رأی
رأی وحدت رویه 140401390004399670 دیوان عالی کشور — 1404/6/29
مقدمه
جلسه هیات عمومی دیوان عالی کشور در مورد پرونده وحدت رویه شماره 1405/3 ساعت 8 روز سهشنبه، مورّخ 1405/04/09 به ریاست حجتالاسلاموالمسلمین جناب آقای … محترم دیوان عالی کشور، با شرکت آقایان … و اعضای معاون کلیه شعب دیوان عالی کشور و با حضور حجتالاسلاموالمسلمین جناب آقای … محترم دادستان کلّ کشور در سالن هیات عمومی تشکیل شد و پس از تلاوت آیاتی از کلامالله مجید، قرایت گزارش پرونده و طرح و بررسی نظریات مختلف اعضای شرکتکننده درخصوص این پرونده و استماع نظر نماینده محترم دادستان کل کشور که به ترتیب ذیل منعکس میگردد، به صدور رای وحدت رویه قضایی شماره 879 – 1405/04/09 منتهی گردید.
الف) گزارش پرونده
با سلام و احترام
به استحضار میرساند، بر اساس آراء واصله به این اداره کل، از سوی شعب اوّل دادگاه تجدیدنظر استان البرز و پنجم دادگاه تجدیدنظر استان چهارمحالوبختیاری، درخصوص مرجع صالح برای رسیدگی به بزه تغییر غیرمجاز کاربری اراضی زراعی و باغها و قابل تجدیدنظربودن رای صادره از آن مرجع، آراء مختلف صادر شدهاست، طرح موضوع در هیات عمومی دیوان عالی کشور درخواست میگردد. گزارش امر به شرح آتی تقدیم میشود:
الف) به حکایت دادنامه شماره 140401390004399670 – 1404/7/26 شعبه اوّل دادگاه صلح شهرستان اشتهارد، درخصوص شکایت سازمان جهاد کشاورزی استان البرز با نمایندگی آقای …… علیه آقای …… دایر بر تغییر غیرمجاز کاربری اراضی زراعی و باغها، چنین رای دادهاست:
«… نظر به اینکه حسب ماده 3 قانون حفظ کاربری اراضی زراعی و باغها مصوب 1374 با اصلاحات بعدی ، درصورتیکه مالکان و یا متصرفان اراضی زراعی و باغها به صورت غیرمجاز و بدون اخذ مجوز از کمیسیون موضوع تبصره یک ماده یک از همان قانون ، اقدام به تغییر کاربری نمایند، علاوه بر قلعوقمع مستحدثات، به پرداخت جزای نقدی از یک تا سه برابر بهای اراضی زراعی و باغها به قیمت روز زمین با کاربری جدید موردنظر متخلف محکوم خواهند شد و نظر به اینکه در ماده فوق الاشعار علاوه بر تعیین مجازات از حیث جنبه عمومی بزه (تعیین جزای نقدی)، محکومیت به قلعوقمع بنا نیز پیشبینی شدهاست که این امر ماهیتی متفاوت از مجازاتهای پیشبینی شده در قانون مجازات اسلامی دارد و نظر به اینکه موضوعات در صلاحیت دادگاه صلح استثنایی است و در هر مورد میبایستی تصریح قانونگذار را به همراه داشته باشد، بنابراین رسیدگی و صدور حکم محکومیت کیفری به قلعوقمع بنا توسط دادگاه صلح همانگونه که در جرایم غیرعمدی (ناشی از تصادف و حادثه کار) رسیدگی و صدور حکم به جنبه خصوصی این جرایم نیز مورد تصریح قانونگذار قرار گرفته است، میبایستی تصریح شده باشد و این مطلب ب. ت. ب. سیاق بندهای 9 و 10 ماده 12 قانون شوراهای حل اختلاف مصوب 1402 قابل استنباط است و قانونگذار در مقام بیان صلاحیت دادگاه صلح برای رسیدگی به سایر جوانب جرایم تعزیری مستوجب مجازات درجه 7 و 8 تصریحی ندارد که در این راستا نظریه مشورتی اداره حقوقی قوه قضاییه به شماره 7/1403/1002 مورخ 1404/6/29 و نیز بخشنامه رییس کل محترم دادگستری استان البرز به شماره 9073/7519/5 مورخ 1404/7/14… مؤید این موضوع بوده و لذا با عنایت به مطالب پیش گفته، بزه معنونه مشمول هیچ یک از موارد مندرج تحت عنوان صلاحیت دادگاه صلح موضوع ماده 12 قانون شوراهای حل اختلاف مصوب 1402 نیست و نظر به اینکه صلاحیت دادگاه صلح یک امر استثنایی است، در حالی که به استناد ماده 301 قانون آیین دادرسی کیفری اصل بر صلاحیت دادگاه کیفری دو است و دادگاه کیفری دو صلاحیت رسیدگی به تمام جرایم را دارد، مگر در قانون خلاف آن تصریح شده باشد، با این وصف امر رسیدگی به بزه معنونه در صلاحیت محاکم کیفری دو شهرستان اشتهارد بوده و دادگاه مستنداً به مواد قانونی مذکور و ماده 341 قانون آیین دادرسی کیفری مصوب 1392 ، قرار عدمصلاحیت به شایستگی دادگاه کیفری دو شهرستان اشتهارد صادر و اعلام مینماید. …»
