Ailexa — هوش مصنوعی + قانون home صفحه اصلی (کلاسیک)
حوزهٔ جستجوی شما حدوداً در چه زمینه‌ای است:
در جست‌جوی چه هستید؟ بعد از انتخابِ آنچه می‌خواهید، در کادرِ جستجوی بالا موضوع را بنویسید و «بگرد» را بزنید.

انطباق دقیق این متن با متن رسمی هنوز به‌طور ۱۰۰٪ کنترل نشده.

مفهموم تداخل جنایات خ. م.: در تاریخ 30 مرداد 1395، دادنامه‌ای در خصوص یک پرونده قتل عمدی صادر شد که در آن متهم به قتل یک زن ناشناس متهم گردید. جسد مقتوله در تاریخ 20 مهر 1391 در اراضی کشاورزی شهرستان شازند کشف و آثار سوختگی ناشی از اسید بر روی بدن وی مشاهده شد. اولیاء دم علیه متهم شکایت کردند. متهم در مراحل اولیه اقرار نمود که با مقتوله در مکانی خلوت رابطه زناشویی داشته و به دلیل ترس از جدایی، اسید بر روی وی پاشیده و گلویش را فشار داده است. پزشکی قانونی علت مرگ را فشار به عناصر حیاتی گردن و عوارض ناشی از آن اعلام کرد. دادگاه کیفری استان اراک، متهم را به قصاص نفس محکوم کرد و در خصوص اتهام اسیدپاشی به دلیل تداخل دیات، او را تبرئه نمود. این حکم مورد تجدیدنظر قرار گرفت و دیوان عالی کشور با تاکید بر اقرارهای متهم و نظریه پزشکی قانونی، حکم قصاص را تایید کرد. اما در مورد تبرئه از اتهام اسیدپاشی، دیوان به این نتیجه رسید که تداخل در این مورد صحیح نیست و قرار بر رسیدگی مجدد به این اتهام صادر شد. بنابراین، دادنامه معترض عنه در خصوص اسیدپاشی نقض و پرونده به شعبه همعرض ارجاع گردید. تاریخ دادنامه قطعی: 1395/05/30 شماره دادنامه قطعی: --- پیام: تداخل جنایات در جایی است که با یک ضربه چند جنایت ایجاد شده و هر یک به تنهایی دیه خاص خود را دارد و در فرضی که ضربات متعدد باشد، تداخل جنایات مصداق پیدا نمی کند. رای خلاصه جریان پرونده حسب محتویات پرونده در تاریخ 91/7/20 به پلیس شهرستان شازند اطلاع داده می‌شود که جسد خانمی ناشناس در اراضی کشاورزی روستای... از توابع شازند افتاده است پس از اعزام مامورین مشاهده می کنند که جسد کاملا عریان که آثار سوختگی با اسید در بدن متوفی مشهود بوده یک تی شرت زنانه که آثار سوختگی به وسیله اسید در آن وجود داشته و یک عدد گیره موی سر نیز در محل کشف گردیده با پیگیریهای مامورین نیروی انتظامی هویت متوفیه کشف و پدر و مادر متوفیه آقای غ. س. پدر و خانم ف. ف. مادر متوفیه در دادسرای عمومی و انقلاب شهرستان شازند علیه آقای م. الف. به عنوان قاتل فرزندشان شکایت نموده‌اند متهم در تاریخ 91/9/20 همراه با وکیل خود به اداره آگاهی شهرستان اراک خود را معرفی که به لحاظ اینکه وقوع جرم در شهرستان شازند بوده نامبرده را تحویل پلیس آگاهی شهرستان شازند نموده‌اند متهم در تحقیقات اولیه قبول اینکه با نامزد خود به نام ر. س. رفته اند و در بیابان محل خلوت با هم زناشویی داشته اند اما بعد از کار پشت گردن من خیس شد دستم را بردم دیدم دستم هم خیس شد و بوی بدی در