Ailexa — هوش مصنوعی + قانون home صفحه اصلی (کلاسیک)
حوزهٔ جستجوی شما حدوداً در چه زمینه‌ای است:
در جست‌جوی چه هستید؟ بعد از انتخابِ آنچه می‌خواهید، در کادرِ جستجوی بالا موضوع را بنویسید و «بگرد» را بزنید. کانال تلگرام پادکست‌ها و تدریس‌هاصفحهٔ من

انطباق دقیق این متن با متن رسمی هنوز به‌طور ۱۰۰٪ کنترل نشده.

قراردادهای سنتی، عقود معین، نامعین و مشتقات حقوق مدنی و فقهی

عقد صلح بر دعوا

نامِ دیگر: ترافعی

توافق طرفین پرونده جهت حل‌وفصل، سازش و خاتمه دادن به اختلاف جاری در دادگاه

⚠ در دستِ بهبودی

متنِ قرارداد

ماده ۱ – طرفین و اقامتگاه ۱-۱- طرف اول (مصالح): آقای/خانم [نام و نام خانوادگی] فرزند [نام پدر] به شماره ملی [شماره ملی] و شماره شناسنامه [شماره شناسنامه] صادره از [محل صدور] به نشانی [نشانی دقیق] و کد پستی [کد پستی] که در این قرارداد «مصالح» نامیده می‌شود. ۱-۲- طرف دوم (متصالح): آقای/خانم [نام و نام خانوادگی] فرزند [نام پدر] به شماره ملی [شماره ملی] و شماره شناسنامه [شماره شناسنامه] صادره از [محل صدور] به نشانی [نشانی دقیق] و کد پستی [کد پستی] که در این قرارداد «متصالح» نامیده می‌شود. ۱-۳- چنانچه هر یک از طرفین دارای وکیل دادگستری باشند، ملزم به ارائه وکالت‌نامه رسمی با تصریح به «اختیار صلح و سازش» می‌باشند و وکیل موظف است رونوشت برابر با اصل آن را به پیوست این قرارداد ارائه نماید. ۱-۴- طرفین اقامتگاه‌های فوق را اقامتگاه قانونی و قراردادی خود جهت ابلاغ کلیه اوراق قضایی، اخطاریه‌ها و مکاتبات می‌دانند و هرگونه تغییر نشانی باید بلافاصله و کتباً به طرف دیگر اعلام گردد؛ در غیر این صورت، ابلاغ به نشانی‌های فوق صحیح و قانونی تلقی می‌شود.
ماده ۲ – تعاریف و تفسیر ۲-۱- «دعوا» در این قرارداد به معنای هرگونه اختلاف حقوقی، کیفری یا ثبتی است که در مراجع قضایی یا شبه‌قضایی مطرح بوده و موضوع این صلح‌نامه قرار گرفته است. ۲-۲- «گزارش اصلاحی» به معنای صورت‌جلسه‌ای است که بر اساس توافق حاضر، توسط مرجع قضایی رسیدگی‌کننده تنظیم و به امضای طرفین و قاضی می‌رسد و دارای اعتبار سند لازم‌الاجرا است. ۲-۳- «روز کاری» به معنای روزهای غیرتعطیل رسمی در تقویم جمهوری اسلامی ایران است که بانک‌ها و ادارات دولتی در آن فعال می‌باشند. ۲-۴- در تفسیر مفاد این قرارداد، اصل بر «استقرار صلح» و «رفع خصومت» است و هرگونه ابهام در عبارات باید به نحوی تفسیر شود که منجر به بقای صلح و خاتمه دعوا گردد. ۲-۵- واژه «ابلاغ» در این قرارداد شامل ابلاغ‌های الکترونیکی از طریق سامانه ثنا و همچنین ابلاغ‌های فیزیکی به نشانی‌های مندرج در ماده ۱ می‌باشد.
