رأی
قتل عمد از طریق خفه کردن
رأی خلاصه جریان پرونده
به موجب گزارش قبلی این شعبه در مقام رسیدگی به تجدیدنظرخواهی آقای م.ز. به وکالت از اولیایدم مرحوم ب.ر. و ه.ر. به تبرئه آقای ع.ر. از قتل عمدی ب.ر. از رأی شماره 077– 1392/04/24 صادره از شعبه 71 دادگاه کیفری استان ... این شعبه پس از رسیدگی و تهیه گزارش جامع رأی معترضٌعنه را به دلیل اقاریر مکرر متهم ع.ر. دایر بر ایراد ضرب با چوب به سر مقتول(چوب بر سرش آهن بوده) و نظریه پزشکی قانونی و در خصوص اعتراض ه.ر. نسبت به محکومیت خودش و ب. ت. ب. انکار مکرر و. م. ب. شرکت در نزاع و ارائه شهود از طرف وی و عدم گزارش اولیه مبنی بر شرکت در منازعه دادنامه تجدیدنظرخواسته را نقض مینماید و به دادگاه همعرض دادگاه صادرکننده رأی معترضٌعنه ارجاع میکند. پرونده به شعبه 113 دادگاه کیفری استان ... ارجاع میگردد. شعبه مذکور در تاریخ 1393/01/30 با حضور هیئت حاکمه و نماینده دادستان و متهمان ع.ر. و س. و ک. و ه. و الف. همگی ر. و ع.ر. و ع.ن. و خانم س.ر. وکلای ع.ر. و ک. و الف. و ع.ر. و اولیایدم مرحوم ب.ر.، ک.ک. و ن. و م. و م. و ر.ر. فرزندان و پدر مقتول در معیت وکیل خود م.ز. ابتداء نماینده دادستان کیفرخواست را قرائت میکند. سپس اولیایدم مقتول ر.ر. اصالتاً از سوی خود و ولایتاً از طفل صغیر مقتول به نام م.ر. و سایر اولیایدم اصرار بر شکایت خود دارند، مدعی هستند ع.ر. پسر و پدرمان را عمداً کشته است و تقاضای قصاص دارند. وکیل آنها لایحه تقدیم میکند. سپس دادگاه به متهم ع.ر. اتهام قتل عمدی مرحوم ب.ر. را تفهیم میکند و میگوید: قبول ندارم. سپس اظهارات قبلی خود را تکرار میکند و میگوید: من در خانه بودم، ساعت 12 شب بود. به برادرم گفتم چرا آمدی؟ دعوا درست نکن. آنها 7 یا 8 نفر بودند. دعوا را شروع کردند و شیشه خانه را شکستند. به سمت من سنگ میپراندند. من با ب. روبرو شدم. چوب دستم بود. آنها سه نفر بودند. اما من تنها چوب دسته بیل داشتم. حدوداً 1/60 سانتیمتر م. ب.. با سه نفر دیگر درگیر شدیم. خانم ک. یک سنگ پرتاب کرد و با چوب یک ضربه به کتف همسر برادرم ک. زدم. س. چاقو داشت، ه. داس داشت، ب. هم چوب در دست داشت، آنها جلو من ایستادند. ه. چوب را از من گرفت و با داس به دست من زد. س. با چاقو به کتفم زد و به سرم ضربه خورد. تاریک بود. متوجه نشدم که قمه چه کسی زد. سرم 14 بخیه خورده است. من چوب را کشیدم، کمی عقبتر رفتم و ضربه به سمت راست پیشانی مقتول بالای ابرو او زدم. عقبنشینی کردم. ه. آمد از پشت ب. را زد، با یک شئی برنده زد، ه. غیرعمد زد. س.ف. و الف. در دعوا نبودند. اگر مقتول با چوب کشته شده باشد، من زدهام؛ اگر با تبر کشته شده باشد من نزدهام. ع.ر. در این جلسه بیش از چهار بار به ایراد ضرب به وسیله چوب به پیشانی مقتول اقرار میکند. وکیل وی لایحه تقدیم مینماید. مدعی است که چوب در دست موکلش آلت قتاله نیست، زیرا بنا به نظریه پزشکی قانونی در سر مقتول سوراخی به قطر 1/5 سانت ایجاد شده که چوب سوراخ ایجاد نمیکند. همچنین موکل با همان چوب خانم ک.ک. را زده که سوراخی ایجاد نشده، سوراخ ایجاد شده داس بوده که در دست موکلم نبوده است(متهم در مراحل تحقیق اقرار کرده بود با چوبی زدم که در سر آن آهن بود بنابراین با نظریه پزشکی قانونی انطباق دارد – عضو ممیز). دادگاه به ه.ر. اتهام شرکت در نزاع جمعی منتهی به قتل و مشارکت در ایراد ضرب و جرح عمدی نسبت به ع.