رأی
مصداق تحقق قتل عمدی از طریق فعل نوعا کشنده
رأی خلاصه جریان پرونده
به تاریخ 1391/02/15 ساعت 10: 15 در پی اعلام فوریتهای پلیس 110 مبنی بر فوت مشکوک پسربچهای در آدرس ... منزل ف. مأمورین کلانتری مرکز .... به محل مراجعه و مشاهده نمودند در جلوی درب پذیرایی منزل جسد پسربچهای به هویت الف.، متولد 1379 افتاده است و همراه جسد یک نوشته در کاغذ معمولی به متن آقای ف. «بگرد تا بگردیم این اقدام اولی بود منتظر اقدام بعدی باش» و متعاقب آن پزشکی قانونی و بازپرس محترم کشیک در محل، حاضر و مشاهدات خودشان را مکتوب و ضمیمه پرونده نمودهاند(صفحه 1 - 11).
و در ساعت 10 : 21 همان روز در پی اقدامات نیروی انتظامی و بازپرس محترم از مظنون به قتل خ. تحقیق شد. در صورتجلسه بازسازی صحنه قتل(ساعت 10: 21 مورخ 1391/02/15) با حضور دادستان محترم محل، ابتدا بازپرس از متهمه میخواهد موضوع قتل الف. را شرح دهد که او بیان میدارد: من در اتاق خواب بودم میخواستم حمام بروم دیدم شلوار الف. کثیف است شلوار او را درآوردم تا بشویم دیدم داخل جیب الف. ترقه وجود دارد وقتی از او سؤال کردم بهدروغ گفت دوستم به من داده است و من به او گفتم دروغ میگویی و همیشه فضولی میکنی.
او نیز گفت که هیچکس مرا قبول ندارد مرا بکش تا راحت شوم و من گفتم که دستهایت را میبندم تا تنبیه شوی و تا آمدن پدرت اینطور باشد که دیدم میخواهد دستهای خود را بازنماید که من سیم برق را زدم و گفتم تو را با برق میکشم و او نیز گفت مرا بکش تا راحت شوم. من دستهای او را بسته بودم با طناب سفیدرنگی که در منزل داشتیم پاهای او را نیز بسته بودم و او نیز هیچ مقاومتی نشان نمیداد. طناب را کاملاً به دوردستها و پاهای الف. بسته بودم و گره زده بودم و متهمه (خ.) با نشان دادن یک عدد پریز برق پشت دو طاقه فرش تکیه داده شده به دیوار میگوید: سیم را به آن پریز زده بودم و یکسر سیم برق نیز در دست بنده بود و میخواستم الف.
را بترسانم و یکسر دیگر سیم را داخل دستان مقتول که دستهای او را بسته بودم گذاشتم و یکدفعه دیدم الف. لرزید و یکچیزی گفت رفتم به برنج که روی اجاق گذاشته بودم نگاه کنم دوباره آمدم دیدم هیچ حرکتی نمیکند او را صدا زدم دیدم جواب نمیدهد. سریع رفتم چاقو را آوردم و طناب و سیم را که در دست او بود بریدم کمی آب بهصورت الف. زدم. الف. به حالت بیجان افتاده بود و سرش روی شانهاش بود ترسیده و به شوهرم زنگ زدم گفتم شاید زنده باشد و شوهرم بیاید و او را به دکتر ….
شوهرم گفت در دارایی است قطع کردم و الف. را کشیدم و به جلو درب بیرون آپارتمان بردم تا آمدم داخل یک نفر خانم … را زده و گفت که این بچه مال شماست اینجا افتاده من مجدداً الف. را به داخل بردم و آن خانم … به 115 زنگ بزن زنگ زدم نتوانستم صحبت کنم تا اینکه آن خانم با 115 صحبت کرد و اورژانس نیز آمدند و بعد هم پلیس آمد و موضوع را پرونده کردند. این صورتجلسه به امضاء متهمه و مأمور نیروی انتظامی و بازپرس و دادستان محل رسید(صفحه 14،15).
در تحقیقات بعدی که از متهم به عمل آمد ضمن تکرار اقاریر فوقالذکر گفت: اتهام قتل عمدی فرزند ناتنیام الف. را قبول دارم. میخواستم او را تنبیه کنم چون فضولی میکرد و ماجراها را به پدرش میگفت که من او را تنبیه میکنم ... آشغالها را دادم الف. برد خالی کرد و آمد شلوار او کثیف بود ... خیلی ناراحت بودم دست و پای او را بستم و سیم برق را به برق زدم و سر دیگر را به انگشتان او زدم و او نیز میگفت مرا بکش و ... دیگر حرکت نکرد طناب و سیم را با چاقو بریدم و به دستشویی انداختم و سیفون توالت را کشیدم.
چون نمیدانستم چکار کنم مقتول را به بیرون آپارتمان انتقال دادم و آن نوشته که داخل نایلون بود من قبلاً نوشته بودم و روی این گذاشته بودم (پس از واقعه). به شوهرم ع. که زنگ زدم گفتم الف. رفته بیرون نگران هستم زود بیا و دوباره زنگ زد گفت میآیم و سپس مقتول را به بیرون آپارتمان انتقال دادم و جلوی درب گذاشتم.
س: خراشهای بدن شما ناشی از چه است؟ ج: فرزند کوچک من چنگ زده است و دستم نیز به ظرفشویی گیر کرده بود.
س: حسب اظهارات شوهرتان شما حامله هستید؟
ج: بله دوماهه یا سهماهه حامله هستم(صفحه19-21). نگهبان مجتمع آقای م. اظهار داشت: مشغول نگهبانی بودم که حدود ساعت 2/5 بعدازظهر آقای ص. بهصورت هراسان و با اضطراب به نگهبانی مراجعه و اظهار داشت که پسر آقای ف. در راهپله مقابل درب ورودی به زمین خورده و تکان نمیخورد و با وی به محل مراجعه کردم که در بین راه آقای م. را همصدا کردیم سهنفری به محل رفتیم و مشاهده کردیم که درب آقای ف. باز است و پسر ایشان بهصورت درازکش دم درب افتاده است.
بنده با لیوان آب بهصورت وی زدم ولی احساسی از وی مشاهده نشد و بعد آقای ص. به اورژانس زنگ زد و بنده به آقای ف. زنگ زدم که زودتر بیاید پسرش زمین خورده است. چون مرگ مشکوک بوده به پلیس 110 زنگ زدند که مأمورین نیز آمدند. قبلاً به اظهار آقای ص. پسر ف. دم درب بوده و ما او را داخل منزل مشاهده کردیم، گویا خانم ف. وی را به درون منزل برده بود(صفحه22). آقای ص. همسایه مقتول اظهار داشت: ساعت 2/5 بعدازظهر به منزل رسیدم از پلهها بالا رفتم دیدم الف.
در پلهها بهصورت درازکش افتاده، بنده صدا زدم دیدم جواب نمیدهد یکلحظه انگشت خونآلود او را دیدم رفتم بالا به همسرم گفتم و همسرم نیز به همسایه بغلی ما خانم ش. گفت آمدیم پایین و ش. خانم … و گفت آقای ص. این مرده اصلاً حرکت ندارد. و من سریع زنگ زدم اورژانس و رفتم به نگهبان آقای م. اطلاع دادم و م. نیز آمد و بعد به پلیس زنگ زدیم وقتی من او را دیدم پاهای جسد بهطرف درب ورودی خودشان و سر جسد بهطرف روبروی همسایه بود(صفحه59).
و مأمورین در صورتجلسه مورخ 1391/02/15 اعلام نمودند که با تحقیقات بهعملآمده مشخص گردید که جنازه نخست در بیرون از آپارتمان بود که توسط نامادری مقتول به داخل آپارتمان منتقل شد و در بررسی اطراف جسد یک برگ با متن «آقای ف. بگرد تا بگردیم این اقدام اولی بود منتظر اقدام بعدی باشد و شنیدم که یه پسر دیگری هم داری» کشف گردید. در داخل نایلون پلاستیکی و بر روی کاردستی و در بررسی کیف مدرسه مقتول نمونه همان برگ موجود بود و نیز در بررسی کمد داخل اتاق طناب سفیدرنگ و قرمزرنگ داخل پلاستیک بود(صفحه 57).
آقای ف. پدر مقتول اظهار داشت: من شکایتی ندارم، به خاطر فرزندم که یکی م. و دیگر نیز همسرم حامله و باردار است و از خدا تقاضای عفو برای همسرم(خ.) دارم و من نمیدانم چرا همسرم(مادر ناتنی مرحوم الف.) اقدام به این کار نموده است. وی با حضور در دفتر اسناد رسمی نیز رضایت خود را اعلام و اظهار داشت: بدینوسیله رضایت قطعی و غیرقابلبرگشت و بیقیدوشرط خود را ازنظر کیفری و حقوقی از نامبرده را اعلام و هرگونه ادعا و اعتراض بعدی و احتمالی ر. ا. خ. سلب و ساقط مینمایم(صفحه 31 ، 42 ،52). ن. مادر مقتول شکایت خود را از نامادری مقتول خ. و پدرش ف. اعلام و تقاضای اشد مجازات را نمود(صفحه
32) و توضیح داد که الف. فرزند من بوده و از آقای ف. همسر قبلی اینجانب است. و در خصوص فوت ایشان از خ. ب. ت. ب. عمدی بودن قتل درخواست قصاص نفس دارم. من در مورخ 1388/02/03 از همسرم جدا شدم و حدود یک سال و نیم از ایشان نگهداری کردم، نه سال دادگاه ما طول کشید تا از ف. جدا شوم حتی در دادسرا ... هم از ایشان شکایت کردم جهت ندادن فرزندم(صفحه 37 ، 38). و متهمه خ. در مورخ 1391/02/16 پس از تفهیم قتل عمدی مرحوم الف. اظهار داشت: قبول دارم.
من قصد قتل نداشتم میخواستم ایشان را تنبیه کنم یکدفعه دیدم ایشان نفس نمیکشد جهت ترساندن به ایشان سیم برق وصل کردم و سیم را داخل پریز کردم و سر دیگر سیم را به داخل انگشتان ایشان گذاشتم و یکلحظه متوجه بیهوش شدن ایشان شدم جنازه را کشانکشان به بیرون آپارتمان بردم و انداختم چون دستپاچه شده بودم و بعد درب را بستم همسایهمان آمد و گفت پسرت بیرون غش کرده است و با ایشان کمک کردیم و جسد را به داخل آپارتمان آوردم، بعد اورژانس و پلیس آمدند.
با همسرم اختلافی نداشتم ولی روی الف. با ایشان اختلاف داشتم و یادداشتها را به این جهت به شوهرم نوشتم و شوهرم قبل از ازدواج به من نگفت ازدواج کرده و فرزند دارد و گفت مجرد است اگر واقعیت را به من میگفت چهبسا ازدواج رخ نمیداد و الف. هم در ... زندگی میکرد و حدود 7 ماه الف. نزد ما زندگی میکرد.
س: سیم برق و طناب را از کجا تهیه کردهاید؟ ج: طناب و سیم برق در منزل ما بود نمونه آنها هم در منزل ما بود و منبعد از استفاده آنها را انداختم دستشویی و سیفون را کشیدم(صفحه43 - 46).
