دکترین
نکتهٔ فقهی: تعریف ربا (سود)
اما در اصطلاح فقها ، گرفتن زیادی در معامله اشیای ربوی و یا در قرض است و گاهی نیز به خود معاملهای که مشتمل بر زیادی باشد، نیز ربا گفته شده است.
— برداشتِ خودکار (در دستِ بهبودی): ربا در اصطلاح فقها، گرفتن زیادی در معامله اشیای ربوی یا در قرض است و گاهی به خود معاملهای که مشتمل بر زیادی باشد نیز ربا گفته میشود.
شاخه: مدنی
بخشهای دیگرِ همین مبحث 30
سود
بهره و ربح را سود گویند. به عبارت دیگر درآمد افزون بر سرمایه را سود گویند. از احکام آن در بابهاى زکات ، خمس ، تجارت ، شرکت ، مضاربه و ودیعه سخن گفتهاند.
سود: مفهومشناسی
سود که در لغت عرب از آن به « ربح » تعبیر مىشود، عبارت است از درآمد افزون بر سرمایه (رأس المال) که از راه تجارت و کسب به دست مىآید. و به تعبیر دیگر نیز بهره گفته میشود. بهره، پرداختی است که در ازای استفاده از وجوه بهکار گرفته شده در تولید سرمایه انجام میشود و در واقع قیمتی است که وامگیرنده بابت استفاده از پول وامدهنده میپردازد. بهره در کتابهای لغت ، ربا را افزونی تعریف کردهاند. اما در اصطلاح فقها ، گرفتن زیادی در معامله اشیای ربوی و یا در قرض است و گاهی نیز به خود معاملهای که مشتمل بر زیادی باشد، نیز ربا گفته شده است.
در صدر اسلام همه مکاتب فکری بر این نکته اجماع داشتند که بهره در همه اشکالش رباست. اما پس از تصرف بخش وسیعی از ممالک اسلامی توسط خارجیان و خصوصا بهخاطر نفوذ و سیطره بازارهای مالی جهانی که مبتنی بر بهره بودند، برخی اندیشمندان معتقد شدند که وضعیت تغییر کرده و میبایست تجدید نظری درباره ربا صورت گیرد. دلیلشان هم این بود که بهرهای که توسط نهادهای مالی امروزی گرفته یا پرداخت میشود، ماهیّت دوران جاهلیت را ندارد و لذا ایجاد تغییراتی در تفاسیر مربوط به مفهوم ربا لازم شده است.
بحثهایی که در طرفداری از مشروعیت بهره صورت گرفته، هنوز نتوانسته است خللی در عقیده عالمان دینی و اغلب متخصصین کنونی اقتصاد اسلامی ایجاد کند. همه شرکتکنندگان کنفرانس فقه اسلامی که در سال ۱۹۵۱ در پاریس و ۱۹۶۵ در قاهره برگزار شد و همچنین اجلاس کنفرانس اسلامی و کمیته فقه رابطه که در سالهای ۱۹۸۵ و ۱۹۸۶ در قاهره و مکه برگزار شد، بر این عقیده اتفاق داشتند که بهره مصداقی از رباست. مفهوم ربا همه مظاهر بهره را شامل میشود؛ چه این بهره مربوط به وامهای مصرفی باشد و چه تولیدی، مربوط به وامهای شخصی باشد یا تجاری، وامگیرنده دولت باشد یا یک شخص و یا یک شرکت و نرخ بهره کم باشد یا زیاد.
با این همه، عقاید مخالفان همچنان بیان میشود. اعتقادی که در ورای این نظریات نهفته است شاید این باشد که یک سیستم واسطهگری مالی بدون ربا ممکن است درست عمل نکند و لذا تلاش جهت حذف بهره از اقتصاد کشورهای مسلمان ممکن است، سیستمهای مالی این کشورها را به هم ریخته و به توسعه آنها لطمه وارد سازد. در صورتی این اعتقاد روبه افول میرود که مسلمین، جایگزین قابل قبولی ارائه دهند یا اینکه سیستم مالی رایج در غرب با بحران جدی مواجه شود.
منبع: لسان العرب، بیروت، دارالبحوث العلمیه، ۱۴۰۸ه. ق، ج۵، ص۱۲۶ · جامع المقاصد فی شرح القواعد، قم، مؤسسة آلالبیت لاحیاء التراث، ۱۴۰۴ه. ق، ج۴، ص۲۶۵ · آینده علم اقتصاد (چشماندازی اسلامی)، ترجمه احمد شعبانی، تهران، انتشارات دانشگاه امام صادق (علیهالسّلام)، ۱۳۸۵، ص۳۷۳ · آینده علم اقتصاد (چشماندازی اسلامی)، ترجمه احمد شعبانی، تهران، انتشارات دانشگاه امام صادق (علیهالسّلام)، ۱۳۸۵، ص۳۷۴ · آینده علم اقتصاد (چشماندازی اسلامی)، ترجمه احمد شعبانی، تهران، انتشارات دانشگاه امام صادق (علیهالسّلام)، ۱۳۸۵، ص۳۷۵
سود: انواع سود
سود یا مشروع است یا نامشروع. ۲.
