Ailexa — هوش مصنوعی + قانون home صفحه اصلی (کلاسیک)
حوزهٔ جستجوی شما حدوداً در چه زمینه‌ای است:
در جست‌جوی چه هستید؟ بعد از انتخابِ آنچه می‌خواهید، در کادرِ جستجوی بالا موضوع را بنویسید و «بگرد» را بزنید. کانال تلگرام پادکست‌ها و تدریس‌هاصفحهٔ من
رأی خلاصه جریان پرونده حسب محتویات پرونده آقای م.ع. طی شکایتی اعلام نموده که فرزندم ی.ع. را پیش آقای س.ض. مسئول کمپ ترک اعتیاد بردم، سه ماه آنجا بود و از داخل کمپ فیلم‌برداری کرده و با مدرک زنده ارائه نموده که نامبرده به ‌زور به بچه‌ها تجاوز می‌کرد. ی.ع.24 ساله نیز در تحقیق اولیه از وی در مرجع انتظامی اظهار داشته 1390/12/21 داخل کمپ ترک اعتیاد ض. بردند از اول عید تا خرداد آنجا بودم ض. با بستن دست و پای من بابت یک ‌بار مصرف با بنده لواط کرد فیلم گرفت و فیلم را دارم .س. ض.30 ساله در تحقیق از و. ا. د. که من پشت میدان بار ... حدود یک سال قبل کمپ ترک اعتیاد داشتم که ی.ع. با نظر من 2 دوره در نزد من در حال مداوا بوده و به علت نداشتن مجوز از بهزیستی اکنون جمع‌آوری نمودم و در رابطه با اظهارات و. م. ب. لواط اصلاً قبول ندارم چنین چیزی نبوده است حاضرم سوگند یاد نمایم. پرونده که در بازپرسی شعبه ششم دادسرای ... تحت رسیدگی بوده ب. ت. ب. موضوع لواط نزد رئیس دادگستری ارسال و به شعبه 106 دادگاه جزائی ارجاع می‌شود. دادگاه دستور انجام تحقیق و تکمیل پرونده و معرفی شاکی به پزشکی قانونی صادر کرده و شخصی بهنام ح.ح. به ‌عنوان گواه اظهار داشته در مدتی که در کمپ بوده( 8 روز ) چند مرحله دیده است س.ض. با ی.ع. و ف.ح. عمل لواط انجام داده است. سپس دادگاه ب. ت. ب. موضوع پرونده که انجام عمل شنیع لواط با بستن دست و پای شاکی در محل غیرمجاز بازپروری ترک اعتیاد م. ب. قرار عدم صلاحیت به شایستگی دادگاه کیفری استان صادر و پرونده را به مرجع مذکور ارسال نموده است. م. ع. با لایحه‌ای اظهار نموده که به ‌عنوان مطلع در مرجع انتظامی حاضر و هر چه حق بوده اعلام کرده است و به همین دلیل از سوی متهم مورد تهدید قرارگرفته است و نامبرده(م. ع.) در دادگاه اظهار داشته که از س.ض. شکایت دارم با بچه من قصد لواط داشته که بچه من فرار کرده است بچه من ی.ع.23 ساله و معتاد است حدود 3 الی 4 ماه در کمپ بوده و این آقا شخصی بنام ف.ح. را مأمور کرده بود که به پسرم شیشه بدهند که دادند قصد داشتند با پسرم لواط کنند دقیقاً نمی‌دانم چه کسانی بودند خود س.ض. و چند نفر دیگر بودند ولی پسرم متوجه قصد آن‌ها شده و از پنجره فرار کرده است فیلمی از این آقا که با دیگران لواط می‌کرد و صحنه بسیار زشتی است وجود دارد چهره خود این شخص در فیلم موجود است خودش سابقاً فردی موادفروش و معتاد تزریقی بوده است ی.ع. نیز در دادگاه توضیح داده که اعتیاد به شیشه داشتم رفتم کمپ ایشان ترک کنم مدت 3 ماه بودم در داخل کمپ ایشان با من لواط می‌کرد دست و پای مرا می‌بست دو بار با من لواط کرد با کسان دیگری هم این کار را می‌کرد . . فیلم می‌گرفتند فیلمی که شما دیدید داخل کمپ گرفته کمپ ایشان مرکز فساد است س.ض. در دادگاه ادعای ی.ع. مبنی بر لواط با وی در کمپ را نپذیرفته است. متهم آقای ع.ن. وکیل دادگستری را به ‌عنوان وکیل خود معرفی کرده است. متهم طی لایحه‌ای از زندان به دادگاه نوشته است که پدر ی.ع. نزد عده‌ای از افراد که در کمپ من بوده‌اند رفته و گفته است به آن‌ها پول می‌دهد تا علیه ض. شهادت بدهید .ضمناً استشهادیه‌ای مبنی بر اینکه ض. عمل زشتی با افراد کمپ انجام نداده ضمیمه پرونده شده است. در ادامه رسیدگی دادگاه شخصی به هویت ع.م. با حضور در دادگاه اعلام کرده از س.