رأی
مفهوم غرامات قابل جبران درفرض مستحق للغیربودن مبیع
رأی دادگاه بدوی
پرونده کلاسه *تصمیم نهایی شماره *
خواهان: خانم پ. ن. م. فرزند خ. با وکالت اقای د. م. خ. فرزند ه. و اقای ب. ن. پ. فرزند ح. همگی به نشانی *
خوانده: خانم ش. ع. ف. فرزند ش. به نشانی *
خواسته ها:
۱. اعلام بطلان معامله
۲. استرداد ثمن معامله
" رای دادگاه "
در خصوص دادخواست پ. ن. م. فرزند خ. با وکالت د. م. خ. ، ب. ن. پ. به طرفیت ش. ع. ف. فرزند ش. به خواسته۱تایید بطلان معامله موضوع مبایعه نامه مورخ ۱۳۹۸/۱۰/۱۰ بلحاظ مستحق للغیر بودن مبیع م. ب. ۳٫۱۰۰٫۰۰۰ ریال ارزش منطقه ای ملک ۳٫۱۰۰٫۰۰۰ ریال.۲الزام خوانده به استرداد ثمن معامله به نرخ روز با جلب نظر کارشناس ر. د. ب. انضمام کلیه خسارات وارده از جمله هزینه دادرسی و حق الزحمه کارشناس و حق الوکاله وکیل و خسارت تاخیرتادیه به شرح متن دادخواست به مبلغ ۱٫۹۵۰٫۰۰۰٫۰۰۰ ریال؛ بدین شرح که وکیل خواهان اظهار نمودند"به وکالت از خانم پ. ن. م. ا به استحضار می رساند: موکله بموجب مبایعه نامه عادی شماره ۹۸/۲۶۴۰۱۰۱۰ /الف مورخ ۱۳۸۸/۱۰/۱۰ تنظیم شده در مشاور املاک میرسالار *یکدستگاه اپارتمان تحت پلاک ثبتی ۱۳۱۲/۱۸ بخش یک شعبه *بلغ ۱/۹۵۰/۰۰۰/۰۰۰ ریال از خوانده خریداری و ثمن معامله به وی پرداخت شده است ، متعاقبا" اقای ف. ش. ز. با در دست داشتن وکالتنامه رسمی شماره ۲۷۹۲۸ مورخ ۱۳۹۸/۱۰/۱۱ دفترخانه ۲۲۹شیراز مبیع را طی سند قطعی غیرمنقول به شماره ۵۸۱۷۸ مورخ ۱۳۹۸/۱۰/۱۸ *به موکله انتقال قطعی می نماید. و سپس سند تکبرگ شماره ۸۶۱۸۸۴ مورخ ۱۳۹۸/۱۰/۲۸ برای موکله صادر و موکله مالک رسمی پلاک مزبور می شود. ، اقایان م. و ر. و ی. و س. ش. در شعبه *مبادرت به طرح دعوی بخواسته ابطال سند موکله و اشخاص دیگر می نمایند که پس از جری تشریفات رسیدگی بموجب رای صادره از شعبه *که در شعبه *قطعی گردیده است.حکم به ابطال سند موکله صادر شده و پس از قطعیت دادنامه مذکور اقای م. ش. مبادرت به اخذ سند تک برگ به شماره ۲۶۹۶۲۲ مورخ ۱۴۰۱/۶/۹ درخصوص پلاک ی که قبلا به موکله فروخته شده بود می نماید. و نامبرده مالک رسمی پلاک مذکور می شود. ن. ب. ا. در موارد مستحق للغیردر امدن مبیع وجهل خریدار به وجود فساد فروشنده باید از عهد غرامات وارده به خریدار از جمله کاهش ارزش ثمن بر اید و چون در مانحن فیه مالکیت موکله باطل گردیده و پلاک مذکور بواسطه ادعای مالک فعلی به شخص دیگری منتقل شده است.بدوا ضمن تقاضای پذیرش اعسار موکله و معافیت وی از پرداخت هزینه دادرسی بمبلغ ۶۸/۲۵۰/۰۰۰ ریال از طریق استماع شهادت شهود تعرفه شده سپس در ماهیت امر تایید بطلان معامله فی مابین موکله و خوانده بموجب مبایعه نامه صدر الاشاره بلحاظ مستحق للغیر بودن مبیع سپس محکومیت خوانده به استرداد ثمن معامله به نرخ روز با جلب نظر کارشناس رسمی دادگستری بانضمام خسارات دادرسی و تاخیرتادیه و حق الوکاله وکیل له موکله م. ا.. "خوانده اظهار نمودند"عرض شود. که من بابت مهریه چهار واحد از ح. ا. ش. توقیف نمودم و با حکم دادگاه سند به من منتقل شد و هشت سال هم از موضوع می گذرد تا اینکه به موجب رای دیوانعالی کشور سند رسمی ابطال شد.من خودم بیمار بودم و به دامادم بنام ف. ش. ز. وکالت دادم و ایشان این واحد را به خواهان فروخت. ".موضوع به کارشناس رسمی دادگستری ارجاع گردید.که به موجب ان"از محل مورد اختلاف اپارتمان مسکونی واقع در *از اصلی ۱۳۱۲ مفروز و مجزی ۱ بازدید بعمل اورده که دارای مساحت ۸۷٫۴۶ متر مربع به انضمام یک تراس مسقف به مساحت ۴٫۹۴ دارای دو اتاق خواب و هال و پذیرایی ولوازمات بهداشتی با دیوارهای اجری و اسکلت بتنی و سقف تیرچه *اندود داخلی سفید کاری و کف و نمای سرامیک ودرب و پنجره فلزی و تاسیسات اب و برق وگاز و اسانسور م. ب.. که خواهان اظهار دارد. مطابق با مبایعه نامه شماره ۲۶۴۰۱۰۱۰۹۸الف اپارتمان مذکور را از خوانده خانم ش. ع. با شرایط مندرج در مبایعه نامه خریدار نموده است.و سند تک برگ به نام ایشان صادر میگردد. و پس از چندی اقایان م. و ر. و ی. و س. ش. در شعبه *مبادرت به طرح دعوی بخواسته ابطال سند خواهان نموده که پس از تشریفات رسیدگی بموجب رای صادر شعبه سوم که در شعبه *د بایع باید از عهده غرامات وارده بر مشتری براید فلذا انچه از متن قانون برمی اید جبران غرامات است.پرداخت ارزش پول براساس ارزش زمان پرداخت ، جبران غرامات نیست بلکه پرداخت دین به ارزش واقعی ان است.