۱ - سود مشروع سود مشروع که گرفتن و تصرف در آن جایز است سودى است بر آمده از کسب مشروع، مانند داد و ستد غیرربایی؛ ۲.
۲ - سود نامشروع و سود نامشروع که دریافت و تصرف در آن حرام است، سودى است حاصل از تجارت نامشروع، مانند معامله ربویی . ۲.
۳ - سود مشروع مکروه سود مشروع گاه مکروه خواهد بود، مانند گرفتن سود از مؤمن ، جز در معاملهاى که مؤمن کالا را براى تجارت بخرد یا مبلغ کالا افزون بر صد درهم باشد، و نیز از کسى که وعده احسان در معامله به او داده شده است. برخى در ثبوت کراهت گرفتن سود از مؤمن اشکال کردهاند.
منبع: الأنوار اللوامع، ج۱۱، ص۱۰۴-۱۰۵ · الحدائق الناضرة، ج۱۸، ص۲۵-۲۸
سود: سود و زکات
بنابر قول برخى، چنانچه مالک با مالى که زکات بدان تعلق گرفته، قبل از اخراج زکات ، تجارت کند و سود ببرد، مستحقان زکات به نسبت، در سود به دست آمده نیز سهیماند؛ لیکن اگر مالک زیان ببیند، از جیب خود او رفته است. برخى گفتهاند: معامله نسبت به سهم فقرا فضولی است. بنابر این، با اجازه حاکم شرعی ، سود به نسبت سهم فقرا، به ایشان داده مىشود و با عدماجازه، معامله باطل است. ۳.
۱ - زکات مال مضاربه چنانچه از مال مضاربهای سودى به دست آید، زکات اصل مال (سرمایه) در صورت رسیدن به حد نصاب و دارا بودن سایر شرایط بر عهده مالک است. همچنین است زکات سهم مالک از سود، در صورت رسیدن آن به حدّ نصاب و گذشتن سال بر آن. تعلّق زکات به سهم عامل نیز منوط به رسیدن آن به حدّ نصاب و گذشتن سال است. البته بنابر قول به اینکه عامل مالک سود نیست، بلکه مستحق اجرت المثل کار خود است، تمامى زکات بر عهده مالک مىباشد.
منبع: العروة الوثقی، ج۴، ص۸۸-۸۹ · موسوعة الامام الخوئی، ج۲۳، ص۳۹۹-۴۰۰ · مدارک الاحکام، ج۵، ص۱۸۰-۱۸۱
سود: سود و خمس
به در آمد و سود حاصل از کسب، پس از کسر مؤونه ، یعنى هزینههاى جارى خانواده در طول سال، خمس تعلق مىگیرد. برخى، سود کسب را مشمول عفو و تحلیل شارع دانسته و پرداخت خمس را مطلقا واجب ندانستهاند.
منبع: الحدائق الناضرة، ج۱۲، ص۳۴۷
سود: سود و تجارت
سود اندک گرفتن در داد و ستد مستحب است. ۵.
۱ - أخذ سود از وعده نیکی چنان که گذشت گرفتن سود از کسى که به و وعده نیکى در معامله داده شده مکروه مىباشد. ۵.
۲ - بیع مرابحه در بیع مرابحه فروشنده و خریدار باید از قیمت خرید، مقدار سود، غرامت و نیز هزینههایى که فروشنده براى جا به جایی کالا و مانند آن متحمل شده، آگاهى داشته باشند. همچنین در بیع مرابحه، نسبت دادن سود به رأس المال (قیمت خرید)؛ بدینگونه که فروشنده بگوید: این کالا را در ازاى صد تومان و سود هر ده تومان یک تومان به تو مىفروشم، مکروه است.
منبع: وسائل الشیعة، ج۱۷، ص۳۹۶ · الحدائق الناضرة، ج۱۹، ص۲۰۰-۲۰۱ · جواهر الکلام، ج۲۳، ص۳۱۳
سود: سود و شرکت
در مشارکت ، سود و زیان حاصل از داد و ستد مال مشترک، به نسبت سهام شرکا میان آنان تقسیم مىشود؛ لیکن در اینکه شرط سود بیشتر براى یکى در فرض تساوى سهام ، و شرط تساوى همه شرکا در سود و زیان در فرض تفاوت سهام، بدون انجام دادن عملى در ازاى آن، صحیح است یا نه، و بر فرض عدمصحت موجب بطلان عقد مىشود یا نه، اختلاف است. ۷.
۱ - شرط سود البته شرط سود بیشتر براى شریک عامل در ازاى عملى که انجام مىدهد صحیح است.
منبع: جواهر الکلام، ج۲۶، ص۳۰۰-۳۰۱ · جواهر الکلام، ج۲۶، ص۳۰۱
سود: سود و مضاربه
احکام سود در باب مضاربه بدین شرح هست: ۸.
