Ailexa — هوش مصنوعی + قانون home صفحه اصلی (کلاسیک)
حوزهٔ جستجوی شما حدوداً در چه زمینه‌ای است:
در جست‌جوی چه هستید؟ بعد از انتخابِ آنچه می‌خواهید، در کادرِ جستجوی بالا موضوع را بنویسید و «بگرد» را بزنید. کانال تلگرام پادکست‌ها و تدریس‌هاصفحهٔ من

انطباق دقیق این متن با متن رسمی هنوز به‌طور ۱۰۰٪ کنترل نشده.

قراردادهای سنتی، عقود معین، نامعین و مشتقات حقوق مدنی و فقهی

بیع خیاری

قرارداد خریدی که در آن به واسطه خیارات قانونی یا قراردادی حق فسخ معین گنجانده شده باشد

⚠ در دستِ بهبودی

متنِ قرارداد

ماده ۱ – طرفین و اقامتگاه ۱-۱- این قرارداد در تاریخ [تاریخ] میان آقای/خانم [نام و نام خانوادگی بایع] فرزند [نام پدر] به شماره شناسنامه [شماره شناسنامه] و کد ملی [کد ملی]، صادره از [محل صدور]، به نشانی: [اقامتگاه قراردادی بایع]، تلفن: [شماره تماس] که در این قرارداد «بایع» نامیده می‌شود، از یک سو؛ و آقای/خانم [نام و نام خانوادگی مشتری] فرزند [نام پدر] به شماره شناسنامه [شماره شناسنامه] و کد ملی [کد ملی]، صادره از [محل صدور]، به نشانی: [اقامتگاه قراردادی مشتری]، تلفن: [شماره تماس] که در این قرارداد «مشتری» نامیده می‌شوند، از سوی دیگر منعقد گردید. ۱-۲- طرفین با امضای این قرارداد اقرار نموده‌اند که دارای اهلیت قانونی کامل، اعم از رشد، عقل و حجر نبودن، جهت انعقاد این معامله بوده‌اند و هیچ‌گونه مانع قانونی برای تصرف در اموال و امضای این سند نداشته‌اند. ۱-۳- در صورتی که هر یک از طرفین به نمایندگی از شخص ثالث (اعم از حقیقی یا حقوقی) قرارداد را امضا نمایند، ملزم به ارائه مدارک مثبه سمت و نمایندگی بوده و مسئولیت عدم احراز سمت بر عهده شخص امضاکننده خواهد بود. ۱-۴- نشانی‌های قید شده در بند ۱-۱ این ماده به عنوان اقامتگاه قانونی و رسمی طرفین شناخته شده و کلیه اوراق، اخطاریه‌ها، مکاتبات و اظهارنامه‌های قانونی به همین نشانی‌ها ارسال خواهد شد. ۱-۵- هر یک از طرفین مکلفند در صورت تغییر اقامتگاه خود، مراتب را ظرف مدت [تعداد روز] روز کاری کتباً به طرف دیگر اعلام نمایند، در غیر این صورت کلیه مکاتبات ارسالی به نشانی سابق ابلاغ‌شده تلقی و دارای آثار قانونی خواهد بود.
ماده ۲ – تعاریف و تفسیر ۲-۱- مبیع: عبارت است از مال یا موضوع معامله که مشخصات آن به تفصیل در ماده ۳ این قرارداد ذکر گردیده و مورد انتقال قرار می‌گیرد. ۲-۲- ثمن: عبارت است از مبلغ نقدی یا ارزش مالی معینی که در مقابل مبیع توسط مشتری به بایع پرداخت می‌شود یا خواهد شد. ۲-۳- خیار: عبارت است از اختیار قانونی یا قراردادی طرفین یا یکی از آن‌ها برای برهم زدن عقد بیع بر اساس شرایط مندرج در قرارداد. ۲-۴- مدت خیار: بازه زمانی مشخصی که طی آن صاحب خیار حق اعمال اختیار فسخ خود را دارا می‌باشد و پس از انقضای آن، حق مزبور ساقط می‌گردد. ۲-۵- رد مثل ثمن: تعهد به استرداد عین یا مثل یا قیمت ثمن دریافتی در صورت اعمال حق فسخ یا انفساخ قرارداد بر اساس توافقات یا مقررات قانونی نامطمئن. ۲-۶- روز کاری: کلیه روزهای هفته به استثنای روزهای تعطیل رسمی جمهوری اسلامی ایران و پنجشنبه‌ها (بر اساس عرف محل اجرای قرارداد). ۲-۷- اظهارنامه: وسیله قانونی رسمی است که از طریق دفاتر خدمات الکترونیک قضایی برای ابلاغ رسمی اراده یا مطالبه حقوق به طرف مقابل ارسال می‌گردد. ۲-۸- قبض: تحویل و تسلیم مبیع به مشتری به نحوی که تسلط مادی بر آن پیدا کند و امکان هرگونه تصرف برای وی فراهم گردد. ۲-۹- فسخ: انحلال ارادی عقد بیع از سوی صاحب حق بر اساس خیارات معین یا احکام قانونی حاکم بر عقد نامطمئن.
ماده ۳ – موضوع ۳-۱- موضوع این قرارداد عبارت است از فروشِ تمامتِ شش‌دانگِ [نوع مال، مثلاً یک باب خانه / یک قطعه زمین / ششدانگ یک دستگاه خودرو] دارای پلاک ثبتی [شماره پلاک ثبتی] فرعی از [شماره اصلی] اصلی، بخش [شماره بخش] حوزه ثبتی [نام شهر]، به انضمام کلیه توابع، ملحقات، منضمات، حقوق ارتفاقی و اشتراکات مربوطه با تمامی اوصاف و مشخصات مضبوط در اسناد مالکیت نامطمئن. ۳-۲- بایع اقرار می‌نماید که مبیع موضوع این قرارداد متعلق به او بوده و هیچ‌گونه ادعا، معارض، یا حق انتفاعی از سوی اشخاص ثالث نسبت به آن وجود ندارد مگر آنچه قانوناً مقرر شده است. ۳-۳- طرفین با توافق و تراضی کامل اقرار می‌نمایند که علم اجمالی و تفصیلی کافی نسبت به موضوع معامله، کمیت، کیفیت، وضعیت ظاهری و حقوقی مبیع داشته و با رؤیت کامل، اقدام به خرید و فروش نموده‌اند و حق هرگونه ادعا بعدی تحت عنوان غبن یا تدلیس یا جهل به اوصاف را از خود سلب و ساقط نمودند. ۳-۴- توابع و منضمات مبیع شامل هرآنچه عرفاً و قانوناً جزء لاینفک آن محسوب می‌شود بوده و انتقال مبیع به منزله انتقال تمامی حقوق مترتب بر آن خواهد بود. ۳-۵- هرگونه اختلاف در اوصاف غیرعمده مبیع که خللی به اصل منفعت یا ارزش اقتصادی آن وارد نسازد، موجب حق فسخ برای مشتری نخواهد بود.
ماده ۴ – اقرار به شرایط صحت و قصدِ بیعِ حقیقی ۴-۱- طرفین به صراحت اقرار می‌نمایند که این قرارداد با قصد قطعی، رضا و اراده آزاد آن‌ها منعقد شده و هیچ‌گونه اکراه، اجبار، تبانی یا قصد صوری در میان نبوده و عقد بیع حاضر یک معامله واقعی و حقیقی است. ۴-۲- طرفین تأکید می‌نمایند که این قرارداد به هیچ عنوان به منظور پوشش دادن عقود دیگری نظیر رهن، قرض، ربا یا معاملات صوری و فرضی تنظیم نشده است و اراده طرفین منحصراً بر تحقق احکام عقد بیع استوار است. ۴-۳- در صورتی که به هر دلیل مشخص گردد که اراده واقعی طرفین بر بیع نبوده و قصد دیگری (من‌جمله رهن یا تضمین دین) داشته‌اند، این قرارداد از اساس باطل و بلااثر بوده و طرفین ملزم به استرداد عوضین به وضعیت سابق خواهند بود. ۴-۴- بایع و مشتری با آگاهی کامل از احکام فقهی و حقوقی بیع، این سند را امضا نموده و اقرار دارند که شرایط صحت معاملات مندرج در قوانین جاری کشور نامطمئن به‌طور کامل رعایت شده است. ۴-۵- هرگونه ادعای بعدی مبنی بر صوری بودن معامله یا عدم قصد انشاء از سوی هر یک از طرفین یا وراث و قائم‌مقام آن‌ها مسموع نخواهد بود و طرفین حق اعتراض در مراجع قضایی را از خود سلب نمودند.
