رأی
موضوعیت تاریخ تسلیم رأی داوری به دفتر دادگاه جهت ابلاغ
رأی دادگاه بدوی
با التفات به کلیه اوراق پرونده و رسیدگی های به عمل آمده دعوی اقامه شده خ. ه. مبنی بر ابطال رأی داوری مورخ 11/11/1389 ثبت شده به شماره 91/1168 در پرونده کلاسه 91/26/744 این شعبه مآلاً به جهت آتی الذکر وارد و به عقیده این محکمه متکی به ادله قانونی م. ب. زیرا اولاً: به موجب تبصره ماده 484 از قانون آیین دادرسی مدنی مدت اعلام نظر داور سه ماه و ابتدای آن از روزی است که موضوع برای انجام داوری به داور یا تمام داوران ابلاغ می شود در قرارداد مورخ 9/10/1384 مدت خاصی برای اظهارنظر داور پیش بینی نشده است بنابراین مدت زمان اعلان نظر داور سه ماه خواهد بود.
ثانیاً: ماده 485 از قانون استنادی اشعار می دارد «چنانچه طرفین در قرارداد طرق خاصی برای ابلاغ رأی داور پیش بینی نکرده باشند داور مکلف است رأی خ. ر. ب. دفتر دادگاه ارجاع کننده دعوی به داور یا دادگاهی که صلاحیت رسیدگی به اصل دعوی را دارد تسلیم نماید»; آنچه که از ماده مزبور مستفاد می گردد این است که رأی داور می بایست به دفتر دادگاه تسلیم شود و تسلیم رأی در واقع تاریخ اعلام رأی داور می بایست به دفتر دادگاه تسلیم شود و تسلیم رأی در واقع تاریخ ابلاغ رأی داور خواهد بود به عبارت دیگر چون رأی داور جزء اسناد عادی محسوب می گردد و این امکان وجود دارد که رأی خارج از مهلت مقرر اصدار یافته و تاریخ صدور به قبل از انقضای مهلت معین شده باشد لذا مقنن به ضرورت به تسلیم رأی داور اشاره کرده و آن را به عنوان تاریخ انقضای رأی قلمداد نموده است و ماده 489 از همان قانون با احصاء موارد بطلان رأی داور و در بند چهار آن قید می کند «رأی داور پس از انقضای مدت داوری صادر و تسلیم شده باشد»; که ب. ت. ب. ماده مزبور مقنن رأی داوری که پس از مدت داوری که در مانحن فیه سه ماه بوده صادر و تسلیم شود را باطل دانسته است در پرونده حاضر خوانده ردیف یکم به تاریخ 12/10/89 از داور درخواست رسیدگی و صدور رأی را نموده است و داور نیز حسب درخواست تسلیمی تاریخ صدور رأی را 11/11/1389 اعلام داشته و تاریخ تسلیم تقاضا ابلاغ رأی داور 26/9/89 م. ب. و این ثابت می کند که تسلیم رأی داوری در خارج از مهلت داوری بوده است.
ثالثاً: مواد 4 و 18 قرارداد مستند ابرازی که موردتوافق و تسالم طرفین واقع شده صریحاً اشعار داشته که اختلاف طرفین در تغییر قرارداد و تخلف در متراژ از طریق ارجاع به داوری حل وفصل شود بنابراین داور اختیاری بیشتر از تغییر قرارداد و متراژ قرارداد نداشته در حالی رأی داور فراتر از تغییر و متراژ قرارداد است بنابراین دادگاه دعوی اقامه شده را بر مبنای آن جهاتی که فوقاً اشارت گردید متکی به ادله قانونی دانسته آنگاه با اختیارات حاصله از مواد مندرج در متن و بندهای سه و چهار ماده 489 قانون تذکاریه به رأی داوری موردبحث را باطل اعلام می نماید
رابعاً: دعوی بطلان رأی داور اساساً نباید علیه داور مطرح شود و یا داور جزء خواندگان دعوی قلمداد شود زیرا داور قانوناً شخص بی طرفی است که در اختلاف ذی نفع محسوب نمی شود تا دعوی بطلان علیه او طرح شود کما اینکه دعوی تجدیدنظرخواهی هم صحیح نیست علیه قاضی صادرکننده رأی مطرح شود و عملاً هم مطرح نمی شود بنابراین طرح دعوی بطلان رأی علیه داور اقدامی غیرقابل توجیه و اساساً باطل م. ب. درنتیجه دادگاه دعوی طرح شده را در این قسمت قابل استماع ندانسته و آن را مردود اعلام می نماید مع الوصف مقرر می دارد رأی اصداری حضوری و ظرف مدت بیست روز از تاریخ ابلاغ قابل تجدیدنظرخواهی درمحاکم محترم تجدیدنظر مرکز استان م. ب..
