Ailexa — هوش مصنوعی + قانون home صفحه اصلی (کلاسیک)
حوزهٔ جستجوی شما حدوداً در چه زمینه‌ای است:
در جست‌جوی چه هستید؟ بعد از انتخابِ آنچه می‌خواهید، در کادرِ جستجوی بالا موضوع را بنویسید و «بگرد» را بزنید. کانال تلگرام پادکست‌ها و تدریس‌هاصفحهٔ من
رأی خلاصه جریان پرونده حسب محتویات پرونده و کیفرخواست مورخه 92/10/8 صادره از دادسرای عمومی و انقلاب شعبه د. آقای م. و. متولد 1367 به اتهام مباشرت در قتل عمدی مرحوم الف. ن.ز. 27 ساله موضوع شکایت اولیاءدم تحت تعقیب کیفری قرار گرفته است ص221. متهم در مراحل اولیه در تحقیقات انتظامی و بازپرسی منکر بزه انتسابی شده نهایتا در مورخه 92/3/14 در دایره آگاهی به این صورت اقرار نموده است مرحوم الف. از چند سال پیش با خواهر من به نام ط. رابطه داشته و به عنوان خواستگار از خواهرم سوء استفاده کرده... قرار گذاشت که شب بعدش همدیگر را ببینیم او را به محله ای بیرون از شهر بردم و به او گفتم که الف. چرا می خواهی با آبروی ما بازی کنی .... با من حرفش شد گفت من را به اینجا آورده ای که این حرفها را بزنی و مرا تهدید کرد که اگر پایم به شهر برسد چه کارت می کنم آبرویتان را می برم و هر چه از شما بدانم به همه می گویم. من از او التماس کردم که این کار را نکند بعدش که من دیگر راهی برای خود نمی دیدم رفتم و دوری زدم و برگشتم دوباره به او گفتم که سوار ماشین شود ولی با من گلاویز شد و مجبور شدم با گرز داخل ماشین او را بزنم و بعد او جان داشت برای این که کسی نفهمد رفتم به منزل خودمان یک بیل آوردم و او را خاک کردم. لازم به ذکر است که بعد از ضربه برای اطمینان او را خفه کردم با یک طناب قرمز ...ص138-143. متهم در بازپرسی اظهار نموده بله قبول دارم من الف. ن.ز. را به قتل رسانده ام ولی به خدا هیچ وقت انگیزه این کار را نداشتم و به علت مسائل ناموسی با این مرحوم درگیر شدم و هرگز فکر نمی کردم این اتفاق بیفتد .... داشتیم با هم حرف می زدیم به منطقه ای بیرون از شهر رفتیم آنجا او را از ماشین پیاده کردم به او گفتم الف. الان جز من و تو خدا کسی بین من و تونیست چرا می خواهی با آبروی ما بازی کنی بخواهم هر کاری سرت می آورم و مرحوم الف. عصبانی شد و شروع کرد به فحاشی و کفر کردن و بدو بیراه گفتن و تهدید کردن .... و شروع کرد به حرفهای ناموسی و حرفهای تحریک آمیز که تو مرد نیستی اگر مرد بودی نمی گذاشتی من با خواهرت رابطه داشته باشم و همین طور نگاهم کنی و من هم با گرزی که در زیر صندلی ماشین داشتم پایین آمدم و به سر او زدم و بعد از زدن ضربه با هم گلاویز شدیم و گردن هم را فشار دادیم و بعد دستهایش شل شد و ترسیدم با طناب دستها و گردن او را بستم و به سمت خانه رفتم حدود ساعت 5/12 این اتفاق افتاد و رفتم تا یک بیل از خانه بیاورم و او را دفن کنم به خانه رفتم یک بیل آوردم جنازه را حدود چند صد متر جلوتر بردم یک زمین برای دفنش پیدا کردم چاله ای کندم و جنازه را داخل آن گذاشتم و حدود ساعت 3 شب به خانه برگشتم ...ص149-152 متهم در بازسازی صحنه نیز چگونگی دعوا و درگیری با مقتول و چگونگی قتل و خاک کردن وی را تشریح نموده است ص154 پزشکی قانونی علت فوت را خفگی متعاقب فشار بر عناصر حیاتی گردن توسط جسم قابل انعطاف و عوارض ناشی از آن تعیین نموده است ص205. متهم در آخرین دفاع در بازپرسی اظهار نموده اینجانب قصد کشتن وی را نداشتم ولی با هم در بیابان درگیر شدیم خورد به زمین یقه وی را گرفتم و گردنش را فشار دادم و بعد که فوت کرد علائم حیاتی نداشت با بیل زمین را کندم وی را خاک کردم ...