Ailexa — هوش مصنوعی + قانون home صفحه اصلی (کلاسیک)
حوزهٔ جستجوی شما حدوداً در چه زمینه‌ای است:
در جست‌جوی چه هستید؟ بعد از انتخابِ آنچه می‌خواهید، در کادرِ جستجوی بالا موضوع را بنویسید و «بگرد» را بزنید. کانال تلگرام پادکست‌ها و تدریس‌هاصفحهٔ من
رأی خلاصه جریان پرونده در تاریخ 19/ 06/1389 بین دو طایفه ع. و غ. ها نزاعی در می گیرد. این نزاع به خاطر تصادفی بوده است که بین خودروی آقای ع.ع. و احدی از طایفه غ. ها رخ داده است. پس از درگیری حین تصادف ع.ع. به همراه عده ای از طایفه خود به منزل غ. ها با چوب و سنگ حمله می کنند. عده غ. ها افزایش می یابد. ع. مجبور به عقب نشینی می شوند. غ. ها از پی آن ها به سمت منازل آن ها آمده، در این هنگام س.ع. اسلحه خود را از منزل برداشته و در خیابان به سمت افراد حاضر در خیابان شلیک می کند. بر اثر این تیراندازی یک نفر به نام م.الف. پس از انتقال به بیمارستان فوت می کند. تعداد زیادی هم مجروح می گردند و درگیری خاتمه می یابد. پس از انتشار خبر فوت مرحوم چند نفر از طایفه غ. به سمت محل نزاع آمده به همراه خود سلاح داشته و اقدام به تیراندازی می کنند. ع. منازل خود را ترک کرده بودند فقط یک نفر به نام س.ع. در محل حضور داشته و از قبل در روی پشت بام با اسلحه پنهان شده بوده است، به محض ورود مهاجمین به محل و تیراندازی، به سوی آن ها شلیک می نماید که منجر به فوت مرحوم ر.الف. می گردد. از سوی مهاجمین نیز به سمت منزلی که متهم بر بام آن بوده تیراندازی می شود ولی نهایتاً مهاجمین به دلیل فوت مرحوم ر.الف. عقب نشینی می کنند. اولیای دم مقتولین تقاضای قصاص کرده اند. متهمان و وکلای آن ها ضمن اقرار به ارتکاب عمل، عمل خود را دفاع مشروع قلمداد کرده اند. هیئت دادگاه با اکثریت چهار نفر در مقابل یک نفر دفاع مشروع بودن عمل متهمان را رد کرده و چنین استدلال کرده اند: در مورد م. ر. ا. یعنی س.ع. گفته اند: حسب محتویات پرونده و خصوصاً اظهارات ع.ع. که به وجود آورنده اصلی درگیری بوده، ابتداء طایفه ع. با سنگ به منازل غ. ها حمله، سپس آن ها به تلافی، به منزل ع. سنگ پرانی که ع. همگی فرار کردند، لیکن آقای س.ع. فرار نکرده بلکه به داخل منزل رفته و اسلحه خود را در آورده و مستقیماً به طرف آن ها تیراندازی کرده که منجر به فوت احدی از آن ها (م.الف.) و مجروحیت تعدادی از آن ها می گردد و آن ها فرار می کنند که عمل متهم حکایتی از دفاع مشروع ندارد، چرا که همان گونه که تمام ع. فرار کرده اند. متهم س.ع. نیز امکان فرار داشته است و حسب محتویات پرونده مغازه ایشان به داخل منزلشان دری داشته است و به راحتی می توانسته داخل منزل شود، همان گونه که از همان در وارد منزل گردیده و اسلحه خود را بیرون آورده شلیک کرده است، از طرفی نامبرده می توانست با اقدام به تیراندازی هوایی، تدارک دفاع می نمود و یا این که حداقل یک تیر به طرف مهاجمین شلیک می کرد نه این که تعداد 6 تیر به سمت آن ها شلیک نماید (حسب اقاریر خویش). مهاجمین نیز به منازل آن ها تعرض نکرده اند که مستحق کشته شدن باشند، ضمناً هیچ یک از مهاجمین د. ا. م. اسلحه نداشته اند، شهادت گواهان نیز این امر را تأیید کرده است. آن ها پس از مجروح شدن عده ای فرار می کنند، لیکن پس فوت م.الف. به سمت ع. مسلحانه بر می گردند. دفاع متهم، س.ع. در برابر اشخاص فاقد سلاح اعم از سرد و گرم متناسب نمی باشد. با این استدلال دادگاه با تکیه بر اقاریر صریح و متعدد متهم در مراحل تحقیق و محاکمه صورت جلسه بازسازی صحنه، کشف پوکه ها و اسلحه نظریه کارشناس سلاح، گواهی پزشکی قانونی، گزارش مرجع انتظامی و اظهارات متناقض متهم و سایر قرائن و امارات انتساب اتهام به م. ر. ا. را محرز دانسته، به استناد بند ب ماده 206 قانون مجازات اسلامی س.ع. را به اتهام قتل عمدی مرحوم م.الف. به قصاص نفس محکوم کرده است. اما در مورد متهم ردیف دوم س.ع. معروف به م. دادگاه چنین استدلال کرده است: «وی در درگیری اولیه حضور نداشته، لیکن در مرحله دوم تقریباً از ساعت 10 الی 11 شب، پس از اطلاع از موضوع اسلحه را به همراه برده و در پشت بام منزلشان کمین می نماید که 4 نفر مسلح به سلاح جنگی کلاشینکف و یک قبضه سلاح شکاری مبادرت به تیراندازی به طرف مغازه در جوار منزل می نمایند نامبرده تعداد سه تیر به طرف آن ها شلیک می نماید که منجر به فوت مرحوم ر.