نامبرده در آخرین دفاع در دادسرا اظهار داشت: قصد کشتن مرحوم را نداشتم میخواستم او را بترسانم که فوت نمود(صفحه92). پزشکی قانونی در مورخ 1391/02/16 از جسد معاینه به عمل آورد و ضمن اینکه تاریخ فوت را مورخ 1391/02/15اعلام نمود شرح داد که جسد متعلق به پسری 12 ساله است و در معاینه ظاهری اندامها پلاک واضح برقگرفتگی(سوختگی خشک با بستر رنگپریده) بهصورت حلقه کامل به پهنای حدود 2 ـ 3 میلیمتر در بند میانی و بند ابتدایی انگشت دوم هر دو دست مشاهده شده و همچنین سوختگی پلاک برقگرفتگی بند میانی انگشت چهارم سوم دست راست در پشت انگشت مشاهده شد و آثار فشاری بهصورت کبودی مختصر حلقوی هر دو آرنج ساعد و مچ دستها در امتداد هم مشاهده شد ساییدگی مختصر شانه و آرنج چپ مشاهده شد و ...
درمجموع ب. ت. ب. موارد فوق علت فوت برقگرفتگی و عوارض آن تعیین گردید(صفحه89 ). پزشکی قانونی ... در مورخ 1391/50/16 اعلام کرد در مورد فوت الف. بر اساس آزمایش سمشناسی انجام گرفته، سم یا داروی خاص گزارش نشده است و در آزمایش آسیبشناسی از پوست دست راست علائم برقگرفتگی تأیید شده است و درمجموع همانطوری که قبلاً اعلام شده است علت فوت برقگرفتگی و عوارض آن است(صفحه90). بازپرس در قرار نهایی در خصوص شکایت ف. پدر مقتول علیه خ.
ب. ت. ب. گذشت وی و قابلگذشت بودن جنبه خصوصی قضیه در مورد ایشان، مستنداً به بند ب ماده 6 قانون آئین دادرسی دادگاههای عمومی و انقلاب در امور کیفری قرار موقوفی تعقیب صادر مینماید. ولیکن در خصوص شکایت مادر متوفی خانم ن. نسبت به متهمه مذکور خ. قرار مجرمیت صادر مینماید(صفحه94). و دادستان عمومی و انقلاب .... طی کیفرخواست شماره 000477 ـ 1391/09/09 در خصوص اتهام خ. به اتهام قتل عمدی مرحوم الف. از دادگاه تقاضای تعیین کیفر نمود(صفحه95) و پرونده به شعبه دوم دادگاه کیفری استان ...
ارجاع گردید. و در جلسه مورخ 1392/01/19 دادگاه شاکیه ن. بهعنوان مادر و ولی دم مقتول الف. از دادگاه شکایت خود را مطرح و گفت از خ. به علت ارتکاب قتل عمدی فرزندم شاکی هستم و نیز از ف. پدر مقتول شکایت دارم. پسر یازدهساله را بدون دلیل و علت به قتل رسانده است، تقاضای قصاص خ. را دارم. و نماینده دادستان نیز در خصوص کیفرخواست اظهارات خود را بیان کرد و ب. ت. ب. شکایت ولیدم و نظریه پزشکی قانونی و تحقیقات بهعملآمده و اقرار خود متهم در دادسرا و کیفرخواست صادره ارتکاب قتل عمدی مرحوم الف.
به متهم تفهیم شد، متهم پاسخ داده: من قصد قتل نداشتم و الف. خیلی شلوغ میکرد و در منزل اختلاف ایجاد میکرد من قصد تنبیه وی را داشتم و ایشان در منزل کاردستی با وسایل برقی درست میکرد که ناراحت شده بودم و به خاطر تنبیه دست و پای وی را بستم و سیم در دست الف. بود. من یکلحظه آن سیم را به پریز زدم و قصدم ترساندن بود که در یکلحظه الف. را برق گرفت و فوت کرد و من از روی ترس الف. را به بیرون از منزل بردم جلوی درب منزلمان گذاشتم.
و وکیل وی نیز ضمن تکرار اظهارات متهم گفت که: موکلش نامادری الف. بوده و به قصد تنبیه مرحوم کاردستی الکتریکی را که مرحوم درست کرده بود و در دستشان بود به پریز برق زده و مرحوم در همان لحظه به دلیل ترس و شوک متأسفانه جان خود را از دست داده است و موکله اطلاعی نداشت از اینکه برق خانگی جان انسان را میگیرد فقط فکر میکرد م.(منظور وکیل محترم الف. طفل مقتول است. عضو ممیز) دیگر موکلم را آزار و اذیت نمیدهد(صفحه 109 - 111). دادگاه پس از اعلام ختم رسیدگی طی دادنامه شماره 00009 ـ 1392/01/21 چنین رأی داد: در خصوص اتهام خ.
دایر به ارتکاب قتل عمدی مرحوم الف. ب. ت. ب. نظریه پزشکی قانونی در معاینه ظاهری اندامهای مقتول پلاک واضح برقگرفتگی(سوختگی خشک با بستر رنگپریده) بهصورت حلقه کامل در بند میانی و بند ابتدایی انگشت دوم هر دو دست و همچنین سوختگی پلاک برقگرفتگی بند میانی انگشت چهارم و سوم دست راست در پشت انگشت و آثار فشار بهصورت کبودی مختصر حلقوی هر دو آرنج ساعد و مچ دستها در امتداد هم که نظر به موارد فوق علت فوت مرحوم برقگرفتگی و عوارض آن تعیین شده است و این امر به حکایت تحقیقات بهعملآمده و اقاریر متهمه، ناشی از اقدامات وی بوده بهطوریکه نامبرده حسب اظهاراتش در مورخ 1391/02/15 در منزل مسکونی خویش برای تنبیه و ترساندن مرحوم، اقدام به بستن دست و پای مقتول کرده و سپس با بستن سیم به انگشتان وی نهایتاً سیم مذکور را به پریز برق خانگی وصل کرده و مبادرت به قتل عمدی نامبرده کرده است.
متهمه بعد از به قتل رساندن الف. جسد مقتول را به خارج از منزل(آپارتمان) برده و در راهپله گذاشته و پس از مدتی با مشاهده همسایگان موضوع به مرجع انتظامی اطلاع داده شده است. هرچند متهمه(نامادری مقتول) در دفاعیات خویش اظهار داشته که: قصد قتل نداشته ولی با عنایت به شرح مذکور، اساساً اقدام نامادری، نوعاً نسبت به مقتول کشنده بوده، لذا ضمن احراز بزهکاری مشارٌالیها و توجهاً به تقاضای قصاص نفس از سوی ولی دم (مادر مرحوم) به استناد مواد 206 (بند ب) و 231 (بند 1) 232 و 264 قانون مجازات اسلامی خ.
را به قصاص نفس از طریق آویختن به حلقه دار محکوم مینماید که پس از ابلاغ رأی در مورخ 1392/01/28 به خانم خ. و مورخ 1392/02/09 به س. وکیل نامبرده، وکیل محترم در مورخ 1392/02/29 بدین شرح نامهای مرقوم داشت: ریاست محترم و مستشاران ارجمند شعبه دوم دادگاه کیفری استان ...، اینجانب س. به وکالت از ناحیه موکله خانم خ. مراتب اعتراض و تجدیدنظرخواهی خویش را در مهلت قانونی نسبت به دادنامه شماره 20009 که در مورخه 1392/02/09 به اینجانب ابلاغ شده را به حضور عالی تقدیم میدارد.
لازم به ذکر است که لایحه تجدیدنظرخواهی تکمیلاً متعاقباً به حضور ایفاد خواهد گردید(صفحه123) و نامبرده دیگر هیچگونه لایحه و دلایل و مدارکی ارائه ننمود و جهات اعتراض خود را نیز اعلام نداشته است.
رأی شعبه دیوان عالی کشور
ب. ت. ب. گزارش نیروی انتظامی و بازپرس محترم که در محل وقوع قتل حاضر شده و مشاهدات خ. ر. ب. شرح صفحات 1 تا 11 پرونده مکتوب و ضمیمه پرونده نمودهاند و اقاریر صریح متهمه خ. بهکرات در نیروی انتظامی و در دادسرا در نزد بازپرس محترم و در صحنه بازسازی قتل مبنی بر اینکه: من قتل عمدی فرزند ناتنیام الف.
را قبول دارم میخواستم او را تنبیه کنم چون فضولی میکرد و ماجراها را به پدرش میگفت که من او را تنبیه میکنم و آن روز آشغالها را دادم و الف. برد خالی کرد اما شلوار او کثیف بود و خیلی ناراحت بودم. به او گفتم تو همیشه فضولی میکنی او نیز میگفت هیچکس مرا قبول ندارد مرا بکش تا راحت شوم دست و پای او را بستم دیدم میخواهد دستهای خود را باز کند که من سیم برق را زدم و گفتم تو را با برق میکشم او نیز میگفت مرا بکش تا راحت شوم.
من دستهای او را بسته بودم با طناب سفیدرنگی که در منزل داشتیم پاهای او را نیز بسته بودم طناب را کاملاً به دور دستها و پاهای الف. بسته بودم و گره زده بودم و در بازسازی صحنه قتل، متهمه با نشان دادن یک عدد پریز برق که پشت دو طاقه فرش تکیه داده شده به دیوار بود میگوید سیم برق را به این پریز زدم و یک سر سیم برق نیز در دست بنده بود و یک سر دیگر سیم را داخل دستان و انگشتان مقتول که دستهای او را بسته بودم گذاشتم و یکدفعه دیدم الف.
لرزید و یکچیزی گفت رفتم به برنج که روی اجاق گذاشته بودم نگاه کنم. دوباره آمدم دیدم هیچ حرکتی نمیکند او را صدا زدم دیدم جواب نمیدهد بهصورت الف. زدم، الف. به حالت بیجان افتاده بود سرش روی شانهاش بود طناب و سیم را که به او بسته بودم بریدم و آنها را به داخل دستشویی انداختم و الف. را کشیدم به بیرون جلوی درب آپارتمان بردم و آن نوشته که داخل نایلون بود آن را من قبلاً نوشته بودم روی آن گذاشتم و خودم به داخل منزل آمدم تا زن همسایه زنگ زد و گفت بچه شما اینجا افتاده است.
و متهمه در خصوص نوشتهای که کنار جنازه کشف گردیده و در بررسی کیف مدرسه مقتول نیز نمونه همان برگ موجود بوده و مطلب ذیل در آن درج گردیده: آقای ف. بگرد تا بگردیم این اقدام اولی بود، منتظر اقدام بعدی باش و شنیدم یک پسر دیگر هم داری؛ اظهار داشت: آن نوشته را من قبلاً نوشته بودم و گذاشتم و این یادداشتها را به این جهت نوشتم که شوهرم قبل از ازدواج به من نگفت که ازدواج کرده و فرزند دارد و گفت مجرد است اگر واقعیت را میگفت چهبسا ازدواج رخ نمیداد (صفحات 14، 15،19،21، 46،43، 92 ، ...) و متهمه در دادگاه نیز اظهار داشت: به خاطر تنبیه دست و پای وی را بستم و سیم در دست الف.
