Ailexa — هوش مصنوعی + قانون home صفحه اصلی (کلاسیک)
حوزهٔ جستجوی شما حدوداً در چه زمینه‌ای است:
در جست‌جوی چه هستید؟ بعد از انتخابِ آنچه می‌خواهید، در کادرِ جستجوی بالا موضوع را بنویسید و «بگرد» را بزنید. کانال تلگرام پادکست‌ها و تدریس‌هاصفحهٔ من
رأی خلاصه جریان پرونده در پی شکایت اولیه آقای م.ص. متهمین 1- خانم ف.ع.(همسر شاکی) 2- آقای م.الف. 3- آقای ج.م. به اتهام زنای محصنه تحت تعقیب قرار گرفته و نهایتاً شعبه دوم دادگاه کیفری استان ... رسیدگی کرده و اکثریت (سه نفر) به موجب دادنامه شماره 00019-1392/02/08 صرف‌نظر از گذشت شاکی م.ص. و با عنایت به دفاعیات و انکار شدید خانم ف.ع. و به لحاظ فقد ادله شرعی و قانونی مبنی بر وقوع بزه زنا، مستنداً به ماده 177 قانون آئین دادرسی دادگاههای عمومی و انقلاب در امور کیفری رأی بر برائت متهمین موصوف از اتهام زنای محصنه صادر و در پایان رأی صادره حضوری و ظرف 20 روز پس از ابلاغ، قابل تجدیدنظرخواهی در دیوان‌عالی‌کشور اعلام گردیده است. ملاحظه می‌شود پس از ابلاغ رأی دادگاه حسینی به عنوان نماینده دادستان نسبت به رأی صادره تجدیدنظرخواهی نموده و تقاضای نقض دادنامه معترضٌ‌عنه را نموده‌است که پس از وصول پرونده به دیوان‌عالی‌کشور، رسیدگی آن به این شعبه ارجاع و به کلاسه فوق ثبت و با تهیه گزارش در دستور کار قرار گرفته است. هیأت شعبه در تاریخ بالا تشکیل گردید. پس از قرائت گزاش آقای … و اوراق پرونده و نظریه کتبی آقای … دیوان‌عالی‌کشور اجمالاً مبنی بر: تقاضای اتخاذ تصمیم شایسته و قانونی دارم، مشاوره نموده، چنین رأی می‌دهد: رأی شعبه دیوان عالی کشور برابر بند (ج) ماده 239 قانون آئین دادرسی دادگاههای عمومی و انقلاب در امور کیفری رئیس حوزه قضائی که به استناد ماده 10 آئین نامه قانون تشکیل دادگاههای عمومی و انقلاب اختیارات وی به دادستان محول شده‌است، در خصوص جرائمی که به موجب قانون تعقیب آنها به عهده او واگذار شده‌است، حق تجدیدنظرخواهی خواهد داشت و چنین حقی به طور عام و کلی صحیح و قابل اعمال است، لیکن با ورود حکم خاص مقنن به عمومیت خود باقی نمانده است؛ زیرا برابر ماده 43 قانون مارّالذکر و تبصره 3 (اصلاحی 1381/07/28) ماده 3 قانون تشکیل دادگاههای عمومی و انقلاب پرونده هایی که موضوع آنها جرائم مشمول حد زنا و لواط است، مستقیماً در محاکم کیفری استان مطرح می‌شود و تحقیق در جرائم مذکور با استنباط از مواد یاد شده از سوی مرجع انتظامی و دادسرا ممنوع م. ب. و نتیجتاً بهلحاظ ممنوعیت حق ورود دادسرا به جرایم منافی عفت، مالاً عدم اشراف به ماهیت پرونده، حق اعتراض به اینگونه احکام ندارد و در واقع بند (ج) ماده 239 قانون یاد شده صرفاً ناظر به موارد غیر جرایم منافی عفت م. ب.. لذا اعتراض نماینده دادستان نسبت به دادنامه شماره 00019-1392/02/08 صادره از شعبه 2 دادگاه کیفری استان ... قابل طرح در دیوان‌عالی‌کشور نیست. مقرّر است دفتر پرونده اعاده گردد. شعبه 14 دیوانعالی کشور - رئیس و مستشار محمد رضا صابر - محمد حسین راضی فهرست خلاصه جریان پرونده شعبه دیوان عالی کشور نقد رأی تجدیدنظرخواهی دادستان در جرایم مشمول حد زنا و لواط در تاریخ 9 شهریور 1393، دیوان عالی کشور به بررسی پرونده‌ای پرداخت که در آن متهمان به اتهام زنای محصنه تحت تعقیب قرار گرفته بودند. شاکی به نمایندگی از خود، از دو آقا و یک خانم …. شعبه دوم دادگاه کیفری استان، با استناد به ماده 177 قانون آیین دادرسی دادگاه‌های عمومی و انقلاب در امور کیفری، به دلیل عدم وجود ادله کافی، متهمان را از اتهام زنای محصنه برائت داد. پس از ابلاغ رای، تجدیدنظرخواهی از