به همین دلیل نمی توان تفاوت ارزش اسمی زمان مطالبه و زمان پرداخت را خسارت تاخیرتادیه تلقی کرد خسارت تاخیرتادیه ارتباطی با کاهش ارزش اقتصادی طلب ندارد. و حتی در صورت عدم کاهش ارزش اقتصادی طلب مطالبه شدنی است.اینکه امروزه از پرداخت دین به ارزش روز به عنوان خسارت تاخیرتادیه یاد می شود. تعبیر نادرستی است.که میان جامعه حقوقی شیوع یافته است.خسارت تاخیرتادیه عبارت است.از ضرری که صرفا به واسطه عدم تادیه به موقع دین بر بستانکار وارد می شود. نه به واسطه تورم و کاهش ارزش پول. بنابراین در صورت مستحق للغیر درامدن مبیع استرداد ثمن بر اساس نرخ شاخص قیمت ها ، جبران غرامت نیست بلکه پرداخت طلب به ارزش واقعی ان است.از این روز افزایش یا کاهش قیمت مبیع تاثیری در موضوع نمی گذارد ، بلکه انچه اهمیت دارد. تغییر نرخ شاخص قیمت هاست که تعیین کننده ارزش واقعی ثمن است.بر این مبنا اگر قیمت ملک تغییری نکرده باشد. حتی کاهش هم یافته باشد. ثمن باید بر اساس شاخص بانک مرکزی پرداخت شود. زیرا شاخص بانک مرکزی بر اساس افزایش یا کاهش میانگین قیمت کالاها تعیین می شود. و ممکن است.علیرغم کاهش قیمت ملک شاخص بانک افزایش نشان دهد یا برعکس ، با وجود افزایش قیمت ملک شاخص بانک کاهش داشته باشد. بنابراین اگر شاخص بانک مرکزی کاهش داشته باشد. ثمنی که پرداخت می شود. از ارزش ثمن المسمی کمتر خواهد بود و هیچ ارتباطی هم به غرامات وارده نخواهد داشت بنابراین رای وحدت رویه شماره *که اطلاق غرامات را کاهش ارزش ثمن دانسته نادرست تلقی می گردید.تا اینکه رای وحدت رویه ۸۱۱ دیوانعالی کشور مراتب را اصلاح نمود مسئولیت فروشنده به پرداخت خسارت وارده بر خریدار را می توان بر مبنای تسبیب ضمان معاوضی یا نظریه ظاهر توجیه کرد در صورتی که مبنای خسارت را تسبیب بدانیم غرامت ( تفاوت ثمن المسمی با قیمت روز پرداخت ) را باید بر اساس قیمت امثال ملک مورد معامله در زمان پرداخت محاسبه کرد و اگر مبنای خسارت را ضمان معاوضی بدانیم غرامت را باید بر اساس قیمت خود ملک مورد معامله در زمان پرداخت محاسبه کرد و بالاخره در صورتی که مسئولیت فروشنده را مبتنی بر نظریه ظاهر بدانیم با صحیح دانستن بیع مانع ورود خسارت به خریدار می شویم و مالک می تواند از باب وکالت ظاهری به فروشنده رجوع کند. به نظر می رسد در مواردی که شرایط نمایندگی ظاهری محقق است.بهتر است.بر اساس نظریه عمل کنیم در غیر این صورت ب. ت. ب. مانوس بودن جامعه حقوق *با تسبیب و اختلافی بودن ضمان معاوضی در موضوع حاضر عمل بر اساس تسبیب مناسب تر به نظر می رسد فلذا ب. ت. ب. اینکه حسب ارای صادره از دادگاه تجدیدنظر و دیوانعالی کشور ملک مستحق للغیر درامده است.لذا خواسته خ. ر. و. دانسته و به تجویز مواد ۳۲۸ و ۳۴۸ و ۳۶۲ و ۳۹۰ و ۳۹۱ قانون مدنی رای وحدت رویه ۷۳۳ و ۸۱۱ دیوانعالی کشور مواد ۱۹۸ و ۵۱۵ و ۵۱۹ قانون ایین دادرسی مدنی حکم بر اعلام بطلان معامله عادی طرفین مورخ ۱۳۹۸/۱۰/۱۰و الزام خوانده به پرداخت ۶/۸۵۰/۰۰۰/۰۰۰ ریال بابت استرداد ثمن به نرخ روز و پرداخت کلیه خسارت دادرسی صادر و اعلام می نماید.رای اصداری حضوری و ظرف مهلت بیست روز از تاریخ ابلاغ دادنامه ، پژوهش پذیر در مراجع عالیقدر پژوهش *م. ب..
م.
رییس شعبه *
رأی دادگاه بدوی
پرونده کلاسه *تصمیم نهایی شماره *
خواهان: خانم پ. ن. م. فرزند خ. با وکالت اقای د. م. خ. فرزند ه. و اقای ب. ن. پ. فرزند ح. همگی به نشانی *
خوانده: خانم ش. ع. ف. فرزند ش. با وکالت اقای ع. ا. ز. فرزند ح. به نشانی *
خواسته ها:
۱. اعلام بطلان معامله
۲. استرداد ثمن معامله
رأی دادگاه بدوی
پرونده کلاسه *تصمیم نهایی شماره *
خواهان: خانم پ. ن. م. فرزند خ. با وکالت اقای د. م. خ. فرزند ه. و اقای ب. ن. پ. فرزند ح. همگی به نشانی *
خوانده: خانم ش. ع. ف. فرزند ش. با وکالت اقای ع. ا. ز. فرزند ح. به نشانی *
خواسته ها:
۱. اعلام بطلان معامله
۲. استرداد ثمن معامله
بسمه تعالی
شعبه *ی. س.
رأی دادگاه بدوی
پرونده کلاسه *تصمیم نهایی شماره *
خواهان: خانم پ. ن. م. فرزند خ. با وکالت اقای د. م. خ. فرزند ه. و اقای ب. ن. پ. فرزند ح. همگی به نشانی *
خوانده: خانم ش. ع. ف. فرزند ش. با وکالت اقای ع. ا. ز. فرزند ح. به نشانی *
خواسته ها:
۱. اعلام بطلان معامله
۲. استرداد ثمن معامله
بسمه تعالی
نسبت به دعوی پ. ن. م. علیه ش. ع. ف. دائر بر اعلام بطلان معامله و استرداد ثمن معامله کسر موقت از امار طبق دستورالعمل صادر شد
شعبه *اسلام ر. ا.