ص212. متهم در جلسه دادرسی اظهار نموده مقتول خواست با سنگ مرا بزند هرچه گفتم کوتاه نیامد سوییچ ماشین مرا از روی ماشین گرفت و من چوبی را که زیر صندلی بود بیرون آوردم روی سنگی که در دست وی بود و خواست مرا بزند برخورد کرد سنگ خودش به سر وی برخورد و افتاد .... سنگی را بالای سر برد که به سر من بزند که بنده چوب را جلوی خودم گرفتم که سنگ به چوب برخورد کرد و به خودش برخورد کرد و افتاد و خون آمد ترسیدم وی را سوار ماشین کردم ببرم و تا نزدیک بیمارستان بردم دوباره گفتم برای این که مشکل بیشتر نشود در آن مسیر یک فرو رفتگی دیدم حدود پانصد متری محل قتل انداختم و وی را رها کردم .... شعبه یک دادگاه کیفری استان لرستان پس از رسیدگی طی دادنامه شماره 00026-93/3/12 با اتفاق آراء به شرح آتی انشاء حکم نموده است: ((رأی دادگاه)) در خصوص اتهام آقای م. و. با وکالت آقایان ح. ش. و م. م. دائر بر قتل عمدی مقتول به نام آقای …. ن.ز. با اولیاءدم مقتول به اسامی 1- آقای ف.الف. ن.ز. (پدر مقتول) 2- خانم ش. ب. (مادر مقتول) به نحو مضبوط و منعکس در پرونده ملاحظه می گردد در مورخ 1392/2/29 در ص4 برادر مقتول اعلام مفقودیت برادرش (مقتول به نام الف. ن.ز.) در مورخ 1392/2/24 را اعلام و خواستار رسیدگی گردیده است در مورخ 1392/3/5 در ص13 مراجع انتظامی جسد مقتول را در حدوداً 15 کیلومتری جنوب شرقی پاسگاه انتظامی ... در مزارع کشاورزی کشف نمودند و در ص15 برادر مقتول از آقای …. و. به لحاظ تهدید به مرگ برادرش مقتول شاکی بوده است در ص18 پدر مقتول به نام ف.الف. ن.ز. اعلام نمود که در مورخه 1392/2/24 مقتول حدود ساعت 10 شب که تلفن وی به شماره ... زنگ خورد، مادر مقتول و خواهر مقتول از وی می پرسند چه کسی است که وی اعلام نموده م. و. است و با شلوار و تی شرت بیرون رفته و مادر مقتول به مقتول گفته که با وی نرود احتمالاً تو را بکشد و مقتول می گوید خیر اینها بچه هستند که مرا بکشند و بعد از دو ساعت گوشی وی خاموش شده تا این که چند روز پیش به گوشی وی زنگ زدم و یک نفر ناشناس برداشته است و گفت من از زیر پل پیدا کردم.در ص17 ادامه داد که مقتول با دختر ل. و. به مدت سه سال است که دوست بوده و جهت خواستگاری رفته ولی دختر را ندادند. پدر متهم بنام ن. و. در ص58 اعلام داشته که مقتول خواستگار دخترم بوده ولی من گفتم تو باید اهل مسجد باشی تا دختر به شما بدهم و ادامه داده (شاید دخترش خواهان مقتول بوده باشد ولی حرف اول را وی در خانه می زده است) در ص60 خانم ط.و. اعلام داشت که رابطه دوستانه ما (منظور وی و مقتول) به خاطر این شروع شد که وی داخل خیابان جلویم را می گرفت و می گفت با شما قصد ازدواج دارم تقریبا 3 الی چهار سال پیش بود و یک نفر مزاحم من شده به اسماعیل (مقتول) گفتم رفت و با وی صحبت کرد از آن لحظه رفاقت شروع شد و اصرار می کرد با من ازدواج بکند خانواده اش آمدند جهت خواستگاری من، پدرم قبول نکرد و بعد از خواستگاری که رد شد تا مدتی با من صحبت نکرد و یک ماه پیش آخرین باری بود که با مقتول صحبت کرده در ص74 گواهی فوت مقتول اخذ گردیده است. در ص95 و 96 متهم به نام م. و. اعلام داشته که با مقتول رفاقت در حد سلام علیک و احوال پرسی داشته است و چند تماس در اردیبهشت ماه با مقتول داشته ام مرحوم از من تقاضای واسطه گری در امر ازدواج داشته و من هیچ موردی با وی نداشته ام و در مجموع منکر ارتکاب بزه قتل مقتول گردیده است. متهم در ص110 اعلام داشت که الف. با