ماده ۵ – ثمن و نحوهٔ پرداخت ۵-۱- کل ثمن معامله مبلغ [مبلغ به عدد] ریال معادل [مبلغ به حروف] ریال تعیین گردید که مشتری متعهد است آن را دقیقاً بر اساس شرایط مندرج در این ماده به بایع پرداخت نماید. ۵-۲- نحوه پرداخت ثمن توسط مشتری به شرح ذیل توافق گردید: الف) مبلغ [مبلغ به عدد] ریال همزمان با امضای این قرارداد به عنوان پیش‌پرداخت به حساب بایع واریز یا به صورت چک رمزدار تحویل می‌گردد. ب) مبلغ [مبلغ به عدد] ریال در تاریخ [تاریخ پرداخت اقساط] همزمان با تحویل مبیع. ج) باقیمانده ثمن به مبلغ [مبلغ به عدد] ریال همزمان با حضور در دفترخانه اسناد رسمی جهت تنظیم سند رسمی انتقال پرداخت خواهد شد. ۵-۳- در صورت صدور هرگونه چک از سوی مشتری جهت پرداخت ثمن یا اقساط آن، چک‌های مزبور صرفاً به عنوان وسیله پرداخت بوده و تسویه نهایی منوط به وصول وجه چک‌های صادره در سررسید قانونی خواهد بود. ۵-۴- عدم پرداخت هر یک از اقساط ثمن در موعد مقرر به تشخیص بایع می‌تواند موجب تحقق حق فسخ قرارداد بر اساس خیار تخلف از شرط فعل یا اسقاط آن نامطمئن گردد، مگر اینکه مهلت مجددی با توافق کتبی طرفین اعطا شود. ۵-۵- بایع مکلف است در ازای دریافت هر بخش از ثمن، رسید کتبی با ذکر تاریخ و مبلغ به مشتری تسلیم نموده و در پایان تسویه کامل، رسید نهایی ترخیص دین ثمن را صادر نماید. توضیحِ فیلدها: • متن: متنِ کاملِ همان مواد، هر ماده در خطِ جدا
ماده ۶ – آثارِ عقد ۱-۶- به محض وقوع عقد بیع و با تراضی طرفین، انتقال ملکیتِ مبیع از تاریخِ انعقاد قرارداد حاصل گردیده و مشتری مالکِ تام‌الاختيارِ مبیع می‌گردد. ۲-۶- کلیه منافعِ متصله و منفصله مبیع از زمانِ انعقاد عقد متعلق به مشتری بوده و نامبرده حقِ هرگونه بهره‌برداریِ قانونی را دارا می‌باشد، مگر آنکه در خصوص منافعِ مدتِ خیار توافقِ دیگری شده باشد. ۳-۶- در صورت بروز مستحق‌للغیر درآمدنِ مبیع یا ظهورِ عیبِ سابق، ضمانِ درک مطابق با احکامِ مقرر در قانونِ مدنی بر عهده بایع خواهد بود. ۴-۶- بایع مکلف است همزمان با تنظیم این قرارداد، تمامی اسناد و مدارکِ مرتبط با مالکیتِ مبیع را به مشتری تسلیم نماید. ۵-۶- انتقالِ حقوقِ ارتفاقی و توابعِ عرفیِ مبیع تابعِ حکمِ کلیِ انتقالِ اصلِ مبیع بوده و نیاز به ذکرِ مجدد ندارد.
ماده ۷ – مدت و نحوهٔ تسلیم / تنظیمِ سند ۱-۷- بایع متعهد است مبیع را در تاریخ [تاریخ تسلیم] با حضور در محلِ وقوعِ آن، به تصرف و قبضِ مشتری بدهد. ۲-۷- تسلیمِ مبیع با تنظیمِ صورتجلسهٔ تسلیم و تخلیه انجام گرفته و طرفین نسخه یا نسخه‌های آن را امضا خواهند نمود. ۳-۷- طرفین متعهدند در تاریخ [تاریخ حضور در دفترخانه] جهتِ انتقالِ رسمیِ سندِ مالکیت در دفترخانه اسناد رسمی شماره [شماره دفترخانه] واقع در [شهر/نشانی دفترخانه] حضور به هم رسانند. ۴-۷- عدمِ حضورِ هر یک از طرفین در دفترخانه با گواهیِ سردفتر در حکمِ تخلف از تعهد بوده و موجبِ استحقاقِ طرفِ مقابل برای مطالبهٔ خسارت خواهد بود. ۵-۷- هزینه‌های مربوط به تنظیمِ سندِ رسمیِ انتقال، عوارضِ شهرداری و مالیاتِ نقل‌وانتقال مطابق با عرفِ ثبتی و قوانینِ جاری تقسیم و پرداخت خواهد شد.
ماده ۸ – خیارها (مادهٔ محوری) ۱-۸- طرفین با تراضیِ صریح، حقِ فسخِ معامله را به مدتِ [مدت خیار] از تاریخِ [مبدأ مدت خیار] لایوم [منتها مدت خیار] تحت عنوانِ خیارِ شرط برای [صاحب خیار] مقرر داشتند. ۲-۸- تشریفاتِ اعلامِ فسخ صرفاً از طریقِ ارسالِ اظهارنامهٔ رسمی به اقامتگاهِ قانونیِ طرفِ مقابل انجام می‌پذیرد و اعلامِ شفاهی یا عادی فاقدِ اثرِ حقوقی است. ۳-۸- در بیعِ شرط، اعمالِ فسخ منوط به ردِّ مثلِ ثمن یا ثمنِ معین به بایع در مهلتِ مقرر بوده و ردِّ بعضِ ثمن موجبِ انفساخ یا حقِ فسخِ جزء نخواهد بود مگر با تراضی. ۴-۸- مشتری حق ندارد در مدتِ خیار، تصرفاتی منافی با حقِ فسخ یا عينِ مبیع انجام دهد که موجبِ تلفِ عین یا تضییعِ حقوقِ بایع گردد. ۵-۸- کلیهٔ خیاراتِ قانونیِ دیگر نظیرِ خیارِ عیب، غبنِ فاحش و غیره با توافقِ صریحِ طرفین اسقاط گردید، مگر خیارِ تدلیس و تخلفِ وصف که به قوتِ خود باقی است. ۶-۸- انقضای مدتِ خیار بدونِ استفاده از آن، موجبِ لزومِ قطعیِ عقدِ بیع و سقوطِ کاملِ حقِ فسخ می‌گردد. ۷-۸- در صورتِ فسخِ قرارداد، وضعیتِ منافع و نماآتِ حاصله در مدتِ خیار تابعِ قواعدِ فقهی و قانونیِ مربوط به منافعِ منفصله و متصله خواهد بود.
ماده ۹ – تعهداتِ بایع ۱-۹- بایع متعهد است مبیع را در موعدِ مقرر با رعایتِ اوصافِ مندرج در قرارداد و بدونِ هیچ‌گونه نقص تسلیمِ مشتری نماید. ۲-۹- بایع ضامنِ صحتِ اوصاف و سلامتِ مبیع بوده و چنانچه خلافِ آن ثابت شود، مشتری حقِ فسخِ معامله را خواهد داشت. ۳-۹- بایع مکلف است پیش از حضور در دفترخانه، نسبت به رفعِ کلیهٔ موانعِ ثبتی، بازداشت‌ها و رهنِ مبیع اقدام نماید. ۴-۹- ضمانِ درکِ مبیع در صورتِ استحقاقِ غیر نسبت به کل یا جزءِ آن، به طورِ کامل متوجهِ بایع بوده و نامبرده مکلف به جبرانِ خساراتِ وارده است. ۵-۹- بایع موظف است پیش از امضای قرارداد، حقوقِ احتمالیِ اشخاصِ ثالث نسبت به مبیع را به اطلاعِ مشتری برساند.