بود من آن سیم را به پریز زدم که در یکلحظه الف. را برق گرفت و فوت کرد که اقاریر وی با گزارشات نیروی انتظامی و صورتجلسه تنظیمی از مشاهدات بازپرس و نظریه پزشکی قانونی که آثار سوختگی از برقگرفتگی در انگشتان دستهای مقتول و کبودیهای حاصل از ضربات بر بدن متوفی را تشریح نموده و مشروحاً در گزارش عضو ممیز آمده و علت تامه مرگ را برقگرفتگی و عوارض آن اعلام نموده است(صفحه 89 ،90) و اظهارات آقایان م. نگهبان مجتمع مسکونی محل وقوع قتل(صفحه
22) و ص. همسایه مقتول(صفحه
59) و کشف دستنوشته وی و دیگر محتویات پرونده و کیفیات منعکس در آن مطابقت دارد. و حاکی از آگاهی و توجه وی به این امر بوده که اقدام وی(وصل کردن سیم برق لخت به طفلی که دستوپاهای وی را بسته است و زدن آن به پریز برق) موجب جنایت مذکور میگردد و دستنوشتهای که راجع به قتل مقتول است و حسب اقرار متهم قبل از کشته شدن مقتول آماده نموده و بعد از قتل آن را در کنار جنازه و کیف مدرسه وی گذاشته است و سایر موارد پیشگفته، اگر مؤید آن نباشد که مرتکب عمداً قصد کشتن مقتول را داشته است، لااقل مؤید این امر م.
ب. که عمداً کاری را انجام داده که میدانسته نوعاً کشنده است. لذا با لحاظ مراتب مذکور و نظر به اینکه تجدیدنظرخواهی س. به وکالت از خانم خ. که حتی بدون ذکر جهات اعتراض مرقوم داشته اعتراض و تجدیدنظرخواهی خویش را در مهلت قانونی تقدیم میدارد(صفحه123)، (مطلب دیگری در خصوص اعتراض از وی در پرونده انعکاس ندارد) نمیتواند موجبات نقض و گسیختگی رأی را فراهم آورد و ازلحاظ تشریفات دادرسی نیز ایراد قابلذکری که بر اساس رأی لطمه وارد نماید، مشاهده نشده است.
لذا ضمن ردّ تجدیدنظرخواهی بهعملآمده دادنامه تجدیدنظرخواسته مستنداً به بند الف ماده 265 قانون آئین دادرسی دادگاههای عمومی و انقلاب در امور کیفری تأیید و ابرام میشود. لازم به ذکر است نظر به اینکه اینچنین جنایتی احساسات عمومی را جریحهدار میکند، در صورت لزوم دادستان محل میتواند با استفاده از ماده 428 قانون مجازات اسلامی 1392 اقدام مقتضی معمول دارد.
شعبه 7 دیوان عالی کشور - رئیس و عضو معاون
حسین انتظاری- حسین طالبی
فهرست
خلاصه جریان پرونده
شعبه دیوان عالی کشور
نقد رأی
مصداق تحقق قتل عمدی از طریق فعل نوعا کشنده
در تاریخ 29 تیرماه 1399، دادنامهای در خصوص یک پرونده قتل عمدی صادر شد. متهم به اتهام قتل مادر خود، تحت پیگرد قانونی قرار گرفت. این پرونده پس از انجام تحقیقات اولیه، شامل گزارشات کلانتری، معاینه جسد و اظهارات شاهدان، به دادگاه ارجاع شد. اظهارات متهم در مراحل مختلف ابتدا شامل انکار و سپس اقرار به ارتکاب قتل به دلیل عصبانیت بود. نظریه پزشکی قانونی علت فوت را خفگی ناشی از فشار بر گردن توسط جسمی قابل انعطاف اعلام کرد.
دادگاه با استناد به مواد مختلف قانون مجازات اسلامی، متهم را به پرداخت نصف دیه و تحمل 10 سال حبس محکوم کرد. پس از اعتراض اولیای دم و درخواست قصاص، پرونده به دیوان عالی کشور ارسال شد. دیوان با بررسی محتویات پرونده و اظهارات متهم، دادنامه صادره را نقض و پرونده را به دادگاه همعرض ارجاع داد. در نهایت، ب. ت. ب. شواهد موجود و نظریات پزشکی قانونی، دیوان اعلام کرد که عمل متهم به دلیل فشار بر گردن، کشنده بوده و بدین ترتیب، موضوع قتل عمدی محرز است.
تاریخ دادنامه قطعی: 1399/04/29
پیام: عمل ارتکابی متهم منطبق است.با بند ب ماده 290 قانون مجازات اسلامی مصوب سال 1392 به جهت اینکه اگر چه شبهه در قصد قتل متهم باشد. اما عمل نامبرده فشار بر گردن و حلق متوفی به وسیله سیم موس و فشار دادن ان یقینا کشنده است.
رای خلاصه جریان پرونده
این است.که مرکز پیام کلانتری...عوامل پلیس در محل منزل مقتوله به نام م. ف. حاضر شده و ملاحظه می نمایند که خانمی به قتل رسیده. وضعیت قرارگیری جسد و وضعیت منزل را به دادسرای قم گزارش می کنند.
بازپرس ویژه قتل از محل بازدید و از جسد معاینه به عمل می اورد، بازپرس دستورهای قضایی را صادر نموده از متهم به نام ع. غ. به عنوان یکی از فرزند ان مقتوله تحقیق مینماید. و نیز از فرزند ان مقتوله و همسایه ها درباره قضیه واقع شده و قتل مرحومه تحقیق میشود. در صورت جلسه تاریخ 97/11/12 توسط مامورین کلانتری علاوه بر درج نام دو نفر مذکور که حسب ظاهر با وی در تماس بوده اند درج و قید میشود. مقتوله با یکی از انها به نام م. دستگیر شده بودند.
هم چنین قید شده است.فرزند متوفی (بدون ذکر نام او ظاهرا ع. غ.) اعلام داشت یک بسته کاندوم که دارای 5 عدد کاندوم بسته بندی شده بود و یک عدد کاندوم استفاده شده که گره خورده بود داخل بسته بندی گذاشته شده بوده و یک عدد کاندوم استفاده شده که گره خورده بود داخل جعبه بسته بندی گذاشته شده بود را از داخل منزل پیدا می کند که همراه با ان یک فاکتور خرید که در تاریخ 97/7/25 در ساعت 20/41 از داروخانه شبانه روزی...واقع در *تهیه شده بوده که عکس ان توسط فرزند متوفی گرفته شده و در گوشی وی م. ب.. (صفحه
17 ) در انتهای گزارش کلانتری قید شده است. دو عدد فلش در 24 ساعت گذشته قبل و بعد از مرگ متوفی تهیه که پیوست پرونده م. ب.. که البته محتوا فلش ها مشخص نشده است. مقام قضایی پرونده تحویل پلیس اگاهی قم میشود. متهم به نام ع. غ. حسب تحقیقات به عمل امده از پیک موتوری آورنده غذا مشخص بوده که بعد از ظهر روز وقوع قتل غذاها را از وی تحویل گرفته و رکابی بر تن داشته است. (صفحه 28 و
29 ) از جسد مقتوله توسط پزشکی قانونی معاینه به عمل امده و اثار موجود از جمله خروج خون از دهان به بینی و خونریزی تحت ملتحمه چشم های دو طرف عمدتا در سمت راست و ساییدگی بالای ابرو چپ و پیشانی، بلند شدن مختصر پوست خلف نرمه گوش راست، کبودی زیر چشم، کبودی خطی از زاویه فک تحتانی چپ، کبودی در سمت چپ صورت در فاصله 3 سانتی متری گوشه لب، نمای شبیه کبودی عرض در سمت راست گردن شش سانتیمتر پآیین نرمه گوش به طول هشت سانتی متر، کبودی سمت چپ تحتانی شکم و سمت راست قفسه سینه، کبودی سطح فوقانی خارجی بازوی چپ، کبودی سطحی خلفی تحتانی بازوی چپ … در پایان علت فوت را به وصول نتایج آزمایش ها موکول نموده است. (صفحه 30 و
31 ) از متهم ع. غ. به عنوان مظنون به قتل به صورت مفصل در پلیس اگاهی تحقیق شده است. (صفحه 45 تا
50 ) متهم در حضور بازپرس محترم قتل را انکار می کند. قرار بازداشت موقت متهم در تاریخ 97/11/23 صادر و بازداشت میشود. در نهایت متهم ع. غ. مواجهه حضوری بین م. ا. خ. و او به عمل امده و متهم اقرار کرده است. (صفحه 97 و
98 ) متهم در حضور بازپرس به ارتکاب قتل اقرار کرده است. از پدر مقتوله به نام م. ف. فرزند ا. تحقیق شده که نامبرده تقاضای قصاص قاتل (ع. غ.) را کرده است. همچنین مادر مقتوله به نام خ. ا. ب. از متهم شکایت و تقاضای قصاص کرده است. صحنه و چگونگی وقوع قتل بازسازی شده و صورت مجلس تنظیمی در سی دی ضبط شده که ضمیمه پرونده م. ب.. یکی از فرزند ان شاکیه به نام س. غ. از متهم ع. غ. شکایت و تقاضای رسیدگی کرده است. و اظهار داشته است.در مورد قصاص پدر بزرگم باید تصمیم بگیرد.
اقای م. ن. به عنوان وکیل تسخیری تعیین شده و نیز متهم اقای م. پ. م. را به عنوان خود معرفی کرده است. پدر مقتوله اقای م. ف. در حضور بازپرس از متهم شکایت و تقاضای قصاص کرده است. گواهی پزشکی قانونی نتیجه نهایی فوت را چنین اعلام کرده است.… علت فوت مقتوله خفگی بر اثر فشار بر عناصر حیاتی گردن به وسیله جسم قابل انعطاف تعیین شده است. (صفحه 137 ) برای متهم پرونده شخصیت تهیه شده و ضمیمه پرونده شده است. متهم در مقام بیان اخرین دفاع نیز به ارتکاب قتل اقرار و علت قتل عصبانیت و عدم توانایی بر کنترل خود اعلام و اظهار کرده قصد قتل مادر خود را نداشته است.
بازپرس برای متهم قرار جلب به دادرسی به اتهام قتل مرحومه م. ف. صادر و بر همین اساس کیفرخواست برای متهم صادر و به محاکم کیفری یک دادگستری قم ارسال که به شعبه دوم کیفری یک ارجاع شده است. نخست از محتویات پرونده گزارشی توسط مستشار محترم دادگاه اقای ح. پ. تهیه که ضمیمه پرونده شده است. دادگاه در تاریخ 98/4/19 در وقت مقرر تشکیل جلسه داده و پرونده مربوطه را تحت نظر قرار داده از طرفین خانم ل. غ. دختر متوفیه حضور ندارد. و طی لایحه ای خواستار رسیدگی و صدور حکم قصاص شده است.
سایرین حضور دارند نماینده دادستان علیرغم ابلاغ حضور ندارد. چون این امر مانع رسیدگی نیست دادگاه پس از قرائت (کیفرخواست) و تفهیم مواد 192 تا 195 و 354 قانون آیین دادرسی کیفری خطاب به متهم هویت شما در پرونده منعکس است. مواظب اظهارات خود باشید سپس خطاب به شکات حاضر شکایت خود را بیان نمایید. ج خانم س. غ. دختر مقتوله و خ. ا. ب. (مادر مقتوله) و … اظهار داشتند از متهم شاکی و درخواست قصاص داریم. دادگاه خطاب به متهم ع. غ. فرزند م.
اتهامت مبنی بر ارتکاب یک فقره قتل عمدی مادرت مرحومه م. ف. به شرح پرونده قرائت و تفهیم میشود. چه دفاعی دارید؟ ج - من اتهام قتل عمدی را نمی توانم قبول کنم چون نه قصد قتل عمدی داشتم نه کاری که کرده ام کشنده بود سایر دفاعیات کتبا قرائت و تقدیم میشود.