۱ - ابضاع دادن سرمایه به دیگرى براى تجارت کردن و قرار دادن سود آن تنها براى خود که از آن به ابضاع تعبیر مىکنند، صحیح است؛ ۸.
۲ - مضاربه چنانکه قرار دادن سود حاصل براى هر دو ( سرمایهگذار و عامل) بر حسب آنچه شرط شود، مضاربه نامیده مىشود. بنابر قول مشهور، با حصول سود، عامل مالک سهم خود از سود مىشود و مالکیت وى متوقف بر تبدیل کالا به نقدینه نیست.
منبع: جواهر الکلام، ج۲۶، ص۳۳۶-۳۳۸ · المهذب، ج۱، ص۴۶۰ · مسالک الأفهام، ج۴، ص۳۷۱
سود: سود و ودیعه
لیکن برخى گفتهاند: اگر امانت نگهدار با عین مالِ امانتى تجارت کند، معامله فضولی خواهد بود. بنابر این با اجازه مالک، معامله صحیح و سود، از آنِ مالک، و بدون اجازه وى معامله باطل است؛ اما اگر معامله در ذمّه صورت گرفته باشد، لیکن تاجر، دین خود را از مال امانتى پرداخت کند، سود حاصل، از آنِ او است؛ هرچند اصل امانت، و در صورت عدمامکان، مثل یا قیمت آن را باید به مالک برگرداند.
منبع: مختلف الشیعة، ج۶، ص۶۴-۶۵ · تذکرة الفقهاء، ج۱۶، ص۲۲۷
سود: توجیهات بهره
برخی از محققین کوشیدهاند تا از راههای مختلف به توجیه حقوقی و شرعی بهره بپردازند و داد و ستد آنرا تصحیح نمایند؛ این نظریات، به این صورت بیان شده است. ۱۰.
۱ - جبران کاهش ارزش پول یکی از توجیهات بهره این است که بهره در حقیقت جبران کاهش ارزش پول است؛ زیرا پول با گذشت زمان، پیوسته ارزشش کم میشود؛ در نتیجه وامدهنده که برای مدتی پول خود را در اختیار وامگیرنده قرار میدهد پس از دریافت پول ارزش کمتر از ارزشی را که داده بود تحویل میگیرد و متحمل زیان میشود. پس بهره وسیلهای است برای جبران کاهش ارزش پول وامدهنده. در این صورت هرگاه وامدهنده به مقدار کاهش ارزش پول خود از وامگیرنده بیشتر پول دریافت کند، در حققت از نظر ارزش حقیقی پول اضافه دریافت نکرده است؛ هرچند بهحسب ارزش اسمی، اضافه از پول خود گرفته باشد؛ بنابراین بهره پول به این صورت کاملا معقول و منطقی است. ۱۰.۱.
۱ - نقد و بررسی یکی از مسائل پیچیده و مهم ربا، جبران کاهش ارزش پول در دیون نقدی است. مطابق نظر همه فقها که مستخرج از متون قرآنی و حدیثی است؛ کسی که به دیگری قرض میدهد و با قرض ملکیت را منتقل مینماید؛ حق دارد تنها مثل (مثلی عبارت از آن مالی است که نمونههای مشابه داشته باشد؛ مانند یک نوع خاص تلویزیون که محصول یک کارخانه است و از حیث مواد ساخت، ابزار و لوازم، رنگ و میزان مطلوبیت یکسانند. این نوع مال، اگر از بین برود ضامن میبایست مشابه آنرا بپردازد؛ مگر اینکه طرف حاضر باشد قیمت آنرا بازپس گیرد.) آنچه را که قرض داده، مطالبه کند و مطالبه زیاده رباست. این تعریف در مورد اموال حقیقی روشن است؛ اما در مورد پول، خصوصا پولهای اعتباری که به مرور زمان، ارزش آنها کاسته میشود دو مِثل مطرح است؛ یکی "مثل" اسمی که عبارت از عدد و رقمی است که روی اسکناس چاپ شده و دیگری "قدرت خریدی" که پول حاکی از آن است. وقتی کسی به دیگری قرض میدهد با این عمل خود اسکناسهایی که به دیگری تملیک میکند و حق دارد در سررسید، مثل آنها را مطالبه کند؛ مثلی که حق دارد مطالبه نماید؛ یا مثل از جهت عدد است یا مثل از جهت قدرت خرید که هرکدام قائلینی دارد: ۱۰.۱.۱.