ماده ۳ – اقرار به وجود اختلاف و مشخصات پرونده ۳-۱- طرفین با امضای این قرارداد اقرار می‌نمایند که در خصوص [موضوع اختلاف] دارای اختلاف حقوقی بوده و پرونده‌ای با کلاسه [شماره کلاسه] در شعبه [شماره شعبه] دادگاه [نام دادگاه] مطرح رسیدگی می‌باشد. ۳-۲- خواسته اصلی دعوای مذکور عبارت است از [شرح خواسته] که طرفین با آگاهی کامل از ماهیت آن، تصمیم به حل‌وفصل آن از طریق عقد صلح گرفته‌اند. ۳-۳- این صلح‌نامه شامل تمامی ادعاهای مطرح‌شده در پرونده فوق‌الذکر و همچنین کلیه دعاوی مرتبط یا ناشی از آن، اعم از دعاوی طاری، تقابل یا ورود ثالث می‌باشد. ۳-۴- طرفین تصریح می‌نمایند که هیچ‌گونه ادعای دیگری خارج از موضوع این پرونده، مگر آنچه در پیوست شماره [شماره پیوست] ذکر شده است، مشمول این صلح‌نامه نمی‌باشد. ۳-۵- طرفین اقرار می‌نمایند که از وضعیت فعلی پرونده در مرحله [بدوی/تجدیدنظر/اجرا] کاملاً مطلع بوده و با علم به تمامی جوانب، اقدام به انعقاد این قرارداد نموده‌اند.
ماده ۴ – موضوعِ عقد ۴-۱- طرفین با ایجاب و قبول صریح، کلیه اختلافات ناشی از [موضوع اختلاف] را از طریق عقد صلح بر دعوا، به صورت قطعی و غیرقابل‌رجوع حل‌وفصل نمودند. ۴-۲- مصالح در قبال دریافت عوض مقرر در ماده ۵، کلیه حقوق، دعاوی و ادعاهای خود را نسبت به [موضوع مورد صلح] به متصالح صلح نمود و متصالح نیز این صلح را با شرایط مقرر پذیرفت. ۴-۳- با انعقاد این قرارداد، مصالح حق هرگونه ادعای بعدی، طرح شکایت یا پیگیری دعوا در خصوص موضوع این صلح‌نامه را از خود سلب و اسقاط نمود. ۴-۴- موضوع این صلح شامل انتقال مالکیت [مشخصات مال یا حق مورد صلح] و یا اسقاط حق [نام حق] می‌باشد که به موجب این ماده به صورت کامل محقق گردید. ۴-۵- طرفین توافق نمودند که این صلح‌نامه به منزله «صلح در مقام رفع تنازع» بوده و تمامی آثار حقوقی ناشی از آن، از تاریخ امضا بر طرفین لازم‌الاجرا می‌باشد.
ماده ۵ – عوض و نحوهٔ پرداخت / تسلیم ۵-۱- عوضِ این صلح‌نامه مبلغ [مبلغ به عدد] ریال معادل [مبلغ به حروف] تومان تعیین گردید که متصالح متعهد است آن را در تاریخ [تاریخ] به شماره حساب [شماره حساب] متعلق به مصالح واریز نماید. ۵-۲- پرداخت عوض می‌تواند به صورت [نقدی/چک/انتقال مال] انجام پذیرد و رسید بانکی یا سند انتقال، دلیلِ قطعی بر پرداخت و ایفای تعهد متصالح محسوب می‌شود. ۵-۳- در صورتی که عوضِ صلح، مال غیرمنقول یا منقول باشد، متصالح موظف است در تاریخ [تاریخ] نسبت به تحویل و تسلیم آن به مصالح اقدام نماید. ۵-۴- هرگونه تأخیر در پرداخت عوض یا تسلیم مال، مشمول وجه التزام مقرر در ماده ۱۲ این قرارداد خواهد بود و حق فسخ برای مصالح ایجاد نمی‌کند مگر در صورت توافق صریح. ۵-۵- طرفین اقرار می‌نمایند که عوضِ تعیین‌شده، متناسب با ارزشِ موضوعِ صلح بوده و هیچ‌گونه ادعایی مبنی بر عدم تناسب یا غبن در این خصوص نخواهند داشت.