رأی دادگاه تجدیدنظر استان
به موجب دادنامه شماره *صادره از خخ. در خصوص دادخواست پ. ن. م. فرزند خ. با وکالت د. م. خ. ، ب. ن. پ. به طرفیت ش. ع. ف. فرزند ش. به خواسته۱تایید بطلان معامله موضوع مبایعه نامه مورخ ۱۳۹۸/۱۰/۱۰ بلحاظ مستحق للغیر بودن مبیع م. ب. ۳٫۱۰۰٫۰۰۰ ریال ارزش منطقه ای ملک ۳٫۱۰۰٫۰۰۰ ریال.۲الزام خوانده به استرداد ثمن معامله به نرخ روز با جلب نظر کارشناس ر. د. ب. انضمام کلیه خسارات وارده از جمله هزینه دادرسی و حق الزحمه کارشناس و حق الوکاله وکیل و خسارت تاخیرتادیه به شرح متن دادخواست به مبلغ ۱٫۹۵۰٫۰۰۰٫۰۰۰ ریال؛ بدین شرح که وکیل خواهان اظهار نمودند"به وکالت از خانم پ. ن. م. به استحضار می رساند: موکله بموجب مبایعه نامه عادی شماره ۹۸/۲۶۴۰۱۰۱۰ /الف مورخ ۱۳۸۸/۱۰/۱۰ تنظیم شده در مشاور املاک میرس *یکدستگاه اپارتمان تحت پلاک ثبتی ۱۳۱۲/۱۸ بخش یک شعبه *بلغ ۱/۹۵۰/۰۰۰/۰۰۰ ریال از خوانده خریداری و ثمن معامله به وی پرداخت شده است ، متعاقبا" اقای ف. ش. ز. با در دست داشتن وکالتنامه رسمی شماره ۲۷۹۲۸ مورخ ۱۳۹۸/۱۰/۱۱ دفترخانه ۲۲۹شیراز مبیع را طی سند قطعی غیرمنقول به شماره ۵۸۱۷۸ مورخ ۱۳۹۸/۱۰/۱۸ *به موکله انتقال قطعی می نماید. و سپس سند تکبرگ شماره ۸۶۱۸۸۴ مورخ ۱۳۹۸/۱۰/۲۸ برای موکله صادر و موکله مالک رسمی پلاک مزبور می شود. ، اقایان م. و ر. و ی. و س. ش. در شعبه *مبادرت به طرح دعوی بخواسته ابطال سند موکله و اشخاص دیگر می نمایند که پس از جری تشریفات رسیدگی بموجب رای صادره از شعبه *که در شعبه *قطعی گردیده است.حکم به ابطال سند موکله صادر شده و پس از قطعیت دادنامه مذکور اقای م. ش. مبادرت به اخذ سند تک برگ به شماره ۲۶۹۶۲۲ مورخ ۱۴۰۱/۶/۹ درخصوص پلاک ی که قبلا به موکله فروخته شده بود می نماید. و نامبرده مالک رسمی پلاک مذکور می شود. ن. ب. ا. در موارد مستحق للغیردر امدن مبیع وجهل خریدار به وجود فساد فروشنده باید از عهد غرامات وارده به خریدار از جمله کاهش ارزش ثمن بر اید و چون در مانحن فیه مالکیت موکله باطل گردیده و پلاک مذکور بواسطه ادعای مالک فعلی به شخص دیگری منتقل شده است.بدوا ضمن تقاضای پذیرش اعسار موکله و معافیت وی از پرداخت هزینه دادرسی بمبلغ ۶۸/۲۵۰/۰۰۰ ریال از طریق استماع شهادت شهود تعرفه شده سپس در ماهیت امر تایید بطلان معامله فی مابین موکله و خوانده بموجب مبایعه نامه صدر الاشاره بلحاظ مستحق للغیر بودن مبیع سپس محکومیت خوانده به استرداد ثمن معامله به نرخ روز با جلب نظر کارشناس رسمی دادگستری بانضمام خسارات دادرسی و تاخیرتادیه و حق الوکاله وکیل له موکله م. ا.. "خوانده اظهار نمودند"عرض شود. که من بابت مهریه چهار واحد از ح. ا. ش. توقیف نمودم و با حکم دادگاه سند به من منتقل شد و هشت سال هم از موضوع می گذرد تا اینکه به موجب رای دیوانعالی کشور سند رسمی ابطال شد.من خودم بیمار بودم و به دامادم بنام ف. ش. ز. وکالت دادم و ایشان این واحد را به خواهان فروخت. ".موضوع به کارشناس رسمی دادگستری ارجاع گردید.که به موجب ان"از محل مورد اختلاف اپارتمان مسکونی واقع در *از اصلی ۱۳۱۲ مفروز و مجزی ۱ بازدید بعمل اورده که دارای مساحت ۸۷٫۴۶ متر مربع به انضمام یک تراس مسقف به مساحت ۴٫۹۴ دارای دو اتاق خواب و هال و پذیرایی ولوازمات بهداشتی با دیوارهای اجری و اسکلت بتنی و سقف تیرچه *اندود داخلی سفید کاری و کف و نمای سرامیک ودرب و پنجره فلزی و تاسیسات اب و برق وگاز و اسانسور م. ب.. که خواهان اظهار دارد. مطابق با مبایعه نامه شماره ۲۶۴۰۱۰۱۰۹۸الف اپارتمان مذکور را از خوانده خانم ش. ع. با شرایط مندرج در مبایعه نامه خریدار نموده است.و سند تک برگ به نام ایشان صادر میگردد. و پس از چندی اقایان م. و ر. و ی. و س. ش. در شعبه *مبادرت به طرح دعوی بخواسته ابطال سند خواهان نموده که پس از تشریفات رسیدگی بموجب رای صادر شعبه سوم که در شعبه *د بایع باید از عهده غرامات وارده بر مشتری براید فلذا انچه از متن قانون برمی اید جبران غرامات است.پرداخت ارزش پول براساس ارزش زمان پرداخت ، جبران غرامات نیست بلکه پرداخت دین به ارزش واقعی ان است.به همین دلیل نمی توان تفاوت ارزش اسمی زمان مطالبه و زمان پرداخت را خسارت تاخیرتادیه تلقی کرد خسارت تاخیرتادیه ارتباطی با کاهش ارزش اقتصادی طلب ندارد. و حتی در صورت عدم کاهش ارزش اقتصادی طلب مطالبه شدنی است.اینکه امروزه از پرداخت دین به ارزش روز به عنوان خسارت تاخیرتادیه یاد می شود. تعبیر نادرستی است.که میان جامعه حقوقی شیوع یافته است.خسارت تاخیرتادیه عبارت است.از ضرری که صرفا به واسطه عدم تادیه به موقع دین بر بستانکار وارد می شود. نه به واسطه تورم و کاهش ارزش پول. بنابراین در صورت مستحق للغیر درامدن مبیع استرداد ثمن بر اساس نرخ شاخص قیمت ها ، جبران غرامت نیست بلکه پرداخت طلب به ارزش واقعی ان است.از این روز افزایش یا کاهش قیمت مبیع تاثیری در موضوع نمی گذارد ، بلکه انچه اهمیت دارد. تغییر نرخ شاخص قیمت هاست که تعیین کننده ارزش واقعی ثمن است.