رأی
درخواست طلاق زوجه به دلیل بیماری ایدز زوج
رأی خلاصه جریان پرونده
چنین است که خانم م.الف. د. ب. ط. آقای ق.و. به انضمام تصویر سند نکاحیه به دادگاههای عمومی حقوقی آباده تقدیم و تقاضای صدور حکم طلاق بائن به استناد بندهای عقدنامه (بند 3 عقدنامه) نموده مضموناً بیان داشته که حسب سند رسمی نکاحیه شماره ... ثبت در دفتر رسمی ازدواج شماره ... آباده در تاریخ 1388/9/17 با خوانده ازدواج دائم نموده که حاصل آن فرزند مشترک پسری است به نام الف. که دو ساله م. ب. و حالیه همسر وی مبتلا به بیماری صعبالعلاج شده و شبکه بهداشت و پزشکی قانونی این موضوع را تأیید مینماید و از طرفی زوج ضمن عقد نکاح به وی وکالت بلاعزل با حق توکیل ب. غ. داده که در صورت تحقق هر یک از شروط ضمن عقد و تخلف از هر یک از آنها خ. ر. ب. یکی از انواع طلاق مطلقه نماید. پرونده به شعبۀ اول حقوقی آباده ارجاع و آن شعبه بدواً پرونده را جهت ایجاد صلح و سازش به شورای حل اختلاف ارسال داشته که طبق نظریه شورا امکان صلح و سازش فراهم نبوده و پرونده به دادگاه اعاده شده در جلسه مورخ 1392/3/27 که با حضور طرفین تشکیل گردیده، زوجه خواستۀ خود را تکرار نموده و زوج ضمن اقرار به ابتلا به بیماری ایدز اظهار داشته که: «قبول دارم که مبتلا به بیماری ایدز هستم. مدت سه سال است که متوجه شدم. همان موقع به همسرم گفتم. در این مدت با هم زندگی کردیم و هیچ مشکلی نداشتم و اکنون یک پسر دو ساله داریم. به هیچ عنوان حاضر به طلاق همسرم نیستم.» بنا به تصمیم دادگاه سوابق و نوع بیماری خوانده از مرکز بهداشت استعلام گردیده و مرکز مذکور در پاسخ طی نامۀ شماره 4522 مورخ 1392/4/10 اعلام داشته که فرد مذکور (آقای ق.و. خوانده پرونده) از سال 1387 مبتلا به بیماری (HIV) بوده و در این مرکز تحت مراقبت م. ب.. ضمناً بیماری نامبرده فعلاً صعبالعلاج بوده و درمان قطعی ندارد. آقای م.ر. با تقدیم وکالتنامه، خود را بهعنوان وکیل خواهان معرفی نموده است. در تاریخ 1392/5/24 در وقت نوبتی دادگاه ضمن تشکیل جلسه به استناد مادۀ یک قانون طلاق و تبصرۀ ذیل آن، قرار ارجاع امر به داوری صادر و دستور ابلاغ آن را به طرفین جهت معرفی داور نیز صادر نموده است. خواهان برادر خویش آقای د.الف. و خوانده آقای م.ن. را بهعنوان داور تعرفه و در دادگاه مراتب دادرسی و وظایف داوران به آنان تفهیم گردیده. داور زوج ضمن تقدیم نظریۀ خود اعلام کرده زوج تحت هیچ شرایطی حاضر به دادن طلاق نیست و تقاضای بازگشت به زندگی مشترک را دارد و داور زوجه هم در نظریۀ ابرازی مضموناً به مشکلات موجود فیمابین زوجین آقای ق.و. و خانم م.الف. ازجمله ترک انفاق از سوی زوجه به مدت بیش از یکسال و صدور دادنامه از شعبه 101 جزایی آباده نسبت به محکومیت ایشان به حبس تعزیری به مدت چهار ماه در پرونده کلاسه 920261 و اعتیاد شدید زوج به مواد مخدر و نیز بیماری صعبالعلاج وی که آینده سلامت زوجه را به خطر میاندازد و قطع رابطه زناشویی به صلاح زوجه است و زوجه حاضر است کلیه حقوق مالی خویش منجمله مهریه را د. ح. زوج بذل کند و حضانت فرزند مشترک را در صورت پرداخت نفقه وی تقبل مینماید. پس از اخذ نتیجۀ آزمایش بارداری، شعبه اوّل دادگاه حقوقی آباده در تاریخ 1392/11/20 تشکیل جلسه داده و مضموناً با استدلال به اقرار خوانده به ابتلا به بیماری صعبالعلاج HiV+ مثبت و تأیید موضوع توسط شبکه بهداشت و درمان آباده، بینتیجه ماندن مساعی دادگاه و داوران جهت حصول سازش و اینکه زوجه حاضر شده در قبال طلاق کلیه حقوحقوق مالی خود را منجمله مهریه را بذل