متعاقباً، شعبه 102 دادگاه کیفری دو شهرستان اشتهارد، به موجب دادنامه شماره 140401390005245851-1404/8/28، چنین رای دادهاست:
«… نظر به اینکه، بر اساس بند 10 ماده 12 قانون شوراهای حل اختلاف مصوب 1402 و ماده 14 این قانون ، از تاریخ لازمالاجرا شدن این قانون، رسیدگی به جرایم عمدی تعزیری مستوجب مجازات درجه 7 و 8 در صلاحیت دادگاه صلح م. ب. و نظر به اینکه، برابر رای وحدت رویه 759 – 1396/4/20 هیات عمومی دیوان عالی کشور ، مجازات جرم تغییر کاربری به لحاظ جزای نقدی نسبی بودن با استناد به تبصره 3 ماده 19 قانون مجازات اسلامی مصوب 1392 ، مجازات درجه 7 تلقی شدهاست و به این اعتبار سابق بر قانون جدید شوراهای حل اختلاف، علیرغم اینکه صلاحیت مستقیمی دادگاه کیفری دو نیز امر استثنایی بود، رسیدگی به این جرم در صلاحیت دادگاه کیفری دو قرار گرفت و پس از لازمالاجرا شدن قانون شوراهای حل اختلاف مصوب 1402 رسیدگی به جرایم درجه 7، مطلقاً در صلاحیت دادگاه صلح است. … اینکه سازمان جهاد کشاورزی اعلامکننده تلقی شود یا شاکی، اساساً مؤثّر در تعیین صلاحیت نیست. … استناد به سیاق عبارات قانونی نیز دلیلی محسوب نمیشود؛ زیرا برابر آنچه که مذکور افتاد از سیاق عبارات قانونی نتیجه مورد نظر اعضای محترم اداره حقوقی حاصل نمیشود. بنابراین این دادگاه خود را صالح به رسیدگی نمیداند و قرار عدمصلاحیت به شایستگی دادگاه صلح دادگستری اشتهارد صادر و اعلام میکند. به جهت حدوث اختلاف، پرونده به دادگاه تجدیدنظر استان البرز برای حل اختلاف ارسال میشود. …»
با ارسال پرونده جهت تعیین صلاحیت، شعبه اوّل دادگاه تجدیدنظر استان البرز به موجب دادنامه شماره 140401390005944835-1404/10/1، چنین رای دادهاست:
«… باید گفت درست است که بند10 ماده 12 قانون تشکیل شوراهای حل اختلاف به نحو مطلق تنظیم گردیدهاست، لیکن اطلاق در همه موارد حجّت نیست و زمانی اطلاق قابل استناد است که مقدمات حکمت جمع باشد به این معنا که از نظر اصولی قانونگذار اوّلاً، در مقام بیان تمام افراد باشد و ثانیاً مانع و قرینه بر تقیید وجود نداشته باشد و این در حالی است که با بررسی منطوق قانون موصوف قرینههای قوی بر عدم اطلاق بند مذکور به دست می آید که اهم این قراین عبارت است از:
1- ماهیت بزه تغییر غیرمجاز کاربری که مستند به قانون حفظ کاربری اراضی زراعی و باغها دارای جنبه شدید نظم عمومی و مرتبط با حقوق عامه و محیط زیست و امنیت غذایی است.
2- فلسفه ایجاد دادگاه صلح همان طور که در فوق اشاره شد رسیدگی به جرایم ساده و خرد و با آثار اجتماعی محدود است درحالی که بزه تغییر غیرمجاز کاربری از جرایم سیاستگذاریشده و با جنبه حاکمیتی است که این قرینه جزء قراین حالیه بسیار جدی و مهم بر تقیید اطلاق است.
3- تحلیل اصولی بند 10 ماده 12 قانون موصوف نیز دلالت بر آن دارد که مقنن در مقام بیان نوع جرم نیست، بلکه در مقام تعیین سطح اهمیت کلی جرایم خرد است، لذا این اطلاق بدوی است و مستقر نیست. بدینسان باید قایل بود که نظریه مشورتی اداره حقوقی قوه قضاییه کاملاً با استفاده از روش ها و اصول تفسیری ارایه و منطبق با نظریه تفسیری نصگرا و دارای اصالت است؛ چراکه با استفاده از منابع درون متنی و اصول تفسیر و نه با استفاده از منابع خارج از متن قانون، این تفسیر ارایه شدهاست که به نظر اعضای این دادگاه منطبق با عنوان، موضوع و هدف قانون است، لذا بدین توصیف ضمن پذیرش استدلال شعبه اوّل دادگاه صلح شهرستان اشتهارد و تأیید صلاحیت شعبه 102 دادگاه کیفری دو آن شهرستان، مستنداً به ماده 317 قانون آیین دادرسی کیفری مصوب 1392 حل اختلاف مینماید. رای صادره قطعی است.»
