Ailexa — هوش مصنوعی + قانون home صفحه اصلی (کلاسیک)
حوزهٔ جستجوی شما حدوداً در چه زمینه‌ای است:
در جست‌جوی چه هستید؟ بعد از انتخابِ آنچه می‌خواهید، در کادرِ جستجوی بالا موضوع را بنویسید و «بگرد» را بزنید. کانال تلگرام پادکست‌ها و تدریس‌هاصفحهٔ من

انطباق دقیق این متن با متن رسمی هنوز به‌طور ۱۰۰٪ کنترل نشده.

علم قاضی خ. م.: موضوع این پرونده به وقوع قتل و سرقت خودرو مربوط می‌شود. در تاریخ 24 اسفند 1374، فردی مفقود و جسد وی در تاریخ 8 فروردین 1375 کشف گردید. تحقیقات اولیه نشان داد که وی به قتل رسیده و خودرویش سرقت شده است. در سال 1387، به درخواست خانواده مقتول، پرونده مجدداً مورد بررسی قرار گرفت و اتهاماتی به چند نفر نسبت داده شد. این افراد در دادگاه به مشارکت در قتل و سرقت محکوم شدند. وکیل مدافع آنان به حکم صادره اعتراض و درخواست تجدیدنظر کرد. شعبه دیوان عالی کشور پس از بررسی مستندات پرونده به این نتیجه رسید که دلایل کافی برای اثبات اتهامات وجود ندارد و مستندات ارائه‌شده نتوانسته‌اند ارتکاب جرم توسط متهمان را اثبات کنند. بنابراین، رای دادگاه بدوی نقض و پرونده به دادگاه کیفری استان ارجاع گردید. این تصمیم بر اساس بند 4 قسمت ب ماده 240 قانون آیین دادرسی دادگاه‌های عمومی و انقلاب در امور کیفری اتخاذ شده است. تاریخ دادنامه قطعی: 1391/10/09 شماره دادنامه قطعی: --- پیام: متعارف نبودن مستندات علم قاضی، موجب نقض است. رای خلاصه جریان پرونده جریان پرونده، قتل مرحوم الف.گ. به شرح گزارش مورخ 30/8/90 عضو ممیز شعبه --- دیوان عالی است که رونوشت آن پیوست پرونده م. ب.. اجمالا اینکه 27 اسفند ماه 1374 خانمی به نام ف.ر. با مراجعه به مرجع انتظامی اعلام نموده که شوهرش الف.گ. از ساعت 16 مورخ 24/12 با وانت تویوتا زرد رنگ شماره...، جهت مسافرکشی و بارکشی از منزل خارج و تاکنون مراجعت نکرده است. در تاریخ 8/1/75 جسد آن مرحوم در کیلومتر 12 جاده ماهان کشف و معلوم شد که وی در همان ایام به قتل رسیده و ماشینش به سرقت رفته ست. در صورت جلسه کشف جسد آمده است، که جسد در زیر پل سه دهانه رودخانه...، در حالی که دور آن تشک پنبه ای و روی آن پارچه ای سبز رنگ و پتوی قهوه ای رنگ و زیر آن ها چادر شب قرمز رنگ وجود داشت. دستان جسد از پشت با سیم های قرمز و آبی و سفید رنگ بسته، پاهای وی در قسمت مچ پا بسته است. پوست سر به طور کامل (به استثنای قسمت کمی از عقب سر و گوشت های صورت و گردن به استثنای کمی از گوشت گردن و قسمتی از قسمت بالای جلوی سینه) توسط حیوانات خورده شده است. به دور گردن پارچه ای گلدار (قسمت جلوی دهان) که احتمالا در هنگام زنده بودن به منظور اینکه با آن صدای داد و فریاد مقتول، در دهان خفه شده و بیرون نیاید، داخل دهان او نموده‌اند و پارچه ای دیگر شبیه لنگ تقریبا سفید رنگ، دارای خط های سیاه که گره خورد بود، احتمالا با آن گلوی مقتول را بسته و باعث خفگی وی گردیده اند. علاوه بر آن مقداری از همان سیم ها نیز به دور گردن پیچیده و سپس گره خورده بود که احتمالا آن نیز یکی از دلایل خفگی باشد.... آثار ناشی از بستن دست ها و پاها با سیم بر روی پوست بدن مشهود بود که خراشیدگی روی پوست در آن ناحیه مشاهده می گردید. مقداری نایلون مشکی رنگ به صورت پاره پاره که داخل یک نایلون سفید رنگ بودند و مقداری هم خیس بودند که در همان حوالی کفش های وی پیدا شد که احتمالا این نایلون ها نیز از داخل دهان مقتول افتاده بودند. پزشکی قانونی پس از معاینه جسد در خصوص علت مرگ قابل مرحوم الف.