رئیس شعبه 26 دادگاه عمومی حقوقی تهران ـ امیدواری
رأی دادگاه تجدیدنظر استان
تجدیدنظرخواهی آقای ع.ط. اهل تبریزی با وکالت آقای ع.ب. و خانم م.ف. به طرفیت آقایان ر.ت. و م.د. نسبت به دادنامه شماره 426-31/4/92 شعبه 26 دادگاه عمومی تهران م. ب. به موجب دادنامه موصوف حسب درخواست تجدیدنظر خواندگان حکم به ابطال رأی داوری مورخ 11/11/89 ثبت شده به شماره 91/1168 در پرونده کلاسه 91/26/744 به علت تسلیم رأی خارج از مهلت قانونی صادر گردیده است. به نظر این دادگاه اعتراض از استدلال منطقی برخوردار نیست و برخلاف اظهارات آقای … در موضوع داوری از اهمیت خاصی برخوردار است و موضوعیت دارد زیرا هدف قانون گذار در تعیین مهلت برای داور جهت تسلیم رأی پرهیز از مداخله سلیقه م. ب. بنا به مراتب اعتراض وجهی نداشته مستنداً به ماده 358 قانون آیین دادرسی مدنی با ردّ تجدیدنظرخواهی دادنامه موصوف را تأیید می نماید. این رأی قطعی است.
رئیس شعبه 15 دادگاه تجدیدنظر استان تهران ـ مستشار دادگاه
عشقعلی ـ جمشیدی
فهرست
دادگاه بدوی
دادگاه تجدیدنظر استان
نقد رأی
موضوعیت تاریخ تسلیم رأی داوری به دفتر دادگاه جهت ابلاغ
در تاریخ 18 اسفند 1392، دادگاه بدوی پس از بررسی پروندهای که در آن درخواست ابطال رای داوری مورخ 11 بهمن 1389 مطرح شده بود، به این نتیجه رسید که دعوی به لحاظ قانونی معتبر است. دادگاه با استناد به تبصره ماده 484 و ماده 485 قانون آیین دادرسی مدنی، اعلام نمود که رای داور میبایست در مهلت سه ماهه به دادگاه تسلیم میشد و رای صادره در خارج از این مهلت باطل است. همچنین، دادگاه تاکید کرد که رای داور فراتر از اختیارات مقرر در قرارداد بوده و طرح دعوی بطلان علیه داور نیز فاقد توجیه قانونی است. بدین ترتیب، رای داوری باطل اعلام و مهلت 20 روزه برای تجدیدنظرخواهی تعیین گردید. در ادامه، دادگاه تجدیدنظر با بررسی درخواست تجدیدنظر، اعتراض را رد کرده و بر اهمیت تسلیم رای در مهلت قانونی تاکید نمود و در نهایت، دادنامه بدوی را تایید و این رای را قطعی اعلام کرد.
تاریخ دادنامه قطعی: 1392/12/18
شماره دادنامه قطعی: ---
پیام: تسلیم رای در موضوع داوری از اهمیت خاصی برخوردار است و موضوعیت دارد زیرا هدف قانون گذار در تعیین مهلت برای داور جهت تسلیم رای پرهیز از مداخله سلیقه است. تسلیم رای در واقع تاریخ ابلاغ رای داور خواهد بود به عبارت دیگر چون رای داور جزء اسناد عادی محسوب میگردد و این امکان وجود دارد که رای خارج از مهلت مقرر اصدار یافته و تاریخ صدور به قبل از انقضای مهلت معین شده باشد لذا مقنن به ضرورت به تسلیم رای داور اشاره کرده و آن را به عنوان تاریخ انقضای رای قلمداد نموده است.
با التفات به کلیه اوراق پرونده و رسیدگی های به عمل آمده دعوی اقامه شده خ. ه. مبنی بر ابطال رای داوری مورخ 1389/11/11 ثبت شده به شماره 91/1168 در پرونده کلاسه --- /744 این شعبه مآلا به جهت آتی الذکر وارد و به عقیده این محکمه متکی به ادله قانونی م. ب. زیرا اولا: به موجب تبصره ماده 484 از قانون آیین دادرسی مدنی مدت اعلام نظر داور سه ماه و ابتدای آن از روزی است که موضوع برای انجام داوری به داور یا تمام داوران ابلاغ میشود در قرارداد مورخ 1384/10/09 مدت خاصی برای اظهارنظر داور پیش بینی نشده است بنابراین مدت زمان اعلان نظر داور سه ماه خواهد بود.