۱ - مبنای عرفی و حقوقی اکثر فقها در حل مساله فوق، مبنای عرفی و حقوقی را در پیش گرفتهاند؛ عامه مردم هرچند کاملا متوجه هستند که پولهای امروز ارزش حقیقی و استعمالی ندارند و تنها وسیله مبادلهاند، ولی در انجام معاملات ، همان اعداد و ارقام چاپ شده بر روی اسکناس را قصد میکنند؛ یعنی وقتی کالایی را به هزار تومان میخرند قصدشان پرداخت همان هزار تومان است؛ همچنانکه وقتی کالایی را به ده هزار تومان نسیه میفروشند، قصد دارند بعد از شش ماه ده هزار تومان بگیرند و در هیچیک از این موارد، توجهی به مسئله قدرت خرید و ارزش حقیقی اسکناس ندارند. مبنای حقوقی مسئله نیز همین است؛ در تمام دنیا اگر کسی به دیگری قرض با بهره یا بدون بهره بپردازد، طلبکار حق دارد تنها همان مبلغ اسمی را که توافق کردهاند، بگیرد و حق ندارد به ادعای اینکه بعد از قرارداد شرایط تورّمی پیش آمده و ارزش پول وی کاهش پیدا کرده، تقاضای مازاد کند. ۱۰.۱.۱.
۲ - مبنای حقیقی و اقتصادی شرایط تورمی دهههای اخیر در کشورهای اسلامی، خصوصا تورمهای سه رقمی کشورهای ترکیه و لبنان و تورمهای نسبتا بالای ایران از سالهای ۱۳۵۰ به بعد این گرایش را در میان برخی از فقها پدید آورد که به مساله پول نه بهصورت نگرش عرفی تسامحی، بلکه بهصورت موضوعی تخصصی نگاه کنند و تحولات آنرا نه تنها ناشی از تغییرات طبیعی بازار، بلکه عمدتا ناشی از سیاستهای پول انبساطی دولتمردان و مسئولان بانکهای مرکزی بدانند. در نتیجه پول را از دایره " مثلیات " عرفی خارج کرده از مثلیات حقیقی و اقتصادی قلمداد نمودند. این فقها برای ارزش اسمی پولها که بر روی اسکناس چاپ میشود، بهایی قائل نیستند و آنها را تنها نمادهای ترتیبی میدانند. بلکه باید صبر کنند و در پایان مدت، متناسب با تورم تحققیافته، بهقدری به مبلغ اسمی اضافه کنند که کاهش قدرت خرید آن جبران گردد و گرفتن هر زیاده دیگری ربا و حرام خواهد بود. ۱۰.
۲ - بهره اجاره پول توجیه دیگری که برای تصحیح بهره و منطبق کردن آن با موازین حقوقی ارائه شده، این است که گفته شده، بهره، اجاره پولی است که شخص وامدهنده در اختیار وامگیرنده قرار میدهد؛ چرا که بدیهی است وامدهنده از دخل و تصرف در پول خود در این مدت محروم است؛ بنابراین هرگاه شخصی خانه یا مغازهای را در اختیار دیگری گذاشت، از نظر حقوقی حق دارد مطالبه اجاره کند؛ همچنین کسی که پول خود را برای استفاده در اختیار دیگری قرار داده است، میتواند مبلغی را طبق قرارداد، بهعنوان اجاره پول مطالبه نماید. ۱۰.۱.
۱ - نقد و بررسی اجاره یعنی واگذار کردن منفعت مال فیزیکی به دیگری و در مقابل، دریافت کردن اجرت آن است. لازمه چنین رابطه حقوقی این است که اصل مال در ملک مالک آن باقی بماند؛ ولی منفعت آن به طرف مقابل منتقل گردد و به ازای آن، اجرت دریافت شود؛ ولی در وام دادن، وامدهنده مالی را به ملکیت وامگیرنده درمیآورد و وامگیرنده تضمین میکند که "مثل" همان مال را بعد از مدتی بپردازد. لازمه چنین رابطهای این است که همواره یک مال مثلی بالفعل و موجود تبدیل به یک مال مثلی کلی گردد؛ مثلا یک اسکناس صد تومانی موجود، تبدیل به یک اسکناس صد تومانی مشابه میشود که وامگیرنده پرداخت آنرا بعد از مدتی ضمانت کرده است؛ بنابراین اجاره پول و خرید نسیه آن، بهقیمت بیشتر، ظاهرا اجاره و خرید و فروش پول بهصورت نسیه است و واقعا غیر از قرض، چیز دیگری نیست؛ تا اینکه بعد از مدتی مثل همان مقدار پول را با مبلغی اضافی بهعنوان اجاره یا قیمت خرید و فروش مدتدار دریافت کند. در رابطه با قرض ربوی نیز وامدهنده مقداری پول را به مالکیت وامگیرنده درمیآورد؛ تا اینکه وامگیرنده، پرداخت مثل همان پول را با مبلغی اضافی بهعنوان "بهره" ضمانت کند. از اینجا معلوم میشود که واقعیت رابطه اجاره پول و نسیه خریدن آن به قیمت گرانتر همان رابطه قرض با بهره است. زیرا روشن است که به موجب کمیابی اشیای ارزشدار اقتصادی، برآورده شدن درخواستهای انسانی نسبت به اشیای محدود با مشکلات مواجه میشود؛ بنابراین در شرایط محدودیت، منابع همه تقاضاها قابل ارضا نیستند؛ در این صورت، بهره، هزینه فرصت پولی است که با انتخاب شخص از دست او رفته است. ۱۰.۱.