الف. می گردد، عمل این متهم نیز دفاع مشروع محسوب نمی شود. چرا که پس از درگیری اولیه، افراد حاضر در خانه به محل دیگر نقل مکان نموده اند و شخص دیگری در منزل حضور نداشته که متهم بخواهد از نفس و ناموس خود دفاع نماید. از طرفی نامبرده خودش ابتداء در منزل حضور نداشته و بر حسب اظهاراتش برای حفاظت از منزل که مهاجمین آن را آتش نزنند به منزل مراجعت و در آن جا کمین نموده است. پس از حضور مهاجمین آن هم بدون آن که وارد منزل شوند و قرینه ای برای از بین بردن اموال و یا غارت آن باشد اقدام به تیراندازی به طرف آن ها می نماید، (هر چند مهاجمین پس از تیراندازی متهم و کشته شدن احد از آن ها به سوی متهم تیراندازی کرده اند و به سوی مغازه جواد منزل وی بدواً تیراندازی کرده اند) که این عمل ابتدائاً مورد نیاز نبوده، از طرفی نامبرده می توانست حتی با شلیک تیر هوایی اقدام به متواری نمودن مهاجمین بنماید. مهاجمین از ابتدا به سوی متهم تیراندازی نکرده اند که وی بخواهد در مقام دفاع به سوی آن /ها تیراندازی بنماید. حسب اظهارات خود متهم در صفحه 202 آن ها فقط به سوی مغازه تیراندازی نموده اند، این مقدار عمل ارتکابی از ناحیه مهاجمین نمی تواند مستمسکی برای تیراندازی مستقیم متهم به طرف آن ها باشد، مغازه نیز متعلق به س.ع. نبوده است. برابر اظهار متهم در صفحه 883 پس از قطع تیراندازی نیروی انتظامی وارد محل گردیده است. این امر حکایت از آن دارد که به راحتی دسترسی به نیروی انتظامی ممکن بوده است. دادگاه ب. ت. ب. مراتب مذکور نیز اقاریر صریح و مکرر متهم در مراحل مختلف تحقیق و محاکمه صورت جلسه بازسازی صحنه کشف اسلحه و پوکه ها نظریه کارشناسی سلاح گواهی پزشکی قانونی گزارش مرجع انتظامی و سایر قرائن و امارات موجود بزه انتسابی قتل عمد به متهم ردیف دوم س.ع. را نیز ثابت دانسته و وی را نیز به قصاص نفس از جهت قتل مرحوم ر.الف. محکوم کرده است. در مورد اتهام م. ر. ا. دایر به جرح عمدی ب. ت. ب. صدور حکم از دادگاه شعبه 104 عمومی (جزایی) الف ، امر را مختومه تلقی کرده است. در مورد حمل سلاح از سوی متهم ردیف سوم حکم متناسب صادر در مورد شرکت در نزاع منجر به ضرب و جرح و قتل نیز حکم متناسب صادر کرده است. در مورد جراحات وارده به اشخاص نیز حکم به دیه متناسب داده است. پس از ابلاغ رأی، ش.ع. به وکالت از آقای س.ع. با دفاع شروع دانستن عمل وی تقاضای نقض دادنامه را کرده است. وکیل س.ع. نیز عمل موکل خود را دفاع متناسب دانسته و تقاضای نقض دادنامه را نموده است. در مورد شرکت در منازعه منتهی به قتل نیز قید کرده است ب. ت. ب. این که اتهام فعلی موکل مباشرت در قتل ر.الف. است توجه اتهام شرکت در منازعه منتهی به قتل فاقد توجیه حقوقی است، تقاضای نقض دادنامه را نموده است. لوایح وکلای محکومان به دقت قرائت گردید. اینک پس از تبادل نظر و مشورت ختم رسیدگی را اعلام به شرح برگ آتی مبادرت به صدور رأی می نماید. هئیت شعبه در تاریخ بالا تشکیل گردید. پس از قرائت گزارش آقای … و اوراق پرونده و نظریه کتبی آقای … دیوان عالی کشور اجمالاً مبنی بر این که: «طبق مقررات و موازین شرعی و قانونی با لحاظ مفاد کیفرخواست صادره و دلایل ابرازی درخواست رسیدگی و صدور رأی را دارم.»; دادنامه شماره 9209976121100063 مورخه 04/03/1392 تجدیدنظرخواسته مشاوره نموده، چنین رأی می دهد: رأی شعبه دیوان عالی کشور اعتراض وکلای محکومان س.ع. و س.ع. نسبت به دادنامه موصوف صادره از شعبه 16 دادگاه تجدیدنظر و (کیفری) استان خ در مورد حکم به قصاص نامبردگان از جهت قتل مرحومان م.الف. و ر.الف. وارد نیست. رأی در این قسمت از محکمه ای صالح با رعایت تشریفات قانونی پس از استماع مدافعات متهمان در مراحل متعدد، نیز دفاع وکلای آنان، با استدلال کافی و رد مبانی دفاع مشروع بودن عمل آنان با تکیه بر دلایل موجود، اقاریر صریح آنان، محتویات پرونده، طبق موازین شرعی و قانونی صادر گردیده است. رأی در این قسمت به استناد بند الف ماده 265 قانون آیین دادرسی دادگاه های عمومی و انقلاب در امور کیفری نسبت به هر دو محکوم علیه، ابرام و تأیید می گردد. محکومیت س.ع. در مورد پرداخت دیه به آقای س.