ب) به حکایت دادنامه شماره 140432390002307109 – 1404/7/22 شعبه اوّل دادگاه صلح شهرستان اردل، درخصوص شکایت سازمان جهاد کشاورزی استان چهارمحالوبختیاری با نمایندگی آقای …… علیه آقای …… دایر بر تغییر غیرمجاز کاربری اراضی زراعی و باغها، چنین رای دادهاست:
«… ب. ت. ب. اینکه اوّلاً ،سازمان جهاد کشاورزی در جرم تغییر کاربری غیر مجاز شاکی محسوب نمیشود، زیرا ب. ت. ب. ماده 9 قانون آیین دادرسی کیفری مصوب 1392 و قانون حفظ کاربری اراضی زراعی و باغها مصوب 1374 با اصلاحات و الحاقات بعدی به ویژه تبصره 2 (اصلاحی1385) ماده یک این قانون و نیز قسمت اخیر ماده 10 آن (الحاقی 1385) به نظر میرسد سازمان جهاد کشاورزی اعلامکننده جرم است و نه شاکی. ثانیاً، ب. ت. ب. استثنایی بودن صلاحیت دادگاه صلح و ضرورت اکتفا به قدر متیقن در موارد تردید و از آنجا که در ماده 3 قانون حفظ کاربری اراضی زراعی و باغها مصوب 1374 با اصلاحات و الحاقات بعدی برای بزه تغییر کاربری غیرمجاز علاوه بر مجازات نقدی و حبس (در صورت تکرار)، محکومیت به قلعوقمع بنا نیز پیشبینی شدهاست و حکم به قلعوقمع بنا نیز جزء لاینفک حکم کیفری است و با عنایت به سیاق عبارت بندهای 9 و 10 ماده 12 قانون شوراهای حل اختلاف مصوب 1402 و با لحاظ آنکه در بند 9 این ماده جنبه عمومی و خصوصی کلیه جرایم غیرعمدی ناشی از کار یا تصادف رانندگی در صلاحیت دادگاه صلح قرار گرفته، اما در بند 10 این ماده در مقام بیان صلاحیت دادگاه صلح برای رسیدگی به جرایم عمدی تعزیری مستوجب مجازات درجه 7 و 8 به جنبه خصوصی این جرایم تصریح نشدهاست و نظریه مشورتی شماره 7/1403/1002 مورخ 1404/6/29 مؤید این مطلب است، بنابراین ضمن نفی صلاحیت از این دادگاه مستنداً به بند 10 ماده 12 قانون شوراهای حل اختلاف مصوب 1402 و مواد 26 و 27 قانون آیین دادرسی [دادگاه های عمومی و انقلاب در امور] مدنی ، قرار عدمصلاحیت به اعتبار و شایستگی شعبه 101 دادگاه کیفری دو شهرستان اردل صادر و اعلام می دارد. …»
متعاقباً، شعبه 101 دادگاه کیفری دو شهرستان اردل، به موجب دادنامه شماره 140432390002526382 – 1404/8/6، چنین رای دادهاست:
«… این محکمه نیز خود را صالح به رسیدگی نمیداند؛ چراکه اوّلاً، بزه تغییر کاربری غیرمجاز حسب رای وحدت رویه شماره 759 – 1396/4/20 و تبصره 3 ماده 19 قانون مجازات اسلامی ، دارای جزای نقدی نسبی و حبس درجه 7 است و نهایتاً حسب صراحت مقررات مزبور، جرم درجه 7 تلقی میگردد و وجود قلعوقمع بنا به عنوان مجازات اضافی نمیتواند موجب خروج از این درجه گردد. ثانیاً، در بند 10 ماده 12 قانون شوراهای حل اختلاف به صراحت و بدون هیچ قیدی و به صورت مطلق جرایم درجه 7 و 8 را در صلاحیت دادگاه صلح قرار دادهاست و در این خصوص هیچ تفاوتی بین وجود یا عدم وجود جنبه خصوصی و یا داشتن مجازات اضافی اعم از حبس و… قایل نشدهاست و به عبارت دیگر تعیین صلاحیت جرم محور است نه مجازات محور. ثالثاً، دادگاه محترم صلح در استدلال خود بیان نمودهاست که مجازات تغییر کاربری اراضی دارای مجازات قلعوقمع بنا نیز م. ب. و در بند 9 ماده 12 قانون شوراهای حل اختلاف قانونگذار به جنبه خصوصی و عمومی جرایم اشاره نمودهاست ولی در بند 10 ماده مزبور اشارهای به جنبه خصوصی جرایم نشدهاست… نظر به مراتب مزبور این محکمه خود را صالح به رسیدگی نمیداند و ضمن نفی صلاحیت از خود مستنداً به مواد 26 و 27 قانون آیین دادرسی [دادگاه های عمومی و انقلاب در امور] مدنی ، قرار عدمصلاحیت به دادگاه محترم صلح شهرستان اردل صادر و اعلام میگردد. …»
با ارسال پرونده جهت تعیین صلاحیت، شعبه پنجم دادگاه تجدیدنظر استان چهارمحالوبختیاری، به موجب دادنامه شماره 140432390002715438 – 1404/8/24، چنین رای دادهاست:
«… نظر به اینکه 1- مجازات قانونی بزه تغییر کاربری اراضی زراعی باغها وفق تبصره 3 ماده 19 قانون مجازات اسلامی و رای وحدت رویه شماره 759 هیات عمومی دیوان عالی کشور ، جزای نقدی نسبی است که مجازات تعزیری درجه 7 محسوب میشود.
2- اطلاق و عموم بند 10 ماده 12 قانون شوراهای حل اختلاف شامل کلیه جرایم عمدی تعزیری مستوجب مجازات درجه 7 و 8 است.
3- بند 4 ماده 11 قانون فوق (دعاوی راجع به وجوه و اموال عمومی و دولتی و انفال) منصرف از جرایم بوده و ناظر بر دعاوی است.
4- شاکی محسوب شدن یا نشدن سازمان جهاد کشاورزی مؤثّر در ایجاد صلاحیت محاکم نیست، همان طور که ضرورت صدور حکم به قلعوقمع نیز موجب تغییر در درجه مجازات نمیگردد؛ بنابراین ضمن صایب دانستن استدلال شعبه 101 دادگاه کیفری دوشهرستان اردل، به استناد تبصره 1 ماده 12 قانون شوراهای حل اختلاف و ماده 317 قانون آیین دادرسی کیفری با اعلام صلاحیت شعبه محترم اوّل دادگاه صلح شهرستان اردل، حل اختلاف میگردد. این رای قطعی است.»