ر. را تفهیم میکند، میگوید: اتهام را قبول ندارم، در دعوا نبودم من در آن موقع دوازده نفر مهمان داشتم. وقتی که صدای شکستن شیشهها آمد، آمدم بیرون و با ماشین یکی از مهمانان ب. را به بیمارستان بردیم. در دستم چیزی نبود و کسی را هم نزدهام از وی آخرین دفاع اخذ میشود. وکیل وی میگوید: موکل در نزاع حضور نداشته و حتی یک نفر هم ادعا نکرده که ه. مرا زده است. سپس وکیل متهم اظهارات وکیل ه. را رد میکند میگوید ع.ر. گفته که خانواده مقتول را تطمیع کردند. واقعیت این است که ه. با داس به ب. زده است. آنگاه دادگاه از متهم ع.ر. اتهام مباشرت در قتل عمدی ب.ر. آخرین دفاع را میگیرد. میگوید: من ضربه به پیشانی مقتول زدم. پشت سرش ضربه نزدهام. ه. پشت سر او بود. من در درگیری بودم، قبول دارم قتل را برادر ب.، ه. انجام دادهاست. دادگاه ختم جلسه را اعلام میکند. سپس مبادرت به انشاء رأی مینماید و با استدلالی که میکند(متهم قصد قتل نداشته، همچنین دلیل قطعی مبنی بر اینکه متهم قصد ایراد صدمه عمدی با آلت در دست خود به محل مورد اصابت داشته باشد وجود ندارد. متهم منکر ایراد صدمه به محل اصابت که منتهی به قتل شده م. ب.)، لذا ب. ت. ب. شبهه درأ متهم ع.ر. را به پرداخت یک دیه کامل مرد مسلمان د. ح. اولیایدم و تحمل سه سال حبس محکوم مینماید و متهم ه.ر. را نیز به پرداخت سه میلیون ریال جزای نقدی محکوم مینماید. این رأی مورد اعتراض خانم س.ر. و ع.ن. به وکالت از ع.ر. و م.ز. به وکالت از ه.ر. و اولیایدم مرحوم ب.ر. واقع جهت رسیدگی به دیوانعالیکشور ارسال که به این شعبه ارجاع میگردد و این شعبه پس از بررسی به شرح آتی رأی صادر مینماید:
رأی شعبه دیوان عالی کشور
نظر به محتویات پرونده و کیفیات منعکس در آن در خصوص تجدیدنظرخواهی آقای ع.ن. و خانم س.ر. به وکالت از آقای ع.ر. و همچنین آقای م.ز. به وکالت از اولیایدم مرحوم ب.ر. و ه.ر.؛ نظر به اینکه دادگاه محترم به حق، مباشر در قتل را آقای ع.ر. تشخیص داده و ب. ت. ب. اقاریر وی در مراحل تحقیق در مرجع انتظامی و در دادسرا که موجب حصول علم میباشد، مخصوصاً قبل از ورود به زندان و آموزههای آن و وکلا به پرونده اقاریر مطابق با واقع میباشند. آقای ع.ر. در صفحات 26 و 37 و غیره بیان میکند که با چوبی که دسته بیل بود و بر سر آن آهن نصب شده بود به سر مقتول ضربه زدم که با نظریه پزشکی قانونی هم منطبق است. زیرا پزشکی قانونی اگرچه حق ندارد نوع آلت قتاله را با جزئیات بیان کند، ولی در نظریه خود بیان داشته به نظر میرسد زخم ایجاد شده با وسیله مانند داس باشد. اولاً: خود دسته بیل بدون نصب آهن بر سر آن نوعاً کشنده است تا چه رسد به اینکه آهن هم بر سر آن نصب شود که این آهن مانند داس کوچک ولی پهن م. ب. که قاعدتاً چوپانان و یا افرادی که در جنگل و یا بعضی از رانندگان در درون ماشین خود دارند و اسم خاصی هم دارد نگهداری میکنند. دادگاه اکثریت در نوع قتل دچار اشتباه شدهاند همان طوری که اقلیت دو نفر از قضات محترم اعلام کرده آلت وقتی کشنده باشد مانند آلت مذکور نیازی به قصد قتل و یا محل اصابت ندارد، اگرچه چوب دستی یعنی همان دسته بیل به سر مقتول اصابت کرده که باعث تلاشی جمجمه مقتول گردیده است. زخم ایجاد شده بر سر مقتول هم با نصب آهن بر سر چوب و هم بدون نصب آهن ممکن است. ثانیاً: اولیایدم مطالبه دیه نکردهاند تا دادگاه متهم را محکوم به دیه نماید. لذا در این قسمت رأی تجدیدنظرخواسته به استناد بند (ب) ماده 265 قانون آئین دادرسی دادگاههای عمومی و انقلاب در امور کیفری نقض میگردد پرونده جهت رسیدگی به دادگاه همعرض دادگاه صادرکننده رأی تجدیدنظرخواسته ارجاع میشود. در خصوص تجدیدنظرخواهی آقای م.