Ailexa — هوش مصنوعی + قانون home صفحه اصلی (کلاسیک)
حوزهٔ جستجوی شما حدوداً در چه زمینه‌ای است:
در جست‌جوی چه هستید؟ بعد از انتخابِ آنچه می‌خواهید، در کادرِ جستجوی بالا موضوع را بنویسید و «بگرد» را بزنید. کانال تلگرام پادکست‌ها و تدریس‌هاصفحهٔ من
رأی خلاصه جریان پرونده پیرو گزارش منتهی به دادنامه شماره 1768 – 1393/11/28 صادره از این شعبه که در صفحه 504 ضم پرونده گردیده و ب. ت. ب. محتویات پرونده محکومیت آقایان … غ. ا. و ع. ا. به ترتیب به پانزده سال و سه سال حبس مورد تأیید قرار گرفته است. ضمناً گزارش اولیه در صفحه 330 الی 334 پرونده ضمیمه شده است که در هر دو گزارش متهم دیگر پرونده متواری بوده و پس از دستگیری به دادگاه معرفی شده است شکایت اولیه در تاریخ 1390/2/12 مطرح شده در تاریخ ۱۳۹2/1/27 شعبه سوم کیفری استان گ. با حضور اعضاء و متهم ح. دولتی که تحت‌الحفظ از زندان گرگان اعزام گردیده تشکیل شده متهم در پاسخ اتهام تفهیمی و استماع شکایت شاکی گفته است که: شاکی را زمانی که شکایت کرده بود دیدم قبلاً ندیده بودم ادعای وی دروغ است فقط دو تا چک در داخل جنگل ق. به او زده‌ام ، ع. غ. خواست او را بزند نگذاشتم خودم زدم، ع. غ. آمد درب منزل ما من خواب بودم گفت بیا، گفتم کجا، گفت بعداً می‌گویم، رفتم داخل ماشین چرتم گرفت، آمد شهر گ. شاکی را سوار ماشین کردند، ع. پیچید طرف جنگل، داخل جنگل ق. یک گوشه ایستاد و آمد پائین پسره را با دست زد، آمدم پائین گفتم ع. چرا می‌زنی گفت : مزاحم ناموس من شده، گفتم تو کار نداشته باش، بردم کمی آن طرف‌تر هفت هشت قدم دورتر دو تا چک به او زدم گفتم خجالت نمی‌کشی این کارها را می‌کنی، گفت مال سال قبل است، دو بار بیشتر تلفنی صحبت نکرده بودم، ع. غ. آمد او را بزند نگذاشتم بعد ا. آمد گفت این‌ها کارشان این است و ظاهراً ا. دختری را می‌خواست که س. (شاکی) از آن خانم … خواست طرف او برود من نگذاشتم آمدیم داخل ماشین نشستیم، ع. غریب با او صحبت می‌کرد درباره فیلم نیز صحبت می‌کردند، او را به گ. رساندند پیاده کردند کلاس داشت، بعد از دستگیری غ. و ا. من سر کار بودم، گفتند بیا کارت را درست می‌کنیم و شاکی گفت پول داده‌ام این دو نفر را بکشند، من ترسیدم، مادرش در شورای حل اختلاف کار می‌کند ، مادرش گفت همه را روی تو انداخته‌اند. نظریه پزشکی قانونی قرائت شده گفته است من هیچ کاری با شاکی نکردم، اظهارات غ. قرائت شده گفته : دروغ می‌گوید. س: متهم به مشارکت در آدم‌ربائی با وسیله نقلیه، لواط به عنف، تهدید با چاقو هستید دفاع دارید؟ ج: چاقو توی داشبورد یا روی داشبورد بود یادم نیست کجا بود اشتباه کردم با آن‌ها رفتم. س: فیلم‌برداری از صحنه لواط چه کسی کرد؟ ج: من کاری نکردم. س: علت شکایت شاکی از شما چیست؟ ج: چه می‌دانم شاید برای دو تا ضربه زدن عقده کرده است متهم با صدور قرار بازداشت موقت در تاریخ ۱۳۹2/1/27 به زندان معرفی می‌گردد در تاریخ ۱۳۹2/7/6 دادگاه با حضور اعضاء، نماینده دادستان گ.، وکیل شاکی، متهم و وکیل و. ت. گ. است. نماینده دادستان تقاضای مجازات قانونی آقای ح.د.