۱ - نقد و بررسی هزینه فرصت یک مساله ذهنی است و خارجیّتی ندارد تا بتواند مورد مبادله قرار گیرد. همچنین هزینه فرصت پول مانند قدرت خرید پول از ویژگیهای پول است و لازمه پذیرفتن آن توجیه بهره نیست؛ زیرا با وام دادن، هزینهفرصت پول مانند قدرت خرید و سایر ویژگیهای پول با آن منتقل میشود و بهدلیل قطع رابطه مالکیت فرد نسبت به پول خود، دیگر نمیتواند ما بازای هزینهفرصت آنرا مطالبه کند. ۱۰.
۴ - بهره رجحان زمانی پول یکی از توجیحاتی که در مورد بهره مطرح شده، توجیه رجحان زمانی یا ارجحیت زمانی پول است. به این معنی که زمان حال نسبت به آینده ترجیح دارد؛ بنابراین انسانها همواره در اختیار داشتن پول یا هر شیء دیگر را در حال حاضر بر دارا بودن آن در آینده ترجیح میدهند. این مساله در اصل نسبت به اموال حقیقی صادق است و بهتبع آن، در اموال اعتباری نیز اطلاق میشود. این تحلیل اولین بار در مکتب فکری اتریش توسط بوهم باورک (Bohm Bawerk: ۱۸۱۵-۱۹۱۴) بهکار گرفته شد. ۱۰.۱.
۱ - نقد و بررسی در مورد کالا میتوان بهصورت نسیه به مبلغ بیشتر فروخت اما پول با کالا فرق دارد. پول، ملاک سنجش کالاست؛ برای همین فروش آن به اضافه، کاری سفهی است. اگر رجحان زمانی در قالب عقود شرعی مانند مشارکت ، مضاربه، جعاله و غیره، باشد سود حاصل از آن مشروع خواهد بود. ۱۰.
۵ - بهره نتیجه امساک براساس این نظریه، از آنجا که هر شخص پول و درآمد خود را در رفع نیازها یا تامین زندگی بهتر مصرف میکند، اگر بهجای صرف در امور مورد علاقه، نگاه داشته و امساک و پسانداز شود، این کار موجب اختصاص بهره به او خواهد شد و در حقیقت بهره در عوض پاداش امساک از مصرف پول پرداخت میشود. شکل اصلی نظریه امساک از مصرف ابتدا توسط ناساسینیور (Nassau Senior) ارائه گردید و بعدها توسط جان استوارت میل (John Stuart Mill: ۱۸۰۶-۱۸۷۳) تکمیل شد. ۱۰.۱.
۱ - نقد و بررسی اصل ادعا این است که بین بهره و پسانداز ارتباط مستقیم است؛ در حالیکه اینگونه نیست؛ زیرا:
الف: همچنانکه کینز معتقد هم است، پسانداز افراد به نرخ بهره بستگی ندارد؛ بلکه وابسته به سطح درآمد است. کینز افراد را به سه دسته تقسیم کرده و میگوید افراد ثروتمند در نرخ بهره صفر نیز پسانداز میکنند؛ طبقات متوسط برای بهرهمندی از یک زندگی بهتر در آینده اقدام به پسانداز میکنند و طبقات کم درآمد قادر به پسانداز نیستند؛ هرچند که نرخ بهره خیلی بالا باشد. بر همین اساس، کینز معتقد بود که چه بسا با افزایش نرخ بهره، سرمایهگذاری کاهش یابد و در نتیجه درآمد کل و پسانداز در دوره بعدی کاهش یابند.
ب: نظریههای بعد از کینز نیز در امر پسانداز به عوامل دیگری غیر از تغییرات نرخ بهره متمرکز شدند. برای مثال "آندو-مودیگیلیانی" با ارائه "فرضیه دوره زندگی" سه مقطع زمانی را برای هر فرد نمونه تصویر میکند. بر اساس این فرضیه، هدف از پسانداز، تامین یک زندگی نسبتا با ثبات برای دوره زندگی است؛ برای همین، هرگونه افزایش در درآمدهای جاری یا آینده، موجب کاهش پسانداز و افزایش مصرف فعلی میشود. پس مطابق این فرضیه، سطح پسانداز رابطه عکس با نرخ بهره دارد؛ چون در نرخ بهره بالاتر با حجم کمتری از پسانداز میتوان به سطح معینی از دارایی در آینده دست یافت. ۱۰.
