دکترین
احکام عقلی و احکام شرعی
. احکام عقلی آن دسته از احکامند که عقل بدون توجه به شرع به به آنها حکم میکند. منظور از عقل در این جا عقل عملی است نه عقل نظری توضیح این که دریافت های عقلی بر دو گونه است: برخی عبارت است از قواعد حاکم بر هستی، مانند آن که عقل آدمیان درک می کند که جمع میان دو نقیض ممتنع است و یا آن که هر کل بزرگ تر از جزء است. این دسته را مدرکات عقلی نظری» می خوانند.
برخی دیگر به به قواعد هستی مربوط نیستند، بلکه با اعمال و رفتار آدمیان و به عبارت دیگر به باید و نبایدهای کردار انسانها مرتبطند، یعنی این که چه کاری خوب است و انجام آن آفرین دارد و چه کاری زشت است و ارتکاب آن نفرین دارد. مانند آن که عدل خوب و ظلم بد است یا پاداش احسان احسان است. این دسته از احکام را مدرکات عقل عملی» می گویند و منظور از احکام عقلی در مورد بحث کنونی، دسته دوم است. . احکام شرعی احکامی هستند که اگر شریعت آنها را صادر نمی کرد، عقل نسبت به آنها ساکت بود. مثلاً تردیدی نیست که چنانچه شریعت مقدسه در مورد حج خانه خدا برای افراد مستطیع سکوت میکرد، عقل آدمیان در این مورد دستوری نداشت. در مورد سایر اعمال عبادی هم چنین است. البته اصل کلی وجوب عبادت و ستایش خداوند از باب وجوب شکر منعم امری عقلی است، ولی این که چگونه باید این امر صورت گیرد توسط احکام شرع معین می می گردد. اینها احکام شرعی هستند.
موارد مرتبط
برای این صفحه موردِ مرتبطی ثبت نشده.
