رأی
درخواست ارش البکاره در زنای مطاوعی
رأی خلاصه جریان پرونده
بهموجب محتویات پرونده و شکایت آقای خ.ش. در مورخ نهم آذر ماه 1390 به کلانتری س. اظهارداشته: در مورخ 1390/09/08 ساعت یک بعدازظهر ف.ش. دخترم بدون اجازه خودم منزل را ترک نموده و به شهرستان آمده و از همان تاریخ تاکنون دنبال وی میگشتم وی را پیدا نکردم، تا اینکه آقای ب.ش. به پسر برادرم به نام م.ش. زنگ زد. سپس م.ش. به همکاری پلیس آنها را دستگیر و به کلانتری تحویل و پرونده امر به محضر قاضی کشیک ... ارسال و از متهمان تحقیق شده: به تاریخ 1390/09/09 در وقت کشیک(ساعت 22:
15) پرونده تحت نظر است؛
1- خانم ف.ش. به عنوان شاکی حضور دارد، اظهار میدارد:«ب. بچه ... است. دو سال مدام با من تماس میگرفت و به گوشی پدرم زنگ میزد. چون خودم گوشی ندارم. وی گفت: تو را میخواهم، پدرم نیز ماجرا را فهمیده بود. حدود یک سال قبل فهمید. پدرم میگفت اگر برای ازدواج باشد اشکالی ندارد. بعد که فهمید قصد ازدواج وجود ندارد، گفت حق نداری با این پسر ارتباط داشته باشی، تا یک هفته پیش با هم ارتباط داشتیم. حدود 4 روز قبل زنگ زد و گفت شناسنامهات را بردار و پول و طلاهایت را بردار و بیا و من هم جمع کردم و روز سه شنبه ساعت 12/30 با ماشین آمده بود و خودش تنها داخل ماشین بود و اصلاً نمیگفت کجا میرویم، اما میگفت دوستت دارم.
به حرفش اطمینان پیدا کرده بودم. به شهرستان ... آمدیم و مرا داخل روستا داخل ماشین ع. گذاشت و ع. هم خودش تنها بود. بین راه چند بار تماس گرفت، اما نمیدانم با کی حرف میزد. تا شب جلوی بیمارستان داخل ماشین ایستاده بودیم و خودش(ب.) گفت میروم تاکسی تلفنی رفت و شب حدود ساعت 7/5 آمد و باز هم تنها بود و میگفت به کلانتری رفته بود. من با ماشین ب. رفتم و همان جا ایستاده بودیم و یک دور با ماشین آنجا زد و تا صبح دو تایی داخل ماشین بودیم و ع.
رفت و ب. در همان شب با من نزدیکی کرد. اولش راضی نبودم و مقاومت میکردم....» سوال: «آیا ب. با چیزی شما را تهدید کرد؟» جواب: «ب. دوستم بود و دو سال مرا میخواست. تا ساعت 12/5 با هم بودیم داخل ماشین تفریح میکردیم و ناهار ساندویج خوردیم و به پارک درشهرستان ... رفتیم .تا امروز عصر داخل ماشین با هم بودیم امروز که هوا مجدداً تاریک شد به ع. زنگ زد و گفت کار دارم بیا و بعد مرا داخل ماشین ع. گذاشت و رفت و ع. هم به ح. زنگ زد و گفت بیا.
بیرون از ماشین با ح. صحبت میکرد بعد آمد داخل ماشین نشست ح. هم آمد. بعد ب. زنگ زد و گفت بیایید پشت فرمانداری وقتی رفتیم یک مرتبه م. پسرعمویم آمد و یقه مرا گرفت و به ح. گفت اگر کاری نکردهای بمان و ح. و ع. کاری نکردند و اصلاً دست به من نزدند.» در این لحظه نامبرده از اتاق خارج و متهم ب. واردگردید و منفرداً تحقیق میگردد. خطاب به ب.ش. فاقد سابقه، شماره تماس ... با تفهیم ماده و تبصره 129 قانون آئین دادرسی دادگاههای عمومی و انقلاب در امور کیفری سوال: «در خصوص ارتباط خویش با خانم ش.
توضیح دهید؟» جواب: «بنده هیچ ارتباطی با این دختر نداشتهام و ندارم و اصلاً ایشان راست نمیگوید. امروز ساعت 4/5 از ... آمدم مسافرم را پیاده کردم و خانه عمویم رفتم و ع. گفت که برادرم زنگ زده که من دختر را دزدیدهام ... من خودم به تنهایی داخل شهر دنبال این دختر بودم. بعد م. به من زنگ زد و گفت کجایی؟ گفتم: خانه عمهام هستم. در همین حین یک شماره به من زنگ زد وقتی جواب دادم همین دختر بود. با شماره کسی زنگ میزد و گفت ج. هستم و من م.
را مطلع کردم و جلوی کلانتری سوارش کردم و بعد جلوی فرمانداری ایستادم و آنها را به آن منطقه کشاندم و بعد هم که دستگیر شدند.» سوال: «دیروز کجا بودید؟» جواب: «خانه عمویم. البته دیشب خانه عمویم نبودم و داخل ماشینم بودم و جلو مسجد جامع بودم. دیشب ساعت 2 داخل کلانتری بودم. مسافرانی آورده بودم. بعد جلوی مسجد کنار م. داخل ماشین خوابیدم ...» نامبرده از اتاق خارج و متهم دیگر به نام ع.ش. داخل شد. خطاب به وی ماده و تبصره 129 قانون آئین دادرسی دادگاههای عمومی و انقلاب در امور کیفری تفهیم میگردد: «....
علت دستگیر[ی] را بیان کنید.» جواب: «امشب تا ساعت حدود 7 شب خانه خالهام بودم، به خانه آمدم، گوشیام زنگ خورد، تلفن مخابرات بود و این خانم … و آدرس داد و گفت بیا کنار بیمارستان ...، من اول او را نمیشناختم، وقتی رفتم و او را دیدم او را شناختم. خودش تنها بود. میگفت مرا ببر، اما نگفت کجا ببر! من هم چون فقط ب. را میشناختم به او گفتم شماره آشنایان او را داری؟ گفت فرمانداری تحویل خانوادهاش بده که رفتم و دستگیر شدم.» پرونده به شعبه 101 دادگاه عمومی س.