۶ - بهره مساوی متوسط نرخ سود یکی از توجیهات بهره این است که بهره عبارت است از متوسط نرخ سود سرمایه که در فعالیتهای اقتصادی حاصل میشود به این معنا که چون در سرمایه، کارهای مختلف اقتصادی سوددهی مختلف و متفاوت دارد؛ بنابراین بهره پول را براساس میانگین سودهای مختلف محاسبه میکنیم و بهره را بر پایه سود متوسط سرمایهها قرار میدهیم؛ بنابراین نظریه، منشا بهره متوسط سود است که در همه جا میتواند شاخص و ملاک قرارگیرد. ۱۰.۱.
۱ - نقد و بررسی ۱: اقتصاددانان یا معتقد به استقلال نرخ بهره از نرخ سود هستند و یا آنکه نرخهای بهره را عامل تعیین نرخ سود میدانند؛ نه بر عکس. مترادف بودن نرخهای بهره و سود نیز استدلال قابل قبولی ندارد، که بتوان به آن پرداخت؛ بنابراین در متون اقتصادی شاهدی برای اثبات مدعای یاد شده وجود ندارد.
۲: مهمترین عنصر متمایزکننده نرخ سود از نرخ بهره، عدم ضمانت است؛ بهگونهای که میتوان گفت بهره بازدهی تضمینشده و سود، بازدهی بدون تضمین و آمیخته با ابهام است؛ بنابراین مترادف بودن این دو اصطلاح، بیمعناست؛ بهویژه آنکه بدانیم سود در ارتباط با سرمایه و ناشی از سرمایهگذاری است و بهره در ارتباط با پول و ناشی از یک وام ربوی است.
منبع: مبانی فقهی نظام مشارکت در بانکداری بدون ربا، تهران، انتشارات دانشگاه تهران، ۱۳۸۱، ص۴۳-۵۷ · موسی، بهره یا ربا (گفتگو درباره مفاهیم بهره یا ربا)، تهران، نگاه معاصر، ۱۳۸۴، ص۹۲-۹۷ · پول در اقتصاد اسلامی، قم، سمت، ۱۳۷۴، ص۷۵ · پول در اقتصاد اسلامی، قم، سمت، ۱۳۷۴، ص۸۱ · پول در اقتصاد اسلامی، قم، سمت، ۱۳۷۴، ص۸۶-۸۷ · پول و بانک از نظریه تا سیاستگزاری، تهران، مؤسسه بانکداری ایران، ۱۳۶۷، ص۲۰۸-۲۰۹ · اقتصاد کلان، ترجمه عباس شاکری، تهران، نی، ۱۳۷۵، ج۱، ص۳۱۸-۳۲۷ · پول در اقتصاد اسلامی، قم، سمت، ۱۳۷۴، ص۸۸-۸۹
نکتهٔ فقهی: مفهوم سود
سود که در لغت عرب از آن به « ربح » تعبیر مىشود، عبارت است از درآمد افزون بر سرمایه (رأس المال) که از راه تجارت و کسب به دست مىآید.
— برداشتِ خودکار (در دستِ بهبودی): سود عبارت است از درآمد افزون بر سرمایه که از راه تجارت و کسب به دست میآید و به آن بهره نیز گفته میشود.
شاخه: تجارت
نکتهٔ فقهی: مفهوم ربا (سود)
اما در اصطلاح فقها ، گرفتن زیادی در معامله اشیای ربوی و یا در قرض است و گاهی نیز به خود معاملهای که مشتمل بر زیادی باشد، نیز ربا گفته شده است.
— برداشتِ خودکار (در دستِ بهبودی): ربا در اصطلاح فقها به معنای گرفتن زیادی در معامله اشیای ربوی یا در قرض است و گاهی به خود معاملهای که مشتمل بر زیادی باشد نیز ربا گفته میشود.
شاخه: تجارت
نکتهٔ فقهی: حکم شرعی سود مشروع
سود مشروع که گرفتن و تصرف در آن جایز است سودى است بر آمده از کسب مشروع، مانند داد و ستد غیرربایی؛
— برداشتِ خودکار (در دستِ بهبودی): سود مشروع که گرفتن و تصرف در آن جایز است، سودی است که از کسب مشروع، مانند داد و ستد غیرربایی، حاصل شود.
شاخه: تجارت
نکتهٔ فقهی: حکم شرعی سود نامشروع
و سود نامشروع که دریافت و تصرف در آن حرام است، سودى است حاصل از تجارت نامشروع، مانند معامله ربویی .
— برداشتِ خودکار (در دستِ بهبودی): سود نامشروع که دریافت و تصرف در آن حرام است، سودی است که از تجارت نامشروع، مانند معامله ربایی، حاصل شود.
شاخه: تجارت
نکتهٔ فقهی: کراهت سود از مؤمن
سود مشروع گاه مکروه خواهد بود، مانند گرفتن سود از مؤمن ، جز در معاملهاى که مؤمن کالا را براى تجارت بخرد یا مبلغ کالا افزون بر صد درهم باشد، و نیز از کسى که وعده احسان در معامله به او داده شده است.
