Ailexa — هوش مصنوعی + قانون home صفحه اصلی (کلاسیک)
حوزهٔ جستجوی شما حدوداً در چه زمینه‌ای است:
در جست‌جوی چه هستید؟ بعد از انتخابِ آنچه می‌خواهید، در کادرِ جستجوی بالا موضوع را بنویسید و «بگرد» را بزنید. کانال تلگرام پادکست‌ها و تدریس‌هاصفحهٔ من

انطباق دقیق این متن با متن رسمی هنوز به‌طور ۱۰۰٪ کنترل نشده.

مفهوم رای اصراری خ. م.: در تاریخ 25 آذر 1394، دیوان عالی کشور نسبت به پرونده‌ای که به درخواست طلاق از سوی زوجه به طرفیت زوج مربوط می‌شد، رایی صادر کرد. زوجه به استناد عسر و حرج و عدم پرداخت نفقه، خواهان صدور حکم طلاق گردید. در مراحل ابتدایی، دادگاه خانواده دعوی را رد کرده و این تصمیم در دادگاه تجدیدنظر نیز تایید شد. زوجه با ارائه مستنداتی از جمله وجود همسر دوم برای زوج و عدم تمایل او به ادامه زندگی مشترک، درخواست تجدیدنظر نمود. دادگاه تجدیدنظر، با تایید وضعیت عسر و حرج زوجه، حکم طلاق را صادر و به زوجه اجازه داد تا خود را مطلقه کند. اعتراض زوج به این تصمیم منجر به بررسی مجدد در دیوان عالی کشور گردید که در آن نقص تحقیقات در صدور حکم مورد تاکید قرار گرفت و دادنامه نقض شد. دیوان عالی کشور تصریح کرد که دادگاه تجدیدنظر باید به دعوی زوجه رسیدگی کرده و نسبت به حضانت فرزند مشترک و نفقه وی نیز تعیین تکلیف نماید. در نتیجه، پرونده برای رسیدگی مجدد به همان دادگاه صادرکننده رای منقوض ارجاع گردید. این تصمیم بر اساس بند 5 ماده 371 و بند الف ماده 401 قانون آیین دادرسی مدنی اتخاذ شد. تاریخ دادنامه قطعی: 1394/09/25 شماره دادنامه قطعی: --- پیام: صدور رای اصراری زمانی مصداق پیدا می کند که پس از نقض رای در دیوان عالی کشور، پرونده به شعبه هم عرض شعبه صادر کننده رای فرجام خواسته ارسال شده و شعبه مرجوع الیه، منطبق با رای منقوض استدلال و رای صادر کند. بنابراین در مواردی که پس از نقض رای، پرونده به همان شعبه صادر کننده رای ارجاع می‌شود، صدور رای اصراری متصور نیست. رای خلاصه جریان پرونده جریان کامل پرونده به عنوان مقدمه دادنامه شماره --- - 94 مورخ 1394/03/31 صادره از این شعبه دیوان مشعر بر نقض دادنامه فرجامخواسته شماره 2073 مورخ 93/12/9 شعبه --- دادگاه تجدیدنظر استان تهران به علت نقص تحقیقات که رسیدگی مجدد به همان دادگاه صادر کننده رای منقوض ارجاع گردیده و مآلا منتهی به صدور دادنامه فرجامخواسته حاضر گردیده است بتفصیل منعکس گردیده که از تکرار آن صرفنظر میگردد خلاصه اینکه در تاریخ 93/3/10 خانم پ. م.پ.ک. به طرفیت همسرش آقای …. ح.