دکترین
نکتهٔ فقهی: تعریف قضاوت (قاضی (فقه))
«هو الحکم بین الناس لرفع التنازع بینهم بالشرائط الآتیة.»
— برداشتِ خودکار (در دستِ بهبودی): قضاوت عبارت است از حکم نمودن بین مردم برای رفع تنازع میان آنها، با رعایت شرایطی خاص.
شاخه: آیین دادرسی
بخشهای دیگرِ همین مبحث 16
قاضی (فقه)
در اسلام نسبت به شرایط قاضی بسیار سختگیری شده و این امر نشانگر اهمیتی است که اسلام برای قضاوت قائل است.
قاضی (فقه): تعریف قضاوت
تعریف قضاوت در تحریرالوسیله چنین آمده است: «هو الحکم بین الناس لرفع التنازع بینهم بالشرائط الآتیة.» قضاوت حکم نمودن بین مردم است جهت رفع تنازع بین آنان، با شرایطی که میآید.
منبع: موسوعة الامام الخمینی، ج۲۳، تحریرالوسیلة، ج۲، ص۴۳۳، کتاب القضاء، تهران، مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی، ۱۳۹۹ ه ش
قاضی (فقه): اهمیت و حساسیت امر قضا
و مخفی نماند که قضاوت شان بزرگی دارد و تحقیقاً وارد شده است که: قاضی بهدرستی در پرتگاه جهنم قرار دارد. و از امیرالمؤمنین (علیهالسلام) است که فرمود: ای شریح در جایگاهی نشستهای که فقط پیغمبر یا وصی پیغمبر یا شقی در آنجا مینشیند.
منبع: موسوعة الامام الخمینی، ج۲۳، تحریرالوسیلة، ج۲، ص۴۳۳، کتاب القضاء، تهران، مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی، ۱۳۹۹ ه ش
قاضی (فقه): وجوب قضاوت بر اساس حق و عدل
رعایت مساوات بین طرفهای مخاصمه بر قاضی واجب است اگرچه آنها در شرف و پایین بودن شان متفاوت باشند. در سلام و جواب آن و نشاندن آنها و نگاه و کلام و ساکت نمودن آنها و گشادهرویی و سایر آداب و انواع اکرام و عدالت در حکم نمودن، و اما رعایت مساوات در میل قلبی واجب نیست. این در صورتی است که هر دو مسلمان باشند و اما اگر یکی از آنها غیرمسلمان باشد احترام مسلمان بیشتر از خصمش جایز است. و اما عدل در حکم درهرحال واجب است. بر همین اساس است که «برای قاضی جایز نیست که به یکی از دو طرف مخاصمه چیزی را تلقین نماید که بهوسیله آن بر خصمش کمک بگیرد، مثل اینکه او به طور احتمال ادعا نماید پس قاضی به او تلقین کند که به طور جزم ادعا کند تا دعوایش مسموع باشد، یا اینکه او ادعا کند که امانت یا دین را ادا نموده است، پس قاضی به او تلقین کند که آن را انکار نماید.
و همچنین جایز نیست که کیفیت احتجاج و راه غلبه بر طرف را به او بیاموزد. این در صورتی است که نداند که حق با او است وگرنه جایز است، همانطور که برایش جایز است که به علمش حکم نماید. و اما غیر قاضی درصورتیکه ادعای او را صحیح بداند، این کار، برایش جایز است. و اگر میداند که ادعایش صحیح نیست، برایش جایز نمیباشد و در صورت جهل به آن احوط (وجوبی) ترک آن است.»
منبع: موسوعة الامام الخمینی، ج۲۳، تحریرالوسیلة، ج۲، ص۴۳۸، کتاب القضاء، القول فی وظائف القاضی، الاول، تهران، مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی، ۱۳۹۹ ه ش · موسوعة الامام الخمینی، ج۲۳، تحریرالوسیلة، ج۲، ص۴۳۸، کتاب القضاء، القول فی وظائف القاضی، الثانی، تهران، مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی، ۱۳۹۹ ه ش
قاضی (فقه): صفات قاضی از نظر امیر المؤمنین
امیر مؤمنان علیه السلام در عهدنامه جاوید خود به مالک اشتر ویژگیهای یک قاضی خوب را چنین بیان میفرماید: برای قضاوت در میان مردم بهترین را برگزین؛ کسی که از عهده قضاوت برآید و اصحاب دعوا نتوانند نظر خود را بر او تحمیل کنند و چون به خطای خود آگاه شود از آن بازگردد، نه آنکه بر اشتباه خود پافشاری نماید، طمعکار نباشد و در مواضع شک درنگ کند تا حقیقت برایش کشف شود، حجت و دلیل را بیش از همه فراگیرد و در کشف حقیقت از همه بردبارتر باشد و وقتی که حقیقت روشن شد از همه قاطعتر باشد. همین که موضوع را تشخیص داد در صدور حکم تأخیر نورزد و از ستایش دیگران گمراه نگردد. عده اینگونه افراد اندک است.