نماید، منحیثالمجموع دعوی خ. ر. و. و ثابت تشخیص و با استناد به مواد 1119 و 1130 و 1146 قانون مدنی و بند 3 قسمت ب شرایط ضمن عقد نکاح و مادۀ 21 قانون حمایت خانواده حکم طلاق خلع را صادر و اعلام نموده است و حضانت فرزند مشترک را به استناد مادۀ 1173 قانون مدنی به عهدۀ زوجه گذاشته مقید به حق ملاقات زوج با فرزند خویش در هفته یکبار نموده است. دادنامه صادره به شماره 9209977510301187 مورخ 1392/11/27 مورد اعتراض خوانده واقع و ایشان ضمن تجدیدنظرخواهی از آن با تقدیم لایحهای مضموناً بیان داشته که با مراجعه به پزشکان متخصص دیگر، متوجه شده است که فاقد بیماری ایدز است و پاسخ استعلام شبکه بهداشت و درمان و تشخیص شبکه بهداشت اشتباه بوده، لذا حاضر به متارکه نیستم و اقرار بنده صرفاً به خاطر پاسخ غلط و اشتباه شبکه بهداشت و درمان شهرستان بوده و طبق قانون لزوم ارائه گواهینامه پزشک قبل از وقوع ازدواج مصوب 1317 میبایست گواهینامه پزشک بر نداشتن امراض مسریه مهم را به دفاتر ازدواج ارائه تا اقدام به ثبت ازدواج شود، چنانچه مبتلا به بیماریهای مذکور و مشابه بوده نتیجۀ آزمایشات قبل از وقوع ازدواج مثبت میشود. در حالیکه چنین نبود، لذا آمادگی خ. ر. ب. اعزام مجدد به پزشکی قانونی اعلام و تقاضای نقض دادنامه را نموده است. وکیل ت. ن. خ. هم با تقدیم لایحهای مضموناً اظهار داشته انکار بعد از اقرار مطابق صراحت <a class="artref" href="/ماده/ماده-1277-a_0815110236939">ماده 1277 قانون مدنی</a> مسموع نیست و وفق مادۀ 1275 هرکس اقرار به حقی کند ملزم به اقرار خود خواهد بود و تنها نزد حاکم کذب یا اشتباه بودن آن باید اثبات شود و از سوی دیگر نداشتن بیماری مسری یا صعبالعلاج زوج هنگام عقد ازدواج با ابتلاء وی به اینگونه بیماریها بعد از ازدواج مانع آن نیست که زوجه بتواند بنا به مقررات مادۀ 1130 قانون مدنی درخواست طلاق نماید. لذا استدعای رد ادعاهای ت. ن. خ. و تأیید دادنامه معترضٌعنه را دارد. شعبۀ 20 دادگاه تجدیدنظر استان شیراز مضموناً با استدلال به نظریۀ و پاسخ رئیس شبکه بهداشت و درمان شهرستان آباده مبنی بر ابتلای ت. ن. خ. به بیماری HIV مثبت صرفنظر از اقرار وی به ابتلاء به این بیماری و اینکه بیماری مذکور صعبالعلاج بوده و فاقد درمان قطعی است؛ با اصدار دادنامۀ شماره 09309977121600075 مورخ 1393/2/2 ضمن رد تجدیدنظرخواهی به استناد مادۀ 358 قانون آیین دادرسی مدنی دادنامه تجدیدنظرخواسته را مطابق موازین قانونی تشخیص و عیناً استوار نموده است. پس از ابلاغ دادنامه مذکور به طرفین توسط آقای ق.و. مورد فرجامخواهی قرار گرفته و ایشان در توضیح خواسته خویش مبنی بر نقض دادنامۀ فرجامخواسته مضموناً اظهار داشته، اولاً: مطابق <a class="artref" href="/ماده/ماده-1133-a_0815110236791">ماده 1133 قانون مدنی</a> حق طلاق مطلقاً به مرد اختصاص داده شده، لذا رأی اصداری برخلاف نص صریح قانون م. ب.. ثانیاً: مطابق مقررات قانون حمایت خانواده شرایطی همچون حبس بیش از 10 سال، ترک انفاق، جنون و غیره که در صورت ادامۀ زوجیت موجبات عسر و حرج زوجه را فراهم میآورد، از موارد حق تقدیم دادخواست طلاق توسط زوجه است. امّا بیماری HIV مثبت در زمان عقد ازدواج وجود نداشته و در زمان زوجیت حادث شده، و احتمال انتقال آن از زوج به زوجه وجود دارد. این مورد خارج از مواردی است که در قانون حمایت خانواده درج شده، لذا صدور رأی بر مبنای پذیرش خواسته زوجه خارج از موارد شرعی و قانونی بوده است. پرونده به دیوانعالیکشور ارسال و پس از وصول به این شعبه ارجاع گردیده است.