چنانکه ملاحظه میشود، شعب اوّل دادگاه تجدیدنظر استان البرز و پنجم دادگاه تجدیدنظر استان چهارمحالوبختیاری، درخصوص مرجع صالح برای رسیدگی به بزه تغییر غیرمجاز کاربری اراضی زراعی و باغها و قابل تجدیدنظربودن رای صادره از آن مرجع، با استنباط مختلف از بند 10 ماده 12 قانون شوراهای حل اختلاف مصوب 1402 ، اختلاف نظر دارند؛ به طوری که شعبه اوّل دادگاه تجدیدنظر استان البرز با این استدلال که در بند 10 ماده 12 قانون شوراهای حل اختلاف در مقام بیان، صلاحیت دادگاه صلح برای رسیدگی به جرایم عمدی تعزیری مستوجب مجازات درجه 7 و 8 به جنبه خصوصی این جرایم تصریح نشدهاست، صلاحیت دادگاه کیفری دو را تأیید نمودهاست؛ اما شعبه پنجم دادگاه تجدیدنظر استان چهارمحالوبختیاری، با این استدلال که اطلاق و عموم بند 10 ماده 12 قانون شوراهای حل اختلاف شامل کلیه جرایم عمدی تعزیری مستوجب مجازات درجه 7 و 8 است، دادگاه صلح را صالح به رسیدگی دانسته است.
بنا به مراتب، در موضوع مشابه، اختلاف استنباط محقق شدهاست، لذا در اجرای ماده 471 قانون آیین دادرسی کیفری به منظور ایجاد وحدت رویه قضایی، طرح موضوع در جلسه هیات عمومی دیوان عالی کشور درخواست میگردد.
غلامرضا انصاری – معاون قضایی دیوان عالی کشور
ب) نظریه نماینده محترم دادستان کل کشور
احتراماً، درخصوص پرونده وحدت رویه شماره 1405/3 هیات عمومی دیوان عالی کشور به نمایندگی از دادستان محترم کل کشور به شرح زیر اظهار عقیده مینمایم.
حسب گزارش ارسالی ملاحظه میگردد اختلاف رویه حادث شده بین شعبه اوّل دادگاه تجدیدنظر استان البرز و شعبه پنجم دادگاه تجدیدنظر استان چهارمحالوبختیاری با استنباط مختلف از بند (الف) ماده 12 قانون شوراهای حل اختلاف مصوب 1402 در مورد «مرجع صالح برای رسیدگی به بزه تغییر کاربری اراضی زراعی و باغها به صورت غیرمجاز و قابل تجدیدنظر بودن رای صادره از آن مرجع» است.
لذا با بررسی گزارش ارسالی و با عنایت به اینکه قانونگذار در ماده 19 قانون مجازات اسلامی مصوب 1392 مجازاتهای تعزیری را به درجات هشتگانه تقسیمبندی کردهاست و در تبصرههای ذیل این ماده معیار و ضابطه درجهبندی مجازاتها و همچنین یکبار تعیین مجازات شدیدتر را ارایه دادهاست به طوری که در تبصره 3 در مقام بیان قاعده مقرر داشته است که اگر مجازاتی با هیچ یک از بندهای هشتگانه این ماده مطابقت نداشته باشد مجازات بزه درجه 7 محسوب میشود. براساس این ضابطه در رای وحدت رویه شماره 759 مورخ 1396/4/20 هیات عمومی دیوان عالی کشور و با لحاظ رای وحدت رویه شماره 744 مورخ 1394/8/19 ، مجازات بزه تغییر کاربری اراضی زراعی و باغها موضوع ماده 3 قانون حفظ کاربری اراضی زراعی و باغها مصوب سال 1374 با اصلاحات و الحاقات بعدی ، درجه 7 توصیف شدهاست. لذا زمانی که براساس معیار و ضابطه ای که قانونگذار ارایه دادهاست درجه مجازات جرمی مشخص باشد، و مادامی که آن معیار و ضابطه قانونی به قوت خود باقی باشد، صلاحیت مرجع رسیدگی کننده نیز باید براساس همان معیار و ضابطه قانونی تعیین شود.
لذا با عنایت به مطالب معنونه و ب. ت. ب. این که به موجب بند 10 ماده 12 قانون شوراهای حل اختلاف مصوب سال 1402 رسیدگی به جرایم درجه 7 و 8 علیالاطلاق در صلاحیت دادگاه صلح اعلام شدهاست، قطعاً با وجود صراحت مستندات فوق تفکیک قایل شدن بین مجازات جزای نقدی و مجازات قلع وقمع مستحدثات در بزه تغییر غیرمجاز کاربری اراضی زراعی و باغها فاقد هرگونه اساس و مبنای قانونی بوده و موجه نیست .فلذا ب. ت. ب. مبانی فوق الذکر بزه تغییر غیرمجاز کاربری اراضی زراعی و باغها، چه از حیث مجازات جزای نقدی آن و چه از حیث مجازات قلع وقمع مستحدثات که جزء هیچ یک از درجات بیان شده در ماده 19 قانون مجازات اسلامی نیست از مصادیق جرایم درجه 7 محسوب میشود و رسیدگی به آن در هر حال ب. ت. ب. صراحت بند 10 ماده 12 قانون شوراهای حل اختلاف در صلاحیت دادگاه صلح است و مطابق بند (
ج) تبصره 5 ماده 12 یاد شده، رای دادگاه صلح در این موارد قابل تجدیدنظرخواهی در دادگاه تجدیدنظر استان است و منحیثالمجموع، رای شعبه پنجم دادگاه تجدیدنظر استان چهارمحالوبختیاری منطبق با مقررات قانونی بوده و قابل تأیید است.
ج) رای وحدت رویه شماره 879 – 1405/4/9 هیات عمومی دیوان عالی کشور
به تصریح بندهای 9 و 10 ماده 12 قانون شوراهای حل اختلاف مصوب 1402 ، صلاحیت دادگاه صلح در امور کیفری محدود به جنبه عمومی و خصوصی کلیه جرایم غیر عمدی ناشی از کار یا تصادفات رانندگی و جرایم تعزیری مستوجب مجازات درجه هفت و هشت شدهاست که صدور حکم بر قلعوقمع بناء جزء مجازاتهای مذکور در ماده 19 قانون مجازات اسلامی نیست و در ماده 3 قانون حفظ کاربری اراضی زراعی و باغها مصوب 1374 با اصلاحات بعدی برای بزه تغییر کاربری غیر مجاز، علاوه بر مجازات جزای نقدی، قلعوقمع بنا نیز پیشبینی شده و جزء لاینفک حکم کیفری محسوب میشود که ب. ت. ب. صلاحیت عام دادگاه کیفری دو رسیدگی به این جرم به استناد ماده 301 قانون آیین دادرسی کیفری با آن دادگاه خواهد بود.