ما نسبت فامیلی دوری دارد و حدود دو سال پیش به خواستگاری خواهرم آمد و ما جواب رد دادیم و درخصوص این که خواهرم قبل از خواستگاری یا بعد از خواستگاری با وی ارتباط داشته اطلاعی نداشته ام و در ص143 متهم اعلام داشت که مقتول با خواهرم رابطه داشته و به عنوان خواستگار از خواهرم سوء استفاده کرده است این پسر سالها به آزار و اذیت خانواده ام پرداخت و خیلی با او حرف زدیم و او را متقاعد کردیم برایش اهمیت نداشت و حتی به جایی رسید که عکس خواهرم را به دیگران نشان داده بود و در ص142 ادامه داد که مقتول را از منزل بیرون آورده تا با وی صحبت کند و نصیحت کند و مقتول به وی گفت من را اینجا آورده ای که این حرفها را بزنی و مرا تهدید کرد اگر پایم به شهر برسد چه کارت می کنم آبرویتان را می برم و هر چه از شما بدانم می گویم بعد من رفتم و دوری زدم و برگشتم دوباره به او گفتم که سوار ماشین شود ولی با من گلاویز شد و مجبور شدم با گرز داخل ماشین او را بزنم بعد او جان نداشت و رفتم منزل بیل آوردم و او را خاک کردم که بعد از ضربه برای اطمینان او را خفه کردم و وکالت نامه وکیل متهم در ص180 منعکس گردید. گواهی حصر وراثت مقتول در ص186 منعکس گردیده است. متهم در ص209 مجدداً اقرار به ارتکاب بزه قتل مقتول نموده است و در ص212 ادامه داد که قصد کشتن مقتول را نداشته ولی در اثر عصبانیت از نوع حرفهای مقتول وی را کشته است در ص221 کیفرخواست متهم تهیه و تنظیم گردیده است در جلسه مورخ 1393/3/10 متهم اعلام داشت که مقتول سنگی بالای سر برده که بر متهم ضربه بزند که وی با چوب که در دست داشته جلوی صورت خود گرفته تا از خود دفاع کند که سنگ وی (مقتول) برگشت خورده و به مقتول اصابت نموده و مقتول در اثر آن فوت نموده و اصلا وی مقتول را خفه نکرده و منکر اظهارات سابق خود در مراحل دادسرا بوده و اعلام داشته آن اظهارات در اثر شکنجه بوده ضمناً اعلام داشت نمی داند که خواهرش با مقتول ارتباط خلاف شرع داشته یا خیر و دفاعیات وی (متهم) و وکلای وی و شکایت شکات اخذ گردیده است. علیهذا دادگاه نظربه بررسی دقیق پرونده شکایت شکات (اولیاءدم مقتول) گواهی پزشکی مقتول، گواهی انحصار وراثت مقتول، اقاریر متهم در مراحل تحقیقات دادسرا و جلسه دادگاه که با گواهی پزشکی واوضاع واحوال کاملاً منطبق داشته و با واقع امر تطابق داشته و اینکه عمل ارتکابی متهم نوعاً کشنده بود و دفاعیات غیر موثر متهم در جلسه این دادگاه و دفاعیات غیر موثر وکلای متهم، کیفرخواست تنظیمی بزهکاریش محرز و ثابت تشخیص مستنداً به بند ب ماده 290 و مواد 160- 164- 173- 348- 350- 381- 417 قانون مجازات اسلامی مصوب 1392 حکم بر محکومیت متهم مذکور به قصاص نفس درخصوص قتل عمدی مذکور از طریق به دار آویختن در زندان مرکزی شهرستان خرم آباد پس از قطعیت دادنامه مذکور و استیذان مقام عظمای ولایت آقای … ای (دامه برکاته) و درخواست قصاص از ناحیه اولیاءدم مقتول صادر و اعلام می گردد رأی صادره حضوری و ظرف مدت بیست روز پس از ابلاغ قابل اعتراض در دیوان محترم عالی کشور م. ب. .