ع. به دلیل ورود یک عدد ساچمه به بدن س. نیز تأیید و ابرام می شود، لیکن محکومیت وی به اتهام نگه داری و حمل سلاح غیرمجاز ب. ت. ب. این که این اتهام در کیفرخواست ذکر نشده و وکیل وی مدعی است به این اتهام در شعبه اول دادگاه انقلاب الف رسیدگی و حکم محکومیت صادر و طی دادنامه 9009976138600248 شعبه 14 تجدیدنظر استان ابرام شده است، با لحاظ موارد مذکور، نقض و جهت رسیدگی مجدد به شعبه هم عرض ارجاع می گردد. محکومیت وی به اتهام شرکت در نزاع منجر به قتل و ضرب و جرح عمدی ب. ت. ب. این که این عمل وی منتهی به قتل شده و وی بابت قتل به قصاص محکوم گردیده است، با لحاظ متن ماده 46 قانون مجازات اسلامی که مقرر می دارد هر گاه فعل واحد دارای عناوین متعدد باشد باید مجازات جرم و عنوان اشد داده شود که در مانحن فیه وی به مجازات قتل عمد محکوم شده است. بنابراین محکومیت وی علاوه بر قصاص به مجازات شرکت در نزاع فاقد وجاهت قانونی است، به استناد ذیل بند یک شق ب ماده 265 قانون آیین دادرسی دادگاه های عمومی و انقلاب در امور کیفری که مقرر می دارد: «.... و یا به لحاظ سایر جهات قانونی قابل تعقیب نباشد ... رأی صادره نقض بلاارجاع می شود.»; حکم در این قسمت نقض بلاارجاع می گردد. این حکم قطعی است . رئیس شعبه سیزدهم دیوان عالی کشور ـ عضو معاون باغانی ـ یساقی فهرست خلاصه جریان پرونده شعبه دیوان عالی کشور نقد رأی تعدد معنوی منازعه و قتل عمدی در تاریخ 19 شهریور 1389، در پی تصادف خودرویی، نزاعی میان دو طایفه شکل گرفت که به درگیری و تیراندازی منجر شد. در این حادثه، یکی از افراد به نام س.ع. با استفاده از سلاح گرم به سمت مهاجمین شلیک کرد که نتیجه آن فوت یکی از اعضای طایفه مقابل به نام م.الف. بود. پس از وقوع این حادثه، اولیای دم مقتول درخواست قصاص نمودند. متهمان ضمن اعتراف به عمل خود، آن را دفاع مشروع تلقی کردند. هیات دادگاه با رد ادعای دفاع مشروع، س.ع. را به قصاص نفس محکوم کرد و همچنین متهم ردیف دوم را نیز به همین اتهام محکوم نمود. دادگاه با استناد به بند ب ماده 206 قانون مجازات اسلامی و دلایل موجود، اقدام متهمان را فاقد شرایط دفاع مشروع تشخیص داد. اعتراضات وکلای متهمان به رای صادره نیز در دیوان عالی کشور رد و محکومیت‌ها تایید گردید. در خصوص اتهام حمل سلاح غیرمجاز، به دلیل عدم ذکر آن در کیفرخواست، حکم نقض و پرونده جهت رسیدگی مجدد ارجاع شد. همچنین، محکومیت متهم ردیف سوم به اتهام مشارکت در نزاع منجر به قتل نیز به دلیل صدور حکم قصاص، نقض گردید. این حکم قطعی است. تاریخ دادنامه قطعی: 1393/03/05 شماره دادنامه قطعی: --- پیام: شخصی که در نزاع شرکت نموده و مرتکب قتل عمدی شده، تنها به مجازات قتل عمدی که مجازات اشد محسوب می‌شود، محکوم می‌گردد و محکومیت وی علاوه بر قصاص به مجازات شرکت در نزاع فاقد وجاهت قانونی است. رای خلاصه جریان پرونده در تاریخ 19 / 06/1389 بین دو طایفه ع. و غ. ها نزاعی در می‌گیرد. این نزاع به خاطر تصادفی بوده است که بین خودروی آقای ع.ع. و احدی از طایفه غ. ها رخ داده است. پس از درگیری حین تصادف ع.ع. به همراه عده ای از طایفه خود به منزل غ. ها با چوب و سنگ حمله می کنند. عده غ. ها افزایش می یابد. ع. مجبور به عقب نشینی می‌شوند. غ. ها از پی آن ها به سمت منازل آن ها آمده، در این هنگام س.ع. اسلحه خود را از منزل برداشته و در خیابان به سمت افراد حاضر در خیابان شلیک می کند. بر اثر این تیراندازی یک نفر به نام م.الف. پس از انتقال به بیمارستان فوت می کند. تعداد زیادی هم مجروح می گردند و درگیری خاتمه می یابد. پس از انتشار خبر فوت مرحوم چند نفر از طایفه غ. به سمت محل نزاع آمده به همراه خود سلاح داشته و اقدام به تیراندازی می کنند. ع. منازل خود را ترک کرده بودند فقط یک نفر به نام س.ع. در محل حضور داشته و از قبل در روی پشت بام با اسلحه پنهان شده بوده است، به محض ورود مهاجمین به محل و تیراندازی، به سوی آن ها شلیک می‌نماید که منجر به فوت مرحوم ر.الف. می‌گردد. از سوی مهاجمین نیز به سمت منزلی که متهم بر بام آن بوده تیراندازی می‌شود ولی نهایتا مهاجمین به دلیل فوت مرحوم ر.الف. عقب نشینی می کنند. اولیای دم مقتولین تقاضای قصاص کرده اند. متهمان و وکلای آن ها ضمن اقرار به ارتکاب عمل، عمل خود را دفاع مشروع قلمداد کرده اند. هیات دادگاه با اکثریت چهار نفر در مقابل یک نفر دفاع مشروع بودن عمل متهمان را رد کرده و چنین استدلال کرده اند: در مورد م. ر. ا. یعنی س.