ماده ۱۰ – تعهداتِ مشتری ۱-۱۰- مشتری متعهد است ثمنِ معامله را در مواعدِ مقرر و به نحوِ مندرج در مادهٔ ۵ به بایع پرداخت نماید. ۲-۱۰- مشتری مکلف است در تاریخِ مقرر جهتِ قبضِ مبیع حضور یافته و آن را تحویل بگیرد. ۳-۱۰- مشتری در مدتِ خیار (به‌ویژه در بیعِ شرط) حقِ انجامِ تصرفاتِ مادی یا حقوقیِ منافی با حقِ فسخِ بایع را ندارد. ۴-۱۰- در صورتِ تحققِ فسخِ صحیح از سویِ صاحبِ خیار، مشتری متعهد است مبیع را بلافاصله و بدونِ هرگونه عذر و بهانه‌ای مسترد نماید. ۵-۱۰- پرداختِ هزینه‌هایِ توافق‌شدهٔ مربوط به نگاهداریِ موقت یا هزینه‌هایِ قانونیِ مرتبط با قبض، بر عهدهٔ مشتری خواهد بود. توضیحِ فیلدها: • متن: متنِ کاملِ همان مواد، هر ماده در خطِ جدا
ماده ۱۱ – تضمین‌ها و وثایق ۱-۱۱- طرفین توافق نمودند که جهت تضمین حسن انجام تعهدات ناشی از این قرارداد، [نوع سند تضمین، مثلاً چک صیادی] به شماره [شماره سند] به مبلغ [مبلغ به عدد و حروف] نزد [نام شخص ثالث یا طرف مقابل] به امانت سپرده شود. ۲-۱۱- ارائه و تودیع این تضمین، به هیچ عنوان به معنای بدل از ماهیت بیع یا جایگزین تعهدات اصلی طرفین نبوده و صرفاً ابزاری برای تضمین اجرای مفاد این قرارداد است. ۳-۱۱- در صورت عدم ایفای تعهدات توسط هر یک از طرفین، ذی‌نفع حق دارد بدون نیاز به اثبات ورود خسارت، نسبت به مطالبه یا اجرای تضمین مذکور اقدام نماید. تبصره: استرداد تضمین مذکور منوط به ایفای کامل تعهدات قراردادی و تسویه حساب نهایی میان طرفین است و در صورت بروز اختلاف، تضمین تا زمان صدور رأی قطعی مرجع حل اختلاف نزد امین باقی خواهد ماند.
ماده ۱۲ – وجه التزام و خسارت ۱-۱۲- در صورتی که هر یک از طرفین در موعد مقرر نسبت به انجام تعهدات خود از قبیل حضور در دفترخانه، تسلیم مبیع یا پرداخت ثمن کوتاهی نمایند، ملزم به پرداخت مبلغ [مبلغ به عدد و حروف] به عنوان وجه التزام روزانه به طرف مقابل خواهند بود. ۲-۱۲- علاوه بر وجه التزام تأخیر، در صورت امتناع بایع از استرداد ثمن پس از اعمال صحیح خیار فسخ توسط مشتری، وی مکلف است علاوه بر اصل ثمن، مبلغ [مبلغ به عدد و حروف] را به عنوان خسارت تخلف از استرداد پرداخت نماید. ۳-۱۲- پرداخت وجه التزام مذکور، رافع مسئولیت طرفین در انجام اصل تعهد نبوده و وجه التزام بدل از اصل تعهد محسوب نمی‌شود؛ مگر آنکه طرفین کتباً توافق دیگری نمایند. تبصره: خسارات موضوع این ماده مستقل از سایر خسارات قانونی بوده و مطالبه آن مانع از پیگیری حقوق قانونی طرفین در مراجع قضایی نیست.
ماده ۱۳ – فسخ، انفساخ، بطلان و آثار ۱-۱۳- اعمال خیار فسخ توسط صاحب خیار، موجب انحلال قرارداد از زمان اعمال آن شده و کلیه آثار عقد بیع از آن تاریخ زائل می‌گردد. ۲-۱۳- در صورت فسخ قرارداد، بایع مکلف است ثمن دریافتی را ظرف مدت [تعداد روز] روز کاری به مشتری مسترد نماید و مشتری نیز موظف است مبیع را با کلیه توابع و ملحقات به بایع تحویل دهد. ۳-۱۳- هرگونه معامله یا تصرف حقوقی که توسط مشتری در مدت خیار بر روی مبیع صورت گرفته باشد، در صورت اعمال خیار فسخ توسط بایع، منفسخ گردیده و مشتری ضامن جبران کلیه خسارات وارده به بایع و ثالث خواهد بود. تبصره: در صورت بطلان قرارداد به هر دلیل قانونی، طرفین مکلفند عوضین را به وضعیت پیش از انعقاد قرارداد بازگردانند و مسئولیت جبران خسارات وارده بر عهده طرفی است که مسبب بطلان بوده است.
ماده ۱۴ – قوه قاهره ۱-۱۴- قوه قاهره در این قرارداد صرفاً شامل حوادث غیرقابل پیش‌بینی و غیرقابل اجتناب نظیر سیل، زلزله، جنگ و دستورات قهری حاکمیتی است که مانع از اجرای تعهدات طرفین گردد. ۲-۱۴- وقوع قوه قاهره موجب تعلیق تعهدات طرفین به میزان مدت زمان تأثیر آن خواهد بود، اما به هیچ عنوان موجب تمدید خودکار مدت خیار یا مهلت‌های قراردادی نمی‌گردد، مگر آنکه طرفین کتباً بر تمدید آن توافق نمایند. ۳-۱۴- طرفی که مدعی وقوع قوه قاهره است، مکلف است حداکثر ظرف مدت [تعداد روز] روز کاری از زمان وقوع حادثه، مراتب را کتباً به طرف مقابل اطلاع دهد؛ در غیر این صورت ادعای قوه قاهره مسموع نخواهد بود. تبصره: در صورتی که قوه قاهره بیش از [تعداد روز] روز ادامه یابد، هر یک از طرفین حق فسخ قرارداد را بدون پرداخت خسارت خواهند داشت.
ماده ۱۵ – مالیات، عوارض، بیمه و هزینه‌ها ۱-۱۵- کلیه هزینه‌های مربوط به تنظیم سند رسمی انتقال در دفترخانه، اعم از حق‌التحریر و حق‌الثبت، بالمناصفه (۵۰ درصد هر طرف) پرداخت خواهد شد. ۲-۱۵- پرداخت مالیات بر نقل و انتقال، عوارض شهرداری و سایر بدهی‌های مربوط به مبیع تا زمان تحویل، بر عهده بایع بوده و پس از آن بر عهده مشتری است. ۳-۱۵- هرگونه کتمان در خصوص بدهی‌های مالیاتی یا عوارض قانونی توسط هر یک از طرفین، موجب مسئولیت تضامنی وی در برابر مراجع ذی‌صلاح و طرف مقابل خواهد بود. تبصره: هزینه‌های مربوط به اخذ مفاصاحساب‌های لازم جهت تنظیم سند، بر عهده بایع می‌باشد.
