دکترین
۱۳ تعریف دلالت
دلالت عبارت است از وجود شی است به نحوی که از علم به آن علم به چیز دیگری حاصل شود یا هر آنچه ذهن انسان را متوجه امر دیگری نماید آن را دال راهنمایی کننده Le signe) گویند.
۲ ۱۳ اقسام دلالت از حیث استقراء:
الف) دلالت عقلی دلالتی که بین دال و مدلول ملازمه ذاتی داشته باشد یا به عبارت دیگر دال و مدلول به سبب عقل ذاتاً لازم و ملزوم یکدیگر باشد را دلالت عقلی گویند. مانند دلالت دود بر آتش مصنوع بر صانع متحرک بر محرک ب دلالت طبعی - عبارت از دلالتی است که در اثر ملازمه طبیعی بین دو چیز حاصل شود. به عبارت دیگر دلالتی که در نتیجه آثار خارجی بدن بر نفس و وضعیت درونی انسان را نشان دهد را دلالت طبعی گویند. مانند دلالت سرعت نبض بر تب سرخی چهره بر آزرم پریدگی رنگ بر ۱ - رک منظومه ملا هادی سبزواری ص ۱۱. لازم الفیلسوف المنطقی ان ینظر الفظ بوجه مطلق فی الافاده و الاستفاده ملزم لفظ شارح مراده ۲ - دلالت عقلی به دلالت لمی و اتی تقسیم میشود. لمی آن است که از علت پی به معلول ببریم و وانی برعکس آن است یعنی از معلول پی به علت برده شود. دلالت آتش بر وجود دود را امی و دلالت دود بر آتش را آنی گویند.
متد ضعف بدن و ترس آوخ بر احساس درد، اف بر تأسف اوه بر تعجب گریه بر اندوه خنده بر شادی و ..... (ج) دلالت وضعی دلالتی که سبب آن وضع و قرارداد است. هرگاه علامت یا نشانه ای را برای بیان منظور و مفهوم خاصی قرار داده باشند آن را دلالت وضعی گویند مانند دلالت لفظ میز بر معنی میز لباس سیاه بر ماتم علائم تلگراف حساب و هندسه راهنمایی و رانندگی علامت + برای معنی جمع + بر تقسیم و ....
موارد مرتبط
برای این صفحه موردِ مرتبطی ثبت نشده.