ی که اتهام انتسابی به وی محرز است را دارم، وکیل شاکی اظهار داشته مطالب را قبلاً مطرح کرده‌ام از متهم سئوال شده ع. غ. نحوه مزاحمت شاکی برای خواهرش را برای شما بیان کرده؟ پاسخ داده وقتی رسیدیم جنگل گفت چرا برای خواهرم زنگ می‌زنی آنجا متوجه اختلاف آنان شدم. در مسیر راه در چرت بودم متوجه صحبت شاکی و ع. نبودم. اظهارات ع. غ. ا. قرائت می‌شود چه می‌گوئی؟ ج: با ا. دوست هستم و با غریب دوستی ندارم‌، چرا نسبت به مزاحمت شاکی برای خواهر غ. ا. حساسیت نشان دادی؟ ج: من او را نصیحت می‌کردم یادم نیست دیگر چه گفته‌ام. وکیل متهم گفته است اظهار متهمین در مورد موکل نمی‌تواند مؤثر باشد، آدم‌ربائی با وسیله نقلیه با کیفیت احد از متهمین مرتبط است راننده چه قدر مداخله داشته، طراح اصلی ماجرا شخصی است که با شاکی کینه و کدورت ناموسی دارد، دارای انگیزه است، موکل هیچ شناختی نسبت به شاکی نداشته و هیچ مشکلی با او نداشته فاقد هرگونه انگیزه است، آقای غ. هم انگیزه داشته هم در عملیات مادی شرکت کرده، موکل در عملیات مادی دخالت نکرده، موکل در صندلی جلو نشسته، آقای غ. در صندلی عقب بوده و در طول مسیر ایشان را مورد آزار قرار داده است از مدت‌ها قبل فکر بود، با سازمان‌یافتگی از جانب وی اقدام شده ولی موکل تأثیرگذاری ناچیزی داشته، در مورد تهدید با چاقو باید مشخص شود چاقو مربوط چه کسی است چگونه به دست موکل رسیده. در برگ 16 ع. ا. گفته به جنگل رسیدیم، دولتی چاقو داشت ولی با چاقو به او حمله نکرد، پس موکل از چاقو استفاده نکرده، ا. کلیه اتهامات را به گردن موکل انداخته است، در صفحه 232 از شاکی سئوال شده کدام یک چاقو داشته پاسخ می‌دهد اوُن داشت و این در حالی است که موکل در جلسه نبوده در نتیجه یکی از دو متهم دیگر چاقو داشته، و در صفحه 229 شاکی گفته غریب از ماشین پیاده شده با ضربه زدن و نشان دادن چاقو و تهدید من را سوار کردند و مکرر بیان داشته در طول مسیر غریب با چاقو مرا می‌زد، و حمل سلاح را مقنن جرم انگاری ننموده و تحقق فعل نیاز به فعل و انفعال فیزیکی دارد که دلیلی در پرونده ملاحظه نمی‌شود. در مورد لواط به عنف هم هیچ دلیل یقینی بر ارتکاب بزه مذکور توسط موکل از ناحیه شاکی ارائه نگردیده است و علم باید نوعی باشد نه شخصی، قاضی باید بر اساس علم نوعی مبادرت به صدور رأی نماید، قرائن و امارات نه تنها علم به مجرمیت برای قاضی ایجاد نمی‌نماید بلکه بی‌گناهی موکل را آشکار می‌گرداند ، 10 تا 15 دقیقه رفتن داخل جنگل زمان منطقی برای انجام این اعمال نیست و به نظر نمی‌رسد موکل بتواند در عرض ده دقیقه به زور لباس‌های شاکی را بیرون آورد و عمل شنیع لواط را انجام دهد، ا. در صفحه 16 از س. سئوال کرده دولتی با تو کاری کرد گفته : نه شاکی هیچ اقدامی جهت مراجعه به پزشکی قانونی نکرده در حالی که دادگاه در صفحه 6 تصمیم گرفته شاکی به پزشک قانونی مراجعه نماید، متهم در آخرین دفاع اظهار داشته : من ندانسته و بدون فکر با آنان رفتم هیچ سئوالی نکردم، توی ماجرا گیر افتادم، پشمان هستم، وکیل متهم در آخرین دفاع اظهار داشته ب. ت. ب. مطالب معروضه تقاضای