ع. گفته اند: حسب محتویات پرونده و خصوصا اظهارات ع.ع. که به وجود آورنده اصلی درگیری بوده، ابتداء طایفه ع. با سنگ به منازل غ. ها حمله، سپس آن ها به تلافی، به منزل ع. سنگ پرانی که ع. همگی فرار کردند، لیکن آقای س.ع. فرار نکرده بلکه به داخل منزل رفته و اسلحه خود را در آورده و مستقیما به طرف آن ها تیراندازی کرده که منجر به فوت احدی از آن ها (م.الف.) و مجروحیت تعدادی از آن ها می‌گردد و آن ها فرار می کنند که عمل متهم حکایتی از دفاع مشروع ندارد، چرا که همان گونه که تمام ع. فرار کرده اند. متهم س.ع. نیز امکان فرار داشته است و حسب محتویات پرونده مغازه ایشان به داخل منزلشان دری داشته است و به راحتی می توانسته داخل منزل شود، همان گونه که از همان در وارد منزل گردیده و اسلحه خود را بیرون آورده شلیک کرده است، از طرفی نامبرده می توانست با اقدام به تیراندازی هوایی، تدارک دفاع می نمود و یا این که حداقل یک تیر به طرف مهاجمین شلیک می کرد نه این که تعداد 6 تیر به سمت آن ها شلیک نماید (حسب اقاریر خویش). مهاجمین نیز به منازل آن ها تعرض نکرده اند که مستحق کشته شدن باشند، ضمنا هیچ یک از مهاجمین د. ا. م. اسلحه نداشته اند، شهادت گواهان نیز این امر را تایید کرده است. آن ها پس از مجروح شدن عده ای فرار می کنند، لیکن پس فوت م.الف. به سمت ع. مسلحانه بر می گردند. دفاع متهم، س.ع. در برابر اشخاص فاقد سلاح اعم از سرد و گرم متناسب نمی‌باشد. با این استدلال دادگاه با تکیه بر اقاریر صریح و متعدد متهم در مراحل تحقیق و محاکمه صورت جلسه بازسازی صحنه، کشف پوکه ها و اسلحه نظریه کارشناس سلاح، گواهی پزشکی قانونی، گزارش مرجع انتظامی و اظهارات متناقض متهم و سایر قرائن و امارات انتساب اتهام به م. ر. ا. را محرز دانسته، به استناد بند ب ماده 206 قانون مجازات اسلامی س.ع. را به اتهام قتل عمدی مرحوم م.الف. به قصاص نفس محکوم کرده است. اما در مورد متهم ردیف دوم س.ع. معروف به م. دادگاه چنین استدلال کرده است: «وی در درگیری اولیه حضور نداشته، لیکن در مرحله دوم تقریبا از ساعت 10 الی 11 شب، پس از اطلاع از موضوع اسلحه را به همراه برده و در پشت بام منزلشان کمین می‌نماید که 4 نفر مسلح به سلاح جنگی کلاشینکف و یک قبضه سلاح شکاری مبادرت به تیراندازی به طرف مغازه در جوار منزل می نمایند نامبرده تعداد سه تیر به طرف آن ها شلیک می‌نماید که منجر به فوت مرحوم ر.الف. می‌گردد، عمل این متهم نیز دفاع مشروع محسوب نمی شود. چرا که پس از درگیری اولیه، افراد حاضر در خانه به محل دیگر نقل مکان نموده‌اند و شخص دیگری در منزل حضور نداشته که متهم بخواهد از نفس و ناموس خود دفاع نماید. از طرفی نامبرده خودش ابتداء در منزل حضور نداشته و بر حسب اظهاراتش برای حفاظت از منزل که مهاجمین آن را آتش نزنند به منزل مراجعت و در آن جا کمین نموده است. پس از حضور مهاجمین آن هم بدون آن که وارد منزل شوند و قرینه ای برای از بین بردن اموال و یا غارت آن باشد اقدام به تیراندازی به طرف آن ها می‌نماید، (هر چند مهاجمین پس از تیراندازی متهم و کشته شدن احد از آن ها به سوی متهم تیراندازی کرده اند و به سوی مغازه جواد منزل وی بدوا تیراندازی کرده اند) که این عمل ابتدائا مورد نیاز نبوده، از طرفی نامبرده می توانست حتی با شلیک تیر هوایی اقدام به متواری نمودن مهاجمین بنماید. مهاجمین از ابتدا به سوی متهم تیراندازی نکرده اند که وی بخواهد در مقام دفاع به سوی آن /ها تیراندازی بنماید. حسب اظهارات خود متهم در صفحه 202 آن ها فقط به سوی مغازه تیراندازی نموده اند، این مقدار عمل ارتکابی از ناحیه مهاجمین نمی تواند مستمسکی برای تیراندازی مستقیم متهم به طرف آن ها باشد، مغازه نیز متعلق به س.ع. نبوده است. برابر اظهار متهم در صفحه 883 پس از قطع تیراندازی نیروی انتظامی وارد محل گردیده است. این امر حکایت از آن دارد که به راحتی دسترسی به نیروی انتظامی ممکن بوده است. دادگاه ب. ت. ب. مراتب مذکور نیز اقاریر صریح و مکرر متهم در مراحل مختلف تحقیق و محاکمه صورت جلسه بازسازی صحنه کشف اسلحه و پوکه ها نظریه کارشناسی سلاح گواهی پزشکی قانونی گزارش مرجع انتظامی و سایر قرائن و امارات موجود بزه انتسابی قتل عمد به متهم ردیف دوم س.