ارجاع گردیده، در تاریخ 1390/09/10 در دادگاه شعبه 101 از ف.ش. تحقیق شدهاست، سوال: «شکایت خود را مشروحاً با دلایل بیان نمایید؟» جواب: «من الآن نزدیک دوسال است که با ب. هستم و اظهارداشت ب. مرا دوست دارد و قصد ازدواج با من را دارد و چند روز پیش با من تماس گرفت و گفت کارت دارم بیا! من هم آمدم پهلوی ب. نگذاشت من بروم و من را میگذاشت پهلوی دوستش هر وقت کار داشت به ع. زنگ میزد و آمد پهلوی من و خودش میرفت. ب. با من رابطه هم داشت، تا دیشب آمدیم دم بیمارستان قدیمی زنگ به ع.
زد و ع. آمد، من را پهلوی ع. گذاشت و گفت زود برمیگردم، رفت. ع. زنگ زد به ح. من خودم با ح. حرف زدم و ح. سر سه راه آمد و ع. رفت که ب. زنگ زد و گفت بیا دم فرمانداری! پشت سر هم زنگ میزد که آمدیم که پسرعمویم م. از ماشین پیاده شد و موهای من را گرفت و بعد هم مأمورها آمدن ما را به کلانتری آوردند. ع. واقعیت را نمیگوید». در صفحه بیست از ب.ش. تحقیق شده، با تفهیم تبصره ماده 129 قانون آئین دادرسی دادگاههای عمومی و انقلاب در امور کیفری، سوال: «مفاد شکایت شاکی برایتان قرائت میشود.
چه توضیحی دارید؟» جواب: «من هیچ کاری نکردهام. نبودهام. من خودم با کلانتری همدست بودم تا آنها را گرفتند. قبلاً خانم ش. با شماره پدرش به من زنگ میزد. دیروز که مرا گرفتند با شماره ع.ش. به من زنگ زد. من هیچ رابطهای با این خانم …. الآن به خاطر ترس از پدر و مادرش از من شکایت کردهاست. کلاً خانوادهاش با خانواده من و با من مشکل دارند و من در شهرستان الف. کار میکنم و روستا هم نمیروم که بخواهم ببینمش» سوال: «حسب محتویات پرونده و تحقیقات دادسرای عمومی و انقلاب ...
و اظهارات شما در دادسرا متهمید به زنای غیرمحصن با عنف با خانم ف.ش. آیا اتهام وارده را قبول دارید یا خیر؟ از خودتان دفاع کنید» جواب: «خیر! قبول ندارم. کاری نکردهام. فقط تهمت است به خاطر ترس از خانوادهاش و طایفهاش شکایت کرده و خانم … در ... دارد با چند نفر گرفتنش چون با آنها نتوانستند کاری بکند، آمده به من تهمت زده است». قرار آزادی آقای ب.ش. متهم به ارتکاب زنای بهعنف مقید به معرفی کفیل به وجهالکفاله مبلغ هفتاد میلیون ریال صادر شدهاست.
در گواهی پزشکی قانونی واحد غرب ... به شماره 711/13191/1/90/4 مورخ 1390/09/12 عنوان رئیس محترم کلانتری ....: «از خانم ف.ش. فرزند صاحب عکس الصاقی در تاریخ1390/09/12 ساعت 9/10 معاینه به عمل آمده است:... ب. ت. ب. عدم تشکیل بافت التیامی تعیین زمان ازاله بکارت مقدور نمیباشد.» دادگاه شعبه 101 عمومی جزایی س. طی رأی شماره 9009977166200848 مورخ 1390/09/19 درخصوص شکایت خانم ف.ش. علیه آقایان
1- ع.ش.
2- ح.ش.
3- ب.ش. مبنی بر ارتکاب زنای غیرمحصنه به عنف صرفنظر از صحت و سقم قضیه، نظربهاینکه رسیدگی به موضوع از صلاحیت این مرجع خارج در صلاحیت دادگاه کیفری استان است، مستنداً به تبصره ماده 4 قانون تشکیل دادگاههای عمومی و انقلاب قرار عدم صلاحیت این مرجع به شایستگی و صلاحیت دادگاه کیفری استان صادر و اعلام میشود. پرونده به شعبه دوم دادگاه کیفری استان ارجاع شد. در دادگاه کیفری استان در جلسه فوقالعاده 1390/10/06 از خانم ف.ش. تحقیق شده، مشارٌالیها اظهارداشته: «از آقای ب.ش.
که عموزادهام است، شکایت دارم. چون به من تجاوز کردهاست که گواهی پزشکی قانونی در پرونده است...» اظهارات شاکی در حضور پدرش ج.ش. اخذ شد. الف.ن. وکیل پ. ی. د. با تنظیم وکالتنامه از سوی ب.ش. وارد پرونده شدهاست. جلسه رسیدگی شعبه 2 دادگاه کیفری استان در وقت مقرر 1391/08/28 تشکیل شاکی خانم ف.ش. و متهم ب.ش. به همراه وکیل خود خانم ….ن. در دادگاه حضور دارند با تفهیم ماده و تبصره 129 قانون آئین دادرسی دادگاههای عمومی و انقلاب در امورکیفری به طرفین مواظب اظهارات خود باشید.
خطاب به شاکی: «شکایت خود را بیان کن.» اظهار داشت: «حدود 4 الی 5 سال پیش در عروسی دایی خودم در روستا با ب. آشنا شدم. تا قبل از اینکه دستگیر شویم با هم بودیم. توی فامیلهای محل میرفتیم مینشستیم و با همدیگر رابطه داشتیم در این مدت با همدیگر رابطه و نزدیکی جنسی داشتیم. بعد از یکی دو سال ب. گفت خانوادهام برای ازدواج ناراضی است و فرار کنیم. ماه محرم بود فرار کردیم. آمدیم شهر ... که پسر عمویم م.ش. ما را دستگیر کردند و تحویل کلانتری دادند.
از وی شکایت دارم» سوال: «مگر خودت راضی نبودی؟» جواب: «اگر راضی هم بودم، ب. آبروی من را جلوی فامیل این طوری برد، از وی شکایت دارم». دادگاه خطاب به متهم ب.ش.: «حسب شکایت شاکی و نظریه پزشکی قانونی متهمی به ارتکاب زنای ساده چه میگویی؟» اظهار داشت: «شاکی فقط هممحلی من است و هیچ ارتباطی با وی نداشتهام. وقتی که دستگیر شدهاست، پیش ع.ش. و ح.ش. بوده است. من فقط برای رضای خدا چون شماره فامیل وی را خواستند شماره فامیل وی را دادم و زنگ زدند و کلانتری آنها را دستگیر کردند.
