دکترین
نکتهٔ فقهی: قرینه عقلی (قرینه)
قرینه عقلی عبارت است از قرینهای که از راه عقل فهمیده میشود،
— برداشتِ خودکار (در دستِ بهبودی): قرینه عقلی، نشانهای است که از راه عقل فهمیده میشود.
شاخه: اصول فقه (روش استنباط)
بخشهای دیگرِ همین مبحث 12
قرینه: مفهومشناسی
واژۀ قرینه از اقتران به معنای اجتماع دو یا چند چیز بر معنایی گرفته شده و عبارت است از چیزی که به دیگری بسته و گره خورده است. از اینرو، زن را قرینۀ مرد گفتهاند. مقصود از قرینه در اصطلاح، دلیل و نشانهای است که بر مقصود دلالت دارد، بدون آنکه صراحتی در آن داشته باشد، مانند قرینهای که دلالت میکند مقصود گوینده از سخن خود، معنای مجازی است نه حقیقی، یا معنایی مشخص از چند معنا است، در جایی که کلام چند معنا داشته باشد، یا واژهای در کلام حذف شده است و یا قرینهای که صدق و کذب ادعا با آن دانسته میشود.
منبع: لسان العرب، واژۀ «قرن» · جمعی از محققان، فرهنگ نامه اصول فقه، ص۶۳۰
قرینه: اقسام
برای قرینه به اعتبارات گوناگون اقسامی مختلف، به شرح زیر ذکر کردهاند. ۲.
۱ - به اعتبار منشاء قرینه به اعتبار منشا آن به قرینه شرعی، عقلی، عرفی، ارتکازی و مقامی تقسیم شده است. ۲.۱.
۱ - قرینه شرعی قرینه شرعی عبارت است از آنچه که شارع آن را نشانه و دلیل بر چیزی قرار داده است. به گفتۀ برخی، اگر نمازگزار هنگام تشهد یا پس از خواندن تشهد شک کند که در رکعت اول بوده و از روی سهو تشهد را خوانده یا در رکعت دوم، خواندن تشهد قرینه و نشانه شرعی بر رکعت دوم بودن خواهد بود، یا اینکه اولویت در ارث بردن از میت ، قرینه شرعی بر اولویت وی در تجهیز میّت و نماز گزاردن بر او است و یا سکوت دختر باکره در امر ازدواج نشانۀ رضایت وی به این امر است. ۲.۱.
۲ - قرینه عقلی قرینه عقلی عبارت است از قرینهای که از راه عقل فهمیده میشود، مانند «یَد» در آیۀ شریفه « ( یَدُ اَللّٰهِ فَوْقَ اَیْدِیهِمْ ) » که مقصود از آن به قرینه عقلی، قدرت خدا است، نه عضوی از اعضای بدن، زیرا عقل به جسم نبودن خدا حکم میکند و این حکم عقل (عدم تجسم خدای تعالی) قرینه و نشانه بر مراد از «یَد» است. ۲.۱.
۳ - قرینه عرفی قرینه عرفی، قرینهای است که از عرف مردم به دست میآید، مانند خاص یا مقیّد که قرینه عرفی بر مقصود متکلم از عام و مطلق است و اینکه متکلم از عام و مطلق، خاص و مقیّد را اراده کرده است. ۲.۱.
۴ - قرینه ارتکازی قرینه ارتکازی به مفاهیمی اطلاق میشود که در ذهن انسانها رسوخ کرده و به حدی از وضوح رسیده که برای فهماندن آنها به مخاطب نیازی به بازگو کردن نیست، بدین جهت، این مفاهیم قرینهای برای فهم مقصود متکلم میشود، مانند همسان بودن عوض و معوّض در مالیت یا تسلیم و تسلّم عوضین در همان شهری که معامله صورت گرفته و یا وجه رایج بودن پولی که در ازای مبیع داده میشود. همۀ اینها از ارتکازات عقلایی است که در عقد (معامله) معتبر است، حتی اگر هنگام معامله دو طرف از آن غافل باشند، زیرا ارتکاز عقلایی قرینه قطعی بر مشروط بودن عقد به آن شرایط است. بنابراین، در صورت تخلف، حق فسخ برای طرف مقابل ثابت است. ۲.