هیأت شعبه در تاریخ بالا تشکیل گردید. پس از قرائت گزارش آقای … و بررسی اوراق پرونده مشاوره نموده و چنین رأی میدهد:
رأی شعبه دیوان عالی کشور
صرفنظر از اقرار صریح ف. خ. ب. ابتلاء به بیماری صعبالعلاج و فعلاً فاقد درمان قطعی HIV مثبت (ایدز) در مراحل رسیدگی بدوی و فرجامخواهی و انکار بلاوجه در مرحلۀ تجدیدنظرخواهی و با عنایت به اعلام نظر رسمی و کارشناسی ادارۀ شبکه بهداشت و درمان شهرستان آباده مبنی بر ابتلاء ف. خ. ب. بیماری HIV مثبت و اینکه ایشان از سال 1387 به این بیماری مبتلا بوده و در آن مرکز تحت مراقبت م. ب. و بیماری فعلاً صعبالعلاج بوده و درمان قطعی ندارد و ب. ت. ب.
بند 5 مادۀ 1130 قانون مدنی که ابتلاء زوج به بیماریهای صعبالعلاج روانی یا ساری یا هر عارضه صعبالعلاج دیگری که زندگی مشترک را مختل نماید از موارد و موجبات عسر و حرج زوجه تلقی نموده، و از طرف دیگر ف. خ. دلیل موجهی که موجبات تخدیش دادنامۀ فرجامخواسته را فراهم آورد ارائه نکرده، لذا دادنامۀ فرجامخواسته مصون از خدشه تشخیص و مستنداً به مادۀ 370 قانون آیین دادرسی دادگاههای عمومی و انقلاب در امور مدنی، عیناً ابرام میگردد. دفتر پرونده به مرجع مربوطه اعاده شود.
اعضاء معاون شعبه اول دیوانعالیکشور
حیاتی - اکبری
فهرست
خلاصه جریان پرونده
شعبه دیوان عالی کشور
نقد رأی
درخواست طلاق زوجه به دلیل بیماری ایدز زوج
موضوع این پرونده درخواست طلاق بائن از سوی زوجه به علت ابتلای زوج به بیماری صعبالعلاج م. ب.. زوجه با استناد به مفاد قرارداد نکاح و برخی مواد قانونی، به دادگاه مراجعه و اعلام نمود که ابتلای زوج به این بیماری، زندگی مشترک را مختل کرده است. زوج ضمن تایید ابتلا به بیماری، از طلاق امتناع ورزیده و ادعای نادرستی تشخیص را مطرح کرد. <br>دادگاه در ابتدا به دنبال برقراری صلح و سازش بین طرفین بود، اما با عدم موفقیت در این زمینه، حکم طلاق خلع صادر و حضانت فرزند مشترک را به زوجه واگذار نمود. این حکم در مرحله تجدیدنظر نیز تایید گردید. زوج به دیوان عالی کشور اعتراض کرد و ادعاهای خود مبنی بر عدم ابتلا به بیماری و نادرستی تشخیص را مطرح نمود. <br>دیوان عالی کشور با استناد به اقرار زوج و نظر رسمی شبکه بهداشت، حکم تجدیدنظر را تایید و ابرام کرد و اعلام نمود که ابتلای زوج به بیماری صعبالعلاج، عسر و حرج زوجه را توجیه میکند و دلیلی برای نقض حکم ارائه نشده است. لذا، دادنامه صادره از سوی دادگاه تجدیدنظر تایید گردید.
تاریخ دادنامه قطعی: 1393/11/18
شماره دادنامه قطعی: ---
پیام: از آنجایی که بیماری ایدز، صعب العلاج است؛ ابتلاء زوج به این بیماری، از مصادیق عسر و حرج زوجه محسوب میشود و درخواست طلاق به استناد این امر پذیرفته است.