دادنامه صادره در مورخه 93/3/28 به آقای م. م. به عنوان وکیل متهم ابلاغ که نامبرده بشرح لایحه تقدیمی بتاریخ 93/4/15 درخواست تجدید نظر نموده است. متقاضی در لایحه تقدیمی اجمالا عنوان نموده قانگذار در بند الف ماده 302 قانون مجازات اسلامی نوع رفتار مجنی علیه را مد نظر قرار داده که دادگاه می بایست ب. ت. ب. اوضاع و احوال قضیه نسبت به جرم حدی مقتول تحقیق و رسیدگی می کرد ب. ت. ب. اظهارات خواهر متهم ص193 در باب نوع رفتار مجنی علیه و اظهارات مادر و خواهر مقتول انگیزه قتل مشخص و معلوم است و آنچه باعث مرگ مقتول گردیده نوع رفتار و عمل خلاف شرع ایشان م. ب. تا جایی که ب. ت. ب. تجاوز وی به خواهر متهم بنا به اظهارات در پرونده بچه ای را سقط جنین نموده است که می بایست قضات محترم در این خصوص تحقیقات بیشتری را انجام می دادند و با احضار خواهر متهم و خانواده مقتول نسبت به کشف حقیقت و انگیزه قتل اقدام می شد و ب. ت. ب. نقص تحقیقات دادگاه درخصوص معصوم بودن یا عدم معصومیت مجنی علیه بالحاظ رفتار حدی ایشان و همچنین اعتقاد متهم به مهدور الدم بودن مقتول ... شخص متهم نیز لایحه ای تقدیم و در آن اعلام نموده اینجانب به علت حضور اولیاء دم مقتول و ترس جریحه دار شدن آنها و برملاشدن حیثیت خانوادگی و اسرار خانواده ام نتوانستم حقایق را بیان کنم .آنچه موجب انگیزه قتل توسط اینجانب گردیده رفتار و شئونات مقتول و تجاوز وی به حیثیت خانواده ام وتجاوز به عنف به خواهرم بوده که وی را مستحق قتل می دانستم و در روز واقعه خود مقتول به رفتار خود که انجام داده بود اعتراف کرد و تهدید نمود که اگر به شهر بروم آنها را افشاء می کنم ... پس از ارسال پرونده به دیوان عالی کشور جهت رسیدگی به این شعبه (6) ارجاع شده است. هیئت شعبه در تاریخ بالاتشکیل گردید پس از قرائت گزارش آقای … عضو ممیز وملاحظه اوراق پرونده و نظریه کتبی آقای م.افرا دادیار دیوان عالی کشور اجمالاً مبنی بر ابرام در خصوص دادنامه شماره 00026-1393/3/12 تجدید نظر خواسته مشاوره نموده چنین رأی می دهد : رأی شعبه دیوان عالی کشور ب. ت. ب. محتویات پرونده شعبه محترم اول دادگاه کیفری استان لرستان پس از رسیدگی به اتهام م. و. حکم بر قصاص نفس او به جهت قتل عمدی احراز کردن حادثه منجر به فوت الف. ن. را صادر کرده است بنا بر مستندات مذکور در رأی (مواد 164 و 173 قانون مجازات اسلامی) طریق احراز، اقرار متهم است با آنکه متهم در مراحل دادرسی منکر بزه انتسابی بوده و اقاریر خود در مراحل قبلی را هم توجیه کرده است مضافاً بر آن که انکار بعد از اقرار که موجب سقوط مجازات (به جز در زنا و لواط) نیست، اقرار عندالحاکم (قاضی صادر کننده رأی) است نه اقاریر در مراحل قبلی پرونده و طبعاً در صورت احراز از طریق علم نیز می بایست بنا بر تصریح ماده 211 قانون مجازات اسلامی قرائن و امارات بیّن مستند علم در حکم قید می شد تا امکان بررسی آن در این مرجع بود. نتیجتاً اعتراض بر محکومیت م. و. به قصاص نفس وارد است، لذا با استناد به بند الف ماده 265 قانون آئین دادرسی کیفری رأی معترض علیه نقض و رسیدگی به همان شعبه محترم ارجاع می گردد. شعبه 6 دیوان عالی کشور - ریس و مستشار رحمت اله عروجی - محمد حسین احمدی فهرست خلاصه جریان پرونده شعبه دیوان عالی کشور نقد رأی دامنه شمول قاعده عدم پذیرش انکار بعد از اقرار موضوع این پرونده به اتهام قتل عمدی فردی مرتبط م. ب. که توسط متهمی صورت گرفته است. در مراحل ابتدایی، متهم ارتکاب بزه را انکار کرد، اما در ادامه به قتل مذکور به انگیزه مسائل ناموسی و درگیری فیزیکی اقرار نمود. در دفاعیات خود، متهم به تهدیدات و رفتار تحریک‌آمیز از سوی مقتول اشاره کرده و ادعا کرده است که قصد کشتن او را نداشته است. دادگاه با استناد به اقاریر متهم، گواهی پزشکی قانونی و شواهد موجود، متهم را به قصاص نفس محکوم کرد. این حکم پس از بررسی دقیق مستندات و دفاعیات غیر موثر متهم، بر اساس مواد 290 و 164 قانون مجازات اسلامی مصوب 