من اصلاً با این خانم … و کاری هم به وی نکردهام». دادگاه قرار بازداشت موقت ب.ش. را صادر نمودهاست.(ب. ت. ب. شکایت شاکی اقاریر متهم و گواهی پزشکی قانونی و محتویات پرونده. ضمناً دادگاه با التفات به درخواست شاکی مبنی بر مطالبه ارشالبکاره قرار ارجاع امر به کارشناس رسمی دادگستری جهت تعیین ارشالبکاره صادر و با قید استقراء از بین چند نفر کارشناس رسمی دادگستری ع.خ. به عنوان کارشناس با دستمزد پانصد هزار ریال که شاکی باید پرداخت کند انتخاب شد که دفتر مراتب به شاکی خصوصی و کارشناس جهت پرداخت هزینه کارشناس و اقدام به امر کارشناس ابلاغ نماید).
ب. ت. ب. درخواست متهم از زندان مبنی بر فک قرار بازداشت موقت و تخفیف قرار مذکور دادگاه با بررسی درخواست متهم با درخواست وی موافقت و قرار بازداشت موقت 1391/08/28 فک و قرار اخذ وثیقه به مبلغ هشتصد میلیون ریال معادل هشتاد میلیون تومان صادر و اعلام شد و کارشناس منتخب نظریه خود را اعلام و میزان ارشالبکاره را بیست میلیون تومان برآورد و اعلام که کارشناس اعتراض نمود و در جلسه 1391/11/29 اظهارداشته:«من با شاکی کاری نکردم و رابطهای نداشتم تا کارشناس در خصوص ارشالبکاره نظریه بدهد». دادگاه آخرین دفاع از متهم اخذ نموده و ختم رسیدگی اعلام و پس از مشاوره اکثریت اعضاء دادگاهکیفریاستان به شرح مندرج در دادنامه 9109977120600237 مورخ 012/5/1391 چنین رأی دادهاست:
«در خصوص اتهام آقای ب.ش. دایر بر زنای ساده از ناحیه قبل با دوشیزه ف.ش. که موجب ازاله بکارت وی گردیده است، ب. ت. ب. شکایت شاکی خصوصی گواهی پزشکی قانونی مندرج در صفحه 47 پرونده ... و همچنین اقرار و اعتراف صریح متهم در دادگاه ... و سایر قرائن و امارات موجود در پرونده که مجموعاً برای هیئت دادگاه علم یقینی بر وقوع زنا از ناحیه متهم با ف.ش. دارد و مستنداً به مواد 63، 64، 67 و 88 و 105 قانون مجازات اسلامی مجرمیت آقای ب.ش. محرز و مسلم بوده وی را به تحمل یکصد تازیانه به عنوان حد شرعی زنای غیرمحصنه محکوم مینماید و به استناد مواد481 و 495 قانون اخیرالذکر و نظر فقهای مشهور و اینکه اذن در خیانت موجب سقوط ضمان ناشی از آن نمیباشد (صاحب مفتاحالکرامه) و نظر کارشناس تعرفه شده در پرونده هیئت دادگاه متهم فوق را به پرداخت دویست میلیون ریال به عنوان ارشالبکاره د.
ح. خانم ف.ش. محکوم مینماید. رأی صادره حضوری و ظرف مدت بیست روز پس از ابلاغ، قابل تجدیدنظر در دیوانعالیکشور م. ب.. امضاء اکثریت اعضاء کیفری استان. نظریه اقلیت: با عنایت به محتویات پرونده خصوصاً اقرار متهم در جلسه دادرسی مورخ 1391/08/28ارتکاب بزه زنا از ناحیه متهم محرز و مسلم است. با محکومیت وی موافقم. اما در مورد پرداخت ارشالبکاره ب. ت. ب. غیرعنف بودن زنا(مطاوعه شاکی) عقیده به محکومیت درخصوص مورد وی نداریم. امضاء دو نفر اقلیت دادگاه».
دادنامه در تاریخ 1392/01/18 به الف.ن. وکیل متهم ب.ش. ابلاغ و درخواست تجدیدنظرخواهی وکیل متهم در مورخ 1392/02/03 در مهلت مقرر به دفتر دادگاه کیفری استان تقدیم با پرونده به دیوانعالیکشور ارسال به شعبه 4 دیوان ارجاع گردیده؛ گزارش پرونده تنظیم و لایحه تجدیدنظرخواهی وکیل متهم در هنگام شور در هیئت شعبه قرائت خواهد شد.
رأی شعبه دیوان عالی کشور
تجدیدنظرخواهی الف.ن. وکیل پ. ی. د. به وکالت تعیینی از آقای ب.ش. نسبت به دادنامه شماره 91099771200600237 مورخ 1391/12/05 صادره از شعبه 2 دادگاه کیفری استان که ب.
ت. ب. محتویات پرونده و شکایت آقای خ.ش. پدر خانم ف. و همچنین شکایت خانم ف.ش. علیه آقای ب.ش. به ارتکاب زنای به عنف و اکراه از ناحیه قبل با دوشیزه ف. که موجب ازاله بکارت مشارٌالیها گردیده است. شعبه 2 دادگاه کیفری استان به موضوع رسیدگی و به موجب دادنامه شماره 00149–90 مورخ 1390/10/06 آن دادگاه ب. ت. ب. اظهارات بیشائبه و مقرون به واقع خانم ف.ش. در پرونده امر و جلسه 1390/10/06 دادگاه که اظهارداشته متهمان دستگیر شده ع. و ح.ش.
با وی زنا نکردهاند و تنها آقای ب.ش. که خواستگار وی بوده از دو سال قبل تا زمان دستگیری چندین نوبت با وی زنا کرده، وقوع بزه زنای به عنف محرز و محقق نبوده و مستنداً به ماده 177 قانون آئین دادرسی دادگاههای عمومی و انقلاب در امورکیفری رأی بر برائت نامبردگان در مورد زنای به عنف صادر گردیده و سپس به موجب دادنامه معترضٌعنه ب. ت. ب. گواهی پزشکی قانونی صفحه 47 پرونده که حکایت از مدخوله بودن خانم موصوفه فوق دارد و همچنین اقرار و اعتراف متهم ب.ش.