رای خلاصه جریان پرونده
چنین است که خانم م.الف. د. ب. ط. آقای ق.و. به انضمام تصویر سند نکاحیه به دادگاههای عمومی حقوقی آباده تقدیم و تقاضای صدور حکم طلاق بائن به استناد بندهای عقدنامه (بند 3 عقدنامه) نموده مضمونا بیان داشته که حسب سند رسمی نکاحیه شماره... ثبت در دفتر رسمی ازدواج شماره... آباده در تاریخ 1388/09/17 با خوانده ازدواج دائم نموده که حاصل آن فرزند مشترک پسری است به نام الف. که دو ساله م. ب. و حالیه همسر وی مبتلا به بیماری صعبالعلاج شده و شبکه بهداشت و پزشکی قانونی این موضوع را تایید مینماید و از طرفی زوج ضمن عقد نکاح به وی وکالت بلاعزل با حق توکیل ب. غ. داده که در صورت تحقق هر یک از شروط ضمن عقد و تخلف از هر یک از آنها خ. ر. ب. یکی از انواع طلاق مطلقه نماید. پرونده به شعبه اول حقوقی آباده ارجاع و آن شعبه بدوا پرونده را جهت ایجاد صلح و سازش به شورای حل اختلاف ارسال داشته که طبق نظریه شورا امکان صلح و سازش فراهم نبوده و پرونده به دادگاه اعاده شده در جلسه مورخ 1392/03/27 که با حضور طرفین تشکیل گردیده، زوجه خواسته خود را تکرار نموده و زوج ضمن اقرار به ابتلا به بیماری ایدز اظهار داشته که: «قبول دارم که مبتلا به بیماری ایدز هستم. مدت سه سال است که متوجه شدم. همان موقع به همسرم گفتم. در این مدت با هم زندگی کردیم و هیچ مشکلی نداشتم و اکنون یک پسر دو ساله داریم. به هیچ عنوان حاضر به طلاق همسرم نیستم.» بنا به تصمیم دادگاه سوابق و نوع بیماری خوانده از مرکز بهداشت استعلام گردیده و مرکز مذکور در پاسخ طی نامه شماره 4522 مورخ 1392/04/10 اعلام داشته که فرد مذکور (آقای ق.و. خوانده پرونده) از سال 1387 مبتلا به بیماری (HIV) بوده و در این مرکز تحت مراقبت م. ب.. ضمنا بیماری نامبرده فعلا صعبالعلاج بوده و درمان قطعی ندارد. آقای م.ر. با تقدیم وکالتنامه، خود را بهعنوان وکیل خواهان معرفی نموده است. در تاریخ 1392/05/24 در وقت نوبتی دادگاه ضمن تشکیل جلسه به استناد ماده یک قانون طلاق و تبصره ذیل آن، قرار ارجاع امر به داوری صادر و دستور ابلاغ آن را به طرفین جهت معرفی داور نیز صادر نموده است. خواهان برادر خویش آقای د.الف. و خوانده آقای م.ن. را بهعنوان داور تعرفه و در دادگاه مراتب دادرسی و وظایف داوران به آنان تفهیم گردیده. داور زوج ضمن تقدیم نظریه خود اعلام کرده زوج تحت هیچ شرایطی حاضر به دادن طلاق نیست و تقاضای بازگشت به زندگی مشترک را دارد و داور زوجه هم در نظریه ابرازی مضمونا به مشکلات موجود فیمابین زوجین آقای ق.و. و خانم م.الف. ازجمله ترک انفاق از سوی زوجه به مدت بیش از یک سال و صدور دادنامه از شعبه --- جزایی آباده نسبت به محکومیت ایشان به حبس تعزیری به مدت چهار ماه در پرونده کلاسه --- و اعتیاد شدید زوج به مواد مخدر و نیز بیماری صعبالعلاج وی که آینده سلامت زوجه را به خطر میاندازد و قطع رابطه زناشویی به صلاح زوجه است و زوجه حاضر است کلیه حقوق مالی خویش منجمله مهریه را د. ح. زوج بذل کند و حضانت فرزند مشترک را در صورت پرداخت نفقه وی تقبل مینماید. پس از اخذ نتیجه آزمایش بارداری، شعبه اوّل دادگاه حقوقی آباده در تاریخ 1392/11/20 تشکیل جلسه داده و مضمونا با استدلال به اقرار خوانده به ابتلا به بیماری صعبالعلاج HiV+ مثبت و تایید موضوع توسط شبکه بهداشت و درمان آباده، بینتیجه ماندن مساعی دادگاه و داوران جهت حصول سازش و اینکه زوجه حاضر شده در قبال طلاق کلیه حقوحقوق مالی خود را منجمله مهریه را بذل نماید، منحیثالمجموع دعوی خ. ر. و. و ثابت تشخیص و با استناد به مواد 1119 و 1130 و 1146 