بنا به مراتب رای شعبه اول دادگاه تجدید نظر استان البرز تا حدی که با این نظر انطباق دارد با اکثریت آراء اعضای هیات عمومی دیوان عالی کشور، صحیح و قانونی تشخیص داده میشود.
این رای طبق ماده 471 قانون آیین دادرسی کیفری مصوب 1392 با اصلاحات و الحاقات بعدی در موارد مشابه برای شعب دیوان عالی کشور دادگاه ها و سایر مراجع اعم از قضایی و غیر آن لازم الاتباع است.
موارد مرتبط 109
آرای مرتبط 40
-
رأی
هماستناد
مرجع صالح به دعوی اعسار از محکوم به
مواد 26 و 27 قانون ایین دادرسی دادگاه های عمومی و انقلاب در امور
-
رأی
هماستناد
عدم صلاحیت دادگاه خانواده در رسیدگی به دعوی سند تجاری که برای پرداخت مهریه میباشد
مواد 26 و27 قانون ایین دادرسی دادگاه های عمومی و انقلاب در امور
-
رأی
هماستناد
مرجع صالح در دعوای ابطال دستور اجرا
مواد 26و28 از قانون ایین دادرسی دادگاه های عمومی و انقلاب در امور
-
رأی
هماستناد
مرجع صالح در دعوای مطالبه دستمزد و حقوق
ماده 26 قانون ایین دادرسی دادگاه های عمومی و انقلاب در امور
-
رأی
هماستناد
مرجع صالح در دعوای مطالبه نفقه فرزند
مواد 11و26 و27 از قانون ایین دادرسی دادگاه های عمومی و انقلاب در امور
-
رأی
هماستناد
مرجع صالح در دعوای ابطال مزایده
مواد 26 و 28 از قانون ایین دادرسی دادگاه های عمومی و انقلاب در امور
-
رأی
هماستناد
مرجع صالح در دعاوی ناشی از روابط کارگر و کارفرمایی
مواد 26 و 28 قانون ایین دادرسی دادگاه های عمومی و انقلاب در امور
-
رأی
هماستناد
مرجع صالح در دعوای ابطال سند رسمی مالکیت پلاک ثبتی
مواد 26 و 28 قانون ایین دادرسی دادگاه های عمومی و انقلاب در امور
-
رأی
هماستناد
مرجع صالح در دعوای اعتراض ثالث نسبت به عملیات اجرایی
مواد 26 و 28 قانون ایین دادرسی دادگاه های عمومی و انقلاب در امور
-
رأی
هماستناد
دادگاه صالح در دعوای اعتراض ثالث
مواد 13 و26 و 28 از قانون ایین دادرسی دادگاه های عمومی و انقلاب در امور
-
رأی وحدت رویه
هماستناد
(1)- دادگاه صالح در دعوای مطالبه وجه چک (2)- ارتباط پست بانک و بانک محال علیه در صلاحیت دادگاه
مواد 11 و 13 و 26 از قانون ایین دادرسی دادگاه های عمومی و انقلاب در امور
-
رأی
هماستناد
(1)- صلاحیت دادگاه محل اقامت خوانده در دعاوی ناشی از قراردادها (2)- حدود صلاحیت دادگاه محل شعبه مرکزی بانک
مواد 11 و 13 و 26 و 27 از قانون ایین دادرسی دادگاه های عمومی و انقلاب در امور
-
رأی
هماستناد
رأی خلاصه جریان پرونده
مواد 26 و 28 قانون ایین دادرسی دادگاه های عمومی و انقلاب در امور
-
رأی
هماستناد
مرجع صالح به دعوی اعسار از محکوم به
مواد 26 و 27 قانون ایین دادرسی دادگاه های عمومی و انقلاب در امور
-
رأی
هماستناد
مرجع صالح به رسیدگی اختلاف بین افراد حقیقی
مواد 26 و 28 از قانون ایین دادرسی دادگاه های عمومی و انقلاب در امور
-
رأی
هماستناد
مرجع صالح به خواسته تقاضای ابطال پروانه دامداری بواسطه عدم رعایت قوانین و مقررات و عدم رعایت فاصله مجاز با انبار مواد غذایی
مواد 26 و 27 قانون ایین دادرسی دادگاه های عمومی و انقلاب در امور
-
رأی
هماستناد
رسیدگی به خواسته اثبات مالکیت بر اساس اسناد عادی در اموال غیرمنقول ثبتی
ماده 26 قانون ایین دادرسی دادگاه های عمومی و انقلاب در امور
-
رأی
هماستناد
مرجع صالح در دعاوی مطالبات ناشی از قرارداد پیمانکاری
مواد 26و28 قانون ایین دادرسی دادگاه های عمومی و انقلاب در امور
-
رأی
هماستناد
مرجع صالح در رسیدگی به مطالبات ناشی از قراردهای کار خصوصی
مواد 26 و 27 از قانون ایین دادرسی دادگاه های عمومی و انقلاب در امور
-
رأی
هماستناد
مرجع صالح رسیدگی به بزه کلاهبرداری
مواد 310 و 317 قانون ایین دادرسی کیفری
-
رأی
هماستناد
مرجع صالح رسیدگی به قاچاق کالا و ارز به نحو سازمان یافته
مواد 310 و 317 قانون ایین دادرسی کیفری
-
رأی
هماستناد