خودرو احساس کردم ماشین را روشن کردم در حالی که خانم در خودرو نبود فرار کردم اما در تاریخ 93/7/22 متهم لب به سخن گشوده و اظهار داشته که یک گالن اسید تهیه کرده بودم یک لحظه بسرم زد که این ر. می خواهد از من جدا شود و برود با کس دیگری ازدواج کند ظرف اسید را برداشتم و پاشیدم روی صورت ر. و ریخت روی بدنش او دستش را زیر ظرف زد مقداری نیز به خودم پاشید و بوی بد پیچید بعد دست روی گلوی او گذاشتم و او را به سمت درب هل دادم و او نیز از سمتش درب را باز کرد و رفت پآیین که من صدای جیغ ر. را شنیدم و از ترس ماشین را روشن کردم و فرار کردم در جای دیگر میگوید با دو دستم گلوی وی را گرفتم فشار دادم همین میگوید من با دو دست به گلویش گرفتم و در حد 3 ثانیه گرفتم. دادسرا ب. ت. ب. تکمیل تحقیقات قرار مجرمیت متهم را به عنوان قتل عمدی مرحومه ر. س. صادر و با کیفرخواست به دادگاه کیفری استان اراک جهت تعیین مجازات ارسال نموده است دادگاه پس از تشکیل جلسه و استماع شکایت شکات متهم به دفاع پرداخته و گفته با مقتوله به محل کشف جسد رفته و عمل زناشویی انجام داده اما مرتکب قتل نشده و اسید پاشی ننموده ام در خصوص اقاریر قبلی در تحقیقات مقدماتی و نزد بازپرس محترم گفته در اثر تهدید و شکنجه مامور آگاهی چنین حرفهایی را زده ام البته برای این ادعا دلیل اقامه ننموده پزشکی قانونی علت تامه مرگ را فشار بر عناصر حیاتی گردن و خفه کردگی و عوارض ناشی از آن تعیین نموده است اولیاء دم که پدر و مادر مقتوله می‌باشند از دادگاه درخواست دریافت دیه و قصاص متهم را نموده‌اند دادگاه ب. ت. ب. گزارش مرجع انتظامی که جسد مقتوله به صورت عریان در مزارع کشاورزی کشف شده و آثار سوختگی ناشی از اسید بر بدن وی مشهود بوده نتیجه آزمایش نمونه های آغشته به اسید از خودرو تحت تصرف متهم و باقیمانده داخل بطری بررسی صحنه جرم و اتومبیل که از سمت راننده به سمت شاگرد اسید پاشی شده است، اقاریر متعدد متهم در مرحله تحقیقات مقدماتی در نیروی انتظامی و بازپرسی که بیان داشته اسید را از قبل از گمرک تهران خریداری نموم تا به او بپاشم و اقرار مبنی بر اینکه دودستی گلوی وی را فشار دادم، نظریه پزشکی قانونی که جاهای مختلف بدن مقتوله را سوختگی درجه دو اعلام نموده و علت تامه مرگ را فشار بر عناصر حیاتی گردن مقتوله و عوارض ناشی از آن اعلام نموده و دفاعیات غیر موجه م. م. ب. اینکه پس از عمل زناشویی ترسیدم و محل را ترک کردم در مجموع دادگاه بزهکاری متهم را از طریق حصول علم متعارف محرز و مسلم دانسته و به استناد مواد 160 ، 162 ، 211 بند الف ماده 290 ، 350 ، 381 ، 382 ، 417 ، 418 و 436 از قانون مجازات اسلامی مصوب 92 بند الف ماده 206 ، 209 ، 258 ، 219 و 205 از قانون مجازات اسلامی مصوب 1370 متهم را به قصاص نفس د. ح. اولیاء دم محکوم نموده که پس از استیذان از مقام معظم رهبری و پرداخت نصف کامله (پس از دریافت طلب اولیاء