ع. را نیز ثابت دانسته و وی را نیز به قصاص نفس از جهت قتل مرحوم ر.الف. محکوم کرده است. در مورد اتهام م. ر. ا. دایر به جرح عمدی ب. ت. ب. صدور حکم از دادگاه شعبه --- عمومی (جزایی) الف، امر را مختومه تلقی کرده است. در مورد حمل سلاح از سوی متهم ردیف سوم حکم متناسب صادر در مورد شرکت در نزاع منجر به ضرب و جرح و قتل نیز حکم متناسب صادر کرده است. در مورد جراحات وارده به اشخاص نیز حکم به دیه متناسب داده است. پس از ابلاغ رای، ش.ع. به وکالت از آقای س.ع. با دفاع شروع دانستن عمل وی تقاضای نقض دادنامه را کرده است. وکیل س.ع. نیز عمل موکل خود را دفاع متناسب دانسته و تقاضای نقض دادنامه را نموده است. در مورد شرکت در منازعه منتهی به قتل نیز قید کرده است ب. ت. ب. این که اتهام فعلی موکل مباشرت در قتل ر.الف. است توجه اتهام شرکت در منازعه منتهی به قتل فاقد توجیه حقوقی است، تقاضای نقض دادنامه را نموده است. لوایح وکلای محکومان به دقت قرائت گردید. اینک پس از تبادل نظر و مشورت ختم رسیدگی را اعلام به شرح برگ آتی مبادرت به صدور رای می‌نماید. هئیت شعبه در تاریخ بالا تشکیل گردید. پس از قرائت گزارش آقای … و اوراق پرونده و نظریه کتبی آقای … دیوان عالی کشور اجمالا مبنی بر این که: «طبق مقررات و موازین شرعی و قانونی با لحاظ مفاد کیفرخواست صادره و دلایل ابرازی درخواست رسیدگی و صدور رای را دارم.»; دادنامه شماره --- مورخه 1392/03/04 تجدیدنظرخواسته مشاوره نموده، چنین رای می دهد: رای شعبه دیوان عالی کشور اعتراض وکلای محکومان س.ع. و س.ع. نسبت به دادنامه موصوف صادره از شعبه --- دادگاه تجدیدنظر و (کیفری) استان خ در مورد حکم به قصاص نامبردگان از جهت قتل مرحومان م.الف. و ر.الف. وارد نیست. رای در این قسمت از محکمه ای صالح با رعایت تشریفات قانونی پس از استماع مدافعات متهمان در مراحل متعدد، نیز دفاع وکلای آنان، با استدلال کافی و رد مبانی دفاع مشروع بودن عمل آنان با تکیه بر دلایل موجود، اقاریر صریح آنان، محتویات پرونده، طبق موازین شرعی و قانونی صادر گردیده است. رای در این قسمت به استناد بند الف ماده 265 قانون آیین دادرسی دادگاه‌های عمومی و انقلاب در امور کیفری نسبت به هر دو محکوم علیه، ابرام و تایید می‌گردد. محکومیت س.ع. در مورد پرداخت دیه به آقای س.ع. به دلیل ورود یک عدد ساچمه به بدن س. نیز تایید و ابرام می‌شود، لیکن محکومیت وی به اتهام نگه داری و حمل سلاح غیرمجاز ب. ت. ب. این که این اتهام در کیفرخواست ذکر نشده و وکیل وی مدعی است به این اتهام در شعبه اول دادگاه انقلاب الف رسیدگی و حکم محکومیت صادر و طی دادنامه --- شعبه --- تجدیدنظر استان ابرام شده است، با لحاظ موارد مذکور، نقض و جهت رسیدگی مجدد به شعبه هم عرض ارجاع می‌گردد. محکومیت وی به اتهام شرکت در نزاع منجر به قتل و ضرب و جرح عمدی ب. ت. ب. این که این عمل وی منتهی به قتل شده و وی بابت قتل به قصاص محکوم گردیده است، با لحاظ متن ماده 46 قانون مجازات اسلامی که مقرر می‌دارد هر گاه فعل واحد دارای عناوین متعدد باشد باید مجازات جرم و عنوان اشد داده شود که در مانحن فیه وی به مجازات قتل عمد محکوم شده است. بنابراین محکومیت وی علاوه بر قصاص به مجازات شرکت در نزاع فاقد وجاهت قانونی است، به استناد ذیل بند یک شق ب ماده 265 قانون آیین دادرسی دادگاه‌های عمومی و انقلاب در امور کیفری که مقرر می دارد: «.... و یا به لحاظ سایر جهات قانونی قابل تعقیب نباشد... رای صادره نقض بلاارجاع می‌شود.»; حکم در این قسمت نقض بلاارجاع می‌گردد. این حکم قطعی است. رئیس شعبه سیزدهم دیوان عالی کشور - عضو معاون در این پرونده، متهم به ارتکاب قتل عمدی، حمل و نگهداری سلاح شکاری غیرمجاز و مشارکت در منازعه منتهی به قتل و همچنین ایراد ضرب و جرح عمدی نسبت به یک طفل متهم شده است. شاکی، که اولیای دم مقتول هستند و وکیل خ. ر. ب. عنوان نماینده معرفی کرده‌اند، ادعا کرده‌اند که این درگیری منجر به تیراندازی و فوت مقتول به دلیل جراحات ناشی از شلیک سلاح شکاری بوده است. بر اساس نظریه پزشکی قانونی، علت فوت آسیب به احشای داخلی ناشی از اصابت ساچمه اعلام شده و شواهدی از درگیری و تیراندازی در محل