ماده ۶ – تعهداتِ طرفِ اول ۱-۶ طرفِ اول مکلف است در تاریخ [تاریخ] نسبت به تسلیم و تحویل موضوعِ صلح به طرفِ دوم اقدام نموده و صورتجلسهٔ تحویل را امضا نماید. نامطمئن ۲-۶ طرفِ اول متعهد می‌شود کلیهٔ اسناد و مدارک مرتبط با موضوعِ صلح را همزمان با تنظیمِ این قرارداد به طرفِ دوم تسلیم نماید. ۳-۶ پرداخت کلیهٔ بدهی‌ها و معوقاتِ قانونیِ متعلق به موضوعِ صلح تا تاریخِ تحویل، به عهدهٔ طرفِ اول خواهد بود. تبصره ۱-۶ عدمِ ایفای هر یک از تعهداتِ طرفِ اول در مواعدِ مقرر، به طرفِ دوم حقِ استفاده از ضمانت‌اجراهای مندرج در این قرارداد را می‌دهد.
ماده ۷ – تعهداتِ طرفِ دوم (و ثالث در صورتِ وجود) ۱-۷ طرفِ دوم متعهد می‌شود عوضِ صلح را مطابق با شرایط و در مواعدِ مقررِ مادهٔ ۵ این قرارداد به طرفِ اول تأدیه نماید. نامطمئن ۲-۷ طرفِ دوم و شخصِ ثالثِ مرتبط، مکلف به رعایتِ کلیهٔ ضوابطِ قانونی و قراردادیِ ناشی از این صلحنامه می‌باشند. ۳-۷ طرفِ دوم حقِ انتقالِ موضوعِ صلح را به غیر، پیش از تسویهٔ کاملِ عوضِ صلح، نخواهد داشت مگر با موافقتِ کتبیِ طرفِ اول. تبصره ۱-۷ مسئولیتِ تضامنیِ طرفِ دوم و شخصِ ثالث در خصوصِ اجرای تعهداتِ مالی بر اساسِ قوانینِ موضوعه برقرار است.
ماده ۸ – اسقاطِ دعاوی و اعتبارِ امرِ مختومِ ناشی از صلح ۱-۸ طرفین به طورِ صریح، آگاهانه و با اطلاع کامل از حقوقِ قانونیِ خود، کلیهٔ دعاوی، ادعاها و مطالباتِ حقوقی و کیفریِ موجود و محتملِ فعلی و آتیِ خود را از منشأِ موضوعِ اختلاف، اسقاط نمودند. نامطمئن ۲-۸ این صلح قاطعِ دعوا بوده و با تنظیمِ آن، هیچ‌یک از طرفین حقِ طرحِ مجددِ دعوا یا ادعا در خصوصِ موضوعاتِ مشمولِ این قرارداد را در هیچ‌یک از مراجعِ قضایی یا شبه‌قضایی نخواهند داشت. ۳-۸ دعاویِ مستثنی شده از این صلح، صرفاً مواردی است که به صراحت در بندهای این قرارداد ذکر شده و سایرِ موارد مشمولِ اسقاطِ کامل می‌باشند. تبصره ۱-۸ اعتبارِ این صلحنامه در حکمِ سندِ رسمی بوده و طرفین متعهد به تبعیت از آثارِ امرِ مختومِ آن می‌باشند.
ماده ۹ – اقداماتِ شکلی در پرونده ۱-۹ طرفین متعهد گردیدند در تاریخِ [تاریخ] در شعبه‌ی [شعبه] دادگاه حضور یافته و با امضای صورتجلسهٔ سازش، درخواستِ صدورِ گزارشِ اصلاحی نمایند. نامطمئن ۲-۹ طرفِ اول و طرفِ دوم مکلفند حسبِ مورد نسبت به استردادِ دعاویِ مطروحه یا ترکِ دعوا در مراجعِ قضایی اقدامِ قانونی به عمل آورند. ۳-۹ در صورتِ صدورِ گزارشِ اصلاحی، هر یک از طرفین موظفند مراتب را جهتِ توقفِ عملیاتِ اجرایی به واحدِ اجرای احکام اعلام نمایند. تبصره ۱-۹ کلیهٔ هزینه‌های مربوط به اقداماتِ شکلی و دادرسیِ مرتبط با صلح، تابعِ توافقِ مندرج در ماده‌ی ۱۵ این قرارداد خواهد بود.
