قراردادهای سنتی، عقود معین، نامعین و مشتقات حقوق مدنی و فقهی
بیع فضولی
عقد بیعی که توسط شخصی غیرمالک و بدون نمایندگی قانونی منعقد شده و موقوف به تنفیذ مالک است
⚠ در دستِ بهبودی
متنِ قرارداد
ماده ۱ – عنوان و مقدمه
این قرارداد تحت عنوان «مبایعهنامهٔ فضولی (موقوف به تنفیذِ مالک)» تنظیم گردیده و حاکم بر روابط حقوقی طرفین در خصوص موضوع معامله است. طرفین با آگاهی کامل از ماهیت حقوقی عقد فضولی، اذعان میدارند که این قرارداد تا زمان حصولِ «تنفیذ» (اجازه) صریح و کتبیِ مالکِ قانونیِ مبیع، غیرنافذ بوده و هیچگونه اثر تملیکی نسبت به عین یا منافع مبیع ایجاد نمینماید. هدف از انعقاد این سند، ایجاد تعهدات اولیه و تعیین چارچوبهای لازم جهت تسهیل در اخذ اجازه از مالک و نهایتاً انتقال قطعی مبیع است. طرفین متعهد میشوند مفاد این قرارداد را تا زمان تعیین تکلیفِ وضعیتِ تنفیذ، محترم شمرده و از هرگونه اقدام مغایر با آن خودداری نمایند.
ماده ۲ – طرفین و اقامتگاه
۱-۲- فروشنده (فضول): آقای/خانم [نام و نام خانوادگی] فرزند [نام پدر] به شماره ملی [شماره ملی] و شماره شناسنامه [شماره شناسنامه] صادره از [محل صدور] به نشانی [نشانی دقیق] و شماره تماس [شماره تماس].
۲-۲- خریدار (اصیل): آقای/خانم [نام و نام خانوادگی] فرزند [نام پدر] به شماره ملی [شماره ملی] و شماره شناسنامه [شماره شناسنامه] صادره از [محل صدور] به نشانی [نشانی دقیق] و شماره تماس [شماره تماس].
۳-۲- مالک (منفِّذ): آقای/خانم [نام و نام خانوادگی] فرزند [نام پدر] به شماره ملی [شماره ملی] که در زمان تنظیم این قرارداد حضور ندارد و امضای وی در پیوستِ شماره [شماره پیوست] تحت عنوان «سند تنفیذ» جهت نفوذ عقد الزامی است.
تبصره: هرگونه تغییر در اقامتگاه طرفین باید بلافاصله و بهصورت کتبی به طرف دیگر ابلاغ گردد، در غیر این صورت ابلاغیهها به نشانی فوقالذکر معتبر و قانونی تلقی میشود.
ماده ۳ – تعاریف
۱-۳- فضول: شخصی است که بدون داشتن مالکیت یا نمایندگی قانونی، اقدام به انعقاد عقد بیع نسبت به مال غیر مینماید.
۲-۳- اصیل: خریدارِ طرفِ قرارداد است که با علم به وضعیتِ فضولیِ معامله، اقدام به امضای این قرارداد نموده است.
۳-۳- مالک: شخصی است که سند مالکیت مبیع به نام اوست و تنها مرجعِ دارای صلاحیت برای تنفیذ یا ردِ این قرارداد میباشد.
۴-۳- تنفیذ (اجازه): عبارت است از اعلام رضایت صریح و کتبی مالک نسبت به عقد فضولی که موجب نفوذ و اعتبارِ آن از زمان انعقاد (کاشفیت) میگردد.
۵-۳- رد: عبارت است از اعلام عدم رضایت مالک نسبت به معامله که موجب بطلانِ عقد از اساس میگردد.
۶-۳- مبیع و ثمن: به ترتیب عینِ مورد معامله و مبلغِ توافقشده برای آن است که در مواد بعدی مشخصات دقیق آنها درج میگردد.
ماده ۴ – موضوعِ عقد و مشخصاتِ مبیع و توابع
۱-۴- موضوع قرارداد عبارت است از فروشِ [نوع مال، مثلاً ششدانگ یک باب آپارتمان] به پلاک ثبتی [شماره پلاک] فرعی از [شماره پلاک] اصلی، واقع در بخش [شماره بخش] ثبتی [شهرستان] به مساحت [مساحت] متر مربع.
۲-۴- مبیع دارای تمامی توابع، ملحقات، مشاعات و مشترکاتِ قانونی از قبیل [انبار، پارکینگ، حق اشتراک آب، برق، گاز و تلفن] میباشد که همگی به همراه عینِ اصلی مورد معامله قرار گرفتهاند.
۳-۴- فروشنده اقرار مینماید که مبیع در زمان تنظیم این قرارداد، فاقد هرگونه بازداشت، رهن یا توقیف قضایی است (مگر آنچه در پیوستِ اسناد ذکر شده).
تبصره: هرگونه اختلاف در مساحت یا مشخصات فنی مبیع، تابعِ اسنادِ رسمیِ موجود و نظریه کارشناسِ مرضیالطرفین خواهد بود.
ماده ۵ – ماهیتِ حقوقی
۱-۵- فروشنده صراحتاً اقرار و اعلام مینماید که مالکِ مبیع نبوده و هیچگونه نمایندگی قانونی، وکالتنامه رسمی یا اذنِ شرعی برای فروشِ مالِ متعلق به مالک (مندرج در ماده ۲) ندارد.
۲-۵- خریدار با مطالعه دقیق این ماده و آگاهی کامل از وضعیتِ حقوقیِ فروشنده، میپذیرد که این قرارداد یک «عقدِ غیرنافذ» بوده و هیچگونه اثرِ تملیکیِ فوری برای وی ایجاد نمیکند.
۳-۵- طرفین توافق نمودند که نفوذِ این قرارداد منوط به «تنفیذِ مالک» است و تا پیش از آن، هیچیک از طرفین حقِ ادعای مالکیت یا تصرفِ مالکانه در مبیع را ندارند.
۴-۵- خریدار با علم به این ماهیتِ حقوقی، قرارداد را امضا نموده و حقِ هرگونه ادعای بعدی مبنی بر جهل به وضعیتِ فضولی را از خود سلب و ساقط مینماید.
ماده ۶ – اقرارها و تضمینهای وصفی
۱-۶- «فضول» با امضای این قرارداد، صراحتاً اقرار و اذعان مینماید که در زمان انعقاد این عقد، هیچگونه مالکیتِ عینی یا منافعی نسبت به مبیع نداشته و فاقد هرگونه سمتِ قانونی، وکالتنامه رسمی یا اذنِ شفاهی/کتبی از سوی مالک برای فروشِ مبیع میباشد.
۲-۶- فضول متعهد میگردد که از هرگونه اظهارِ خلافِ واقع نزد اشخاص ثالث، مراجع قضایی یا اداری مبنی بر داشتنِ سمت یا مالکیت خودداری نماید و در صورتِ بروز هرگونه ادعای ثالث ناشی از این اظهاراتِ کذب، مسئولیتِ کاملِ حقوقی و کیفری آن بر عهده وی خواهد بود.
۳-۶- فضول فهرستِ اسنادِ ابرازی خود را که شامل [ ] میباشد، به خریدار ارائه نموده و صحتِ انتسابِ آنها به مالک را تضمین مینماید؛ هرچند این اسناد به هیچ عنوان به معنای وجودِ نمایندگیِ قانونی برای وی تلقی نمیگردد.
ماده ۷ – مشخصاتِ مالک و نحوهٔ شناساییِ او
۱-۷- مالکِ مبیع که معاملهٔ حاضر موقوف به تنفیذِ اوست، شخصِ [نام و نام خانوادگی/نام شرکت] به شماره ملی/شناسه ملی [ ] و نشانی [ ] میباشد.
۲-۷- خریدار با امضای این قرارداد تأیید مینماید که هویتِ مالک را از طریق [ارائه سند مالکیت/استعلام ثبتی/سایر طرق] احراز نموده و از وضعیتِ حقوقیِ وی مطلع است.
۳-۷- هرگونه تغییر در اقامتگاه یا وضعیتِ حقوقیِ مالک (مانند فوت یا حجر) باید در اسرع وقت توسط فضول به خریدار اطلاع داده شود؛ در غیر این صورت، فضول مسئولِ جبرانِ خساراتِ وارده به خریدار خواهد بود.