بر این مبنا اگر قیمت ملک تغییری نکرده باشد. حتی کاهش هم یافته باشد. ثمن باید بر اساس شاخص بانک مرکزی پرداخت شود. زیرا شاخص بانک مرکزی بر اساس افزایش یا کاهش میانگین قیمت کالاها تعیین می شود. و ممکن است.علیرغم کاهش قیمت ملک شاخص بانک افزایش نشان دهد یا برعکس ، با وجود افزایش قیمت ملک شاخص بانک کاهش داشته باشد. بنابراین اگر شاخص بانک مرکزی کاهش داشته باشد. ثمنی که پرداخت می شود. از ارزش ثمن المسمی کمتر خواهد بود و هیچ ارتباطی هم به غرامات وارده نخواهد داشت بنابراین رای وحدت رویه شماره *که اطلاق غرامات را کاهش ارزش ثمن دانسته نادرست تلقی می گردید.تا اینکه رای وحدت رویه ۸۱۱ دیوانعالی کشور مراتب را اصلاح نمود مسئولیت فروشنده به پرداخت خسارت وارده بر خریدار را می توان بر مبنای تسبیب ضمان معاوضی یا نظریه ظاهر توجیه کرد در صورتی که مبنای خسارت را تسبیب بدانیم غرامت ( تفاوت ثمن المسمی با قیمت روز پرداخت ) را باید بر اساس قیمت امثال ملک مورد معامله در زمان پرداخت محاسبه کرد و اگر مبنای خسارت را ضمان معاوضی بدانیم غرامت را باید بر اساس قیمت خود ملک مورد معامله در زمان پرداخت محاسبه کرد و بالاخره در صورتی که مسئولیت فروشنده را مبتنی بر نظریه ظاهر بدانیم با صحیح دانستن بیع مانع ورود خسارت به خریدار می شویم و مالک می تواند از باب وکالت ظاهری به فروشنده رجوع کند. به نظر می رسد در مواردی که شرایط نمایندگی ظاهری محقق است.بهتر است.بر اساس نظریه عمل کنیم در غیر این صورت ب. ت. ب. مانوس بودن جامعه حقوق *با تسبیب و اختلافی بودن ضمان معاوضی در موضوع حاضر عمل بر اساس تسبیب مناسب تر به نظر می رسد فلذا ب. ت. ب. اینکه حسب ارای صادره از دادگاه تجدیدنظر و دیوانعالی کشور ملک مستحق للغیر درامده است.لذا خواسته خ. ر. و. دانسته و به تجویز مواد ۳۲۸ و ۳۴۸ و ۳۶۲ و ۳۹۰ و ۳۹۱ قانون مدنی رای وحدت رویه ۷۳۳ و ۸۱۱ دیوانعالی کشور مواد ۱۹۸ و ۵۱۵ و ۵۱۹ قانون ایین دادرسی مدنی حکم بر اعلام بطلان معامله عادی طرفین مورخ ۱۳۹۸/۱۰/۱۰و الزام خوانده به پرداخت ۶/۸۵۰/۰۰۰/۰۰۰ ریال بابت استرداد ثمن به نرخ روز و پرداخت کلیه خسارت دادرسی صادرگردید.از این رای اقای ع. ا. ز. با وکالت از خانم ش. ع. ف. تجدیدنظرخواهی نموده ، هیات دادگاه ب. ت. ب. مبلغ محکوم به هزینه دادرسی ۳۰۸/۲۵۰/۰۰۰ ریال بوده که ت. ن. خ. دادخواست اعسار داده که به اعسار رسیدگی نشده و از سوی دیگر تمبر وکالت نیز پرداخت نشده لذا به استناد رای وحدت رویه شماره ۷۸۰ هیات عمومی دیوان عالی کشور ، تبصره یک <a class="artref" href="/ماده/ماده-103-law00262__a_law00262_0750321814">ماده ۱۰۳ قانون مالیات های مستقیم</a> و تبصره ۲ ماده ۳۳۹ قانون ایین دادرسی مدنی پرونده جهت رسیدگی به اعسار و سپس رفع نقص در مورد تمبر وکالت پرونده به دادگاه بدوی اعاده می گردد.این تصمیم قطعی است.خ
مستشاران شعبه *
دکترو. خ. ح. د.
رأی دادگاه تجدیدنظر استان
پرونده کلاسه *تصمیم نهایی شماره *
ت. ن. خ.:خانم ش. ع. ف. فرزند ش. با وکالت اقای ع. ا. ز. به نشانی *
ت. ن. خ.:خانم پ. ن. م. فرزند خ. با وکالت اقای ب. ن. پ. د. م. خ. همگی به نشانی *
تجدیدنظرخواسته:اعتراض نسبت به دادنامه شماره *صادره از شعبه *
رای دادگاه
به موجب دادنامه شماره *صادره از شعبه *در خصوص دادخواست پ. ن. م. فرزند خ. با وکالت د. م. خ. ، ب. ن. پ. به طرفیت ش. ع. ف. فرزند ش. به خواسته۱ تایید بطلان معامله موضوع مبایعه نامه مورخ ۱۳۹۸/۱۰/۱۰ بلحاظ مستحق للغیر بودن مبیع م. ب. ۳٫۱۰۰٫۰۰۰ ریال ارزش منطقه ای ملک ۳٫۱۰۰٫۰۰۰ ریال.۲ الزام خوانده به استرداد ثمن معامله به نرخ روز با جلب نظر کارشناس ر. د. ب. انضمام کلیه خسارات وارده از جمله هزینه دادرسی و حق الزحمه کارشناس و حق الوکاله وکیل و خسارت تاخیرتادیه به شرح متن دادخواست به مبلغ ۱٫۹۵۰٫۰۰۰٫۰۰۰ ریال؛ بدین شرح که وکیل خواهان اظهار نمودند"به وکالت از خانم پ. ن. م. به استحضار می رساند: موکله بموجب مبایعه نامه عادی شماره ۹۸/۲۶۴۰۱۰۱۰ /الف مورخ ۱۳۸۸/۱۰/۱۰ تنظیم شده در مشاور املاک میرسالار *یکدستگاه اپارتمان تحت پلاک ثبتی ۱۳۱۲/۱۸ بخش یک شعبه *بلغ ۱/۹۵۰/۰۰۰/۰۰۰ ریال از خوانده خریداری و ثمن معامله به وی پرداخت شده است ، متعاقبا" اقای ف. ش. ز. با در دست داشتن وکالتنامه رسمی شماره ۲۷۹۲۸ مورخ ۱۳۹۸/۱۰/۱۱ دفترخانه ۲۲۹* مبیع را طی سند قطعی غیرمنقول به شماره ۵۸۱۷۸ مورخ ۱۳۹۸/۱۰/۱۸ *به موکله انتقال قطعی می نماید. و سپس سند تکبرگ شماره ۸۶۱۸۸۴ مورخ ۱۳۹۸/۱۰/۲۸ برای موکله صادر و موکله مالک رسمی پلاک مزبور می شود. ، اقایان م. و ر. و ی. و س. ش. در شعبه *مبادرت به طرح دعوی بخواسته ابطال سند موکله و اشخاص دیگر می نمایند که پس از جری تشریفات رسیدگی بموجب رای صادره از شعبه *که در شعبه *قطعی گردیده است. حکم به ابطال سند موکله صادر شده و پس از قطعیت دادنامه مذکور اقای م. ش. مبادرت به اخذ سند تک برگ به شماره ۲۶۹۶۲۲ مورخ ۱۴۰۱/۶/۹ درخصوص پلاک ی که قبلا به موکله فروخته شده بود. می نماید. و نامبرده مالک رسمی پلاک مذکور می شود. ن. ب. ا. در موارد مستحق للغیردر امدن مبیع وجهل خریدار به وجود فساد فروشنده باید از