دم بابت مهریه و غیره و با تهاتر) اولیاء دم میتوانند حکم صادره را اجرا نمایند و در خصوص اتهام دیگر متهم از طریق اسیدپاشی ب. ت. ب. اینکه صدمات وارده از طریق اسیدپاشی و فشار بر عناصر حیاتی گردن در یک زمان اتفاق افتاده و قانون مجازات اسلامی مصوب سال 1370 که در زمان وقوع قتل حاکم بوده دیه مستقلی برای صدماتی که در قتل موثر نبوده منظور ننموده و در واقع دیه این صدمات در قتل تداخل پیدا می کند و قانونگذار در قانون مجازات اسلامی مصوب 92 در مواد 538 و 539 تصریح نموده که در تعدد جنایات اصل بر تدد دیات و عدم تداخل است و لذا به استناد مواد 10 و 12 قانون مجازات اسلامی مصوب 92 و اصل 37 قانون اساسی حکم بر برائت متهم از ایراد صدمات بدنی عمدی که در قتل تاثیر نداشته صادر و اعلام نموده پس از ابلاغ دادنامه به طرفین پرونده مورد اعتراض هر دو طرف هم متهم و هم اولیاء دم مقتول قرار گرفته اولیاء دم با تقدیم لایحه اعتراض نسبت به قسمت اخیر دادنامه که در خصوص بزه اسید پاشی و دیات مربوط به آن متهم را از باب تداخل تبرئه نموده و م. ع. و وکیل وی آقای …. الف. باتقدیم لایحه اعتراض نسبت به محکومیت خود به قصاص نفس اعتراض نموده و درخواست تجدیدنظر کرده اند پس از ارسال پرونده به دیوانعالی کشور به این شعبه ارجاع گردیده است. هیات شعبه در تاریخ بالا تشکیل داده و پس از قرائت گزارش آقای … عضو ممیز و ملاحظه اوراق پرونده و اخذ نظریه کتبی جناب آقای … دادسرای دیوانعالی کشور مبنی بر تقاضای اتخاذ تصمیم شایسته قانونی دارم. در خصوص دادنامه شماره --- - 94/3/31 تجدیدنظر خواسته مشاوره نموده چنین رای می دهد: رای شعبه دیوان عالی کشور رای شعبه در خصوص تجدیدنظرخواهی نسبت به دادنامه شماره --- - 94/3/31 صادره از شعبه اول دادگاه کیفری استان اراک ب. ت. ب. محتویات پرونده که ت. ن. خ. در مراحل اولیه تحقیقات اقرار نموده که اسید از تهران تهیه نموده تا علیه نامزدش با اسید حمله و اسیدپاشی نماید و طبق اظهارات خود به این هم اکتفا ننموده بلکه با دو دست گلوی وی را به طوری فشار داده که پزشکی قانونی علت تامه مرگ را انسداد عناصر حیاتی گلوی متوفیه ذکر نموده البته ت. ن. خ. بعدا انکار نموده و اظهار داشته اقاریر قبلی بر اثر فشار و شکنجه بوده اما دلیلی برای این ادعا اقامه ننموده و در لایحه اعتراض دلیل جدید که موجبات برائت خود باشد بیان نکرده است بناءً علیهذا دادنامه تجدیدنظرخواسته در خصوص قصاص نفس خالی از منقصت قانونی بوده و به استناد بند الف ماده 469 قانون آیین دادرسی کیفری عینا ابرام می‌گردد اما در خصوص اعتراض اولیاء دم مقتوله نسبت به عمل مجرمانه متهم از جهت اسیدپاشی که دادگاه محترم این مسئله را از باب تداخل دانسته و طبق قانون مجازات اسلامی مصوب 1370 متهم را از این حیث تبرئه نموده است و اولیاء دم بآن اعتراض نموده‌اند گرچه قانون صراحتی در تداخل یاعدم تداخل ندارد اما تداخل در جائی