در پرونده امر و سایر قرائن و امارات موجود در پرونده که مجموعاً برای هیئت دادگاه علم یقینی بر وقوع زنا از ناحیه متهم با ف.ش. موجود است و مستنداً به مواد 63 و 64 و 67 و 88 و 105 قانون مجازات اسلامی مجرمیت آقای ب.ش. محرز و مسلم بوده، وی را به تحمل یکصد تازیانه به عنوان حد شرعی زنای غیرمحصنه محکوم مینماید و با استناد به مواد 481 و 495 همان قانون و نظر فقهای مشهور و اینکه اذن در جنایت موجب سقوط ضمان ناشی از آن نمیباشد(صاحب مفتاحالکرامه) و نظر کارشناس رسمی دادگستری تعرفه شده در پرونده، اکثریت هیئت دادگاه متهم فوق را به پرداخت دویست میلیون ریال به عنوان ارشالبکاره د.
ح. خانم ف.ش. محکوم مینماید. تجدیدنظرخواهی وکیل م. ن. ب. دادنامه معترضٌعنه با التفات به محتویات پرونده و معطوفاً به گزارش عضو ممیز شعبه وارد نبوده و موجه نمیباشد. زیرا: با عنایت به احراز موضوع اتهام برای دادگاه از طریق علم قضات صادرکننده رأی و وجود زمینههای مناسب برای حصول علم به نحو متعارف و ب. ت. ب. مبانی استدلال و تشخیص دادگاه خدشهای بر دادنامه تجدیدنظرخواسته وارد نیست و اعتراض مؤثری که نقض دادنامه را ایجاب نماید از سوی وکیل ت.
ن. خ. به عمل نیامده است و موارد اعلامی در لایحه اعتراضیه وکیل معترض با هیچیک از شقوق و جهات مندرج در ماده 240 قانون آئین دادرسی دادگاههای عمومی و انقلاب در امور کیفری انطباق ندارد. با ردّ تجدیدنظرخواهی به عمل آمده مستنداً به بند الف ماده 265 همان قانون رأی معترضٌعنه که مطابق قانون صادر شدهاست بلااشکال تشخیص و ابرام میگردد. این رأی قطعی است.
شعبه 4 دیوان عالی کشور - رئیس و مستشار
قاسم پناو - بهرام
فهرست
خلاصه جریان پرونده
شعبه دیوان عالی کشور
نقد رأی
درخواست ارش البکاره در زنای مطاوعی
موضوع این پرونده به شکایت یک فرد از دیگری به اتهام ارتکاب زنای غیرمحصنه به عنف مربوط میشود. شاکی در تاریخ مشخصی اعلام کرد که متهم پس از جلب اعتماد وی، به او تجاوز کرده است. تحقیقات اولیه نشان داد که متهم ادعای شاکی را رد کرده و اعلام کرده که هیچ ارتباطی با وی نداشته است. با این حال، در دادگاه کیفری استان، شاکی به اظهارات خود درباره وقوع تجاوز ادامه داد و گواهی پزشکی قانونی نیز تاییدکننده ازاله بکارت شاکی بود.
دادگاه با استناد به مواد مربوطه از قانون مجازات اسلامی، متهم را به تحمل یکصد تازیانه و پرداخت دویست میلیون ریال به عنوان ارشالبکاره محکوم کرد. وکیل متهم به این حکم اعتراض کرده و درخواست تجدیدنظر نمود. شعبه دیوان عالی کشور در بررسی تجدیدنظرخواهی، ب. ت. ب. محتویات پرونده، اظهارات شاکی و گواهیهای موجود، حکم دادگاه کیفری استان را تایید و تجدیدنظرخواهی را رد کرد. رای صادره از دیوان عالی کشور قطعی است.
تاریخ دادنامه قطعی: 1393/05/06
شماره دادنامه قطعی: ---
پیام: در بزه زنای مطاوعی (غیر عنف)، شاکیه(زانیه) مستحق دریافت ارش البکاره است.
رای خلاصه جریان پرونده
بهموجب محتویات پرونده و شکایت آقای خ.ش. در مورخ نهم آذر ماه 1390 به کلانتری س. اظهارداشته: در مورخ 1390/09/08 ساعت یک بعدازظهر ف.ش. دخترم بدون اجازه خودم منزل را ترک نموده و به شهرستان آمده و از همان تاریخ تاکنون دنبال وی میگشتم وی را پیدا نکردم، تا اینکه آقای ب.ش. به پسر برادرم به نام م.ش. زنگ زد. سپس م.ش. به همکاری پلیس آنها را دستگیر و به کلانتری تحویل و پرونده امر به محضر قاضی کشیک... ارسال و از متهمان تحقیق شده: به تاریخ 1390/09/09 در وقت کشیک(ساعت 22 :
15 ) پرونده تحت نظر است؛
1 - خانم ف.ش. به عنوان شاکی حضور دارد، اظهار میدارد:«ب. بچه... است. دو سال مدام با من تماس میگرفت و به گوشی پدرم زنگ میزد. چون خودم گوشی ندارم. وی گفت: تو را میخواهم، پدرم نیز ماجرا را فهمیده بود. حدود یک سال قبل فهمید. پدرم میگفت اگر برای ازدواج باشد اشکالی ندارد. بعد که فهمید قصد ازدواج وجود ندارد، گفت حق نداری با این پسر ارتباط داشته باشی، تا یک هفته پیش با هم ارتباط داشتیم. حدود 4 روز قبل زنگ زد و گفت شناسنامهات را بردار و پول و طلاهایت را بردار و بیا و من هم جمع کردم و روز سه شنبه ساعت 12/30 با ماشین آمده بود و خودش تنها داخل ماشین بود و اصلا نمیگفت کجا میرویم، اما میگفت دوستت دارم.
به حرفش اطمینان پیدا کرده بودم. به شهرستان... آمدیم و مرا داخل روستا داخل ماشین ع. گذاشت و ع. هم خودش تنها بود. بین راه چند بار تماس گرفت، اما نمیدانم با کی حرف میزد. تا شب جلوی بیمارستان داخل ماشین ایستاده بودیم و خودش(ب.) گفت میروم تاکسی تلفنی رفت و شب حدود ساعت 7/5 آمد و باز هم تنها بود و میگفت به کلانتری رفته بود. من با ماشین ب. رفتم و همان جا ایستاده بودیم و یک دور با ماشین آنجا زد و تا صبح دو تایی داخل ماشین بودیم و ع.