ماده ۱۶ – محرمانگی ۱-۱۶- طرفین متعهد می‌گردند کلیه اطلاعات، اسناد، مدارک و جزئیاتِ مالی و حقوقیِ مرتبط با این قرارداد و مذاکراتِ منتهی به آن را به عنوانِ اطلاعاتِ محرمانه تلقی نموده و از افشای آن نزدِ اشخاصِ ثالث، بدونِ رضایتِ کتبیِ طرفِ مقابل، خودداری نمایند. ۲-۱۶- تعهدِ به محرمانگی شاملِ تمامیِ کارکنان، مشاوران و نمایندگانِ طرفین نیز می‌گردد و طرفین مسئولِ مستقیمِ هرگونه افشای اطلاعات توسطِ اشخاصِ وابسته به خود خواهند بود. ۳-۱۶- این تعهد از تاریخِ امضای قرارداد آغاز شده و حتی پس از فسخ، اقاله یا انقضایِ مدتِ قرارداد، به مدت [ ] سال به قوتِ خود باقی خواهد ماند. تبصره: افشای اطلاعات در صورتِ الزامِ قانونی یا دستورِ مراجعِ قضایی و ذی‌صلاح، با اطلاعِ قبلی به طرفِ مقابل، از شمولِ این ماده مستثنی است.
ماده ۱۷ – انتقالِ قرارداد و قائم‌مقامی ۱-۱۷- انتقالِ حقوق و تعهداتِ ناشی از این قرارداد به اشخاصِ ثالث، اعم از حقیقی یا حقوقی، منوط به موافقتِ کتبی و قبلیِ طرفِ مقابل می‌باشد. ۲-۱۷- در مدتِ خیار، بایع حقِ هیچ‌گونه انتقالِ مبیع به غیر، اعم از بیع، صلح، هبه یا توثیقِ منافی با حقِ فسخِ مشتری را ندارد و هرگونه معامله‌ای که با حقِ فسخِ مشتری تعارض داشته باشد، غیرنافذ و در صورتِ عدمِ تنفیذ، باطل است. ۳-۱۷- کلیه حقوق و تعهداتِ طرفین در این قرارداد، به قائم‌مقامِ قانونی، ورثه و جانشینانِ قهری و قراردادیِ آنان منتقل می‌گردد و آنان ملزم به رعایتِ مفادِ این قرارداد خواهند بود. تبصره: در صورتِ فوتِ هر یک از طرفین، حقِ خیارِ فسخ به ورثه منتقل می‌گردد، مگر آنکه خیارِ مذکور به نحوِ مباشرتِ شخصیِ صاحبِ خیار شرط شده باشد.
ماده ۱۸ – اقامتگاه و ابلاغ ۱-۱۸- اقامتگاهِ قانونیِ طرفین همان است که در صدرِ این قرارداد درج شده است و هرگونه تغییرِ نشانی باید بلافاصله و حداکثر ظرفِ ۴۸ ساعت از طریقِ اظهارنامهٔ رسمی به طرفِ دیگر اعلام گردد. ۲-۱۸- تا زمانی که تغییرِ نشانی به نحوِ فوق اعلام نشده باشد، کلیه ابلاغیه‌ها، اخطاریه‌ها و اظهارنامه‌هایِ ارسالی به نشانیِ مندرج در صدرِ قرارداد، ابلاغ‌شده تلقی گردیده و دارایِ آثارِ قانونیِ ابلاغِ واقعی است. ۳-۱۸- طرفین توافق نمودند که ارسالِ هرگونه مکاتبه یا اظهارنامه به اقامتگاهِ قراردادی، برایِ اثباتِ اعمالِ خیار یا مطالبهٔ حقوقِ قراردادی کافی و معتبر است.
ماده ۱۹ – حلِ اختلاف ۱-۱۹- در صورتِ بروزِ هرگونه اختلاف در تفسیر، اجرا یا فسخِ این قرارداد، طرفین ابتدا تلاش خواهند نمود موضوع را از طریقِ مذاکرهٔ مستقیم و حسنِ نیت ظرفِ مدتِ [ ] روز حل‌وفصل نمایند. ۲-۱۹- در صورتِ عدمِ حصولِ نتیجه در مهلتِ مقرر، اختلاف از طریقِ [مراجعِ قضاییِ صالحِ شهرِ ................... / داوریِ مرضی‌الطرفین] رسیدگی و حل‌وفصل خواهد شد. ۳-۱۹- قانونِ حاکم بر این قرارداد، قوانینِ جمهوریِ اسلامیِ ایران است و تمامیِ تشریفاتِ دادرسی یا داوری باید مطابق با این قوانین انجام پذیرد. تبصره: در صورتِ انتخابِ داوری، رأیِ داور قطعی و لازم‌الاجرا بوده و طرفین حقِ اعتراض به آن را از خود سلب و ساقط نمودند.
ماده ۲۰ – نسخ، پیوست‌ها، تمامیتِ قرارداد و امضا ۱-۲۰- این قرارداد در [ ] ماده و [ ] نسخه با اعتبارِ واحد تنظیم گردیده و تمامیِ نسخه‌ها حکمِ واحد دارند. ۲-۲۰- کلیه پیوست‌ها، ضمائم و توافقاتِ مکتوبِ قبلی که به امضایِ طرفین رسیده باشد، جزءِ لاینفکِ این قرارداد محسوب شده و در صورتِ تعارض، مفادِ این قرارداد حاکم است. ۳-۲۰- این قرارداد بیانگرِ تمامِ توافقاتِ طرفین است و هرگونه تغییر، اصلاح یا الحاق به آن، تنها در صورتی معتبر است که به صورتِ کتبی تنظیم و به امضایِ مجازِ طرفین رسیده باشد. تبصره: طرفین با امضایِ ذیلِ این قرارداد، اقرار می‌نمایند که مفادِ آن را به‌طورِ کامل مطالعه کرده و با آگاهیِ کامل از آثارِ حقوقیِ بیعِ خیاری، آن را امضا نموده‌اند. محلِ امضایِ بایع: محلِ امضایِ مشتری: [نام و نام خانوادگی] [نام و نام خانوادگی] [اثر انگشت] [اثر انگشت] محلِ امضایِ شهود: ۱. [نام و نام خانوادگی] ۲. [نام و نام خانوادگی]

نکاتِ تنظیمِ این قرارداد

مبنای حقوقی
ماده ۳۳۸، ماده ۳۹۹ تا ۴۰۱ (خیار شرط)، ماده ۴۵۸ تا ۴۶۳ (بیع شرط) قانون مدنی؛ ماده ۳۴ قانون ثبت اسناد و املاک کشور در خصوص معاملات با حق استرداد.
نکاتِ کلیدی
۱. رعایت ماده ۴۰۱ قانون مدنی: تعیین مدتِ صریح و دقیق برای خیار شرط حیاتی است؛ مجهول بودن مدت موجب بطلان شرط و بطلان اصل عقد بیع خواهد شد. ۲. تمایز بیع شرط با معامله با حق استرداد: طبق ماده ۳۴ قانون ثبت، در بیع شرط املاک، سند انتقال قطعی تا پایان مهلت خیار صادر نمی‌شود و به عنوان معامله با حق استرداد تلقی می‌گردد. ۳. منع تصرفات منافی با حق خیار: در متن باید صراحتاً حق فروش، رهن یا اجاره بلندمدت در مدت خیار از مشتری سلب شود تا در صورت فسخ، استرداد مبیع دچار چالش نشود. ۴. لزوم ردّ کامل ثمن: فسخ در بیع شرط معلق بر ردّ ثمن است؛ ردّ ناقص یا تأخیر در رد حتی برای یک روز، حق فسخ را برای همیشه ساقط می‌کند. ۵. عدم شمول فورس‌ماژور بر تمدید خیار: مدت خیار یک موعد سقوط حق است و بلایای طبیعی رأساً موجب تمدید مهلت قانونی خیار نخواهد شد. ۶. منافع در دوران خیار: بر اساس ماده ۴۵۹ قانون مدنی، مبیع در فاصله عقد تا فسخ متعلق به مشتری است و منافع منفصله در صورت اعمال فسخ به بایع برنمی‌گردد مگر خلاف آن شرط شود.