قانون مدنی و بند 3 قسمت ب شرایط ضمن عقد نکاح و ماده 21 قانون حمایت خانواده حکم طلاق خلع را صادر و اعلام نموده است و حضانت فرزند مشترک را به استناد <a class="artref" href="/ماده/ماده-1173-a_0815110236833">ماده 1173 قانون مدنی</a> به عهده زوجه گذاشته مقید به حق ملاقات زوج با فرزند خویش در هفته یکبار نموده است. دادنامه صادره به شماره 9209977510301187 مورخ 1392/11/27 مورد اعتراض خوانده واقع و ایشان ضمن تجدیدنظرخواهی از آن با تقدیم لایحهای مضمونا بیان داشته که با مراجعه به پزشکان متخصص دیگر، متوجه شده است که فاقد بیماری ایدز است و پاسخ استعلام شبکه بهداشت و درمان و تشخیص شبکه بهداشت اشتباه بوده، لذا حاضر به متارکه نیستم و اقرار بنده صرفا به خاطر پاسخ غلط و اشتباه شبکه بهداشت و درمان شهرستان بوده و طبق قانون لزوم ارائه گواهینامه پزشک قبل از وقوع ازدواج مصوب 1317 میبایست گواهینامه پزشک بر نداشتن امراض مسریه مهم را به دفاتر ازدواج ارائه تا اقدام به ثبت ازدواج شود، چنانچه مبتلا به بیماریهای مذکور و مشابه بوده نتیجه آزمایشات قبل از وقوع ازدواج مثبت میشود. در حالی که چنین نبود، لذا آمادگی خ. ر. ب. اعزام مجدد به پزشکی قانونی اعلام و تقاضای نقض دادنامه را نموده است. وکیل ت. ن. خ. هم با تقدیم لایحهای مضمونا اظهار داشته انکار بعد از اقرار مطابق صراحت <a class="artref" href="/ماده/ماده-1277-a_0815110236939">ماده 1277 قانون مدنی</a> مسموع نیست و وفق ماده 1275 هرکس اقرار به حقی کند ملزم به اقرار خود خواهد بود و تنها نزد حاکم کذب یا اشتباه بودن آن باید اثبات شود و از سوی دیگر نداشتن بیماری مسری یا صعبالعلاج زوج هنگام عقد ازدواج با ابتلاء وی به اینگونه بیماریها بعد از ازدواج مانع آن نیست که زوجه بتواند بنا به مقررات <a class="artref" href="/ماده/ماده-1130-a_0815110236787">ماده 1130 قانون مدنی</a> درخواست طلاق نماید. لذا استدعای رد ادعاهای ت. ن. خ. و تایید دادنامه معترضٌعنه را دارد. شعبه --- دادگاه تجدیدنظر استان شیراز مضمونا با استدلال به نظریه و پاسخ رئیس شبکه بهداشت و درمان شهرستان آباده مبنی بر ابتلای ت. ن. خ. به بیماری HIV مثبت صرفنظر از اقرار وی به ابتلاء به این بیماری و اینکه بیماری مذکور صعبالعلاج بوده و فاقد درمان قطعی است؛ با اصدار دادنامه شماره --- مورخ 1393/02/02 ضمن رد تجدیدنظرخواهی به استناد ماده 358 قانون آیین دادرسی مدنی دادنامه تجدیدنظرخواسته را مطابق موازین قانونی تشخیص و عینا استوار نموده است. پس از ابلاغ دادنامه مذکور به طرفین توسط آقای ق.و. مورد فرجامخواهی قرار گرفته و ایشان در توضیح خواسته خویش مبنی بر نقض دادنامه فرجامخواسته مضمونا اظهار داشته، اولا: مطابق <a class="artref" href="/ماده/ماده-1133-a_0815110236791">ماده 1133 قانون مدنی</a> حق طلاق مطلقا به مرد اختصاص داده شده، لذا رای اصداری برخلاف نص صریح قانون م. ب.. ثانیا: مطابق مقررات قانون حمایت خانواده شرایطی همچون حبس بیش از 10 سال، ترک انفاق، جنون و غیره که در صورت ادامه زوجیت موجبات عسر و حرج زوجه را فراهم میآورد، از موارد حق تقدیم دادخواست طلاق توسط زوجه است. امّا بیماری HIV مثبت در زمان عقد ازدواج وجود نداشته و در زمان زوجیت حادث شده، و احتمال انتقال آن از زوج به زوجه وجود دارد. این مورد خارج از مواردی است که در قانون حمایت خانواده درج شده، لذا صدور رای بر مبنای پذیرش خواسته زوجه خارج از موارد شرعی و قانونی بوده است. پرونده به دیوانعالیکشور ارسال و پس از وصول به این شعبه ارجاع گردیده است.