رفت و ب. در همان شب با من نزدیکی کرد. اولش راضی نبودم و مقاومت میکردم....» سوال: «آیا ب. با چیزی شما را تهدید کرد؟» جواب: «ب. دوستم بود و دو سال مرا میخواست. تا ساعت 12/5 با هم بودیم داخل ماشین تفریح میکردیم و ناهار ساندویج خوردیم و به پارک درشهرستان... رفتیم.تا امروز عصر داخل ماشین با هم بودیم امروز که هوا مجددا تاریک شد به ع. زنگ زد و گفت کار دارم بیا و بعد مرا داخل ماشین ع. گذاشت و رفت و ع. هم به ح. زنگ زد و گفت بیا.
بیرون از ماشین با ح. صحبت میکرد بعد آمد داخل ماشین نشست ح. هم آمد. بعد ب. زنگ زد و گفت بیایید پشت فرمانداری وقتی رفتیم یک مرتبه م. پسرعمویم آمد و یقه مرا گرفت و به ح. گفت اگر کاری نکردهای بمان و ح. و ع. کاری نکردند و اصلا دست به من نزدند.» در این لحظه نامبرده از اتاق خارج و متهم ب. واردگردید و منفردا تحقیق میگردد. خطاب به ب.ش. فاقد سابقه، شماره تماس... با تفهیم ماده و تبصره 129 قانون آیین دادرسی دادگاههای عمومی و انقلاب در امور کیفری سوال: «در خصوص ارتباط خویش با خانم ش.
توضیح دهید؟» جواب: «بنده هیچ ارتباطی با این دختر نداشتهام و ندارم و اصلا ایشان راست نمیگوید. امروز ساعت 4/5 از... آمدم مسافرم را پیاده کردم و خانه عمویم رفتم و ع. گفت که برادرم زنگ زده که من دختر را دزدیدهام... من خودم به تنهایی داخل شهر دنبال این دختر بودم. بعد م. به من زنگ زد و گفت کجایی؟ گفتم: خانه عمهام هستم. در همین حین یک شماره به من زنگ زد وقتی جواب دادم همین دختر بود. با شماره کسی زنگ میزد و گفت ج. هستم و من م.
را مطلع کردم و جلوی کلانتری سوارش کردم و بعد جلوی فرمانداری ایستادم و آنها را به آن منطقه کشاندم و بعد هم که دستگیر شدند.» سوال: «دیروز کجا بودید؟» جواب: «خانه عمویم. البته دیشب خانه عمویم نبودم و داخل ماشینم بودم و جلو مسجد جامع بودم. دیشب ساعت 2 داخل کلانتری بودم. مسافرانی آورده بودم. بعد جلوی مسجد کنار م. داخل ماشین خوابیدم...» نامبرده از اتاق خارج و متهم دیگر به نام ع.ش. داخل شد. خطاب به وی ماده و تبصره 129 قانون آیین دادرسی دادگاههای عمومی و انقلاب در امور کیفری تفهیم میگردد: «....
علت دستگیر[ی] را بیان کنید.» جواب: «امشب تا ساعت حدود 7 شب خانه خالهام بودم، به خانه آمدم، گوشیام زنگ خورد، تلفن مخابرات بود و این خانم … و آدرس داد و گفت بیا کنار بیمارستان...، من اول او را نمیشناختم، وقتی رفتم و او را دیدم او را شناختم. خودش تنها بود. میگفت مرا ببر، اما نگفت کجا ببر! من هم چون فقط ب. را میشناختم به او گفتم شماره آشنایان او را داری؟ گفت فرمانداری تحویل خانوادهاش بده که رفتم و دستگیر شدم.» پرونده به شعبه --- دادگاه عمومی س.
ارجاع گردیده، در تاریخ 1390/09/10 در دادگاه شعبه --- از ف.ش. تحقیق شدهاست، سوال: «شکایت خود را مشروحا با دلایل بیان نمایید؟» جواب: «من الان نزدیک دوسال است که با ب. هستم و اظهارداشت ب. مرا دوست دارد و قصد ازدواج با من را دارد و چند روز پیش با من تماس گرفت و گفت کارت دارم بیا! من هم آمدم پهلوی ب. نگذاشت من بروم و من را میگذاشت پهلوی دوستش هر وقت کار داشت به ع. زنگ میزد و آمد پهلوی من و خودش میرفت. ب. با من رابطه هم داشت، تا دیشب آمدیم دم بیمارستان قدیمی زنگ به ع.
زد و ع. آمد، من را پهلوی ع. گذاشت و گفت زود برمیگردم، رفت. ع. زنگ زد به ح. من خودم با ح. حرف زدم و ح. سر سه راه آمد و ع. رفت که ب. زنگ زد و گفت بیا دم فرمانداری! پشت سر هم زنگ میزد که آمدیم که پسرعمویم م. از ماشین پیاده شد و موهای من را گرفت و بعد هم مامورها آمدن ما را به کلانتری آوردند. ع. واقعیت را نمیگوید». در صفحه بیست از ب.ش. تحقیق شده، با تفهیم تبصره ماده 129 قانون آیین دادرسی دادگاههای عمومی و انقلاب در امور کیفری، سوال: «مفاد شکایت شاکی برایتان قرائت میشود.
چه توضیحی دارید؟» جواب: «من هیچ کاری نکردهام. نبودهام. من خودم با کلانتری همدست بودم تا آنها را گرفتند. قبلا خانم ش. با شماره پدرش به من زنگ میزد. دیروز که مرا گرفتند با شماره ع.ش. به من زنگ زد. من هیچ رابطهای با این خانم …. الان به خاطر ترس از پدر و مادرش از من شکایت کردهاست. کلا خانوادهاش با خانواده من و با من مشکل دارند و من در شهرستان الف. کار میکنم و روستا هم نمیروم که بخواهم ببینمش» سوال: «حسب محتویات پرونده و تحقیقات دادسرای عمومی و انقلاب...