سوی نماینده دادستان صورت گرفت. دیوان عالی کشور در بررسی این تجدیدنظر، به بند (ج) ماده 239 و ماده 43 قانون آیین دادرسی اشاره کرده و اعلام نمود که حق تجدیدنظرخواهی در جرائم منافی عفت، از جمله زنای محصنه، برای دادستان وجود ندارد و بنابراین اعتراض وی قابل طرح نیست. در نتیجه، رای دادگاه کیفری استان تایید و پرونده به دفتر اعاده گردید. تاریخ دادنامه قطعی: 1393/06/09 شماره دادنامه قطعی: --- پیام: دادستان حق تجدیدنظر خواهی نسبت به پرونده های با موضوع جرایم مشمول حد زنا و لواط را ندارد. رای خلاصه جریان پرونده در پی شکایت اولیه آقای م.ص. متهمین 1 - خانم ف.ع.(همسر شاکی) 2 - آقای م.الف. 3 - آقای ج.م. به اتهام زنای محصنه تحت تعقیب قرار گرفته و نهایتا شعبه دوم دادگاه کیفری استان... رسیدگی کرده و اکثریت (سه نفر) به موجب دادنامه شماره --- - 1392/02/08 صرف‌نظر از گذشت شاکی م.ص. و با عنایت به دفاعیات و انکار شدید خانم ف.ع. و به ‌لحاظ فقد ادله شرعی و قانونی مبنی بر وقوع بزه زنا، مستندا به ماده 177 قانون آیین دادرسی دادگاه‌های عمومی و انقلاب در امور کیفری رای بر برائت متهمین موصوف از اتهام زنای محصنه صادر و در پایان رای صادره حضوری و ظرف 20 روز پس از ابلاغ، قابل تجدیدنظرخواهی در دیوان‌عالی‌کشور اعلام گردیده است. ملاحظه می‌شود پس از ابلاغ رای دادگاه حسینی به عنوان نماینده دادستان نسبت به رای صادره تجدیدنظرخواهی نموده و تقاضای نقض دادنامه معترضٌ‌عنه را نموده‌است که پس از وصول پرونده به دیوان‌عالی‌کشور، رسیدگی آن به این شعبه ارجاع و به کلاسه فوق ثبت و با تهیه گزارش در دستور کار قرار گرفته است. هیات شعبه در تاریخ بالا تشکیل گردید. پس از قرائت گزاش آقای … و اوراق پرونده و نظریه کتبی آقای … دیوان‌عالی‌کشور اجمالا مبنی بر: تقاضای اتخاذ تصمیم شایسته و قانونی دارم، مشاوره نموده، چنین رای می‌دهد: رای شعبه دیوان عالی کشور برابر بند (ج) ماده 239 قانون آیین دادرسی دادگاه‌های عمومی و انقلاب در امور کیفری رئیس حوزه قضایی که به استناد ماده 10 آیین‌نامه قانون تشکیل دادگاه‌های عمومی و انقلاب اختیارات وی به دادستان محول شده‌است، در خصوص جرائمی که به موجب قانون تعقیب آنها به عهده او واگذار شده‌است، حق تجدیدنظرخواهی خواهد داشت و چنین حقی به طور عام و کلی صحیح و قابل اعمال است، لیکن با ورود حکم خاص مقنن به عمومیت خود باقی نمانده است؛ زیرا برابر ماده 43 قانون مارّالذکر و تبصره 3 (اصلاحی 1381/07/28 ) ماده 3 قانون تشکیل دادگاه‌های عمومی و انقلاب پرونده هایی که موضوع آنها جرائم مشمول حد زنا و لواط است، مستقیما در محاکم کیفری استان مطرح می‌شود و تحقیق در جرائم مذکور با استنباط از مواد یاد شده از سوی مرجع انتظامی و دادسرا ممنوع م. ب. و نتیجتا به‌لحاظ ممنوعیت حق ورود دادسرا به جرایم منافی عفت، مالا عدم اشراف به ماهیت پرونده، حق اعتراض به این‌گونه احکام ندارد و در واقع بند (ج) ماده 239 قانون یاد شده صرفا ناظر به موارد غیر جرایم منافی عفت م. ب.. لذا اعتراض نماینده دادستان نسبت به دادنامه شماره --- - 1392/02/08 صادره از شعبه --- دادگاه کیفری استان... قابل طرح در دیوان‌عالی‌کشور نیست. مقرّر است دفتر پرونده اعاده گردد. شعبه --- دیوانعالی کشور - رئیس و مستشار

موارد مرتبط

برای این صفحه موردِ مرتبطی ثبت نشده.

نظرها و یادداشت‌ها

نظرها پس از بررسی نمایش داده می‌شوند.

Designed & Developed by Hamed Rostami, Eng. & Attorney — © All Rights Reserved حامد رستمی، مهندس و وکیل دادگستری حقوق، با نگاهِ هوش مصنوعی و الگوریتم اینستاگرام تلگرام لینکدین