— برداشتِ خودکار (در دستِ بهبودی): گرفتن سود از مؤمن مکروه است، مگر در معاملهای که مؤمن کالا را برای تجارت بخرد یا مبلغ کالا افزون بر صد درهم باشد، و نیز از کسی که وعده احسان در معامله به او داده شده است.
شاخه: تجارت
نکتهٔ فقهی: سهم مستحقان زکات در سود مال
بنابر قول برخى، چنانچه مالک با مالى که زکات بدان تعلق گرفته، قبل از اخراج زکات ، تجارت کند و سود ببرد، مستحقان زکات به نسبت، در سود به دست آمده نیز سهیماند؛ لیکن اگر مالک زیان ببیند، از جیب خود او رفته است.
— برداشتِ خودکار (در دستِ بهبودی): چنانچه مالک با مالی که زکات بدان تعلق گرفته، قبل از اخراج زکات، تجارت کند و سود ببرد، مستحقان زکات به نسبت، در سود به دست آمده نیز سهیماند؛ اما اگر مالک زیان ببیند، از جیب خود او رفته است.
شاخه: اموال و مالکیت
نکتهٔ فقهی: تعریف سود
سود که در لغت عرب از آن به « ربح » تعبیر مىشود، عبارت است از درآمد افزون بر سرمایه (رأس المال) که از راه تجارت و کسب به دست مىآید. و به تعبیر دیگر نیز بهره گفته میشود.
— برداشتِ خودکار (در دستِ بهبودی): سود، درآمد افزون بر سرمایه است که از راه تجارت و کسب به دست میآید و به آن بهره نیز گفته میشود.
شاخه: مدنی
نکتهٔ فقهی: شمول ربا بر بهره (سود)
مفهوم ربا همه مظاهر بهره را شامل میشود؛ چه این بهره مربوط به وامهای مصرفی باشد و چه تولیدی، مربوط به وامهای شخصی باشد یا تجاری، وامگیرنده دولت باشد یا یک شخص و یا یک شرکت و نرخ بهره کم باشد یا زیاد.
— برداشتِ خودکار (در دستِ بهبودی): مفهوم ربا همه مظاهر بهره را شامل میشود، چه مربوط به وامهای مصرفی یا تولیدی، شخصی یا تجاری، و چه وامگیرنده دولت باشد یا شخص یا شرکت، و نرخ بهره کم باشد یا زیاد.
شاخه: مدنی
نکتهٔ فقهی: سود مشروع
سود مشروع که گرفتن و تصرف در آن جایز است سودى است بر آمده از کسب مشروع، مانند داد و ستد غیرربایی؛
— برداشتِ خودکار (در دستِ بهبودی): سود مشروع، سودی است که از کسب مشروع، مانند داد و ستد غیرربایی، حاصل میشود و گرفتن و تصرف در آن جایز است.
شاخه: تجارت
نکتهٔ فقهی: سود نامشروع
و سود نامشروع که دریافت و تصرف در آن حرام است، سودى است حاصل از تجارت نامشروع، مانند معامله ربویی .
— برداشتِ خودکار (در دستِ بهبودی): سود نامشروع، سودی است که از تجارت نامشروع، مانند معامله ربایی، حاصل میشود و دریافت و تصرف در آن حرام است.
شاخه: تجارت
نکتهٔ فقهی: سود مشروع مکروه
سود مشروع گاه مکروه خواهد بود، مانند گرفتن سود از مؤمن ، جز در معاملهاى که مؤمن کالا را براى تجارت بخرد یا مبلغ کالا افزون بر صد درهم باشد، و نیز از کسى که وعده احسان در معامله به او داده شده است.
— برداشتِ خودکار (در دستِ بهبودی): گرفتن سود از مؤمن، جز در معاملهای که مؤمن کالا را برای تجارت بخرد یا مبلغ کالا افزون بر صد درهم باشد، و نیز از کسی که وعده احسان در معامله به او داده شده است، مکروه است.
شاخه: تجارت
نکتهٔ فقهی: سهم مستحقان زکات از سود مال
بنابر قول برخى، چنانچه مالک با مالى که زکات بدان تعلق گرفته، قبل از اخراج زکات ، تجارت کند و سود ببرد، مستحقان زکات به نسبت، در سود به دست آمده نیز سهیماند؛
— برداشتِ خودکار (در دستِ بهبودی): چنانچه مالک با مالی که زکات بدان تعلق گرفته، قبل از اخراج زکات، تجارت کند و سود ببرد، مستحقان زکات به نسبت، در سود به دست آمده نیز سهیماند.
شاخه: مدنی
نکتهٔ فقهی: فضولی بودن معامله نسبت به سهم فقرا (سود)
برخى گفتهاند: معامله نسبت به سهم فقرا فضولی است. بنابر این، با اجازه حاکم شرعی ، سود به نسبت سهم فقرا، به ایشان
— برداشتِ خودکار (در دستِ بهبودی): معامله نسبت به سهم فقرا فضولی است و با اجازه حاکم شرعی، سود به نسبت سهم فقرا، به ایشان تعلق میگیرد.