حادثه به دست آمده است. متهم در مراحل مختلف به ارتکاب قتل اعتراف کرده و در دادگاه نیز جزئیات حادثه را بیان نموده است. دادگاه با استناد به مواد قانونی مرتبط، متهم را به قصاص نفس بابت قتل عمدی، پرداخت دیه به شاکی و تحمل حبس تعزیری به دلیل ایراد جرح و نگهداری سلاح محکوم کرده است. همچنین در خصوص اتهام مشارکت در منازعه، ب. ت. ب. مقررات قانونی، متهم از این اتهام برائت یافته است. رای صادره قابلیت تجدیدنظرخواهی در دیوان عالی کشور را دارد. به موجب قسمتی از کیفر خواست صادره به شماره*از دادسرای عمومی و انقلاب شهرستان *اقای ع. چ با سواد، متاهل فاقد سابقه کیفری با وکالت وکیل رسمی دادگستری ک.*ی متهم است.به مباشرت در قتل عمدی مرحوم ح. ل. فرزند ع. با سلاح شکاری و حمل و نگهداری سلاح شکاری غیر مجاز، مشارکت در منازعه منتهی به قتل و ایراد ضرب و جرح عمدی با سلاح شکاری نسبت به طفل به هویت ق. ل. موضوع شکایت اولیای دم با وکالت وکیل دادگستری اقای ف. ت. ا به این که در پی اعلام مرکز فوریتهای پلیسی 110 مبنی بر یک فقره درگیری منجر به تیراندازی واقع در *مورخ 90/7/26 مامورین کلانتری 33 شهرستان *در محل حاضر کسی در محل درگیری مشاهده ننمودند لیکن برابر اظهارات اهالی محل اعلام داشته اند که خانواده خ. ر. (ک.) و خانواده ح. ل. به مدت سه روز با هم درگیری دارند و همدیگر را مورد ضرب و شتم قرار دادند که دقایقی پیش خانواده خ. ر. به همراه حدود ده نفر با دو دستگاه خودروی پراید به منزل ح. ل. حمله ور شدند که تعداد چهار قبضه کلاش دو قبضه اسلحه کلت و دو قبضه اسلحه شکاری به همراه داشتند و منجر به مصدومیت شدید ح. ل. فرزند ع. از ناحیه سر و صورت و ق. ل. فرزند ع. عموی ل. از ناحیه سینه با اسلحه کلاش توسط خانواده ک. گردید.که به *جهت مداوا دلالت شدند و اثار تیر اندازی به درب منزل ل. کاملا مشهود بوده تمام اسباب و اثاثیه انها به هم ریخته و شکسته بود و خسارت های زیادی به بار امده است.که مجروح در ساعت 18/30 دقیقه همان روز بر اثر شدت جراحات اقای ح. ل. فوت می نماید. که حسب نظریه پزشکی قانونی در صفحه 19 پرونده علت فوت اسیب احشای داخلی (قلب و ریه) بر اثر اصابت پرتابه فلزی (ساچمه) و عوارض ناشی از ان تعیین گردیده است.و حسب نظریه کارشناس اسلحه و مهمات در صفحه 20 پرونده تعداد35 عدد زخم مدور و منظم در اقطار تقریبی 2 الی 4 میلی متر در نقاطی از بدن به شرح نظریه کارشناس مشاهده گردیده است.که مسیر عبور ساچمه ها از جلو به عقب و فاصله شلیک تقریبی10 الی 20 متر اعلام گردیده است.و بنا به تحقیق به عمل امده از ع. ل. فرزند م. 19 ساله در صفحه 22 پرونده اعلام داشته چهار ماه پیش بنده با پسر خ. ر. به نام و. بر سر این که او مدعی بود من می خواستم او را زورگیری کنم درگیر شدیم که همان زمان پدرم یک میلیون تومان به عنوان فصل به انها پرداخت کرد ولی اصل موضوع این گونه نبود من مشکلی با و. نداشتم و بر اثر تصاحب توپ در زمین فوتبال درگیر شدیم بنده او را کتک زدم به دلیل این که من فحاشی ناموسی به شرف او کردم مجبور بودیم به انها فصل بدهیم و در درگیری اخیر برادرم م. با و. حرف زده علت ان را نمی دانم و م. امده به ما گفت که و. به پدرش زنگ زده و گفته پسران ح. ل. می خواهند با من عمل زشت انجام بدهند و مرا زورگیری کردند. این موضوع دو روز قبل از فوت پدرم و درگیری اصلی اتفاق افتاده بود شب هنگام از ساعت 12/30 الی 24/00 که پسر عمویم به نام م. به خانه امد و گفت برادرت م. کجاست بنده گفتم نمی دانم او گفت که خانواده رمی دارند می ایند با شما درگیر شوند موضوع از این قرار است.که برادرم می خواست پسر ح. ل. را زورگیری کند من پسر عمویم م. و پدرم بودیم که خانواده رمی به ما حمله کردند. و ما دفاع کردیم و با انها درگیر شدیم انها ما را کتک زدند که پدرم از ناحیه سر مجروح کردند. و من توسط خ. ر. در ناحیه پهلوی چپم مرا گاز گرفته است. در همین حین برادرم م. به درگیری رسید و یکی از برادران خ. به چوب به سر او زد و او را مجروح کرد و درگیری اسلحه ای نداشت در همان شب به *مراجعه و علیه خانواده رمی شکایت کردیم که روز بعد در ساعت 16/30 الی 17 خانواده رمی همراه با فامیلهایشان به منزل ما حمله ور شدند حدود 25 الی 30 نفر بودند که اغلب انها جوان بودند که شرح واقع درگیری بیان نموده است.