رأی
رای شماره 325 مورخ 1387/05/13 هیات عمومی دیوان عدالت اداری
رای شماره 325 مورخ 1387/05/13 هیات عمومی دیوان عدالت اداری
خ. م.:
در تاریخ 13 مرداد 1387، هیات عمومی دیوان عدالت اداری به بررسی شکایت علیه بند 2 و جزء (ب) بند 5 و جزء (ح) بند 10 بخشنامه شماره 13530 مورخ 27 مهر 1384 سازمان امور مالیاتی پرداخت. شاکی ادعا کرد که این بخشنامه با عدول از مقررات و سوء استنباط از مواد قانونی، به وضع مقررات جدید و خلاف قانون پرداخته است. در دفاعیات، هیات عمومی به استناد <a class="artref" href="/ماده/ماده-54-law00262__a_law00262_0750321706">ماده 54 قانون مالیاتهای مستقیم تاکید</a> کرد که ماخذ درآمد مشمول مالیات اجاره، ارزش اجاری تعیینشده توسط کمیسیون تقویم املاک است و بندهای مورد اعتراض در بخشنامه، مغایرتی با قانون ندارند. همچنین، در خصوص حق واگذاری و شرایط نقل و انتقال ملک، هیات بر این نکته تاکید کرد که مقررات بخشنامه با قانون مطابقت دارد و هیچ یک از موارد اعتراض شاکی مبنای ابطال نداشت. در نهایت، هیات عمومی با اکثریت آراء، به عدم مغایرت موارد مذکور با قانون رای داد و درخواست ابطال را رد کرد.
شماره دادنامه: 325
تاریخ: 1387/05/13
کلاسه پرونده: 84/885
شاکی: آقای …
مرجع رسیدگی: هیات عمومی دیوان عدالت اداری
موضوع شکایت و خواسته: ابطال بند 2 و جزء (ب) بند 5 و جزء (ح) بند 10 بخشنامه شماره 13530 مورخ 1384/07/27 سازمان امور مالیاتی
مقدمه: شاکی ب. ش. د. تقدیمی اعلام داشته است، سازمان امور مالیاتی بخشنامه شماره 13530 مورخ 1384/07/27 را در ارتباط با مقررات مالیاتی بخش املاک صادر و ابلاغ نموده است، به نظر میرسد در مواردی با عدول از مقررات و سوء استنباط از مواد مربوطه در واقع به وضع مقررات جدید مبادرت نمودهاند که این قسمت ها از بخشنامه خلاف قانون بوده و به جهت تجاوز از حدود اختیارات سازمان مالیاتی در صدور بخشنامه، استدعای بررسی و صدور رای به ابطال آن را دارد. موارد تجاوز از مقررات بخشنامه مذکور به شرح زیر است: اول: توضیحات بند 2 بخشنامه راجع به تبصره 2 ماده 54؛ به موجب ماده 19 قانون اصلاح موادی از قانون مالیات های مستقیم مصوب 1380/11/27 متن زیر به عنوان تبصره 2 به <a class="artref" href="/ماده/ماده-54-law00262__a_law00262_0750321706">ماده 54 قانون مالیات های مستقیم</a> الحاق شده است. «تبصره 2- از ابتدای سال 1382 ماخذ محاسبه درآمد مشمول مالیات اجاره املاک ارزش اجاری خواهد بود که توسط کمیسیون تقویم املاک موضوع ماده 64 این قانون برای محدوده شهرها و روستاها و بر اساس هر متر مربع تعیین خواهد شد.» با صدور بخشنامه مذکور تمامی سیاست ها و نظرات و مصالحی که موجب وضع تبصره 2 الحاقی به ماده 54 بوده است لغو و نسخ گردیده که ذیلاً اشاره میشود:
الف- در بند 2 بخشنامه مورد اشاره آمده است: «طبق این تبصره از ابتدای سال 1382 ارزش اجاری املاک باید توسط کمیسیون تقویم املاک بر اساس هر متر مربع تعیین گردد. توجه داشته باشید که این تبصره صرفاً جنبه جایگزینی تبصره یک ماده 54 از ابتدای سال 1382 را داراست به این معنی که فقط در شرایطی میتوان ارزش تقویمی کمیسیون مزبور را ملاک عمل قرارداد...» ایرادات وارد بر این توضیحات آن است که: اولاً، این تبصره صرفاً جنبه جایگزینی تبصره یک ماده 54 را دارا نمیباشد، بلکه خود یک حکم مستقل در امر مالیات است و بنابه اصل قانونی بودن مالیات باید بدون کم و کاست طبق مصوب مجلس شورای اسلامی موردعمل و اقدام قرار گیرد و حکم تبصره صریح است که از ابتدای سال 1382 ماخذ محاسبه درآمد مشمول مالیات اجاره املاک ارزش اجاری تعیین شده به وسیله کمیسیون تقویم املاک ماده 64 است.