۲ - به اعتبار از جنس لفظ بودن یا نبودن قرینه به اعتبار از جنس الفاظ بودن و نبودن، به لفظی و غیر لفظی تقسیم میشود. ۲.۲.
۱ - قرینه لفظی قرینه لفظی که به آن قرینه مقالی نیز گفته میشود، قرینهای است که از جنس لفظ باشد، مانند کلمۀ «یَرمی» در جملۀ «رایتُ اسَداً یَرمی» که دلالت میکند «اسد» در «رجل شجاع» استعمال شده است. ۲.۲.
۲ - قرینه غیرلفظی قرینه غیر لفظی، مانند قرینههای عقلی، ارتکازی، عرفی و حالی که گذشت. ۲.
۳ - به اعتبار صرف کلام از حقیقی به مجازی یا تعیین یک معنا قرینه به اعتبار صرف کلام از معنای حقیقی به معنای مجازی و یا تعیین یکی از چند معنا، به قرینه صارفه و معیِّنه تقسیم شده است. ۲.۳.
۱ - قرینه صارفه اگر ذوالقرینه از الفاظی باشد که علاوه بر معنای حقیقی، معنای مجازی نیز داشته باشد و قرینه معنای آن را از معنای حقیقی به مجازی برگرداند، به آن قرینۀ صارفه گویند. ۲.۳.
۲ - قرینه معینه و اگر ذوالقرینه از الفاظ مشترک، یعنی کلمهای باشد که معانی مختلف دارد، مانند عین که به معنای چشمه، چشم و طلا آمده است، به علامت و نشانهای که یکی از معانی را مشخص کند، قرینه معیِّنه گویند. ۲.
۴ - به اعتباراتصال یا عدم اتصال به ذوالقرینه به اعتبار اتصال و عدم اتصال قرینه به ذوالقرینه، به قرینه متصل یا داخلی و قرینه منفصل یا خارجی تقسیم میشود. ۲.۴.
۱ - متصل اول، مانند «اکرِمِ العالِمِ العادِل». کلمه عادل که در پی عالم آمده بیانگر این است که مقصود از عالم صنفی خاص از علما، یعنی عالم عادل است. ۲.۴.
۲ - منفصل دوم، مانند «اکرِم العالِم» و «لاتُکرِم العالم الفاسق». خطاب دوم قرینۀ منفصل بر مقصود از خطاب نخست است و اینکه مقصود، اکرام عالم عادل است نه هر عالمی. برخی گفتهاند: قراین متصل و منفصل غالبا در قراین لفظی به کار میرود، لیکن قراین داخلی و خارجی در قراین لفظی و غیر لفظی، همچون حالی نیز کاربرد دارد. ۲.
۵ - به اعتبار قطعی یا ظنی بودن قرینه به اعتبار قطعی یا ظنی بودن دلالت قرینه، نیز انواع مختلفی دارد ۲.۵.
۱ - قرینه قطعی قرینۀ قطعی، قرینهای که به طور قطع و یقین بر مضمون خود دلالت دارد. ۲.۵.
۲ - قرینه ظنی قرینه ظنی، قرینهای که مفید ظن به مضمونش میباشد، تقسیم شده است. ۲.
۶ - به اعتبار عمومیت یا خصوصیت قرینه به اعتبار عمومیت یا خصوصیت قرینه، به شخصی و نوعی تقسیم شده است. ۲.۶.
۱ - شخصی مفاد قرینه شخصی امری خاص است، مانند دو دلیل که یکی حاکم و دیگری محکوم باشد که دلیل حاکم قرینه شخصی بر مقصود از دلیل محکوم است. ۲.۶.