عهد غرامات وارده به خریدار از جمله کاهش ارزش ثمن بر اید و چون در مانحن فیه مالکیت موکله باطل گردیده و پ مذکور بواسطه ادعای مالک فعلی به شخص دیگری منتقل شده است. بدوا ضمن تقاضای پذیرش اعسار موکله و معافیت وی از پرداخت هزینه دادرسی بمبلغ ۶۸/۲۵۰/۰۰۰ ریال از طریق استماع شهادت شهود تعرفه شده سپس در ماهیت امر تایید بطلان معامله فی مابین موکله و خوانده بموجب مبایعه نامه صدر الاشاره بلحاظ مستحق للغیر بودن مبیع سپس محکومیت خوانده به استرداد ثمن معامله به نرخ روز با جلب نظر کارشناس رسمی دادگستری بانضمام خسارات دادرسی و تاخیرتادیه و حق الوکاله وکیل له موکله م. ا.. "خوانده اظهار نمودند"عرض شود. که من بابت مهریه چهار واحد از ح. ا. ش. توقیف نمودم و با حکم دادگاه سند به من منتقل شد و هشت سال هم از موضوع می گذرد تا اینکه به موجب رای دیوانعالی کشور سند رسمی ابطال شد.من خودم بیمار بودم و به دامادم بنام ف. ش. ز. وکالت دادم و ایشان این واحد را به خواهان فروخت. ".موضوع به کارشناس رسمی دادگستری ارجاع گردید.که به موجب ان"از محل مورد اختلاف اپارتمان مسکونی واقع در *از اصلی ۱۳۱۲ مفروز و مجزی ۱ بازدید بعمل اورده که دارای مساحت ۸۷٫۴۶ متر مربع به انضمام یک تراس مسقف به مساحت ۴٫۹۴ دارای دو اتاق خواب و هال و پذیرایی ولوازمات بهداشتی با دیوارهای اجری و اسکلت بتنی و سقف تیرچه *اندود داخلی سفید کاری و کف و نمای سرامیک ودرب و پنجره فلزی و تاسیسات اب و برق وگاز و اسانسور م. ب.. که خواهان اظهار دارد. مطابق با مبایعه نامه شماره ۲۶۴۰۱۰۱۰ ۹۸ الف اپارتمان مذکور را از خوانده خانم ش. ع. با شرایط مندرج در مبایعه نامه خریدار نموده است. و سند تک برگ به نام ایشان صادر میگردد. و پس از چندی اقایان م. و ر. و ی. و س. ش. در شعبه *مبادرت به طرح دعوی بخواسته ابطال سند خواهان نموده که پس از تشریفات رسیدگی بموجب رای صادر شعبه سوم که در شعبه *د بایع باید از عهده غرامات وارده بر مشتری براید فلذا انچه از متن قانون برمی اید جبران غرامات است. پرداخت ارزش پول براساس ارزش زمان پرداخت ، جبران غرامات نیست بلکه پرداخت دین به ارزش واقعی ان است. به همین دلیل نمی توان تفاوت ارزش اسمی زمان مطالبه و زمان پرداخت را خسارت تاخیرتادیه تلقی کرد خسارت تاخیرتادیه ارتباطی با کاهش ارزش اقتصادی طلب ندارد. و حتی در صورت عدم کاهش ارزش اقتصادی طلب مطالبه شدنی است. اینکه امروزه از پرداخت دین به ارزش روز به عنوان خسارت تاخیرتادیه یاد می شود. تعبیر نادرستی است. که میان جامعه حقوقی شیوع یافته است. خسارت تاخیرتادیه عبارت است. از ضرری که صرفا به واسطه عدم تادیه به موقع دین بر بستانکار وارد می شود. نه به واسطه تورم و کاهش ارزش پول. بنابراین در صورت مستحق للغیر درامدن مبیع استرداد ثمن بر اساس نرخ شاخص قیمت ها ، جبران غرامت نیست بلکه پرداخت طلب به ارزش واقعی ان است. از این روز افزایش یا کاهش قیمت مبیع تاثیری در موضوع نمی گذارد ، بلکه انچه اهمیت دارد. تغییر نرخ شاخص قیمت هاست که تعیین کننده ارزش واقعی ثمن است. بر این مبنا اگر قیمت ملک تغییری نکرده باشد. حتی کاهش هم یافته باشد. ثمن باید بر اساس شاخص بانک مرکزی پرداخت شود. زیرا شاخص بانک مرکزی بر اساس افزایش یا کاهش میانگین قیمت کالاها تعیین می شود. و ممکن است. علیرغم کاهش قیمت ملک شاخص بانک افزایش نشان دهد یا برعکس ، با وجود افزایش قیمت ملک شاخص بانک کاهش داشته باشد. بنابراین اگر شاخص بانک مرکزی کاهش داشته باشد. ثمنی که پرداخت می شود. از ارزش ثمن المسمی کمتر خواهد بود. و هیچ ارتباطی هم به غرامات وارده نخواهد داشت بنابراین رای وحدت رویه شماره *که اطلاق غرامات را کاهش ارزش ثمن دانسته نادرست تلقی می گردید.تا اینکه رای وحدت رویه ۸۱۱ دیوانعالی کشور مراتب را اصلاح نمود مسئولیت فروشنده به پرداخت خسارت وارده بر خریدار را می توان بر مبنای تسبیب ضمان معاوضی یا نظریه ظاهر توجیه کرد در صورتی که مبنای خسارت را تسبیب بدانیم غرامت ( تفاوت ثمن المسمی با قیمت روز پرداخت ) را باید بر اساس قیمت امثال ملک مورد معامله در زمان پرداخت محاسبه کرد و اگر مبنای خسارت را ضمان معاوضی بدانیم غرامت را باید بر اساس قیمت خود ملک مورد معامله در زمان پرداخت محاسبه کرد و بالاخره در صورتی که مسئولیت فروشنده را مبتنی بر نظریه ظاهر بدانیم با صحیح دانستن بیع مانع ورود خسارت به خریدار می شویم و مالک می تواند از باب وکالت ظاهری به فروشنده رجوع کند. به نظر می رسد در مواردی که شرایط نمایندگی ظاهری محقق است. بهتر است. بر اساس نظریه عمل کنیم در غیر این صورت ب. ت. ب. مانوس بودن جامعه حقوق *با تسبیب و اختلافی بودن ضمان معاوضی در موضوع حاضر عمل بر اساس تسبیب مناسب تر به نظر می رسد فلذا ب. ت. ب. اینکه حسب ارای صادره از دادگاه تجدیدنظر و دیوانعالی کشور ملک مستحق للغیر درامده است. لذا خواسته خ. ر. و. دانسته و به تجویز مواد ۳۲۸ و ۳۴۸ و ۳۶۲ و ۳۹۰ و ۳۹۱ قانون مدنی رای وحدت رویه ۷۳۳ و ۸۱۱ دیوانعالی کشور مواد ۱۹۸ و ۵۱۵ و ۵۱۹ قانون ایین دادرسی مدنی حکم بر اعلام