ض. شکایت دارم من معتاد بودم ایشان کمپ غیرقانونی ترک اعتیاد بازکرده بود و به‌ زور مرا آنجا برد. من اعتیاد را ترک کرده بودم خانواده مرا اغفال کرد گفت من اعتیاد دارم مرا داخل کمپ بشدت کتک‌کاری کرده و دندان مرا شکست پای مرا بست و شلوار مرا پائین کشید با سیگار باسن مرا سوزاند فیلم هم گرفت و فیلم را پخش کردند و آبروی مرا در سطح شهر بردند نمی‌دانم چرا فیلم گرفت. به نظر نوعی جنون داشته و قصد داشت با این فیلم مرا اجیر کند من وقتی متوجه دستگیری وی شدم آمدم هیچ جا نمی‌توانم بروم آبروی من رفت ضمناً نامه‌ای آوردند که از من رضایت بگیرند من امضاء نکردم ضمناً ایشان داخل کمپ با بعضی لواط می‌کرد از ایشان شکایت دارم فیلم الآن در داخل موبایل بعضی است. در جلسه دادرسی 1391/10/28 از شکات ع.م. حاضر بوده و گفته است شکایت همان است که قبلاً بیان کرده متهم س.ض. پس از قرائت اتهام ارتکاب عمل شنیع لواط ایقابی و تهیه فیلم به ‌نحوی ‌که در پرونده منعکس است اظهار داشته لواط را قبول ندارم شدیداً تکذیب می‌کنم فیلم را نمی‌دانم چگونه تهیه نمودند من با این آقا داخل خانه شوخی کردیم به این صورت نبوده است که آقای ع. و پسرش فیلم را به دیگران نشان می‌دهند من قبول ندارم کارهای ع. این است که با این کارها از مردم اخاذی کند . در مورد شکایت م. نیز گفته است قبول ندارم فیلم را پخش نکرده‌ام باهم شوخی کردیم. سؤال شده چرا پای این آقا در فیلم بسته بود؟ جواب داده من این کار را نکرده‌ام سؤال شده اگر شوخی بود چرا این آقا شکایت کرده است؟ پاسخ داده نمی‌دانم . وکیل مدافع متهم نیز اظهار داشته که شکات دلیلی بر صحت ادعای لواط ارائه ننموده‌اند و تنها گواه ح.ح. چنین بوده که گواهی خود را پس گرفته است سپس از شاکی دادگاه سؤال نموده تهیه فیلم از شما در کجا بوده است که وی پاسخ داده داخل کمپ ترک اعتیاد و محله ... بوده است .خانه مادربزرگ این آقا بوده است چون مادربزرگ ایشان فوت کرد آنجا را کمپ کرد دست و پای مرا بستند به ‌زور این کار را کردند اصلاً شوخی که این آقا بیان می‌کند نبوده است و با سیگار باسن مرا سوزاند فکر می‌کنم فیلم را ف. گرفته بود. ف. داخل کمپ خدمتگزار بود متهم در این لحظه اظهار داشته بابت شوخی این کار را کردم عذرخواهی می‌کنم قصد فقط شوخی بوده است.( لازم به ذکر است که مأمورین گوشی همراه شاکی ع.ع.که فیلم تهیه‌شده در آن بوده رؤیت و گزارش کرده‌اند که یک نفر با دست و پای بسته و احتمالاً دهن ‌بسته و یک شورت سفید رنگ بر تن شخص دارد و شخص س.ض. در حال سوزاندن به ‌وسیله آتش سیگار به باسن شخص م. ب. ) دادگاه پس از اعلام ختم رسیدگی در خصوص شکایت 1- ی.ع. علیه س.ض. دایر به عمل شنیع لواط با شاکی 2- شکایت ع.م. علیه متهم مزبور دایر بر ارتکاب فعل حرام( به‌ نحوی‌ که در پرونده و تهیه فیلم منعکس است بستن دست و پای شاکی ع.م. و سوزاندن قسمت باسن و ران شاکی به ‌وسیله سیگار در خصوص شکایت ی.ع. ب. ت. ب. محتویات پرونده و انکار شدید متهم و دفاعیات وکیل وی و اینکه طرق اثبات لواط در قانون احصا شده و توسط شاکی نیز بینه‌ای بر ارتکاب بزه موصوف ارائه ننموده و از مجموع محتویات و تحقیقات به‌ عمل ‌آمده نیز علم به تحقق بزه مذکور حاصل نمی‌شود بنا به ‌مراتب فوق و به لحاظ فقد ادله اثباتی و با تمسک به اصل برائت و اصل 37 قانون اساسی و بند الف ماده 177 قانون آئین دادرسی کیفری حکم برائت متهم س.ض. در خصوص شکایت ی.ع. دایر به عمل شنیع لواط صادر می‌نماید. اما در خصوص شکایت علیه م. بطرفیت متهم مزبور س.ض. دایر به ارتکاب فعل حرام(محتوای فیلم تهیه‌شده) بدین‌صورت که با بستن دست و پای شاکی و لخت کردن وی اقدام به سوزاندن باسن و ران شاکی نموده است ب. ت. ب. شکایت و اظهارات متهم در صفحات 57 و 58 و نیز جلسه آخر دادگاه در تاریخ 1391/10/28 دایر به اینکه شاکی بیان داشته( از س.