ثانیا: ماده 485 از قانون استنادی اشعار میدارد «چنانچه طرفین در قرارداد طرق خاصی برای ابلاغ رای داور پیش بینی نکرده باشند داور مکلف است رای خ. ر. ب. دفتر دادگاه ارجاع کننده دعوی به داور یا دادگاهی که صلاحیت رسیدگی به اصل دعوی را دارد تسلیم نماید»; آنچه که از ماده مزبور مستفاد میگردد این است که رای داور میبایست به دفتر دادگاه تسلیم شود و تسلیم رای در واقع تاریخ اعلام رای داور میبایست به دفتر دادگاه تسلیم شود و تسلیم رای در واقع تاریخ ابلاغ رای داور خواهد بود به عبارت دیگر چون رای داور جزء اسناد عادی محسوب میگردد و این امکان وجود دارد که رای خارج از مهلت مقرر اصدار یافته و تاریخ صدور به قبل از انقضای مهلت معین شده باشد لذا مقنن به ضرورت به تسلیم رای داور اشاره کرده و آن را به عنوان تاریخ انقضای رای قلمداد نموده است و ماده 489 از همان قانون با احصاء موارد بطلان رای داور و در بند چهار آن قید می کند «رای داور پس از انقضای مدت داوری صادر و تسلیم شده باشد»; که ب. ت. ب. ماده مزبور مقنن رای داوری که پس از مدت داوری که در مانحن فیه سه ماه بوده صادر و تسلیم شود را باطل دانسته است در پرونده حاضر خوانده ردیف یکم به تاریخ 12/10/89 از داور درخواست رسیدگی و صدور رای را نموده است و داور نیز حسب درخواست تسلیمی تاریخ صدور رای را 1389/11/11 اعلام داشته و تاریخ تسلیم تقاضا ابلاغ رای داور 26/9/89 م. ب. و این ثابت می کند که تسلیم رای داوری در خارج از مهلت داوری بوده است.
ثالثا: مواد 4 و 18 قرارداد مستند ابرازی که موردتوافق و تسالم طرفین واقع شده صریحا اشعار داشته که اختلاف طرفین در تغییر قرارداد و تخلف در متراژ از طریق ارجاع به داوری حل وفصل شود بنابراین داور اختیاری بیشتر از تغییر قرارداد و متراژ قرارداد نداشته در حالی رای داور فراتر از تغییر و متراژ قرارداد است بنابراین دادگاه دعوی اقامه شده را بر مبنای آن جهاتی که فوقا اشارت گردید متکی به ادله قانونی دانسته آنگاه با اختیارات حاصله از مواد مندرج در متن و بندهای سه و چهار ماده 489 قانون تذکاریه به رای داوری موردبحث را باطل اعلام مینماید
رابعا: دعوی بطلان رای داور اساسا نباید علیه داور مطرح شود و یا داور جزء خواندگان دعوی قلمداد شود زیرا داور قانونا شخص بی طرفی است که در اختلاف ذی نفع محسوب نمی شود تا دعوی بطلان علیه او طرح شود کما اینکه دعوی تجدیدنظرخواهی هم صحیح نیست علیه قاضی صادرکننده رای مطرح شود و عملا هم مطرح نمی شود بنابراین طرح دعوی بطلان رای علیه داور اقدامی غیرقابل توجیه و اساسا باطل م. ب. درنتیجه دادگاه دعوی طرح شده را در این قسمت قابل استماع ندانسته و آن را مردود اعلام مینماید مع الوصف مقرر میدارد رای اصداری حضوری و ظرف مدت بیست روز از تاریخ ابلاغ قابل تجدیدنظرخواهی درمحاکم محترم تجدیدنظر مرکز استان م. ب..
رئیس شعبه --- دادگاه عمومی حقوقی تهران - امیدواری
رای دادگاه تجدیدنظر استان
تجدیدنظرخواهی آقای ع.ط. اهل تبریزی با وکالت آقای ع.ب. و خانم م.ف. به طرفیت آقایان ر.ت. و م.د. نسبت به دادنامه شماره --- - 31/4/92 شعبه --- دادگاه عمومی تهران م. ب. به موجب دادنامه موصوف حسب درخواست تجدیدنظر خواندگان حکم به ابطال رای داوری مورخ 11/11/89 ثبت شده به شماره 91/1168 در پرونده کلاسه --- /744 به علت تسلیم رای خارج از مهلت قانونی صادر گردیده است. به نظر این دادگاه اعتراض از استدلال منطقی برخوردار نیست و برخلاف اظهارات آقای … در موضوع داوری از اهمیت خاصی برخوردار است و موضوعیت دارد زیرا هدف قانون گذار در تعیین مهلت برای داور جهت تسلیم رای پرهیز از مداخله سلیقه م. ب. بنا به مراتب اعتراض وجهی نداشته مستندا به ماده 358 قانون آیین دادرسی مدنی با ردّ تجدیدنظرخواهی دادنامه موصوف را تایید مینماید. این رای قطعی است.