و اظهارات شما در دادسرا متهمید به زنای غیرمحصن با عنف با خانم ف.ش. آیا اتهام وارده را قبول دارید یا خیر؟ از خودتان دفاع کنید» جواب: «خیر! قبول ندارم. کاری نکردهام. فقط تهمت است به خاطر ترس از خانوادهاش و طایفهاش شکایت کرده و خانم … در... دارد با چند نفر گرفتنش چون با آنها نتوانستند کاری بکند، آمده به من تهمت زده است». قرار آزادی آقای ب.ش. متهم به ارتکاب زنای بهعنف مقید به معرفی کفیل به وجهالکفاله مبلغ هفتاد میلیون ریال صادر شدهاست.
در گواهی پزشکی قانونی واحد غرب... به شماره 711/13191/01/90/4 مورخ 1390/09/12 عنوان رئیس محترم کلانتری....: «از خانم ف.ش. فرزند صاحب عکس الصاقی در تاریخ 1390/09/12 ساعت 9/10 معاینه به عمل آمده است:... ب. ت. ب. عدم تشکیل بافت التیامی تعیین زمان ازاله بکارت مقدور نمیباشد.» دادگاه شعبه --- عمومی جزایی س. طی رای شماره --- مورخ 1390/09/19 در خصوص شکایت خانم ف.ش. علیه آقایان
1 - ع.ش.
2 - ح.ش.
3 - ب.ش. مبنی بر ارتکاب زنای غیرمحصنه به عنف صرفنظر از صحت و سقم قضیه، نظربهاینکه رسیدگی به موضوع از صلاحیت این مرجع خارج در صلاحیت دادگاه کیفری استان است، مستندا به تبصره ماده 4 قانون تشکیل دادگاههای عمومی و انقلاب قرار عدم صلاحیت این مرجع به شایستگی و صلاحیت دادگاه کیفری استان صادر و اعلام میشود. پرونده به شعبه دوم دادگاه کیفری استان ارجاع شد. در دادگاه کیفری استان در جلسه فوقالعاده 1390/10/06 از خانم ف.ش. تحقیق شده، مشارٌالیها اظهارداشته: «از آقای ب.ش.
که عموزادهام است، شکایت دارم. چون به من تجاوز کردهاست که گواهی پزشکی قانونی در پرونده است...» اظهارات شاکی در حضور پدرش ج.ش. اخذ شد. الف.ن. وکیل پ. ی. د. با تنظیم وکالتنامه از سوی ب.ش. وارد پرونده شدهاست. جلسه رسیدگی شعبه --- دادگاه کیفری استان در وقت مقرر 1391/08/28 تشکیل شاکی خانم ف.ش. و متهم ب.ش. به همراه وکیل خود خانم ….ن. در دادگاه حضور دارند با تفهیم ماده و تبصره 129 قانون آیین دادرسی دادگاههای عمومی و انقلاب در امورکیفری به طرفین مواظب اظهارات خود باشید.
خطاب به شاکی: «شکایت خود را بیان کن.» اظهار داشت: «حدود 4 الی 5 سال پیش در عروسی دایی خودم در روستا با ب. آشنا شدم. تا قبل از اینکه دستگیر شویم با هم بودیم. توی فامیلهای محل میرفتیم مینشستیم و با همدیگر رابطه داشتیم در این مدت با همدیگر رابطه و نزدیکی جنسی داشتیم. بعد از یکی دو سال ب. گفت خانوادهام برای ازدواج ناراضی است و فرار کنیم. ماه محرم بود فرار کردیم. آمدیم شهر... که پسر عمویم م.ش. ما را دستگیر کردند و تحویل کلانتری دادند.
از وی شکایت دارم» سوال: «مگر خودت راضی نبودی؟» جواب: «اگر راضی هم بودم، ب. آبروی من را جلوی فامیل این طوری برد، از وی شکایت دارم». دادگاه خطاب به متهم ب.ش.: «حسب شکایت شاکی و نظریه پزشکی قانونی متهمی به ارتکاب زنای ساده چه میگویی؟» اظهار داشت: «شاکی فقط هممحلی من است و هیچ ارتباطی با وی نداشتهام. وقتی که دستگیر شدهاست، پیش ع.ش. و ح.ش. بوده است. من فقط برای رضای خدا چون شماره فامیل وی را خواستند شماره فامیل وی را دادم و زنگ زدند و کلانتری آنها را دستگیر کردند.
من اصلا با این خانم … و کاری هم به وی نکردهام». دادگاه قرار بازداشت موقت ب.ش. را صادر نمودهاست.(ب. ت. ب. شکایت شاکی اقاریر متهم و گواهی پزشکی قانونی و محتویات پرونده. ضمنا دادگاه با التفات به درخواست شاکی مبنی بر مطالبه ارشالبکاره قرار ارجاع امر به کارشناس رسمی دادگستری جهت تعیین ارشالبکاره صادر و با قید استقراء از بین چند نفر کارشناس رسمی دادگستری ع.خ. به عنوان کارشناس با دستمزد پانصد هزار ریال که شاکی باید پرداخت کند انتخاب شد که دفتر مراتب به شاکی خصوصی و کارشناس جهت پرداخت هزینه کارشناس و اقدام به امر کارشناس ابلاغ نماید).
ب. ت. ب. درخواست متهم از زندان مبنی بر فک قرار بازداشت موقت و تخفیف قرار مذکور دادگاه با بررسی درخواست متهم با درخواست وی موافقت و قرار بازداشت موقت 1391/08/28 فک و قرار اخذ وثیقه به مبلغ هشتصد میلیون ریال معادل هشتاد میلیون تومان صادر و اعلام شد و کارشناس منتخب نظریه خود را اعلام و میزان ارشالبکاره را بیست میلیون تومان برآورد و اعلام که کارشناس اعتراض نمود و در جلسه 1391/11/29 اظهارداشته:«من با شاکی کاری نکردم و رابطهای نداشتم تا کارشناس در خصوص ارشالبکاره نظریه بدهد».
دادگاه آخرین دفاع از متهم اخذ نموده و ختم رسیدگی اعلام و پس از مشاوره اکثریت اعضاء دادگاهکیفریاستان به شرح مندرج در دادنامه --- مورخ 01391/05/12 چنین رای دادهاست:
«در خصوص اتهام آقای ب.ش. دایر بر زنای ساده از ناحیه قبل با دوشیزه ف.ش. که موجب ازاله بکارت وی گردیده است، ب. ت. ب. شکایت شاکی خصوصی گواهی پزشکی قانونی مندرج در صفحه 47 پرونده... و همچنین اقرار و اعتراف صریح متهم در دادگاه... و سایر قرائن و امارات موجود در پرونده که مجموعا برای هیات دادگاه علم یقینی بر وقوع زنا از ناحیه متهم با ف.ش.
