Ailexa — هوش مصنوعی + قانون home صفحه اصلی (کلاسیک)
حوزهٔ جستجوی شما حدوداً در چه زمینه‌ای است:
در جست‌جوی چه هستید؟ بعد از انتخابِ آنچه می‌خواهید، در کادرِ جستجوی بالا موضوع را بنویسید و «بگرد» را بزنید. کانال تلگرام پادکست‌ها و تدریس‌هاصفحهٔ من

انطباق دقیق این متن با متن رسمی هنوز به‌طور ۱۰۰٪ کنترل نشده.

37 ماده و تبصره

موادِ قانون 37 ماده

ماده 1

دادگاه‌های عمومی به ترتیب مقرر در این قانون به دعاوی حقوقی و جزایی و امور حسبی رسیدگی میکنند. در معیت دادگاه‌های عمومی دادسرای عمومی انجام وظیفه خواهد کرد.

ماده 2

دادگاه‌های عمومی به دادگاه‌های حقوقی و جزایی و دادگاه‌های صلح تقسیم میشوند. رسیدگی در دادگاه‌های حقوقی و جزایی یکدرجه خواهد بود.

ماده 3

هر دادگاه حقوقی یا جزایی با شرکت سه قاضی تشکیل میگردد که مرکب از یک رئیس و دو مستشار خواهد بود برای دادگاه بتعداد کافی دادرس علی البدل تعیین میشود.

ماده 4

در تهران به منظور معاضدت در انجام و ظایف رئیس کل دادگاهها یک یا دو قاضی به عنوان معاون تعیین میگردد در مراکز استان نیز در صورت اقتضاء برای رئیس کل یک معاون تعیین خواهد شد.

ماده 5

رسیدگی به کلیه دعاوی حقوقی و جزایی و امور حسبی جز آنچه به موجب این قانون در صلاحیت دادگاه صلح قرار داده شده حسب مورد با دادگاه‌های حقوقی یا جزایی است مگر اینکه در قانون مرجع دیگری تعیین شده باشد.

ماده 6

رسیدگی به دعاوی و اموری که قبل از اجرای این قانون در دادگاه‌های شهرستان استان و دادگاه‌های جنائی طرح شده، همچنین اجرای کلیه وظایف دادگاه‌های مذکور حسب مورد در صلاحیت دادگاه‌های حقوقی یا جزایی است.

ماده 7

به امور جنائی در دادگاه‌های جزایی مراکز استان رسیدگی میشود یک یا چند شعبه از دادگاه‌های مذکور از طرف وزارت دادگستری برای رسیدگی به امور جنائی اختصاص داده خواهد شد. در هر مورد که مجازات قانونی جرم اعدام یا حبس دائم باشد دادگاه از پنج نفر تشکیل میشود که بقیه اعضاء از بین دادرسان سایر شعب جزایی یا حقوقی از طرف رئیس کل دادگاهها انتخاب خواهد شد.

ماده 8

( ) - دادگاه‌های عمومی از تاریخی که وزارت دادگستری اعلام میکند تشکیل و از همان تاریخ دادگاه‌های شهرستان و استان و دیوانکیفر کارکنان دولت و شوراهای داوری و دادسراهای استان و دیوانکیفر منحل میگردد وظایف دادسرای استان و دیوانکیفر به عهده دادسرای عمومی خواهد بود.

ماده 9

دادگاه‌های عمومی برحسب امکانات و احتیاجات محل با رعایت مسافات بین شهرها و میزان دعاوی تشکیل میشود و در صورت تعدد شعب تخصیص هر شعبه برای رسیدگی به دعاوی جزایی یا حقوقی با وزارت دادگستری خواهد بود.

ماده 10

در نقاطیکه تشکیل دو شعبه دادگاه عمومی به عنوان جزایی و حقوقی میسر نباشد یک دادگاه بکلیه امور رسیدگی خواهد کرد.

ماده 11

رسیدگی بکلیه دعاوی حقوقی با رعایت قواعد دادرسی اختصاری به ترتیب مقرر در قانون آیین دادرسی مدنی به عمل خواهد آمد مع الوصف اموری که سابقاً بدون تشریفات آیین دادرسی رسیدگی میشده به همان ترتیب رسیدگی خواهد شد. احکام غیابی قابل واخواهی در دادگاه صادر کننده حکم است.

ماده 12

طرز رسیدگی در دادگاه‌های جزایی همانستکه برای دادرسی در دادگاه‌های جنحه و جنائی مقرر شده است. احکام غیابی در امور جنحه نیز قابل واخواهی در دادگاه صادر کننده حکم خواهد بود.

ماده 13

هزینه دادرسی و حق الوکاله در دادگاه‌های حقوقی و جزایی همان است که برای دادرسی در دادگاه شهرستان مقرر بوده است. فصل دو م - دادگاه‌های صلح

ماده 14

ترتیب تشکیل دادگاه صلح همان استکه برای دادگاه بخش سابق مقرر بوده است.