بطلان معامله عادی طرفین مورخ ۱۳۹۸/۱۰/۱۰و الزام خوانده به پرداخت ۶/۸۵۰/۰۰۰/۰۰۰ ریال بابت استرداد ثمن به نرخ روز و پرداخت کلیه خسارت دادرسی صادر گردیده ، از این رای اقای ع. ا. ز. به وکالت از خانم ش. ع. ف. تجدید نظر خواهی و اظهار نموده موکل ب. ت. ب. حدوث اختلاف با همسرش از باب استیفای حق خود بر مبنای مطالبه مهریه دادخواهی نموده و در مرحله اجرا با استعلام توسط واحد اجرا مشخص شد که ایشان دارای چندین ملک م. ب.. که ملک موضوع دعوی توسط اجرای احکام شناسایی ، توقیف و توسط نماینده دادگاه به مالکیت موکل درامد که ایشان نیز به جهت بیماری و کهولت سن با اعطای وکالت رسمی به اقای ف. ش. ز. اقدام به انتقال مایملک تملیک شده توسط دادگاه نمود و ثمن ان نیز تاکنون توسط وکیل مزبور به موکل پرداخت نشده است.همسر موکل و خانواده اش به ادعای صلح اقدام به طرح اعتراض ثالث اجرایی نمود که در مراجع بدوی و تجدیدنظر دعوی انها رد شد.پس از ان درخواست اعمال ماده ۴۷۷ تقدیم گردید.که مورد پذیرش واقع و نقض بلا اجرا شد و سند موضوع مالکیت موکل ابطال گردید.متعاقبا ت. ن. خ. به استناد فقره مذکور دعوی اعلام بطلان و مطالبه ثمن به نرخ روز تقدیم نمود حالی که موکل قصوری مرتکب نشده ، واحد اجرا ملک موضوع دعوی را به عنوان ملک م. ع. شناسایی و به مالکیت موکل دراورد و لکن حکم به مالکیت موکل به پرداخت ثمن به نرخ روز مستند به ارای وحدت رویه ۷۳۳ و ۸۱۱ و مواد ۳۹۰٫۳۴۸٫۳۲۸ و ۳۹۱ قانون مدنی صادر شد که این حکم مصداق بارز اضرار به شخص جاهل به فساد بعدی مالکیت منتقل به وی به حکم قانون و دادگاه م. ب..بنا علی هذا دلایل اعتراض بدین شرح است: ۱.اصدار دادنامه تجدیدنظر خواسته در تعارض و تخالف با مقررات ایین دادرسی مدنی و قوانین ماهوی م. ب..۲.عدم توجه قاضی محترم دادگاه بدوی مخالفت رای صادره با مقررات قانونی و شرعی از ماده ۳۴۸ قانون ایین دادرسی مدنی کاملا محرز و مسجل است.۳.محکومیت موکله اینجانب به پرداخت قیمت کارشناسی روز ملک فاقد وجاهت قانونی م. ب.. چرا که پرداخت قیمت روز ملک صرفا مربوط به املاک تملیک شده توسط واحدهای دولتی و حسب قانون نحوه خرید و تملک اراضی برای طرح های ملی و عمرانی م. ب.. و در مورد موضوع مانحن فیه فاقد وجاهت قانونی م. ب..۴. موکله اینجانب حسب مستندات و دستورات صادره از واحد اجرای احکام مدنی *، ملک را تملک نموده است. بنابراین تملک موکل حسب انتقال اجرایی بوده و شامل پرداخت قیمت روز ملک نمی گردد. از طرف دیگر نیز همان طور که در دادنامه منعکس است. از یک طرف دادگاه ملک را کارشناسی نموده و از طرف دیگر پرداخت ثمن به نرخ روز ، حکم صادر نموده است. که این امر فاقد وجاهت قانونی م. ب..۵.اما ان طور که اشاره رفت و از باب تاکید و با عنایت به مدارک و مستندات تقدیمی تملک ملک توسط و به دستور دادگاه و مقام قضایی صورت گرفته که این امر با معاملات فضولی و مطالبه ثمن طبق نظر کارشناس متفاوت بوده و خروج موضوعی دارد. ( کلیه مستندات پیوست م. ب.. ). علی هذا و نظر به مراتب فوق از محضر قضات محترم دادگاه تجدیدنظر که در اشراف بالاتری از محاکم بدوی قرار دارند استدعای نقض دادنامه تجدیدنظر خواسته و صدور حکم مقتضی م. ا..وکلای ت. ن. خ. در پاسخ بیان داشته همان گونه که در دادخواست بدوی به عرض رسید موکله یکدستگاه اپارتمان تحت پلاک ثبتی ۱۳۱۲/۱۸ بخش یک که *به مبلغ ۱/۹۵۰/۰۰۰/۰۰۰ ریال از ت. ن. خ. خریداری نموده و سند رسمی بنام موکله صادر می شود. لیکن اشخاصی باسامی م. و ر. و ی. و س. ش. با طرح دعوی مدعی می شوند که اپارتمان فروخته شده به موکله قبلا به ان واگذار شده است. و النهایه دیوانعالی کشور اعاده دادرسی را پذیرفته و حکم به ابطال سند مالکیت موکل صادر و پ مذکور از ید مالکیت موکله خارج می شود. ، لذا چون موضوع منطبق با مواد ۳۹۰ و ۳۹۱ قانون مدنی و ارا وحدت رویه شماره ۷۳۳ و ۸۱۱ هییت عمومی دیوانعالی کشور بود. تقاضای تایید بطلان معامله و الزام خوانده بدوی به استرداد ثمن به نرخ روز با جلب نظر کارشناس رسمی دادگستری گردید.پس از جری تشریفات رسیدگی و ارجاع موضوع به کارشناس ، دادگاه بدوی خوانده را به پرداخت مبلغ ۶/۸۵۰/۰۰۰/۰۰۰ ریال بر اساس نظر کارشناس رسمی دادگستری که مصون از هر گونه اعتراض بوده محکوم می نماید.وکیل محترم ت. ن. خ. در لایحه اعتراضیه خود اعلام می نماید. که رای صادره در تعارض و تخالف با مقررات ایین دادرسی مدنی و قوانین ماهوی م. ب.. درحالی که هیچ مصداقی برای این تعارض یا تخالف اعلام نمی شود. در ادامه وکیل محترم ت. ن. خ. در بند سوم اعتراضیه خود ضمن پذیرش تلویحی رای معترض عنه مدعی می شود. که محکومیت موکله اش به قیمت کارشناسی روز فاقد وجاهت قانونی است. زیرا منحصرا ادارات و دستگاههای دولتی در زمان تملک اراضی اشخاص مکلف به پرداخت ثمن به قیمت روز هستند و به نظر ایشان در سایر موارد پرداخت به قیمت روز موضوعیت ندارد. حالی که مفاد ارا وحدت رویه ۷۳۳ و ۸۱۱ به صراحت بر خلاف تصور وکیل محترم ت. ن. خ. م. ب..