1392 تایید گردید. در مرحله تجدیدنظر، دیوان عالی کشور به این نتیجه رسید که اقرار متهم در مراحل دادرسی معتبر بوده و انکار بعدی او نمی‌تواند موجب سقوط مجازات شود. لذا، حکم دادگاه بدوی نقض و پرونده برای رسیدگی مجدد به شعبه مربوطه ارجاع شد. تاریخ دادنامه قطعی: 1393/07/19 شماره دادنامه قطعی: --- پیام: قاعده عدم پذیرش انکار بعد از اقرار،صرفا درفرضی است که اقرار نزد قاضی صادرکننده رای ادا شده باشد و اقاریر مراحل قبلی، مشمول این قاعده نیست. رای خلاصه جریان پرونده حسب محتویات پرونده و کیفرخواست مورخه 92/10/8 صادره از دادسرای عمومی و انقلاب شعبه د. آقای م. و. متولد 1367 به اتهام مباشرت در قتل عمدی مرحوم الف. ن.ز. 27 ساله موضوع شکایت اولیاءدم تحت تعقیب کیفری قرار گرفته است ص 221 . متهم در مراحل اولیه در تحقیقات انتظامی و بازپرسی منکر بزه انتسابی شده نهایتا در مورخه 92/3/14 در دایره آگاهی به این صورت اقرار نموده است مرحوم الف. از چند سال پیش با خواهر من به نام ط. رابطه داشته و به عنوان خواستگار از خواهرم سوء استفاده کرده... قرار گذاشت که شب بعدش همدیگر را ببینیم او را به محله ای بیرون از شهر بردم و به او گفتم که الف. چرا می خواهی با آبروی ما بازی کنی.... با من حرفش شد گفت من را به اینجا آورده ای که این حرفها را بزنی و مرا تهدید کرد که اگر پایم به شهر برسد چه کارت می کنم آبرویتان را می برم و هر چه از شما بدانم به همه می گویم. من از او التماس کردم که این کار را نکند بعدش که من دیگر راهی برای خود نمی دیدم رفتم و دوری زدم و برگشتم دوباره به او گفتم که سوار ماشین شود ولی با من گلاویز شد و مجبور شدم با گرز داخل ماشین او را بزنم و بعد او جان داشت برای این که کسی نفهمد رفتم به منزل خودمان یک بیل آوردم و او را خاک کردم. لازم به ذکر است که بعد از ضربه برای اطمینان او را خفه کردم با یک طناب قرمز...ص 138 - 143 . متهم در بازپرسی اظهار نموده بله قبول دارم من الف. ن.ز. را به قتل رسانده ام ولی به خدا هیچ وقت انگیزه این کار را نداشتم و به علت مسائل ناموسی با این مرحوم درگیر شدم و هرگز فکر نمی کردم این اتفاق بیفتد.... داشتیم با هم حرف می زدیم به منطقه ای بیرون از شهر رفتیم آنجا او را از ماشین پیاده کردم به او گفتم الف. الان جز من و تو خدا کسی بین من و تونیست چرا می خواهی با آبروی ما بازی کنی بخواهم هر کاری سرت می آورم و مرحوم الف. عصبانی شد و شروع کرد به فحاشی و کفر کردن و بدو بیراه گفتن و تهدید کردن.... و شروع کرد به حرفهای ناموسی و حرفهای تحریک آمیز که تو مرد نیستی اگر مرد بودی نمی گذاشتی من با خواهرت رابطه داشته باشم و همین طور نگاهم کنی و من هم با گرزی که در زیر صندلی ماشین داشتم پآیین آمدم و به سر او زدم و بعد از زدن ضربه با هم گلاویز شدیم و گردن هم را فشار دادیم و بعد دستهایش شل شد و ترسیدم با طناب دستها و گردن او را بستم و به سمت خانه رفتم حدود ساعت 5/12 این اتفاق افتاد و رفتم تا یک بیل از خانه بیاورم و او را دفن کنم به خانه رفتم یک بیل آوردم جنازه را حدود چند صد متر جلوتر بردم یک زمین برای دفنش پیدا کردم چاله ای کندم و جنازه را داخل آن گذاشتم و حدود ساعت 3 شب به خانه برگشتم...