دارد و مستندا به مواد 63 ، 64 ، 67 و 88 و 105 قانون مجازات اسلامی مجرمیت آقای ب.ش. محرز و مسلم بوده وی را به تحمل یکصد تازیانه به عنوان حد شرعی زنای غیرمحصنه محکوم مینماید و به استناد مواد 481 و 495 قانون اخیرالذکر و نظر فقهای مشهور و اینکه اذن در خیانت موجب سقوط ضمان ناشی از آن نمیباشد (صاحب مفتاحالکرامه) و نظر کارشناس تعرفه شده در پرونده هیات دادگاه متهم فوق را به پرداخت دویست میلیون ریال به عنوان ارشالبکاره د.
ح. خانم ف.ش. محکوم مینماید. رای صادره حضوری و ظرف مدت بیست روز پس از ابلاغ، قابل تجدیدنظر در دیوانعالیکشور م. ب.. امضا اکثریت اعضاء کیفری استان. نظریه اقلیت: با عنایت به محتویات پرونده خصوصا اقرار متهم در جلسه دادرسی مورخ 1391/08/28 ارتکاب بزه زنا از ناحیه متهم محرز و مسلم است. با محکومیت وی موافقم. اما در مورد پرداخت ارشالبکاره ب. ت. ب. غیرعنف بودن زنا(مطاوعه شاکی) عقیده به محکومیت در خصوص مورد وی نداریم. امضا دو نفر اقلیت دادگاه».
دادنامه در تاریخ 1392/01/18 به الف.ن. وکیل متهم ب.ش. ابلاغ و درخواست تجدیدنظرخواهی وکیل متهم در مورخ 1392/02/03 در مهلت مقرر به دفتر دادگاه کیفری استان تقدیم با پرونده به دیوانعالیکشور ارسال به شعبه --- دیوان ارجاع گردیده؛ گزارش پرونده تنظیم و لایحه تجدیدنظرخواهی وکیل متهم در هنگام شور در هیات شعبه قرائت خواهد شد.
رای شعبه دیوان عالی کشور
تجدیدنظرخواهی الف.ن. وکیل پ. ی. د. به وکالت تعیینی از آقای ب.ش. نسبت به دادنامه شماره --- مورخ 1391/12/05 صادره از شعبه --- دادگاه کیفری استان که ب.
ت. ب. محتویات پرونده و شکایت آقای خ.ش. پدر خانم ف. و همچنین شکایت خانم ف.ش. علیه آقای ب.ش. به ارتکاب زنای به عنف و اکراه از ناحیه قبل با دوشیزه ف. که موجب ازاله بکارت مشارٌالیها گردیده است. شعبه --- دادگاه کیفری استان به موضوع رسیدگی و به موجب دادنامه شماره --- - 90 مورخ 1390/10/06 آن دادگاه ب. ت. ب. اظهارات بیشائبه و مقرون به واقع خانم ف.ش. در پرونده امر و جلسه 1390/10/06 دادگاه که اظهارداشته متهمان دستگیر شده ع. و ح.ش.
با وی زنا نکردهاند و تنها آقای ب.ش. که خواستگار وی بوده از دو سال قبل تا زمان دستگیری چندین نوبت با وی زنا کرده، وقوع بزه زنای به عنف محرز و محقق نبوده و مستندا به ماده 177 قانون آیین دادرسی دادگاههای عمومی و انقلاب در امورکیفری رای بر برائت نامبردگان در مورد زنای به عنف صادر گردیده و سپس به موجب دادنامه معترضٌعنه ب. ت. ب. گواهی پزشکی قانونی صفحه 47 پرونده که حکایت از مدخوله بودن خانم موصوفه فوق دارد و همچنین اقرار و اعتراف متهم ب.ش.
در پرونده امر و سایر قرائن و امارات موجود در پرونده که مجموعا برای هیات دادگاه علم یقینی بر وقوع زنا از ناحیه متهم با ف.ش. موجود است و مستندا به مواد 63 و 64 و 67 و 88 و 105 قانون مجازات اسلامی مجرمیت آقای ب.ش. محرز و مسلم بوده، وی را به تحمل یکصد تازیانه به عنوان حد شرعی زنای غیرمحصنه محکوم مینماید و با استناد به مواد 481 و 495 همان قانون و نظر فقهای مشهور و اینکه اذن در جنایت موجب سقوط ضمان ناشی از آن نمیباشد(صاحب مفتاحالکرامه) و نظر کارشناس رسمی دادگستری تعرفه شده در پرونده، اکثریت هیات دادگاه متهم فوق را به پرداخت دویست میلیون ریال به عنوان ارشالبکاره د.
ح. خانم ف.ش. محکوم مینماید. تجدیدنظرخواهی وکیل م. ن. ب. دادنامه معترضٌعنه با التفات به محتویات پرونده و معطوفا به گزارش عضو ممیز شعبه وارد نبوده و موجه نمیباشد. زیرا: با عنایت به احراز موضوع اتهام برای دادگاه از طریق علم قضات صادرکننده رای و وجود زمینههای مناسب برای حصول علم به نحو متعارف و ب. ت. ب. مبانی استدلال و تشخیص دادگاه خدشهای بر دادنامه تجدیدنظرخواسته وارد نیست و اعتراض موثری که نقض دادنامه را ایجاب نماید از سوی وکیل ت.
ن. خ. به عمل نیامده است و موارد اعلامی در لایحه اعتراضیه وکیل معترض با هیچیک از شقوق و جهات مندرج در ماده 240 قانون آیین دادرسی دادگاههای عمومی و انقلاب در امور کیفری انطباق ندارد. با ردّ تجدیدنظرخواهی به عمل آمده مستندا به بند الف ماده 265 همان قانون رای معترضٌعنه که مطابق قانون صادر شدهاست بلااشکال تشخیص و ابرام میگردد. این رای قطعی است.