هیات شعبه در تاریخ بالا تشکیل گردید. پس از قرائت گزارش آقای … و بررسی اوراق پرونده مشاوره نموده و چنین رای میدهد:
رای شعبه دیوان عالی کشور
موادِ قانونیِ مستند در این صفحه 4
موارد مرتبط 82
آرای مرتبط 40
-
رأی
هماستناد
شرط برخورداری از حمایت های کنوانسیون پاریس
مواد 358 و 359 قانون آیین دادرسی مدنی ضمن پذیرش اعتراض
-
رأی
هماستناد
معیار صحت ثبت اختراع جدید در مقایسه با اختراعات قبلی
ماده 358 قانون آیین دادرسی مدنی
-
رأی
هماستناد
حکم پرداخت نفقه تا زمان استحقاق
ماده 358 قانون آیین دادرسی مدنی
-
رأی
هماستناد
حذف نام زوج متوفی از شناسنامه
ماده 358 قانون آیین دادرسی مدنی ضمن رد تجدیدنظرخواهی آن را تایید می نماید
-
رأی
هماستناد
مطالبه وجه التزام در فرض عدم انتساب تاخیر به متعهد
ماده 358 از قانون آیین دادرسی مدنی دادنامه تجدیدنظرخواسته نقض ودر اصل در راست
-
رأی
هماستناد
استرداد ثمن پس از وقوع اقاله
ماده 358 قانون آیین دادرسی مدنی
-
رأی
هماستناد
نحوه احراز ظهر نویسی چک
ماده 358 قانون آیین دادرسی مدنی نهایتا ضمن رد اعتراض دادنامه تجدیدنظرخواست
-
رأی
هماستناد
دعوی الزام به تنظیم سند رسمی ملک بازداشتی
ماده 358 قانون آیین دادرسی مدنی با لحاظ ماده 56 از قانون اجرای احکام مدنی
-
رأی
هماستناد
اماره صوری بودن عقد بیع
ماده 358 قانون آیین دادرسی در امور مدنی صادر گردید
-
رأی
هماستناد
مهلت اقامه دعوا علیه متصدی حمل و نقل هوایی
ماده 358 قانون آیین دادرسی مدنی
-
رأی
هماستناد
حقوق مالک ملک در فرض تصرف ملک توسط شهرداری
ماده 358 قانون آیین دادرسی مدنی ضمن نقض دادنامه صادر در هر سه قسمت حکم به
-
رأی
هماستناد
ضمانت اجرای فراهم نبودن اثاث البیت در دعوی تمکین
ماده 358 قانون آیین دادرسی مدنی
-
رأی
هماستناد
طلاق به دلیل ناباروری زوج
ماده 358 قانون آیین دادرسی در امور مدنی
-
رأی
هماستناد
مطالبه وجه التزام قراردادی در فرض انجام تعهد با تأخیر
ماده 358 قانون آیین دادرسی مدنی ضمن نقض دادنامه موصوف حکم بر محکومیت تجدید
-
رأی
هماستناد
ابطال معامله و رد دعوای الزام به پرداخت ثمن به نرخ روز به دلیل عدم اثبات استحقاق خواهان
ماده 358 قانون آیین دادرسی مدنی
-
رأی
هماستناد
مبدا محاسبه خسارت تاخیر تادیه در دین بدون سررسید
مواد 358 و 522 قانون آیین دادرسی مدنی می باشد
-
رأی
هماستناد
تردید در اثر انگشت مندرج در سند رسمی
ماده 358 قانون آیین دادرسی مدنی دادنامه معترض عنه را تایید و استوار می نما
-
رأی
هماستناد
ادعای پرداخت بخشی از مبلغ چک دروجه حامل
ماده 358 قانون آیین دادرسی مدنی
-
رأی
هماستناد
ادعای عدم اصالت سند همراه با ادعای پرداخت
ماده 358 قانون آیین دادرسی مدنی عینا تایید می نماید این رای قطعی است
-
رأی
هماستناد
تجدیدنظرخواهی علیه برخی از محکومٌ له های مرحله بدوی
ماده 358 قانون آیین دادرسی مدنی
-
رأی
هماستناد
جریمه طرح دعوی واهی اعسار از پرداخت هزینه دادرسی
ماده 358 قانون آیین دادرسی مدنی
-
رأی
هماستناد
اثر توقیف اموال محکوم علیه بر دعوی اعسار
ماده 358 قانون آیین دادرسی مدنی
-
رأی
هماستناد
بطلان دعوای خلع ید به استناد قاعده استحسان
ماده 358 از قانون آیین دادرسی مدنی دادنامه تجدیدنظر خواسته نقض می گردد و با ا
-
رأی
هماستناد
تحقق شرط ضمن عقد نکاح به جهت اعتیاد سابق زوج
ماده 358 قانون آیین دادرسی مدنی نقض و به زوجه اجازه داده است از شرط موضوع
-
رأی
هماستناد
فرجام خواهی از قرار سقوط دعوا