ص 149 - 152 متهم در بازسازی صحنه نیز چگونگی دعوا و درگیری با مقتول و چگونگی قتل و خاک کردن وی را تشریح نموده است ص 154 پزشکی قانونی علت فوت را خفگی متعاقب فشار بر عناصر حیاتی گردن توسط جسم قابل انعطاف و عوارض ناشی از آن تعیین نموده است ص 205 . متهم در آخرین دفاع در بازپرسی اظهار نموده اینجانب قصد کشتن وی را نداشتم ولی با هم در بیابان درگیر شدیم خورد به زمین یقه وی را گرفتم و گردنش را فشار دادم و بعد که فوت کرد علائم حیاتی نداشت با بیل زمین را کندم وی را خاک کردم...ص 212 . متهم در جلسه دادرسی اظهار نموده مقتول خواست با سنگ مرا بزند هرچه گفتم کوتاه نیامد سوییچ ماشین مرا از روی ماشین گرفت و من چوبی را که زیر صندلی بود بیرون آوردم روی سنگی که در دست وی بود و خواست مرا بزند برخورد کرد سنگ خودش به سر وی برخورد و افتاد.... سنگی را بالای سر برد که به سر من بزند که بنده چوب را جلوی خودم گرفتم که سنگ به چوب برخورد کرد و به خودش برخورد کرد و افتاد و خون آمد ترسیدم وی را سوار ماشین کردم ببرم و تا نزدیک بیمارستان بردم دوباره گفتم برای این که مشکل بیشتر نشود در آن مسیر یک فرو رفتگی دیدم حدود پانصد متری محل قتل انداختم و وی را رها کردم.... شعبه یک دادگاه کیفری استان لرستان پس از رسیدگی طی دادنامه شماره --- - 93/3/12 با اتفاق آراء به شرح آتی انشاء حکم نموده است: در خصوص اتهام آقای م. و. با وکالت آقایان ح. ش. و م. م. دائر بر قتل عمدی مقتول به نام آقای …. ن.ز. با اولیاءدم مقتول به اسامی 1 - آقای ف.الف. ن.ز. (پدر مقتول) 2 - خانم ش. ب. (مادر مقتول) به نحو مضبوط و منعکس در پرونده ملاحظه می‌گردد در مورخ 1392/02/29 در ص 4 برادر مقتول اعلام مفقودیت برادرش (مقتول به نام الف. ن.ز.) در مورخ 1392/02/24 را اعلام و خواستار رسیدگی گردیده است در مورخ 1392/03/05 در ص 13 مراجع انتظامی جسد مقتول را در حدودا 15 کیلومتری جنوب شرقی پاسگاه انتظامی... در مزارع کشاورزی کشف نمودند و در ص 15 برادر مقتول از آقای …. و. به لحاظ تهدید به مرگ برادرش مقتول شاکی بوده است در ص 18 پدر مقتول به نام ف.الف. ن.ز. اعلام نمود که در مورخه 1392/02/24 مقتول حدود ساعت 10 شب که تلفن وی به شماره... زنگ خورد، مادر مقتول و خواهر مقتول از وی می پرسند چه کسی است که وی اعلام نموده م. و. است و با شلوار و تی شرت بیرون رفته و مادر مقتول به مقتول گفته که با وی نرود احتمالا تو را بکشد و مقتول می گوید خیر اینها بچه هستند که مرا بکشند و بعد از دو ساعت گوشی وی خاموش شده تا این که چند روز پیش به گوشی وی زنگ زدم و یک نفر ناشناس برداشته است و گفت من از زیر پل پیدا کردم.در ص 17 ادامه داد که مقتول با دختر ل. و. به مدت سه سال است که دوست بوده و جهت خواستگاری رفته ولی دختر را ندادند. پدر متهم به نام ن. و. در ص 58 اعلام داشته که مقتول خواستگار دخترم بوده ولی من گفتم تو باید اهل مسجد باشی تا دختر به شما بدهم و ادامه داده (شاید دخترش خواهان مقتول بوده باشد ولی حرف اول را وی در خانه می زده است) در ص 60 خانم ط.و. اعلام داشت که رابطه دوستانه ما (منظور وی و مقتول) به خاطر این شروع شد که وی داخل خیابان جلویم را می گرفت و می گفت با شما قصد ازدواج دارم تقریبا 3 الی چهار سال پیش بود و یک نفر مزاحم من شده به اسماعیل (مقتول) گفتم رفت و با وی صحبت کرد از آن لحظه رفاقت شروع شد و اصرار می کرد با من ازدواج بکند خانواده اش آمدند جهت خواستگاری من، پدرم قبول نکرد و بعد از خواستگاری که رد شد تا مدتی با من صحبت نکرد و یک ماه پیش آخرین باری بود که با مقتول صحبت کرده در ص 74 گواهی فوت مقتول اخذ گردیده است. در ص 95 و 96 متهم به نام م. و. اعلام داشته که با مقتول رفاقت در حد سلام علیک و احوال پرسی داشته است و چند تماس در