رئیس شعبه --- دادگاه تجدیدنظر استان تهران - مستشار دادگاه
موارد مرتبط 43
آرای مرتبط 40
-
رأی
هماستناد
شرط برخورداری از حمایت های کنوانسیون پاریس
مواد 358 و 359 قانون آیین دادرسی مدنی ضمن پذیرش اعتراض
-
رأی
هماستناد
معیار صحت ثبت اختراع جدید در مقایسه با اختراعات قبلی
ماده 358 قانون آیین دادرسی مدنی
-
رأی
هماستناد
حکم پرداخت نفقه تا زمان استحقاق
ماده 358 قانون آیین دادرسی مدنی
-
رأی
هماستناد
حذف نام زوج متوفی از شناسنامه
ماده 358 قانون آیین دادرسی مدنی ضمن رد تجدیدنظرخواهی آن را تایید می نماید
-
رأی
هماستناد
مطالبه وجه التزام در فرض عدم انتساب تاخیر به متعهد
ماده 358 از قانون آیین دادرسی مدنی دادنامه تجدیدنظرخواسته نقض ودر اصل در راست
-
رأی
هماستناد
استرداد ثمن پس از وقوع اقاله
ماده 358 قانون آیین دادرسی مدنی
-
رأی
هماستناد
نحوه احراز ظهر نویسی چک
ماده 358 قانون آیین دادرسی مدنی نهایتا ضمن رد اعتراض دادنامه تجدیدنظرخواست
-
رأی
هماستناد
دعوی الزام به تنظیم سند رسمی ملک بازداشتی
ماده 358 قانون آیین دادرسی مدنی با لحاظ ماده 56 از قانون اجرای احکام مدنی
-
رأی
هماستناد
اماره صوری بودن عقد بیع
ماده 358 قانون آیین دادرسی در امور مدنی صادر گردید
-
رأی
هماستناد
مهلت اقامه دعوا علیه متصدی حمل و نقل هوایی
ماده 358 قانون آیین دادرسی مدنی
-
رأی
هماستناد
حقوق مالک ملک در فرض تصرف ملک توسط شهرداری
ماده 358 قانون آیین دادرسی مدنی ضمن نقض دادنامه صادر در هر سه قسمت حکم به
-
رأی
هماستناد
ضمانت اجرای فراهم نبودن اثاث البیت در دعوی تمکین
ماده 358 قانون آیین دادرسی مدنی
-
رأی
هماستناد
طلاق به دلیل ناباروری زوج
ماده 358 قانون آیین دادرسی در امور مدنی
-
رأی
هماستناد
مطالبه وجه التزام قراردادی در فرض انجام تعهد با تأخیر
ماده 358 قانون آیین دادرسی مدنی ضمن نقض دادنامه موصوف حکم بر محکومیت تجدید
-
رأی
هماستناد
ابطال معامله و رد دعوای الزام به پرداخت ثمن به نرخ روز به دلیل عدم اثبات استحقاق خواهان
ماده 358 قانون آیین دادرسی مدنی
-
رأی
هماستناد
مبدا محاسبه خسارت تاخیر تادیه در دین بدون سررسید
مواد 358 و 522 قانون آیین دادرسی مدنی می باشد
-
رأی
هماستناد
تردید در اثر انگشت مندرج در سند رسمی
ماده 358 قانون آیین دادرسی مدنی دادنامه معترض عنه را تایید و استوار می نما
-
رأی
هماستناد
ادعای پرداخت بخشی از مبلغ چک دروجه حامل
ماده 358 قانون آیین دادرسی مدنی
-
رأی
هماستناد
ادعای عدم اصالت سند همراه با ادعای پرداخت
ماده 358 قانون آیین دادرسی مدنی عینا تایید می نماید این رای قطعی است
-
رأی
هماستناد
تجدیدنظرخواهی علیه برخی از محکومٌ له های مرحله بدوی
ماده 358 قانون آیین دادرسی مدنی
-
رأی
هماستناد
جریمه طرح دعوی واهی اعسار از پرداخت هزینه دادرسی
ماده 358 قانون آیین دادرسی مدنی
-
رأی
هماستناد
اثر توقیف اموال محکوم علیه بر دعوی اعسار
ماده 358 قانون آیین دادرسی مدنی
-
رأی
هماستناد
بطلان دعوای خلع ید به استناد قاعده استحسان