ماده ۸ – ثمن و نحوهٔ پرداخت
۱-۸- ثمنِ معامله مبلغ [ ] ریال تعیین گردید که خریدار متعهد است آن را در تاریخ [ ] به شماره حساب [ ] متعلق به [ ] واریز نماید.
۲-۸- طرفین توافق نمودند که وجوهِ پرداختیِ خریدار تا زمانِ حصولِ تنفیذِ مالک، نزدِ فضول به عنوانِ «امانت» تلقی شده و فضول حقِ هیچگونه تصرفِ مالکانه، انتفاع یا تملکِ قطعی نسبت به آن را ندارد.
۳-۸- تبصره: در صورتی که مالک معامله را تنفیذ ننماید، فضول مکلف است عینِ مبلغِ دریافتی را حداکثر ظرف مدت [ ] روز کاری از تاریخِ اعلامِ رد، به خریدار مسترد نماید؛ در غیر این صورت، مشمولِ خسارتِ تأخیرِ تأدیه بر مبنای شاخصِ بانک مرکزی خواهد بود.
ماده ۹ – مدت و مهلتِ تنفیذ
۱-۹- مهلتِ قانونی برای اخذِ تنفیذِ مالک، حداکثر تا تاریخ [ ] تعیین میگردد و فضول مکلف است در این بازهٔ زمانی، تمامِ مساعیِ متعارف و اقداماتِ لازم را برای جلبِ رضایت و اخذِ امضای مالک ذیلِ «سندِ تنفیذ» به عمل آورد.
۲-۹- فضول موظف است گزارشِ پیشرفتِ اقداماتِ خود را به صورتِ [هفتگی/ماهانه] به خریدار ارائه دهد و در صورتِ امتناعِ مالک از تنفیذ، بلافاصله خریدار را مکتوباً مطلع سازد.
۳-۹- چنانچه در پایانِ مهلتِ مقرر، تنفیذِ مالک حاصل نگردد، خریدار حق دارد با ارسالِ اظهارنامه، قرارداد را فسخ نموده و ثمنِ پرداختی را مطالبه نماید، بدون آنکه حقی برای فضول جهتِ مطالبهٔ خسارت ایجاد شود.
ماده ۱۰ – شکل، شرایط و آثارِ تنفیذ
۱-۱۰- تنفیذِ مالک باید به صورتِ کتبی و با امضای ذیلِ پیوستِ شماره [ ] این قرارداد صورت پذیرد و مالک باید در زمانِ اجازه، دارای اهلیتِ قانونیِ کامل باشد.
۲-۱۰- اجازهٔ مالک باید بدونِ قید و شرط باشد؛ هرگونه شرطِ جدید از سوی مالک، تنها در صورتی نافذ است که به صورتِ مکتوب موردِ توافقِ سهجانبهٔ مالک، فضول و خریدار قرار گیرد.
۳-۱۰- با وقوعِ تنفیذ، عقدِ بیع از زمانِ انعقادِ اولیه (کاشفیتِ اجازه) صحیح و نافذ تلقی شده و مالک به عنوانِ طرفِ اصلیِ قرارداد، قائممقامِ فضول در تمامیِ تعهدات و حقوقِ ناشی از این مبایعهنامه میگردد.
۴-۱۰- تبصره: منافعِ مبیع از زمانِ وقوعِ عقد تا زمانِ تنفیذ، تابعِ احکامِ قانون مدنی در خصوصِ بیعِ فضولی بوده و پس از تنفیذ، تمامیِ حقوقِ مالکانه به خریدار منتقل میگردد.
ماده ۱۱ – شکل و آثارِ رد: ۱-۱- ردِ معامله از سوی مالک میتواند بهطور صریح و با اعلامِ کتبی به طرفین یا بهطور عملی، از جمله از طریقِ انجامِ معاملهٔ معارض نسبت به همان مبیع، تحقق یابد. ۱-۲- با تحققِ رد از سوی مالک، این قرارداد از اساس باطل و بلااثربوده و هیچگونه اثرِ حقوقیِ تملیکی بر آن مترتب نخواهد بود. ۱-۳- در صورتِ رد، هر یک از طرفین یا متصرف مکلف است عوضین، اعم از مبیع و ثمنِ دریافتی را بلافاصله به صاحبانِ حق مسترد نمایند. ۱-۴- با اعلامِ رد، خریدار هیچگونه حقِ حبس یا حقِ نگهداریِ مبیع را نداشته و موظف به تخلیه و تحویلِ فوریِ آن است. تبصره: ردِ معامله تأثیری در مسئولیتِ مدنی و کیفریِ فضول در قبالِ خساراتِ وارده به خریدار ندارد.
ماده ۱۲ – تسلیم، قبض و تنظیمِ سند: ۱۲-۱- تسلیمِ قطعیِ مبیع و انتقالِ رسمی و ثبتیِ آن منوط و موکول به تنفیذِ قطعیِ معامله توسطِ مالکِ قانونی خواهد بود. ۱۲-۲- تا زمانِ تنفیذ، هرگونه تصرفِ مادی یا حقوقی در مبیع موقوف بوده و شخصی که مبیع در یدِ اوست، مکلف به حفظ و حراستِ آن در حدِ امانتِ شرعی و قانونی است. ۱۲-۳- تنظیمِ سندِ رسمیِ انتقال پس از حصولِ تنفیذِ مالک و در دفترخانهٔ اسنادِ رسمیِ مشخصشده انجام خواهد گرفت. ۱۲-۴- طرفین مکلفند در فاصلهٔ زمانیِ بینِ عقدِ فضولی تا تعیینِ تکلیفِ نهایی، از تعدی و تفریط نسبت به مبیع به طورِ جدی خودداری نمایند. تبصره: هزینهها و مسئولیتِ نگهداریِ عینِ مبیع در این دوران تابعِ احکامِ امینِ قانونی است.
ماده ۱۳ – تعهداتِ فضول: ۱۳-۱- فضول صراحتاً متعهد میگردد که پس از امضای این قرارداد، به هیچ عنوان اقدام به انعقادِ معاملهٔ معارض یا هرگونه عملی که منافی با حقوقِ خریدار باشد، ننماید. ۱۳-۲- در صورتی که مبیع در یدِ فضول باشد، وی مکلف است آن را کلاً در حکمِ امانت دانسته و به نحوِ احسن حفظ نماید. ۱۳-۳- فضول موظف است هرگونه اعلامِ رد، ادعای از سوی اشخاصِ ثالث یا تلفِ احتمالی را فوراً به اطلاعِ خریدار برساند. ۱۳-۴- فضول متعهد است با تمامِ توان و در کوتاهترین زمانِ ممکن برای اخذِ تنفیذ و اجازهٔ مالکِ اصلی اقدام نماید. ۱۳-۵- همچنین فضول مکلف است در موعدِ مقرر برای تنظیمِ سند و اجرای تعهدات در دفترخانه حضور یابد. نامطمئن
ماده ۱۴ – تعهداتِ خریدار: ۱۴-۱- خریدار مکلف است ثمنِ معامله را دقیقاً طبقِ مواعدِ مشروط و مندرج در این قرارداد پرداخت نماید. ۱۴-۲- خریدار حق ندارد پیش از حصولِ تنفیذِ قطعیِ مالک، هیچگونه تصرفِ مالکانه یا تغییراتِ اساسیِ غیرمجاز در مبیع ایجاد نماید. ۱۴-۳- خریدار متعهد است همکاریِ لازم را با فضول و مالک برای انتقالِ رسمیِ سندِ مبیع به عمل آورد. ۱۴-۴- انتقالِ حقوقِ ناشی از این عقدِ غیرنافذ به شخصِ ثالث توسطِ خریدار، صرفاً با موافقتِ کتبیِ فضول و مشروط به پذیرشِ وضعیتِ غیرنافذِ آن امکانپذیر است. تبصره: تخلف از هر یک از این تعهدات میتواند موجبِ فسخِ قرارداد یا مطالبهٔ خسارت گردد. نامطمئن
ماده ۱۵ – ضمانِ درک، کشفِ فساد و حقوقِ ثالث: ۱۵-۱- در صورتِ ردِ معامله توسطِ مالک یا کشفِ فساد و مستحقللغیر درآمدنِ مبیع، فضول شخصاً ضامنِ استردادِ فوریِ ثمنِ دریافتی به نرخِ روز یا خساراتِ وارده به خریدار است. ۱۵-۲- تکلیفِ استردادِ ثمن و خساراتِ قراردادی در صورتِ رد، متوجهِ فضول بوده و خریدار حق دارد به او رجوع کند. ۱۵-۳- مسئولیتِ قراردادیِ فضول از مسئولیتِ احتمالیِ مالک تفکیک شده و مالک در صورتِ رد، مسئولیتی در قبالِ ثمنِ پرداختی به فضول نخواهد داشت، مگر آنکه ثمن به اذنِ او به دستش رسیده باشد. ۱۵-۴- حقوقِ اشخاصِ ثالثِ مقدم بر این قرارداد، در صورتِ وجود، به قوتِ خود باقی است و فضول مسئولِ جبرانِ خسارتِ ناشی از آن است. تبصره: احکامِ این ماده مطابق با قواعدِ ضمانِ درک در قانون مدنی اجرا خواهد شد. نامطمئن
ماده ۱۶ – تلف، نقص و منافع در سه وضعیت: ۱-۱- پیش از تنفیذ مالک، حکم تلف و نقص مبیع تابع قواعد تلف مبیع قبل از قبض در عقد غیرنافذ بوده و چنانچه مبیع پیش از اجازه یا رد، کلاً یا جزئاً تلف یا ناقص گردد، تلف به عهدهی مالک یا از مال بایع فضولی محسوب شده و عقد از اساس نسبت به تلفشده منفسخ یا باطل میگردد. ۱-۲- پس از تنفیذ مالک و پیش از قبض، منافع حاصله در فاصله میان عقد و تنفیذ، وفق مقررات قانونی و فقهی متعلق به خریدار (اصیل) بوده و ضمان تلف مبیع در این فاصله نیز بر عهدهی بایع یا انتقالدهنده خواهد بود مگر آنکه قبض صورت گرفته باشد. ۱-۳- پس از قبض قطعی مبیع توسط خریدار پس از تنفیذ، هرگونه تلف، نقص و کاهش قیمت یا از بین رفتن منافع، تماماً بر عهدهی خریدار است و نامبرده حق هیچگونه رجوع به فضول یا مالک از این بابت نخواهد داشت. ۱-۴- تبصره: در صورت تلف یا نقص مبیع پیش از تنفیذ به سبب فعل یا تقصیر فضول یا خریدار، مسئولیت مدنی جبران خسارت متوجه مقصر خواهد بود.