و ق. ل. در صفحه 26 پرونده اعلام داشته درگیری میان منزل عمویم به نام ح. ل. و خانواده رمی شروع شد رفته بودم سیمان بیاورم در مسیر برگشت و در هنگام تیر اندازی از کنار خانه عمویم رد می شدم که با اسلحه شکاری چند ساچمه به من اصابت کرد و عمویم تیر خورد که توسط همسایه ها به بیمارستان منتقل گردید.حسب نظریه پزشکی قانونی در صفحه 41 پرونده مجروح دارای جراحات نافذه بازوی راست جراحت دامیه سمت راست چشم راست و گونه چپ و ناحیه اهیانه ای سر دارد. که صدمات وارده بر اثر برخورد جسم پرتابه فلزی ساچمه ای ایجاد شده است.و بنا به اظهارات احدی از گواهان همسایه مقتول به نام س. م. م. در ذیل صفحه 33 اعلام داشته یکی از همسایه ها بیان داشت (خانم ف.) قبل از درگیری یک نفر جوان سبزه بلند قد با موی سر فر دیدم که به منزل خ. ر. امد و هنگام درگیری دیدم همین شخص با سلاح شکاری مرحوم ح. ل. را زده و تاکید کرد که همان موتوری م. ب.. که قبل از درگیری زیر پای فرد ناشناس دیده است.و در صفحه 50 پرونده شخصی به نام ح. ع. پ. با مامورین تماس حاصل نموده و شماره پلاک ماشین متهمان حاضر در صحنه درگیری به ماموران اعلام داشته پس از دستگیری افراد نزدیک از بستگان خ. ر. از جمله پدر وی در صفحه 60 پرونده اعلام داشته قاتل مرحوم، شخصی به نام ع. چ فرزند ع. م. ب.. که همه فامیل از این موضوع مطلع هستند و می دانند بنده حاضرم که همه جور همکاری را برای اتمام این مشکل و حل و فصل ان با مامورین انجام بدهم و خ. ر. مسبب اصلی درگیری م. ب.. در صفحه 64 پرونده اعلام داشته در درگیری حضور نداشتم به پزشکی قانونی رفته بودم و بعدا معلوم شد ع. چ فرزند ع. با اسلحه ح. ل. را کشته است.با فامیل قصد حل و فصل کردن موضوع را داشتیم و متاسفانه خانواده ع. موافقت نمی کردند. که پس از دستگیری متهم ع. چ فرزند ع. و انجام تحقیق از وی در دادسرا در صفحه 70 الی 72 به ارتکاب قتل صراحتا اعتراف کرده است.اعلام داشته دو روز قبل از درگیری من به منزل خ. ر. رفتم تا در خصوص درگیری انها با لویمی ها سوال کنم و ببینم علت درگیری چیست من انجا بودم که غ.، ع.، ح. و ع. همگی ک. ع. انجا امدند که اسلحه کلاش و یک اسلحه شکاری به همراه خود اوردند ع. برادر خ. ر. نیز اسلحه کلاش داشت انها تصمیم گرفته بودند با لویمی ها درگیر شوند خ. و بچه های او نیز بودند من اصلا قصد درگیری و شرکت در این جریان را نداشتم حتی انها را از درگیری منع کردم اما قصد درگیری داشتند من وقتی به منزل انها رفتم حدود ساعت 2/30 الی 3 بعد ازظهر بود که انها عازم درگیری بودند سه ماشین بودند دو دستگاه پراید و یک پیکان بوده که پراید نقره ای مال ع. برادر خ. بود که ع. برادر خ. راننده بود ع. داخل ان اسلحه داشت (کلاش) غ. و ع. داخل اتومبیل بودند و در ماشین پراید سفید کمال که پسر عمه خ. ا.. فرزند ا. خ. و پسر عموهایش بودند در این ماشین من بودم که اسلحه شکاری داشتم غیر از من در این ماشین کسی اسلحه نداشت اما در ماشین پراید نقره ای ع. و غ. و برادرش ع. اسلحه داشتند در ماشین پیکان پسر عموی خ. بودند و من انها را نمی شناسم در این ماشین کسی اسلحه نداشت همه به سمت منزل ل. می ها حرکت کردیم وقتی رسیدیم همه به سمت منزل انها تیر اندازی می کردند. که من هم حدود چهار عدد گلوله شلیک کردم لویمی ها از منزل بیرون امده بودند ما هم از ماشین پیاده شده بودیم و در حالی که پیاده بودیم تیر اندازی می کردیم مرحوم ح. ل. از منزل بیرون امده بود فاصله من تا ایشان حدود 10 الی 15 متر بود که یک گلوله به سمت ایشان شلیک کردم که دیدم ایشان به زمین افتاد که بعد از ان فرار کردیم و اسلحه شکاری مال غ. و ع. بود که بعد از درگیری اسلحه را به انها دادم سپس در صفحه 78 پرونده متهم در مرجع انتظامی اعترافات خود را تکرار نموده و دیگر بستگان که همراه وی در درگیری مشارکت داشتند ان را به عنوان قاتل معرفی کردند. و از جمله ج. ر. فرزند س. برادر خ. در صفحه 109 پرونده در مرجع انتظامی در صفحه113 در دادسرا اعلام داشته در درگیری نبودم و زن برادرم به نام خ. به من زنگ زد گفت من به همراه خ. در پزشکی قانونی هستم و مثل این که درگیری شده برو بچه ها را بردار من به منزل خ. رفتم کسی در خانه نبود و بعد به سمت محل درگیری رفتم دیدم ع. چ با اسلحه شکاری و غ. چ با اسلحه کلاش و ع. چ فرزند ع. با اسلحه کلاش روبروی من امدند و ع. گفت چرا این جا امدی گفتم که امدم بچه های خ. را بردارم. گفت سریع برگرد من یک نفر را با اسلحه زدم و افتاده و من این را که شنیدم به منزل برگشتم و این سه نفر اسلحه داشتند اقای ع. چ پدر متهم ع. چ اعلام داشته بچه هایم به نام های ص.