این صفحه
ماده 93 — قانون دیوان عدالت اداری (مصوب ۱۳۸۵/۰۳/۰۹)
ماده 93 قانون دیوان عدالت اداری (اصلاحی مصوب 1402/2/10
دکترین 16
-
مقاله
هماستناد
موانع مطلق بازداشت — پاره ای موانع فراروی دادورز برای بازداشت
ماده 26 ق.م
-
مقاله
هماستناد
موانع مطلق بازداشت — بر این پایه اموالی که متعلق به
ماده 26 ق.م
-
مقاله
هماستناد
موانع مطلق بازداشت — بر این پایه اموالی که متعلق به
ماده 26 ق.م
-
مقاله
هماستناد
موارد تمایز اعتراض ثالث دادرسی از اعتراض ثالث اجرایی — بخشی از دادنامه شماره ۹۳۰۹۹۷۰۲۲۲۵۰۰۴۵۲ مورخ ۱۳۹۳/۰۴/۰۹
ماده 26 ق.م
-
مقاله
هماستناد
موارد تمایز اعتراض ثالث دادرسی از اعتراض ثالث اجرایی — چاپ دوم
ماده 26 ق.م
-
مقاله
هماستناد
موارد تمایز اعتراض ثالث دادرسی از اعتراض ثالث اجرایی — چاپ دوم
ماده 26 ق.م
-
مقاله
هماستناد
دادگاه صادر کننده حکم
مواد 25، 26، 27 و 29 ق.م
-
مقاله
هماستناد
دادگاه صادر کننده حکم — مجری حکم یا ناظر بر اجرا؟ پیش
مواد 25، 26، 27 و 29 ق.م
-
مقاله
هماستناد
ویژه دیوان عالی کشور — رویه قضایی نشان میدهد که شعب ویژه
مواد 25 و 26 ق.م
-
مقاله
هماستناد
ویژه دیوان عالی کشور — در این موضوع خاص بر پایه مواد
مواد 25 و 26 ق.م
-
مقاله
هماستناد
ویژه دیوان عالی کشور — در این موضوع خاص بر پایه مواد
مواد 25 و 26 ق.م
-
مقاله
هماستناد
رک همان منبع ص ۲۰۷ — بایستههای تفسیر قرارداد (بهرامی)
مواد 232 و 348 و 570 ق.م
-
مقاله
هماستناد
با عنایت به ملاک مواد ۲۳۲ و ۳۴۸ و ۵۷۰ ق
مواد 232 و 348 و 570 ق.م
-
مقاله
هماستناد
ماده ۱۳۲ ق.م — (ج) پرهیز از حساسیت بر فارسی نویسی
ماده 232 ق.م
-
مقاله
هماستناد
ماده ۱۳۲ ق.م — یا در ماده ۲۳۲ ق
ماده 232 ق.م
-
مقاله
هماستناد
ماده ۱۳۲ ق.م — یا در ماده ۲۳۲ ق
ماده 232 ق.م
فقط پیوندهایی که متنشان در بانک است، با شاهد از خودِ متن — نه شباهتِ آماری. عنوانِ بدونِ متن ساخته نمیشود.