گ. اعلام نموده، ب. ت. ب. از بین رفتن بافت نرم سر و گردن و نیز حلق و حنجره و احشاء داخل قفسه سینه، علت مرگ قابل تشخیص نمی‌باشد. پیگیری و انجام تحقیقات ادامه پیدا کرد. در تاریخ 8/10/76 پرونده جهت ملاحظه و کسب دستور، به نظر ریاست محترم شعبه --- دادگاه عمومی رسید. رئیس دادگاه به مدیریت آگاهی مرقوم داشته، حسب دستورات قبلی در جهت کشف اتومبیل مسروقه و شناسایی و دستگیری قاتل یا قاتلان و معرفی آن ها، اقدامات مجدانه ای معمول و نتیجه را اعلام دارند. اقدام دیگری در پرونده به چشم نمی خورد تا اینکه در سال 1387 ، خانم ن.گ. دختر مرحوم الف.گ.، طی نامه ای از رئیس کل دادگستری استان خواستار پیگیری موضوع شده که با دستور رئیس کل و متعاقبا دستور دادستان، اقداماتی صورت گرفت و نهایتا پرونده به شعبه --- دادگاه عمومی جزایی ارجاع شد. شعبه مذکور پرونده را جهت انجام تحقیقات به پلیس آگاهی استان ارسال داشته است. در آگاهی، از برادر و همسر و فرزندان و همسایگان مقتول تحقیق به عمل آمد. الف.گ. برادر مقتول اظهار داشت، فکر می کنم برادر من به دست فردی که از طرف الف.چ. بوده به قتل رسیده و ماشین را سرقت کردند. خانم ف.م.، همسر مقتول اظهار داشت، شوهرم فقط با همسایه روبرویی ما، روز قبل از حادثه دعواشان شده بود. ولی همان شب آشتی کردند. رخت خوابی هم که در محل قتل پیدا شده، اصلا نمی دانم مال چه کسی است و ما اصلا چنین رخت خوابی نداشتیم و او کلا چنین چیزهایی همراهش نمی برده است. خانم ن.گ. دختر مقتول اظهار داشته، شب قبل از حادثه پدرم با همسایگان درگیری لفظی پیدا کرده، ولی آخر شب با هم آشتی کردند. پدرم با زن دومش درگیری داشت؛ ولی فکر نمی کنم او بخواهد چنین کاری بکند. زن بابام حسود است و با زن عمو همیشه رقابت دارند. عمویم برایم تعریف کرد و گفت سرهنگ ک. گفته که دایی من پدرم را کشته است. م.گ. پسر مقتول بیان داشته، یک روز عموی من آمده و گفته که سرهنگ ک. همان روزهای اول گفته که پدرت را چ. کشته است. خانم ز.گ. دختر مقتول اظهار داشته، من آن موقع خیلی کوچک بودم و اطلاعات دقیقی ندارم. عمویم می گفت شخصی به نام ح.ط. گفته که الف.چ. پدرت را کشته است. ما خیلی به دایی ح.م. و شوهرخاله ام ذ.ج. و آقای م.ص. شک داریم. از همسایگان مقتول به نام ر. و ح.ج. تحقیق شد. ر. اظهار داشت، خدا می داند من آن روز اصلا سر آسیاب نرفته ام و از جریان قتل ایشان خبر ندارم. ما بحث آن چنانی با هم نداشتیم. همان روز آشتی کردیم. ح.ج. اظهار داشت من در گلباف بودم و بعد از دو ماه فهمیدم که الف. را کشته اند. برادرانم به خدا اصلا اهل این حرف ها نیستند. من تعجب می کنم و واقعا درگیری در این حد نبوده که بخواهند الف. را بکشند. در تاریخ 4/5/88 بین آقایان ….گ. و ح.ط. و الف.چ. مواجهه حضوری داده شد و خطاب به ط. که شما به الف.گ. گفته اید که الف.چ. برادرت را کشته است. آقای ط. اظهار داشت به خدا قسم من چنین چیزی نگفته ام. آقای چ. هم بیان داشت، من به علت خرید پسته غیر قانونی به زندان افتادم و در آن تاریخ من زندان بودم و به خدا قسم من الف. را نکشته ام و اصلا دلش را ندارم، حتی گنجشکی را بکشم. در جلسه مورخ 28/1/90 دادگاه از شکات توضیحاتی اخذ و سپس به آقای ….