ماده ۱۰ – تحویل، تنظیمِ سند، رفعِ توقیف و فکِ رهن ۱-۱۰ طرفِ اول متعهد است در تاریخِ [تاریخ] در دفترخانه اسناد رسمی شماره [شماره دفترخانه] حضور یافته و نسبت به انتقالِ رسمیِ سندِ مالکیتِ موضوعِ صلح به نامِ طرفِ دوم اقدام نماید. نامطمئن ۲-۱۰ طرفِ اول مکلف است همزمان با تنظیمِ سندِ رسمی، نسبت به رفعِ توقیف و فکِ رهنِ از موضوعِ صلح (در صورتِ وجودِ رهن یا توقیف) اقدام کند. ۳-۱۰ هزینه‌های فکِ رهن و رفعِ توقیف به عهده‌ی طرفِ اول و هزینه‌های انتقالِ سندِ رسمی طبقِ عرفِ دفاترِ اسنادِ رسمی تقسیم می‌گردد مگر خلاف آن توافق شده باشد. تبصره ۱-۱۰ در صورتِ استنکافِ هر یک از طرفین از حضور در دفترخانه، گواهیِ عدمِ حضور صادر شده و ضمانت‌اجرای تخلف اعمال خواهد گردید. توضیحِ فیلدها: • متن: متنِ کاملِ همان مواد، هر ماده در خطِ جدا
ماده ۱۱ – تضمین‌ها، وثایق و اسنادِ تجاری — شرایطِ استرداد یا به اجرا گذاشتن: ۱-۱- جهتِ حسنِ انجامِ تعهداتِ ناشی از این صلحنامه و تضمینِ پرداختِ مبالغِ موضوعِ توافق، [طرفِ دوم/متعهد] فقرہ سفته / چک به شماره‌ی [ ] و مبلغِ [ ] ریال با تاریخِ سررسیدِ [ ] تسلیمِ [طرفِ اول/متصالح] نمود که با امضای این سند به عنوانِ وثیقه دریافت گردید. ۱-۲- اسنادِ تجاریِ مذکور صرفاً در صورتِ تخلفِ متعهد از انجامِ تعهداتِ مندرج در موادِ دیگرِ این قرارداد و پس از انقضای مهلتِ مقرر، با اعلامِ کتبیِ طرفِ اول قابلِ واخواست و به اجرا گذاشتن خواهد بود. ۱-۳- در صورتِ اجرای کامل و به موقعِ تعهدات از سوی متعهد، طرفِ اول مکلف است ظرفِ مدتِ [ ] روز از تاریخِ انجامِ آخرین تعهد، اسنادِ تضمینی را مسترد نموده و رسیدِ کتبی دریافت دارد. ۱-۴- تبصره: هرگونه نقل‌وانتقال یا واگذاریِ اسنادِ تجاریِ موضوعِ این ماده پیش از تحققِ شرایطِ تخلف، ممنوع بوده و ضامنِ خساراتِ وارده خواهد بود.