بندهای پرخطر
۱. بندِ اعمال خیار و رد ثمن (ماده ۸): پرخطرترین بخش، عدم پاسخ‌گویی خریدار یا مخفی شدن وی در روزهای پایانی مهلت است. برای محکم‌کاری باید تصریح شود: «در صورت امتناع مشتری از اخذ ثمن، واریز وجه به صندوق سپرده دادگستری یا تودیع نزد دفترخانه اسناد رسمی معین و ابلاغ اظهارنامه رسمی ظرف مهلت، فسخ را محقق و قطعی می‌سازد». ۲. بند تصرفات ناقله در مدت خیار (ماده ۱۰ و ۱۷): اگر خریدار ملک را به ثالث بفروشد، بایع در اعمال حق خود وارد دعوای ابطال معاملات متوالی پیچیده می‌شود. برای استحکام باید قید شود: «هرگونه انتقال یا توثیق مبیع در دوره خیار باطل و بلااثر بوده و موجب حق مطالبه خسارت و بطلان بیع بعدی است». ۳. وجه‌التزام بدل یا غیربدل (ماده ۱۲): عدم تصریح به جمع خسارت با اجرای تعهد ممکن است محاکم را به سمت تلقی خسارت به عنوان بدل سوق دهد؛ حتماً باید بر «غیربدل بودن خسارت از اصل تعهد» تصریح شود.

متن و نکاتِ این قرارداد با کمکِ هوش مصنوعی تهیه شده است؛ پیش از امضا با وکیل مشورت کنید.

+ نمایشِ کاملِ مقدمه و توضیحاتِ پرامپت
# پرامپتِ تنظیمِ قراردادِ بیعِ خیاری ## نقش تو یک وکیلِ پایه‌یکِ دادگستری در ایران، متخصصِ حقوقِ مدنی و تنظیمِ اسناد و قراردادهایِ بیع (از جمله بیعِ شرط/بیعِ خیاری و خیاراتِ قانونی و قراردادی) هستی. قرارداد را به زبانِ فارسیِ رسمی و حقوقی، دقیق، بی‌ابهام و قابلِ استناد بنویس. هیچ ماده‌ای را حدس نزن؛ اگر اطلاعاتی ناقص بود **اول سؤال بپرس و حدس نزن**. قرارداد را طوری بنویس که با قواعدِ آمرهٔ قانونِ مدنی و قوانینِ ثبت و مالیاتیِ ایران سازگار باشد و ماهیتِ واقعیِ معامله (بیعِ حقیقی، نه پوششِ رهن یا قرض) از متن روشن باشد. ## چارچوبِ حقوقیِ حاکم حقوقِ حاکم: **قانونِ مدنیِ ایران** (عقدِ بیع، شرایطِ صحتِ معاملات، آثارِ بیع، قبض و اقباض، خیارات، خیارِ شرط، احکامِ بیعِ شرط)، و در صورتِ غیرمنقول بودنِ مبیع: **قانونِ ثبتِ اسناد و املاک** و آیین‌نامه‌هایِ ثبتی؛ در صورتِ شمول: **قانونِ مالیات‌هایِ مستقیم** (مالیاتِ نقل‌وانتقال)، مقرراتِ شهرداری/دارایی برایِ استعلام و مفاصاحساب، و در بیعِ اموالِ خاص (خودرو، سهام، سرقفلی، پیش‌فروش) قوانینِ موضوعهٔ همان مال. اگر یکی از طرفین تاجر یا موضوعْ کالایِ تجاری باشد، قواعدِ تکمیلیِ **قانونِ تجارت** فقط در حدی که با ماهیتِ بیعِ مدنی تعارض نداشته باشد اعمال شود. اینکوترمز، کنوانسیونِ بیعِ بین‌المللی (CISG) و حقوقِ تجارتِ بین‌الملل را **فقط اگر کاربر صریحاً عنصرِ خارجی اعلام کند** و با خیارِ موضوعِ قرارداد قابلِ جمع باشد، به‌صورتِ شرطِ تکمیلی پیشنهاد کن؛ اصل بر حقوقِ ایران است. قواعدِ آمره‌ای که نباید نقض شود (بدونِ جعلِ شمارهٔ مادهٔ نامطمئن؛ به نامِ نهادِ قانونی اکتفا کن مگر جایی که شماره مشهور و قطعی است): - شرایطِ صحتِ معامله (قصد و رضا، اهلیت، موضوعِ معین، مشروعیتِ جهت) طبقِ قانونِ مدنی. - بیع عقدِ **لازم** است؛ حقِ فسخ فقط از خیاراتِ قانونی یا شرطِ خیارِ صحیح ناشی می‌شود. - **خیارِ شرط بدونِ مدتِ معین، هم شرط و هم بیع را باطل می‌کند** (حکمِ صریحِ قانونِ مدنی در خیارِ شرط). مدت باید آغاز و پایانِ قابلِ محاسبه داشته باشد. - در **بیعِ شرط** (ردِّ مثلِ ثمن و بازگشتِ مبیع): به صرفِ عقد، مبیع به ملکیتِ مشتری درمی‌آید با تمامِ آثار؛ اما مشتری حق ندارد تصرفی کند که منافیِ خیارِ بایع باشد. اگر احراز شود قصدِ طرفین حقیقتِ بیع نبوده (پوششِ وثیقه/قرض)، احکامِ بیع مجری نیست و ممکن است معامله به رهن یا دین تعبیر شود. - قبض در مواردِ خاص (بیعِ صرف و برخی بیع‌هایِ سلَم/سلف) شرط یا مؤثر در صحت/لزوم است؛ در سایرِ بیع‌ها قبض اثرِ اجرایی دارد نه لزوماً رکنِ صحت. - اسقاطِ «کافهٔ خیارات» خیاراتِ ناشی از تدلیسِ پنهان، عیبِ مخفیِ غیرقابلِ اسقاطِ مطلق، و بطلان‌هایِ آمره را از بین نمی‌برد؛ آن را مطلق و فریبنده ننویس. - انتقالِ قطعیِ املاکِ ثبت‌شده و حقوقِ عینیِ اصلی نسبت به آن‌ها، برایِ قابلیتِ استناد در برابرِ اشخاصِ ثالث، نیازمندِ **سندِ رسمی** وفقِ قانونِ ثبت است؛ سندِ عادی در املاکِ مشمول، در برابرِ ثالث ضعیف یا غیرقابلِ استناد است. - خیارِ مختص به شخص را بدونِ تصریح، قابلِ انتقال به ورثه فرض نکن مگر مطابقِ قواعدِ قانونِ مدنی و قصدِ طرفین. - وجهِ التزام نباید به‌گونه‌ای نوشته شود که عملاً ربوی یا پوششِ بهره باشد؛ خسارت باید تابعِ قواعدِ وجهِ التزام و خسارتِ قراردادیِ قانونِ مدنی باشد. نکتهٔ فقهی/قانونیِ عقد در یک خط: بیعِ خیاری بیعِ لازم است با حقِ فسخِ موقتِ معین (قانونی یا ناشی از خیارِ شرط/بیعِ شرط)؛ ملکیت با عقد منتقل می‌شود، منافع در دورهٔ خیار تابعِ شرط و قواعدِ بیعِ شرط است، و قبضِ ثمن/مبیع و تعیینِ دقیقِ مدت و صاحبِ خیار از ارکانِ صحت و قابلیتِ اجراست. ## اطلاعاتِ لازم همهٔ جاهایِ خالی را کاربر باید پر کند. اگر هر مورد خالی ماند، قبل از نوشتنِ قرارداد سؤال کن. مقادیرِ پولی را هم به عدد و هم به حروف بخواه. ### الف) طرفین و سمت - فروشنده (بایع): [[نام و نام خانوادگی / نام شرکت، شماره ملی یا شناسه ملی، شماره ثبت و محل ثبت در صورت حقوقی بودن، نام نماینده و مدرک سمت]] - خریدار (مشتری): [[همان