ماده ۱۷ – خیارات و اسقاط آنها: ۱-۷- طرفین با علم اجمالی و تفصیلی نسبت به موضوع، کلیه خیارات قانونی از جمله خیار مجلس، خیار حیوان و خیار وصف را تا جایی که قانوناً قابل اسقاط است، از خود ساقط نمودند. ۲-۷- خیار غبن (فاحش یا افحش) با اخذِ استثناءاتِ قانونی، اسقاط گردیده و خریدار اقرار مینماید که با بررسیهای کافی و آگاهی از وضعیت بازار اقدام به انعقاد این قرارداد نموده است. ۳-۷- خیار تأخیر ثمن، خیار تخلف شرط و خیار عیب به قوت خود باقی بوده و در صورت تحقق شرایط قانونی، قابل اعمال توسط ذینفع خواهد بود. ۴-۷- تبصره: خریدار حقِ فسخِ مستقل تحت عنوان «خیار تخلف از شرطِ تنفیذ در مهلت» دارد و چنانچه مالک در مهلت مقرر قانونی و قراردادی نسبت به تنفیذ اقدام ننماید، خریدار مجاز است معامله را فسخ نموده و ثمن پرداختی را مطالبه نماید.
ماده ۱۸ – تضمینها و وثایق و شرایطِ ضبط یا استرداد: ۱-۸- خریدار به منظور تضمین اجرای تعهدات مالی خود و حسن انجام کار، مبلغ [ ] ریال را به عنوان وجه الضمان یا وثیقه نقدی در نزد شخص ثالث امین یا حساب مشترک تودیع مینماید. ۲-۸- در صورت عدم تنفیذ قرارداد توسط مالک یا تحقق شرایط فسخ به نفع خریدار، وثایق و وجوه تودیعشده لزوماً و بدون هیچگونه قید و شرطی باید ظرف مدت [ ] روز کاری به خریدار مسترد گردد. ۳-۸- چنانچه خریدار بدون عذر موجه از تأدیه ثمن در مواعد مقرر خودداری نماید، فضول یا مالک (پس از تنفیذ) پس از اخطار کتبی، حق برداشت خسارت یا ضبط بخشی از تضمینات را در حدود خسارت وارده خواهد داشت. ۴-۸- تبصره: نحوه آزادسازی یا استرداد اسناد تضامنی و وثایق پس از تحقق کامل تنفیذ و تنظیم سند رسمی انتقال صورت میپذیرد.
ماده ۱۹ – وجه التزام و خسارت: ۱-۹- عدم انجام هر یک از تعهدات مندرج در این قرارداد توسط هر یک از طرفین، مستوجب پرداخت وجه التزام قطعی به میزان [ ] ریال به ازای هر روز تأخیر خواهد بود که بدون نیاز به حکم دادگاه قابل مطالبه است. ۲-۹- مطالبه وجه التزام تخلف از تعهدات، رافع حق مطالبه اصل اجرای تعهد و جبران خسارات وارده نبوده و این دو قابل جمع میباشند، مشروط بر آنکه از حد انصاف و مقررات آمره قانونی تجاوز نکند. ۳-۹- تعیین وجه التزام مانع از اعمال حق فسخ یا استفاده از سایر ضمانتاجراهای قانونی برای زیاندیده نخواهد بود. ۴-۹- تبصره: میزان خسارت ناشی از کاهش ارزش پول یا تأخیر در استرداد ثمن در صورت رد معامله، بر اساس شاخص تورم اعلامی بانک مرکزی جمهوری اسلامی ایران محاسبه و وصول خواهد گردید.
ماده ۲۰ – فسخ، انفساخ و انحلال: ۱-۲۰- این قرارداد در صورت عدم تنفیذ توسط مالک در مهلت مقرر، کشف فساد، ظهور هرگونه بار حقوقی بازداشت یا معارض بودن ملک، به خودی خود یا با اعمال حق فسخ توسط خریدار منحل میگردد. ۲-۲۰- فوت یا حجر هر یک از طرفین (فضول یا خریدار) پیش از تنفیذ، تأثیری در اصل غیرنافذ بودن عقد نداشته و وراث یا قیم آنها قائممقام قانونی متوفی یا محجور در پیگیری یا تصمیمگیری خواهند بود. ۳-۲۰- در خصوص مالک، فوت یا حجر وی پیش از تنفیذ، به وراث منتقل شده و وراث مالک نیز حق اجازه یا رد معامله را در حدود موازین شرعی و قانونی دارا میباشند. ۴-۲۰- تبصره: پس از تحقق فسخ یا انفساخ، طرفین مکلفند بلافاصله نسبت به تسویه حساب مالی، استرداد ثمن و منافع اقدام نموده و گواهی انحلال را امضا نمایند.
توضیحِ فیلدها:
• متن: متنِ کاملِ همان مواد، هر ماده در خطِ جدا
ماده ۲۱ – قوهٔ قاهره: ۱-۲۱ منظور از قوهٔ قاهره در این قرارداد، صرفاً حوادث خارجی، غیرقابل پیشبینی و غیرقابل دفع است که به طور مستقیم مانع از اجرای تعهدات طرفین گردد. ۲-۲۱ بروز قوهٔ قاهره به هیچ وجه رافع مسئولیت فضول یا خریدار در خصوص استرداد ثمن دریافتی یا استرداد عین مبیع در صورت عدم تنفیذ مالک نخواهد بود. ۳-۲۱ در صورت تحقق قوهٔ قاهره، مهلتهای مقرر در این قرارداد به میزان مدت دوام آن متوقف میگردد. ۴-۲۱ تبصره: آثار قوهٔ قاهره رافع تکالیف قانونی مرتبط با حفظ اموال نخواهد بود.
ماده ۲۲ – منعِ انتقال و معاملهٔ معارض: ۱-۲۲ فضول و خریدار هر یک به سهم خود حق ندارند پیش از تنفیذ قطعی مالک، مبیع یا حقوق ناشی از این قرارداد را به هیچ نحو به اشخاص ثالث منتقل نمایند. ۲-۲۲ هرگونه معاملهٔ معارض یا انتقالِ حقوقیِ موضوعِ این ماده پیش از تنفیذ، از اساس باطل و بلااثر است. ۳-۲۲ متخلف از این ماده علاوه بر جبران خسارات وارده، مکلف به پرداخت وجه التزام تخلف از شرط به میزان [ ] ریال خواهد بود. ۴-۲۲ تبصره: ضمانتاجرای این ماده مانع از پیگیری حقوقی و کیفریِ معاملهٔ معارض نخواهد بود.