ماده 358 قانون آیین دادرسی مدنی ضمن نقض دادنامه مارالذکر با استناد به بند
-
رأی
هماستناد
مطالبه وجه سفته تضمینی
قانون آیین دادرسی مدنی مستندا به ماده 358
-
رأی
هماستناد
تفسیر عرفی از شرط فاسخ
ماده 358 از قانون آیین دادرسی مدنی دادنامه معترض عنه را تایید و استوار می نما
-
رأی
هماستناد
تشریفات رسیدگی در مرحله واخواهی
ماده 358 قانون آیین دادرسی مدنی دادنامه موصوف در این بخش تایید می گردد
-
رأی
هماستناد
ادعای اعسار با وجود توقیف اموال
ماده 358 قانون آیین دادرسی مدنی می باشد
-
رأی
هماستناد
درخواست تسلیم ملک به استناد قرارداد عادی فروش سرقفلی
ماده 358 قانون آیین دادرسی مدنی و قوانین مرتبط با ثبت اسناد
-
رأی
هماستناد
تفاوت حقوقی مفاهیم حق کسب، پیشه و تجارت با سرقفلی
ماده 358 قانون آیین دادرسی مدنی می باشد
-
رأی
هماستناد
دعوای ابطال رأی داور به علت عدم رعایت اصول دادرسی
ماده 358 قانون آیین دادرسی مدنی دادنامه تجدیدنظر خواسته تایید می گردد
-
رأی
هماستناد
تایید فسخ قرارداد به دلیل عدم پرداخت ثمن و بیاعتباری رای داوری به علت عدم رعایت شروط قراردادی
ماده 358 قانون آیین دادرسی مدنی
-
رأی
هماستناد
زندگی در منزل مشترک اماره تمکین
ماده 358 قانون آیین دادرسی مدنی ضمن رد دادخواست تجدیدنظرخواهی دادنامه تجدی
-
رأی
هماستناد
ضمانت اجرای افزایش مهریه
ماده 358 قانون آیین دادرسی مدنی
-
رأی
هماستناد
دعوای ابطال وکالتنامه بلاعزل
ماده 358 از قانون آیین دادرسی مدنی ضمن نقض دادنامه معترض عنه حکم بر ابطال وکا
-
رأی
هماستناد
اعتبار حکم به رد دعوی
ماده 358 قانون آیین دادرسی مدنی و رعایت مواد مرتبط
-
رأی
هماستناد
تاثیر عدم ذکر مشترکات آپارتمان در قرارداد
قانون آیین دادرسی مدنی مستندا به قسمت آخر ماده 358
-
رأی
هماستناد
انتقال مبیع توسط خریدار در بیع خیاری
ماده 358 از قانون آیین دادرسی در امور مدنی تائید مینماید این رای قطعی است
-
رأی
هماستناد
انتقال چکی که حواله کرد آن خط خورده
ماده 358 از قانون آیین دادرسی مدنی دادنامه تجدیدنظرخواسته نقض و با استناد به
نظریات مشورتی 1
-
نظریهٔ مشورتی
هماستناد
نظریه مشورتی شماره 7/96/2899 مورخ 1396/11/25
ماده 358 قانون آیین دادرسی مدنی آیا دادگاه مکلف به رسیدگی ماهیتی به پرونده
مواد مرتبط 10
-
اعمال
از این صفحه
ماده 1119 — قانون مدنی
مواد 1119 و 1130 و 1146 قانون مدنی
-
اعمال
از این صفحه
ماده 370 — قانون آیین دادرسی دادگاههای عمومی و انقلاب در امور مدنی
ماده 370 قانون آیین دادرسی دادگاه های عمومی و انقلاب در امور مدنی
-
اعمال
از این صفحه
ماده 1130 — قانون مدنی
ماده 1130 قانون مدنی درخواست طلاق نماید
-
اعمال
از این صفحه
ماده 21 — قانون مدنی
قانون مدنی و بند 3 قسمت ب شرایط ضمن عقد نکاح و ماده 21
-
مبتنی بر
از این صفحه
ماده 21 — قانون حمایت خانواده
ماده 21 قانون حمایت خانواده حکم طلاق خلع را صادر و اعلام نموده است و حضان
-
مبتنی بر
از این صفحه
ماده 358 — آیین دادرسی مدنی مصوب 1379/01/21
ماده 358 قانون آیین دادرسی مدنی دادنامه تجدیدنظرخواسته را مطابق موازین قان
-
مبتنی بر
از این صفحه
ماده 1173 — قانون مدنی
به استناد ماده 1173 قانون مدنی به عهده زوجه گذاشته مقید به حق ملاقات زوج با فرزند خوی
-
مبتنی بر
از این صفحه
ماده 1277 — قانون مدنی
مطابق صراحت ماده 1277 قانون مدنی مسموع نیست و وفق ماده 1275 هرکس اقرار به حقی کند ملزم