صدور حکم عادلانه دارم. دادگاه با اعلام ختم رسیدگی به شرح دادنامه شماره 82 – 1392/7/6 صادره از شعبه سوم دادگاه کیفری استان گ. مستنداً به مواد 211 و 233 و 234 قانون مجازات اسلامی مصوب 1392 با احراز ارتکاب لواط ایقابی به عنف توسط ح. دولتی وی را به اعدام با چوبه دار محکوم و از حیث اتهام آدم‌ربائی با وسیله نقلیه منتهی به هتک حیثیت مستنداً به مادتین 621 و 617 قانون مجازات اسلامی مصوب 1375 به تحمل پانزده سال حبس و از حیث تهدید با چاقو به تحمل دو سال حبس و هفتاد و چهار ضربه شلاق گردید که به استناد ماده 134 قانون مجازات اسلامی مصوب 1392 مجازات اشد قابل اجرا است. دکتر ع.ط.ز. با تقدیم لایحه‌ای در 5 صفحه به رأی صادره اعتراض نموده که تکرار مطالب قبلی است (صفحات 194 الی 198) مادر م. ع. نیز طی لایحه‌ای که به صورت استشتهاد محلی است و فتوکپی م. ب. تقاضای مساعدت نموده است. هیئت شعبه در تاریخ بالا تشکیل گردید پس از قرائت گزارش آقای … اعتماد عضو ممیز و اوراق پرونده و نظریه کتبی آقای … دیوان عالی کشور اجمالاً مبنی بر نقض و ابرام دادنامه تجدیدنظرخواسته مشاوره نموده چنین رأی می‌دهد: رأی شعبه دیوان عالی کشور در خصوص تجدیدنظرخواهی آقای ع.ط.ز. به وکالت از آقای ح. دولتی نسبت به دادنامه شماره 82 – 1392/1/6 صادره از شعبه سوم دادگاه کیفری استان گ. با بررسی اوراق پرونده ملاحظه می‌شود رأی دادگاه در مورد اتهام آدم‌ربائی مطابق قانون و مدارک موجود در پرونده صادر گردیده است. نظر به این که اعتراض موجه و مؤثری که موجبات خدشه بر اساس رأی و نقض آن را فراهم نماید به عمل نیامده و در رعایت تشریفات آئین دادرسی هم ایراد مؤثری ملاحظه نمی‌گردد لذا ضمن رد اعتراض معترض مستنداً به بند «الف» ماده 469 قانون آئین دادرسی کیفری دادنامه تجدیدنظرخواسته در این قسمت تأیید و ابرام می‌گردد اما نسبت به دو قسمت دیگر محکومیت متهم از حیث ارتکاب لواط ایقابی و تهدید با چاقو از جهت این که نحوه حصول علم وقوع لواط ایقابی متعارف به نظر نمی‌رسد و احتمالاً تهدید با چاقو به فرض وقوع مقدمه آدم‌ربائی بوده است در این دو مورد اعتراض معترض وارد تلقی مستنداً به بند چهار قسمت «ب» ماده 469 قانون مذکور فقط در این دو محکومیت رأی صادره نقض و پرونده جهت رسیدگی به دادگاه هم‌عرض ارجاع می‌گردد. مستشار و عضو معاون شعبه 33 دیوان عالی کشور سید نصرت الله اعتماد - سید مجتبی قریشی فهرست خلاصه جریان پرونده شعبه دیوان عالی کشور نقد رأی تهدید با چاقو و آدم ربایی در تاریخ 5 مهر 1394، دادنامه‌ای در خصوص اتهامات آدم‌ربایی، لواط به عنف و تهدید با چاقو صادر گردید. در این راستا، یکی از متهمان به پانزده سال حبس به اتهام آدم‌ربایی، دو سال حبس و هفتاد و چهار ضربه شلاق به دلیل تهدید با چاقو و همچنین اعدام به علت ارتکاب لواط ایقابی محکوم شد. متهم در دفاعیات خود ادعا نمود که در این واقعه نقشی نداشته و به اشتباه با سایر متهمان همراه شده است. وکیل متهم نیز بیان کرد که موکلش هیچ آشنایی با شاکی ندارد و انگیزه‌ای برای ارتکاب جرم نداشته است. با این حال، دادگاه