ض. شکایت دارم من معتاد بودم ایشان کمپ غیرقانونی ترک اعتیاد باز کرد و به ‌زور مرا آنجا برد . من اعتیاد را ترک کرده بودم خانواده مرا اغفال کرد مرا داخل کمپ بشدت کتک می‌زد و دندان مرا شکست پای مرا بست و شلوار مرا پائین کشید و با سیگار باسن مرا سوزاند و فیلم گرفت …) ب. ت. ب. اظهارات شاکی پرونده دفاعیات ضد و نقیض متهم و مدافعات بلاوجه وکیل وی و بازبینی فیلم ارائه‌شده مضبوط در پرونده که متهم با بستن دست و پای شاکی و لخت نمودن وی اقدام به سوزاندن بدن شاکی نموده است و سایر قرائن و امارات موجود در پرونده بزه ایشان به نظر دادگاه محرز و مسلم است. لذا دادگاه در خصوص شکایت ع.م. دایر به ارتکاب فعل حرام آقای س.ض. را مستنداً به اصل 167 قانون اساسی و ماده 214 قانون آئین دادرسی دادگاه‌های عمومی و انقلاب در امور کیفری مصوب 1378/06/28 و مسئله چهارم از گفتار دوم از فصل چهارم جلد دوم تحریر الوسیله حضرت امام خمینی قدس سره الشریف به تحمل 74 ضربه شلاق تعزیری محکوم و نیز متهم موصوف را به استناد ماده 19 قانون مجازات اسلامی به ‌عنوان تتمیم حکم به اقامت اجباری در شهرستان ... به مدت سه سال محکوم می‌نماید. پس از صدور دادنامه شاکی ع.م. با تقدیم لایحه‌ای به دادگاه کیفری استان اعلام نموده مراتب شکایتم (رضایتم باید نوشته می‌شد) را علیه س.ض. اعلام و دیگر هیچ‌گونه ادعایی ندارم و تقاضای مختومه شدن پرونده را نموده است. وکیل محکوم‌ٌعلیه با تقدیم لایحه‌ای نسبت به ‌حکم محکومیت موکلش اعتراض نموده و پرونده به دیوان عالی کشور ارسال و به این شعبه ارجاع گردیده است. لایحه اعتراضیه وکیل محکوم‌ٌعلیه هنگام شور قرائت خواهد شد. رأی شعبه دیوان عالی کشور تجدیدنظرخواهی آقای س.ض. با وکالت ع.ن. در قسمت محکومیت به شلاق تعزیری به اتهام ارتکاب فعل حرام ب. ت. ب. دلایل مذکور در رأی صادره در آن قسمت ازجمله بازبینی فیلم ارائه‌شده مضبوط در پرونده و اظهارات و. د. ج. دادرسی مبنی بر شوخی کردن با شاکی وارد نیست، لذا با ردّ اعتراض دادنامه صادره را به استناد بند الف ماده 265 قانون آئین دادرسی دادگاه‌های عمومی و انقلاب در امور کیفری در قسمت فوق‌الذکر ابرام می‌نماید. لیکن تجدیدنظرخواهی مشارٌالیه را در قسمت محکومیت به سه سال اقامت اجباری در اقلیم ... ب. ت. ب. تبصره 1 ماده 23 قانون مجازات اسلامی مصوب 1392 که مدت مجازات تکمیلی را در غیر موارد مصرحه قانونی زائد بر دو سال تجویز نکرده و نیز مساعدتر بودن ماده ‌قانونی مذکور به حال مرتکب، وارد دانسته و به استناد بند 4 قسمت ب ماده ‌قانونی فوق الاشاره دادنامه صادره را در قسمت اخیرالذکر نقض و رسیدگی مجدد به موضوع را به شعبه هم‌عرض به دادگاه کیفری استان ارجاع می‌نماید. شعبه 30 دیوان عالی کشور - رئیس و عضو معاون محمد علی کریم‌پور - اکبری فهرست خلاصه جریان پرونده شعبه دیوان عالی کشور نقد رأی نحوه صدور حکم به مجازات تکمیلی موضوع این پرونده شکایت از فردی به اتهام ارتکاب عمل شنیع لواط و سایر افعال حرام در یک مرکز ترک اعتیاد است. شاکی ادعا کرده است که فرزندش به این مرکز برده شده و متهم به زور به او تجاوز کرده و از این عمل فیلمی تهیه کرده است. متهم تمامی اتهامات را رد کرده و مدعی شده است که شکایت‌ها به منظور اخاذی از وی مطرح گردیده است. <br>دادگاه در بررسی اولیه، به دلیل عدم وجود ادله کافی برای اثبات اتهام لواط، متهم را در این خصوص تبرئه کرد. اما در خصوص شکایت دیگر، ب. ت. ب. شواهد موجود مبنی بر سوزاندن باسن شاکی با سیگار و بستن دست و پای او، متهم به 74 ضربه شلاق و 3 سال اقامت اجباری محکوم گردید. <br>پس از صدور حکم، شاکی رضایت خود را اعلام کرده و درخواست مختومه شدن پرونده را مطرح نمود. وکیل متهم نیز به حکم محکومیت اعتراض کرد. دیوان عالی کشور اعتراض را در خصوص محکومیت به شلاق رد کرده و در مورد اقامت اجباری، به دلیل عدم تطابق با قوانین، حکم را نقض و به رسیدگی مجدد ارجاع داد. این تصمیم بر اساس بند الف ماده 265 قانون آیین دادرسی کیفری و تبصره 1 ماده 23 قانون مجازات اسلامی اتخاذ شده است. تاریخ دادنامه قطعی: 1393/04/15 شماره دادنامه قطعی: --- پیام: صدور حکم به مجازات تکمیلی (اقامت اجباری) بیش از 2 سال به غیراز موارد مصرح در قانون، فاقد وجاهت قانونی است. رای خلاصه جریان پرونده حسب محتویات پرونده آقای م.