ز. به وکالت از ه.ر. چون از سوی وی دلیلی که موجب نقض دادنامه باشد ارائه نگردیده و از لحاظ رعایت تشریفات دادرسی هم ایراد مؤثری ملاحظه نمیشود و ب. ت. ب. استدلال موجه دادگاه در این خصوص که مورد قبول این شعبه نیز میباشد، به استناد بند (الف) ماده 265 قانون آئین دادرسی دادگاههای عمومی و انقلاب در امور کیفری، در این قسمت رأی معترضٌ عنه تأیید میگردد.
شعبه 24 دیوان عالی کشور - رئیس و مستشار
ابراهیم لشکری - علی شوشتری
فهرست
خلاصه جریان پرونده
شعبه دیوان عالی کشور
نقد رأی
قتل عمد از طریق خفه کردن
در تاریخ 16 تیرماه 1401، دادگاه بدوی در رسیدگی به یک پرونده قتل عمدی، متهم را به دلیل ارتکاب قتل عمدی یک مرد مسلمان با ضربات تبر و دسته هاونگ به سر مقتول، محکوم کرد. متهم به ارتکاب این عمل اعتراف نموده و تحقیقات نشان داد که وی دارای سوابق بیماری روانی است. با این وجود، پزشکی قانونی تایید کرد که در زمان وقوع جرم، متهم از قدرت تشخیص نفع و ضرر برخوردار بوده است. ولی دم مقتول، که فرزند صغیر اوست، درخواست قصاص متهم را مطرح کرد. دادگاه با استناد به نظریات پزشکی قانونی، گزارشات پلیس و اعترافات متهم، عمل وی را منطبق با بند ب ماده 290 قانون مجازات اسلامی مصوب 1392 تشخیص داده و حکم به قصاص نفس صادر کرد. اجرای این حکم مشروط به استیذان از ولی دم است. این رای ظرف بیست روز پس از ابلاغ، قابل فرجامخواهی در دیوان عالی کشور م. ب..
تاریخ دادنامه قطعی: 1401/04/16
شماره دادنامه قطعی: ---
پیام: هرچند متهم مبتلا به بیماری خلقی با ماهیت روان پریشی بوده لیکن واجد قدرت تشخیص بوده لذا حکم به به قصاص نفس صادر میشود - زدن دسته هاون به سر مقتول، نوعا کشنده و کاشف از قصد قتل است
پرونده کلاسه --- شعبه اول دادگاه کیفری یک * (یک کیفری استان سابق) تصمیم نهایی شماره 140127390000792319
اقای ع. گ. فرزند ا. ی. با وکالت اقای ش. ع. ن. فرزند ع. م. به نشانی *
اتهام: قتل عمدی مسلمان دایر بر قتل عمدی مرد مسلمان م. ع. م. با چندین ضربه با تبر و دسته هاونگ به سر م. ع. م. منتهی به فوت ایشان
به نام خدا - گردش کار
حسب محتویات پرونده در پی گزارش یک مورد قتل دادرس علی ا. دادگاه بخش سملقان صحنه قتل حاضر شده است.و پس از حضورمشخص شده جسد مردی در دست شویی خانه اش افتاده است. پس از بررسی های اولیه قاتل در همان نزدیک صحنه قتل دستگیر میشود. که فردی به هویت ع. گ. فرزند ا. و برادر زن مقتول است.و به قتل اعتراف می کند. محل قتل منزل مقتول م. م. بوده است. در شب قتل متهم و مقتول در منزل شخصی اقای م. م. (مقتول) بوده اند که پس از صرف شام ظاهرا به دلیل جر و بحث لفظی، اقای ع. گ. با ضربات دسته هاون و سپس ضربات تبر مقتول را به قتل رسانده و جسد را در سرویس بهداشتی انداخته و فرار می کند. سپس مجددا به صحنه قتل برگشته و بعد از اعتراف دستگیر میشود. متهم توسط مامورین نزد قاضی بخش حاضر و به وی اتهام قتل عمدی مرحوم م. م. تفهیم میشود. و با صدور قرار بازداشت موقت به زندان معرفی میگردد. در تحقیقات و بازجویی های انجام شده، مشخص میشود. که متهم سوابق بیماری روانی نیز دارد. که جهت معاینه به پزشکی قانونی معرفی میگردد. و پزشکی قانونی اعلام می دارد. هرچند نامبرده دارای سوابقی از علایم خلقی با ماهیت روان پریشی بوده است.