شعبه --- دیوان عالی کشور - رئیس و مستشار
موارد مرتبط 25
آرای مرتبط 15
-
رأی
هماستناد
مطالبه مهرالمثل در زنا
مواد 63، 88 و 105 قانون مجازات اسلامی
-
رأی
هماستناد
درخواست ارش البکاره در زنای مطاوعی
مواد 63 ، 64 ، 67 و 88 و 105 قانون مجازات اسلامی مجرمیت آقای ب
-
رأی
هماستناد
موارد پرداخت ارش البکاره در زنا
مواد 63 ، 88 و 105 قانون مجازات اسلامی مشارالیه را به تحمل یک صد تازیانه از باب حد ز
-
رأی
هماستناد
عدم پرداخت ارش البکاره در زنای با رضایت طرفین
مواد 63 ، 64 ، 68 ، 69 ، 70 و 88 قانون مجازات اسلامی متهم موصوف الذکر را به تحمل یک صد ضربه شلاق ب
-
رأی
هماستناد
تأثیر رابطه دوستی شاکیه و متهم در تحقق زنای به عنف و تعلق مهرالمثل و ارش البکاره
مواد 63 و 64 و 105 و 88 قانون مجازات اسلامی 1370 به تحمل یک صد ضربه حد شرعی جلد زنا محکوم
-
رأی
هماستناد
اقرار
مواد 63 ، 48 ، 88 از قانون مجازات اسلامی بنابراین دادگاه هر یک از متهمین موصوف را به ت
-
رأی
هماستناد
عدم پرداخت ارش البکاره در زنای با رضایت طرفین
مواد 63، 64، 68، 69، 70 و 88 قانون مجازات اسلامی متهم موصوف الذکر را به تحمل یک صد ضربه شلاق ب
-
رأی
هماستناد
تأثیر رابطه دوستی شاکیه و متهم در تحقق زنای به عنف و تعلق مهرالمثل و ارش البکاره
مواد 63 و 64 و 105 و 88 قانون مجازات اسلامی 1370 به تحمل یک صد ضربه حد شرعی جلد زنا محکوم
-
رأی
هماستناد
اقرار
مواد 63، 48، 88 از قانون مجازات اسلامی بنابراین دادگاه هر یک از متهمین موصوف را به ت
-
رأی
هماستناد
موارد پرداخت ارش البکاره در زنا
مواد 63، 88 و 105 قانون مجازات اسلامی مشارالیه را به تحمل یک صد تازیانه از باب حد ز
-
رأی
هماستناد
1-مطالبه ارش البکاره و مهرالمثل 2-اعمال مجازات تکمیلی در جرایم حدی
مواد 63 ، 88 و 105 قانون مجازات اسلامی مصوب 70 به تحمل یکصد ضربه شلاق حدی محکوم می گ
-
رأی
هماستناد
1-مطالبه ارش البکاره و مهرالمثل 2-اعمال مجازات تکمیلی در جرایم حدی
مواد 63 ، 88 و 105 قانون مجازات اسلامی مصوب 70 به تحمل یکصد ضربه شلاق حدی محکوم می گ
-
رأی
هماستناد
رابطه دعوی مهر المثل و دعوی زنا
به استناد مواد 63 و 88 و 105 قانون مجازات اسلامی و 1091 قانون مدنی و 502 و 519 قانون آیین دادر
-
رأی
هماستناد
رابطه دعوی مهر المثل و دعوی زنا
به استناد مواد 63 و 88 و 105 قانون مجازات اسلامی و 1091 قانون مدنی و 502 و 519 قانون آیین دادر
-
رأی
هماستناد
توزیع مسئولیت ورثه زوج به نسبت سهم الارث انها
به استناد مواد 63 و 88 و 105 قانون مجازات اسلامی و 1091 قانون مدنی و 502 و 519 قانون آیین دادر
نظریات مشورتی 8
-
نظریهٔ مشورتی
هماستناد
نظریه مشورتی شماره 7/92/1649 مورخ 1392/08/26
ماده 63 قانون مجازات اسلامی
-
نظریهٔ مشورتی
هماستناد
نظر مشورتی 7/92/1649 مورخ 1392/08/26 اداره کل حقوقی قوهقضائیه در خصوص تأثیر آئیننامه اجرایی بر درخواست آزادی مشروط با اصلاحات و الحاقات بعدی
ماده 63 قانون مجازات اسلامی مصوب 1392 ضمن آنکه راجع به چگونگی وضعیت آزادی
-
نظریهٔ مشورتی
هماستناد
نظر مشورتی 7/92/1649 مورخ 1392/08/26 اداره کل حقوقی قوه قضائیه در خصوص امکان درخواست آزادی مشروط از ناحیه محکومعلیه وفق مقررات ماده 58 قانون مجازات اسلامی مصوب 1392 تا زمان تهیه آئ
ماده 63 قانون مجازات اسلامی
-
نظریهٔ مشورتی
هماستناد
نظریه مشورتی شماره 7/1401/566 مورخ 1401/08/09
ماده 63 قانون مجازات اسلامی مصوب 1398 مشخص شده است
-
نظریهٔ مشورتی
هماستناد
نظریه مشورتی شماره 7/1402/164 مورخ 1402/03/19
ماده 63 قانون مجازات اسلامی مصوب 1392 (مصوب 1398/2/4
-
نظریهٔ مشورتی
هماستناد
نظریه 7/1401/566 — 1401/08/09
ماده 63 قانون مجازات اسلامی
-
نظریهٔ مشورتی
هماستناد
نظریه 7/1402/164 — 1402/03/20
ماده 63 قانون مجازات اسلامی مصوب
-
نظریهٔ مشورتی
هماستناد
نظر مشورتی 7/1402/164 مورخ 1402/03/19 اداره کل حقوقی قوه قضائیه با اصلاحات و الحاقات بعدی
ماده 63 قانون مجازات اسلامی مصوب 1392 (مصوب 4/2/1398
مواد مرتبط 1
-
اعمال
از این صفحه
ماده 63 — قانون مجازات اسلامی
مواد 63، 64، 67 و 88 و 105 قانون مجازات اسلامی مجرمیت آقای ب
دکترین 1
-
مقاله
هماستناد
چالش های قضایی نهاد نظارت الکترونیکی (مقاله علمی وزارت علوم)
به موجب ماده 63 قانون مجازات اسلامی
فقط پیوندهایی که متنشان در بانک است، با شاهد از خودِ متن — نه شباهتِ آماری. عنوانِ بدونِ متن ساخته نمیشود.