است که با یک ضربه چند جنایت ایجاد شود و هر یک به تنهایی دیه خاص خود را داشته باشد، در اینجا بعضی قائل به تداخل می‌باشند و بعضی نیز قائل به تداخل نیستند کمااینکه رای وحدت رویه شماره 691 - 1385/07/11 دیوان عالی کشور قائل به عدم تداخل و تفکیک مجازات شده است امام علیه الرحمه در جائیکه ضربات متعدد باشد به طور مثال دست مجنی علیه را اول قطع کند سپس در روز دیگر پا را قطع کند تا منتهی به فوت مجنی علیه شود می فرمایند بعید نیست که از باب تداخل نباشد البته شکی نیست که اگر جراحت اول بهبودی حاصل شود سپس جراحت بعدی بهبود شود و آنگاه جانی مجنی علیه را بکشد اول قصاص اطراف می‌شود سپس قصاص نفس یعنی عدم تداخل (تحریرالوسیله مسئله 43 ) قصاص در ماده 299 ق مجازات اسلامی مصوب 92 چنین آمده.... چنانچه برخی از جنایات موجب قتل شود و برخی در وقوع قتل نقشی نداشته باشند، مرتکب علاوه بر قصاص نفس حسب مورد به قصاص عضو یا دیه جنایتهائی که تاثیر در قتل نداشته است محکوم می‌شود. بنابراین گرچه در قانون مجازات اسلامی زمان وقوع جنایت تصریحا تداخل یا عدم تداخل نیامده اما در تحریرالوسیله حضرت امام آمده است که قضات محترم می‌بایست در صورتی که حکم موضوع در قوانین مدون نباشد از متون فقهی استفاده نموده و حکم مقتضی صادر نمایند و در مانحن فیه طبق گواهی پزشکی قانونی اسیدپاشی به تنهایی اگر بود منجر به مرگ نمی شد بلکه علت تامه مرگ فشار بر عناصر حیاتی گردن بوده و لذا دادنامه معترض عنه در این خصوص واجد اشکال م. ب. و ضمن پذیرش تجدیدنظرخواهی دادنامه معترض عنه را در خصوص اسیدپاشی به استناد فراز چهارم از بند ب ماده 469 ق آیین دادرسی کیفری نقض و جهت رسیدگی مجدد پرونده را به شعبه همعرض ارجاع می‌نماید. شعبه --- دیوان عالی کشور رئیس: نبی اله راجی مستشار: محمد کرمی رای شعبه دیوان عالی کشور رای شعبه در خصوص تجدیدنظرخواهی نسبت به دادنامه شماره --- - 94/3/31 صادره از شعبه اول دادگاه کیفری استان اراک ب. ت. ب. محتویات پرونده که ت. ن. خ. در مراحل اولیه تحقیقات اقرار نموده که اسید از تهران تهیه نموده تا علیه نامزدش با اسید حمله و اسیدپاشی نماید و طبق اظهارات خود به این هم اکتفا ننموده بلکه با دو دست گلوی وی را به طوری فشار داده که پزشکی قانونی علت تامه مرگ را انسداد عناصر حیاتی گلوی متوفیه ذکر نموده البته ت. ن. خ. بعدا انکار نموده و اظهار داشته اقاریر قبلی بر اثر فشار و شکنجه بوده اما دلیلی برای این ادعا اقامه ننموده و در لایحه اعتراض دلیل جدید که موجبات برائت خود باشد بیان نکرده است بناءً علیهذا دادنامه تجدیدنظرخواسته در خصوص قصاص نفس خالی از منقصت قانونی بوده و به استناد بند الف ماده 469 قانون آیین دادرسی کیفری عینا ابرام می‌گردد اما در خصوص اعتراض اولیاء دم مقتوله نسبت به عمل مجرمانه متهم از جهت اسیدپاشی که دادگاه محترم این مسئله را از باب تداخل دانسته و طبق