ب- در جزء (الف) بند 2 بخشنامه آمده است: «الف- با عنایت به متن ماده 54 اگر بعداً اسناد و مدارک مثبته به دست آید که معلوم شود اجاره ملک بیش از مبلغی است که ماخذ تشخیص مالیات قرار گرفته، مالیات مابه التفاوت طبق مقررات قانون قابل مطالبه خواهد بود» این نظر متاسفانه وضع مقرراتی است که نه در متن تبصره 2 الحاقی آمده و نه از هیچ یک از احکام دیگر قانون استنتاج میشود. بلکه در واقع یک حکم جدید و مازاد بر مقررات قانون است که از طریق بخشنامه مقرر شده است.
ج- در جزء (ب) بند 2 بخشنامه آمده است: «چنانچه مودی نسبت به مال الاجاره تقویمی که ماخذ مطالبه مالیات قرار گرفته معترض باشد، اعتراض او قابل رسیدگی در مراجع ذیربط م. ب..» در خصوص این جزء از بخشنامه توضیح زیر ضروری است، نویسنده بخشنامه با ذکر مراجع ذیربط به کلی گویی پرداخته و روشن نکرده است که اعتراض به مال الاجاره تقویمی در کمیسیون تقویم املاک باید رسیدگی شود یا در مراجع حل اختلاف مالیاتی و ب. ت. ب. نص تبصره ارزش اجاری تعیین شده قابل اعتراض و تعدیل در مراجع حل اختلاف نیست.
د- در جزء (د) بند 2 بخشنامه آمده است: «اگر موجر یا مستاجر موسسات و شرکتهای دولتی یا شهرداریها باشند قرارداد منعقده بابت اجاره ملک از لحاظ مالیاتی در حکم سند رسمی بوده و مال الاجاره مندرج در آن ملاک عمل خواهد بود.» معلوم نیست نویسنده بخشنامه از کجا فهمیده که قرارداد اجاره موسسات و شرکتهای دولتی در امر مالیات در حکم سند رسمی است. این مورد خود در واقع وضع ضابطه و مقررات جدید مازاد بر مقررات مواد 1286 لغایت 1293 قانون مدنی م. ب.. دوم- توضیجات جزء (ب) بند 5 بخشنامه راجع به حق واگذاری؛ در جزء (ب) بند 5 بخشنامه چنین آمده است: «بر خلاف تصور برخی از ماموران مالیاتی منظور از (موقعیت تجاری) مذکور در تبصره 2 ماده 59 آن نیست که زمینهای واقع در منطقه تجاری در صورت انتقال مشمول مالیات حق واگذاری محل شود. لذا متذکر میگردد مادام که ملک به صورت زمین بوده و فعالیت تجاری و یا کسب و کاری در آن صورت نگیرد، در موارد انتقال قطعی مشمول مالیات حق واگذاری محل نخواهد بود» این نحو انشاء مقررات نتیجتاً به اجرای مواردی منجر میشود که نه درقانون تصریح شده و نه منظور و مصلحت قانونگذاردر آن بوده است. سوم- توضیحات جزء (ح) بند 10 بخشنامه راجع به انتقال ملک توام با حق واگذاری؛
بند 10 بخشنامه راجع به تذکرات لازم راجع به اجرای حکم تبصره یک ماده 80 مرتبط با ماده 187 است ولی در جزء (ح) آن مقرراتی وضع نموده که مرتبط با حق واگذاری است. در خصوص این جزء از بخشنامه موارد زیر قابل امعان نظر است:
1- اصطلاح «ملک توام با حق واگذاری» اصطلاحی غیر علمی است و هیچ جا بحثی از ملک توام با حق واگذاری نشده الا در این بخشنامه اداری خلاف مالیاتی.