ماده ۱۲ – وجه التزام، خسارات و ضمانتِ اجرا در صورتِ تخلف از مفادِ صلح — بدونِ نقضِ وصفِ لزوم؛ امکانِ تقاضای اجرای گزارشِ اصلاحی یا الزام به انجامِ تعهد: ۲-۱- در صورتِ تخلفِ هر یک از طرفین از اجرای هر یک از تعهداتِ صرح در این قرارداد یا استنکاف از حضور در مرجعِ قضایی جهتِ امضای صورتجلسه و درخواستِ گزارشِ اصلاحی، متخلف ملزم به پرداختِ مبلغِ [ ] ریال به عنوانِ وجه التزامِ قطعی و خسارتِ تخلف خواهد بود. ۲-۲- پرداختِ وجه التزامِ مزبور رافعِ مسئولیتِ طرفین در خصوصِ اصلِ انجامِ تعهد نبوده و طرفِ ذی‌نفع می‌تواند همزمان الزامِ متخلف به انجامِ تعهد و یا اجرای مفادِ گزارشِ اصلاحی را از دادگاهِ صالح مطالبه نماید. ۲-۳- تعیینِ وجه التزامِ مانع از مطالبه‌ی سایرِ خساراتِ قانونی و هزینه‌های دادرسیِ مرتبط با نقضِ تعهد نخواهد بود نامطمئن. ۲-۴- تبصره: وصفِ لزومِ عقدِ صلح با تعیینِ وجه التزام مخدوش نگردیده و قرارداد با تمامِ قوا به قوتِ خود باقی است.
ماده ۱۳ – خیارات و فسخ — اصل بر عدمِ خیار مگر شرطِ مصرح؛ تصریح نسبت به غبن، تدلیس، تخلف از شرط؛ اقاله فقط با توافقِ کتبی: ۳-۱- کافه‌ی خیاراتِ قانونی، از جمله خیارِ غبن (فاحش یا افحش)، خیارِ تدلیس و خیارِ تخلف از شرط، با توافقِ صریحِ طرفین اسقاط گردیده و هیچ‌یک از آنان حقِ فسخِ این صلحنامه را ندارند مگر در مواردِ تصریح‌شده در این قرارداد. ۳-۲- اصل بر لزومِ قطعیِ این عقد بوده و فسخِ آن صرفاً بر اساسِ شرایطِ منصوص در متنِ موادِ این قرارداد یا حکمِ صریحِ قانون قابلِ اعمال است نامطمئن. ۳-۳- اقاله و تفاسخِ این قرارداد جز با توافقِ کتبی و تنظیمیِ فی‌مابینِ طرفین امکان‌پذیر نبوده و اقداماتِ شفاهی در این خصوص فاقدِ هرگونه اعتبارِ حقوقی است. ۳-۴- تبصره: ادعای غبن در ثمن یا مثمن به هیچ عنوان مسموع نبوده و طرفین با آگاهی کامل از ارزشِ موضوعِ صلح اقدام به انعقادِ آن نموده‌اند.
ماده ۱۴ – اقرارها و تضمین‌های حقوقی — مالکیت/اختیارِ تصرف، فقدانِ حجر و ورشکستگیِ اعلامی، اصیل بودنِ حق، عدمِ صلحِ معارض: ۴-۱- طرفینِ صلح با امضای این سند صراحتاً اقرار و تضمین نمودند که دارای اهلیتِ قانونیِ کامل بوده و هیچ‌گونه حکمِ حجر، محجوریت، ورشکستگی یا توقیفِ اموال بر علیه آنان صادر نشده است. ۴-۲- طرفِ اول تضمین می‌نماید که مالکِ بلامعارضِ موضوعِ صلح بوده و هیچ‌گونه حقِ عین یا منفعت نسبت به آن به شخصِ ثالث واگذار نکرده و صلحِ معارضی انجام نداده است. ۴-۳- اصیل بودنِ سمت و اختیارِ تامِ طرفین در انعقادِ این قرارداد و صلحِ دعاوی محرز بوده و هرگونه ادعای بعدی مبنی بر فقدانِ اختیار مردود است. ۴-۴- تبصره: در صورتِ ظهورِ فسادِ در صلح یا کشفِ مستحق‌للغیر درآمدنِ موضوعِ صلح، ضامنِ مدعی مکلف به جبرانِ خساراتِ وارده به نرخِ روز خواهد بود.