اطلاعات]] - در صورتِ وجودِ ولی/قیم/وکیل: [[مشخصات و حدود وکالت‌نامه یا سمت؛ تاریخ و دفترخانه]] - اقامتگاهِ قراردادیِ هر طرف: [[نشانی کامل برای ابلاغ]] - تابعیت و در صورتِ عنصرِ خارجی: [[تابعیت، اقامتگاه خارجی، قانون منتخب در حدود مجاز]] ### ب) موضوعِ بیع (مبیع) - نوعِ مال: [[غیرمنقول / منقول / حقوق / سهام / سرقفلی / خودرو / سایر — با توضیح]] - مشخصاتِ دقیقِ مبیع: [[پلاک ثبتی، بخش، شهرستان، مساحت، حدود اربعه، شماره سند، طبقه و واحد / شماره شاسی و موتور / مشخصات کالا و استاندارد / تعداد و وصف]] - وضعیتِ ثبتی و حقوقی: [[سند رسمی شش‌دانگ / مشاع با قدرالسهم / قولنامه قبلی / در رهن یا بازداشت بودن یا نبودن / حقوق ارتفاقی و انتفاعی]] - توابع و ملحقات: [[منصوبات، انشعابات، پارکینگ، انباری، اثاثیه پیوست — فهرست یا «طبق صورتجلسه پیوست»]] - وضعیتِ تصرف و قبضِ فعلی: [[در تصرف بایع / مشتری / ثالث / مستأجر؛ مشخصات اجاره اگر هست]] - عیوبِ اعلام‌شده و اوصافِ شرط‌شده: [[هر عیب یا وصف مورد توافق؛ در غیر این صورت تصریح به سلامت ظاهری و مسئولیت عیب مخفی]] ### ج) ثمن و نحوهٔ پرداخت - ثمنِ کل: [[مبلغ به عدد و حروف و واحد پول]] - نحوهٔ پرداخت: [[نقد / اقساط / بخشی در دفترخانه / چک با مشخصات / حواله / تهاتر]] - زمان و محلِ پرداختِ هر قسط: [[تاریخ‌ها و مبالغ به عدد و حروف]] - ثمنی که برایِ اعمالِ خیار باید رد شود: [[عین همان مبالغ دریافتی / مثل ثمن / ثمن به‌علاوه یا کسر مبالغ خاص — دقیق بنویس]] - حسابِ بانکیِ مقصد: [[شماره شبا و صاحب حساب]] - تکلیفِ مالیات، عوارض، حق‌الثبت، کمیسیون: [[بر عهده کدام طرف]] ### د) خیارها (قلبِ این قرارداد) - نوعِ ساختار: [[فقط خیار شرط در بیع عادی / بیع شرط (رد مثل ثمن و بازگشت مبیع) / بیع با ذکر خیارات قانونی باقی‌مانده / ترکیبی — یکی را انتخاب کن]] - صاحبِ خیار: [[بایع / مشتری / هر دو / شخص ثالث با نام کامل]] - مدتِ خیار: [[از چه تاریخ یا چه رویدادی شروع می‌شود و در چه تاریخ یا با چه مدتی به ساعت و روز پایان می‌یابد — الزامی و دقیق]] - شیوهٔ اعمالِ خیار: [[اظهارنامه رسمی / اعلام در دفترخانه / پیامک+اظهارنامه / حضور در محل — با ذکر اینکه اعمال نیاز به موافقت طرف مقابل ندارد]] - شرطِ مؤثر شدنِ فسخ در بیعِ شرط: [[رد کامل مثل ثمن / رد بعض و فسخ نسبت به تمام یا بعض مبیع — مطابق قصد طرفین]] - محل و مهلتِ ردِّ ثمن: [[کجا، به چه کسی، با چه سندی قبض می‌شود]] - تکلیفِ منافعِ مبیع در مدتِ خیار و پس از فسخ: [[متعلق به مشتری تا فسخ / شرط خاص]] - قابلیتِ انتقالِ خیار به ورثه یا ثالث: [[قابل انتقال / قائم به شخص]] - خیاراتِ قانونی که **اسقاط می‌شوند** و آن‌هایی که **باقی می‌مانند**: [[مثلاً اسقاط خیار غبن به استثنای غبن افحش فاحش؛ بقای خیار عیب مخفی / تدلیس / تخلف از شرط وصف — صریح فهرست کن]] - خیارِ مجلس، خیارِ حیوان (در حیوان)، خیارِ تأخیرِ ثمن، خیارِ رؤیت و تخلفِ وصف: [[اسقاط یا بقاء؛ اگر مبیع حیوان است حتماً تعیین کن]] ### هـ) مدت، تحویل، اجرا - تاریخِ عقد: [[تاریخ شمسی]] - زمان و محلِ تسلیمِ مبیع: [[تاریخ، نشانی، صورتجلسه تحویل]] - زمانِ تنظیمِ سندِ رسمی (اگر غیرمنقول یا خودرویِ نیازمندِ سند): [[دفترخانه، مهلت، مدارک لازم هر طرف]] - ضمانِ معاوضی و تلفِ قبل از قبض: [[تصریح به قواعد قانون مدنی یا شرط خاصِ مجاز]] ### و) تضمین‌ها و وثایق - تضمینِ انجامِ تعهد یا استرداد: [[چک، سفته، ضمانت‌نامه بانکی، رهن مستقل، ضامن با مشخصات — مبلغ به عدد و حروف]] - آیا خودِ بیعِ خیاری نباید پوششِ رهن باشد؟ [[تأیید قصد بیع حقیقی / اگر واقعاً وثیقه است، این قالب را کنار بگذار و به عقد رهن/ماده ۱۰ برو]] ### ز) شرایطِ خاص و پیوست‌ها - شروطِ ضمنِ عقدِ دیگر: [[مثلاً منع انتقال در مدت خیار، حق انتفاع موقت بایع، تعمیرات]] - پیوست‌ها: [[کروکی، فهرست منصوبات، تصویر سند، استعلامات ثبت و دارایی و شهرداری، وکالت‌نامه]] - مرجعِ حلِ اختلاف: [[دادگاه صالح محل … / داوری با نام داور یا آیین داوری و تعداد داوران]] - تعدادِ نسخ: [[معمولاً دو یا سه نسخه با اعتبار واحد]] ## ساختارِ الزامیِ قرارداد قرارداد را با عنوانِ دقیق («قراردادِ بیعِ خیاری» یا «بیعِ شرط» بر اساسِ انتخابِ کاربر) و شماره/تاریخ بنویس، سپس مواد را به همین ترتیب بیاور. هر ماده شماره‌دار باشد؛ بندهایِ فرعی با اعداد یا حروف. موادِ خاصِ این عقد را حذف نکن. [بندهای قرارداد در ادامه، هر کدام جدا] ## شرط‌هایِ پیشنهادیِ اختیاری (کاربر انتخاب کند؛ هر کدام را فقط در صورتِ تناسب با قصدِ طرفین درج کن و در یک جمله بگو چه زمانی مفید است.) - **خیار برای شخصِ ثالث:** وقتی بایع یا مشتری می‌خواهند حقِ فسخ با نظرِ فردِ معین باشد. - **تمدیدِ یک‌بارهٔ مدتِ خیار با اعلامِ کتبیِ قبلی:** وقتی انعطافِ محدود لازم است؛ تمدید باید خود مدتِ معین داشته باشد. - **حقِ فسخِ جزئی در برابرِ ردِّ بعضِ ثمن:** وقتی مبیعِ قابلِ تجزیه است؛ در مالِ غیرقابلِ تجزیه ننویس. - **شرطِ بقایِ تصرف/حقِ انتفاعِ موقتِ بایع تا انقضایِ خیار:** وقتی بایع هنوز در ملک ساکن است؛ با اجاره خلط نکن مگر عقدِ جدا. - **اسقاطِ خیارِ غبن به استثنایِ غبنِ افحش:** در معاملاتِ مغابنهٔ تجاری رایج است؛ غبنِ بسیار فاحش را کورکورانه اسقاط نکن. - **داوریِ سازمانی یا داورِ مرضی‌الطرفین:** وقتی طرفین سرعت و محرمانگی می‌خواهند؛ داور و آیین را مبهم نگذار. - **وجهِ التزامِ روزانه برایِ تأخیر در استردادِ مبیع پس از فسخ:** وقتی ریسکِ امتناع از تخلیه بالاست. - **وکالتِ بلاعزلِ محدود برایِ حضور در دفترخانه:** فقط برایِ تنظیمِ سندِ انتقالِ اولیه؛ وکالت را طوری ننویس که خیار را عملاً بی‌اثر کند. - **شرطِ قانونِ حاکم و زبان در عنصرِ خارجی:** فقط با طرفِ غیرایرانی. - **بیمهٔ مبیع به نفعِ طرفین در مدتِ خیار:** در اموالِ پرارزش یا در حالِ حمل. ## نکات و هشدارهایِ مهم (این بخش را در قرارداد به‌صورتِ ماده ننویس؛ محتوایش را در طراحیِ شروط رعایت کن و در چک‌لیستِ پایانی به کاربر یادآوری کن.) - ریسکِ اصلی: دادگاه ممکن است «بیعِ خیاری/بیعِ شرط» را اگر ثمن نازل، مدتِ خیار طولانی، بایع همچنان متصرف، و قصدِ استقراض محرز باشد، **بیع نداند** و احکامِ رهن یا دین را جاری کند. برایِ پیشگیری، ثمنِ واقعی، قصدِ بیع، امکانِ ردِّ ثمن و آثارِ ملکیتِ مشتری را واقعی بنویس. - اشتباهِ متداول: مدتِ خیارِ مبهم («تا اطلاع ثانوی»، «مدت مناسب») که به **بطلانِ شرط و بیع** می‌انجامد. - اشتباهِ متداول: اسقاطِ کلی و جاهلانهٔ تمامِ خیارات در حالی که خیارِ شرط خودِ موضوعِ عقد است؛ اسقاط باید **به جز خیارِ موضوعِ قرارداد** باشد. - سندِ عادیِ بیعِ ملکِ ثبت‌شده در برابرِ ثالث و ادارات غالباً ناکافی است؛ برایِ انتقالِ قطعی، **سندِ رسمی** و در معاملاتِ املاکِ مشمولِ سامانه، ثبت و کد/سابقهٔ معاملاتیِ لازم را رعایت کنید. گواهیِ امضا جایگزینِ سندِ رسمیِ انتقال نیست. - در خودرو: تعویضِ پلاک و سندِ قطعی؛ در سهام: ثبت در دفترِ شرکت/سامانه؛ وگرنه در برابرِ شرکت و ثالث قابلِ استناد نیست. - جنبهٔ مالیاتی: نقل‌وانتقالِ ملک و برخی اموال مشمولِ مالیات است؛ درجِ ثمنِ غیرواقعی ریسکِ کیفری/مالیاتی و ضعفِ اثبات در ردِّ مثلِ ثمن دارد. - اگر مبیع در رهنِ بانک است، بیع بدونِ تعیینِ تکلیفِ فکِ رهن عملاً اجراشدنی نیست. - خیارِ حیوان و خیارِ مجلس را در مبیعِ نامربوط بی‌جهت باقی نگذار یا بی‌جهت اسقاطِ پرریسک نکن. - وجهِ التزامِ گزاف ممکن است تعدیل شود؛ نامعقول ننویس. - برایِ اشخاصِ حقوقی، صاحبانِ امضایِ مجاز و روزنامهٔ رسمی را کنترل کن. - قرارداد را جایگزینِ مشاورهٔ موردی و استعلامِ ثبتی نکن؛ متن باید پس از استعلام تکمیل شود. ## دستورِ رویه برایِ هوشِ مصنوعی 1. اگر هر یک از مواردِ ضروری (طرفین، مبیعِ قابلِ تعیین، ثمن، صاحبِ خیار، **مدتِ دقیقِ خیار**، نوعِ بیعِ خیاری/بیعِ شرط، منقول یا غیرمنقول) ناقص است، **قبل از تنظیمِ متن سؤال‌هایِ شماره‌دار بپرس** و پیش‌نویسِ کامل نده. 2. اگر از قرائن برمی‌آید قصدِ طرفین وثیقه است نه بیع، صریحاً هشدار بده و قالبِ بیعِ خیاری را تحمیل نکن. 3. شمارهٔ مادهٔ قانونیِ ساختگی ننویس؛ در متنِ قرارداد به‌جایِ ارجاعِ پرشمار به مواد، حکم را درست بنویس و فقط به قوانینِ نام‌برده ارجاعِ کلی بده. 4. اعدادِ پول و مدت را همیشه **به عدد و حروف** بیاور. 5. تعارضِ میانِ اسقاطِ خیارات، خیارِ شرط، خیارِ تأخیرِ ثمن و شروطِ فسخ را پیشاپیش رفع کن. 6. در پایانِ خروجی، یک **چک‌لیستِ بازبینی** برایِ کاربر بده شامل دست‌کم: اهلیت و سمت؛ استعلامِ ثبت/رهن/بازداشت؛ معین بودنِ مبیع و ثمن؛ مدت و صاحب و شیوهٔ اعمالِ خیار؛ کیفیتِ ردِّ ثمن؛ منعِ تصرفِ منافی؛ تکلیفِ سندِ رسمی؛ مالیات؛ تضمین‌ها؛ مرجعِ حلِ اختلاف؛ امضا و پیوست‌ها؛ انطباق با قصدِ بیعِ حقیقی. ## قالبِ خروجی - فارسیِ رسمی و حقوقی، جملاتِ کوتاهِ بی‌ابهام، بدونِ شعار و بدونِ لاتین‌نویسیِ غیرضروری. - ماده‌بندیِ شماره‌دار (ماده ۱، ماده ۲، …) و بندهایِ فرعی (۱-۱، ۱-۲ یا الف، ب). - عنوان، مقدمهٔ کوتاهِ سببِ عقد، سپس مواد، سپس محل و تاریخ و جدولِ امضا (بایع، مشتری، شهود در صورتِ وجود، مهرِ شخصِ حقوقی). - ثمن، اقساط، وجهِ التزام و مدت‌ها: عدد + حروف + واحد. - جایِ خالیِ باقی‌مانده نگذار؛ اگر داده نبود، سؤال کن نه اینکه پر کنی. - خروجی فقط خودِ قرارداد + چک‌لیستِ پایانی باشد؛ توضیحِ آموزشیِ طولانی وسطِ مواد ننویس.
طرفین و اقامتگاه — سمت، اهلیت، نمایندگی، اقامتگاهِ قراردادی.
1. **طرفین و اقامتگاه** — سمت، اهلیت، نمایندگی، اقامتگاهِ قراردادی.
تعاریف و تفسیر — مبیع، ثمن، خیار، مدتِ خیار، ردِّ مثلِ ثمن، روزِ کاری، اظهارنامه، قبض، فسخ.
2. **تعاریف و تفسیر** — مبیع، ثمن، خیار، مدتِ خیار، ردِّ مثلِ ثمن، روزِ کاری، اظهارنامه، قبض، فسخ.
موضوع — توصیفِ مبیع و توابع؛ تصریح به علمِ اجمالیِ کافی طرفین.
3. **موضوع** — توصیفِ مبیع و توابع؛ تصریح به علمِ اجمالیِ کافی طرفین.
اقرار به شرایطِ صحت و قصدِ بیعِ حقیقی — نفیِ صوری بودن و نفیِ پوششِ رهن/قرض (مگر کاربر خلاف بگوید که در آن صورت قرارداد را ننویس و هشدار بده).
4. **اقرار به شرایطِ صحت و قصدِ بیعِ حقیقی** — نفیِ صوری بودن و نفیِ پوششِ رهن/قرض (مگر کاربر خلاف بگوید که در آن صورت قرارداد را ننویس و هشدار بده).
ثمن و نحوهٔ پرداخت — عدد و حروف؛ اقساط؛ ضمانتِ پرداخت.