مرجع صالح رسیدگی به بزه بی احتیاطی در رانندگی منجر به فوت
مواد 310 و 317 قانون ایین دادرسی کیفری
-
رأی
هماستناد
مرجع صالح رسیدگی به بزه خیانت در امانت
مواد 310 و 317 قانون ایین دادرسی کیفری
-
رأی
هماستناد
صلاحیت محلی رسیدگی در مورد کلاهبرداری
مواد 310 و 317 قانون ایین دادرسی کیفری
-
رأی وحدت رویه
هماستناد
مرجع صالح رسیدگی به بزه کلاهبرداری رایانه ای
مواد 310 و 317 قانون ایین دادرسی کیفری
-
رأی
هماستناد
مرجع صالح رسیدگی به بزه انتقال مال غیر
مواد 310 و 317 قانون ایین دادرسی کیفری
-
رأی
هماستناد
نیابت قضایی و عدم قابلیت رسیدگی توام
مواد 310 و 317 قانون ایین دادرسی کیفری
-
رأی
هماستناد
شرط رسیدگی توامان توسط دادگاه
مواد 310 و311و 317 قانون ایین دادرسی کیفری
-
رأی
هماستناد
شرط رسیدگی توامان به اتهامات متعدد متهم
مواد 310 و 317 قانون ایین دادرسی کیفری
-
رأی
هماستناد
شرط رسیدگی توامان به اتهامات متعدد متهم
مواد 310 و 317 قانون ایین دادرسی کیفری
-
رأی
هماستناد
مرجع صالح رسیدگی به بزه فروش مال منقول متعلق به دیگری
مواد 64 و 118 و 310 و 317 قانون ایین دادرسی کیفری
-
رأی
هماستناد
مرجع صالح رسیدگی به بزه تحصیل مال نامشروع از طریق رایانه
مواد 310 و 317 قانون ایین دادرسی کیفری
-
رأی
هماستناد
مرجع صالح رسیدگی به بزه سوء استفاده از چک سفید امضاء
مواد 310 و 317 قانون ایین دادرسی کیفری
-
رأی
هماستناد
مرجع صالح رسیدگی به بزه انتقال مال غیر
مواد 310 و 317 قانون ایین دادرسی کیفری
-
رأی
هماستناد
مرجع قضایی صالح در رسیدگی به اتهام اخلال در نظام اقتصادی کشور
مواد 310 و 317 قانون ایین دادرسی کیفری
-
رأی
هماستناد
رأی شعبه دیوان عالی کشور
مواد 116 و 118 و 317 قانون ایین دادرسی کیفری
-
رأی
هماستناد
تأثیر صدور قرار نهایی بر رسیدگی توامان اتهامات متعدد
مواد 310 و 317 قانون ایین دادرسی کیفری
-
رأی
هماستناد
استحقا زوجه به مهرالمثل
مواد 310 و 317 قانون ایین دادرسی کیفری
-
رأی
هماستناد
مرجع صالح در رسیدگی توامان به اتهامات متعدد متهم
مواد 310 و 313 و 317 قانون ایین دادرسی کیفری
-
رأی
هماستناد
مرجع صالح در رسیدگی به اتهام متهم در صورت عدم کشف محل وقوع جرم
مواد 310 و 317 قانون ایین دادرسی کیفری
نظریات مشورتی 19
-
نظریهٔ مشورتی
هماستناد
دعوی الزام به تنظیم سند رسمی در مورد ملک که بابت مهریه میباشد
ماده 26 قانون ایین دادرسی دادگاه های عمومی و انقلاب در امور
-
نظریهٔ مشورتی
هماستناد
مرجع صالح جهت ابطال عملیات اجرایی اداره ثبت
ماده 26 قانون ایین دادرسی دادگاه های عمومی و انقلاب در امور
-
نظریهٔ مشورتی
هماستناد
نظریه مشورتی شماره 7/98/1684 مورخ 1398/11/27
ماده 3 قانون حفظ کاربری اراضی زراعی و باغ ها
-
نظریهٔ مشورتی
هماستناد
نظریه مشورتی شماره 7/1400/68 مورخ 1401/01/29
ماده 3 قانون حفظ کاربری اراضی زراعی و باغ ها مصوب 1374 با اصلاحات و الحا
-
نظریهٔ مشورتی
هماستناد
نظریه مشورتی شماره 7/99/333 مورخ 1399/04/03
ماده 3 قانون حفظ کاربری اراضی زراعی و باغ ها
-
نظریهٔ مشورتی
هماستناد
نظریه مشورتی شماره 7/1402/783 مورخ 1402/10/30
ماده 3 قانون حفظ کاربری اراضی زراعی و باغ ها مصوب 1379 با اصلاحات و الحا
-
نظریهٔ مشورتی
هماستناد
نظریه مشورتی شماره 7/1401/1200 مورخ 1401/11/19
ماده 3 قانون حفظ کاربری اراضی زراعی و باغ ها مصوب 1374 با اصلاحات و الحا
-
نظریهٔ مشورتی
هماستناد
نظریه مشورتی شماره 7/99/1092 مورخ 1399/07/28
ماده 3 قانون حفظ کاربری اراضی زراعی و باغ ها مصوب 1374 با اصلاحات بعدی م
-
نظریهٔ مشورتی
هماستناد
نظریه مشورتی شماره 7/95/1162 مورخ 1395/05/18
ماده 3 قانون حفظ کاربری اراضی زراعی و باغ ها مصوب 1374/03/31
-
نظریهٔ مشورتی
هماستناد
نظریه مشورتی شماره 7/99/253 مورخ 1399/03/07
ماده 3 قانون حفظ کاربری اراضی زراعی و باغ ها مصوب 1385 مشمول مرور زمان ا