قانون مجازات اسلامی مصوب 1370 متهم را از این حیث تبرئه نموده است و اولیاء دم بآن اعتراض نموده‌اند گرچه قانون صراحتی در تداخل یاعدم تداخل ندارد اما تداخل در جائی است که با یک ضربه چند جنایت ایجاد شود و هر یک به تنهایی دیه خاص خود را داشته باشد، در اینجا بعضی قائل به تداخل می‌باشند و بعضی نیز قائل به تداخل نیستند کمااینکه رای وحدت رویه شماره 691 - 1385/07/11 دیوان عالی کشور قائل به عدم تداخل و تفکیک مجازات شده است امام علیه الرحمه در جائیکه ضربات متعدد باشد به طور مثال دست مجنی علیه را اول قطع کند سپس در روز دیگر پا را قطع کند تا منتهی به فوت مجنی علیه شود می فرمایند بعید نیست که از باب تداخل نباشد البته شکی نیست که اگر جراحت اول بهبودی حاصل شود سپس جراحت بعدی بهبود شود و آنگاه جانی مجنی علیه را بکشد اول قصاص اطراف می‌شود سپس قصاص نفس یعنی عدم تداخل (تحریرالوسیله مسئله 43 ) قصاص در ماده 299 ق مجازات اسلامی مصوب 92 چنین آمده.... چنانچه برخی از جنایات موجب قتل شود و برخی در وقوع قتل نقشی نداشته باشند، مرتکب علاوه بر قصاص نفس حسب مورد به قصاص عضو یا دیه جنایتهائی که تاثیر در قتل نداشته است محکوم می‌شود. بنابراین گرچه در قانون مجازات اسلامی زمان وقوع جنایت تصریحا تداخل یا عدم تداخل نیامده اما در تحریرالوسیله حضرت امام آمده است که قضات محترم می‌بایست در صورتی که حکم موضوع در قوانین مدون نباشد از متون فقهی استفاده نموده و حکم مقتضی صادر نمایند و در مانحن فیه طبق گواهی پزشکی قانونی اسیدپاشی به تنهایی اگر بود منجر به مرگ نمی شد بلکه علت تامه مرگ فشار بر عناصر حیاتی گردن بوده و لذا دادنامه معترض عنه در این خصوص واجد اشکال م. ب. و ضمن پذیرش تجدیدنظرخواهی دادنامه معترض عنه را در خصوص اسیدپاشی به استناد فراز چهارم از بند ب ماده 469 ق آیین دادرسی کیفری نقض و جهت رسیدگی مجدد پرونده را به شعبه همعرض ارجاع می‌نماید. شعبه --- دیوان عالی کشور رئیس: نبی اله راجی مستشار: محمد کرمی رای شعبه دیوان عالی کشور رای شعبه در خصوص تجدیدنظرخواهی نسبت به دادنامه شماره --- - 94/3/31 صادره از شعبه اول دادگاه کیفری استان اراک ب. ت. ب. محتویات پرونده که ت. ن. خ. در مراحل اولیه تحقیقات اقرار نموده که اسید از تهران تهیه نموده تا علیه نامزدش با اسید حمله و اسیدپاشی نماید و طبق اظهارات خود به این هم اکتفا ننموده بلکه با دو دست گلوی وی را به طوری فشار داده که پزشکی قانونی علت تامه مرگ را انسداد عناصر حیاتی گلوی متوفیه ذکر نموده البته ت. ن. خ. بعدا انکار نموده و اظهار داشته اقاریر قبلی بر اثر فشار و شکنجه بوده اما دلیلی برای این ادعا اقامه ننموده و در لایحه اعتراض دلیل جدید که موجبات برائت خود باشد بیان نکرده است بناءً علیهذا دادنامه تجدیدنظرخواسته در خصوص قصاص نفس خالی از منقصت قانونی بوده و به استناد بند الف ماده 469 قانون آیین دادرسی