ع. طی شکایتی اعلام نموده که فرزندم ی.ع. را پیش آقای س.ض. مسئول کمپ ترک اعتیاد بردم، سه ماه آنجا بود و از داخل کمپ فیلم‌برداری کرده و با مدرک زنده ارائه نموده که نام‌برده به ‌زور به بچه‌ها تجاوز می‌کرد. ی.ع. 24 ساله نیز در تحقیق اولیه از وی در مرجع انتظامی اظهار داشته 1390/12/21 داخل کمپ ترک اعتیاد ض. بردند از اول عید تا خرداد آنجا بودم ض. با بستن دست و پای من بابت یک ‌بار مصرف با بنده لواط کرد فیلم گرفت و فیلم را دارم.س. ض. 30 ساله در تحقیق از و. ا. د. که من پشت میدان بار... حدود یک سال قبل کمپ ترک اعتیاد داشتم که ی.ع. با نظر من 2 دوره در نزد من در حال مداوا بوده و به علت نداشتن مجوز از بهزیستی اکنون جمع‌آوری نمودم و در رابطه با اظهارات و. م. ب. لواط اصلا قبول ندارم چنین چیزی نبوده است حاضرم سوگند یاد نمایم. پرونده که در بازپرسی شعبه ششم دادسرای... تحت رسیدگی بوده ب. ت. ب. موضوع لواط نزد رئیس دادگستری ارسال و به شعبه --- دادگاه جزایی ارجاع می‌شود. دادگاه دستور انجام تحقیق و تکمیل پرونده و معرفی شاکی به پزشکی قانونی صادر کرده و شخصی به‌نام ح.ح. به ‌عنوان گواه اظهار داشته در مدتی که در کمپ بوده( 8 روز) چند مرحله دیده است س.ض. با ی.ع. و ف.ح. عمل لواط انجام داده است. سپس دادگاه ب. ت. ب. موضوع پرونده که انجام عمل شنیع لواط با بستن دست و پای شاکی در محل غیرمجاز بازپروری ترک اعتیاد م. ب. قرار عدم صلاحیت به شایستگی دادگاه کیفری استان صادر و پرونده را به مرجع مذکور ارسال نموده است. م. ع. با لایحه‌ای اظهار نموده که به ‌عنوان مطلع در مرجع انتظامی حاضر و هر چه حق بوده اعلام کرده است و به همین دلیل از سوی متهم مورد تهدید قرارگرفته است و نام‌برده(م. ع.) در دادگاه اظهار داشته که از س.ض. شکایت دارم با بچه من قصد لواط داشته که بچه من فرار کرده است بچه من ی.ع. 23 ساله و معتاد است حدود 3 الی 4 ماه در کمپ بوده و این آقا شخصی به نام ف.ح. را مامور کرده بود که به پسرم شیشه بدهند که دادند قصد داشتند با پسرم لواط کنند دقیقا نمی‌دانم چه کسانی بودند خود س.ض. و چند نفر دیگر بودند ولی پسرم متوجه قصد آن‌ها شده و از پنجره فرار کرده است فیلمی از این آقا که با دیگران لواط می‌کرد و صحنه بسیار زشتی است وجود دارد چهره خود این شخص در فیلم موجود است خودش سابقا فردی موادفروش و معتاد تزریقی بوده است ی.ع. نیز در دادگاه توضیح داده که اعتیاد به شیشه داشتم رفتم کمپ ایشان ترک کنم مدت 3 ماه بودم در داخل کمپ ایشان با من لواط می‌کرد دست و پای مرا می‌بست دو بار با من لواط کرد با کسان دیگری هم این کار را می‌کرد.. فیلم می‌گرفتند فیلمی که شما دیدید داخل کمپ گرفته کمپ ایشان مرکز فساد است س.ض. در دادگاه ادعای ی.ع. مبنی بر لواط با وی در کمپ را نپذیرفته است. متهم آقای ع.ن. وکیل دادگستری را به ‌عنوان وکیل خود معرفی کرده است. متهم طی لایحه‌ای از زندان به دادگاه نوشته است که پدر ی.ع. نزد عده‌ای از افراد که در کمپ من بوده‌اند رفته و گفته است به آن‌ها پول می‌دهد تا علیه ض. شهادت بدهید.ضمنا استشهادیه‌ای مبنی بر اینکه ض. عمل زشتی با افراد کمپ انجام نداده ضمیمه پرونده شده است. در ادامه رسیدگی دادگاه شخصی به هویت ع.