Ailexa — هوش مصنوعی + قانون home صفحه اصلی (کلاسیک)
حوزهٔ جستجوی شما حدوداً در چه زمینه‌ای است:
در جست‌جوی چه هستید؟ بعد از انتخابِ آنچه می‌خواهید، در کادرِ جستجوی بالا موضوع را بنویسید و «بگرد» را بزنید.

انطباق دقیق این متن با متن رسمی هنوز به‌طور ۱۰۰٪ کنترل نشده.

دعوای بر میت خ. م.: در این پرونده، خواسته‌ای مبنی بر الزام به تنفیذ صلح بلاعوض، تنظیم سند رسمی و اخذ پایان کار مطرح شده است. خواهان ادعا می‌کند که مادرش در سال 1380، 78 متر از ملک را به وی صلح کرده و از آن زمان در این ملک سکونت دارد. پس از فوت مادر خواهان، خواندگان این صلح را انکار کرده و مدعی هستند که ملک متعلق به برادر مرحومشان بوده و خواهان تنها مستاجر آن است. در دفاعیات، خواندگان به تاریخ ساخت ملک در سال 1360 و شکایت خلع ید اشاره کرده‌اند. دادگاه بدوی با استناد به اظهارات شهود و عدم ارائه دلیل مبنی بر نامشروع بودن تصرفات خواهان، حکم به تنظیم سند رسمی صادر کرده است. با این حال، این رای به دلیل عدم رعایت مقررات سوگند موضوع ماده 278 قانون آیین دادرسی دادگاه‌های عمومی و انقلاب در امور مدنی، نقض و پرونده به دادگاه تجدیدنظر ارسال گردید تا نقص‌های مذکور برطرف شود. در نهایت، پرونده در حال حاضر غیرقابل طرح اعلام گردیده است. رای دادگاه بدوی محتویات پرونده محاکماتی دلالت دارد. که: در تاریخ 97/8/5 اقای م. ح. ا. با قیومیت م. ح. و م. ص. ا. د. ب. ط. ا.، خ. و ش. ا. به خواسته الزام به تنفیذ صلح بلاعوض الزام به تنظیم سند رسمی ومجزی شده الزام به اخذ پایان کار تقدیم و اعلام کرده مادر خواهان و خواندگان به نام م. ا. در سال 1380 که مالک *بوده 78 متر از ضلع جنوب ملک را به خواهان که فعلا محجور است.صلح بلاعوض نموده تا ساخت و سکونت کند که اقدام به ساخت کرده و تا کنون ساکن و متصرف است.ولی با فوت مصالح که 94/4/25 بوده خواندگان منکر صلح شده اند لذا تقاضای به شرح خواسته را دارد. (ص 18- 19) خواندگان با لایحه ای اعلام کرده اند قسمت اعیانی مورد نظر در سال 1360 ساخته شده و برادر مرحومشان م. در ان سکونت داشته و وکیل تام الاختیار مادرشان بوده است.و واگذاری نبوده است.وخواهان از سال 1385 با قرارداد شفاهی و ملک مورد ادعا مستاجر شده که پرداختی نیز نداشته است.و محکوم به پرداخت اجرت المثل شده است.و بعد از فوت مادرمان فرزند ان خواهان فقط قفل ها را تعویض و ملک را تصرف کامل کرده اند که شکایت خلع ید مطرح شده و دستور فروش ان نیز صادرشده است. (ص 74- 6) در جلسه دادرسی 97/10/9 طرفین همان مطالب دادخواست و لایحه را تکرار کرده وکیل خ. ا. ک. قبل از خواهان برادر دیگر انها در محل که فقط یک اتاق بوده سکونت داشته و بعد از ان از سال 1380 پیرو صلح شفاهی مورث خواهان با توسعه ساخت و حفرچاه فاضلاب سکونت داشته و خواندگان علیه وی دعوای تخلیه و نیز خلع ید مطرح کرده اند که معارض است.