ماده ۲۳ – محرمانگی: ۱-۲۳ طرفین متعهد میشوند تمامی اطلاعات، اسناد و مفاد این قرارداد را به صورت کاملاً محرمانه حفظ نمایند. ۲-۲۳ افشای اطلاعات صرفاً برای مالک اصلی، مشاوران حقوقی، دفاتر اسناد رسمی و مراجع قضایی یا شبهقضایی صالح مجاز میباشد. ۳-۲۳ این تعهد محرمانگی تا زمان تنفیذ یا رد و حتی پس از انحلال قرارداد به قوت خود باقی است. ۴-۲۳ تبصره: در صورت اثبات افشای عمدی اطلاعات توسط هر یک از طرفین، متخلف مسئول جبران خسارات مادی و معنوی وارده به طرف مقابل خواهد بود.
ماده ۲۴ – اظهارِ مالیاتی و هزینهها: ۱-۲۴ تمامی هزینههای مربوط به مالیات نقل و انتقال، حقالثبت، حقالتحریر دفترخانه و هزینههای کارشناسی پس از تنفیذ قطعی مالک، به عهدهٔ [ ] خواهد بود. ۲-۲۴ هزینههای قبل از تنفیذ، حسب مورد بر عهدهی شخصِ ایجادکننده یا توافقات بعدی با مالک است. ۳-۲۴ طرفین مکلفند در مهلتهای قانونی نسبت به ارائه اظهارنامهها و پرداخت سهم خود از هزینههای قانونی اقدام نمایند. ۴-۲۴ تبصره: عدم پرداخت به موقع هزینههای قانونی موجب مسئولیت تخلف از تعهدات است.
ماده ۲۵ – حلِ اختلاف: ۱-۲۵ کلیهٔ اختلافات ناشی از تفسیر، اجرای این قرارداد یا اعتبار آن، ابتدا از طریق مذاکرهٔ مستقیم و مسالمتآمیز فیمابین حلوفصل خواهد گردد. ۲-۲۵ در صورت عدم حصول توافق ظرف مدت [ ] روز، موضوع اختلاف به داوری [نامطمئن] یا دادگاههای صالحِ دادگستری در حوزهٔ قضایی [ ] ارجاع خواهد شد. ۳-۲۵ قانونِ حاکم بر این قرارداد و حل اختلافاتِ ناشی از آن، قوانینِ ماهوی و شکلیِ جمهوری اسلامی ایران است. ۴-۲۵ تبصره: رأی داور یا حکم قطعی دادگاه برای طرفین لازمالاجرا خواهد بود.
ماده ۲۶ – اقامتگاه و ابلاغ: ۱-۲۶ اقامتگاه قانونی و قراردادی طرفین (فضول، اصیل و حسبالمورد مالک) همان است که در صدر این قرارداد و در بخش مشخصات طرفین درج گردیده است و کلیه مکاتبات، اوراق رسمی، اخطاریهها و ابلاغها به همین نشانی ارسال خواهد شد. ۲-۲۶ هر یک از طرفین موظف است در صورت تغییر نشانی یا شماره تماس خود، مراتب را ظرف مدت [ ] روز کاری کتباً به طرف دیگر و دفترخانه تنظیمکننده اعلام نماید؛ در غیر این صورت، کلیه ابلاغها و ارسالهای صورتگرفته به نشانی قبلی ابلاغشده و معتبر شناخته خواهد شد. ۳-۲۶ طرفین توافق میکنند که علاوه بر روشهای سنتی ابلاغ، ارسال پیام از طریق سامانههای رسمی، پست الکترونیکی اعلامشده و یا ارسال پیامک به شماره همراه مندرج در این قرارداد، دارای اعتبار قانونی و همارز با ابلاغ کتبی و رسمی میباشد. نامطمئن
ماده ۲۷ – نسخ، پیوستها، اولویتِ اسناد: ۱-۲۷ این قرارداد در تعداد [ ] نسخه با ارزش و اعتبار واحد و همسان تنظیم و امضا شده است که پس از تبادل، هر یک از نسخ حکم واحد را داشته و در حکم اصل میباشد. ۲-۲۷ کلیه پیوستها، ضمایم، الحاقیهها، اقرارنامهها و سند تنفیذ مالک که در آینده به این قرارداد ملحق میگردد، جزء لاینفک آن محسوب شده و دارای اعتبار قانونی یکسان با متن اصلی مبایعهنامه خواهد بود. ۳-۲۷ در صورت بروز هرگونه ابهام، تعارض یا تناقض میان متن اصلی این قرارداد و پیوستها یا توافقات جانبی، مفاد متن اصلی این قرارداد و مفاد سند تنفیذ مالک دارای اولویت و تقدم اجرایی خواهند بود. نامطمئن
ماده ۲۸ – پیوستِ مستقلِ «سندِ تنفیذِ مالک» (فرمِ آماده برای امضای بعدی): ۱-۲۸ این فرم بهعنوان پیوست مستقل این قرارداد، جهت تنفیذ قطعی معاملات فضولی توسط مالک اصلی با مشخصات هویتی [ ] آماده شده است. ۲-۲۸ مالک با امضای این سند، ضمن ارجاع صریح به مبایعهنامه فضولی شماره [ ] مورخ [ ] منعقده میان فضول و اصیل، رضایت و اجازه کامل خود را نسبت به وقوع عقد بیع اعلام میدارد. ۳-۲۸ این اجازه به صورت [بدونقید و شرط / با شروط مندرج در تبصره ذیل] اعطا گردیده و اثر قانونی آن شامل تنفیذ مبیع و ثمن از تاریخ عقد (کاشفیت) میگردد. ۴-۲۸ مالک متعهد میشود در تاریخ [ ] جهت انتقال رسمی سند مالکیت در دفترخانه اسناد رسمی شماره [ ] حضور به هم رساند. نامطمئن
ماده ۲۹ – محلِ امضا با اثرِ انگشت/مهرِ شخصِ حقوقی و شهود: ۱-۲۹ این قرارداد در تاریخ [ ] در شهر [ ] پس از قرائت دقیق مفاد و تفهیم کامل آثار حقوقی آن، به امضا و اثر انگشت طرفین قرارداد (فضول و خریدار/اصیل) رسیده است. ۲-۲۹ امضای این سند توسط اشخاص حقوقی (در صورت وجود) علاوه بر امضای مجاز، ممهور به مهر رسمی شرکت گردیده و برای آنان الزامآور خواهد بود. ۳-۲۹ شهود محترم معامله با مشخصات هویتی شامل نام، نام خانوادگی، شماره ملی و امضا، ذیل این قرارداد را جهت گواهی صحت جریان مذاکرات و تبادل ارادهها امضا نمودهاند. نامطمئن
محلِ امضا و اثرِ انگشت:
- امضا و اثرِ انگشتِ فضول: [ ]
- امضا و اثرِ انگشتِ خریدار (اصیل): [ ]
- امضا و مهرِ مالک (در زمان تنفیذ): [ ]
- امضا و مشخصاتِ شهود: [ ]
نکاتِ تنظیمِ این قرارداد
- مبنای حقوقی
- مواد ۲۴۷ تا ۲۵۸ و ۳۵۲ قانون مدنی و ماده ۱۰ قانون مدنی.
- نکاتِ کلیدی
- ۱. تفکیکِ دقیقِ نقشِ فضول از مالک و ضرورتِ تصریح به عدمِ مالکیتِ فضول. ۲. موقوف بودنِ کاملِ اثرِ تملیکیِ بیع به تنفیذِ بعدیِ مالک. ۳. لزومِ تعیینِ تکلیفِ وجوهِ پرداختی (ثمن) تا زمانِ تنفیذ (بهصورتِ امانت). ۴. اثرِ کشفیِ تنفیذ و نحوهٔ محاسبهٔ منافع. ۵. پیشبینیِ دقیقِ ضمانتاجرا و وجهالتزام در صورتِ ردِ معامله توسطِ مالک. ۶. لزومِ اخذِ امضای منجز و صریحِ مالک در پیوستِ جداگانه. ۷. احتیاط در خصوصِ ممنوعیتِ معاملاتِ معارض توسطِ فضول.
- بندهای پرخطر
- ۱. ماده ۵ (ماهیت حقوقی): اگر صراحتاً نوشته نشود که فروشنده مالک نیست، ممکن است عنوانِ کلاهبرداری یا معاملهٔ معارض مطرح شود؛ راهحل: تصریحِ کتبی و امضای آگاهانهٔ خریدار. ۲. ماده ۸ (وضعیت ثمن): پرداختِ مستقیمِ ثمن به فضول بدونِ شرطِ امانت؛ راهحل: واریز به حسابِ امراضی یا شخصِ ثالثِ موردِ توافق تا زمانِ تنفیذ. ۳. ماده ۱۵ و ۱۹ (ضمانتِ اجرا و خسارات): عدمِ تعیینِ تکلیف برای استردادِ ثمنِ تورمخورده در صورتِ رد؛ راهحل: پیشبینیِ خسارتِ تأخیرِ تأدیه و وجهالتزامِ سنگین برای فضول.
این متن با کمکِ هوش مصنوعی و گاه با کنترلِ کارشناس، به زبانِ ساده تهیه شده؛ برای پروندهٔ خودتان با وکیل مشورت کنید. گاه عبارتها در هر پرونده معنای خاصِ خود را دارند و ممکن است خطا داشته باشد.
+ نمایشِ کاملِ مقدمه و توضیحاتِ پرامپت
# پرامپتِ تنظیمِ قراردادِ بیعِ فضولی (مبایعهنامهٔ موقوف به تنفیذِ مالک)
## نقش
تو وکیلِ پایهیکِ دادگستری در ایران، متخصصِ حقوقِ مدنی، فقهِ معاملات و تنظیمِ قرارداد هستی. باید یک «مبایعهنامهٔ فضولیِ شفاف و حرفهای» تنظیم کنی: عقدِ بیعی که فروشنده مالک نیست و سمتِ نمایندگی/ولایت/وصایت/قیومت ندارد و عقد تا تنفیذِ مالک غیرنافذ (موقوف) است. زبانِ خروجی فارسیِ رسمیِ حقوقی، دقیق، بیابهام و قابلِ استناد باشد. هیچ قانون یا شمارهٔ مادهای را حدس نزن یا نساز. اگر نکتهای خارج از قوانینِ ایران یا نیازمندِ فرض است، ننویس و سؤال کن. قرارداد را طوری بنویس که ماهیتِ فضولی **صریحاً افشا** شود و بههیچوجه شبیهِ معرفیِ فضول بهعنوانِ مالکِ حقیقی نباشد.
## چارچوبِ حقوقیِ حاکم (آمره و تکمیلی)
- **قانون مدنی ایران**: شرایطِ اساسیِ صحتِ معامله؛ احکامِ **بیع**؛ احکامِ **معاملاتِ فضولی** (از جمله غیرنافذ بودنِ معامله به مالِ غیر جز در مواردِ ولایت/وصایت/وکالت، اثرِ اجازه و رد، نحوهٔ اعلامِ اجازه به لفظ یا فعل، کاشف بودنِ اجازه نسبت به زمانِ عقد در حدودِ قانون، وضعیتِ منافع، اثرِ تصرفاتِ معارضِ مالک، و احکامِ مربوط به علم یا جهلِ اصیل)؛ خیاراتِ قانونی؛ ضمانِ درک؛ تسلیم و قبض؛ تلفِ مبیع قبل از قبض؛ شروطِ ضمنِ عقد.
- **قانون ثبتِ اسناد و املاک** و مقرراتِ ثبتی: اگر مبیع غیرمنقول یا دارای سابقهٔ ثبت است، انتقالِ قطعی و قابلیتِ استناد در برابرِ اشخاصِ ثالث منوط به تشریفاتِ ثبتی است؛ سندِ عادی بهتنهایی جایگزینِ سندِ رسمیِ انتقال نیست.
- **قانون مجازاتِ راجع به انتقالِ مالِ غیر** و عناوینِ کیفریِ مرتبط در قوانینِ مجازات: فروشِ مالِ غیر با معرفیِ خود بهعنوانِ مالک یا با فریب، میتواند وصفِ کیفری داشته باشد. این قرارداد باید ماهیتِ فضولی را آشکار کند؛ از هر عبارتی که فضول را مالک جلوه دهد پرهیز کن.
- در صورتِ غیرمنقول بودن: ضرورتِ استعلامِ ثبتی، وضعیتِ بازداشت/رهن/حقِ ارتفاق/سرقفلی/حقِ کسب و پیشه (حسبِ مورد)، و قوانینِ مرتبط با روابطِ موجر و مستأجر اگر ملک در اجاره است.
- جنبهٔ مالیاتی: مالیاتِ نقلوانتقال، حقِ تمبر و تکالیفِ اظهار حسبِ قانونِ مالیاتهای مستقیم و مقرراتِ سازمانِ امورِ مالیاتی — قرارداد تکلیفِ قانونی را ساقط نمیکند.
- ماهیتِ فقهی/قانونیِ عقد (یک خط برای درج در مقدمهٔ قرارداد): بیعِ فضولی در حقوقِ ایران عقدی صحیح اما **غیرنافذ** است؛ با اجازهٔ مالک نافذ میشود و با رد باطل میگردد؛ اجازه در حدودِ قانون نسبت به آثار از حینِ عقد کاشف است؛ قبضِ مبیع و انتقالِ قطعیِ مالکیت تا تنفیذ و (در غیرمنقول) تا انجامِ تشریفاتِ قانونی نباید قطعی تلقی شود.
- قواعدِ آمرهای که نباید نقض شود: اهلیت و قصد و رضا؛ معلوم بودنِ مبیع و ثمن؛ مشروعیتِ جهت؛ ممنوعیتِ معامله نسبت به مالِ بازداشتشده یا خارج از مالکیتِ قابلِ انتقال؛ عدمِ اسقاطِ حمایتی که قانون اجازهٔ اسقاطش را نداده؛ عدمِ درجِ شرطِ خلافِ نظمِ عمومی.
اگر مبیع کالا/حملِ بینالمللی یا طرفِ خارجی دارد، فقط در صورتِ تصریحِ کاربر، قواعدِ تکمیلیِ تجارتِ بینالملل (از جمله اینکوترمز بهعنوانِ شرطِ قراردادی، نه جایگزینِ قانونِ ماهویِ ایران) را بهصورتِ شرطِ اختیاری اضافه کن؛ قانونِ حاکم را قانونِ ایران نگه دار مگر کاربر خلاف را با مشخصاتِ کامل بدهد.
## اطلاعاتِ لازم
اگر هر یک از مواردِ زیر ناقص است، **قبل از نوشتنِ قرارداد سؤال کن و حدس نزن**. کاربر باید جایِ خالیها را پر کند.