م. با حضور در دادگاه اعلام کرده از س.ض. شکایت دارم من معتاد بودم ایشان کمپ غیرقانونی ترک اعتیاد بازکرده بود و به‌ زور مرا آنجا برد. من اعتیاد را ترک کرده بودم خانواده مرا اغفال کرد گفت من اعتیاد دارم مرا داخل کمپ بشدت کتک‌کاری کرده و دندان مرا شکست پای مرا بست و شلوار مرا پآیین کشید با سیگار باسن مرا سوزاند فیلم هم گرفت و فیلم را پخش کردند و آبروی مرا در سطح شهر بردند نمی‌دانم چرا فیلم گرفت. به نظر نوعی جنون داشته و قصد داشت با این فیلم مرا اجیر کند من وقتی متوجه دستگیری وی شدم آمدم هیچ جا نمی‌توانم بروم آبروی من رفت ضمنا نامه‌ای آوردند که از من رضایت بگیرند من امضا نکردم ضمنا ایشان داخل کمپ با بعضی لواط می‌کرد از ایشان شکایت دارم فیلم الان در داخل موبایل بعضی است. در جلسه دادرسی 1391/10/28 از شکات ع.م. حاضر بوده و گفته است شکایت همان است که قبلا بیان کرده متهم س.ض. پس از قرائت اتهام ارتکاب عمل شنیع لواط ایقابی و تهیه فیلم به ‌نحوی ‌که در پرونده منعکس است اظهار داشته لواط را قبول ندارم شدیدا تکذیب می‌کنم فیلم را نمی‌دانم چگونه تهیه نمودند من با این آقا داخل خانه شوخی کردیم به این صورت نبوده است که آقای ع. و پسرش فیلم را به دیگران نشان می‌دهند من قبول ندارم کارهای ع. این است که با این کارها از مردم اخاذی کند. در مورد شکایت م. نیز گفته است قبول ندارم فیلم را پخش نکرده‌ام باهم شوخی کردیم. سوال شده چرا پای این آقا در فیلم بسته بود؟ جواب داده من این کار را نکرده‌ام سوال شده اگر شوخی بود چرا این آقا شکایت کرده است؟ پاسخ داده نمی‌دانم. وکیل مدافع متهم نیز اظهار داشته که شکات دلیلی بر صحت ادعای لواط ارائه ننموده‌اند و تنها گواه ح.ح. چنین بوده که گواهی خود را پس گرفته است سپس از شاکی دادگاه سوال نموده تهیه فیلم از شما در کجا بوده است که وی پاسخ داده داخل کمپ ترک اعتیاد و محله... بوده است.خانه مادربزرگ این آقا بوده است چون مادربزرگ ایشان فوت کرد آنجا را کمپ کرد دست و پای مرا بستند به ‌زور این کار را کردند اصلا شوخی که این آقا بیان می‌کند نبوده است و با سیگار باسن مرا سوزاند فکر می‌کنم فیلم را ف. گرفته بود. ف. داخل کمپ خدمتگزار بود متهم در این لحظه اظهار داشته بابت شوخی این کار را کردم عذرخواهی می‌کنم قصد فقط شوخی بوده است.(لازم به ذکر است که مامورین گوشی همراه شاکی ع.ع.که فیلم تهیه‌شده در آن بوده رویت و گزارش کرده‌اند که یک نفر با دست و پای بسته و احتمالا دهن ‌بسته و یک شورت سفید رنگ بر تن شخص دارد و شخص س.ض. در حال سوزاندن به ‌وسیله آتش سیگار به باسن شخص م. ب.) دادگاه پس از اعلام ختم رسیدگی در خصوص شکایت 1 - ی.ع. علیه س.ض. دایر به عمل شنیع لواط با شاکی 2 - شکایت ع.م. علیه متهم مزبور دایر بر ارتکاب فعل حرام(به‌ نحوی‌ که در پرونده و تهیه فیلم منعکس است بستن دست و پای شاکی ع.م. و سوزاندن قسمت باسن و ران شاکی به ‌وسیله سیگار در خصوص شکایت ی.ع. ب. ت. ب. محتویات پرونده و انکار شدید متهم و دفاعیات وکیل وی و اینکه طرق اثبات لواط در قانون احصا شده و توسط شاکی نیز بینه‌ای بر ارتکاب بزه موصوف ارائه ننموده و از مجموع محتویات و تحقیقات به‌ عمل ‌آمده نیز علم به تحقق بزه مذکور حاصل نمی‌شود بنا به ‌مراتب فوق و به لحاظ فقد ادله اثباتی و با تمسک به اصل برائت و اصل 37 قانون اساسی و بند الف ماده 177 قانون آیین دادرسی کیفری حکم برائت متهم س.ض. در خصوص شکایت ی.ع. دایر به عمل شنیع لواط صادر می‌نماید. اما در خصوص شکایت علیه م. به طرفیت متهم مزبور س.ض. دایر به ارتکاب فعل حرام(محتوای فیلم تهیه‌شده) بدین‌صورت که با بستن دست و پای شاکی و لخت کردن وی اقدام به سوزاندن باسن و ران شاکی نموده است ب. ت. ب. شکایت و اظهارات متهم در صفحات 57 و 58 و نیز جلسه آخر دادگاه در تاریخ 1391/10/28 دایر به اینکه شاکی بیان داشته(از س.