و پرونده های کلاسه *خواسته حکم به فروش پلاک است.که از شعبه 134 به 130 ارجاع شده و کلاسه *خواسته اجرت المثل است.که در مرحله واخواهی است.و کلاسه فعلی که تحت رسیدگی است.و تقاضای رسیدگی توامان کرده است. (ص 145 تا 152) در جلسه 87/10/9 یک شاهد دیگر که خواهر زن خواهان است.گفته سال 80 خانم م. ا. در حضور خانواده گفت اتاق را به ح. اقا (خواهان) می بخشد و همان سال او انجا را توسعه داد و در جلسه خ. ه. بودند شاهد دیگر گفته خانم م. ا. به وی گفته به خ. گ. ا..اینجا را با هزینه خودش برای خودش خانه بسازد (51- 55) دادگاه با فراهم نمودن کلیه پرونده ها و ختم رسیدگی طی دادنامه *87/10/30 با استناد بر اظهارات شهود و استباط از جواز تصرفات خواهان ناشی از صلح مورد ادعا و عدم ارائه دلیل بر نامشروع بودن تصرفات خواهان با پذیرش صلح حکم به محکومیت خواندگان به تنظیم سند رسمی ملک موضوع صلح (حدود 87 متر اعیانی بالای مغازه *به نام خواهان و بطلان دعوی الزام بر اخذ پایان کار صادر کرده است.و نیز نقض دادنامه */11/30 (دادنامه صادره مبنی بر محکومیت خواهان (م. ح. ا.) به پرداخت 636/700/000 ریال به عنوان اجرت المثل د. ح. خواندگان صادره از همین شعبه *طی دادنامه 63- 98/1/20 با رد تجدید نظرخواهی دادنامه صادره را عینا تایید کرده است. اکنون پرونده بر اساس دادخواهی خواندگان رئیس کل محترم سازمان *با این استدلال که شهادت شهود به نحو تام و کامل نمی‌تواند صلح بلاعوض شفاهی را به اثبات برساند و سایر دلایل نیز ضعیف است. دادنامه را خلاف شرع بین دانسته است.بارارسال پرونده به حوزه معاونت قضایی وتاییدمراتب توسط مشاوران ان مرجع سپس با موافقت ریاست محترم قوه قضاییه پرونده به دیوان عالی کشورارسال وبه این شعبه ارجاع شده است. هیات شعبه در تاریخ بالا تشکیل گردید. پس از قرائت گزارش اقای ع. ح. عضو ممیز و ملاحظه اوراق پرونده مشاوره نموده چنین رای می دهد: رای ن. ب. ا. دعوی مطروحه مبنی بر تنفیذ صلح و الزام به تنظیم سند با لحاظ فوت مصالح از زمره دعاوی بر میت محسوب است.و دراین حالت رعایت مقررات سوگند موضوع ماده 278 قانون ایین دادرسی دادگاه‌های عمومی و انقلاب در امور مدنی ضرورت دارد. که مورد غفلت محاکم رسیدگی کننده قرار گرفته است.لذا جهت برطرف ساختن نقض مذکور پرونده به همان دادگاه تجدید نظر ارسال می‌گردد. تا به نیابت با تعیین وقت رسیدگی و دعوت طرفین و رفع نقص یاد شده سپس پرونده به این مرجع اعاده شود. در حال حاضر غیر قابل طرح اعلام می‌گردد. شعبه * مستشار: ع. ح. عضو معاون: ح. ا.

موارد مرتبط

برای این صفحه موردِ مرتبطی ثبت نشده.

نظرها و یادداشت‌ها

نظرها پس از بررسی نمایش داده می‌شوند.

Designed & Developed by Hamed Rostami, Eng. & Attorney — © All Rights Reserved حامد رستمی، مهندس و وکیل دادگستری حقوق، با نگاهِ هوش مصنوعی و الگوریتم اینستاگرام تلگرام لینکدین