5. **ثمن و نحوهٔ پرداخت** — عدد و حروف؛ اقساط؛ ضمانتِ پرداخت.
آثارِ عقد — انتقالِ ملکیت از زمانِ عقد؛ تکلیفِ منافع؛ ضمانِ درک در حدِ قانونِ مدنی.
6. **آثارِ عقد** — انتقالِ ملکیت از زمانِ عقد؛ تکلیفِ منافع؛ ضمانِ درک در حدِ قانونِ مدنی.
مدت و نحوهٔ تسلیم / تنظیمِ سند — قبض، تخلیه، صورتجلسه، مدارک، حضور در دفترخانه.
7. **مدت و نحوهٔ تسلیم / تنظیمِ سند** — قبض، تخلیه، صورتجلسه، مدارک، حضور در دفترخانه.
خیارها (مادهٔ محوری)
8. **خیارها (مادهٔ محوری)** - تعیینِ نوع (خیارِ شرط و/یا بیعِ شرط و/یا بقایِ خیاراتِ قانونیِ نام‌برده). - صاحبِ خیار، مدتِ دقیق، مبدأ و منتها. - تشریفاتِ اعلامِ فسخ. - در بیعِ شرط: کیفیتِ ردِّ مثلِ ثمن، اثرِ ردِّ بعض، ممنوعیتِ تصرفاتِ منافیِ خیار توسطِ مشتری، تکلیفِ انتقالاتِ انجام‌شده. - وضعیتِ منافع، نماآت، هزینه‌ها و خسارتِ استعمال پس از فسخ. - سقوطِ خیار (انقضاء مدت، اسقاطِ صریح، تصرفِ منافی توسطِ صاحبِ خیار در صورتِ شمول). - فهرستِ خیاراتِ اسقاط‌شده و استثناها.
تعهداتِ بایع — تسلیم، صحتِ اوصاف، رفعِ موانعِ ثبتی، حضور در دفترخانه، ضمانِ درک، اطلاع‌رسانیِ حقوقِ ثالث.
9. **تعهداتِ بایع** — تسلیم، صحتِ اوصاف، رفعِ موانعِ ثبتی، حضور در دفترخانه، ضمانِ درک، اطلاع‌رسانیِ حقوقِ ثالث.
تعهداتِ مشتری — پرداخت، قبض، عدمِ تصرفِ منافی در مدتِ خیار (در بیعِ شرط)، استرداد پس از فسخ، هزینه‌هایِ توافق‌شده.
10. **تعهداتِ مشتری** — پرداخت، قبض، عدمِ تصرفِ منافی در مدتِ خیار (در بیعِ شرط)، استرداد پس از فسخ، هزینه‌هایِ توافق‌شده.
تضمین‌ها و وثایق — مشخصاتِ اسنادِ تضمینی؛ شرطِ اینکه تضمین بدل از ماهیتِ بیع نیست.
11. **تضمین‌ها و وثایق** — مشخصاتِ اسنادِ تضمینی؛ شرطِ اینکه تضمین بدل از ماهیتِ بیع نیست.
وجهِ التزام و خسارت — مبلغ به عدد و حروف؛ تفکیکِ تأخیر در حضور دفترخانه، تأخیر در تسلیم، امتناع از استرداد پس از فسخِ صحیح؛ تصریح که وجهِ التزام بدل از اصلِ تعهد نیست مگر شرط شود.
12. **وجهِ التزام و خسارت** — مبلغ به عدد و حروف؛ تفکیکِ تأخیر در حضور دفترخانه، تأخیر در تسلیم، امتناع از استرداد پس از فسخِ صحیح؛ تصریح که وجهِ التزام بدل از اصلِ تعهد نیست مگر شرط شود.
فسخ، انفساخ، بطلان و آثار — آثارِ اعمالِ خیار نسبت به عقد و نسبت به معاملاتِ بعدی؛ تکلیفِ اجاره یا حقوقِ ثالث در حدِ مجازِ قانونی؛ استردادِ عوضین.
13. **فسخ، انفساخ، بطلان و آثار** — آثارِ اعمالِ خیار نسبت به عقد و نسبت به معاملاتِ بعدی؛ تکلیفِ اجاره یا حقوقِ ثالث در حدِ مجازِ قانونی؛ استردادِ عوضین.
قوهٔ قاهره — تعریفِ مضیق؛ عدمِ تمدیدِ خودکارِ مدتِ خیار مگر تصریح.
14. **قوهٔ قاهره** — تعریفِ مضیق؛ عدمِ تمدیدِ خودکارِ مدتِ خیار مگر تصریح.
مالیات، عوارض، بیمه و هزینه‌ها — تقسیمِ بار؛ مسئولیتِ کتمان.
15. **مالیات، عوارض، بیمه و هزینه‌ها** — تقسیمِ بار؛ مسئولیتِ کتمان.
محرمانگی — فقط اگر طرفین شخصِ حقوقی یا معاملهٔ تجاریِ حساس باشند؛ در غیر این صورت کوتاه یا حذف.
16. **محرمانگی** — فقط اگر طرفین شخصِ حقوقی یا معاملهٔ تجاریِ حساس باشند؛ در غیر این صورت کوتاه یا حذف.
انتقالِ قرارداد و قائم‌مقامی — منع یا جوازِ انتقالِ مبیع/حقوق در مدتِ خیار.
17. **انتقالِ قرارداد و قائم‌مقامی** — منع یا جوازِ انتقالِ مبیع/حقوق در مدتِ خیار.
اقامتگاه و ابلاغ — ابلاغ از طریقِ اظهارنامه به اقامتگاهِ قراردادی کافی است.
18. **اقامتگاه و ابلاغ** — ابلاغ از طریقِ اظهارنامه به اقامتگاهِ قراردادی کافی است.
حلِ اختلاف — مذاکرهٔ کوتاه؛ سپس دادگاهِ صالح یا داوریِ مشخص؛ قانونِ حاکم: ایران.
19. **حلِ اختلاف** — مذاکرهٔ کوتاه؛ سپس دادگاهِ صالح یا داوریِ مشخص؛ قانونِ حاکم: ایران.
نسخ، پیوست‌ها، تمامیتِ قرارداد و امضا — پیوست‌ها جزء لاینفک؛ اصلاح فقط با توافقِ کتبی.
20. **نسخ، پیوست‌ها، تمامیتِ قرارداد و امضا** — پیوست‌ها جزء لاینفک؛ اصلاح فقط با توافقِ کتبی. **بندهایِ خاصِ همین عقد که نباید فراموش شود:** - تعیینِ **ساعت و تاریخِ دقیقِ انقضایِ خیار** و حکمِ روزِ تعطیل. - اینکه اعمالِ خیار **ایقاع** است و نیاز به قبول ندارد، اما باید به نحوِ قابلِ اثبات به طرفِ مقابل برسد. - تکلیفِ **چک‌ها و اسنادِ پرداختِ باقی‌مانده** پس از فسخ. - تکلیفِ **مخارجِ نگهداری، تعمیراتِ ضروری و خساراتِ وارده به مبیع** در دورهٔ خیار. - تصریح به **منعِ فروشِ مجدد یا توثیقِ منافی** در مدتِ خیار (در بیعِ شرط). - وضعیتِ **حقِ شفعه** اگر مبیع مشاعِ غیرمنقول است. - شرطِ **استعلاماتِ ثبت، دارایی، شهرداری، تأمین اجتماعی (در بنگاه)** قبل از سند. - اگر مبیع در اجاره است: تکلیفِ عقدِ اجاره پس از فسخ/بقایِ بیع. - اگر ثمن پرداخت نشده و خیارِ تأخیرِ ثمن اسقاط نشده: رابطهٔ آن با خیارِ شرط را روشن کن تا تعارض پیش نیاید.
Designed & Developed by Hamed Rostami, Eng. & Attorney — © All Rights Reserved حامد رستمی، مهندس و وکیل دادگستری حقوق، با نگاهِ هوش مصنوعی و الگوریتم اینستاگرام تلگرام لینکدین