ماده ۱۵ – هزینه‌های دادرسی، حق‌الوکاله، کارشناسی و اجرا: ۵-۱- کلیهٔ هزینه‌های دادرسی، حق‌الوکالهٔ وکلا، دستمزدِ کارشناسان و هزینه‌های اجراییِ مربوط به دعوای مطروحه تا روزِ تنظیمِ این صلحنامه، به عهده‌ی [ ] خواهد بود مگر آنکه در بندِ دیگری به نحوِ دیگری توافق شده باشد. ۵-۲- هزینه‌های مربوط به ثبتِ صلحنامه در دفاترِ اسنادِ رسمی (در صورتِ ضرورت) به تساوی / به عهده‌ی [ ] تأدیه خواهد شد. ۵-۳- در صورتِ نیاز به صدورِ اجراییه و پیگیری در واحدِ اجرای احکام، هزینه‌های قانونیِ آن بر عهده‌ی طرفی است که تقاضای اجرا نموده یا به واسطه‌ی تخلفِ وی اجرای حکم لازم گشته است. ۵-۴- تبصره: طرفین توافق نمودند که در خصوصِ هزینه‌های معوقه‌ی دادگاه، هر کس شخصاً هزینه‌های پرداخت‌شده‌ی خود را تحمل نموده و ادعایی در این خصوص نسبت به یکدیگر ندارند. توضیحِ فیلدها: • متن: متنِ کاملِ همان مواد، هر ماده در خطِ جدا
ماده ۱۶ – مالیات، عوارض و هزینه‌های ثبتی ۱-۱۶- کلیهٔ هزینه‌های قانونی، مالیات‌ها، عوارض و حقوق دولتی ناشی از تنظیم این صلح‌نامه و اجرای مفاد آن، اعم از هزینه‌های دادرسی، حق‌الوکاله، هزینه‌های ثبتی و دفترخانه‌ای، بر عهده‌ی [طرف اول/طرف دوم/به‌طور مساوی] می‌باشد. ۲-۱۶- طرفین متعهد می‌گردند در صورت نیاز به پرداخت هرگونه مالیات بر درآمد یا مالیات بر نقل‌وانتقال ناشی از این صلح، در موعد مقرر قانونی نسبت به پرداخت آن اقدام نمایند. ۳-۱۶- بروز هرگونه اختلاف یا بدهی مالیاتی مربوط به دوران پیش از تاریخ این قرارداد، تأثیری بر اعتبار اصلِ صلح و تعهدات طرفین نخواهد داشت و مسئولیت آن متوجه طرفی است که منشأ بدهی به نام او بوده است. ۴-۱۶- در صورت عدم پرداخت هزینه‌های مذکور توسط متعهد، طرف دیگر حق دارد جهت جلوگیری از توقف اجرای مفاد صلح، هزینه‌ها را پرداخت و با ارائه اسناد مثبته، مبلغ پرداختی را به انضمام خسارات تأخیر تأدیه از متعهد مطالبه نماید. تبصره: چنانچه به موجب قوانین آمره، پرداخت مالیات یا عوارض خاصی بر عهده‌ی شخصِ معینی باشد، توافق طرفین برخلاف آن، تنها در روابط فی‌مابین نافذ بوده و رافع مسئولیت قانونی در برابر سازمان امور مالیاتی نخواهد بود.
ماده ۱۷ – قوهٔ قاهره (فورس‌ماژور) ۱-۱۷- در صورت بروز حوادث غیرمترقبه و خارج از اراده طرفین که مصداق قوه قاهره (فورس‌ماژور) باشد، از قبیل سیل، زلزله، جنگ، اعتصابات سراسری یا تغییرات ناگهانی قوانین آمره که اجرای تعهدات این قرارداد را به‌طور موقت غیرممکن سازد، اجرای تعهدات به مدت زمان رفع مانع به تعویق خواهد افتاد. ۲-۱۷- طرفی که دچار قوه قاهره شده است موظف است حداکثر ظرف مدت [ ] روز کاری از تاریخ وقوع حادثه، مراتب را کتباً به طرف دیگر اطلاع دهد. ۳-۱۷- وقوع قوه قاهره صرفاً می‌تواند موجب تعویق در مواعد پرداخت یا تحویل گردد و به هیچ عنوان رافع اصلِ تعهد به اسقاط دعاوی یا اعتبارِ صلحِ منعقده نخواهد بود. ۴-۱۷- چنانچه وضعیت قوه قاهره بیش از [ ] روز به طول انجامد، طرفین می‌توانند در خصوص نحوه ادامه یا خاتمه قرارداد با یکدیگر مذاکره نمایند. تبصره: عدم اطلاع‌رسانی در مهلت مقرر، حق استناد به قوه قاهره را از طرفِ مدعی سلب می‌نماید.