با استناد به مواد 211 و 233 قانون مجازات اسلامی مصوب 1392 و مواد 621 و 617 قانون مجازات اسلامی مصوب 1375، به محکومیت متهم رای داد. پس از درخواست تجدیدنظر، دیوان عالی کشور محکومیت را در خصوص آدم‌ربایی تایید کرد، اما دو محکومیت دیگر را به دلیل عدم وجود دلایل کافی برای اثبات آن‌ها نقض و پرونده را به دادگاه همعرض ارجاع داد. تاریخ دادنامه قطعی: 1394/07/05 شماره دادنامه قطعی: --- پیام: تهدید با چاقو مقدمه آدم ربایی بوده و جرم مستقل محسوب نمی شود. رای خلاصه جریان پرونده پیرو گزارش منتهی به دادنامه شماره --- - 1393/11/28 صادره از این شعبه که در صفحه 504 ضم پرونده گردیده و ب. ت. ب. محتویات پرونده محکومیت آقایان … غ. ا. و ع. ا. به ترتیب به پانزده سال و سه سال حبس مورد تایید قرار گرفته است. ضمنا گزارش اولیه در صفحه 330 الی 334 پرونده ضمیمه شده است که در هر دو گزارش متهم دیگر پرونده متواری بوده و پس از دستگیری به دادگاه معرفی شده است شکایت اولیه در تاریخ 1390/02/12 مطرح شده در تاریخ 1392/01/27 شعبه سوم کیفری استان گ. با حضور اعضاء و متهم ح. دولتی که تحت‌الحفظ از زندان گرگان اعزام گردیده تشکیل شده متهم در پاسخ اتهام تفهیمی و استماع شکایت شاکی گفته است که: شاکی را زمانی که شکایت کرده بود دیدم قبلا ندیده بودم ادعای وی دروغ است فقط دو تا چک در داخل جنگل ق. به او زده‌ام، ع. غ. خواست او را بزند نگذاشتم خودم زدم، ع. غ. آمد درب منزل ما من خواب بودم گفت بیا، گفتم کجا، گفت بعدا می‌گویم، رفتم داخل ماشین چرتم گرفت، آمد شهر گ. شاکی را سوار ماشین کردند، ع. پیچید طرف جنگل، داخل جنگل ق. یک گوشه ایستاد و آمد پآیین پسره را با دست زد، آمدم پآیین گفتم ع. چرا می‌زنی گفت: مزاحم ناموس من شده، گفتم تو کار نداشته باش، بردم کمی آن طرف‌تر هفت هشت قدم دورتر دو تا چک به او زدم گفتم خجالت نمی‌کشی این کارها را می‌کنی، گفت مال سال قبل است، دو بار بیشتر تلفنی صحبت نکرده بودم، ع. غ. آمد او را بزند نگذاشتم بعد ا. آمد گفت این‌ها کارشان این است و ظاهرا ا. دختری را می‌خواست که س. (شاکی) از آن خانم … خواست طرف او برود من نگذاشتم آمدیم داخل ماشین نشستیم، ع. غریب با او صحبت می‌کرد درباره فیلم نیز صحبت می‌کردند، او را به گ. رساندند پیاده کردند کلاس داشت، بعد از دستگیری غ. و ا. من سر کار بودم، گفتند بیا کارت را درست می‌کنیم و شاکی گفت پول داده‌ام این دو نفر را بکشند، من ترسیدم، مادرش در شورای حل اختلاف کار می‌کند، مادرش گفت همه را روی تو انداخته‌اند. نظریه پزشکی قانونی قرائت شده گفته است من هیچ کاری با شاکی نکردم، اظهارات غ. قرائت شده گفته: دروغ می‌گوید. س: متهم به مشارکت در آدم‌ربائی با وسیله نقلیه، لواط به عنف، تهدید با چاقو هستید دفاع دارید؟ ج: چاقو توی داشبورد یا روی داشبورد بود یادم نیست کجا بود اشتباه کردم با آن‌ها رفتم. س: فیلم‌برداری از صحنه لواط چه کسی کرد؟ ج: من کاری نکردم. س: علت شکایت شاکی از شما چیست؟ ج: چه می‌دانم شاید برای دو تا ضربه زدن عقده کرده است متهم با صدور قرار بازداشت موقت در تاریخ 1392/01/27 به زندان معرفی می‌گردد در تاریخ 1392/07/06 دادگاه با حضور اعضاء، نماینده دادستان گ.، وکیل شاکی، متهم و وکیل و. ت. گ. است. نماینده دادستان تقاضای مجازات قانونی آقای ح.د.ی که اتهام انتسابی به وی محرز است را دارم، وکیل شاکی اظهار داشته مطالب را قبلا مطرح کرده‌ام از متهم سئوال شده ع. غ. نحوه مزاحمت شاکی برای خواهرش را برای شما بیان کرده؟ پاسخ داده وقتی رسیدیم جنگل گفت چرا برای خواهرم زنگ می‌زنی آنجا متوجه اختلاف آنان شدم. در مسیر راه در چرت بودم متوجه صحبت شاکی و ع. نبودم. اظهارات ع. غ. ا. قرائت می‌شود چه می‌گوئی؟ ج: با ا. دوست هستم و با غریب دوستی ندارم‌، چرا نسبت به مزاحمت شاکی برای خواهر غ. ا. حساسیت نشان دادی؟ ج: من او را نصیحت می‌کردم یادم نیست دیگر چه گفته‌ام. وکیل متهم گفته است اظهار متهمین در مورد موکل نمی‌تواند موثر باشد، آدم‌ربائی با وسیله نقلیه با کیفیت احد از متهمین مرتبط است راننده چه قدر مداخله داشته، طراح اصلی ماجرا شخصی است که با شاکی کینه و کدورت ناموسی دارد، دارای انگیزه است، موکل هیچ شناختی نسبت به شاکی نداشته و هیچ مشکلی با او نداشته فاقد هرگونه انگیزه است، آقای غ. هم انگیزه داشته هم در عملیات مادی شرکت کرده، موکل در عملیات مادی دخالت نکرده، موکل در صندلی جلو نشسته، آقای غ. در صندلی عقب بوده و در طول مسیر ایشان را مورد آزار قرار داده است از مدت‌ها قبل فکر بود، با سازمان‌یافتگی از جانب وی اقدام شده ولی موکل تاثیرگذاری ناچیزی داشته، در مورد تهدید با چاقو باید مشخص شود چاقو مربوط چه کسی است چگونه به دست موکل رسیده. در برگ 16 ع. ا. گفته به جنگل رسیدیم، دولتی چاقو داشت ولی با چاقو به او حمله نکرد، پس موکل از چاقو استفاده نکرده، ا. کلیه اتهامات را به گردن موکل انداخته است، در صفحه 232 از شاکی سئوال شده کدام یک چاقو داشته پاسخ می‌دهد اوُن داشت و این در حالی است که موکل در جلسه نبوده در نتیجه یکی از دو متهم دیگر چاقو داشته، و در صفحه 229 شاکی گفته غریب از ماشین پیاده شده با ضربه زدن و نشان دادن چاقو و تهدید من را سوار کردند و مکرر بیان داشته در طول مسیر غریب با چاقو مرا می‌زد، و حمل سلاح را مقنن جرم انگاری ننموده و تحقق فعل نیاز به فعل و انفعال فیزیکی دارد که دلیلی در پرونده ملاحظه نمی‌شود. در مورد لواط به عنف هم هیچ دلیل یقینی بر ارتکاب بزه مذکور توسط موکل از ناحیه شاکی ارائه نگردیده است و علم باید نوعی باشد نه شخصی، قاضی باید بر اساس علم نوعی مبادرت به صدور رای نماید، قرائن و امارات نه تنها علم به مجرمیت برای قاضی ایجاد نمی‌نماید بلکه بی‌گناهی موکل را آشکار می‌گرداند، 10 تا 15 دقیقه رفتن داخل جنگل زمان منطقی برای انجام این اعمال نیست و به نظر نمی‌رسد موکل بتواند در عرض ده دقیقه به زور لباس‌های شاکی را بیرون آورد و عمل شنیع لواط را انجام دهد، ا. در صفحه 16 از س. سئوال کرده دولتی با تو کاری کرد گفته: نه شاکی هیچ اقدامی جهت مراجعه به پزشکی قانونی نکرده در حالی که دادگاه در صفحه 6 تصمیم گرفته شاکی به پزشک قانونی