اردیبهشت ماه با مقتول داشته ام مرحوم از من تقاضای واسطه گری در امر ازدواج داشته و من هیچ موردی با وی نداشته ام و در مجموع منکر ارتکاب بزه قتل مقتول گردیده است. متهم در ص 110 اعلام داشت که الف. با ما نسبت فامیلی دوری دارد و حدود دو سال پیش به خواستگاری خواهرم آمد و ما جواب رد دادیم و در خصوص این که خواهرم قبل از خواستگاری یا بعد از خواستگاری با وی ارتباط داشته اطلاعی نداشته ام و در ص 143 متهم اعلام داشت که مقتول با خواهرم رابطه داشته و به عنوان خواستگار از خواهرم سوء استفاده کرده است این پسر سالها به آزار و اذیت خانواده ام پرداخت و خیلی با او حرف زدیم و او را متقاعد کردیم برایش اهمیت نداشت و حتی به جایی رسید که عکس خواهرم را به دیگران نشان داده بود و در ص 142 ادامه داد که مقتول را از منزل بیرون آورده تا با وی صحبت کند و نصیحت کند و مقتول به وی گفت من را اینجا آورده ای که این حرفها را بزنی و مرا تهدید کرد اگر پایم به شهر برسد چه کارت می کنم آبرویتان را می برم و هر چه از شما بدانم می گویم بعد من رفتم و دوری زدم و برگشتم دوباره به او گفتم که سوار ماشین شود ولی با من گلاویز شد و مجبور شدم با گرز داخل ماشین او را بزنم بعد او جان نداشت و رفتم منزل بیل آوردم و او را خاک کردم که بعد از ضربه برای اطمینان او را خفه کردم و وکالت نامه وکیل متهم در ص 180 منعکس گردید. گواهی حصر وراثت مقتول در ص 186 منعکس گردیده است. متهم در ص 209 مجددا اقرار به ارتکاب بزه قتل مقتول نموده است و در ص 212 ادامه داد که قصد کشتن مقتول را نداشته ولی در اثر عصبانیت از نوع حرفهای مقتول وی را کشته است در ص 221 کیفرخواست متهم تهیه و تنظیم گردیده است در جلسه مورخ 1393/03/10 متهم اعلام داشت که مقتول سنگی بالای سر برده که بر متهم ضربه بزند که وی با چوب که در دست داشته جلوی صورت خود گرفته تا از خود دفاع کند که سنگ وی (مقتول) برگشت خورده و به مقتول اصابت نموده و مقتول در اثر آن فوت نموده و اصلا وی مقتول را خفه نکرده و منکر اظهارات سابق خود در مراحل دادسرا بوده و اعلام داشته آن اظهارات در اثر شکنجه بوده ضمنا اعلام داشت نمی داند که خواهرش با مقتول ارتباط خلاف شرع داشته یا خیر و دفاعیات وی (متهم) و وکلای وی و شکایت شکات اخذ گردیده است. علیهذا دادگاه نظربه بررسی دقیق پرونده شکایت شکات (اولیاءدم مقتول) گواهی پزشکی مقتول، گواهی انحصار وراثت مقتول، اقاریر متهم در مراحل تحقیقات دادسرا و جلسه دادگاه که با گواهی پزشکی واوضاع واحوال کاملا منطبق داشته و با واقع امر تطابق داشته و اینکه عمل ارتکابی متهم نوعا کشنده بود و دفاعیات غیر موثر متهم در جلسه این دادگاه و دفاعیات غیر موثر وکلای متهم، کیفرخواست تنظیمی بزهکاریش محرز و ثابت تشخیص مستندا به بند ب ماده 290 و مواد 160 - 164 - 173 - 348 - 350 - 381 - 417 قانون مجازات اسلامی مصوب 1392 حکم بر محکومیت متهم مذکور به قصاص نفس در خصوص قتل عمدی مذکور از طریق به دار آویختن در زندان مرکزی شهرستان خرم آباد پس از قطعیت دادنامه مذکور و استیذان مقام عظمای ولایت آقای … ای (دامه برکاته) و درخواست قصاص از ناحیه اولیاءدم مقتول صادر و اعلام می‌گردد رای صادره حضوری و ظرف مدت بیست روز پس از ابلاغ قابل اعتراض در دیوان محترم عالی کشور م. ب..