ماده 15

صلاحیت دادگاه‌های صلح به قرار زیر است: الف - کلیه صلاحیتهای دادگاه‌های بخش سابق و صلاحیتهای مقرر در قانون شورای داوری مصوب خرداد 1356. ب - رسیدگی به شکایات از تصمیمات و آراء قابل اعتراض و پژوهش خانه های انصاف. ج - رسیدگی به دعاوی موضوع قانون روابط موجر و مستاجر با رعایت حد نصاب دادگاه صلح.

ماده 16

در دعاوی مالی حدنصاب دادگاه صلح تا دویست هزار ریال و حد نصاب دادگاه صلح مستقل (دادگاه بخش مستقل سابق) تا پانصد هزار ریال خواهد بود.

ماده 17

احکام حضوری دادگاه صلح در دعاوی مالی به خواسته مبلغ تا یکصد هزار ریال غیرقابل تجدیدنظر و فرجام است سایر احکام دادگاه مزبور قابل تجدیدنظر خواهد بود مگر اینکه در قانون خلاف آن مقرر شده باشد.

ماده 18

احکام کیفری دادگاه صلح در موارد زیر قطعی و در سایر موارد قابل تجدیدنظر است. 1 - در امور خلافی 2 - در امور جنحه در مواردی که کیفر موضوع حکم بیش از پنجاه هزار ریال جزای نقدی نباشد.

ماده 19

احکام غیابی دادگاه صلح که قابل تجدیدنظر نباشد قابل واخواهی در دادگاه صادرکننده حکم خواهد بود.

ماده 20

تجدیدنظر احکام و قرارهای قابل تجدیدنظر دادگاه‌های صلح حسب مورد راجع به دادگاه جزایی یا حقوقی است و آرائی که در مقام تجدید نظر صادر میشود قابل فرجام نیست.

ماده 21

دادگاه صلح سعی میکند دعوی و منازعه مطرو حه در امور حقوقی را به طریق سازش خاتمه دهد.

ماده 22

دادگاه صلح در رسیدگی تابع تشریفات آیین دادرسی نیست و میتواند بهر طریق که مقتضی بداند متهم یا هریک از طرفین دعوی را حسب مورد احضار یا دعوت کرده اظهارات یا مدافعات آن را استماع کند. رسیدگی نسبت به آراء قابل تجدیدنظر دادگاه صلح نیز بدون رعایت تشریفات آیین دادرسی انجام میگیرد.

ماده 23

دادگاه صلح میتواند اجرای قرار معاینه و تحقیق محلی را در صورت کمبود قاضی و تراکم دعاوی برحسب ضرورت به مدیر دفتر دادگاه محول نماید.

ماده 24

پس از تشکیل دادگاه صلح پرونده های شورای داوری که منتهی به صدور رای نشده باشد در دادگاه صلح رسیدگی خواهد شد.

ماده 25

رسیدگی پژوهشی نسبت به آراء قابل پژوهش شوراهای داوری که قبل از اجرای این قانون صادر گردیده با دادگاه صلحی است که شورای داوری در حوزه آن قرار داشته است.

ماده 26

هزینه دادرسی و حق الوکاله در دادگاه صلح همان است که برای دادگاه‌های بخش سابق مقرر بوده است.

ماده 27

بهای خواسته مبلغی است که ضمن دادخواست تعیین شده و در صورتی که در بهای خواسته بین اصحاب دعوی حاصل بشود و اختلاف موثر در صلاحیت دادگاه و یا موثر در مقابل تجدیدنظر بودن رای باشد دادگاه صلح قبل از شروع برسیدگی راساً یا با جلب نظر کارشناس بهای خواسته را تعیین خواهد کرد. فصل سوم - مقررات مختلفه

ماده 28

در کلیه امور حقوقی دادگاه (اعم از دادگاه حقوقی یا دادگاه صلح) علاوه بر رسیدگی بدلائل مورد استناد طرفین دعوی، هرگونه تحقیق یا اقدامی که برای کشف حقیقت لازم باشد انجام خواهد داد.

ماده 29

احکام دادگاه‌های صلح و دادگاه‌های حقوقی و جزایی (در امور جنحه) حضوری محسوب است، مگر آنکه حسب مورد خوانده یا متهم یا وکیل آنها در هیچ یک از جلسات دادگاه حاضر نشده و یا لایحه دفاعیه نفرستاده باشد.

ماده 30

قانون افراز و فرو ش املاک مشاع مصوب آبانماه 1357 مشمول مقررات این قانون نخواهد بود.