لیکن در حال حاضر در فاز بهبودی نسبی به سر می برد. گواهی کالبد شکافی که در صفحه 25 پرونده ضمیمه است.علت فوت مقتول را صدمات متعدد مغزی به دنبال خردشدگی جمجمه در اثر اصابت جسم سخت تعیین نموده است.تنها ولی دم مقتول فرزند وی به نام س. متولد 1389 است.که پس از قتل، عمویش، قیم وی شده است.و قیم از طرف طفل صغیر مقتول تقاضای قصاص قاتل را کرده است.ب. ت. ب. صورت جلسه بازسازی صحنه قتل که در صفحات 87 لغایت 91 پرونده ضمیمه شده متهم مجددا با اقرار به قتل به تشریح جزییات جرم ارتکابی پرداخته است.برای متهم تقاضای وکیل تسخیری شد که اقایی به نام ب. ح. ز. به عنوان وکیل تسخیری وی انتخاب شده است.و در اولین اقدام پس از ملاقات با متهم در زندان تقاضای بررسی مجدد روانی قاتل را توسط کمیسیون پزشکی قانونی نموده است. پیرو این درخواست موضوع به کمیسیون پزشکی قانونی ارجاع که کمیسیون پزشکی قانونی در صفحه سیصد و دوازده پرونده مجددا اعلام نظر نموده که قاتل در زمان قتل سالم بود و قدرت تشخیص نفع و ضرر و حسن و قبح داشته است. از متهم اخرین دفاع اخذ شده و ب. ت. ب. دلایل موجود در پرونده خصوصا اقرار صریح متهم قرار جلب به دادرسی توسط قاضی رسیدگی کننده به پرونده صادر شده است.و دادستان شهرستان با قرار صادره موافقت و پرونده را با صدور کیفرخواست به محاکم کیفری یک ارسال داشته است.و نهایتا پرونده با ارجاع معاون ارجاع دادگستری بجنورد به این شعبه ارسال و تحت کلاسه --- در شعبه ثبت شده است. پس از طی تشریفات قانونی و تهیه گزارش جامع پرونده، اولین جلسه رسیدگی در تاریخ 1400/07/10 اولین جلسه رسیدگی تشکیل شده است. قیم صغیر مجددا از دادگاه تقاضای صدور حکم قصاص متهم را نموده است. متهم در دادگاه ضمن قبول اتهام اظهار داشته م. م. مرا فرستاد کمپ لنگر حدود بیست و دو روز مرا در کمپ لنگر نگه داشتند. تو این بیست و دو روز داروهای اعصابم را نخورده بودم و خودش هم امد دنبالم و مرا از کمپ به خانه اش برد درحالی که که من طی این بیست و دو روز داروهای اعصابم رو نخورده بودم. انجا عدسی درست کرده بود و با هم خوردیم و معده ام نفخ داشت و ایشان بهم متلک می انداخت که باید هاون به ماتحت تو فرو کنم. دو سه تا متلک دیگر هم انداخت از حرف هایش ناراحت شدم همان دسته هاون را برداشتم دو سه تا زدم به سرش، بیهوش شد. در ادامه بیان داشته یکی دایم باهام حرف می زند، می گفت بکشش. زنم ازم طلاق گرفته است. زنم گفته بود من دوقطبی هستنم و به همین راحتی ازم طلاق گرفته است. بعد از برگزاری اولین جلسه رسیدگی و استماع دفاعیات متهم و وکیل وی دادگاه ب. ت. ب. نقایص پرونده، انرا جهت رفع نقص از جهات زیر به دادگاه بخش سملقان اعاده نموده است:
1 - ب. ت. ب. اینکه تنها ولی دم مقتول صغیر است.و به موجب ماده سیصد و پنجاه و شش قانون مجازات اسلامی تعیین تکلیف موضوع در این خصوص با م. م. ر. است.که در حال حاضر این اختیار به معاون اول رییس قوه قضاییه تفویض شده است.که قاضی رسیدگی کننده در دادگاه بخش سملقان در این مورد اقدامی انجام ننموده است.و لازم است.استعلامات مربوط انجام گردد. و نتیجه ضمیمه پرونده شود.