2- به نظر میرسد نویسنده بخشنامه در فهم مقررات <a class="artref" href="/ماده/ماده-59-law00262__a_law00262_0750321717">ماده 59 قانون مالیات های مستقیم</a> و تبصره 2 آن دچار سوء استنباط شده لذا موضوع را برای روشن شدن تشریح مینمایم. اولاً- تبصره 2 ماده 59 در مقام وضع مالیات برای حق واگذاری و یا موقعیت تجاری محل نیست، این تبصره منحصراً در مقام تعریف حق واگذاری است. ثانیاً- طبق <a class="artref" href="/ماده/ماده-59-law00262__a_law00262_0750321717">ماده 59 قانون مالیات های مستقیم</a> نقل و انتقال قطعی املاک به ماخذ ارزش معاملاتی و به نرخ 5 درصد مشمول مالیات م. ب.. ثالثاً- ارزش معاملاتی خود تکلیف املاک را از لحاظ کاربردهای مختلف و با ارزش های متفاوت تعیین نموده است. دفتر حقوقی سازمان امور مالیاتی در پاسخ به شکایت مذکور طی نامه شماره 3837-212 ورخ 10/5/1385 مبادرت به ارسال تصویرنامه شماره 1606-201 مورخ 4/4/1385 رئیس شورای عالی مالیاتی نموده است، در این نامه آمده است، مبنای تعیین عوارض شهرداری بابت املاک شهری و نیز حق الثبت قابل وصول وسیله دفاتر اسناد رسمی از متعاملین همان ارزش معاملاتی میباشد، در نتیجه رویکرد دولت به ارزش معاملاتی همواره بر اساس جلوگیری از افزایش زیاد به لحاظ حمایت از اقشار آسیب پذیر و مبارزه با تورم در امر مسکن بوده و در نتیجه ارزش معاملاتی تعیین شده بابت املاک حدود یک دهم تا یک سیام ارزش واقعی است و ارزش اجاره بر مبنای همین نظر کمیسیون تقویم املاک به گونهای محاسبه میشود که مال الاجاره واقعی به دست آید. در جزء (ب) بند 5 بخشنامه به ماموران مالیاتی توجه داده شده صرف وقوع زمین در محلهائی که موقعیت تجاری دارند، کافی برای تعلق مالیات حق واگذاری محل (سرقفلی) نیست و هیچگونه مغایرتی با مقررات مالیاتی و مباحث حقوق تجارت در زمینه سرقفلی ندارد. راجع به جزء(ح) بند 10 بخشنامه مذکور لازم به ذکر است که موضوع ارزش معاملاتی از ابتدای سال46 در قانون وجود داشته، با وجود این از تمامی املاک دارای محل کسب و تجارت موقع انتقال قطعی مالیات حق واگذاری محل اخذ گردیده است. اصولاً منشاء مال غیر منقول عرصه یا زمین است. اگر بنایی در زمین احداث شود، مال یا ملک متضمن اعیان نیز خواهد بود. حال اگر ملکی با این مشخصات محل کسب یا تجارت باشد، در کشور ایران حق نا مشهود دیگری در آن پدیدار میشود که اصطلاحاً به آن سرقفلی و احکام مالیاتی به آن «حق واگذاری محل» گفته میشود. بنابراین اگر در بخشنامه عبارت «ملک توام با حق واگذاری محل» برای معرفی این گونه املاک به کار برده شوده واجد معضل خاصی نمیباشد و در بخشنامههای قبلی نیز عیناً به کار رفته است.
هیات عمومی دیوان عدالت اداری در تاریخ فوق با حضور روسا و مستشاران و دادرسان علیالبدل شعب دیوان تشکیل و پس از بحث و بررسی و انجام مشاوره با اکثریت آراء به شرح آتی مبادرت به صدور رای مینماید.