س - ب. ت. ب. اظهارات که حین قرائت لایحه بیان کردید قتل ربطی به مسایل اخلاقی و منافی عفت مادرت نداشته. ج نه فقط عصبانیت من باعث این اتفاق شد اصلا قصد قتل را نداشتم که به ان خاطر اقدام کنم جنون ندارم.
ولی مریض ام عکس در ان حالت منجر به جنون شده دادگاه خطاب به وکیل متهم دفاعیات خود را بیان نمایید. به استحضار می رساند علت فوت اعلام شده توسط پزشکی قانونی با شرح معاینه جسد در تعارض و تناقص م. ب.. با این توضیح که در شرح معاینه جسد هیچ اشاره ای به اثار سیم روی گردن نشده … ولی در تعیین علت فوت بیان شده که علت فوت خفگی در اثر فشار بر عناصر حیاتی گردن به وسیله جسم قابل انعطاف تعیین میگردد. که با این تناقض تقاضای بررسی مجدد توسط هییت بالاتر پزشکی قانونی دارم.
و از طرف دیگرتقاضای بررسی وضعیت روانی موکل را دارم. که حسب ظاهر ایشان دارای مشکل اعصاب و روان است.و مدعی است.جنون انی به وی دست داده است.… دادگاه در این لحظه شاکی ا. ف. اظهار داشت متهم پس از قتل مرتکب سرقت طلاجات شده و به *رفته و دنبال خوش گذرانی بوده به دوستش داده بود اگر جنون داشته چرا به حرم نرفته به *رفته است.و یک قطعه ان را فروخته بود. شاکی خانم خ. ا. ب. اظهار داشت نگذاشتند من جنازه دخترم را ببینم شاکی اقای م. ف.
اظهار داشت قبل از قتل هم مرتکب سرقت فرش ها شده شاکی خانم م. ف. می گوید خواهرم بعد از فوت شوهرش بردمش دکتر *یک برنامه زمانی قرص تجویز شد … ایشان معلم اموزش و پرورش بوده بر فرض محال خواهرم دیوانه. ایا دیوانه را باید کشت؟ ولی دیوانه نبود خانم ز. ف. اظهار داشت روی دست متهم خراش بود بعد از قتل که در جواب من گفت لاستیک ماشینم پنچر شده بود. اینطور شده متهم به عنوان اخرین دفاع اظهار داشت. جواب پزشکی قانونی به من ابلاغ نشده قبل از دفاع اخر حتی با وکیلم صحبت نکردم نه قصد قتل داشتم نه کار من کشنده بوده است.
به نظر پزشکی قانونی اعتراض دارم. وکیل متهم اظهار داشت (به عنوان اخرین دفاع) اتهام قتل غیرعمدی مورد قبول نمیباشد. موکل مدعی جنون انی م. ب.. که متاسفانه مورد بررسی قرار نگرفته است.… پزشکی قانونی در تاریخ 98/8/26 نتیجه کمیسیون را که در محل اداره کل پزشکی قانونی شده در تاریخ 98/9/4 پس از توضیحاتی که می دهد چنین اعلام می کند: بر اساس گزارش معاینه جسد و کالبد شکافی و نتایج سم شناسی و اسیب شناسی علت فوت خفگی در اثر فشار بر عناصر حیاتی گردن به وسیله جسم قابل انعطاف مورد تایید است.
سپس پرونده به شرح صفحه 229 جهت ادامه رسیدگی به شعبه اول کیفری یک محول شده است. در تاریخ 98/10/10 نظریه پزشکی قانونی که در صفحه 232 پرونده منعکس و ضبط شده به طرفین ابلاغ شده و اعتراض از ناحیه انها اظهار نشده است.نهایتا دادگاه در تاریخ 98/10/28 در وقت فوق العاده تشکیل جلسه داده پرونده را تحت نظر قرار داده ب. ت. ب. محتویات پرونده ختم رسیدگی را اعلام و ذیلا مبادرت به صدور رای 351 مورخ 1398/11/03 (که بعدا ثبت شده) نموده است.
در خصوص اتهام اقای ع. غ. فرزند م. متولد 1376 فاقد سابقه کیفری دائر بر یک فقره قتل عمدی مادرش به نام مرحومه م. ف. فرزند م. در تاریخ 97/11/11 ب. ت. ب. محتویات پرونده، شکایت اولیای دم، گزارش مرجع انتظامی، گواهی ها و نظریه کمیسیون پزشکی قانونی، تحقیقات به عمل امده منجر به صدور کیفرخواست از سوی دادسرای قم، نحوه اظهارات و اقاریر متهم در مرجع انتظامی، دادسرا و دادگاه مویدا به سایر امارات و قرائن موجود در پرونده از جمله سابقه درگیری و اختلافات مالی و اخلاقی متهم با مادرش که همگی حاکی از ان است.متهم در روز حادثه با مادرش در منزل درگیر شده و با استفاده از سیم موس باعث خفگی مقتول شده فلذا اصل بزه انتسابی محرز و مسلم تشخیص داده شد اما از انجا که عمد و غیر عمد بودن عمل ارتکابی محل تردید است.موضوع منطبق با ماده 472 قانون مجازات اسلامی مصوب سال 1392 تشخیص داده شد.
دادگاه با استناد به مواد 448 ٫ 450 ٫ 462 ٫ 472 ٫ 488 بند *٫ 550 قانون مجازات اسلامی مصوب 1392 و 612 قانون تعزیرات مصوب 1375 ضمن منتفی دانستن قصاص متهم موصوف را ظرف دو سال قمری از تاریخ وقوع قتل غیر عمدی به پرداخت نصف دیه کامل د. ح. اولیای دم و بابت جنبه عمومی بزه به تحمل ده سال حبس با احتساب ایام بازداشت قبلی محکوم مینماید. در خصوص یک دوم دیه کامل دیگر متوفیه حسب رای وحدت رویه شماره 777 مورخ 98/2/31 هییت عمومی دیوان عالی کشور و اطلاق تبصره 1 ماده 551 قانون مجازات اسلامی مصوب 1392 می باید توسط صندوق تامین خسارت های بدنی پرداخت شود.
پس از ابلاغ دادنامه به طرفین دادگاه بنا به تقاضای م. ع. و وکیل وی به جهت اینکه به دادنامه صادره اعتراض ننمودهاند سپس اعتراض را رد نموده تقاضای تخفیف مجازات کرده است.دادگاه به موجب دادنامه شماره *مورخ 1399/02/08 با تخفیف یک چهارم حبس به شرح موافقت و اعلام کرده است. پس از ابلاغ دادنامه بعضی از اولیای دم و وکیل انان م. ف. و وکیل خانم ها خ. ا.، و ز. ف. و غیره با تقدیم لایحه به دادنامه شماره --- مورخ 98/11/3 صادره از شعبه *اعتراض نموده و تقاضای فرجام خواهی نمودهاند پرونده به دیوان عالی کشور ارسال پس از ثبت در دبیرخانه به شعبه --- (این شعبه) ارجاع شده است.عمده مطالبی که فرجام خواهان و وکیل ایشان در لایحه فرجام خواهی نوشته اند خلاصتا به این شرح است.… اوراق و محتویات پرونده و گواهی های پزشکی قانونی حکایت از قتل عمد دارد.
و تقاضای قصاص متهم را نموده ایم و اینجانبان به همین جهت تقاضای صدور نقض دادنامه از دیوان عالی کشور را داریم لایحه های فرجام خواهی در هنگام شور قرائت میشود.
هییت شعبه در تاریخ بالا تشکیل گردید. پس از قرائت گزارش اقای ع. ع. عضو ممیز و اوراق پرونده و نظریه کتبی اقای س. ح. دادیار دیوانعالی کشور اجمالا مبنی بر: ب. ت. ب. اوراق و محتویات پرونده، شکایت اولیای دم متوفی، گزارشات مرجع انتظامی و تحقیقات فنی و تخصصی انجام شده توسط ضابطین، صورتجلسه بازسازی صحنه وقوع قتل، نظریه پزشکی قانونی و همینطور کمیسیون پزشکی قانونی که علت فوت را خفگی بر اثر فشار به عناصر حیاتی گردن به وسیله جسم قابل انعطاف که میتواند به وسیله سیم موس حادث گردیده باشد.، کشف الت قتاله و نیز کشف طلاهای مقتول از ید متهم، وجود اختلاف مالی میان مقتوله و متهم، اقرار صریح و مقرون به واقع متهم و اینکه رفتار متهم از طریق فشار بر گردن و عناصر حیاتی ان ب.
ت. ب. وضعیت متوفی کشنده م. ب..، بنابراین رای صادره برابر مقررات قانونی و مدارک و موجود در پرونده اصدار نیافته، مستندا به ماده 469 قانون آیین دادرسی کیفری عقیده به نقض دادنامه فرجام خواسته و ارجاع پرونده به شعبه هم عرض دادگاه رسیدگی کننده بدوی را دارم. در خصوص دادنامه شماره --- - 1398/11/03 فرجام خواسته مشاوره نموده چنین رای میدهد.
ب. ت. ب. محتویات پرونده و اقدامات انجام شده دادنامه فرجام خواسته در خور نقض م. ب..، زیرا ب.
ت. ب. شکایت شکات و اقرار متهم به ارتکاب قتل و نظریه های پزشکی قانونی و اینکه متهم اصل درگیری و قتل را پذیرفته النهایه در اظهاراتش بیان می کند که قصد قتل نداشته و اتفاقی بوده که افتاده است. ب. ت. ب. نظریه کمیسیون پزشکی قانونی به تاریخ 98/9/4 که علت فوت را خفگی در اثر فشار بر عناصر حیاتی گردن به وسیله جسم قابل انعطاف اعلام نموده و نیز پزشکی قانونی در اخرین نظریه اش در تاریخ 98/10/5 پس از توضیحاتی که می دهد چنین می نویسد … موید فوت به دنبال خفگی م.
ب.. که میتواند به وسیله سیم موس حادث گردیده باشد.؛ علیهذا. موجب فوت می ش عمل ارتکابی متهم منطبق است.با بند ب ماده 290 قانون مجازات اسلامی مصوب سال 1392 به جهت اینکه اگر چه شبهه در قصد قتل متهم باشد. اما عمل نامبرده فشار بر گردن و حلق متوفی به وسیله سیم موس و فشار دادن ان یقینا کشنده است.این معنی را قاطبه مردم می دانند که فشار بر گردن و حلق در صورتی که شدید و قوی باشدود. که در ما نحن فیه طبق نظریه پزشکی قانونی فوت بدنبال خفگی م.
ب.. که میتواند به وسیله سیم موس حادث گردیده باشد.، علیهذا به استناد بند 4 قسمت ب ماده 469 قانون آیین دادرسی کیفری ضمن نقض دادنامه فرجام خواسته، پرونده به دادگاه هم عرض دادگاه صادر کننده رای منقوض ارجاع میشود.
در تاریخ 15 اردیبهشت 1391، فوت مشکوک یک پسربچه در منزل نامادری وی گزارش شد. تحقیقات اولیه نشان داد که نامادری با بستن دست و پای مقتول و اتصال سیم برق به انگشتان او، به قصد تنبیه، باعث مرگ وی شده است. در جریان تحقیقات، نامادری به اقدام خود اعتراف کرد و ادعا نمود که قصد قتل نداشته و تنها میخواسته او را بترساند.