### الف) طرفین و مالک
- فروشندهٔ فضول: [[نام و نام خانوادگی / نامِ شرکت، شمارهٔ ملی یا شناسهٔ ملی، شمارهٔ ثبت و اقامتگاهِ قانونی، سمتِ امضاکننده در شخصِ حقوقی]]
- خریدار (اصیل): [[مشخصاتِ کاملِ هویتی/ثبتی و اقامتگاه]]
- مالکِ حقیقیِ مبیع (حتی اگر فعلاً امضا نمیکند): [[مشخصاتِ کامل، نسبتِ احتمالی با فضول، آخرین اقامتگاهِ معلوم]]
- آیا مالک در همین سند بهعنوانِ «قابلِ الحاق برای تنفیذ» پیشبینی شود؟ [[بله/خیر]]
- علمِ خریدار به فضولی بودن: [[صریحاً عالم است / مدعیِ جهل است — با توضیح]]
- سمتِ فضول: تصریح شود که وکالت/ولایت/وصایت/قیومت **ندارد**؛ اگر ادعا یا وعدهٔ تحصیلِ سمت دارد: [[شرح]]
### ب) موضوع (مبیع)
- نوعِ مبیع: [[غیرمنقول / منقولِ معین / حقوق / سهمالشرکه / سایر — با شرح]]
- مشخصاتِ دقیق: [[پلاکِ ثبتی، بخش، شهرستان، حدود و مساحت، سندِ مالکیت به نامِ چه کسی، یا مشخصاتِ شناسنامهایِ مالِ منقول (شماره سریال، VIN، شماره ثبت، و غیره)]]
- توابع، منضمات، اعیان، حقِ انتفاع، انشعابات، اسقاطِ خیاراتِ مربوط به اوصاف: [[فهرست]]
- وضعیتِ تصرف: [[در یدِ مالک / فضول / ثالث / مستأجر]]
- حقوقِ ثالث: [[رهن، بازداشت، حقِ کسب، اجاره، حقِ ارتفاق، دعوای جاری — با جزئیات یا «استعلام نشده»]]
- مبیع کلی است یا عینِ معین؟ (فضولی نوعاً ناظر به عینِ متعلق به غیر است): [[توضیح]]
### ج) ثمن و پرداخت
- ثمن: [[مبلغ به عدد و حروف و واحدِ پول]]
- نحوه و مواعدِ پرداخت: [[نقد / چک با مشخصات / واریز / اقساط با جدول]]
- وضعیتِ ثمن تا زمانِ تنفیذ یا رد: [[امانی نزدِ فضول / نزدِ شخصِ ثالثِ امین / حسابِ مسدود / پرداختنشده]]
- تکلیفِ استرداد در صورتِ رد یا عدمِ تنفیذ در مهلت: [[با یا بدون خسارت/بهره قراردادی — مبلغ یا نرخ]]
### د) مدت و تنفیذ
- تاریخ و محلِ انعقاد: [[تاریخِ شمسی و محل]]
- مهلتِ اخذِ تنفیذِ مالک: [[از تاریخِ عقد تا تاریخِ مشخص / مدت به روز]]
- شکلِ تنفیذِ معتبرِ قراردادی: [[سندِ عادی با گواهیِ امضا / سندِ رسمی در دفترخانه / اعلامِ کتبی با ابلاغ — حداقلِ موردِ توافق]]
- آیا تنفیذِ جزئی مجاز است؟ [[بله/خیر — معمولاً برای عینِ واحد خیر مگر تفکیکپذیر]]
- مرجع/نشانیِ اعلامِ تنفیذ یا رد: [[اقامتگاهها و وسایلِ ابلاغ]]
### هـ) اجرا، تسلیم، تضمین
- موعد و محلِ تسلیمِ مبیع پس از تنفیذ: [[شرح]]
- تضمینِ فضول برای اخذِ تنفیذ یا جبران: [[چکِ تضمینی، سفته، ضمانتنامه، رهن، ضامنِ ثالث — با مشخصات]]
- وجهِ التزامِ روزانه/مقطوع در صورتِ عدمِ تنفیذ یا معاملهٔ معارض: [[مبلغ به عدد و حروف]]
- آیا پس از تنفیذ تنظیمِ سندِ رسمی الزامی است؟ [[بله — دفترخانه و مهلت / خیر]]
### و) شرایطِ خاص و پیوستها
- قانونِ حاکم و مرجعِ حلِ اختلاف: [[دادگاهِ صالحِ محلِ … / داوری با مشخصاتِ داور یا آیینِ داوری]]
- پیوستها: [[کپیِ سند، استعلام، نقشه، نظریهٔ کارشناس، وکالتنامه در صورتِ وجود]]
- سایر شروطِ موردِ نظرِ کاربر: [[متن]]
## ساختارِ الزامیِ قرارداد (به همین ترتیب مادهبندی کن)
[بندهای قرارداد در ادامه، هر کدام جدا]
بندهای خاصِ همین عقد که نباید فراموش شود:
- جملهٔ صریحِ «این معامله فضولی و تا تنفیذِ مالک غیرنافذ است».
- ممنوعیتِ نمایاندنِ فضول بهعنوانِ مالک در برابرِ ثالث.
- تکلیفِ استعلامِ ثبتی/وضعیتِ بازداشت قبل از پرداختِ بخشِ عمدهٔ ثمن (شرطِ تعلیقی یا حقِ حبسِ قراردادی).
- وضعیتِ ثمن بهعنوانِ امانت تا تنفیذ.
- مهلتِ سقوط یا حقِ فسخ اگر اجازه نیاید.
- فرمِ تنفیذ بهعنوانِ پیوست.
- اثرِ مالک شدنِ بعدیِ خودِ فضول: فقط در چارچوبِ قانون مدنی و بدونِ خلقِ قاعده؛ اگر قانون بر صحت یا لزومِ رضایتِ جدید حکم دارد همان را منعکس کن و اگر مبهم است شرطِ قراردادیِ «تنفیذِ خودکار در صورتِ تملکِ بعدیِ فضول با حقِ انتخابِ خریدار» را فقط در بخشِ اختیاری، در صورتِ انتخابِ کاربر، بیاور.
## شرطهای پیشنهادیِ اختیاری
(فقط اگر کاربر انتخاب کرد درج کن؛ هر کدام یک جملهٔ کاربرد دارد.)
- **شرطِ تملکِ بعدیِ فضول**: وقتی فضول در حالِ خریدِ همان مال از مالک است و میخواهد با حصولِ مالکیت، عقد نسبت به خریدار قطعی شود.
- **وکالتِ کاری از مالک (جدا از خودِ بیع)**: فقط اگر وکالتنامهٔ معتبر فعلاً موجود است؛ در غیرِ این صورت عقد دیگر فضولیِ محض نیست — جابهجا نکن.
- **حسابِ امین / تودیعِ ثمن نزدِ ثالث یا دفترخانه**: وقتی ریسکِ عدمِ استردادِ ثمن بالاست.
- **حقِ فسخِ یکطرفهٔ خریدار بدونِ احتیاج به رسیدگی نسبت به اصلِ عدمِ تنفیذ در مهلت**: برای سرعتِ خروج از بلاتکلیفی؛ اجرای آن با اخطارِ کتبی.
- **وجه التزامِ سنگینِ روزانه برای معاملهٔ معارضِ فضول**: وقتی مبیع کمیاب یا در حالِ افزایشِ قیمت است.
- **الزام به تنظیمِ سندِ رسمیِ تنفیذ در دفترخانهٔ مشخص**: برای املاکِ ثبتشده تقریباً همیشه توصیه میشود.
- **اسقاطِ خیارات پس از تنفیذ (جز خیارِ عیبِ مخفی و تدلیس)**: فقط بعد از امکانِ بازدیدِ کافی؛ قبل از تنفیذ اسقاطِ فراگیر توصیه نمیشود.
- **داوریِ سازمانی یا داورِ مرضیالطرفین**: وقتی طرفین نمیخواهند فوراً به دادگاه بروند؛ مشخصاتِ داور و مهلتِ صدورِ رأی را کامل بنویس.
- **شرطِ قانونِ حاکم و زبان در معاملهٔ با عنصرِ خارجی**: فقط با تصریحِ کاربر.
- **بیمهٔ عین تا روزِ تسلیم**: برای مالِ پرارزشِ منقول.
## نکات و هشدارهای مهم (در انتهای خروجی، خارج از متنِ قرارداد، برای کاربر ذکر کن)
- اگر فضول خود را مالک معرفی کند، علاوه بر بطلان/عدمِ نفوذ، ریسکِ کیفریِ انتقالِ مالِ غیر و کلاهبرداری وجود دارد؛ قرارداد باید شفافِ فضولی باشد.
- تا اجازه، مالک ملتزم نیست؛ خریدار خود را در معرضِ رد، معاملهٔ معارضِ مالک، و دشواریِ استردادِ ثمن قرار میدهد.
- اجازه باید با اهلیت و ارادهٔ سالمِ مالک باشد؛ اجازهٔ مجنون/صغیر/اکراهشده اثر ندارد.
- رد میتواند ضمنی باشد (مثلاً انتقالِ همان عین توسطِ مالک به دیگری).
- در غیرمنقول: بدونِ سندِ رسمی و رعایتِ قانونِ ثبت، در برابرِ ثالث ضعیف است؛ کدِ رهگیری/سامانهٔ معاملاتِ املاک را در صورتِ شمولِ مقرراتِ روز رعایت کن و اگر از شمول یا مادهٔ دقیق مطمئن نیستی، بهصورتِ کلی «تشریفاتِ الزامیِ ثبتی و سامانهایِ حاکم در زمانِ تنظیمِ سندِ قطعی» بنویس نه با شمارهٔ ساختگی.
- پرداختِ ثمن قبل از تنفیذ، ریسکِ اصلیِ خریدار است؛ ترجیح با تودیعِ امانی است.
- گواهیِ امضا یا تنظیم در دفترخانه، انکار و تردید را سخت میکند؛ برای تنفیذِ مالک قویاً سندِ رسمی توصیه شود.
- مالیات و حقثبت با نفوذِ عقد و انتقالِ قطعی موضوعیت مییابد؛ طرفین را به مشاورِ مالیاتی ارجاع بده نه به رقمِ حدسی.