-
نظریهٔ مشورتی
هماستناد
نظریه مشورتی شماره 7/99/1396 مورخ 1399/10/02
ماده 3 قانون حفظ کاربری اراضی زراعی و باغ ها
-
نظریهٔ مشورتی
هماستناد
نظریه مشورتی شماره 7/96/1211 مورخ 1396/05/31
ماده 3 قانون حفظ کاربری اراضی زراعی و باغ ها
-
نظریهٔ مشورتی
هماستناد
نظریه مشورتی شماره 7/95/2086 مورخ 1395/08/22
ماده 3 قانون حفظ کاربری اراضی زراعی و باغ ها مصوب 1374 با اصلاحات بعدی
-
نظریهٔ مشورتی
هماستناد
نظریه مشورتی شماره 7/1404/194 مورخ 1404/06/23
ماده 3 قانون حفظ کاربری اراضی زراعی و باغ ها مصوب 1374 با اصلاحات و الحا
-
نظریهٔ مشورتی
هماستناد
نظریه مشورتی شماره 7/1401/1119 مورخ 1402/01/30
ماده 3 قانون حفظ کاربری اراضی زراعی و باغ ها مصوب 1374 با اصلاحات و الحا
-
نظریهٔ مشورتی
هماستناد
نظریه مشورتی شماره 7/1403/514 مورخ 1403/07/25
ماده 3 قانون حفظ کاربری اراضی زراعی و باغ ها مصوب 1374 تبرئه شود
-
نظریهٔ مشورتی
هماستناد
نظریه مشورتی شماره 7/1400/1162 مورخ 1400/10/28
ماده 3 قانون حفظ کاربری اراضی زراعی و باغ ها مصوب 1374 است فقط شامل مسئو
-
نظریهٔ مشورتی
هماستناد
نظریه مشورتی شماره 7/1400/146 مورخ 1400/05/23
ماده 3 قانون حفظ کاربری اراضی زراعی و باغ ها مصوب 1374 با اصلاحات و الحا
-
نظریهٔ مشورتی
هماستناد
نظریه مشورتی شماره 7/98/1851 مورخ 1398/11/30
ماده 3 قانون حفظ کاربری اراضی زراعی و باغ ها مصوب 1374 با اصلاحات بعدی ص
مواد مرتبط 9
-
اعمال
از این صفحه
ماده 3 — آییننامه اجرایی قانون اصلاح قانون حفظ کاربری اراضی زراعی و باغ ها مصوب 1386 هیات وزیران با آخرین اصلاحات تا تاریخ 1397/12/05
ماده 3 قانون حفظ کاربری اراضی زراعی و باغ ها مصوب 1374 با اصلاحات بعدی
-
اعمال
از این صفحه
ماده 341 — قانون آیین دادرسی کیفری
ماده 341 قانون آیین دادرسی کیفری مصوب 1392
-
اعمال
از این صفحه
ماده 19 — قانون مجازات اسلامی
ماده 19 قانون مجازات اسلامی مصوب 1392
-
اعمال
از این صفحه
ماده 12 — قانون شوراهای حل اختلاف
ماده 12 قانون تشکیل شوراهای حل اختلاف به نحو مطلق تنظیم گردیده است
-
اعمال
از این صفحه
ماده 317 — قانون آیین دادرسی کیفری
ماده 317 قانون آیین دادرسی کیفری مصوب 1392 حل اختلاف می نماید
-
اعمال
از این صفحه
ماده 26 — قانون آیین دادرسی دادگاههای عمومی و انقلاب در امور مدنی
مواد 26 و 27 قانون آیین دادرسی [دادگاه های عمومی و انقلاب در امور] مدنی
-
اعمال
از این صفحه
ماده 471 — قانون آیین دادرسی کیفری
ماده 471 قانون آیین دادرسی کیفری مصوب 1392 با اصلاحات و الحاقات بعدی در مو
-
اعمال
از این صفحه
ماده 3 — قانون مجازات اسلامی
قانون مجازات اسلامی نیست و در ماده 3
-
مبتنی بر
از این صفحه
ماده 301 — قانون آیین دادرسی کیفری
ماده 301 قانون آیین دادرسی کیفری اصل بر صلاحیت دادگاه کیفری دو است و دادگا
دکترین 40
-
مقاله
هماستناد
رفتار جزایی داد باخته در پوشش دعوای اعسار — بزه مقرر در ماده ۱۶ ق
ماده 19 ق.م.ا
-
مقاله
هماستناد
رفتار جزایی داد باخته در پوشش دعوای اعسار — درجه هفت مجازات تعزیری وفق ماده ۱۹
ماده 19 ق.م.ا
-
مقاله
هماستناد
رفتار جزایی داد باخته در پوشش دعوای اعسار — درجه هفت مجازات تعزیری وفق ماده ۱۹
ماده 19 ق.م.ا
-
مقاله
هماستناد
سوم - آثار قانونی و قضایی صلاحیت ذاتی — از عبارت مقرر در پیشانی ماده ۴۰۳
ماده 26 ق.آ.د.م
-
مقاله
هماستناد
سوم - آثار قانونی و قضایی صلاحیت ذاتی — زیرا چنین اقدامی خطای مضاعف تلقی و
ماده 26 ق.آ.د.م
-
مقاله
هماستناد
سوم - آثار قانونی و قضایی صلاحیت ذاتی — زیرا چنین اقدامی خطای مضاعف تلقی و
ماده 26 ق.آ.د.م
-
مقاله
هماستناد
تأثیر تغییر سبب دعوا در صلاحیت دادگاه — موضوع بالا در نظام دادرسی مدنی به
ماده 26 ق.آ.د.م
-
مقاله
هماستناد