پ. دادخواستی به خواسته صدور حکم طلاق تقدیم و توضیح داده که در تاریخ 1369/05/01 با خوانده ازدواج دائم نموده ام و حدود دو سال و نیم پیش اینجانب را از منزل مشترک بیرون کرده و با ترک بنده آبروی خانوادگی مرا برده است و فقط اسم ایشان به عنوان همسر در شناسنامه بنده م. ب. و هیچ تلاشی در جهت تحکیم مبانی خانوادگی انجام نداده و اصلا هیچ مسئولیتی نسبت به وظایف زوجیتی خود نداشته و ندارد و تاکنون از پرداخت نفقه اینجانب امتناع نموده است و با همسر موقت خود در حدود 11 سال است که زندگی مینماید و ادامه زندگی را برای اینجانب سخت و غیر ممکن ساخته و اینجانب در عسر و حرج شدید می باشم لذا مستندا به مواد 1129 و 1130 قانون مدنی صدور حکم طلاق به موجب عسر و حرج و ترک انفاق م. ا.. دادخواست مطروحه در شعبه --- دادگاه خانواده تهران مورد رسیدگی قرار می‌گیرد در جلسه دادرسی مقرر وکیل خواهان و نیز خوانده هر یک لایحه ای تقدیم نموده‌اند و خ. ا. د. در خصوص نفقه بنده مبلغ 27/250/000 تومان پرداخت کرده ام و زوجه خود منزل را ترک نموده و ده ها نفر شاهد دارم. و در مورد ضرب و شتم هم ادعای نامبرده مغلطه م. ب. و هیچ دلیل محکومیت بر علیه بنده ندارد و اخلال در نظم عمومی دادگاه بنده هم از جرائم عمومی بوده و هیچ ربطی به ایشان ندارد. از طرف دادگاه قرار ارجاع امر بداوری صادر شده و نظریه داوران زوجین هم واصل شده که حاکی از عدم حصول سازش بین طرفین م. ب.. اجرای احکام شورای حل اختلاف در پاسخ به استعلام دادگاه اعلام نموده که ز. د. ل. ارسالی خود اقرار به دریافت نفقه از م. ع. آقای …. ح.پ. نموده که ب. ت. ب. اقرار ایشان پرونده مختومه گردیده است. در جلسه دادرسی مورخ 93/9/5 وکیل زوجه اظهار نموده که خواسته طلاق زوجه به استناد حق طلاق همسر اول در صورت عدم رضایت به ازدواج دوم زوج م. ب. زوج مدت 12 سال است با زن دیگری زندگی می کند و سند ازدواج موقت وی که مکررا تمدید شده حاکی از این امر م. ب. لیکن زوج وکیل دادگستری است و ازدواج دائم دوم خود را در قالب عقد موقت انجام داده و مکررا تمدید کرده است که زوجه نتواند از حق طلاق به دست آمده استفاده نماید ولی آنچه مسلم است حق طلاق مذکور مستند به یکی از شروط عقدنامه و طبق قانون برای زوجه حاصل شده است برای اثبات این موضوع استشهادیه محلی ارائه گردیده که در صورت لزوم از دادگاه تقاضای معاینه محل و تهیه گزارش به وسیله واحد مددکاری را دارم. ضمنا حدود کمتر از یک سال قبل در محل زندگی زوج با همسر دوم درگیری و نزاعی بین همسر دوم و دختر 21 ساله موکله رخ داده که در این خصوص کیفرخواست تنظیم و جلسه رسیدگی برگزار شد و رای صادره هنوز ابلاغ نگردیده و این امر نشانگر ادامه زندگی زوج با همسر دوم خود م. ب. گرچه زوج همسر دوم خود را مجبور کرده که در دادگاه کیفری عنوان نماید دیگر رابطه زوجیت بین آنان وجود ندارد که با این کار جلوی استفاده از حق طلاق همسر اول را بگیرد. دادگاه پس از استماع مدافعات خوانده سرانجام به موجب دادنامه شماره --- مورخ 93/9/18 با استدلال اینکه حسب گزارش شورای حل اختلاف پرونده اجرایی موضوع نفقه با رضایت زوجه مختومه شده و زوج