پزشکی قانونی علت فوت را برقگرفتگی و عوارض ناشی از آن اعلام کرد. با وجود اینکه پدر مقتول به دلیل بارداری همسرش از شکایت خود صرفنظر کرد، مادر مقتول خواستار اشد مجازات برای نامادری شد و درخواست قصاص را مطرح نمود. دادگاه ب. ت. ب. اظهارات نامادری، نظریه پزشکی قانونی و شواهد موجود، وی را به قتل عمد محکوم و به قصاص نفس از طریق آویختن به حلقه دار محکوم کرد. نامادری به رای صادره اعتراض کرد. دیوان عالی کشور با تایید رای دادگاه، بر این نکته تاکید کرد که اقدام نامادری به وضوح کشنده بوده و تجدیدنظرخواهی وی را رد نمود.
بر اساس مواد 206، 231، 232 و 264 قانون مجازات اسلامی، رای دادگاه تایید و ابرام شد.
تاریخ دادنامه قطعی: 1393/11/26
شماره دادنامه قطعی: ---
پیام: وصل نمودن سیم متصل به جریان برق به بدن مقتول، عرفا فعل نوعا کشنده محسوب میگردد و قتل ارتکابی در این فرض، عمدی است.
به تاریخ 1391/02/15 ساعت 10 : 15 در پی اعلام فوریتهای پلیس 110 مبنی بر فوت مشکوک پسربچهای در آدرس... منزل ف. مامورین کلانتری مرکز.... به محل مراجعه و مشاهده نمودند در جلوی درب پذیرایی منزل جسد پسربچهای به هویت الف.، متولد 1379 افتاده است و همراه جسد یک نوشته در کاغذ معمولی به متن آقای ف.
«بگرد تا بگردیم این اقدام اولی بود منتظر اقدام بعدی باش» و متعاقب آن پزشکی قانونی و بازپرس محترم کشیک در محل، حاضر و مشاهدات خودشان را مکتوب و ضمیمه پرونده نمودهاند(صفحه 1 - 11 ). و در ساعت 10 : 21 همان روز در پی اقدامات نیروی انتظامی و بازپرس محترم از مظنون به قتل خ. تحقیق شد. در صورتجلسه بازسازی صحنه قتل(ساعت 10 : 21 مورخ 1391/02/15 ) با حضور دادستان محترم محل، ابتدا بازپرس از متهمه میخواهد موضوع قتل الف. را شرح دهد که او بیان میدارد: من در اتاق خواب بودم میخواستم حمام بروم دیدم شلوار الف.
کثیف است شلوار او را درآوردم تا بشویم دیدم داخل جیب الف. ترقه وجود دارد وقتی از او سوال کردم بهدروغ گفت دوستم به من داده است و من به او گفتم دروغ میگویی و همیشه فضولی میکنی. او نیز گفت که هیچکس مرا قبول ندارد مرا بکش تا راحت شوم و من گفتم که دستهایت را میبندم تا تنبیه شوی و تا آمدن پدرت اینطور باشد که دیدم میخواهد دستهای خود را بازنماید که من سیم برق را زدم و گفتم تو را با برق میکشم و او نیز گفت مرا بکش تا راحت شوم.
من دستهای او را بسته بودم با طناب سفیدرنگی که در منزل داشتیم پاهای او را نیز بسته بودم و او نیز هیچ مقاومتی نشان نمیداد. طناب را کاملا به دوردستها و پاهای الف. بسته بودم و گره زده بودم و متهمه (خ.) با نشان دادن یک عدد پریز برق پشت دو طاقه فرش تکیه داده شده به دیوار میگوید: سیم را به آن پریز زده بودم و یکسر سیم برق نیز در دست بنده بود و میخواستم الف. را بترسانم و یکسر دیگر سیم را داخل دستان مقتول که دستهای او را بسته بودم گذاشتم و یکدفعه دیدم الف.
لرزید و یکچیزی گفت رفتم به برنج که روی اجاق گذاشته بودم نگاه کنم دوباره آمدم دیدم هیچ حرکتی نمیکند او را صدا زدم دیدم جواب نمیدهد. سریع رفتم چاقو را آوردم و طناب و سیم را که در دست او بود بریدم کمی آب بهصورت الف. زدم. الف. به حالت بیجان افتاده بود و سرش روی شانهاش بود ترسیده و به شوهرم زنگ زدم گفتم شاید زنده باشد و شوهرم بیاید و او را به دکتر …. شوهرم گفت در دارایی است قطع کردم و الف. را کشیدم و به جلو درب بیرون آپارتمان بردم تا آمدم داخل یک نفر خانم … را زده و گفت که این بچه مال شماست اینجا افتاده من مجددا الف.
را به داخل بردم و آن خانم … به 115 زنگ بزن زنگ زدم نتوانستم صحبت کنم تا اینکه آن خانم با 115 صحبت کرد و اورژانس نیز آمدند و بعد هم پلیس آمد و موضوع را پرونده کردند. این صورتجلسه به امضا متهمه و مامور نیروی انتظامی و بازپرس و دادستان محل رسید(صفحه 14 ، 15 ). در تحقیقات بعدی که از متهم به عمل آمد ضمن تکرار اقاریر فوقالذکر گفت: اتهام قتل عمدی فرزند ناتنیام الف. را قبول دارم. میخواستم او را تنبیه کنم چون فضولی میکرد و ماجراها را به پدرش میگفت که من او را تنبیه میکنم...
آشغالها را دادم الف. برد خالی کرد و آمد شلوار او کثیف بود... خیلی ناراحت بودم دست و پای او را بستم و سیم برق را به برق زدم و سر دیگر را به انگشتان او زدم و او نیز میگفت مرا بکش و... دیگر حرکت نکرد طناب و سیم را با چاقو بریدم و به دستشویی انداختم و سیفون توالت را کشیدم. چون نمیدانستم چکار کنم مقتول را به بیرون آپارتمان انتقال دادم و آن نوشته که داخل نایلون بود من قبلا نوشته بودم و روی این گذاشته بودم (پس از واقعه). به شوهرم ع.
که زنگ زدم گفتم الف. رفته بیرون نگران هستم زود بیا و دوباره زنگ زد گفت میآیم و سپس مقتول را به بیرون آپارتمان انتقال دادم و جلوی درب گذاشتم.
س: خراشهای بدن شما ناشی از چه است؟ ج: فرزند کوچک من چنگ زده است و دستم نیز به ظرفشویی گیر کرده بود.
س: حسب اظهارات شوهرتان شما حامله هستید؟ ج: بله دوماهه یا سهماهه حامله هستم(صفحه 19 - 21 ). نگهبان مجتمع آقای م. اظهار داشت: مشغول نگهبانی بودم که حدود ساعت 2/5 بعدازظهر آقای ص.
بهصورت هراسان و با اضطراب به نگهبانی مراجعه و اظهار داشت که پسر آقای ف. در راهپله مقابل درب ورودی به زمین خورده و تکان نمیخورد و با وی به محل مراجعه کردم که در بین راه آقای م. را همصدا کردیم سهنفری به محل رفتیم و مشاهده کردیم که درب آقای ف. باز است و پسر ایشان بهصورت درازکش دم درب افتاده است. بنده با لیوان آب بهصورت وی زدم ولی احساسی از وی مشاهده نشد و بعد آقای ص. به اورژانس زنگ زد و بنده به آقای ف. زنگ زدم که زودتر بیاید پسرش زمین خورده است.
چون مرگ مشکوک بوده به پلیس 110 زنگ زدند که مامورین نیز آمدند. قبلا به اظهار آقای ص. پسر ف. دم درب بوده و ما او را داخل منزل مشاهده کردیم، گویا خانم ف. وی را به درون منزل برده بود(صفحه 22 ). آقای ص. همسایه مقتول اظهار داشت: ساعت 2/5 بعدازظهر به منزل رسیدم از پلهها بالا رفتم دیدم الف. در پلهها بهصورت درازکش افتاده، بنده صدا زدم دیدم جواب نمیدهد یکلحظه انگشت خونآلود او را دیدم رفتم بالا به همسرم گفتم و همسرم نیز به همسایه بغلی ما خانم ش.
گفت آمدیم پآیین و ش. خانم … و گفت آقای ص. این مرده اصلا حرکت ندارد. و من سریع زنگ زدم اورژانس و رفتم به نگهبان آقای م. اطلاع دادم و م. نیز آمد و بعد به پلیس زنگ زدیم وقتی من او را دیدم پاهای جسد بهطرف درب ورودی خودشان و سر جسد بهطرف روبروی همسایه بود(صفحه 59 ). و مامورین در صورتجلسه مورخ 1391/02/15 اعلام نمودند که با تحقیقات بهعملآمده مشخص گردید که جنازه نخست در بیرون از آپارتمان بود که توسط نامادری مقتول به داخل آپارتمان منتقل شد و در بررسی اطراف جسد یک برگ با متن «آقای ف.
بگرد تا بگردیم این اقدام اولی بود منتظر اقدام بعدی باشد و شنیدم که یه پسر دیگری هم داری» کشف گردید. در داخل نایلون پلاستیکی و بر روی کاردستی و در بررسی کیف مدرسه مقتول نمونه همان برگ موجود بود و نیز در بررسی کمد داخل اتاق طناب سفیدرنگ و قرمزرنگ داخل پلاستیک بود(صفحه 57 ). آقای ف. پدر مقتول اظهار داشت: من شکایتی ندارم، به خاطر فرزندم که یکی م. و دیگر نیز همسرم حامله و باردار است و از خدا تقاضای عفو برای همسرم(خ.) دارم و من نمیدانم چرا همسرم(مادر ناتنی مرحوم الف.) اقدام به این کار نموده است.
وی با حضور در دفتر اسناد رسمی نیز رضایت خود را اعلام و اظهار داشت: بدینوسیله رضایت قطعی و غیرقابلبرگشت و بیقیدوشرط خود را ازنظر کیفری و حقوقی از نامبرده را اعلام و هرگونه ادعا و اعتراض بعدی و احتمالی ر. ا. خ. سلب و ساقط مینمایم(صفحه 31 ، 42 ، 52 ). ن. مادر مقتول شکایت خود را از نامادری مقتول خ. و پدرش ف. اعلام و تقاضای اشد مجازات را نمود(صفحه
32 ) و توضیح داد که الف. فرزند من بوده و از آقای ف. همسر قبلی اینجانب است. و در خصوص فوت ایشان از خ. ب. ت. ب. عمدی بودن قتل درخواست قصاص نفس دارم. من در مورخ 1388/02/03 از همسرم جدا شدم و حدود یک سال و نیم از ایشان نگهداری کردم، نه سال دادگاه ما طول کشید تا از ف. جدا شوم حتی در دادسرا... هم از ایشان شکایت کردم جهت ندادن فرزندم(صفحه 37 ، 38 ). و متهمه خ. در مورخ 1391/02/16 پس از تفهیم قتل عمدی مرحوم الف. اظهار داشت: قبول دارم.
من قصد قتل نداشتم میخواستم ایشان را تنبیه کنم یکدفعه دیدم ایشان نفس نمیکشد جهت ترساندن به ایشان سیم برق وصل کردم و سیم را داخل پریز کردم و سر دیگر سیم را به داخل انگشتان ایشان گذاشتم و یکلحظه متوجه بیهوش شدن ایشان شدم جنازه را کشانکشان به بیرون آپارتمان بردم و انداختم چون دستپاچه شده بودم و بعد درب را بستم همسایهمان آمد و گفت پسرت بیرون غش کرده است و با ایشان کمک کردیم و جسد را به داخل آپارتمان آوردم، بعد اورژانس و پلیس آمدند.