منبع: نامه ۵۳، ص ۱۰۰۹- ۱۰۱۰
قاضی (فقه): نکته
میتوانند در دادگاههای مدنی خاص و اداره سرپرستی صغار بهعنوان مشاور خدمت نمایند و پایه قضایی خود را داشته باشند.» حلالزادگی ، اعلمیت (نسبت به افراد شهر و محل خود) به احتیاط واجب و داشتن حافظه قابل اعتماد به احتیاط واجب. فلا تقبل شهادة الفاسق، و هو المرتکب للکبیرة او المصرّ علی الصغیرة، بل المرتکب للصغیرة علی الاحوط ان لم یکن الاقوی، فلا تقبل شهادة مرتکب الصغیرة الّا مع التوبة و ظهور العدالة.» و آن ملکهای است که از معصیت خدای متعال بازمیدارد. بنابراین شهادت فاسق - و او کسی است که مرتکب گناه کبیره میشود یا بر گناه صغیره اصرار میورزد - بلکه مرتکب گناه صغیره هم، بنابر احوط (وجوبی) اگر اقوی نباشد، قبول نیست. بنابراین، شهادت مرتکب گناه صغیره قبول نمیشود مگر با توبه و ظهور عدالت.
منبع: حقوق اساسی در جمهوری اسلامی ایران، ج۶، ص۲۷۶ · تحریر الوسیلة، ج۲، ص۴۰۷ · موسوعة الامام الخمینی، ج۲۳، تحریرالوسیلة، ج۲، ص۴۷۳، کتاب الشهادات، القول فی صفات الشهود، الرابع، تهران، مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی، ۱۳۹۹ ه ش
قاضی (فقه): شرایط قاضی طبق قانون اساسی جمهوری اسلامی
گفتنی است نخستین قانونی که بعد از حاکمیت قانون اساسی جمهوری اسلامی در خصوص شرایط قاضی تصویب شد ماده واحده و یک تبصره در اردیبهشت ۱۳۶۱ بود که به موجب آن قضات از میان مردان واجد شرایط ذیل انتخاب میشوند:
۱- ایمان و عدالت و تعهد عملی نسبت به موازین اسلامی و وفاداری به نظام جمهوری اسلامی ایران. (گفتنی است که در عبارت قانون، شرط« بلوغ و عقل» به علت روشن بودن ذکر نشده است. از طرفی مفهوم« عدالت» متضمن تعهد عملی به موازین اسلامی و وفاداری به نظام هم هست و عدالت نمیتواند از این مفاهیم تفکیک شود. با وجود این، به دلیل آن که در نصب قاضی جهات ملموسی باشد که شورای عالی قضایی دچار تردید و شک نشود به آن اشاره شده است.)
۲- طهارت مولد ( حلالزادگی ).
۳- تابعیت ایران و انجام خدمت وظیفه یا دارا بودن معافیت قانونی.
۴- صحت مزاج و توانایی انجام کار و عدم اعتیاد به مواد مخدّر.
۵- دارا بودن اجتهاد به تشخیص شورای عالی قضایی یا اجازه قضا از جانب شورای عالی قضایی.
منبع: حقوق اساسی در جمهوری اسلامی ایران، ج۶، ص۲۷۶- ۲۷۷
نکتهٔ فقهی: اهمیت و حساسیت منصب قضاوت (قاضی (فقه))
«منصب قضاوت از مناصب جلیلهای است که از طرف خداوند متعال، برای پیغمبر (صلیاللهعلیهوآلهوسلّم) و از طرف او برای ائمه معصومین (علیهمالسّلام) و از طرف آنان برای فقیه جامع شرایطی که شرایطش میآید ثابت است.»
— برداشتِ خودکار (در دستِ بهبودی): منصب قضاوت جایگاهی بسیار مهم و حساس است که از سوی خداوند متعال به پیامبران و ائمه و سپس به فقیه جامعالشرایط واگذار شده است و قاضی در معرض خطر قرار دارد.
شاخه: آیین دادرسی
نکتهٔ فقهی: منع تلقین به طرفین دعوا توسط قاضی (قاضی (فقه))
«برای قاضی جایز نیست که به یکی از دو طرف مخاصمه چیزی را تلقین نماید که بهوسیله آن بر خصمش کمک بگیرد»
— برداشتِ خودکار (در دستِ بهبودی): برای قاضی جایز نیست که به ی. ا. ط. دعوا چیزی را تلقین کند که به وسیله آن بر خصم خود کمک بگیرد، مگر اینکه بداند حق با اوست.
شاخه: آیین دادرسی
نکتهٔ فقهی: تعریف عدالت در قضاوت (قاضی (فقه))
«و هی الملکة الرادعة عن معصیة اللَّه تعالی. فلا تقبل شهادة الفاسق، و هو المرتکب للکبیرة او المصرّ علی الصغیرة...»