2 - ب. ت. ب. اینکه حسب ادعای متهم همسر وی به علت بیماری روانی از وی طلاق گرفته است.پرونده طلاق انها از بایگانی مطالبه و بررسی شود. ایا در ان زمان هم نام برده به پزشکی قانونی معرفی شده یا خیر؟ اگر صحت دارد. یک نسخه از گواهی مزبور و رای طلاق ضمیمه پرونده شود. و بررسی شود. ایا ایشان در دایره سرپرستی ان دادگاه پرونده ای دارد. ایا حکم حجر برای وی صادر شده است.یا خیر؟ و همچنین از پزشکی قانونی مجددا استعلام شود. ب. ت. ب. وضعیت روانی متهم چطور احراز شده که وی در زمان قتل دارای قدرت تشخیص حسن و قبح و نفع و ضرر خویش بوده است؟ دادگاه بخش سملقان پس از رفع نقایص پرونده را مجددا و این دادگاه ارسال نموده است. رای طلاق متهم و همسرش ضمیمه پرونده شده است.که مشخص شده برخلاف ادعای متهم حکم طلاق به استناد وکالت نامه رسمی که وی به همسر سابقش داده صادر گردیده است.و در رای صادره هیچ اشاره ای به بیماری روانی وی نشده است. پزشکی قانونی نیز مجددا تاکید نمود حسب بررسی های انجام شده مشتمل بر مصاحبه و ارزیابی روان پزشکی به عمل امده در جلسه کمیسیون، دفاعیات و اعترافات اولیه مکتوب در زمان دستگیری و مندرج در تصویر پرونده کیفری ارایه شده و همچنین اعترافات نامبرده در فیلم بازسازی صحنه جرم، من حیث المجموع هرچند وی مبتلا به بیماری خلقی با ماهیت روان پریشی بوده است.که این نوع اختلال نیازمند درمان مستمر روان پزشکی م. ب.. لیکن در خصوص بزه ارتکابی نامبرده واجد قدرت تشخیص نفع و ضرر و حسن و قبح و مسیولیت کیفری شناخته شده است. همچنین در راستای ماده 356 قانون مجازات اسلامی معاون قضایی ریاست قوه قضاییه اعلام نظر نموده در صورتی که قاتل حاضر به مصالحه و پرداخت دیه باشد. مستندا به ماده 356 قانون مجازات اسلامی، اخذ دیه سهم ولی دم صغیر درخواست میشود. دومین جلسه رسیدگی در تاریخ 1401/04/13 تشکیل شده است. متهم مجددا به قتل اعتراف کرده است. از وی سوال شده ب. ت. ب. نظر معاون قضایی قوه قضاییه حاضر به مصالحه است.یا خیر؟ که وی در پاسخ اظهار داشته مال و اموال جهت مصالحه ندارم. (ضمنا بایستی متذکر شد که وکیل تسخیری قبلی متهم به علت عدم حضور بدون عذر موجه در جلسه رسیدگی عزل و به جای وی اقای ش. ع. ن. برگزیده شده است) وکیل ت. م. نیز ب. ت. ب. اینکه پزشکی قانونی نتوانسته سلامت روانی متهم را در حین قتل تایید نماید. و اختلال روانی متهم محرز و مسلم است.و در مسیولیت کیفری وی شبهه وجود دارد. تقاضای حکم برایت وی را از اتهام قتل عمد نموده است. فی الحال ب. ت. ب. اخذ اخرین دفاع از متهم پرونده مهیای صدور رای م. ب.. لذا هییت قضایی دادگاه پس از مشاوره و اتخاذ تصمیم ختم رسیدگی را اعلام و به شرح زیر رای صادر مینماید.