با همسرم اختلافی نداشتم ولی روی الف. با ایشان اختلاف داشتم و یادداشتها را به این جهت به شوهرم نوشتم و شوهرم قبل از ازدواج به من نگفت ازدواج کرده و فرزند دارد و گفت مجرد است اگر واقعیت را به من میگفت چهبسا ازدواج رخ نمیداد و الف. هم در... زندگی میکرد و حدود 7 ماه الف. نزد ما زندگی میکرد.
س: سیم برق و طناب را از کجا تهیه کردهاید؟ ج: طناب و سیم برق در منزل ما بود نمونه آنها هم در منزل ما بود و منبعد از استفاده آنها را انداختم دستشویی و سیفون را کشیدم(صفحه 43 - 46 ).
نامبرده در آخرین دفاع در دادسرا اظهار داشت: قصد کشتن مرحوم را نداشتم میخواستم او را بترسانم که فوت نمود(صفحه 92 ). پزشکی قانونی در مورخ 1391/02/16 از جسد معاینه به عمل آورد و ضمن اینکه تاریخ فوت را مورخ 1391/02/15 اعلام نمود شرح داد که جسد متعلق به پسری 12 ساله است و در معاینه ظاهری اندامها پلاک واضح برقگرفتگی(سوختگی خشک با بستر رنگپریده) بهصورت حلقه کامل به پهنای حدود 2 - 3 میلیمتر در بند میانی و بند ابتدایی انگشت دوم هر دو دست مشاهده شده و همچنین سوختگی پلاک برقگرفتگی بند میانی انگشت چهارم سوم دست راست در پشت انگشت مشاهده شد و آثار فشاری بهصورت کبودی مختصر حلقوی هر دو آرنج ساعد و مچ دستها در امتداد هم مشاهده شد ساییدگی مختصر شانه و آرنج چپ مشاهده شد و...
درمجموع ب. ت. ب. موارد فوق علت فوت برقگرفتگی و عوارض آن تعیین گردید(صفحه 89 ). پزشکی قانونی... در مورخ 1391/50/16 اعلام کرد در مورد فوت الف. بر اساس آزمایش سمشناسی انجام گرفته، سم یا داروی خاص گزارش نشده است و در آزمایش آسیبشناسی از پوست دست راست علائم برقگرفتگی تایید شده است و درمجموع همانطوری که قبلا اعلام شده است علت فوت برقگرفتگی و عوارض آن است(صفحه 90 ). بازپرس در قرار نهایی در خصوص شکایت ف. پدر مقتول علیه خ.
ب. ت. ب. گذشت وی و قابلگذشت بودن جنبه خصوصی قضیه در مورد ایشان، مستندا به بند ب ماده 6 قانون آیین دادرسی دادگاههای عمومی و انقلاب در امور کیفری قرار موقوفی تعقیب صادر مینماید. ولیکن در خصوص شکایت مادر متوفی خانم ن. نسبت به متهمه مذکور خ. قرار مجرمیت صادر مینماید(صفحه 94 ). و دادستان عمومی و انقلاب.... طی کیفرخواست شماره 000477 - 1391/09/09 در خصوص اتهام خ. به اتهام قتل عمدی مرحوم الف. از دادگاه تقاضای تعیین کیفر نمود(صفحه
95 ) و پرونده به شعبه دوم دادگاه کیفری استان... ارجاع گردید. و در جلسه مورخ 1392/01/19 دادگاه شاکیه ن. بهعنوان مادر و ولی دم مقتول الف. از دادگاه شکایت خود را مطرح و گفت از خ. به علت ارتکاب قتل عمدی فرزندم شاکی هستم و نیز از ف. پدر مقتول شکایت دارم. پسر یازدهساله را بدون دلیل و علت به قتل رسانده است، تقاضای قصاص خ. را دارم. و نماینده دادستان نیز در خصوص کیفرخواست اظهارات خود را بیان کرد و ب. ت. ب. شکایت ولیدم و نظریه پزشکی قانونی و تحقیقات بهعملآمده و اقرار خود متهم در دادسرا و کیفرخواست صادره ارتکاب قتل عمدی مرحوم الف.
به متهم تفهیم شد، متهم پاسخ داده: من قصد قتل نداشتم و الف. خیلی شلوغ میکرد و در منزل اختلاف ایجاد میکرد من قصد تنبیه وی را داشتم و ایشان در منزل کاردستی با وسایل برقی درست میکرد که ناراحت شده بودم و به خاطر تنبیه دست و پای وی را بستم و سیم در دست الف. بود. من یکلحظه آن سیم را به پریز زدم و قصدم ترساندن بود که در یکلحظه الف. را برق گرفت و فوت کرد و من از روی ترس الف. را به بیرون از منزل بردم جلوی درب منزلمان گذاشتم.
و وکیل وی نیز ضمن تکرار اظهارات متهم گفت که: موکلش نامادری الف. بوده و به قصد تنبیه مرحوم کاردستی الکتریکی را که مرحوم درست کرده بود و در دستشان بود به پریز برق زده و مرحوم در همان لحظه به دلیل ترس و شوک متاسفانه جان خود را از دست داده است و موکله اطلاعی نداشت از اینکه برق خانگی جان انسان را میگیرد فقط فکر میکرد م.(منظور وکیل محترم الف. طفل مقتول است. عضو ممیز) دیگر موکلم را آزار و اذیت نمیدهد(صفحه 109 - 111 ). دادگاه پس از اعلام ختم رسیدگی طی دادنامه شماره --- - 1392/01/21 چنین رای داد: در خصوص اتهام خ.
دایر به ارتکاب قتل عمدی مرحوم الف. ب. ت. ب. نظریه پزشکی قانونی در معاینه ظاهری اندامهای مقتول پلاک واضح برقگرفتگی(سوختگی خشک با بستر رنگپریده) بهصورت حلقه کامل در بند میانی و بند ابتدایی انگشت دوم هر دو دست و همچنین سوختگی پلاک برقگرفتگی بند میانی انگشت چهارم و سوم دست راست در پشت انگشت و آثار فشار بهصورت کبودی مختصر حلقوی هر دو آرنج ساعد و مچ دستها در امتداد هم که نظر به موارد فوق علت فوت مرحوم برقگرفتگی و عوارض آن تعیین شده است و این امر به حکایت تحقیقات بهعملآمده و اقاریر متهمه، ناشی از اقدامات وی بوده بهطوریکه نامبرده حسب اظهاراتش در مورخ 1391/02/15 در منزل مسکونی خویش برای تنبیه و ترساندن مرحوم، اقدام به بستن دست و پای مقتول کرده و سپس با بستن سیم به انگشتان وی نهایتا سیم مذکور را به پریز برق خانگی وصل کرده و مبادرت به قتل عمدی نامبرده کرده است.
متهمه بعد از به قتل رساندن الف. جسد مقتول را به خارج از منزل(آپارتمان) برده و در راهپله گذاشته و پس از مدتی با مشاهده همسایگان موضوع به مرجع انتظامی اطلاع داده شده است. هرچند متهمه(نامادری مقتول) در دفاعیات خویش اظهار داشته که: قصد قتل نداشته ولی با عنایت به شرح مذکور، اساسا اقدام نامادری، نوعا نسبت به مقتول کشنده بوده، لذا ضمن احراز بزهکاری مشارٌالیها و توجها به تقاضای قصاص نفس از سوی ولی دم (مادر مرحوم) به استناد مواد 206 (بند ب) و 231 (بند 1 ) 232 و 264 قانون مجازات اسلامی خ.
را به قصاص نفس از طریق آویختن به حلقه دار محکوم مینماید که پس از ابلاغ رای در مورخ 1392/01/28 به خانم خ. و مورخ 1392/02/09 به س. وکیل نامبرده، وکیل محترم در مورخ 1392/02/29 بدین شرح نامهای مرقوم داشت: ریاست محترم و مستشاران ارجمند شعبه دوم دادگاه کیفری استان...، اینجانب س. به وکالت از ناحیه موکله خانم خ. مراتب اعتراض و تجدیدنظرخواهی خویش را در مهلت قانونی نسبت به دادنامه شماره --- که در مورخه 1392/02/09 به اینجانب ابلاغ شده را به حضور عالی تقدیم میدارد.
لازم به ذکر است که لایحه تجدیدنظرخواهی تکمیلا متعاقبا به حضور ایفاد خواهد گردید(صفحه 123 ) و نامبرده دیگر هیچگونه لایحه و دلایل و مدارکی ارائه ننمود و جهات اعتراض خود را نیز اعلام نداشته است.
رای شعبه دیوان عالی کشور
ب. ت. ب. گزارش نیروی انتظامی و بازپرس محترم که در محل وقوع قتل حاضر شده و مشاهدات خ. ر. ب. شرح صفحات 1 تا 11 پرونده مکتوب و ضمیمه پرونده نمودهاند و اقاریر صریح متهمه خ. بهکرات در نیروی انتظامی و در دادسرا در نزد بازپرس محترم و در صحنه بازسازی قتل مبنی بر اینکه: من قتل عمدی فرزند ناتنیام الف.
را قبول دارم میخواستم او را تنبیه کنم چون فضولی میکرد و ماجراها را به پدرش میگفت که من او را تنبیه میکنم و آن روز آشغالها را دادم و الف. برد خالی کرد اما شلوار او کثیف بود و خیلی ناراحت بودم. به او گفتم تو همیشه فضولی میکنی او نیز میگفت هیچکس مرا قبول ندارد مرا بکش تا راحت شوم دست و پای او را بستم دیدم میخواهد دستهای خود را باز کند که من سیم برق را زدم و گفتم تو را با برق میکشم او نیز میگفت مرا بکش تا راحت شوم.
من دستهای او را بسته بودم با طناب سفیدرنگی که در منزل داشتیم پاهای او را نیز بسته بودم طناب را کاملا به دور دستها و پاهای الف. بسته بودم و گره زده بودم و در بازسازی صحنه قتل، متهمه با نشان دادن یک عدد پریز برق که پشت دو طاقه فرش تکیه داده شده به دیوار بود میگوید سیم برق را به این پریز زدم و یک سر سیم برق نیز در دست بنده بود و یک سر دیگر سیم را داخل دستان و انگشتان مقتول که دستهای او را بسته بودم گذاشتم و یکدفعه دیدم الف.
لرزید و یکچیزی گفت رفتم به برنج که روی اجاق گذاشته بودم نگاه کنم. دوباره آمدم دیدم هیچ حرکتی نمیکند او را صدا زدم دیدم جواب نمیدهد بهصورت الف. زدم، الف. به حالت بیجان افتاده بود سرش روی شانهاش بود طناب و سیم را که به او بسته بودم بریدم و آنها را به داخل دستشویی انداختم و الف. را کشیدم به بیرون جلوی درب آپارتمان بردم و آن نوشته که داخل نایلون بود آن را من قبلا نوشته بودم روی آن گذاشتم و خودم به داخل منزل آمدم تا زن همسایه زنگ زد و گفت بچه شما اینجا افتاده است.
و متهمه در خصوص نوشتهای که کنار جنازه کشف گردیده و در بررسی کیف مدرسه مقتول نیز نمونه همان برگ موجود بوده و مطلب ذیل در آن درج گردیده: آقای ف. بگرد تا بگردیم این اقدام اولی بود، منتظر اقدام بعدی باش و شنیدم یک پسر دیگر هم داری؛ اظهار داشت: آن نوشته را من قبلا نوشته بودم و گذاشتم و این یادداشتها را به این جهت نوشتم که شوهرم قبل از ازدواج به من نگفت که ازدواج کرده و فرزند دارد و گفت مجرد است اگر واقعیت را میگفت چهبسا ازدواج رخ نمیداد (صفحات 14 ، 15 ، 19 ، 21 ، 46 ، 43 ، 92 ،...) و متهمه در دادگاه نیز اظهار داشت: به خاطر تنبیه دست و پای وی را بستم و سیم در دست الف.