مخالف طلاق است و دلیلی بر اینکه زوج در حال حاضر همسر دوم به عقد موقت دارد ارائه نشده و زوج منکر داشتن همسر دوم است و دلیل و مستندی که الزام زوج بر طلاق را ایجاب نماید ارائه نشده است و طلاق از اختیارات زوج است لذا دعوی خواهان را غیر ثابت تشخیص و حکم به رد دعوی خواهان صادر نموده است از این رای وکیل زوجه تجدیدنظرخواهی نموده که پس از طی تشریفات قانونی شعبه --- دادگاه تجدیدنظر استان تهران وارد رسیدگی شده و در جلسه مورخ 91/12/6 که با حضور زوجه ت. ن. خ. و وکیل ایشان و دو فرزند نامبرده تشکیل گردیده دادگاه اظهارات آنان را استماع و در صورتمجلس منعکس نموده و سپس با اعلام ختم رسیدگی به موجب دادنامه شماره --- مورخ 92/12/9 با استدلال ذیل اعتراض زوجه ت. ن. خ. را وارد و موجه تشخیص داده است 0 اولا: ب. ت. ب. محتویات پرونده به نظر دادگاه عسر و حرج مورد ادعای ت. ن. خ. موجه است چرا که با ملاحظه پرونده وجود سالها اختلاف فیمابین محرز است خصوصا اظهارات زوجه در دادگاه و طرح دعاوی علیه یکدیگر خصوصا به حکایت صفحات 33 و 36 و 38 و 40 و 43 و 46 و 78 و 113 به بعد در پرونده موید این ادعاست. ثانیا: در سال 90 زوجین با یکدیگر در رابطه با طلاق و متارکه از یکدیگر توافق کردند به تاریخ 91/8/15 به حکایت صفحات 48 و 49 پرونده و بعد برابر اظهارات زوجه، زوج برای اجرای طلاق حاضر نشد. ثالثا: زوج تقاضای طلاق کرده در سال 91 که دادنامه شماره --- - 91/10/5 صادر شده و تا مرحله دیوانعالی کشور پیش رفته و مورد تایید قرار گرفته و بعد اجرا نکرده به حکایت صفحات 50 الی 54 پرونده رابعا- زوج بدون اخذ مجوز ازدواج مجدد کرده و در حقیقت شرط ضمن عقد محقق شده چرا که در شرط قید دائم و موقت وجود ندارد گرچه برابر محتویات پرونده و استشهادیه ارائه شده و شهود حتی فرزندان مشترک در جلسه مورخ 93/12/5 دادگاه هنوز این زوجیت ادامه دارد به حکایت صفحات 55 و 56 و 57 و 87 و 112 پرونده و حتی همسر ت. ن. خ. به اتهام توهین و مزاحمت و ایراد ضرب و جرح نسبت به خانواده زوجه و فرزندان مشترک زوجین محکوم شده است. خامسا: پیامکهای ارسالی از سوی زوج به زوجه نیز دلیل دیگری است بر عدم صحبت و تمایل وی به زندگی مشترک به حکایت صفحات 113 به بعد پرونده و زوجه نیز بهمراه فرزندان در تاریخ 93/12/5 در دادگاه حاضر شده و اظهارات آنان استماع گردیده و حاضر شده از مهریه ناچیزی را که دریافت کرده مبلغ پانصد هزار تومان به زوج در قبال طلاق پرداخت نماید لذا دادگاه ضمن نقض دادنامه تجدیدنظرخواسته به استناد <a class="artref" href="/ماده/ماده-1130-a_0815110236787">ماده 1130 قانون مدنی</a> و ماده 119 همان قانون ناظر به شروط ضمن عقد نکاح حکم طلاق خلعی را صادر و به زوجه اجازه داده پس از قطعیت حکم با مراجعه به یکی از دفاتر طلاق به وکالت از طرف زوج خود را مطلقه نماید. پس از