بنابراین ب. ت. ب. موارد معروضه و رای دادگاه بدوی که صراحتا ملک فروخته شده به موکل را مستحق للغیر دانسته و بر همین اساس بایع را به پرداخت ثمن معامله به نرخ روز محکوم کرده است. کاملا منطبق با قانون مدنی و ارا وحدت رویه م. ب.. لذا ضمن تقاضای رد تجدیدنظرخواهی ت. ن. خ. محترم تایید دادنامه تجدیدنظر خواسته م. ا..هیات دادگاه در مورخ۱۴۰۲/۶/۶ در راستای تبصره ۲ماده ۳۳۹قانون ایین دادرسی مدنی پرونده را جهت رفع نقص از جهت هزینه دادرسی و تمبر وکالت به دادگاه بدوی اعاده که ب. ت. ب. پذیرش اعسار از هزینه دادرسی لذا دادخواست تجدیدنظر ایرادی نداشته ولی از جهت ابطال تمبر وکالت حسب اعلام ریاست محترم شعبه سوم حقوقی تمبر در صفحه ۶۰پرونده به طور کامل ابطال گردیده که در این خصوص مراتب به دادگاه بدوی اعلام رعایت مقررات ایین نامه تعرفه حق الوکاله و نظارت بر دفتر جهت محاسبه صحیح از تکالیف قاضی محترم دادگاه بدوی بوده که از اطاله دادرسی جلوگیری نماید. و ارسال پرونده بدون رفع نقص علیرغم تذکر دادگاه تجدیدنظر صحیح نبوده توضیح اینکه حسب صفحه ۶ پرونده میزان تمبر ابطالی وکلای خواهان ۲۰۰/۰۰۰ ریال بوده که در صفحه ۲۹ پرونده ۱۲۰/۰۰۰ ریال دیگر ابطال شده که هرچند خواسته خواهان با جلب نظر کارشناس بوده و بدوا به ۱/۹۵۰/۰۰۰/۰۰۰ ریال مقوم شده حق الوکاله مرحله بدوی ط. ت. ۳۸۷/۵۰۰/۰۰۰ریال و تمبری که وکلا مکلف بوده ابطال نمایند ۱۱/۶۲۵/۰۰۰ریال بوده که دادگاه بدوی نظارت ننموده و بعد از ارجاع امر به کارشناس و مشخص شدن خواسته به میزان ۶/۸۵۰/۰۰۰/۰۰۰ ریال انشای رای صورت گرفته که این مبلغ مبنای صحیح احتساب ابطال تمبر وکالت م. ب.. که در مرحله تجدیدنظر نیز که اقای ع. ا. ز. اعلام وکالت از خانم … می بایست ۷/۷۵۰/۰۰۰ ریال تمبر ابطال می نمود که صرفا ۲/۰۰۰/۰۰۰ ریال باطل شده و وکلای ت. ن. خ. نیز اساسا هیچ تمبری باطل ننموده درحالی که در راستای تبصره یک <a class="artref" href="/ماده/ماده-103-law00262__a_law00262_0750321814">ماده ۱۰۳ قانون مالیات های مستقیم</a> و رای وحدت رویه شماره ۷۸۰ هیات عمومی دیوان عالی کشور می بایست ۷/۷۵۰/۰۰۰ ریال تمبر باطل می نمودند با این وجود ن. ب. ا. وکلای طرفین دعوای نقص تمبر را بعد از ارسال پرونده به دادگاه تجدیدنظر ، در این شعبه پرداخت نموده موجبی برای اعاده مجدد پرونده به دادگاه بدوی نبوده و به ذکر مطالب فوق جهت دقت و نظارت بیشتر جهت جلوگیری از اطاله رسیدگی بسنده می گردد. و در ماهیت نیز نظر به استدلال صحیح دادگاه بدوی و ب. ت. ب. اینکه ت. ن. خ. ملک را به ت. ن. خ. فروخته و خریدار اطلاعی از منشا مالکیت نامبرده ندارد. و ب. ت. ب. رای ابطال معامله و سند رسمی قدر متیقن فروشنده صرف نظر از منشا مالکیت استحقاق دریافت ثمن معامله را ندارد. و غرامات مندرج در <a class="artref" href="/ماده/ماده-391-a_0815110236038">ماده ۳۹۱قانون مدنی</a> و رای وحدت رویه شماره ۸۱۱ هیات عمومی دیوان عالی کشور ناشی از تملک ثمن معامله توسط فروشنده که غیرقانونی بودن ان اثبات گردیده بوده بدین نحو که فروشنده از ثمن دریافتی کسب منفعت نموده و خریدار جاهل هم ثمن خود را از دست داده و هم مبیع را به مالک قانونی مکلف است. مسترد دارد. که در رای وحدت رویه برای جبران تنزل ارزش ثمن معامله و <a class="artref" href="/ماده/ماده-391-a_0815110236038">ماده ۳۹۱ قانون مدنی</a> کسب تکلیف شده لذا به استناد ماده ۳۵۸ قانون ایین دادرسی مدنی با رد اعتراض ، رای بدوی با این اصلاحات که خواهان مستحق هزینه دادرسی پرداختی و حق الوکاله وکیل به میزان ۴/۰۰۰/۰۰۰ریال مندرج در وکالتنامه بوده تایید و مابقی هزینه دادرسی ب. ت. ب. پذیرش اعسار از هزینه دادرسی می بایست به حساب دادگستری واریز گردد. اصلاح و تایید می گردد.رای صادره قطعی است.خ
مستشاران شعبه *
دکتر و. خ. ح. د.
فهرست
دادگاه بدوی
دادگاه بدوی
دادگاه بدوی
دادگاه بدوی
دادگاه تجدیدنظر استان
دادگاه تجدیدنظر استان
نقد رأی
موادِ قانونیِ مستند در این صفحه 2
موارد مرتبط 55
آرای مرتبط 40
-
رأی
هماستناد
نقض دادنامه بدوی و رد دعوی مطالبه خسارت به دلیل عدم تخلیه ملک به علت وجود تصرف شخص ثالث و سند رسمی انتقال ملک
قانون مدنی ومواد 198
-
رأی
هماستناد
شرط ابطال سند ملک مشاعی به میزان قدر السهم
قانون مدنی و مواد 198
-
رأی
هماستناد
دعوی الزام به تنظیم سند رسمی ملک بازداشتی
قانون مدنی و مواد 198
-
رأی
هماستناد
مطالبه خسارت تاخیر تادیه نسبت به دین تعیینی توسط کارشناس
قانون مدنی و مواد 198
-
رأی
هماستناد
شرط فسخ قرارداد به علت عدم پرداخت وجه چک
قانون مدنی و مواد 198
-
رأی
هماستناد
تفسیر «شرط پرداخت وجه التزام در صورت فسخ قرارداد»
قانون مدنی و مواد 198
-
رأی
هماستناد
(1)- ضمانت اجرای حضور در دفتر اسناد رسمی بدون همراه داشتن بقیه ثمن (2)- تکلیف دادگاه در دعوای الزام به تنظیم سند رسمی
قانون مدنی و مواد 198
-
رأی
هماستناد
حدود اختیارات وکیل در انتقال ملک
قانون مدنی و مواد 198
-
رأی
هماستناد
تقصیر سنگین شرط عدم مسئولیّت
مواد 198 ، 515 و 519 از قانون مدنی
-
رأی
هماستناد
تفاوت مالکیت در اثر ارث و وصیتواخواهی از قرار رد دعوی الزام به تنظیم سند رسمی