بود من آن سیم را به پریز زدم که در یکلحظه الف. را برق گرفت و فوت کرد که اقاریر وی با گزارشات نیروی انتظامی و صورتجلسه تنظیمی از مشاهدات بازپرس و نظریه پزشکی قانونی که آثار سوختگی از برقگرفتگی در انگشتان دستهای مقتول و کبودیهای حاصل از ضربات بر بدن متوفی را تشریح نموده و مشروحا در گزارش عضو ممیز آمده و علت تامه مرگ را برقگرفتگی و عوارض آن اعلام نموده است(صفحه 89 ،
90 ) و اظهارات آقایان م. نگهبان مجتمع مسکونی محل وقوع قتل(صفحه
22 ) و ص. همسایه مقتول(صفحه
59 ) و کشف دستنوشته وی و دیگر محتویات پرونده و کیفیات منعکس در آن مطابقت دارد. و حاکی از آگاهی و توجه وی به این امر بوده که اقدام وی(وصل کردن سیم برق لخت به طفلی که دستوپاهای وی را بسته است و زدن آن به پریز برق) موجب جنایت مذکور میگردد و دستنوشتهای که راجع به قتل مقتول است و حسب اقرار متهم قبل از کشته شدن مقتول آماده نموده و بعد از قتل آن را در کنار جنازه و کیف مدرسه وی گذاشته است و سایر موارد پیشگفته، اگر موید آن نباشد که مرتکب عمدا قصد کشتن مقتول را داشته است، لااقل موید این امر م.
ب. که عمدا کاری را انجام داده که میدانسته نوعا کشنده است. لذا با لحاظ مراتب مذکور و نظر به اینکه تجدیدنظرخواهی س. به وکالت از خانم خ. که حتی بدون ذکر جهات اعتراض مرقوم داشته اعتراض و تجدیدنظرخواهی خویش را در مهلت قانونی تقدیم میدارد(صفحه 123 )، (مطلب دیگری در خصوص اعتراض از وی در پرونده انعکاس ندارد) نمیتواند موجبات نقض و گسیختگی رای را فراهم آورد و ازلحاظ تشریفات دادرسی نیز ایراد قابلذکری که بر اساس رای لطمه وارد نماید، مشاهده نشده است.
لذا ضمن ردّ تجدیدنظرخواهی بهعملآمده دادنامه تجدیدنظرخواسته مستندا به بند الف ماده 265 قانون آیین دادرسی دادگاههای عمومی و انقلاب در امور کیفری تایید و ابرام میشود. لازم به ذکر است نظر به اینکه اینچنین جنایتی احساسات عمومی را جریحهدار میکند، در صورت لزوم دادستان محل میتواند با استفاده از ماده 428 قانون مجازات اسلامی 1392 اقدام مقتضی معمول دارد.
شعبه --- دیوان عالی کشور - رئیس و عضو معاون
در این پرونده، اتهام قتل عمدی و مشارکت در نزاع دستهجمعی منجر به قتل متوجه متهم شده است.
در مرحله نخست، دادگاه به صدور حکم برائت متهم از اتهام قتل عمدی اقدام نموده و وی را به پرداخت دیه کامل به اولیای دم و تحمل حبس تعزیری به مدت سه سال به سبب مشارکت در نزاع محکوم کرده است. متهم در دفاعیات خود اظهار نموده که در جریان درگیری و به منظور دفاع از خود، بهطور ناخواسته ضربهای به مقتول وارد کرده و نیت قتل نداشته است. همچنین، وکیل متهم به قصور پزشکی در مراقبت از مقتول اشاره کرده و خواستار برائت وی گردیده است. با این حال، دادگاه با استناد به نظریه پزشکی قانونی و شهادت شهود، اقدام متهم را بهعنوان نوعی عمل کشنده تلقی کرده و بر اساس بند ب ماده 290 و ماده 381 قانون مجازات اسلامی، حکم به قصاص نفس و حبس تعزیری صادر کرده است.
رای صادره قابلیت فرجامخواهی دارد و پس از بررسی در دیوان عالی کشور، ب. ت. ب. رعایت تشریفات دادرسی و مستندات موجود، تایید گردیده است.
در پرونده پیش رو شرح ماوقع و گزارش پرونده و گردشکار در دادنامه قبلی این شعبه به شماره *مورخ 1400/08/25 در اوراق 1053 تا 1062 پرونده امده و طی این دادنامه رای شماره *مورخ 1400/03/29 صادره از شعبه *که مشعر بر محکومیت ف. خ. ب. پرداخت یکفقره دیه کامل به علاوه یک سوم ان د. ح. اولیایدم مقتول و از حیث جنبه عمومی قتل شبه عمد و شرکت در منازعه منتهی به قتل به دوبار تحمل سه سال حبس تعزیری و دو سال اقامت اجباری در *و از حیث ارتکاب قتل عمدی مرحوم ح.
خ. ع. حکم برائت صادر که به جهت ب. ت. ب. مفاد کیفرخواست دادسرای عمومی و انقلاب *و گواهی های پزشکی قانونی چهارمحال و بختیاری و *قانونی *به شرح اوراق 305 و 307 و 513 و 514 و 607 پرونده و اقاریر صریح و مقرون به واقع ف. خ. ب. شرکت در منازعه با همراه داشتن چاقو و وارد نمودن به شکم مقتول و کشف الت قتاله چاقو و نیز لحاظ نظریه کمیسیون پنج نفره پزشکی قانونی رای صادره از حیث برائت از قتل عمدی و محکومیت به شبه عمد و تعیین پرداخت دیه هر چند مورد درخواست اولیایدم نبوده نقض و رسیدگی به شعبه هم عرض شعبه *محول میشود.
رسیدگی دادگاه در تاریخ 1400/11/04 با حضور اولیایدم مقتول اقای م. ع. ع. فرزند م. (ح.) و سایر اولیایدم حاضر نشده اند وکیل اولیایدم اقای م. ظ. حضور دارد. و متهم پرونده اقای ی. ع. ع. حضور دارد. و وکیل تسخیری وی به نام س. ج. حاضر گردیده نماینده دادستان با وصف ابلاغ قانونی حضور نیافته لیکن عدم حضور مانع رسیدگی اعلام نشده است.اولیایدم مقتول حاضر در جلسه می گوید صحبت خاصی ندارم. شکایت من و خانواده ام را وکیلم بیان می کند. انگاه وکیل نامبردگان می گوید شکایت به شرح شکواییه تقدیمی مضبوط در پرونده است.اقاریر متعدد متهم شهادت شهود و نظریه پزشکی قانونی صورتجلسه بازسازی صحنه جرم اثار خون بر تیغه چاقو و اعلام ورود ضربات متعدد با چاقو واحد م.
ب.. وسیله ارتکاب جرم توسط متهم از منزل ایشان که فاصله زیادی تا محل وقوع جرم داشته حمل و علاوه بر ورود ضربات متعدد به شکم و پهلو مرحوم در نظریه پزشکی قانونی صراحتا موضوع را کشنده و قتل را ناشی از اصابت چاقو دانسته به علاوه شهود حاضر شده در دادگاه شهود دیگری در فرجام خواهی تقدیمی معرفی و شهادت رسمی ایشان نیز ضمیمه پرونده است.تقاضای قصاص مطابق مقررات م. ا. و نظر دادگاه عالی در این خصوص داریم انگاه دادگاه خطاب به متهم ی. ع. ع. حسب محتویات پرونده شکایت اولیایدم شهادت شهود و گواهی پزشکی قانونی گزارش معاینه جسد اظهارات و اقاریر خودتان در پرونده و کیفرخواست دادسرای کوهدشت متهم هستید به
1- قتل عمدی مرحوم ح. خ. ع. ع.
2- نزاع دسته جمعی منتهی به قتل
3- اخلال در نظم عمومی چه دفاعی دارید. متهم می گوید از طرف خانواده عروس و داماد در جشن عروسی دختر مرحوم شرکت کرده بودم موقعی که عروس را می بردند ما هم در کاروان بودیم من همراه خواهرم و مادرم و برادرم و خاله ام در یک اتومبیل پراید بودیم در بین راه یک ماشین نیسان که جهاز عروس می برد در چند نوبت برای ما ایجاد مزاحمت کرد سبقت گرفت و نزدیک بود ما را از جاده بیرون کند بوق می کشید امد کنار ما ایستاد برادرم به او بدحرفی کرد و او هم بدحرفی جواب داد امد کنار ما ایستاد چون ماشین جلو ما بود نتوانستیم حرکت کنیم ایستادیم راننده نیسان به نام ا.
ع. امد و با برادرم درگیر شد و اقای م. ع. داخل نیسان بود با برادرم درگیر شد و با لوله زد همانجا مسیله حل شد به خانه رفتیم و کاروان عروسی هم به روستای خودشان رفت که با روستای ما ده کیلومتر فاصله داشت وقتی ما به دهمان رسیدیم خانواده عمه مان امدند و گفتند ع. ک. را طرف مقابل درگیری برده اند بروید دنبالش برادرانم با چند تن از فامیل ها دنبال ع. ک. رفتند و در *دوباره دعوایشان شده بود و من رفتم سر جاده که ببینم چه خبر است.سه چهار ماشین توقف کردند.
و به سمت من امدند و حمله کردند. اقایان ع. ع. و ح. ا. ع. و ا. ب. و س. ع. و مرحوم و ه. ع. به سمت من امدند و من و چند نفر از اهالی ا. ع. و م. ک. و م. ع. به سمت انها رفتیم که درگیری نشود. متاسفانه درگیری شد و مرحوم ح. خ. دو چوب به سر من زد گواهی پزشکی قانونی نگرفتم درگیری شد 200 الی 300 متر با هم درگیر و قاطی شدند در حین درگیری که من می خواستم فرار کنم متوجه شدم چیزی از جیبم افتاد چاقو از جیب من افتاد و حرکت کردم برگشتم چاقو را بردارم.
دیدم چاقو نیست و ان طرف جاده افتاده است.در همین حین مقتول سراغ من امد که یک ضربه دیگر با چوب بزند من از ترس خودم به دفاع یک ضربه چاقو به او زدم ولی نمیدانم کجای شکم او زدم ولی می دانم یک ضربه زدم و بعد به سمت خانه رفتم این چاقو را دو سه روز قبل در جیب گذاشتم چون در باغچه گوجه و خیار علف ها را می کنم طول چاقو حدود سه سانتیمتر و طول تیغه حدود سه سانتیمتر است.ایشان امد با چوب مرا بزند من هم چاقو به سمت شکم او روانه کردم یک ضربه زدم انگاه وکیل ت.
م. به دفاع از وی می گوید موکل قتل عمدی را قبول ندارد. و رد می نماید. و در مراحل رسیدگی صادقانه اعلام نموده هیچ قصد و نیتی برای قتل مرحوم نداشته است.و منکر قتل عمدی است.و هیچگونه خصومت و دشمنی با مرحوم نداشته و عمل وی نوعا کشنده نبوده است.و برای دفاع از خود و ترس و وحشت صرفا یک ضربه به شکم مرحوم وارد نموده است.و مرحوم حدود 12 روز در تحت مراقبت و درمان بوده و حال وی مساعد و روبه بهبودی بوده است.به نظر میرسد عدم انجام به موقع مراقبتهای بیمارستانی از سوی کادر درمان و عدم کنترل عفونت ایجاد شده موثر در فوت مرحوم بوده باشد.