-
مبتنی بر
از این صفحه
ماده 1133 — قانون مدنی
مطابق ماده 1133 قانون مدنی حق طلاق مطلقا به مرد اختصاص داده شده
-
مبتنی بر
از این صفحه
ماده 1275 — قانون مدنی
مطابق صراحت ماده 1277 قانون مدنی مسموع نیست و وفق ماده 1275
دکترین 31
-
مقاله
هماستناد
تعریف اموال منقول و گونه های آن — گاه به واسطه عمل انسان مال از
ماده 21 ق.م
-
مقاله
هماستناد
تعریف اموال منقول و گونه های آن — زمانی هم مال منقول بر پایه وصف
ماده 21 ق.م
-
مقاله
هماستناد
تعریف اموال منقول و گونه های آن — زمانی هم مال منقول بر پایه وصف
ماده 21 ق.م
-
مقاله
هماستناد
بازداشت کشتی
ماده 21 ق.م
-
مقاله
هماستناد
اقامه ی دعوای اصلی و دادخواست مربوط به اصل دعوا تا زمان
مواد 233 و 1119 ق.م
-
مقاله
هماستناد
بند ۳ ماده ۶۲ ق
مواد 233 و 1119 ق.م
-
مقاله
هماستناد
بند ۳ ماده ۶۲ ق
مواد 233 و 1119 ق.م
-
مقاله
هماستناد
ذی حق در مطالبه آن میداند
مواد 233 و 1119 ق.م
-
مقاله
هماستناد
مستند مزبور در قانون آئین دادرسی مدنی مصوب ۷۹/۱/۲۱ به قدری در
مواد 233 و 1119 ق.م
-
مقاله
هماستناد
مستند مزبور در قانون آئین دادرسی مدنی مصوب ۷۹/۱/۲۱ به قدری در
مواد 233 و 1119 ق.م
-
مقاله
هماستناد
مبحث نخست - شرایط اجرای حکم مدنی — رف رای وحدت رویه هیات عمومی دیوان
ماده 1119 ق.م
-
مقاله
هماستناد
مبحث نخست - شرایط اجرای حکم مدنی — رف رای وحدت رویه هیات عمومی دیوان
ماده 1119 ق.م
-
مقاله
هماستناد
مبحث نخست - شرایط اجرای حکم مدنی — رف رای وحدت رویه هیات عمومی دیوان
ماده 1119 ق.م
-
مقاله
هماستناد
مبحث نخست - شرایط اجرای حکم مدنی — وضعیت دوم در مورد احکام خاص است
ماده 1119 ق.م
-
مقاله
هماستناد
مبحث نخست - شرایط اجرای حکم مدنی — وضعیت دوم در مورد احکام خاص است
ماده 1119 ق.م
-
مقاله
هماستناد
اجرای حکم طلاق — طلاق مخصوص عقد دائم است و زن
ماده 1119 ق.م
-
مقاله
هماستناد
اجرای حکم طلاق — هر معامله که مالی از اموال منقول
ماده 1119 ق.م
-
مقاله
هماستناد
اجرای حکم طلاق — هر معامله که مالی از اموال منقول
ماده 1119 ق.م
-
مقاله
هماستناد
اجرای حکم طلاق و گواهی عدم امکان سازش — ثانیاً
ماده 1119 ق.م
-
مقاله
هماستناد
اجرای حکم طلاق و گواهی عدم امکان سازش — ثالثاً
ماده 1119 ق.م
-
مقاله
هماستناد
اجرای حکم طلاق و گواهی عدم امکان سازش — ثالثاً
ماده 1119 ق.م
-
مقاله
هماستناد
اجرای حکم طلاق
ماده 1130 ق.م
-
مقاله
هماستناد
اجرای حکم طلاق — احکام و مقررات مربوط طلاق و اجرای
ماده 1130 ق.م
-
مقاله
هماستناد
اجرای حکم طلاق — همچنین در صورت اثبات عسر و حرج
ماده 1130 ق.م
-
مقاله
هماستناد
اجرای حکم طلاق — همچنین در صورت اثبات عسر و حرج
ماده 1130 ق.م
-
مقاله
هماستناد
تفسیر تحلیلی مبانی فسخ قرارداد — فرق بین فسخ با منفسخ عبارت است
مواد 1120 تا 1132 ق.م
-
مقاله
هماستناد
تفسیر تحلیلی مبانی فسخ قرارداد — رک مواد ۳۹۶ تا ۴۵۷ ق
مواد 1120 تا 1132 ق.م
-
مقاله
هماستناد
اثر فوت و حجر در اجرای حکم فسخ نکاح
مواد 1122 و 1133 ق.م
-
مقاله
هماستناد
اثر فوت و حجر در اجرای حکم فسخ نکاح — مرد یا زن به اعتبار عقد صحیح
مواد 1122 و 1133 ق.م
-
مقاله
هماستناد
اجرای حکم حضانت
ماده 1173 ق.م
-
مقاله
هماستناد
اجرای حکم حضانت — یکی دیگر از مناقشه های خانوادگی بین
ماده 1173 ق.م
فقط پیوندهایی که متنشان در بانک است، با شاهد از خودِ متن — نه شباهتِ آماری. عنوانِ بدونِ متن ساخته نمیشود.