ض. شکایت دارم من معتاد بودم ایشان کمپ غیرقانونی ترک اعتیاد باز کرد و به ‌زور مرا آنجا برد. من اعتیاد را ترک کرده بودم خانواده مرا اغفال کرد مرا داخل کمپ بشدت کتک می‌زد و دندان مرا شکست پای مرا بست و شلوار مرا پآیین کشید و با سیگار باسن مرا سوزاند و فیلم گرفت …) ب. ت. ب. اظهارات شاکی پرونده دفاعیات ضد و نقیض متهم و مدافعات بلاوجه وکیل وی و بازبینی فیلم ارائه‌شده مضبوط در پرونده که متهم با بستن دست و پای شاکی و لخت نمودن وی اقدام به سوزاندن بدن شاکی نموده است و سایر قرائن و امارات موجود در پرونده بزه ایشان به نظر دادگاه محرز و مسلم است. لذا دادگاه در خصوص شکایت ع.م. دایر به ارتکاب فعل حرام آقای س.ض. را مستندا به اصل 167 قانون اساسی و ماده 214 قانون آیین دادرسی دادگاه‌های عمومی و انقلاب در امور کیفری مصوب 1378/06/28 و مسئله چهارم از گفتار دوم از فصل چهارم جلد دوم تحریر الوسیله حضرت امام خمینی قدس سره الشریف به تحمل 74 ضربه شلاق تعزیری محکوم و نیز متهم موصوف را به استناد ماده 19 قانون مجازات اسلامی به ‌عنوان تتمیم حکم به اقامت اجباری در شهرستان... به مدت سه سال محکوم می‌نماید. پس از صدور دادنامه شاکی ع.م. با تقدیم لایحه‌ای به دادگاه کیفری استان اعلام نموده مراتب شکایتم (رضایتم باید نوشته می‌شد) را علیه س.ض. اعلام و دیگر هیچ‌گونه ادعایی ندارم و تقاضای مختومه شدن پرونده را نموده است. وکیل محکوم‌ٌعلیه با تقدیم لایحه‌ای نسبت به ‌حکم محکومیت موکلش اعتراض نموده و پرونده به دیوان عالی کشور ارسال و به این شعبه ارجاع گردیده است. لایحه اعتراضیه وکیل محکوم‌ٌعلیه هنگام شور قرائت خواهد شد. رای شعبه دیوان عالی کشور تجدیدنظرخواهی آقای س.ض. با وکالت ع.ن. در قسمت محکومیت به شلاق تعزیری به اتهام ارتکاب فعل حرام ب. ت. ب. دلایل مذکور در رای صادره در آن قسمت ازجمله بازبینی فیلم ارائه‌شده مضبوط در پرونده و اظهارات و. د. ج. دادرسی مبنی بر شوخی کردن با شاکی وارد نیست، لذا با ردّ اعتراض دادنامه صادره را به استناد بند الف ماده 265 قانون آیین دادرسی دادگاه‌های عمومی و انقلاب در امور کیفری در قسمت فوق‌الذکر ابرام می‌نماید. لیکن تجدیدنظرخواهی مشارٌالیه را در قسمت محکومیت به سه سال اقامت اجباری در اقلیم... ب. ت. ب. تبصره 1 ماده 23 قانون مجازات اسلامی مصوب 1392 که مدت مجازات تکمیلی را در غیر موارد مصرحه قانونی زائد بر دو سال تجویز نکرده و نیز مساعدتر بودن ماده ‌قانونی مذکور به حال مرتکب، وارد دانسته و به استناد بند 4 قسمت ب ماده ‌قانونی فوق الاشاره دادنامه صادره را در قسمت اخیرالذکر نقض و رسیدگی مجدد به موضوع را به شعبه هم‌عرض به دادگاه کیفری استان ارجاع می‌نماید. شعبه --- دیوان عالی کشور - رئیس و عضو معاون در تاریخ 17 شهریور 1395، شعبه سی و هشتم دیوان عالی کشور به درخواست اعاده دادرسی در خصوص اتهام نشر اکاذیب رسیدگی نمود. متقاضیان با ارائه مستندات و لوایح، ادعا کردند که اقدامات آنان به عنوان نمایندگان مردم در راستای وظایف شوراهای اسلامی و بدون وجود ممنوعیت قانونی صورت گرفته است و به همین دلیل محکومیت آنان نادرست است. آن‌ها به بندهای 2، 18 و 19 ماده 71 قانون وظایف و تشکیلات شوراها و همچنین مواد 6 و 19 آیین‌نامه اجرایی آن استناد کردند. دیوان عالی کشور پس از بررسی مستندات و نظریه دادیار، به این نتیجه رسید که در مورد یکی از متقاضیان، مقررات مربوط به تعدد معنوی رعایت نشده و امضای استشهادیه بدون ارائه به مرجع خاص نمی‌تواند به عنوان نشر اکاذیب محسوب گردد. بنابراین، درخواست اعاده دادرسی پذیرفته شده و پرونده برای رسیدگی مجدد به شعبه هم عرض ارجاع گردید. این تصمیم بر اساس بندهای ج و چ ماده 474 و ماده 476 قانون آیین دادرسی کیفری اتخاذ شد. تاریخ دادنامه قطعی: 1395/06/17 پیام: دادگاه در تعیین مجازات تکمیلی، صرفا مجاز به صدور حکم به موارد مصرح در قانون مجازات اسلامی بوده و تعیین نوعی از مجازات تکمیلی که در قانون موجود نباشد، فاقد وجاهت قانونی م. ب.. بر اساس دادنامه --- - 94/8/13 صادره از شعبه --- دادگاه تجدیدنظر استان آذربایجان شرقی محکومیت آقای ج.