۲ - نوعی لیکن مفاد قرینه نوعی که به آن قرینه عام نیز گفته میشود، صنفی از ادله است، مانند مقدّمات حکمت که قرینه بودنش اختصاص به موردی خاص ندارد، بلکه در تمامی مطلقات جاری میشود، یا الغای خصوصیت حضور در خطابات شرعی که قرینۀ نوعی بر شمول خطابات نسبت ب. غ. حاضران است.
منبع: تعلیقة علی معالم الاصول، ج۳، ص۲۴۴ · الفتاوی الواضحة، ص۵۶۲ · کشف اللثام، ج۲، ص۳۱۶ · قوانین الاصول، ج۲، ص۲۲۸-۲۲۹ · مباحث الاصول، ج۴، ص۱۱۲ · مصباح الفقاهة، ج۵، ص۴۱۲ · تحسین بدری، معجم مفردات اصول الفقه المقارن، ص۲۲۸ · ج۱۰، ص۹۴ · الجواهر الفخریة، ج۱۳، ص۴۰۱ · المعالم الجدیدة، ص۱۴۵ · تحسین بدری، معجم مفردات اصول الفقه المقارن، ص۲۲۷ · ۲۲۷ تحسین بدری، معجم مفردات اصول الفقه المقارن، ص۲۲۹
قرینه: تقدیم قرینه بر ذوالقرینه
در تقدیم ظهور قرینه بر ذوالقرینه بحثی نیست. بحثی که وجود دارد در ملاک این تقدیم است. بسیاری ملاک را مبیّن و مفسّر بودن قرینه نسبت به ذوالقرینه دانستهاند. بنابراین، قرینه از این جهت که حاکم بر ذوالقرینه است بر آن مقدّم میشود، خواه ظهور آن قویتر از ظهور ذوالقرینه باشد یا مساوی و یا ضعیفتر از آن. برخی اصولیان ملاک تقدیم را تقدیم اظهر بر ظاهر دانستهاند. بنابر دیدگاه دوم، در صورت اقوا و اظهر بودن ظهور ذوالقرینه از ظهور قرینه، قرینه مقدّم نمیشود، از اینرو، عام به مفهوم مخالف تخصیص نمیخورد، زیرا ظهور مفهوم مخالف در خصوص، ضعیفتر از ظهور عام در عمومِ مستفاد از منطوق است، لیکن بنابر دیدگاه نخست، قرینه در هر حال بر ذوالقرینه مقدّم میشود.
اما ملاک کلی برای تشخیص قرینه از ذوالقرینه در جمله، به گفتۀ برخی، ظهور عرفی است که این ظهور میان هر صفت و موصوف، حال و ذوالحال و تابع و متبوعی وجود دارد و تابع، قرینه، و متبوع، ذوالقرینه م. ب. و چنانچه نزد عرف در قرینه بودن جزئی از اجزای کلام شک شود، کلام، مجمل میگردد. برخی دیگر گفتهاند: میزان کلی در قرینه آن است که مقوّم کلام نباشد، بلکه از ملحقات و قیود ارکان کلام باشد. مقصود از ارکان کلام، مسند و مسند الیه است، مانند مبتدا و خبر و فعل و فاعل. بعضی با پذیرفتن این دیدگاه که ملحقات و قیود کلام، قرینه و ارکان، ذوالقرینه است، گفتهاند: بیان ضابطه و ملاک کلی در تشخیص قرینه از ذوالقرینه بسیار مشکل است.
منبع: اجود التقریرات، ج۲، ص۴۴۲ · تهذیب الاصول، ج۲، ص۷۵-۷۶ · تحقیق الاصول، ج۴، ص۴۲۰-۴۲۱ · آراؤنا فی اصول الفقه، ج۱، ص۴۰۰ · الاصول، ج۱، ص۵۴۰
نکتهٔ فقهی: مفهوم قرینه (قرینه)
مقصود از قرینه در اصطلاح، دلیل و نشانهای است که بر مقصود دلالت دارد، بدون آنکه صراحتی در آن داشته باشد،
— برداشتِ خودکار (در دستِ بهبودی): قرینه به معنای دلیل و نشانه است که بر مقصود دلالت دارد، بدون آنکه صراحتی در آن داشته باشد.