— برداشتِ خودکار (در دستِ بهبودی): عدالت ملکهای است که فرد را از معصیت خدای متعال بازمیدارد و شهادت فاسق (مرتکب گناه کبیره یا اصرار بر صغیره) پذیرفته نیست.
شاخه: آیین دادرسی
نکتهٔ فقهی: وجوب قضاوت بر اساس حق و عدل (قاضی (فقه))
رعایت مساوات بین طرفهای مخاصمه بر قاضی واجب است اگرچه آنها در شرف و پایین بودن شان متفاوت باشند.
— برداشتِ خودکار (در دستِ بهبودی): رعایت مساوات بین طرفین دعوا بر قاضی واجب است و قاضی باید در حکم نمودن عدالت را رعایت کند.
شاخه: آیین دادرسی
نکتهٔ فقهی: منع تلقین به طرفین دعوا توسط قاضی (قاضی (فقه))
برای قاضی جایز نیست که به یکی از دو طرف مخاصمه چیزی را تلقین نماید که بهوسیله آن بر خصمش کمک بگیرد
— برداشتِ خودکار (در دستِ بهبودی): قاضی مجاز نیست به ی. ا. ط. دعوا چیزی را تلقین کند که به وسیله آن بر خصم خود غلبه کند، مگر اینکه بداند حق با اوست.
شاخه: آیین دادرسی
نکتهٔ فقهی: تعریف عدالت در قضاوت (قاضی (فقه))
و هی الملکة الرادعة عن معصیة اللَّه تعالی. فلا تقبل شهادة الفاسق، و هو المرتکب للکبیرة او المصرّ علی الصغیرة
— برداشتِ خودکار (در دستِ بهبودی): عدالت ملکهای است که فرد را از معصیت خداوند بازمیدارد و شهادت فاسق (مرتکب گناه کبیره یا اصرارکننده بر صغیره) پذیرفته نیست.
شاخه: آیین دادرسی
نکتهٔ فقهی: وجوب قضاوت بر اساس حق و عدل (قاضی (فقه))
رعایت مساوات بین طرفهای مخاصمه بر قاضی واجب است اگرچه آنها در شرف و پایین بودن شان متفاوت باشند. در سلام و جواب آن و نشاندن آنها و نگاه و کلام و ساکت نمودن آنها و گشادهرویی و سایر آداب و انواع اکرام و عدالت در حکم نمودن، و اما رعایت مساوات در میل قلبی واجب نیست.
— برداشتِ خودکار (در دستِ بهبودی): رعایت مساوات بین طرفهای مخاصمه بر قاضی واجب است، اگرچه آنها در شرف و پایین بودن شان متفاوت باشند. این مساوات شامل سلام، جواب، نشاندن، نگاه، کلام، ساکت نمودن، گشادهرویی و سایر آداب و انواع اکرام و عدالت در حکم نمودن میشود. اما رعایت مساوات در میل قلبی واجب نیست.
شاخه: آیین دادرسی
نکتهٔ فقهی: عدم تلقین به طرفین دعوا توسط قاضی (قاضی (فقه))
«برای قاضی جایز نیست که به یکی از دو طرف مخاصمه چیزی را تلقین نماید که بهوسیله آن بر خصمش کمک بگیرد، مثل اینکه او به طور احتمال ادعا نماید پس قاضی به او تلقین کند که به طور جزم ادعا کند تا دعوایش مسموع باشد، یا اینکه او ادعا کند که امانت یا دین را ادا نموده است، پس قاضی به او تلقین کند که آن را انکار نماید.»
— برداشتِ خودکار (در دستِ بهبودی): برای قاضی جایز نیست که به یکی از دو طرف مخاصمه چیزی را تلقین نماید که بهوسیله آن بر خصمش کمک بگیرد، مگر اینکه بداند حق با او است.
شاخه: آیین دادرسی
نکتهٔ فقهی: تعریف عدالت در قضاوت (قاضی (فقه))
«و هی الملکة الرادعة عن معصیة اللَّه تعالی. فلا تقبل شهادة الفاسق، و هو المرتکب للکبیرة او المصرّ علی الصغیرة، بل المرتکب للصغیرة علی الاحوط ان لم یکن الاقوی، فلا تقبل شهادة مرتکب الصغیرة الّا مع التوبة و ظهور العدالة.»
— برداشتِ خودکار (در دستِ بهبودی): عدالت ملکهای است که از معصیت خدای متعال بازمیدارد. شهادت فاسق، یعنی کسی که مرتکب گناه کبیره میشود یا بر گناه صغیره اصرار دارد، پذیرفته نیست. همچنین شهادت مرتکب گناه صغیره نیز پذیرفته نیست، مگر با توبه و ظهور عدالت.
شاخه: آیین دادرسی
موارد مرتبط
برای این صفحه موردِ مرتبطی ثبت نشده.