ماده 31

( ) -در نقاطیکه شعب متعدد حقوقی و جزایی تشکیل شده باشد رئیس شعبه اول ریاست کل دادگاهها را داشته و پرونده های واصله را بشعب حقوقی و جزایی ارجاع میکند. رئیس کل دادگاه‌های حقوقی و جزایی هر شهرستان به عنوان رئیس دادگستری آن شهرستان بر کلیه دادگاه‌های عمومی محل و دادسرای آن نظارت و ریاست اداری دارد همچنین رئیس دادگستری شهرستان مرکز استان ریاست اداری و نظارت بر امور دادگستریهای شهرستانهای حوزه آن استان را خواهد داشت.

ماده 32

حل اختلاف در صلاحیت بین دادگاه‌های عمومی به ترتیب ذیل به عمل میآید: 1- هرگاه طرفین اختلاف دو دادگاه صلح باشند و هر دو دادگاه در حوزه یک شهرستان باشند حل اختلاف بر حسب مورد در دادگاه‌های حقوقی یا جزایی همان شهرستان به عمل می‌آید. اگر طرفین اختلاف در حوزه یک شهرستان نبوده ولی در حوزه یک استان باشند، حل اختلاف در دادگاه حقوقی یا جزایی مرکز استان به عمل خواهد آمد و چنانچه طرفین اختلاف در حوزه یک استان نباشند حل اختلاف با دیوانعالی کشور است. 2- هرگاه اختلاف بین دادگاه صلح و دادگاه حقوقی یا جزایی باشد اعم از اینکه طرفین اختلاف در حوزه یک شهرستان یا استان باشند یا در حوزه شهرستان یا استانهای مختلف حسب مورد نظر دادگاه حقوقی یا جزایی متبع است. 3- اگر اختلاف بین دو دادگاه حقوقی یا جزایی شهرستانهای حوزه یک استان باشد حل اختلاف راجع به دادگاه حقوقی یا جزایی مرکز همان استان است و چنانچه در حوزه یک استان نباشند حل اختلاف با دیوانعالی کشور است. 4- مرجع حل اختلاف بین دادگاه حقوقی یا جزایی مرکز استان یا دادگاه حقوقی یا جزایی شهرستان دیگر، دیوانعالی کشور است.

ماده 33

( ) - علاوه بر موارد پیش بینی شده در قانون آیین دادرسی مدنی دادگاه میتواند امر ابلاغ را بهر نحو و وسیله دیگری که صلاح و مقتضی بداند انجام دهد. در صورتی که در نظر دادگاه ابلاغ محرز باشد عدم رعایت تشریفات مربوطه مانع رسیدگی و اتخاذ تصمیم یا صدور رای نخواهد بود.

ماده 34

( ) - موارد ابلاغ موضوع مواد 139 و 141 قانون آیین دادرسی مدنی ملغی است.

ماده 35

( ) - چنانچه شهادت شهود مورد استناد بوده و طرفین یا یکی از آنها شهود خود را در جلسه دادرسی حاضر و معرفی نماید دادگاه میتواند گواهی آنان را در همان جلسه استماع کند. همچنین در صورت صدور قرار تحقیق و معاینه محل و اجرای آن هرگاه پرونده معد صدور رای باشد دادگاه میتواند بدون تعیین جلسه دیگری مبادرت به صدور رای نماید.

ماده 36

( ) - پس از صدور قرار کارشناسی و انتخاب کارشناس و ایداع دستمزد دادگاه بدون دعوت طرفین بکارشناس اخطار میکند که ظرف مهلت مقرر در قرار کارشناسی نظر خود را تقدیم نماید. وصول نظر کارشناس بطرفین ابلاغ خواهد شد و طرفین میتوانند ظرف یکهفته از تاریخ ابلاغ اخطاریه به دفتر دادگاه مراجعه و با ملاحظه نظر کارشناس هر اظهاری دارند کتباً بنمایند و در همین مدت حق رد کارشناس را دارند با انقضای مدت مزبور دادگاه پرونده را ملاحظه و در صورتی که آماده برای صدور حکم باشد رای میدهد.

ماده 37

( ) - تبصره 1 ماده 40 قانون آیین دادرسی کیفری به شرح زیر اصلاح و تبصره 3 آن ماده لغو میگردد:» «تبصره 1 - دادستان در امور جنحه دارای کلیه وظائف و اختیاراتی است که برای بازپرس مقرر است.»

موارد مرتبط 13

آرای مرتبط 8

نظریات مشورتی 3

نشست‌های قضایی 2

فقط پیوندهایی که متنشان در بانک است، با شاهد از خودِ متن — نه شباهتِ آماری. عنوانِ بدونِ متن ساخته نمی‌شود.

نظرها و یادداشت‌ها

نظرها پس از بررسی نمایش داده می‌شوند.

Designed & Developed by Hamed Rostami, Eng. & Attorney — © All Rights Reserved حامد رستمی، مهندس و وکیل دادگستری حقوق، با نگاهِ هوش مصنوعی و الگوریتم اینستاگرام تلگرام لینکدین