اقای ع. گ. فرزند ا. ی. متولد 1359 شغل سرایدار و اشپز مجرد دارای یک فرزند تابعیت ایرانی و مذهب شیعه محل سکونت * و بازداشت با صدور قرار بازداشت موقت و با وکالت تسخیری اقای ش. ع. ن. متهم است.به قتل عمدی مرد مسلمان مرحوم م. ع. م. با وارد نمودن چندین ضربه با تبر و دسته هاونگ به سر وی، موضوع شکایت ولی دم متوفی س. م. با قیمومت اقای م. م. و خانم م. گ. (همسر متوفی)، با عنایت به شکایت ولی دم مقتول و ملاحظه نظر معاون قضایی رییس قوه قضاییه مبنی بر مصالحه و نپذیرفتن مصالحه از سوی متهم، نظر به گزارشات و تحقیقات پلیس اگاهی مانه و سملقان خصوصا صورت جلسه بازسازی صحنه قتل، گزارش کالبد گشایی مقتول و نظریات و گواهی های پزشکی قانونی در خصوص علت فوت و وضعیت روانی متهم و اقاریر صریح و متعدد وی در مراحل مختلف تحقیقات مقدماتی و رسیدگی و سایر قراین و امارات موجود در پرونده، دادگاه با رد دفاعیات وکیل ت. م. با توجه نظریه های متعدد پزشکی قانونی مبنی بر سلامت روانی متهم در زمان قتل، بزهکاری متهم موصوف را محرز و مسلم تشخیص داده و ب. ت. ب. اینکه زدن دسته هاون به سر مقتول، نوعا کشنده و کاشف از قصد قتل است.عمل متهم منطبق با بند ب ماده 290 قانون مجازات اسلامی مصوب سال 92 م. ب.. و نحوه قتل هم به گونه ای است.که وی نمی تواند مدعی باشد. که اگاه و متوجه نبود که این کار نوعا موجب قطع میگردد.، بنابراین دادگاه با استناد به مواد 160 و 164 و 171 و 211 و 350 و 351 و 381 و 382 و 436 و 417 و 418 و 419 و 426 و بند ب ماده 290 قانون مجازات اسلامی مصوب 1392 حکم به محکومیت متهم به قصاص نفس به یکی از طرق متعارف را صادر مینماید. اجرای قصاص منوط به استیذان از م. م. ر. و صدور اذن از جانب ایشان است. این رای حضوری و ظرف بیست روز پس از ابلاغ قابل فرجام خواهی در دیوان عالی کشور م. ب..
مستشار شعبه اول دادگاه کیفری یک * (یک کیفری استان سابق) - ع. د.
رییس شعبه اول دادگاه کیفری یک * (یک کیفری استان سابق) - م. ک.
در یک پرونده کیفری، متهم به ارتکاب قتل عمدی همسر خود متهم است که اقدام به خفه کردن وی با استفاده از روسری کرده است. این اتهام بر اساس شکایت اولیای دم و مستندات موجود، از جمله اقرارهای متهم در مراحل مختلف تحقیقات، تایید شده است. متهم در اظهارات خود به انگیزههای ناشی از عصبانیت و ناراحتی به دلیل سرزنشهای همسرش در خصوص بیکاری و اعتیاد اشاره کرده و به ارتکاب قتل اقرار نموده است. همچنین، گزارش پزشکی قانونی علت فوت را فشار بر عناصر حیاتی گردن و خفگی اعلام کرده است. بر اساس مواد قانونی مرتبط در قانون مجازات اسلامی، دادگاه متهم را به قصاص نفس از طریق اعدام محکوم کرده و اجرای حکم مشروط به استیذان از مقام رهبری و پرداخت مابهالتفاوت دیه مرد و زن مسلمان به اولیای دم خواهد بود. رای صادره ظرف بیست روز پس از ابلاغ قابل اعتراض در دیوان عالی کشور است.