ماده ۱۸ – محرمانگی ۱-۱۸- طرفین متعهد می‌گردند کلیه اطلاعات، اسناد، مذاکرات و مفاد این صلح‌نامه را محرمانه تلقی نموده و از افشای آن نزد اشخاص ثالث، به‌جز مراجع قضایی و قانونی ذی‌صلاح، خودداری نمایند. ۲-۱۸- این تعهد شامل تمامی اطلاعاتی است که در جریان حل‌وفصل اختلاف و مذاکرات سازش به دست آمده است. ۳-۱۸- در صورت نقض تعهد محرمانگی، طرف متخلف مسئول جبران کلیه خسارات وارده به طرف دیگر خواهد بود. ۴-۱۸- تعهد به محرمانگی حتی پس از خاتمه یا فسخ این قرارداد نیز به قوت خود باقی است و طرفین ملزم به رعایت آن می‌باشند. تبصره: افشای اطلاعات در مواردی که به موجب حکم دادگاه یا قانون الزامی باشد، نقض محرمانگی محسوب نمی‌گردد.
ماده ۱۹ – انتقال قرارداد و قائم‌مقامی ۱-۱۹- حقوق و تعهدات ناشی از این صلح‌نامه برای طرفین، وراث، قائم‌مقامان قانونی و مدیران تصفیه آن‌ها لازم‌الاجرا و نافذ است. ۲-۱۹- هیچ‌یک از طرفین حق واگذاری یا انتقال تمام یا بخشی از تعهدات این قرارداد را به اشخاص ثالث، بدون اخذ رضایت کتبی طرف دیگر ندارد. ۳-۱۹- در صورت فوت یا حجر هر یک از طرفین، تعهدات قراردادی به ورثه یا قیم قانونی منتقل می‌گردد و آنان ملزم به رعایت مفاد صلح‌نامه می‌باشند. ۴-۱۹- هرگونه انتقال یا واگذاری برخلاف مفاد این ماده، باطل و بلااثر بوده و مسئولیتی برای طرف دیگر ایجاد نمی‌نماید.
ماده ۲۰ – اقامتگاه و ابلاغ ۱-۲۰- اقامتگاه قانونی طرفین همان است که در صدر این قرارداد درج شده است و هرگونه تغییر اقامتگاه باید بلافاصله و به‌صورت کتبی به طرف دیگر اعلام گردد. ۲-۲۰- کلیه ابلاغیه‌ها، اخطاریه‌ها و مکاتبات رسمی مربوط به این قرارداد از طریق سامانه ثنا، پست سفارشی یا پست الکترونیک اعلامی در این قرارداد ارسال خواهد شد. ۳-۲۰- در صورت عدم اعلام تغییر نشانی، کلیه مکاتبات به نشانی قبلی ارسال و ابلاغ‌شده تلقی می‌گردد. ۴-۲۰- تاریخ درج‌شده در رسید پستی یا سامانه ثنا، تاریخ ابلاغ قانونی محسوب می‌شود. تبصره: طرفین توافق نمودند که شماره همراه [ ] و پست الکترونیک [ ] جهت ارسال پیامک و مکاتبات غیررسمی معتبر بوده و ارسال پیام به این شماره‌ها در حکم ابلاغ است.