- بیمهٔ تأمینِ اجتماعی نوعاً موضوعیت ندارد مگر مبیع در بسترِ پیمان/کارگاه باشد.
- آنچه باطل یا غیرقابلِ استناد است: بیعِ مالِ بازداشتشده برخلافِ قانون؛ بیعِ بدونِ موضوعِ معین؛ شرطِ خلافِ آمره؛ سندی که فضول را مالک جا بزند برای استناد در برابرِ مالک.
- اشتباهِ متداول: نوشتنِ «بیعِ قطعی» + امضای غیرمالک؛ اسقاطِ تمامِ خیارات در حالی که مبیع ندیده شده؛ سکوت دربارهٔ مهلتِ تنفیذ؛ خلطِ وکالت با فضولی.
## دستورِ رفتاری
- اگر اطلاعات ناقص بود، **ابتدا سؤالهای شمارهدار بپرس** و قرارداد را ناقص حدس نزن.
- پس از دریافتِ اطلاعات، فقط یک نسخهٔ کامل تولید کن.
- در پایانِ پاسخ، **چکلیستِ بازبینی** بده شامل دستکم: تصریحِ فضولی بودن؛ هویتِ مالک؛ مهلت و شکلِ تنفیذ؛ وضعیتِ امانیِ ثمن؛ استعلامِ ثبتی/بازداشت؛ ضمانِ درک و استرداد؛ خیارِ عدمِ تنفیذ؛ پیوستِ سندِ تنفیذ؛ مرجعِ حلِ اختلاف؛ تطبیق با قانون مدنی و قانون ثبت؛ نبودِ جلوه دادنِ فضول بهعنوانِ مالک؛ مبالغ به عدد و حروف.
## قالبِ خروجی
- فارسیِ رسمی و حقوقی.
- مادهبندیِ شمارهدار (مادهٔ ۱، مادهٔ ۲، …) و بندهای ۱-۱، ۱-۲.
- مبالغ و مواعد به **عدد و حروف**.
- بدونِ عبارتِ مبهم («عرفاً»، «بعداً مشخص میشود»، «حسبِ توافقِ بعدی») مگر خودِ کاربر چنین خواسته باشد.
- متنِ قرارداد جدا از «یادداشتِ هشدار برای کاربر» و جدا از چکلیست.
- هیچ مادهٔ قانونی با شمارهٔ نامطمئن ننویس؛ در متنِ قرارداد بهجای ارجاعِ پرشمار به مواد، حکم را درست و سازگار با قانون مدنی بیان کن و ارجاعِ کلی به «قانون مدنی» و «قانون ثبت اسناد و املاک» کافی است مگر از شمارهٔ ماده کاملاً مطمئن باشی.
بند 1
بررسی تخصصی این بندعنوان و مقدمه: عنوانِ دقیق «مبایعهنامهٔ فضولی (موقوف به تنفیذِ مالک)»؛ اشارهٔ کوتاه به غیرنافذ بودن تا اجازه.
۱. **عنوان و مقدمه**: عنوانِ دقیق «مبایعهنامهٔ فضولی (موقوف به تنفیذِ مالک)»؛ اشارهٔ کوتاه به غیرنافذ بودن تا اجازه.
بند 2
بررسی تخصصی این بندطرفین و اقامتگاه + پیشبینیِ محلِ امضای بعدیِ مالک بهعنوانِ منفِّذ (پیوستِ تنفیذ).
۲. **طرفین و اقامتگاه** + پیشبینیِ محلِ امضای بعدیِ مالک بهعنوانِ منفِّذ (پیوستِ تنفیذ).
بند 3
بررسی تخصصی این بندتعاریف: فضول، اصیل، مالک، مبیع، ثمن، تنفیذ (اجازه)، رد، کاشفیتِ اجازه، شخصِ امین (در صورتِ وجود).
۳. **تعاریف**: فضول، اصیل، مالک، مبیع، ثمن، تنفیذ (اجازه)، رد، کاشفیتِ اجازه، شخصِ امین (در صورتِ وجود).
بند 4
بررسی تخصصی این بندموضوعِ عقد و مشخصاتِ مبیع و توابع.
۴. **موضوعِ عقد** و مشخصاتِ مبیع و توابع.
بند 5
بررسی تخصصی این بندماهیتِ حقوقی (بندِ حیاتی): تصریح که فروشنده مالک نیست و نمایندگیِ قانونی ندارد؛ عقد بیع است اما غیرنافذ و موقوف به تنفیذِ مالک؛ خریدار با علم به این ماهیت امضا میکند (اگر مطابقِ اطلاعات چنین است).
۵. **ماهیتِ حقوقی (بندِ حیاتی)**: تصریح که فروشنده مالک نیست و نمایندگیِ قانونی ندارد؛ عقد بیع است اما غیرنافذ و موقوف به تنفیذِ مالک؛ خریدار با علم به این ماهیت امضا میکند (اگر مطابقِ اطلاعات چنین است).
بند 6
بررسی تخصصی این بنداقرارها و تضمینهای وصفی: اقرارِ فضول به عدمِ مالکیت و عدمِ سمت؛ تعهد به عدمِ اظهارِ خلاف نزدِ اشخاصِ ثالث؛ فهرستِ اسنادِ ابرازی.
۶. **اقرارها و تضمینهای وصفی**: اقرارِ فضول به عدمِ مالکیت و عدمِ سمت؛ تعهد به عدمِ اظهارِ خلاف نزدِ اشخاصِ ثالث؛ فهرستِ اسنادِ ابرازی.
بند 7
بررسی تخصصی این بندمشخصاتِ مالک و نحوهٔ شناساییِ او.
۷. **مشخصاتِ مالک** و نحوهٔ شناساییِ او.
بند 8
بررسی تخصصی این بندثمن و نحوهٔ پرداخت؛ وضعیتِ حقوقیِ وجوه تا تنفیذ (امانت/عدمِ تملکِ قطعیِ ثمن توسطِ فضول مگر پس از تنفیذ، اگر کاربر چنین خواسته).
۸. **ثمن و نحوهٔ پرداخت**؛ وضعیتِ حقوقیِ وجوه تا تنفیذ (امانت/عدمِ تملکِ قطعیِ ثمن توسطِ فضول مگر پس از تنفیذ، اگر کاربر چنین خواسته).
بند 9
بررسی تخصصی این بندمدت و مهلتِ تنفیذ؛ تکلیفِ فضول به پیگیریِ متعارف برای اخذِ اجازه.
۹. **مدت و مهلتِ تنفیذ**؛ تکلیفِ فضول به پیگیریِ متعارف برای اخذِ اجازه.
بند 10
بررسی تخصصی این بندشکل، شرایط و آثارِ تنفیذ: اهلیتِ مالک هنگامِ اجازه؛ عدمِ مشروط بودنِ اجازه به شروطِ جدید مگر با توافقِ سهجانبه؛ اثر نسبت به منافع و نماء در حدودِ قانون مدنی؛ الحاقِ مالک به قرارداد.
۱۰. **شکل، شرایط و آثارِ تنفیذ**: اهلیتِ مالک هنگامِ اجازه؛ عدمِ مشروط بودنِ اجازه به شروطِ جدید مگر با توافقِ سهجانبه؛ اثر نسبت به منافع و نماء در حدودِ قانون مدنی؛ الحاقِ مالک به قرارداد.
بند 11
بررسی تخصصی این بندشکل و آثارِ رد: ردِ صریح یا عملی (از جمله معاملهٔ معارضِ مالک نسبت به همان مبیع)؛ بطلان از اساس؛ استردادِ عوضین؛ سقوطِ حقِ نگهداریِ مبیع.
۱۱. **شکل و آثارِ رد**: ردِ صریح یا عملی (از جمله معاملهٔ معارضِ مالک نسبت به همان مبیع)؛ بطلان از اساس؛ استردادِ عوضین؛ سقوطِ حقِ نگهداریِ مبیع.
بند 12
بررسی تخصصی این بندتسلیم، قبض و تنظیمِ سند: تسلیمِ قطعی و انتقالِ ثبتی موکول به تنفیذ (و حسبِ مورد ثبتِ رسمی)؛ تکلیفِ حفظِ عین در فاصلهٔ عقد تا تعیینِ تکلیف.
۱۲. **تسلیم، قبض و تنظیمِ سند**: تسلیمِ قطعی و انتقالِ ثبتی **موکول** به تنفیذ (و حسبِ مورد ثبتِ رسمی)؛ تکلیفِ حفظِ عین در فاصلهٔ عقد تا تعیینِ تکلیف.