کوتاهی بیمارستان کاملا متصور است.به نظریه کمیسیون پزشکی قانونی در خصوص قصور صورت گرفته معترض هستم تقاضای بررسی هیات عالی پزشکی قانونی در *دارم. و عمدتا ضربه به شکم که جزی مواضع حساس بدن محسوب نمیشود. نوعا کشنده نبوده است.موکل قصد ارتکاب قتل نداشته است.با در نظر گرفتن اصل کلی برائت و ماده 120 قانون مجازات اسلامی درخواست صدور حکم شایسته مبنی بر برائت موکل از اتهام قتل عمدی م. ا. ص1067 تا 1082 دادگاه قرار وثیقه صادره نسبت به متهم را تشدید می نماید.
ص1083 و شعبه *در مقام اعتراض به تشدید قرار وثیقه طی دادنامه با رد اعتراض قرار صادره را تایید می نماید. و در پایان شعبه *به شرح دادنامه شماره *00/11/24 در خصوص اتهام اقای ی. ع. ع. فرزند ع. ا. با وکالت ت. س. ج. دائر بر قتل عمدی مرحوم ح. خ. ع. ع. و شرکت در نزاع دسته جمعی منتهی به قتل ب. ت. ب. شکایت اولیایدم مقتول همگی با وکالت م. ظ. و محتویات پرونده و گزارشات مامورین انتظامی در مورد درگیری های واقع شده در تاریخ 96/6/19 در کاروان عروسی از *دربخش *شهادت متعدد شهود به درگیری و چگونگی مجروح شدن مرحوم ح.
خ. ع. ع. و شهادت برادر متهم به نام ذ. ا. ع. اینکه مقتول را یکی از برادران بنده زده است.و شهادت اقای ه. ع. به در دست داشتن چاقو توسط متهم در درگیری و زدن چاقو از سوی ی. و گزارش معاینه جسد و اظهارات و اقاریر متهم در مراحل تحقیق و دادرسی و گواهی پزشکی قانونی که هر دو ضربه وارده به شکم مقتول از یک چاقو با چاقویی مشابه تشخیص داده را اینکه پزشکی قانونی اعلام داشته ضربات وارده به شکم در اغلب موارد نوعا کشنده نیست و طریقیت داشتن نظریه پزشکی قانونی در این خصوص نه موضوعیت در مانحن فیه متهم دو ضربه چاقو به مقتول وارد ساخته که یکی روده و معده و دیگری روده و کلیه را اسیب و پاره کرده است.ب.
ت. ب. طول تیغه چاقو حدودا 15 تا 20 سانتیمتر و عرض حدود 5 سانتیمتر که احشای داخلی را مورد اسیب قرار داده که جزی اجزای اساسی بدن بوده و از مصادیق بارز فعل نوعا کشنده م. ب.. بنابراین دادگاه بزهکاری متهم از جهت اتهام قتل عمدی و شرکت در نزاع دسته جمعی منتهی به قتل را محرز دانسته و استنادا به بند ب ماده 290 و ماده 381 قانون مجازات اسلامی 92 حکم به محکومیت متهم به قصاص نفس از جهت بزه قتل عمدی د. ح. اولیایدم و تحمل سه سال حبس از جهت شرکت در نزاع دسته جمعی صادر و اعلام می نماید.
اجرای قصاص در اجرای مواد 417 و 418 قانون مجازات اسلامی منوط به استیذان از م. م. ر. یا نماینده او م. ب.. و رای صادره را حضوری و ظرف مهلت 20 روز پس از ابلاغ قابل فرجام خواهی در دیوان عالی کشور اعلام میشود. با ابلاغ رای به طرفین پرونده اقایان س. ج. ف. وکیل ت. م. و اقای ع. ش. ز. که بعد از صدور رای ب. ت. و. عهده دار وکالت از متهم گردیده به شرح لوایح جداگانه از رای صادره فرجام خواهی می نماید. پرونده به دیوان عالی کشور و به این شعبه ارجاع میشود.
هیات شعبه در تاریخ بالا تشکیل گردید.پس از قرائت گزارش اقای س. س. عضو ممیز و ملاحظه اوراق پرونده و نظریه کتبی اقای م. ن. د. ا. دادیار دیوان عالی کشور اجمالا مبنی بر نظر به محتویات پرونده و نظر به استفاده جانی از الت قتاله و تعداد ضربات و ب. ت. ب. نظریه پزشکی قانونی و انطباق دادنامه با ادله قانونی و رعایت تشریفات دادرسی و به استناد بند الف ماده 469 قانون ایین دادرسی کیفری نظر به ابرام دادنامه دارد. در خصوص دادنامه شماره *00/11/24 فرجام خواسته مشاوره نموده چنین رای می دهد:
فرجام خواهی اقایان س.
ج. ف. و ع. ش. ز. وکلای م. ع. اقای ی. ع. ع. نسبت به دادنامه شماره *00/11/24 صادره از شعبه *وارد و موجه نیست زیرا دادنامه فرجام خواسته که به موجب ان ف. خ. فوق الذکر به قصاص نفس از جهت بزه ارتکاب قتل عمدی مرحوم ح. خ. ع. ع. و به تحمل سه سال حبس تعزیری از جهت شرکت در نزاع دسته جمعی منتهی به قتل محکوم گردیده است.با عنایت به محتویات پرونده و شکایت اولیایدم مقتول و گزارشات مرجع انتظامی در خصوص درگیری های ایجاد شده و شهادت شهود اقای ه.
ع. و اظهارات برادر قاتل اقای ذ. ا. ع. راجع به درگیری و گزارش معاینه جسد از سوی پزشکی قانونی و تایید ضربه چاقو به شکم مقتول و علت فوت را که عفونت منتشره خونی بدنبال عفونت صفاق متعاقب نشت مدفوع از محل پیوند روده بزرگ در اثر اصابت جسم نوک تیز و برنده اعلام نموده و اظهارات و اقاریر ف. خ. د. مراحل تحقیق و دادرسی برگ 176 پرونده اینکه چاقو در دست من بود و با نزدیک شدن مقتول توی شکم ایشان رفت و چاقو را بدون اینکه بچرخانم … و نیز اظهارات وی در تاریخ 96/7/2 نزد مامورین نیروی انتظامی به وارد نمودن ضربه با چاقو به شکم مقتول گرچه متهم ف.
خ. اعلام داشته قصد کشتن را نداشته و پزشکی قانونی هم ضربات وارده به شکم در اغلب موارد نوعا کشنده اعلام ننموده لیکن از نظر دادگاه نظریه پزشکی قانونی در خصوص مورد طریقیت داشته نه موضوعیت و در مانحن فیه متهم دو ضربه چاقو به مقتول وارد نموده که یکی روده و معده و دیگری روده و کلیه را اسیب و پاره نموده و جراحات ب. ت. ب. اینکه احشای داخلی را مورد اسیب قرار داده جزی اجزای اساسی بدن انسان بوده و از مصادیق بارز فعل نوعا کشنده محسوب میشود. لذا بر استدلال و استنباط دادگاه خدشه ای وارد نیست و رای صادره مطابق موازین و مقررات و با رعایت اصول دادرسی بوده و مستندا به بند الف ماده 469 قانون ایین دادرسی کیفری ابرام میشود.
رئیس شعبه *: ح. ا. مستشار: س. س.
موارد مرتبط 18
آرای مرتبط 15
-
رأی
هماستناد
ملاک صلاحیت رسیدگی فرجامی در دیوان عالی کشور
قانون مجازات اسلامی و ماده 428
-
رأی
هماستناد
صدور قرار عدم صلاحیت به شایستگی دیوان عالی کشور
قانون مجازات اسلامی مصوب 1392 و ماده 428
-
رأی
هماستناد
مرجع صالح رسیدگی به اعتراض نسبت به جزای نقدی صادره در تغییر کاربری اراضی
قانون مجازات اسلامی و ماده 428
-
رأی
هماستناد
تجدید نظر از آرای صادره در خصوص بزه تغییر غیرمجاز کاربری اراضی زراعی
قانون مجازات اسلامی و ماده 428
-
رأی
هماستناد
مرجع صالح رسیدگی به اعتراض نسبت به جزای نقدی صادره در تغییر کاربری اراضی
قانون مجازات اسلامی و ماده 428
-
رأی
هماستناد
تجدید نظر از آرای صادره در خصوص بزه تغییر غیرمجاز کاربری اراضی زراعی
قانون مجازات اسلامی و ماده 428
-
رأی
هماستناد
عدم توانائی اولیا دم برای پرداخت فاضل دیه محکوم به قصاص و صدور حکم حبس
مواد 428 و 429 و 19 قانون مجازات اسلامی مصوب 1392
-
رأی
هماستناد
مصداق تحقق قتل عمدی از طریق فعل نوعا کشنده
ماده 428 قانون مجازات اسلامی 1392 اقدام مقتضی معمول دارد
-
رأی
هماستناد
عدم توانائی اولیا دم برای پرداخت فاضل دیه محکوم به قصاص و صدور حکم حبس
مواد 428 و 429 و 19 قانون مجازات اسلامی مصوب 1392
-
رأی
هماستناد
صدور قرار عدم صلاحیت از سوی دادگاه تالی به شایستگی دیوان عالی کشور
قانون مجازات اسلامی و ماده 428
-
رأی
هماستناد
مرجع صالح رسیدگی به درخواست آزادی مشروط در فرض ابرام رأی در دیوان عالی کشور
قانون مجازات اسلامی مصوب 92 می باشد و به موجب مفاد ماده 428
-
رأی
هماستناد
صدور قرار عدم صلاحیت از سوی دادگاه تالی به شایستگی دیوان عالی کشور
قانون مجازات اسلامی و ماده 428
-
رأی
هماستناد
مرجع صالح رسیدگی به درخواست آزادی مشروط در فرض ابرام رأی در دیوان عالی کشور
قانون مجازات اسلامی مصوب 92 می باشد و به موجب مفاد ماده 428
-
رأی
هماستناد
عدم تمکن خواهان حق قصاص در پرداخت فاضل دیه
وفق ماده 428 قانون مجازات اسلامی برای اجرای قصاص اقدام نماید
-
رأی
هماستناد
بلاتکلیف ماندن محکوم علیه و تعیین مجازات حبس بدل از قصاص نفس
وفق مندرجات ماده 428 قانون مجازات اسلامی برای اجرای قصاص اقدام نمایند
نظریات مشورتی 1
-
نظریهٔ مشورتی
هماستناد
نظر مشورتی 7/3928 مورخ 1387/06/25 اداره کل حقوقی قوه قضائیه درخصوص دیه شکستگی استخوان قوزک پا و یا شکستگی کشکک زانو با اصلاحات و الحاقات بعدی
ماده 428 قانون مجازات اسلامی مصوب 1370: احکام مذکور در مواد این فصل در پا
مواد مرتبط 1
-
اعمال
از این صفحه
ماده 428 — قانون مجازات اسلامی
ماده 428 قانون مجازات اسلامی 1392 اقدام مقتضی معمول دارد
دکترین 1
-
مقاله
هماستناد
دیه دست و پا: پیشینه
ماده 428 قانون مجازات اسلامی (مصوب 1370
فقط پیوندهایی که متنشان در بانک است، با شاهد از خودِ متن — نه شباهتِ آماری. عنوانِ بدونِ متن ساخته نمیشود.