، ع. در درگیری بودند و برابر اطلاعاتی که فامیل و خانواده ام به من گفتند که پسرم ع. در درگیری اسلحه شکاری داشته و ایشان اقدام به کشتن مرحوم نموده است.که دادگاه ب. ت. ب. مراتب فوق، مجموع محتویات پرونده، تحقیق صورت گرفته و گزارش مرجع انتظامی و شکایت اولیای دم با وکالت وکیل رسمی دادگستری اقای ع. ف.، نظریه پزشکی قانونی و کارشناس اسلحه و مهمات و اظهارات همراهان متهم به قتل درصحنه درگیری که قتل توسط ع. چ فرزند ع. صورت گرفته همچنین اعترافات وی در دادسرا و انکار وی در ابتدای تفهیم اتهام در جلسه دادگاه در خصوص داشتن سلاح شکاری و اعتراف وی به حضور در درگیری و داشتن اسلحه کلاش ب. ت. ب. دلایل و قرائن و امارت موجود در پرونده و سی دی بازسازی صحنه بزه در حضور متهم و وکیل وی و اولیای دم در معرض مشاهده قرار گرفت که متهم پس از ملاحظه بازسازی صحنه قتل که با ذکر جزییات و با میل و رغبت بدون اکراه صورت گرفته لب به اعتراف گشود.ه و اعلام داشته قتل توسط اینجانب صورت گرفته و نحوه ی گرفتن اسلحه از دیگر افراد و همراه کردن انان در درگیری و تیراندازی به طرف مقتول و مصدوم حادثه اعتراف نمودند لذا دادگاه بزه انتسابی به نامبرده در خصوص قتل عمدی مرحوم ح. ل. و حمل و نگهداری سلاح شکاری غیر مجاز و ایراد جرح عمدی نسب به طفل به هویت ق. ل. محرز و مسلم است.مستندا به ماده 16٫160٫167٫289، بند ب ماده 290٫386٫713 و بند ب ماده 709 قانون مجازات اسلامی مصوب سال 1392 و تبصره ماده 614 قانون مجازات اسلامی (تعزیرات) و بند الف ماده 6 قانون مجازات قاچاق اسلحه و مهمات و دارندگان سلاح و مهمات غیر مجاز حکم به قصاص نفس متهم ع. چ فرزند ع. بابت قتل عمدی مرحوم ح. ل. و به پرداخت یک دهم دیه کامل بابت جراحات نافذه بازوی راست و 6 درصد ازدیه کامل بابت جراحت از نوع دامیه در سمت راست چشم راست و گونه چپ و ناحیه اهیانه ای سر د. ح. شاکی ق. ل. و در خصوص جنبه عمومی ایراد جرح با سلاح به تحمل یک سال حبس تعزیری و در خصوص حمل و نگهداری سلاح شکاری به تحمل 6 ماه حبس تعزیری محکوم می‌گردد. و اما در خصوص اتهام دیگر وی دایر به شرکت در منازعه منتهی به قتل نظر به این که حسب ماده 131 قانون مجازات اسلامی 1392 در جرایم موجب تعزیر هر گاه رفتار واحد دارای عناوین مجرمانه متعدد باشد. مرتکب به مجازات اشد محکوم می‌شود. و بزه ارتکابی متهم، ارتکاب قتل عمدی است.موجب قصاص که فعل اشد م. ب.. لذا در نظر گرفتن دو عنوان مجرمانه در این خصوص فاقد وجاهت قانونی است.لذا حکم به برائت متهم در این خصوص صادر و اعلام می‌گردد. رای صادره حضوری و ظرف بیست روز پس از تاریخ ابلاغ قابل تجدید نظر خواهی در دیوان عالی کشور م. ب.. نظریه اقلیت: در خصوص احکام محکومیت متهم اقای ع. چ با نظر اکثریت اعضای محترم دادگاه موافقم لیکن در خصوص رای برائت از حیث اتهام شرکت در منازعه مخالف هستم زیرا مجازات قصاص با مجازات تعزیر شرکت در منازعه قابل جمع است.و هیچ گونه مانعیتی در جمع این دو قسم مجازات مختلف وجود ندارد. و نصوص صریح و قاطع مقنن در تبصره 2 ماده 615 و تبصره ماده 516 قانون تعزیرات و ماده 135 قانون مجازات اسلامی مصوب سال 1392 موید و مشعر به همین معنا است.لهذا در قسمت برائت متهم از اتهام شرکت در منازعه منجر به قتل عمدی بنا به محتویات پرونده عقیده بر صدور حکم محکومیت به تعزیر وی علاوه بر قصاص دارم.

موارد مرتبط 87

آرای مرتبط 40

نظریات مشورتی 23

مواد مرتبط 3

مقرراتِ مرتبط 1

دکترین 20

فقط پیوندهایی که متنشان در بانک است، با شاهد از خودِ متن — نه شباهتِ آماری. عنوانِ بدونِ متن ساخته نمی‌شود.

نظرها و یادداشت‌ها

نظرها پس از بررسی نمایش داده می‌شوند.

Designed & Developed by Hamed Rostami, Eng. & Attorney — © All Rights Reserved حامد رستمی، مهندس و وکیل دادگستری حقوق، با نگاهِ هوش مصنوعی و الگوریتم اینستاگرام تلگرام لینکدین