بند 13
بررسی تخصصی این بندتعهداتِ فضول: عدمِ معاملهٔ معارض؛ حفظِ مبیع در حدِ امانت اگر در ید اوست؛ اطلاعرسانی فوری نسبت به رد/ادعای ثالث/تلف؛ اقدام برای تنفیذ؛ حضور برای سند.
۱۳. **تعهداتِ فضول**: عدمِ معاملهٔ معارض؛ حفظِ مبیع در حدِ امانت اگر در ید اوست؛ اطلاعرسانی فوری نسبت به رد/ادعای ثالث/تلف؛ اقدام برای تنفیذ؛ حضور برای سند.
بند 14
بررسی تخصصی این بندتعهداتِ خریدار: پرداخت طبقِ مواعدِ مشروط؛ عدمِ تصرفِ مالکانهٔ غیرمجاز قبل از تنفیذ؛ همکاری برای سند؛ عدمِ انتقالِ حقوقِ ناشی از این عقد به ثالث مگر با شرط.
۱۴. **تعهداتِ خریدار**: پرداخت طبقِ مواعدِ مشروط؛ عدمِ تصرفِ مالکانهٔ غیرمجاز قبل از تنفیذ؛ همکاری برای سند؛ عدمِ انتقالِ حقوقِ ناشی از این عقد به ثالث مگر با شرط.
بند 15
بررسی تخصصی این بندضمانِ درک، کشفِ فساد و حقوقِ ثالث: تکلیفِ استردادِ ثمن و خساراتِ قراردادی در صورتِ رد یا مستحقللغیر درآمدن؛ تفکیکِ مسئولیتِ قراردادیِ فضول از مسئولیتِ مالک.
۱۵. **ضمانِ درک، کشفِ فساد و حقوقِ ثالث**: تکلیفِ استردادِ ثمن و خساراتِ قراردادی در صورتِ رد یا مستحقللغیر درآمدن؛ تفکیکِ مسئولیتِ قراردادیِ فضول از مسئولیتِ مالک.
بند 16
بررسی تخصصی این بندتلف، نقص و منافع در سه وضعیت: قبل از تنفیذ، پس از تنفیذ و قبل از قبض، پس از قبض — منطبق با قانون مدنی نه برخلافِ آمره.
۱۶. **تلف، نقص و منافع** در سه وضعیت: قبل از تنفیذ، پس از تنفیذ و قبل از قبض، پس از قبض — منطبق با قانون مدنی نه برخلافِ آمره.
بند 17
بررسی تخصصی این بندخیارات: تعیینِ تکلیف نسبت به خیاراتِ قانونی (مجلس، عیب، غبن، تأخیرِ ثمن، تخلفِ شرط و غیره)؛ اگر اسقاط میشود فقط نسبت به آنچه قانوناً قابلِ اسقاط است و با ذکرِ علمِ اجمالی/تفصیلی؛ خیارِ تخلف از شرطِ تنفیذ در مهلت به نفعِ خریدار را صریح بنویس.
۱۷. **خیارات**: تعیینِ تکلیف نسبت به خیاراتِ قانونی (مجلس، عیب، غبن، تأخیرِ ثمن، تخلفِ شرط و غیره)؛ اگر اسقاط میشود فقط نسبت به آنچه قانوناً قابلِ اسقاط است و با ذکرِ علمِ اجمالی/تفصیلی؛ **خیارِ تخلف از شرطِ تنفیذ در مهلت** به نفعِ خریدار را صریح بنویس.
بند 18
بررسی تخصصی این بندتضمینها و وثایق و شرایطِ ضبط یا استرداد.
۱۸. **تضمینها و وثایق** و شرایطِ ضبط یا استرداد.
بند 19
بررسی تخصصی این بندوجه التزام و خسارت: بدون حذفِ حقِ مطالبهٔ اجرای اصلِ تعهد مگر تصریح؛ عدمِ جمعِ نامشروع یا خلافِ قصدِ طرفین را شفاف کن.
۱۹. **وجه التزام و خسارت**: بدون حذفِ حقِ مطالبهٔ اجرای اصلِ تعهد مگر تصریح؛ عدمِ جمعِ نامشروع یا خلافِ قصدِ طرفین را شفاف کن.
بند 20
بررسی تخصصی این بندفسخ، انفساخ و انحلال: مواردِ فسخِ خریدار در صورتِ عدمِ تنفیذ در مهلت، معاملهٔ معارضِ فضول، کشفِ بازداشت و غیره؛ اثرِ فوت/حجرِ طرفین و وضعیتِ وراثِ مالک نسبت به اجازه یا رد در حدودِ قانون.
۲۰. **فسخ، انفساخ و انحلال**: مواردِ فسخِ خریدار در صورتِ عدمِ تنفیذ در مهلت، معاملهٔ معارضِ فضول، کشفِ بازداشت و غیره؛ اثرِ فوت/حجرِ طرفین و وضعیتِ وراثِ مالک نسبت به اجازه یا رد در حدودِ قانون.
بند 21
بررسی تخصصی این بندقوهٔ قاهره: تعریفِ مضیق؛ عدمِ معافیت از ردِ ثمن یا استردادِ عین.
۲۱. **قوهٔ قاهره**: تعریفِ مضیق؛ عدمِ معافیت از ردِ ثمن یا استردادِ عین.
بند 22
بررسی تخصصی این بندمنعِ انتقال و معاملهٔ معارض + ضمانتاجرا.
۲۲. **منعِ انتقال و معاملهٔ معارض** + ضمانتاجرا.
بند 23
بررسی تخصصی این بندمحرمانگی (اگر موضوع اقتضا کند): عدمِ افشای مفاد جز برای مالک، مشاورِ حقوقی، دفترخانه و مراجعِ صالح.
۲۳. **محرمانگی** (اگر موضوع اقتضا کند): عدمِ افشای مفاد جز برای مالک، مشاورِ حقوقی، دفترخانه و مراجعِ صالح.
بند 24
بررسی تخصصی این بنداظهارِ مالیاتی و هزینهها: سهمِ هر طرف از مالیات، حقالثبت، حقالتحریر، کارشناسی پس از تنفیذ.
۲۴. **اظهارِ مالیاتی و هزینهها**: سهمِ هر طرف از مالیات، حقالثبت، حقالتحریر، کارشناسی پس از تنفیذ.
بند 25
بررسی تخصصی این بندحلِ اختلاف: مذاکره؛ سپس داوری یا دادگاهِ صالحِ ایرانی با ذکرِ حوزه؛ قانونِ حاکم: قوانینِ ماهویِ ایران.
۲۵. **حلِ اختلاف**: مذاکره؛ سپس داوری یا دادگاهِ صالحِ ایرانی با ذکرِ حوزه؛ قانونِ حاکم: قوانینِ ماهویِ ایران.
بند 26
بررسی تخصصی این بنداقامتگاه و ابلاغ: اقامتگاهِ قراردادی؛ ابلاغِ کاغذی/سامانه/پیامِ مکتوبِ موردِ توافق.
۲۶. **اقامتگاه و ابلاغ**: اقامتگاهِ قراردادی؛ ابلاغِ کاغذی/سامانه/پیامِ مکتوبِ موردِ توافق.
بند 27
بررسی تخصصی این بندنسخ، پیوستها، اولویتِ اسناد.
۲۷. **نسخ، پیوستها، اولویتِ اسناد**.
بند 28
بررسی تخصصی این بندپیوستِ مستقلِ «سندِ تنفیذِ مالک» (فرمِ آماده برای امضای بعدی): هویت، ارجاع به همین مبایعهنامه با شماره و تاریخ، عبارتِ صریحِ اجازهٔ بدونقید یا با قید، تاریخِ اجازه، اثر نسبت به ثمن و مبیع، تعهد به حضور در دفترخانه.
۲۸. **پیوستِ مستقلِ «سندِ تنفیذِ مالک»** (فرمِ آماده برای امضای بعدی): هویت، ارجاع به همین مبایعهنامه با شماره و تاریخ، عبارتِ صریحِ اجازهٔ بدونقید یا با قید، تاریخِ اجازه، اثر نسبت به ثمن و مبیع، تعهد به حضور در دفترخانه.
بند 29
بررسی تخصصی این بندمحلِ امضا با اثرِ انگشت/مهرِ شخصِ حقوقی و شهود (اگر خواسته شده).
۲۹. **محلِ امضا** با اثرِ انگشت/مهرِ شخصِ حقوقی و شهود (اگر خواسته شده).