ابلاغ دادنامه مذکور، ز. ن. ب. آن فرجامخواهی نموده که پس از وصول پرونده به دیوانعالی کشور و ارجاع آن به این شعبه، هیات شعبه به موضوع رسیدگی و طی دادنامه شماره --- مورخ 94/3/31 بعلل و جهات منعکس در آن دادنامه فرجامخواسته را واجد نقص تحقیقات تشخیص و ضمن نقض آن رسیدگی مجدد را به همان دادگاه صادر کننده رای منقوض ارجاع نموده است. د. ا. م. شعبه --- دادگاه تجدیدنظر استان تهران وارد رسیدگی مجدد شده و در جهت تکمیل تحقیقات مورد نظر این شعبه دیوان به زوجه اخطار نموده که مسجلین استشهادیه مدرکیه خود را در دادگاه حاضر نماید. ز. د. ت. 94/6/18 در دادگاه حضور یافته و اعلام نموده که شهود ذیل استشهادیه در دادگاه حاضر نشدند من به آنها مراجعه کردم گفتند همسر شما آمده با ما سر و صدا کرد و گفته چرا در زندگی شخصی ما دخالت می کنید و قسم خوردند پای ما را به دادگاه نکشانید ضمنا خانم س. ل. علیه من و دختر و برادرم شکایت کرده که اینها آمدند به من تهمت رابطه نامشروع با الف. ح.پ. زدند و بخاطر این توهین ما را محکوم کرده است خانم در پرونده گفته من با آقای …. زن و شوهر هستیم و سالها داریم زندگی می کنیم که در پرونده منعکس است. سپس دادگاه پرونده استنادی مورد نظر این شعبه دیوان را از مراجع ذیربط مطالبه داشته و دفتر دادگاه به شرح گزارش مورخ 94/6/31 اعلام نموده که در اجرای دستور ریاست محترم شعبه در چند نوبت با تلفن های اعلامی مربوط به آقای ح.ک. عاقد عقد موقت الف. ح.پ. و خانم س. ل. تماس گرفته ام که در یک نوبت خانمی پاسخ داده و اعلام کرده که تلفن مربوط به آقای ک. م. ب. ولی در منزل نیستند و در نوبت های بعدی اصلا کسی تلفن را پاسخ نداده است. دادگاه به شرح صورتمجلس مورخ 94/7/8 خلاصه پرونده استنادی شماره 857 - 92 واصله از دفتر اجرای احکام دادسرای ناحیه 5 را منعکس نموده است. که در این پرونده خانم س. ح.پ. علیه آقای …. ح.پ. و خام س. ل. به اتهام ضرب و جرح و خانم پ. م. علیه همسرش الف. ح.پ. و نیز خانم س. ل. علیه ف.م. برادر خانم پ. م. به اتهام مزاحمت و علیه خانم س. و مادرش پ. م. به اتهام تخریب و تهدید و مزاحمت اعلام شکایت نموده اند. خانم س. ل. دو فقره استشهادیه به تاریخ 92/8/5 ارائه نموده و اعلام داشته که من و آقای …. ح.پ. زن و شوهر هستیم و سند عقد رسمی قانونی و شرعی در اختیار داریم که در کلانتری هم ارائه کردند و آقای …. ح.پ. طی لایحه تقدیمی اعلام نموده که من و همسر موقتی ام مشغول زندگی هستیم و همسر اول من خانم پ. مزاحمت می کند. در تاریخ 92/12/4 گواهان خانم س. شهادت دادند که خانم پ. و دخترش س. به درب خانه س.آمدند و گفتند که با آقای ا. ح.پ. رابطه نامشروع داری در حالی که ایشان همسر قانونی و شرعی آقای ح.