تاریخ دادنامه قطعی: 1401/02/31
پیام: قصاص نفس به علت مباشرت در قتل عمدی از طریق خفه کردن با فشار به گردن به وسیله روسری
پرونده کلاسه --- شعبه --- دادگاه کیفری یک استان کرمانشاه تصمیم نهایی شماره 140150390000772010
1 . اقای ه. ا. ج. فرزند خان جان
2 . اقای ح. ج. فرزند خان جان
3 . اقای ن. ج. فرزند خان جان
4 . خانم ا. ج. فرزند خان جان
5 . اقای ر. ج. فرزند خان جان
6 . اقای ا. ج. فرزند خان جان
8 . اقای ف. ج. فرزند خان جان
9 . خانم … ج. فرزند خانجان
10 . خانم ع. ج. فرزند خان جان
اقای غ. ن. فرزند ع. با وکالت اقای ص. ا. فرزند س. به نشانی * چاپ کلهر
اتهام: قتل عمدی زن مسلمان
به نام خدا، در این پرونده اقای غ. ن. فرزند ع. 55 ساله بیکار، متاهل، شیعه، فاقد سابقه کیفری موثر فعلا مقیم زندان با بازداشت موقت، با وکالت تسخیری اقای ا. ب. وکیل پ. ی. د. متهم است.به مباشرت در راتکاب یک فقره قتل عمدی زن مسلمان به نام خانم ف. ج. فرزند خ. (همسر خودش) از طریق خفه کردن با پیچاندن روسری دور گردنش، موضوع شکایت اولیای دم مرحومه مقتوله به نام های 1 - ن. 2 ن. هر دو ن. دختران مشترک مقتوله و متهم به قتل و نیز خانم ها
3 - ا.
4 - خانما هر دو ج. و اقایان
5 - ن.
6 - ا.
7 - ف.
8 - ر.
9 - ه. ا.
10 - ح. همگی ج. که ردیف 10 - 3 خواهران و برادران مقتوله به عنوان وراث مرحومه ز. ز. ز. هستند به لحاظ فوت مادرشان که احدی از اولیای دم مرحومه مقتوله بوده است.با فاصله کمی از قتل، مستندا به گواهی حصر وراثت اعلام شکایت نمودهاند و نیز کیفرخواست صادره از دادسرای عمومی و انقلاب شهرستان اسلام اباد غرب بدین شرح و حکایت که در تاریخ 1400/03/02 ساعت حوالی 19 به مامورین انتظامی شهریار شهر * غرب یک فقره قتل گزارش میشود. ماموران در محل اعلامی حاضر مشاهده میشود. فرد میانسالی که هویت وی غ. ن. فرزند ع. اعلام شده، داخل * خونین حاضر که ظواهر موجود حکایت از این دارد. که متهم به قتل گزارش، وی م. ب.. بلافاصله با راهنمایی اهالی محل دستگیر و به کلانتری راهمنایی میگردد. ماموران مشاهده کردند. داخل منزل اعلامی جسد خانمی حدودا 50 ساله با هویت ف. ج. فرزند خ. جان همسر شخص دستگیر شده م. ب.. که داخل هال منزل به حالت دمر افتاده روسری اش دور گردنش پیچیده و از بینی و دهانش خون جاری شده است. ع. الظاهر مورد ضرب و شتم قرار گرفته است، ماموران پلیس اگاهی در محل حاضر و اقدامات لازم را معمول داشته اند. متهم در اولین بازجویی در محل پلیس اگاهی به قتل همسرش با پیچاندن و فشار روسری همسرش به دور گردن اقرار کرده و انگیزه خود را از قتل ناراحتی و عصبانیت خود از سرزنش های همسرش اعلام کرد که بابت بیکاری، اعتیاد ونداشتن در امد اظهار می شده اند. حدود 26 سال زندگی مشترک با همدیگر داشته اند و ماحصل این زندگی مشترک دو دختر 17 و 24 ساله م. ب.. که در زمان وقوع قتل حضور نداشته و برای خرید به بازار رفته بودند. مضمون اظهارات متهم این بوده است.که در روز حادثه به علت ترک استعمال مواد مخدر حال خوبی نداشته است.گرچه در اظهارات بعدی عنوان کرده است.که ان روز ساعت حدود 11 من مواد مخدر (تریاک) مصرف کردم و این در تناقض با ادعای ناراحتی ناشی از ترک مواد است. از طرفی به علت سرکوفت های زنش به حالت دیوانگی رسیده است.و در ادامه صریحا اقرار نموده که اتهام قتل عمدی همسرم را قبول دارم. و پشیمان هستم. به شرح صفحه 28 در بازسازی صحنه قتل شرکت نموده و به همان شرح اولیه که در رابطه با اقدام به فشار دادن روسری دور گردن همسرش ونگهداشتن ده، پانزده دقیقه تا جاری شدن خون از دهان و بینی و سرد شدن بدن و اطمینان از مردن وی عنوان کرده بود، تکرار نموده است.