تأثیر تغییر سبب دعوا در صلاحیت دادگاه — سؤال اصلی این است که آیا می
ماده 26 ق.آ.د.م
-
مقاله
هماستناد
خواسته مزبور با اسباب یاد شده مانند قرض و ثمن ناشی از
ماده 26 ق.آ.د.م
-
مقاله
هماستناد
آیین دادرسی مد — به باور نگارنده صدور قرار عدم صلاحیت
ماده 26 ق.آ.د.م
-
مقاله
هماستناد
آیین دادرسی مد — به باور نگارنده صدور قرار عدم صلاحیت
ماده 26 ق.آ.د.م
-
مقاله
هماستناد
صلاحیت دادگاه محل وقوع دلایل و امارات — دادگاه صالح از حیث صلاحیت ذاتی و
ماده 26 ق.آ.د.م
-
مقاله
هماستناد
صلاحیت دادگاه محل وقوع دلایل و امارات — عینی و شخصی است
ماده 26 ق.آ.د.م
-
مقاله
هماستناد
صلاحیت دادگاه محل وقوع دلایل و امارات — عینی و شخصی است
ماده 26 ق.آ.د.م
-
مقاله
هماستناد
دست کم ایراد مطروحه از ناحیه خوانده را نباید پذیرفت
ماده 26 ق.آ.د.م
-
مقاله
هماستناد
بند چهارم - اختلاف در صلاحیت ترتیب و مرجع حل آن برابر
ماده 26 ق.آ.د.م
-
مقاله
هماستناد
بند چهارم - اختلاف در صلاحیت ترتیب و مرجع حل آن برابر
ماده 26 ق.آ.د.م
-
مقاله
هماستناد
اختلاف در صلاحیت انواع و اقسامی دارد و از دو جهت لازم
ماده 26 ق.آ.د.م
-
مقاله
هماستناد
اول - مرجع تشخیص صلاحیت و مناط زمانی آن لازم است قبل
ماده 26 ق.آ.د.م
-
مقاله
هماستناد
اول - مرجع تشخیص صلاحیت و مناط زمانی آن لازم است قبل
ماده 26 ق.آ.د.م
-
مقاله
هماستناد
تشخیص صلاحیت هر دادگاهی نخستین اقدام قانونی است که باید به عمل
ماده 26 ق.آ.د.م
-
مقاله
هماستناد
تشخیص صلاحیت هر دادگاهی نخستین اقدام قانونی است که باید به عمل
ماده 26 ق.آ.د.م
-
مقاله
هماستناد
تحقق اختلاف در صلاحیت مرجع حل اختلاف و تعیین مرجع صالح به
ماده 26 ق.آ.د.م
-
مقاله
هماستناد
خواهان و خوانده و دادگاه مرجوع الیه دید
ماده 26 ق.آ.د.م
-
مقاله
هماستناد
خواهان و خوانده و دادگاه مرجوع الیه دید
ماده 26 ق.آ.د.م
-
مقاله
هماستناد
مناط زمانی تثبیت و برقراری صلاحیت
ماده 26 ق.آ.د.م
-
مقاله
هماستناد
مناط زمانی تثبیت و برقراری صلاحیت — بخش دوم ماده ۲۶ ق
ماده 26 ق.آ.د.م
-
مقاله
هماستناد
مناط زمانی تثبیت و برقراری صلاحیت — افزون بر مثال بالا راجع به تاریخ
ماده 26 ق.آ.د.م
-
مقاله
هماستناد
مناط زمانی تثبیت و برقراری صلاحیت — شایستگی دادگاه محل اقامتگاه خوانده صادر نماید
ماده 26 ق.آ.د.م
-
مقاله
هماستناد
مناط زمانی تثبیت و برقراری صلاحیت — شایستگی دادگاه محل اقامتگاه خوانده صادر نماید
ماده 26 ق.آ.د.م
-
مقاله
هماستناد
مناط زمانی تثبیت و برقراری صلاحیت — بخش اخیر ماده ۲۶ ق
ماده 26 ق.آ.د.م
-
مقاله
هماستناد
مناط زمانی تثبیت و برقراری صلاحیت — بخش اخیر ماده ۲۶ ق
ماده 26 ق.آ.د.م
-
مقاله
هماستناد
مناط زمانی تثبیت و برقراری صلاحیت — درست است که رسیدگی قضایی از شؤون
ماده 26 ق.آ.د.م
-
مقاله
هماستناد
مناط زمانی تثبیت و برقراری صلاحیت — صلاحیت مثبت و منفی توسط مرجع قضایی
ماده 26 ق.آ.د.م
-
مقاله
هماستناد
مناط زمانی تثبیت و برقراری صلاحیت — صلاحیت مثبت و منفی توسط مرجع قضایی
ماده 26 ق.آ.د.م
-
مقاله
هماستناد
مناط زمانی تثبیت و برقراری صلاحیت — دوم آن که استنباط و برداشتی که
ماده 26 ق.آ.د.م
-
مقاله
هماستناد
مناط زمانی تثبیت و برقراری صلاحیت — دوم آن که استنباط و برداشتی که
ماده 26 ق.آ.د.م
-
مقاله
هماستناد
مناط زمانی تثبیت و برقراری صلاحیت — است پرونده را جهت حل اختلاف به
ماده 26 ق.آ.د.م
-
مقاله
هماستناد
مناط زمانی تثبیت و برقراری صلاحیت — دوم آن که استنباط و برداشتی که
ماده 26 ق.آ.د.م
-
مقاله
هماستناد
مناط زمانی تثبیت و برقراری صلاحیت — دوم آن که استنباط و برداشتی که
ماده 26 ق.آ.د.م
نکتههای مرتبط 1
-
هماستناد
مرجع صالح رسیدگی به بزه خیانت درامانت
مواد 118 و 317 قانون ایین دادرسی کیفری
فقط پیوندهایی که متنشان در بانک است، با شاهد از خودِ متن — نه شباهتِ آماری. عنوانِ بدونِ متن ساخته نمیشود.