چ. اتهام مشارکت در قتل عمدی و سرقت ماشین و به خانم ف.م.، اتهام معاونت در قتل عمدی مرحوم الف.گ. را تفهیم کرد که هر دو نفر اتهام منتسب به خود را انکار کردند. دادگاه خطاب به آقای ح.ط. که برادر خانم … که شما در قتل مرحوم الف.گ. دست دارید چه می گویید؟ آقای ط. پاسخ داد، من چون سر خواهر او زن گرفته ام، از روی ناراحتی گفته که من در قتل دست داشته ام؛ و در جلسه مورخ 14/4/90 دادگاه اتهام مشارکت در قتل عمدی مرحوم الف.گ. و سرقت خودروی او را مجددا به ذ.ج. و همچنین به آقای ع.م. تفهیم کرده که آقای ج. اظهار داشت حاضرم قسم بخورم که این کار را انجام نداده ام و خبری ندارم. آقای ع.م. اظهار داشت، من قتلی انجام نداده ام و ماشینی ندزدیدم. من چرا می‌بایست الف.گ. را بکشم و دلیلی برای قتل وی وجود ندارد. دادگاه در تاریخ 18/4/90 با اعلام ختم رسیدگی، به شرح دادنامه شماره --- - 18/4/90 آقای ع.م. و ذ.ج. را به قصاص نفس و به اتهام مشارکت در سرقت خودروی مقتول، هرکدام را به تحمل ده سال حبس و 74 ضربه شلاق و مشترکا به رد عین یا مثل قیمت مال مسروقه د. ح. اولیاء دم محکوم نموده و در اتهام ف.م. دائر به معاونت در قتل عمدی، 2 - آقای ح.ط. دایر به مخفی کردن ادله جرم برای تبرئه کردن متهمین و افرادی که در قتل مشارکت داشته اند، 3 - الف.چ. دائر به مشارکت در قتل عمدی و سرقت خودرو، 4 - م.ج. دائر به قتل عمدی، 5 - ح.ج. دائر به قتل عمدی، 6 - ر.ج.دائر به قتل عمدی، 7 - ع.الف. دائر به مشارکت در قتل عمدی و سرقت خودرو، رای برائت صادر کرده است. آقای ن.الف به وکالت از آقایان ع.م. و ذ.ج. نسبت به حکم صادره اعتراض و درخواست تجدیدنظر کرده که شعبه --- دیوان عالی کشور به علت نقص تحقیقات، حکم صادره را به شرح دادنامه شماره --- - 30/8/90 نقض و رسیدگی مجدد را به همان دادگاه صادرکننده رای ارجاع داده است. شعبه --- دادگاه عمومی جزایی، پس از رفع نقایص به شرح دادنامه شماره --- - 8/4/91 مجددا آقایان ع.م. و ذ.ج. را به اتهام مشارکت در قتل عمدی مرحوم الف.گ. به قصاص نفس با پرداخت یک دوم دیه کامل هرکدام، و به علاوه هر یک از متهمان مذکور را به اتهام مشارکت در سرقت خودروی مقتول به تحمل ده سال حبس تعزیری و 74 ضربه شلاق و مشترکا به استرداد عین و در صورت فقدان عین به رد مثل یا قیمت مال مسروقه (خودرو تویوتا سرقتی) د. ح. اولیاء دم محکوم کرده است. پس از ابلاغ رای دادگاه، آقای ن.الف. به وکالت از آقایان ع.م. و ذ.ج. نسبت به حکم صادره اعتراض و از دیوان عالی کشور تقاضای تجدیدنظر نموده و مرقوم داشته است: متاسفانه دادگاه محترم بدوی علی رغم نقض دادنامه شماره --- ، مبنی بر عدم وجود دلائل شرعی و قانونی علیه موکلین به اتهام قتل و سرقت و با وجود تحقیقات جدید که همگی بر کذب بودن ادعای اولیاء دم حکایت دارد، مجددا بر حکم قبلی خود اصرار نموده است. در حالی که دلایل قبلی از سوی دیوان عالی کشور مردود اعلام شده.»; مشروح لایحه تقدیمی آقای ن.الف. در هنگام شور قرائت خواهد شد.