رای هیات عمومی
الف- به موجب حکم مقرر در صدر <a class="artref" href="/ماده/ماده-54-law00262__a_law00262_0750321706">ماده 54 قانون مالیات های مستقیم</a>، ماخذ درآمد مشمول مالیات اجاره املاک، مال الاجارهای است که از روی سند رسمی تعیین میشود و در صورتی که اجاره نامه رسمی وجود نداشته باشد یا از تسلیم سند یا رونوشت آن خودداری گردد و یا موجر علاوه بر اجاره بها وجهی به عنوان ودیعه یا هر عنوان دیگر از مستاجر دریافت نموده باشد، میزان اجاره بها بر اساس املاک مشابه تعیین خواهد شد. و در تبصره 2 الحاقی به ماده مذکور نیز تصریح شده است که از ابتدای سال 1382 ماخذ محاسبه درآمد مشمول مالیات اجاره املاک، ارزش اجاری خواهد بود که توسط کمیسیون تقویم املاک موضوع ماده 64 قانون مزبور برای محدوده شهرها و روستاها و براساس مترمربع تعیین میشود. بنابراین بند 2 بخشنامه مورد اعتراض که ارزش تقویمی کمیسیون املاک را منحصراً در صورت عدم دسترسی به سند اجاره رسمی و نیز در موارد واگذاری ملک به صورت رهن تصرف ملاک عمل قرار داده است، مغایرتی با قانون ندارد.
ب- در قسمتی از <a class="artref" href="/ماده/ماده-54-law00262__a_law00262_0750321706">ماده 54 قانون مالیات های مستقیم</a> ذکر شده است که چنانچه بعداً اسناد و مدارک مثبته به دست آید که معلوم شود اجاره ملک بیش از مبلغی است که ماخذ تشخیص درآمد مشمول مالیات قرار گرفته، مالیات مابه التفاوت طبق مقررات قانون مذکور قابل مطالبه م. ب.. بنابراین جزء (الف) بند2 بخشنامه مورد اعتراض که مبین حکم قانونگذار است، مغایرتی باقانون ندارد.
ج- ن. ب. ا. مرجع رسیدگی به مطلق اختلافات مودی و وزارت امور اقتصادی و دارائی، هیات حل اختلاف مالیاتی ذیصلاح است و مراد از عبارت «مراجع ذیربط» مندرج در جزء (ب) بند 2 بخشنامه مزبور هیاتهای مذکور میباشد، بنابراین مفاد جزء مذکور مخالف قانون نمیباشد.
د- با عنایت به نظارت و کنترل بر اسناد و قراردادهای تنظیمی با ادارات دولتی توسط مقامات ذیصلاح و اینکه جزء (د) بند 2 بخشنامه در خصوص پذیرش اعتبار قراردادهای اجاره منعقده با موسسات و شرکت های دولتی و یا شهرداری ها به عنوان موجر یا مستاجر متضمن وضع قاعده آمره تضییع حقی نیست، بنابراین جزء مزبور هم مغایرتی با قانون ندارد. ه-- به موجب جزء (ح) بند 10 بخشنامه مورد اعتراض مقرر گردیده است در مواردی که ملک توام با حق واگذاری محل به طور قطعی انتقال مییابد، اگر طبق مدارک مستدل ارزش حق واگذاری محل به صورت منفک بین طرفین معامله مشخص گردیده و قرین واقعیت باشد، مالیات نقل و انتقال قطعی به ماخذ ارزش معاملاتی و مالیات حق واگذاری محل به ماخذ دریافتی طبق ماده 59 محاسبه و وصول و در صورتی که بهای «عرصه و اعیان» و حق واگذاری محل تفکیک نشده و ثمن معامله به طور یکجا بین طرفین معین شده باشد، واحدهای مالیاتی بایستی حسب شناختی که از محل و موقعیت ملک دارند، بهای ملک را با فرض مسکونی بودن برآورد نموده آنگاه چنانچه مبلغ دریافتی از خریدار بیش از مبلغ برآوردی مذکور باشد، مابه التفاوت را به عنوان حق واگذاری منظور و از آن ماخذ مالیات حق واگذاری محل را مطالبه کنند. در موارد معاوضه حق واگذاری دو محل نیز، بهای آنها به ماخذ زمان معامله تقویم و به ترتیب بهای هر یک ماخذ مالیات واگذارنده آن قرار خواهد گرفت. نظر به وجوه تمایز و افتراق بهای ملک با ارزش واگذاری سرقفلی آن در اماکن تجاری به عنوان دو حق منفک و مستقل از یکدیگر و تعلق مالیات به درآمد مربوط به هر مورد مفاد جزء (ح) بند 10 بخشنامه که بر اساس احکام قانونگذار تبیین گردیده است، مغایرتی با قانون ندارد.