که در صفحات 45 - 41 پرونده ضمیمه م. ب..: ((… بعضی وقتها متادون مصرف می کردم سه ماه بود هر شب دو قرص لورازپام مصرف می کردم، قبلا هم تحت نظر پزشک دکتر ب. و ش. بوده ام. در روز وقوع قتل ساعت 11 ظهر مواد مصرف کرده بودم)) هر دو دختر متوفی به عنوان وارث اولیای دم به شرح صفحات 48 و 46 تقاضای قصاص داشته اند. علت تامه فوت مطابق نظر پزشک قانونی معاینه جسد، فشار بر عناصر حیاتی حلق و حنجره و عوارض ناشی از ان توسط جسم رشته ای قابل انعطاف تعیین شده که در برگ گزارش معاینه جسد متوفی در صفحه 28 پرونده پیوست م. ب.. دیگر ولی دم متوفیه مادرش بوده است.که با فاصله کمی از وقوع قتل دخترش فوت نموده که وراث و. ب. ش. صفحه 58 تقاضای قصاص داشته اند. پاسخ آزمایش سم شناسی منفی گزارش شده است. متهم در اخرین دفاع نیز که اخذ شده است.به ارتکاب قتل عمدی همسرش به نحو موصوف اقرار و پس از صدور قرار جلب به دادرسی مطابق کیفرخواست صادره از دادسرای اسلام اباد غرب به اتهام معنونه برای متهم تقاضای مجازات شده است.پس از ارجاع به این دادگاه تعیین وقت دادرسی محاکمه متهم با حضور وکیل تسخری وی و نیز شکات (اولیای دم) انجام شده است.که متهم در طول جلسه به ارتکاب قتل صراحتا اقرار و اعتراف نموده است. با عنایت به دلایل ذیل اتهام متوجه وی بوده و ارتکاب قتل عمدی مرحومه ف. ج. توسط متهم غ. ن. محرز م. ب..
1 - اقرار صریح و مکررمتهم در تمام مراحل بازجویی نزد ضابط، در صحنه بازسازی و نیز در این محکمه که بدون هیچ اکراه و ابهامی اظهار داشته است، همسرش را درحالی که در اشپزخانه بوده است.از پشت به وی حمله، روسری را دور گردنش فشار داده و در ادامه به هال کشانده و ده پانزده دقیقه در حالی که خون از بینی و دهانش جاری شد تا اطمینان کامل از جان دادنش همچنان این فشار روسری در گردن را ادامه داده است.و در هیچ مرحله ای این تعریف را تغییر نداده یا انکار نکرده است.
2 - بلافاصله پس از وقوع بزه قتل بعد از اعلام متهم داخل * را کشته است، ماموران حاضر موضوع را صورتجلسه نمودهاند 3 - عوامل اورژانس 115 با تماس ماموران در محل حاضر و فوت مرحوم مقتوله را تایید و صورتجلسه کرده اند 4 - شرح معاینه جسد پزشکی قانونی * که علت تامه فوت را به نحوی اعلام نموده که با اقاریر و اظهارات م. م. ب. فشار بر گردن و خفگی همسرش مطابقت دارد.
5 - تحقیقات ماموران پلیس جنایی و تحقیقات قضایی دادسرا در شعبه بازپرسی به مجرمیت و جلب به دادرسی متهم منتهی شده است.و با عنوان اتهام قتل عمدی برای متهم کیفرخواست تنظیم شده است.
6 - تمامی قراین و شواهد، و اوراق پرونده در تمام مراحل احراز انتساب بزه قتل عمدی به متهم و سلیم بودن ان را تایید میکند. لهذا مستندا به مواد قانونی 383 - 381 - 160 - 144 - 140 - 16 و 14 قانون مجازات اسلامی مصوب 1392 متهم اقای غ. ن. فرزند ع. را بابت مباشرت در قتل عمدی مرحومه ف. ج. فرزند خانجان را از طریق خفه کردن با فشار به گردن به وسیله روسری به یکبار قصاص نفس از طریق اویختن به چوبه دار تا ازهاق کامل روح از بدن د. ح. اولیای دم محکوم مینماید. بدیهی است.این مجازات پس از استیذان از محضر مقام رهبری و پرداخت مابه التفاوت دیه مرد و زن مسلمان به اولیای دم قاتل انجام خواهد گرفت که این مهم در اجرای احکام کیفری توجه خواهد شد. رای صادره حضوری و ظرف بیست روز پس از ابلاغ قابل اعتراض در دیوانعالی کشور خواهد بود.
شعبه سوم دادگاه کیفری یک استان کرمانشاه
کیوان ع. ل. (مستشار) ولی م. (مستشار)
موارد مرتبط
برای این صفحه موردِ مرتبطی ثبت نشده.