مراجعه نماید، متهم در آخرین دفاع اظهار داشته: من ندانسته و بدون فکر با آنان رفتم هیچ سئوالی نکردم، توی ماجرا گیر افتادم، پشمان هستم، وکیل متهم در آخرین دفاع اظهار داشته ب. ت. ب. مطالب معروضه تقاضای صدور حکم عادلانه دارم. دادگاه با اعلام ختم رسیدگی به شرح دادنامه شماره --- - 1392/07/06 صادره از شعبه سوم دادگاه کیفری استان گ. مستندا به مواد 211 و 233 و 234 قانون مجازات اسلامی مصوب 1392 با احراز ارتکاب لواط ایقابی به عنف توسط ح. دولتی وی را به اعدام با چوبه دار محکوم و از حیث اتهام آدم‌ربائی با وسیله نقلیه منتهی به هتک حیثیت مستندا به مادتین 621 و 617 قانون مجازات اسلامی مصوب 1375 به تحمل پانزده سال حبس و از حیث تهدید با چاقو به تحمل دو سال حبس و هفتاد و چهار ضربه شلاق گردید که به استناد ماده 134 قانون مجازات اسلامی مصوب 1392 مجازات اشد قابل اجرا است. دکتر ع.ط.ز. با تقدیم لایحه‌ای در 5 صفحه به رای صادره اعتراض نموده که تکرار مطالب قبلی است (صفحات 194 الی 198 ) مادر م. ع. نیز طی لایحه‌ای که به صورت استشتهاد محلی است و فتوکپی م. ب. تقاضای مساعدت نموده است. هیات شعبه در تاریخ بالا تشکیل گردید پس از قرائت گزارش آقای … اعتماد عضو ممیز و اوراق پرونده و نظریه کتبی آقای … دیوان عالی کشور اجمالا مبنی بر نقض و ابرام دادنامه تجدیدنظرخواسته مشاوره نموده چنین رای می‌دهد: رای شعبه دیوان عالی کشور در خصوص تجدیدنظرخواهی آقای ع.ط.ز. به وکالت از آقای ح. دولتی نسبت به دادنامه شماره --- - 1392/01/06 صادره از شعبه سوم دادگاه کیفری استان گ. با بررسی اوراق پرونده ملاحظه می‌شود رای دادگاه در مورد اتهام آدم‌ربائی مطابق قانون و مدارک موجود در پرونده صادر گردیده است. نظر به این که اعتراض موجه و موثری که موجبات خدشه بر اساس رای و نقض آن را فراهم نماید به عمل نیامده و در رعایت تشریفات آیین دادرسی هم ایراد موثری ملاحظه نمی‌گردد لذا ضمن رد اعتراض معترض مستندا به بند «الف» ماده 469 قانون آیین دادرسی کیفری دادنامه تجدیدنظرخواسته در این قسمت تایید و ابرام می‌گردد اما نسبت به دو قسمت دیگر محکومیت متهم از حیث ارتکاب لواط ایقابی و تهدید با چاقو از جهت این که نحوه حصول علم وقوع لواط ایقابی متعارف به نظر نمی‌رسد و احتمالا تهدید با چاقو به فرض وقوع مقدمه آدم‌ربائی بوده است در این دو مورد اعتراض معترض وارد تلقی مستندا به بند چهار قسمت «ب» ماده 469 قانون مذکور فقط در این دو محکومیت رای صادره نقض و پرونده جهت رسیدگی به دادگاه هم‌عرض ارجاع می‌گردد. مستشار و عضو معاون شعبه --- دیوان عالی کشور

موارد مرتبط 47

آرای مرتبط 5

نظریات مشورتی 40

مواد مرتبط 2

فقط پیوندهایی که متنشان در بانک است، با شاهد از خودِ متن — نه شباهتِ آماری. عنوانِ بدونِ متن ساخته نمی‌شود.

نظرها و یادداشت‌ها

نظرها پس از بررسی نمایش داده می‌شوند.

Designed & Developed by Hamed Rostami, Eng. & Attorney — © All Rights Reserved حامد رستمی، مهندس و وکیل دادگستری حقوق، با نگاهِ هوش مصنوعی و الگوریتم اینستاگرام تلگرام لینکدین