قانون مدنی و مواد 198
-
رأی
هماستناد
تجزیه و تحلیل دادخواست خلع ید و قلع و قمع بنا علیه آموزش و پرورش و نقض قرار ابطال در تجدیدنظر
قانون مدنی و مواد 198
-
رأی
هماستناد
استناد به سرمای شدید در فصل زمستان به عنوان مصداق قوه قاهره
قانون مدنی و مواد 198
-
رأی
هماستناد
خلع ید در فرض رابطه استیجاری با مالک سابقتاثیر تغییر مالک بر وضعیت اجاره
قانون مدنی و مواد 198
-
رأی
هماستناد
مفهوم سند مکتوم اعاده دادرسیشرط اعاده دادرسی مستند به سند مکتوم
قانون مدنی و مواد 198
-
رأی
هماستناد
تعهدات الحاقی به سند سفید امضاء
قانون مدنی و ماده 198
-
رأی
هماستناد
نقش کاربری قانونی در تعیین میزان اجرت المثل
قانون مدنی و مواد 198
-
رأی
هماستناد
واخواهی در مهلت تجدیدنظرخواهی
قانون مدنی و مواد 198
-
رأی
هماستناد
اعتراض ثالث مستاجر نسبت به حکم تحویل مبیعتاثیر شرط همزمانی تحویل مبیع و تتمه ثمن بر دعوای الزام به تحویل مبیع
قانون مدنی و مواد 198
-
رأی
هماستناد
انکار بعد از اقرار ناشی از اکراه
قانون مدنی و مواد 198
-
رأی
هماستناد
مطالبه خسارت تاخیر تادیه نسبت به وجه التزام
قانون مدنی و مواد 198
-
رأی
هماستناد
حدود صلاحیت دادگاه در رسیدگی به مطالبه بهای ملک واقع شده در طرح
قانون مدنی و مواد 198
-
رأی
هماستناد
عسر و حرج زوجه به جهت یک بار ضرب و جرح
قانون مدنی و ماده 198
-
رأی
هماستناد
ضبط ضمانتنامه برنده مناقصه در فرض فقدان شرایط برنده شدن
قانون مدنی و مواد 198
-
رأی
هماستناد
ادعای اکراه و اجبار در تحریر اقرارنامه
قانون مدنی و ماده 198
-
رأی
هماستناد
اظهارنظر دادگاه نسبت به موضوع خارج از خواسته
قانون مدنی و ماده 198
-
رأی
هماستناد
دعوای خلع ید قبل از تحویل مبیع
قانون مدنی ومواد 198
-
رأی
هماستناد
مسئولیت مالک رسمی در برابر خریدار با حسن نیت مغرور
قانون مدنی و مواد 198
-
رأی
هماستناد
واخواهی از رأی حضوری
قانون مدنی و مواد 198
-
رأی
هماستناد
فرجام خواهی از رای بدوی قبل از طی مرحله تجدیدنظر
قانون مدنی و مواد 198
-
رأی
هماستناد
توافق درخصوص مبدأ محاسبه خسارت تأخیر تأدیه سفته
قانون مدنی و ماده 198
-
رأی
هماستناد
شرط استرداد ودیعه در اجاره املاک
قانون مدنی و مواد 198
-
رأی
هماستناد
نقش تشریفات اداری در مطالبه وجه التزام قراردادی
قانون مدنی و مواد 198
-
رأی
هماستناد
ضمانت اجرای عدم درج مبلغ حق الوکاله
قانون مدنی و مواد 198
-
رأی
هماستناد
وضعیت شرط انفساخ مبایعه نامه با تعویض چک
قانون مدنی و مواد 198
-
رأی
هماستناد
1- اذن ولی دختر در نکاح موقت2- عده زوجه در عقد موقت
قانون مدنی و ماده 198
-
رأی
هماستناد
میزان حق الوکاله وکیل دادگستری در صورت فقدان قرارداد
قانون مدنی و مواد 198
-
رأی
هماستناد
نحوه اجرای حکم اجرت المثل در صورت اجرای حکم طلاق
قانون مدنی و مواد 198
-
رأی
هماستناد
شرط بطلان قرارداد در فرض خیار شرط بدون مدت
قانون مدنی و مواد 198
-
رأی
هماستناد
رابطه اعتیاد زوج و عدم تمکین زوجه
قانون مدنی و ماده 198
-
رأی
هماستناد
الزام به تجمیع پلاکهای ثبتی، رفع بازداشت و فک رهن؛ نقض و ارجاع پرونده به دادگاه بدوی برای رسیدگی مجدد
قانون مدنی و مواد 198
مواد مرتبط 5
-
اعمال
از این صفحه
ماده 328 — قانون مدنی
مواد 328 و 348 و 362 و 390 و 391 قانون مدنی رای وحدت رویه 733 و 811 دیوانعالی کشور مواد 198 و 515
-
اعمال
از این صفحه
ماده 390 — قانون مدنی
مواد 390 و 391 قانون مدنی و ارا وحدت رویه شماره 733 و 811 هییت عمومی دیوانعالی ک
-
اعمال
از این صفحه
ماده 391 — قانون مدنی
ماده 391قانون مدنی و رای وحدت رویه شماره 811 هیات عمومی دیوان عالی کشور ن
-
اعمال
از این صفحه
ماده 198 — قانون مدنی
قانون مدنی رای وحدت رویه 733 و 811 دیوانعالی کشور مواد 198
-
مبتنی بر
از این صفحه
ماده 358 — قانون مدنی
به استناد ماده 358
دکترین 10
-
مقاله
هماستناد
بنابراین اگر صریحاً لفظاً یا کتباً ذکر نشده باشد جزء بیع محسوب
ماده 358 ق.م
-
مقاله
هماستناد
در ماده ۳۵۸ ق
ماده 358 ق.م
-
مقاله
هماستناد
در ماده ۳۵۸ ق
ماده 358 ق.م
-
مقاله
هماستناد
مسئولیت انتقال گیرنده برابر داد برده — در مورد حدود مسئولیت مدنی داد باخته
مواد 390 و 391 ق.م
-
مقاله
هماستناد
مسئولیت انتقال گیرنده برابر داد برده — پس از آن که مال از دست
مواد 390 و 391 ق.م
-
مقاله
هماستناد
نشست قضایی دادگستری اراک اسفند ۸۳
مواد 390 و 391 ق.م
-
مقاله
هماستناد
نشست قضایی دادگستری اراک اسفند ۸۳ — نظریه شماره ۷/۴۳۳۹ مورخ ۱۳۸۳/۶/۱۸ اداره حقوقی
مواد 390 و 391 ق.م
-
مقاله
هماستناد
اجرای حکم خلع ید نسبت به مال منقول — گزاره خلع ید و خلع ید مشاع
مواد 391 و 392 ق.م
-
مقاله
هماستناد
اجرای حکم خلع ید نسبت به مال منقول — مستحق اللغیر در آمدن مبیع برابر مواد
مواد 391 و 392 ق.م
-
مقاله
هماستناد
اجرای حکم خلع ید نسبت به مال منقول — مستحق اللغیر در آمدن مبیع برابر مواد
مواد 391 و 392 ق.م
فقط پیوندهایی که متنشان در بانک است، با شاهد از خودِ متن — نه شباهتِ آماری. عنوانِ بدونِ متن ساخته نمیشود.