دادنامه صادره در مورخه 93/3/28 به آقای م. م. به عنوان وکیل متهم ابلاغ که نامبرده به شرح لایحه تقدیمی به تاریخ 93/4/15 درخواست تجدید نظر نموده است. متقاضی در لایحه تقدیمی اجمالا عنوان نموده قانگذار در بند الف ماده 302 قانون مجازات اسلامی نوع رفتار مجنی علیه را مد نظر قرار داده که دادگاه می‌بایست ب. ت. ب. اوضاع و احوال قضیه نسبت به جرم حدی مقتول تحقیق و رسیدگی می کرد ب. ت. ب. اظهارات خواهر متهم ص 193 در باب نوع رفتار مجنی علیه و اظهارات مادر و خواهر مقتول انگیزه قتل مشخص و معلوم است و آنچه باعث مرگ مقتول گردیده نوع رفتار و عمل خلاف شرع ایشان م. ب. تا جایی که ب. ت. ب. تجاوز وی به خواهر متهم بنا به اظهارات در پرونده بچه ای را سقط جنین نموده است که می‌بایست قضات محترم در این خصوص تحقیقات بیشتری را انجام می دادند و با احضار خواهر متهم و خانواده مقتول نسبت به کشف حقیقت و انگیزه قتل اقدام می شد و ب. ت. ب. نقص تحقیقات دادگاه در خصوص معصوم بودن یا عدم معصومیت مجنی علیه بالحاظ رفتار حدی ایشان و همچنین اعتقاد متهم به مهدور الدم بودن مقتول... شخص متهم نیز لایحه ای تقدیم و در آن اعلام نموده اینجانب به علت حضور اولیاء دم مقتول و ترس جریحه دار شدن آنها و برملاشدن حیثیت خانوادگی و اسرار خانواده ام نتوانستم حقایق را بیان کنم.آنچه موجب انگیزه قتل توسط اینجانب گردیده رفتار و شئونات مقتول و تجاوز وی به حیثیت خانواده ام وتجاوز به عنف به خواهرم بوده که وی را مستحق قتل می دانستم و در روز واقعه خود مقتول به رفتار خود که انجام داده بود اعتراف کرد و تهدید نمود که اگر به شهر بروم آنها را افشاء می کنم... پس از ارسال پرونده به دیوان عالی کشور جهت رسیدگی به این شعبه ( 6 ) ارجاع شده است. هیات شعبه در تاریخ بالاتشکیل گردید پس از قرائت گزارش آقای … عضو ممیز وملاحظه اوراق پرونده و نظریه کتبی آقای م.افرا دادیار دیوان عالی کشور اجمالا مبنی بر ابرام در خصوص دادنامه شماره --- - 1393/03/12 تجدید نظر خواسته مشاوره نموده چنین رای می دهد: رای شعبه دیوان عالی کشور ب. ت. ب. محتویات پرونده شعبه محترم اول دادگاه کیفری استان لرستان پس از رسیدگی به اتهام م. و. حکم بر قصاص نفس او به جهت قتل عمدی احراز کردن حادثه منجر به فوت الف. ن. را صادر کرده است بنا بر مستندات مذکور در رای (مواد 164 و 173 قانون مجازات اسلامی) طریق احراز، اقرار متهم است با آنکه متهم در مراحل دادرسی منکر بزه انتسابی بوده و اقاریر خود در مراحل قبلی را هم توجیه کرده است مضافا بر آن که انکار بعد از اقرار که موجب سقوط مجازات (به جز در زنا و لواط) نیست، اقرار عندالحاکم (قاضی صادر کننده رای) است نه اقاریر در مراحل قبلی پرونده و طبعا در صورت احراز از طریق علم نیز می‌بایست بنا بر تصریح ماده 211 قانون مجازات اسلامی قرائن و امارات بیّن مستند علم در حکم قید می شد تا امکان بررسی آن در این مرجع بود. نتیجتا اعتراض بر محکومیت م. و. به قصاص نفس وارد است، لذا با استناد به بند الف ماده 265 قانون آیین دادرسی کیفری رای معترض علیه نقض و رسیدگی به همان شعبه محترم ارجاع می‌گردد. شعبه --- دیوان عالی کشور - ریس و مستشار

موارد مرتبط 85

آرای مرتبط 40

نظریات مشورتی 25

نشست‌های قضایی 11

مواد مرتبط 3

مقرراتِ مرتبط 2

دکترین 4

فقط پیوندهایی که متنشان در بانک است، با شاهد از خودِ متن — نه شباهتِ آماری. عنوانِ بدونِ متن ساخته نمی‌شود.

نظرها و یادداشت‌ها

نظرها پس از بررسی نمایش داده می‌شوند.

Designed & Developed by Hamed Rostami, Eng. & Attorney — © All Rights Reserved حامد رستمی، مهندس و وکیل دادگستری حقوق، با نگاهِ هوش مصنوعی و الگوریتم اینستاگرام تلگرام لینکدین