پ. است و خانم س. مجددا با تقدیم لایحه ای ضمن رد اتهام وارده از سوی خانم پ. و س. گفته است که رابطه من با الف. رسمی است و زن و شوهر هستیم. بعد از صدور کیفرخواست به موجب حکم صادره از شعبه --- دادگاه جزایی خانم س.ل. به اتهام ضرب و جرح و اهانت محکوم شده و با رد تجدیدنظرخواهی وی در مرحله تجدیدنظر دادنامه صادره تایید شده است و سپس دادگاه خلاصه پرونده کیفری استنادی دیگر به کلاسه --- شعبه نهم دادگاه تجدیدنظر را در صورتمجلس مورخ 94/7/12 منعکس نموده که در این پرونده خانم س. ل. علیه خانمها پ. م. و س. ح.پ. همسر و فرزند آقای …. ح.پ. به اتهام توهین و افترا به تاریخ 93/7/7 اعلام شکایت نموده و توضیح داده که مشتکی عنهما به من توهین و تهمت رابطه نامشروع با آقای …. ح.پ. را زده اند در حالی که من برای رابطه خودم با آقای …. ح.پ. مدرک رسمی ازدواج دارم که به مامورین پلیس 110 هم نشان دادم. دادگاه پس از تحقیقات از طرفین و اظهارات شهود طی دادنامه شماره --- مورخ 94/4/13 پ. م. و س. ح.پ. و ف. م. را به اتهام توهین هر یک را به جزای نقدی محکوم کرده است. سرانجام دادگاه ضمن اعلام ختم دادرسی به موجب دادنامه شماره --- - 94 مورخ 1394/07/13 پس از ذکر سیر مراحل دادرسی با اعلام اینکه پرونده های استنادی مطالبه شده و خلاصه آنها استخراج و در صورتمجلس درج شده است که در هر دو پرونده استنادی ازدواج مجدد آقای …. ح.پ. با خانم س. ل. محرز و باثبات رسیده است لذا مستندا به ماده 358 قانون آیین دادرسی مدنی ضمن نقض دادنامه تجدیدنظرخواسته با ملاحظه ماده 408 قانون آیین دادرسی مدنی به رای اولی صادره به شماره 2073 اصرار میورزد. دادنامه فوق الذکر در تاریخ 94/7/19 به ز. ا. ش. و نامبرده در تاریخ 94/8/10 با تقدیم دادخواست و لایحه فرجامی نسبت به آن فرجامخواهی که پس از تبادل لوایح و وصول پرونده به دیوانعالی کشور جهت رسیدگی به این شعبه ارجاع گردیده است. لوایح طرفین به هنگام شور قرائت میگردد. هیات شعبه در تاریخ بالا تشکیل گردید. پس از قرائت گزارش آقای … ممیز و ملاحظه اوراق پرونده مشاوره نموده چنین رای می دهد: رای شعبه دیوان عالی کشور دادنامه شماره --- - 94 مورخ 1394/07/13 شعبه --- دادگاه تجدیدنظر استان تهران متضمن نقض دادنامه تجدیدنظرخواسته صرفنظر از صحت و سقم اعتراض ز. ف. خ. ازحیث شکلی به لحاظ عدم مطابقت آن با اصول و قواعد دادرسی واجد ایراد قانونی بوده و درخور نقض م. ب. زیرا دادگاه محترم تجدیدنظر به موجب دادنامه مزبور ضمن نقض دادنامه تجدیدنظرخواسته اعلام نموده که با ملاحظه ماده 408 قانون آیین دادرسی به رای اولی به شماره 2073 اصرار میورزد در حالی که اولا- مطابق ماده 408 قانون آیین دادرسی مدنی با لحاظ ماده 401 همان قانون دادنامه فرجامخواسته در صورتی مصداق رای اصراری را خواهد داشت که دادگاه صادر کننده آن شعبه همعرض دادگاه صادر کننده رای سابق که در دیوان عالی کشور مورد نقض قرار گرفته است باشد باین معنا که دیوانعالی کشور