کیفری عینا ابرام می‌گردد اما در خصوص اعتراض اولیاء دم مقتوله نسبت به عمل مجرمانه متهم از جهت اسیدپاشی که دادگاه محترم این مسئله را از باب تداخل دانسته و طبق قانون مجازات اسلامی مصوب 1370 متهم را از این حیث تبرئه نموده است و اولیاء دم بآن اعتراض نموده‌اند گرچه قانون صراحتی در تداخل یاعدم تداخل ندارد اما تداخل در جائی است که با یک ضربه چند جنایت ایجاد شود و هر یک به تنهایی دیه خاص خود را داشته باشد، در اینجا بعضی قائل به تداخل می‌باشند و بعضی نیز قائل به تداخل نیستند کمااینکه رای وحدت رویه شماره 691 - 1385/07/11 دیوان عالی کشور قائل به عدم تداخل و تفکیک مجازات شده است امام علیه الرحمه در جائیکه ضربات متعدد باشد به طور مثال دست مجنی علیه را اول قطع کند سپس در روز دیگر پا را قطع کند تا منتهی به فوت مجنی علیه شود می فرمایند بعید نیست که از باب تداخل نباشد البته شکی نیست که اگر جراحت اول بهبودی حاصل شود سپس جراحت بعدی بهبود شود و آنگاه جانی مجنی علیه را بکشد اول قصاص اطراف می‌شود سپس قصاص نفس یعنی عدم تداخل (تحریرالوسیله مسئله 43 ) قصاص در ماده 299 ق مجازات اسلامی مصوب 92 چنین آمده.... چنانچه برخی از جنایات موجب قتل شود و برخی در وقوع قتل نقشی نداشته باشند، مرتکب علاوه بر قصاص نفس حسب مورد به قصاص عضو یا دیه جنایتهائی که تاثیر در قتل نداشته است محکوم می‌شود. بنابراین گرچه در قانون مجازات اسلامی زمان وقوع جنایت تصریحا تداخل یا عدم تداخل نیامده اما در تحریرالوسیله حضرت امام آمده است که قضات محترم می‌بایست در صورتی که حکم موضوع در قوانین مدون نباشد از متون فقهی استفاده نموده و حکم مقتضی صادر نمایند و در مانحن فیه طبق گواهی پزشکی قانونی اسیدپاشی به تنهایی اگر بود منجر به مرگ نمی شد بلکه علت تامه مرگ فشار بر عناصر حیاتی گردن بوده و لذا دادنامه معترض عنه در این خصوص واجد اشکال م. ب. و ضمن پذیرش تجدیدنظرخواهی دادنامه معترض عنه را در خصوص اسیدپاشی به استناد فراز چهارم از بند ب ماده 469 ق آیین دادرسی کیفری نقض و جهت رسیدگی مجدد پرونده را به شعبه همعرض ارجاع می‌نماید. شعبه --- دیوان عالی کشور رئیس: نبی اله راجی مستشار: محمد کرمی رای شعبه دیوان عالی کشور در خصوص تجدیدنظرخواهی نسبت به دادنامه شماره --- - 94/3/31 صادره از شعبه اول دادگاه کیفری استان اراک ب. ت. ب. محتویات پرونده که ت. ن. خ. در مراحل اولیه تحقیقات اقرار نموده که اسید از تهران تهیه نموده تا علیه نامزدش با اسید حمله و اسیدپاشی نماید و طبق اظهارات خود به این هم اکتفا ننموده بلکه با دو دست گلوی وی را به طوری فشار داده که پزشکی قانونی علت تامه مرگ را انسداد عناصر حیاتی گلوی متوفیه ذکر نموده البته ت. ن. خ. بعدا انکار نموده و اظهار داشته اقاریر قبلی بر اثر فشار و شکنجه بوده اما دلیلی برای این ادعا اقامه ننموده و در لایحه اعتراض دلیل جدید که موجبات برائت