ماده 358 از قانون آیین دادرسی مدنی دادنامه تجدیدنظر خواسته نقض می گردد و با ا
-
رأی
هماستناد
تحقق شرط ضمن عقد نکاح به جهت اعتیاد سابق زوج
ماده 358 قانون آیین دادرسی مدنی نقض و به زوجه اجازه داده است از شرط موضوع
-
رأی
هماستناد
فرجام خواهی از قرار سقوط دعوا
ماده 358 قانون آیین دادرسی مدنی ضمن نقض دادنامه مارالذکر با استناد به بند
-
رأی
هماستناد
مطالبه وجه سفته تضمینی
قانون آیین دادرسی مدنی مستندا به ماده 358
-
رأی
هماستناد
تفسیر عرفی از شرط فاسخ
ماده 358 از قانون آیین دادرسی مدنی دادنامه معترض عنه را تایید و استوار می نما
-
رأی
هماستناد
تشریفات رسیدگی در مرحله واخواهی
ماده 358 قانون آیین دادرسی مدنی دادنامه موصوف در این بخش تایید می گردد
-
رأی
هماستناد
ادعای اعسار با وجود توقیف اموال
ماده 358 قانون آیین دادرسی مدنی می باشد
-
رأی
هماستناد
درخواست تسلیم ملک به استناد قرارداد عادی فروش سرقفلی
ماده 358 قانون آیین دادرسی مدنی و قوانین مرتبط با ثبت اسناد
-
رأی
هماستناد
تفاوت حقوقی مفاهیم حق کسب، پیشه و تجارت با سرقفلی
ماده 358 قانون آیین دادرسی مدنی می باشد
-
رأی
هماستناد
دعوای ابطال رأی داور به علت عدم رعایت اصول دادرسی
ماده 358 قانون آیین دادرسی مدنی دادنامه تجدیدنظر خواسته تایید می گردد
-
رأی
هماستناد
تایید فسخ قرارداد به دلیل عدم پرداخت ثمن و بیاعتباری رای داوری به علت عدم رعایت شروط قراردادی
ماده 358 قانون آیین دادرسی مدنی
-
رأی
هماستناد
زندگی در منزل مشترک اماره تمکین
ماده 358 قانون آیین دادرسی مدنی ضمن رد دادخواست تجدیدنظرخواهی دادنامه تجدی
-
رأی
هماستناد
ضمانت اجرای افزایش مهریه
ماده 358 قانون آیین دادرسی مدنی
-
رأی
هماستناد
دعوای ابطال وکالتنامه بلاعزل
ماده 358 از قانون آیین دادرسی مدنی ضمن نقض دادنامه معترض عنه حکم بر ابطال وکا
-
رأی
هماستناد
اعتبار حکم به رد دعوی
ماده 358 قانون آیین دادرسی مدنی و رعایت مواد مرتبط
-
رأی
هماستناد
تاثیر عدم ذکر مشترکات آپارتمان در قرارداد
قانون آیین دادرسی مدنی مستندا به قسمت آخر ماده 358
-
رأی
هماستناد
انتقال مبیع توسط خریدار در بیع خیاری
ماده 358 از قانون آیین دادرسی در امور مدنی تائید مینماید این رای قطعی است
-
رأی
هماستناد
انتقال چکی که حواله کرد آن خط خورده
ماده 358 از قانون آیین دادرسی مدنی دادنامه تجدیدنظرخواسته نقض و با استناد به
نظریات مشورتی 1
-
نظریهٔ مشورتی
هماستناد
نظریه مشورتی شماره 7/96/2899 مورخ 1396/11/25
ماده 358 قانون آیین دادرسی مدنی آیا دادگاه مکلف به رسیدگی ماهیتی به پرونده
مواد مرتبط 2
-
اعمال
از این صفحه
ماده 358 — آیین دادرسی مدنی مصوب 1379/01/21
ماده 358 قانون آیین دادرسی مدنی با رد تجدیدنظرخواهی دادنامه موصوف را تایید
-
مبتنی بر
از این صفحه
ماده 484 — آیین دادرسی مدنی مصوب 1379/01/21
ماده 484 از قانون آیین دادرسی مدنی مدت اعلام نظر داور سه ماه و ابتدای آن از ر
فقط پیوندهایی که متنشان در بانک است، با شاهد از خودِ متن — نه شباهتِ آماری. عنوانِ بدونِ متن ساخته نمیشود.