و- ن. ب. ا. وقوع زمین ساده در منطقه تجاری فی حدذاته حق سرقفلی نیست و اطلاق واحد تجاری به زمین ساده فاقد بنای تجاری و فاقد فعالیت و کسب و کار تجاری موردی ندارد و طبعاً به نقل و انتقال زمین تجاری با اوصاف مزبور حق سرقفلی تعلق نمیگیرد بنابراین جزء (ب) بند 5 بخشنامه خلاف قانون نیست. نظر به مراتب فوقالذکر و عدم مغایرت موارد اعتراض شاکی نسبت به بخشنامه شماره 13530 مورخ 1384/07/27 سازمان امور مالیاتی موردی برای ابطال هیچ یک از شقوق مذکور در اجرای ماده 42 قانون دیوان وجود ندارد.
مقدسیفرد - معاون قضایی دیوان عدالت اداری
موادِ قانونیِ مستند در این صفحه 2
موارد مرتبط 29
آرای مرتبط 24
-
رأی
هماستناد
رای شماره 413 مورخ 1401/07/09 هیات تخصصی مالیاتی، بانکی دیوان عدالت اداری
ماده 59 قانون مالیات های مستقیم
-
رأی
هماستناد
رای شماره 169 و172 مورخ 1398/11/15 هیات عمومی دیوان عدالت اداری
ماده 59 قانون مالیات های مستقیم
-
رأی
هماستناد
رای شماره 140 مورخ 1386/03/06 هیات عمومی دیوان عدالت اداری
ماده 59 قانون مالیات های مستقیم مصوب 1366
-
رأی
هماستناد
رای شماره 631 مورخ 1401/09/09 هیات تخصصی مالیاتی، بانکی دیوان عدالت اداری
ماده 59 قانون مالیات های مستقیم
-
رأی
هماستناد
رای شماره 978 مورخ 1401/06/01 هیات عمومی دیوان عدالت اداری
ماده 59 قانون مالیات های مستقیم
-
رأی
هماستناد
رای شماره 724 تا 726 مورخ 1400/03/18 هیات عمومی دیوان عدالت اداری
ماده 59 قانون مالیات های مستقیم اصلاحی مصوب 27/11/1380 که در اجرای بند 3
-
رأی
هماستناد
رای شماره 3110 مورخ 1400/11/30 هیات عمومی دیوان عدالت اداری
مواد 59 و 73 قانون مالیات های مستقیم
-
رأی
هماستناد
رای شماره 768 مورخ 1400/07/11 هیات تخصصی مالیاتی، بانکی دیوان عدالت اداری
قانون مالیات های مستقیم و ماده 59
-
رأی
هماستناد
رای شماره 870 مورخ 1394/07/14 هیات عمومی دیوان عدالت اداری
مواد 59 و 52 قانون مالیات های مستقیم
-
رأی
هماستناد
مالیات نقل و انتقال املاک
ماده 59 قانون مالیات های مستقیم
-
رأی
هماستناد
رای شماره 2178 مورخ 1400/07/27 هیات عمومی دیوان عدالت اداری
ماده 59 قانون مالیاتهای مستقیم
-
رأی
هماستناد
مالیات نقل و انتقال املاک
ماده 59 قانون مالیات های مستقیم
-
رأی
هماستناد
هیات تخصصی شوراهای اسلامی
ماده 59 قانون مالیات های مستقیم
-
رأی
هماستناد
رای شماره 905 مورخ 1400/07/25 هیات تخصصی مالیاتی، بانکی دیوان عدالت اداری
ماده 59 قانون مالیات های مستقیم می باشد زیرا که حق واگذاری در تعاریف مواد
-
رأی
هماستناد
رای شماره 850 مورخ 1399/06/31 هیات تخصصی مالیاتی، بانکی دیوان عدالت اداری