ح. و الف.الف. و خانم م.ت. نامبردگان با تقدیم 2 برگ لایحه و ضمائم درخواست تجویز اعاده دادرسی را مطرح نموده که پس از ثبت دردفتردیوان عالی کشور جهت رسیدگی به این شعبه ارجاع شده که هنگام شور برای صدور رای بررسی خواهد شد خلاصه درخواست آنان این است که: 1 - اینجانبان به همراه 3 تن از تنظیم کنندگان طومار موضوع پرونده امر، صرفاَ به جهت اینکه در راستای عرف حاکم بر شوراهای اسلامی منطقه و به لحاظ مراجعه مردم محل جهت اعلام مشکلات با قید این جمله که (امضای شهود و ریش سفیدان محل تایید می‌گردد- ح. - عضو شورای شهر) صرفاَ به عنوان معتمدین و منتخبین مردم شهر، مراتب صحت امضا ‌مسجلین و گواهان، ذیل طومار تنظیمی را گواهی نموده ایم. 2 - عمل ارتکابی اینجانبان در هیچ قانونی منع نشده و نیز طبق بندهای 2 و 18 و 19 ماده 71 از قانون وظایف- تشکیلات، انتخابات شوراها و انتخاب شهرداران و همچنین بندهای 5 و 13 و مواد 6 و 19 آیین‌نامه اجرایی تشکیلات... شوراهای اسلامی شهر نظارت بر امور عمومی و بررسی کمبودها و مشکلات بهداشتی شهر و روستا و انعکاس مراتب به مسئول اجرایی در صورت ضرورت از وظایف ذاتی شوراهای اسلامی محل بوده و به عبارتی تجویز گردیده است. اما دادگاه ما را به اتهام نشر اکاذیب محکوم کرده است. 3 - با استناد به نامه شماره 123/1/5066 فرمانداری و نامه 9/4/8710 - 94/9/15 شورای عالی استانها استدعای تجویز اعاده دادرسی داریم به شرح برگ آتی مبادرت به صدور رای می‌گردد. هیات شعبه در تاریخ بالا تشکیل گردید. پس از قرائت گزارش آقای … ممیز و ملاحظه اوراق پرونده و نظریه کتبی آقای … دیوان عالی کشور اجمالاَ مبنی بر پذیرش درخواست اعاده دادرسی در خصوص دادنامه شماره --- - 94/8/13 تجدیدنظر خواسته مشاوره نموده به اکثریت چنین رای می دهد: ب. ت. ب. اینکه در مورد احدی از متقاضیان به نام آقای ….الف. مقررات تعدد معنوی رعایت نشده و برای وی دو مجازات تعیین شده است، به علاوه اینکه یکی از آنها (ح.) نوشته اند امضا شهود و ریش سفیدان محل تایید می‌گردد و دیگری (الف.) نوشته است: گواهی شهود و ریش سفیدان تایید می‌گردد. و با وصف فوق، متن استشهادیه مورد تایید قرار نگرفته است و صرف امضا استشهادیه بدون تحویل به جائی، تشویش اذهان محسوب نمی شود و تحویل دهنده یک نفر است و صرف امضاء، نشر تلقی نمی شود و محکوم نمودن به ارسال شش هزار پیامک نیز جزء موارد محکومیت های تبعی و تکمیلی مندرج در ماده 23 قانون مجازات اسلامی نبوده، فاقد عنصر قانونی است. بنابراین انطباق درخواست آقایان ج.ح. و الف.الف. و خانم م.ت. دائر بر تجویز اعاده دادرسی نسبت به دادنامه فوق الذکر با بندهای ج و چ ماده 474 قانون آیین دادرسی کیفری احراز شده مستنداَ به ماده 476 همان قانون، ضمن پذیرش اعاده دادرسی پرونده جهت رسیدگی مجدد به شعبه هم عرض دادگاه صادر کننده رای قطعی ارجاع می‌گردد. شعبه سی و هشتم دیوان عالی کشور - رئیس و عضو معاون سیدعلی اصغر لطیفی رستمی - علیرضا رحمانی در تاریخ 15 تیرماه 1393، دیوان عالی کشور به پرونده‌ای رسیدگی کرد که در آن اتهام تولید فیلم مستهجن متوجه دو نفر شده بود. این افراد بر اساس تبصره 3 بند الف ماده 3 قانون مجازات اشخاصی که در امور سمعی و بصری فعالیت‌های غیرمجاز انجام