هیات شعبه در تاریخ بالا تشکیل گردید. پس از قرائت گزارش آقای … و اوراق پرونده و نظریه کتبی آقای … عالی کشور اجمالا «مبنی بر نقض دادنامه به لحاظ نقص تحقیقاتی»; مشاوره نموده، چنین رای می دهد: رای شعبه دیوان عالی کشور در خصوص اعتراض و تجدیدنظرخواهی آقای ن.الف. به وکالت از آقایان ع.م. و ذ.ج. نسبت به دادنامه شماره --- - 8/4/91 صادره از شعبه --- دادگاه عمومی جزایی، که به موجب آن نام بردگان به اتهام مشارکت در قتل عمدی مرحوم الف.گ. به قصاص نفس با پرداخت یک دوم دیه کامل به هر کدام و علاوه بر آن، هر یک از متهمان مذکور به اتهام مشارکت در سرقت خودروی مقتول به تحمل ده سال حبس تعزیری و 74 ضربه شلاق و مشترکا به استرداد عین و در صورت فقدان عین به رد مثل یا قیمت مال مسروقه (خودرو تویوتا سرقتی) به اولیاء دم محکوم گردیده اند. ب. ت. ب. مجموع محتویات پرونده، اعتراض ت. ن. خ. موجه و قابل پذیرش م. ب.. زیرا دلیل و بینه ای که ثابت نماید مرحوم الف.گ. توسط آقایان ع.م. و ذ.ج. به قتل رسیده باشد، در پرونده وجود ندارد، نه متهمان به ارتکاب قتل و سرقت ماشین اقرار کرده اند و نه کسی شهادت به قتل آن مرحوم از ناحیه متهمان مذکور داده است و مواردی هم که دادگاه به عنوان مستندات حصول علم خود ذکر کرده است، از جمله گزارش اولیه مامورین، صورت جلسه کشف جسد، صورت جلسه معاینه محل کشف جسد، صورت جلسه معاینه جسد، صورت جلسه مواجهه حضوری بین برادر مقتول و متهم ع.م. و همچنین سایر موارد مذکور در رای، هیچ کدام دلالت بر ارتکاب قتل از ناحیه متهمان و سرقت ماشین توسط آنان ندارد. لذا رای تجدیدنظرخواسته، به علت فقد دلیل و متعارف نبودن مستندات علم قاضی، در خور نقض م. ب. و پرونده باید به دادگاه هم عرض ارجاع گردد و مستفاد از قوانین سابق و قوانین فعلی و آراء وحدت رویه شماره 538 - 1/8/69 و شماره 3841 - 11/10/35 هیات عمومی دیوان عالی کشور، این است که هم عرض بودن دادگاه ها به اعتبار صلاحیت آن ها م. ب.. لذا دادگاه مرجوع الیه در خصوص موضوع مطروحه، باید دارای همان صلاحیتی باشد که دادگاه صادرکننده رای منقوض داشته است و بر این اساس هرگاه به موجب قانون دادگاهی منحل و به جای آن دادگاه‌هایی با عناوین مختلف و صلاحیت های متفاوت تاسیس شوند، دادگاه هم عرض دادگاه سابق، هر یک از دادگاه‌های فعلی برحسب مورد و در حدود صلاحیت خود خواهند بود و در حال حاضر که به جای دادگاه عمومی سابق، دادگاه عمومی جزایی و دادگاه کیفری استان تشکیل شده است، دادگاه هم عرض دادگاه عمومی سابق در خصوص جرایمی که مجازات قانونی آن ها قصاص نفس یا قصاص عضو یا رجم یا صلب یا اعدام یا حبس ابد است، دادگاه کیفری استان م. ب.. بنا به مراتب مذکور و مستندا به بند 4 قسمت ب مادّه 240 قانون آیین دادرسی دادگاه‌های عمومی و انقلاب در امور کیفری، رای تجدیدنظرخواسته نقض و پرونده به دادگاه کیفری استان ارجاع می‌گردد. رئیس شعبه --- دیوان عالی کشور - عضو معاون صاحب الزمانی - حکیمی نژاد

موارد مرتبط 41

آرای مرتبط 40

مواد مرتبط 1

فقط پیوندهایی که متنشان در بانک است، با شاهد از خودِ متن — نه شباهتِ آماری. عنوانِ بدونِ متن ساخته نمی‌شود.

نظرها و یادداشت‌ها

نظرها پس از بررسی نمایش داده می‌شوند.

Designed & Developed by Hamed Rostami, Eng. & Attorney — © All Rights Reserved حامد رستمی، مهندس و وکیل دادگستری حقوق، با نگاهِ هوش مصنوعی و الگوریتم اینستاگرام تلگرام لینکدین