پس از نقض دادنامه فرجامخواسته در اجرای بند ج ماده 401 قانون فوق الذکر رسیدگی مجدد را به شعبه هم عرض دادگاه صادر کننده رای منقوض ارجاع نماید و شعبه هم عرض در مقام رسیدگی بدعوی طبق رای اولیه که از شعبه همعرض دیگری اصدار یافته اقدام به صدور رای اصراری نماید و در ما نحن فیه چون دادگاه صادر کننده رای فرجامخواسته همان دادگاه صادر کننده رای منقوض بوده که پس از نقض رای مجددا عهده دار رسیدگی شده و اقدام به صدور رای نموده است بنابراین دادنامه فرجامخواسته نمی تواند مصداق رای اصراری را داشته باشد. ثانیا- دادگاه محترم تجدیدنظر با قبول اعتراض ت. ن. خ. (خواهان بدوی) و احراز تخلف زوج از شرط ضمن العقد مندرج در قباله نکاحیه دادنامه تجدیدنظرخواسته را نقض نموده ولی درباره دعوی زوجه خواهان بدوی اقدام به صدور رای ننموده و در این خصوص هیچ تعیین تکلیف نکرده است و اشاره به دادنامه منقوض سابق هم موثر در مقام نمی‌باشد چه آنکه دادنامه سابق صادره از همان دادگاه به شماره 2073 مورخ 93/12/9 به موجب دادنامه شماره --- مورخ 1394/03/31 صادره از این شعبه دیوان به علت نقص تحقیق مورد نقض قرار گرفته و هیچ اعتبار قانونی بر آن مترتب نبوده و قابلیت استناد و اجرا را ندارد و باین ترتیب دعوی خواهان بدوی با نقض دادنامه تجدیدنظرخواسته معلق و بلاتکلیف باقی مانده و بدون صدور حکم درباره آن هیچ اقدامی در خصوص آن متصور نخواهد بود و بدین لحاظ ضرورت قانونی داشته که دادگاه محترم تجدیدنظر بر حسب استنباط و تشخیص خود ضمن نقض دادنامه تجدیدنظر نسبت به صدور رای مقتضی در خصوص دعوی زوجه خواهان بدوی و خواسته ایشان و نیز تعیین تکلیف درباره حضانت فرزند صغیر مشترک زوجین و ملاقات و نفقه او اقدام لازم معمول دارد بنابراین و با توجه بمراتب اشعاری دادنامه فرجامخواسته به علت نقص در صدور آن و عدم صدور رای درباره دعوی خواهان بدوی علیرغم نقض دادنامه تجدیدنظر قابلیت ابرام را ندارد و مستندا به بند 5 ماده 371 و بند الف ماده 401 قانون آیین دادرسی مدنی ضمن نقض آن رسیدگی مجدد به همان دادگاه محترم صادر کننده رای منقوض ارجاع می‌گردد تا ب. ت. ب. مراتب مرقوم در فوق نسبت به صدور رای مقتضی اقدام نماید. شعبه --- دیوان عالی کشور - رئیس و مستشار و مستشار حسن عباسیان - مسعود کریم پورنطنزی - سیروس کیقبادی

موادِ قانونیِ مستند در این صفحه 1

موارد مرتبط 55

آرای مرتبط 40

نظریات مشورتی 1

مواد مرتبط 5

فقط پیوندهایی که متنشان در بانک است، با شاهد از خودِ متن — نه شباهتِ آماری. عنوانِ بدونِ متن ساخته نمی‌شود.

نظرها و یادداشت‌ها

نظرها پس از بررسی نمایش داده می‌شوند.

Designed & Developed by Hamed Rostami, Eng. & Attorney — © All Rights Reserved حامد رستمی، مهندس و وکیل دادگستری حقوق، با نگاهِ هوش مصنوعی و الگوریتم اینستاگرام تلگرام لینکدین