شاخه: مدنی
نکتهٔ فقهی: کراهت گرفتن سود از مؤمن
سود مشروع گاه مکروه خواهد بود، مانند گرفتن سود از مؤمن ، جز در معاملهاى که مؤمن کالا را براى تجارت بخرد یا مبلغ کالا افزون بر صد درهم باشد، و نیز از کسى که وعده احسان در معامله به او داده شده است.
— برداشتِ خودکار (در دستِ بهبودی): گرفتن سود از مؤمن مکروه است، مگر در معاملهای که مؤمن کالا را برای تجارت بخرد یا مبلغ کالا افزون بر صد درهم باشد، و نیز از کسی که وعده احسان در معامله به او داده شده است.
شاخه: تجارت
نکتهٔ فقهی: سهم مستحقان زکات در سود حاصل از مال زکوی
بنابر قول برخى، چنانچه مالک با مالى که زکات بدان تعلق گرفته، قبل از اخراج زکات ، تجارت کند و سود ببرد، مستحقان زکات به نسبت، در سود به دست آمده نیز سهیماند؛ لیکن اگر مالک زیان ببیند، از جیب خود او رفته است.
— برداشتِ خودکار (در دستِ بهبودی): چنانچه مالک با مالی که زکات بدان تعلق گرفته، قبل از اخراج زکات، تجارت کند و سود ببرد، مستحقان زکات به نسبت، در سود به دست آمده نیز سهیماند؛ اما اگر مالک زیان ببیند، از جیب خود او رفته است.
شاخه: اموال و مالکیت
نکتهٔ فقهی: معامله فضولی نسبت به سهم فقرا در مال زکوی (سود)
برخى گفتهاند: معامله نسبت به سهم فقرا فضولی است. بنابر این، با اجازه حاکم شرعی ، سود به نسبت سهم فقرا، به ایشان
— برداشتِ خودکار (در دستِ بهبودی): معاملهای که با مال زکوی قبل از اخراج زکات انجام میشود، نسبت به سهم فقرا فضولی است و با اجازه حاکم شرعی، سود به نسبت سهم فقرا، به ایشان تعلق میگیرد.
شاخه: اموال و مالکیت
نکتهٔ فقهی: تعریف سود
سود که در لغت عرب از آن به « ربح » تعبیر مىشود، عبارت است از درآمد افزون بر سرمایه (رأس المال) که از راه تجارت و کسب به دست مىآید.
— برداشتِ خودکار (در دستِ بهبودی): سود عبارت است از درآمد افزون بر سرمایه (رأس المال) که از راه تجارت و کسب به دست میآید.
شاخه: تجارت
نکتهٔ فقهی: مفهوم بهره (سود)
بهره، پرداختی است که در ازای استفاده از وجوه بهکار گرفته شده در تولید سرمایه انجام میشود و در واقع قیمتی است که وامگیرنده بابت استفاده از پول وامدهنده میپردازد.
— برداشتِ خودکار (در دستِ بهبودی): بهره، پرداختی است که در ازای استفاده از وجوه بهکار گرفته شده در تولید سرمایه انجام میشود و در واقع قیمتی است که وامگیرنده بابت استفاده از پول وامدهنده میپردازد.
شاخه: مدنی
نکتهٔ فقهی: شمولیت ربا بر بهره (سود)
مفهوم ربا همه مظاهر بهره را شامل میشود؛ چه این بهره مربوط به وامهای مصرفی باشد و چه تولیدی، مربوط به وامهای شخصی باشد یا تجاری، وامگیرنده دولت باشد یا یک شخص و یا یک شرکت و نرخ بهره کم باشد یا زیاد.
— برداشتِ خودکار (در دستِ بهبودی): مفهوم ربا همه مظاهر بهره را شامل میشود، چه این بهره مربوط به وامهای مصرفی باشد و چه تولیدی، مربوط به وامهای شخصی باشد یا تجاری، وامگیرنده دولت باشد یا یک شخص و یا یک شرکت و نرخ بهره کم باشد یا زیاد.
شاخه: مدنی
نکتهٔ فقهی: سهم مستحقان زکات از سود مال
بنابر قول برخى، چنانچه مالک با مالى که زکات بدان تعلق گرفته، قبل از اخراج زکات ، تجارت کند و سود ببرد، مستحقان زکات به نسبت، در سود به دست آمده نیز سهیماند؛ لیکن اگر مالک زیان ببیند، از جیب خود او رفته است.
— برداشتِ خودکار (در دستِ بهبودی): چنانچه مالک با مالی که زکات بدان تعلق گرفته، قبل از اخراج زکات، تجارت کند و سود ببرد، مستحقان زکات به نسبت، در سود به دست آمده نیز سهیماند؛ اما اگر مالک زیان ببیند، از جیب خود او رفته است.
شاخه: مدنی
موارد مرتبط
برای این صفحه موردِ مرتبطی ثبت نشده.