شاخه: اصول فقه (روش استنباط)
نکتهٔ فقهی: قرینه شرعی (قرینه)
قرینه شرعی عبارت است از آنچه که شارع آن را نشانه و دلیل بر چیزی قرار داده است.
— برداشتِ خودکار (در دستِ بهبودی): قرینه شرعی، نشانهای است که شارع آن را دلیل بر چیزی قرار داده است.
شاخه: اصول فقه (روش استنباط)
نکتهٔ فقهی: قرینه عرفی (قرینه)
قرینه عرفی، قرینهای است که از عرف مردم به دست میآید،
— برداشتِ خودکار (در دستِ بهبودی): قرینه عرفی، نشانهای است که از عرف مردم به دست میآید.
شاخه: اصول فقه (روش استنباط)
نکتهٔ فقهی: قرینه ارتکازی و حق فسخ (قرینه)
همۀ اینها از ارتکازات عقلایی است که در عقد (معامله) معتبر است، حتی اگر هنگام معامله دو طرف از آن غافل باشند، زیرا ارتکاز عقلایی قرینه قطعی بر مشروط بودن عقد به آن شرایط است. بنابراین، در صورت تخلف، حق فسخ برای طرف مقابل ثابت است.
— برداشتِ خودکار (در دستِ بهبودی): ارتکازات عقلایی (مانند همسان بودن عوض و معوّض در مالیت، تسلیم و تسلّم عوضین در محل معامله، و رایج بودن پول) قرینه قطعی بر مشروط بودن عقد به آن شرایط است و در صورت تخلف، حق فسخ برای طرف مقابل ثابت میشود.
شاخه: مدنی
نکتهٔ فقهی: قرینه حالی (قرینه)
قرینه حالی، قرینهای است که منشا آن اوضاع و احوال حاکم بر گوینده یا شنونده است.
— برداشتِ خودکار (در دستِ بهبودی): قرینه حالی، نشانهای است که منشا آن اوضاع و احوال حاکم بر گوینده یا شنونده است.
شاخه: اصول فقه (روش استنباط)
نکتهٔ فقهی: قرینه لفظی (مقالی) (قرینه)
قرینه لفظی که به آن قرینه مقالی نیز گفته میشود، قرینهای است که از جنس لفظ باشد،
— برداشتِ خودکار (در دستِ بهبودی): قرینه لفظی، قرینهای است که از جنس لفظ باشد.
شاخه: اصول فقه (روش استنباط)
نکتهٔ فقهی: قرینه غیرلفظی (قرینه)
قرینه غیر لفظی، مانند قرینههای عقلی، ارتکازی، عرفی و حالی که گذشت.
— برداشتِ خودکار (در دستِ بهبودی): قرینه غیر لفظی شامل قرینههای عقلی، ارتکازی، عرفی و حالی است.
شاخه: اصول فقه (روش استنباط)
نکتهٔ فقهی: قرینه صارفه (قرینه)
اگر ذوالقرینه از الفاظی باشد که علاوه بر معنای حقیقی، معنای مجازی نیز داشته باشد و قرینه معنای آن را از معنای حقیقی به مجازی برگرداند، به آن قرینۀ صارفه گویند.
— برداشتِ خودکار (در دستِ بهبودی): قرینه صارفه، قرینهای است که معنای ذوالقرینه را از معنای حقیقی به مجازی برمیگرداند.
شاخه: اصول فقه (روش استنباط)
نکتهٔ فقهی: قرینه معینه (قرینه)
و اگر ذوالقرینه از الفاظ مشترک، یعنی کلمهای باشد که معانی مختلف دارد، مانند عین که به معنای چشمه، چشم و طلا آمده است، به علامت و نشانها
— برداشتِ خودکار (در دستِ بهبودی): قرینه معینه، نشانهای است که یکی از معانی مختلف یک کلمه مشترک را تعیین میکند.
شاخه: اصول فقه (روش استنباط)
موارد مرتبط
برای این صفحه موردِ مرتبطی ثبت نشده.