ماده 59 قانون مالیات های مستقیم می باشد در حالی که براساس اصل 138 قانون ا
-
رأی
هماستناد
رای شماره 1306 مورخ 1400/11/20 هیات تخصصی شوراهای اسلامی دیوان عدالت اداری
ماده 59 قانون مالیات های مستقیم
-
رأی
هماستناد
رای شماره 204 و 205 مورخ 1401/04/14 هیات تخصصی مالیاتی، بانکی دیوان عدالت اداری
ماده 59 قانون مالیات های مستقیم
-
رأی
هماستناد
رای شماره 219 مورخ 1401/04/22 هیات تخصصی شوراهای اسلامی دیوان عدالت اداری
ماده 59 قانون مالیات های مستقیم
-
رأی
هماستناد
رای شماره 643 مورخ 1401/04/14 هیات عمومی دیوان عدالت اداری
ماده 59 قانون مالیات های مستقیم
-
رأی
هماستناد
رای شماره 1205 مورخ 1400/10/15 هیات تخصصی مالیاتی، بانکی دیوان عدالت اداری
ماده 59 قانون مالیات های مستقیم
-
رأی
هماستناد
رای شماره 99 مورخ 1398/03/28 هیات تخصصی اقتصادی مالی دیوان عدالت اداری
ماده 59 قانون مالیات های مستقیم مصوب 1366
-
رأی
هماستناد
رای شماره 205 مورخ 1394/06/07 هیات تخصصی اقتصادی، مالی و اصناف دیوان عدالت اداری
ماده 59 قانون مالیاتهای مستقیم مصوب سال 1366 مکلف به پرداخت مالیات نقل و
-
رأی
هماستناد
رای شماره 616 مورخ 1384/11/02 هیات عمومی دیوان عدالت اداری
مواد 59 و 78 قانون مالیات های مستقیم
-
رأی
هماستناد
رای شماره 162 مورخ 1401/03/23 هیات تخصصی مالیاتی، بانکی دیوان عدالت اداری
ماده 59 از قانون مالیاتهای مستقیم
نظریات مشورتی 1
-
نظریهٔ مشورتی
هماستناد
نظریه مشورتی شماره 7/98/405 مورخ 1398/06/26
ماده 59 قانون مالیات های مستقیم مصوب 1366
مواد مرتبط 1
-
اعمال
از این صفحه
ماده 59 — آییننامه اجرایی موضوع ماده 218 قانون مالیاتهای مستقیم مصوب 1366/12/03 با آخرین اصلاحات مصوب 1404/01/27
ماده 59 قانون مالیات های مستقیم
مقرراتِ مرتبط 2
-
بخشنامه
هماستناد
بخشنامه سازمان امور مالیاتی کشور در خصوص ارسال دادنامه شماره 140009970905810725 مورخ 1400/3/18 هیات عمومی دیوان عدالت اداری مبنی بر ابطال صورت جلسه های شماره 38 - 201 مورخ 1397/12/
مواد 59، 63، 74 قانون مالیاتهای مستقیم اشخاص حقوقی در اجرای بند 3 ماده 255 ق
-
بخشنامه
هماستناد
بخشنامه امور مالیاتی در خصوص موارد تعلق مالیات حق واگذاری محل موضوع ماده 59 قانون مالیات های مستقیم
ماده 59 قانون مالیات های مستقیم مصوب 1400/05/13 سازمان امور مالیاتی با تو
نکتههای مرتبط 1
-
هماستناد
اجرای مقررات ماده 77 اصلاحی قانون مالیات های مستقیم
ماده 59 قانون مالیات های مستقیم
فقط پیوندهایی که متنشان در بانک است، با شاهد از خودِ متن — نه شباهتِ آماری. عنوانِ بدونِ متن ساخته نمیشود.