خود باشد بیان نکرده است بناءً علیهذا دادنامه تجدیدنظرخواسته در خصوص قصاص نفس خالی از منقصت قانونی بوده و به استناد بند الف ماده 469 قانون آیین دادرسی کیفری عینا ابرام می‌گردد اما در خصوص اعتراض اولیاء دم مقتوله نسبت به عمل مجرمانه متهم از جهت اسیدپاشی که دادگاه محترم این مسئله را از باب تداخل دانسته و طبق قانون مجازات اسلامی مصوب 1370 متهم را از این حیث تبرئه نموده است و اولیاء دم بآن اعتراض نموده‌اند گرچه قانون صراحتی در تداخل یاعدم تداخل ندارد اما تداخل در جائی است که با یک ضربه چند جنایت ایجاد شود و هر یک به تنهایی دیه خاص خود را داشته باشد، در اینجا بعضی قائل به تداخل می‌باشند و بعضی نیز قائل به تداخل نیستند کمااینکه رای وحدت رویه شماره 691 - 1385/07/11 دیوان عالی کشور قائل به عدم تداخل و تفکیک مجازات شده است امام علیه الرحمه در جائیکه ضربات متعدد باشد به طور مثال دست مجنی علیه را اول قطع کند سپس در روز دیگر پا را قطع کند تا منتهی به فوت مجنی علیه شود می فرمایند بعید نیست که از باب تداخل نباشد البته شکی نیست که اگر جراحت اول بهبودی حاصل شود سپس جراحت بعدی بهبود شود و آنگاه جانی مجنی علیه را بکشد اول قصاص اطراف می‌شود سپس قصاص نفس یعنی عدم تداخل (تحریرالوسیله مسئله 43 ) قصاص در ماده 299 ق مجازات اسلامی مصوب 92 چنین آمده.... چنانچه برخی از جنایات موجب قتل شود و برخی در وقوع قتل نقشی نداشته باشند، مرتکب علاوه بر قصاص نفس حسب مورد به قصاص عضو یا دیه جنایتهائی که تاثیر در قتل نداشته است محکوم می‌شود. بنابراین گرچه در قانون مجازات اسلامی زمان وقوع جنایت تصریحا تداخل یا عدم تداخل نیامده اما در تحریرالوسیله حضرت امام آمده است که قضات محترم می‌بایست در صورتی که حکم موضوع در قوانین مدون نباشد از متون فقهی استفاده نموده و حکم مقتضی صادر نمایند و در مانحن فیه طبق گواهی پزشکی قانونی اسیدپاشی به تنهایی اگر بود منجر به مرگ نمی شد بلکه علت تامه مرگ فشار بر عناصر حیاتی گردن بوده و لذا دادنامه معترض عنه در این خصوص واجد اشکال م. ب. و ضمن پذیرش تجدیدنظرخواهی دادنامه معترض عنه را در خصوص اسیدپاشی به استناد فراز چهارم از بند ب ماده 469 ق آیین دادرسی کیفری نقض و جهت رسیدگی مجدد پرونده را به شعبه همعرض ارجاع می‌نماید. شعبه --- دیوان عالی کشور رئیس: نبی اله راجیمستشار: محمد کرمی

موارد مرتبط 92

آرای مرتبط 40

نظریات مشورتی 40

مواد مرتبط 5

مقرراتِ مرتبط 1

نکته‌های مرتبط 1

فقط پیوندهایی که متنشان در بانک است، با شاهد از خودِ متن — نه شباهتِ آماری. عنوانِ بدونِ متن ساخته نمی‌شود.

نظرها و یادداشت‌ها

نظرها پس از بررسی نمایش داده می‌شوند.

Designed & Developed by Hamed Rostami, Eng. & Attorney — © All Rights Reserved حامد رستمی، مهندس و وکیل دادگستری حقوق، با نگاهِ هوش مصنوعی و الگوریتم اینستاگرام تلگرام لینکدین