می‌دهند، به تحمل 74 ضربه شلاق تعزیری، پرداخت 50 میلیون ریال جزای نقدی و سه سال محرومیت اجتماعی محکوم گردیده بودند. حکم اولیه در دادنامه‌ای صادر و سپس در دادنامه‌ای دیگر تایید شد. متهمان با ارائه لایحه و مستندات، درخواست اعاده دادرسی کردند. دیوان عالی کشور در بررسی خود، شمول قانون مذکور را نسبت به فعل متهمان فاقد وجاهت قانونی تشخیص داد و محرومیت اجتماعی را ناصواب و مغایر با حقوق انسانی و شهروندی متهمان اعلام کرد. در نتیجه، دیوان عالی کشور با استناد به مواد 10 و 23 قانون مجازات اسلامی و بندهای مربوطه از قانون آیین دادرسی کیفری، درخواست اعاده دادرسی را پذیرفته و پرونده را برای رسیدگی مجدد به شعبه همعرض دادگاه صادرکننده رای قطعی ارجاع داد. پیام: در تعیین مجازات تکمیلی ،صدور رای به مطلق محرومیت اجتماعی فاقد وجاهت قانونی است. آقای م.ن. و خانم م.س. به‌موجب دادنامه شماره --- - 1391/08/22 صادره از شعبه دوم دادگاه انقلاب اسلامی... به اتهام شرکت در تولید فیلم مستهجن و مستندا به تبصره 3 بند الف ماده 3 قانون مجازات اشخاصی که در امور سمعی و بصری فعالیت‌های غیرمجاز می‌نمایند، هر یک به تحمل 74 ضربه شلاق تعزیری و پرداخت پنجاه میلیون ریال جزای نقدی و نیز سه سال محرومیت اجتماعی محکوم ‌شده‌اند. رای صادره بر اساس دادنامه شماره --- - 1391/09/27 شعبه هفتم دادگاه تجدیدنظر استان... عینا تایید و ابرام شده است. آقای م.ن. و م.س. طی لایحه مشترکی با پیوست نمودن تصویر مصدق آراء صادره و برخی اوراق دیگر از دیوان عالی کشور به شرح لایحه تقدیمی تقاضای اعاده دادرسی نموده که جهت رسیدگی به این شعبه ارجاع و اینک حسب الارجاع تحت نظر قرار دارد و متعاقب نامه‌های 0004 - 1392/01/26 و 287 - 1392/05/14 و 0048 - 1392/07/01 و 613 - 1392/10/01 و 0036 - 1393/01/31 و انتظار کافی متعاقب نامه شماره 721 - 1392/10/18 رئیس‌کل دادگاه‌های عمومی و انقلاب...، متاسفانه از مبادی مربوطه، پاسخی لازم بر اساس خواسته، دریافت نشد!!. فلذا و با اکتفا به محتویات پرونده به شرح آتی مبادرت به صدور رای می‌نماید. شمول قانون نحوه مجازات اشخاصی که در امور سمعی و بصری فعالیت‌های غیرمجاز دارند، نسبت به فعل صادره از متهمان، به لحاظ فقدان اوصاف «آثار» و «عمده» غیرموجه است و طبعا استناد به تبصره سوم از شق الف ماده 3 قانون مذکور فاقد وجاهت قانونی است و با صرف‌نظر از اینکه دادگاه در قضیه تتمیم مجازات مستند خویش را ذکر نکرده است، اساسا مطلق «محرومیت اجتماعی» ؟!! ناصواب بوده و با غمض عین از ابهام آن، خود با حقوق انسانی و شهروندی متهمان در تضاد آشکار بوده و شرعا و قانونا ممنوع م. ب. و بر اساس مواد 10 و 23 قانون مجازات اسلامی مصوب 1392 از حیث مدت محرومیت تعیین‌شده - سه سال- نیز خلاف بوده و مشمول ضوابط بند هفتم از ماده 272 قانون آیین دادرسی کیفری بوده و از موارد تجویز اعاده دادرسی است. فلذا ضمن پذیرش تقاضای تجویز آقای م.ن. و خانم م.س.، استنادا به بند ششم (از باب اولویت) و پنجم و هفتم از قانون اخیرالذکر، مقرّر می‌دارد پرونده در جهت رسیدگی مجدد با رعایت ضوابط قانونی مواد 274 و 275 و 276 قانون مرقوم، به شعبه هم‌عرض دادگاه صادرکننده رای قطعی ارجاع و ارسال می‌گردد. سید حسین جعفری - طباطبائی

موارد مرتبط 45

نظریات مشورتی 40

مواد مرتبط 2

فقط پیوندهایی که متنشان در بانک است، با شاهد از خودِ متن — نه شباهتِ آماری. عنوانِ بدونِ متن ساخته نمی‌شود.

نظرها و یادداشت‌ها

نظرها پس از بررسی نمایش داده می‌شوند.

Designed & Developed by Hamed Rostami, Eng. & Attorney — © All Rights Reserved حامد رستمی، مهندس و وکیل دادگستری حقوق، با نگاهِ هوش مصنوعی و الگوریتم اینستاگرام تلگرام لینکدین