ماده ۲۱ – حلِ اختلاف ناشی از تفسیر یا اجرای همین صلحنامه — ۱-۲۱ کلیهٔ اختلافات, دعاوی و مناقشاتِ ناشی از تفسیر, اجرا, اعتبار یا نقضِ مفادِ این صلحنامه و اسنادِ مرتبط, در درجهٔ نخست از طریقِ مذاکرهٔ مستقیم و مسالمت‌آمیز میانِ طرفین یا نمایندگانِ قانونیِ آنان ظرف مدت [ ] روز کاری حل‌وفصل خواهد گردید. ۲-۲۱ در صورتی که اختلافاتِ مطروحه از طریقِ مذاکره حل‌وفصل نگردد, موضوع حسبِ توافق به داوریِ مرضی‌الطرفین یا مراجعِ صالحِ قضاییِ جمهوری اسلامی ایران ارجاع خواهد شد تا بر اساسِ قوانینِ موضوعه و اصولِ حقوقیِ حاکم موردِ رسیدگی و اتخاذِ تصمیم قرار گیرد. ۳-۲۱ رأیِ صادرشده از سوی مرجعِ صالح یا داورِ مرضی‌الطرفین قطعی, لازم‌الاجرا بوده و طرفین متعهد به اجرای فوریِ آن می‌باشند. ۴-۲۱ جریانِ حلِ اختلاف هیچ‌گونه تأثیری بر تعهداتِ قطعیِ ناشی از صلحِ دعاویِ اصلی نداشته و طرفین مجاز به تعلیقِ تعهداتِ خود به بهانهٔ بروزِ اختلاف نمی‌باشند. نامطمئن
ماده ۲۲ – جدایی‌پذیری مواد، تمامیتِ توافق، اصلاح فقط با الحاقیهٔ کتبی — ۱-۲۲ این صلحنامه شاملِ کلیهٔ توافقات, اراده‌ها و تراضیِ طرفین بوده و جایگزینِ هرگونه مذاکرات, نامه‌نگاری‌ها یا تعهداتِ قبلیِ شفاهی یا کتبیِ مرتبط با موضوعِ دعوا می‌گردد. ۲-۲۲ چنانچه هر یک از مواد, بندها یا قسمت‌های این صلحنامه به موجبِ آرای قطعیِ مراجعِ صالحِ قانونی غیرقابلِ اجرا یا باطل اعلام شود, این امر به اعتبار, صحت و قابلیتِ اجراییِ سایرِ مواد و بندهای این سند لطمه‌ای وارد نساخته و مفادِ باقی‌مانده کماکان به قوتِ خود باقی خواهد بود. ۳-۲۲ هرگونه اصلاح, تغییر, الحاق یا اصلاحیه بر مفادِ این صلحنامه صرفاً در صورتی معتبر و قابلِ استناد خواهد بود که به صورتِ کتبی تنظیم شده و به امضای تمامیِ طرفین یا نمایندگانِ مجازِ آنان رسیده باشد. نامطمئن
ماده ۲۳ – نسخ، پیوست‌ها و اولویت — ۱-۲۳ این صلحنامه در [ ] نسخه با ارزشِ قانونیِ واحد و یکسان تنظیم شده و به امضای طرفین رسیده است که هر یک از نسخ در حکمِ واحد می‌باشند. ۲-۲۳ کلیهٔ پیوست‌ها, ضمایم, تصویرِ وکالتنامه‌ها, مدارکِ سمت, جدولِ اقساط, مشخصاتِ پلاک یا سند و لیستِ چک‌ها جزءِ لاینفکِ این صلحنامه محسوب شده و دارای اعتبارِ قانونیِ یکسان با متنِ اصلی می‌باشند. ۳-۲۳ در صورتِ بروزِ هرگونه تعارض میانِ متنِ اصلیِ این صلحنامه و پیوست‌های آن, مفادِ متنِ اصلی مقدم و متبع خواهد بود مگر آنکه تصریحِ صریحی بر خلافِ آن شده باشد. نامطمئن
ماده ۲۴ – بندهای خاصِ همین نوع عقد — ۱-۲۴ طرفین صراحتاً اقرار و تصریح می‌نمایند که این سند صرفاً در مقامِ رفعِ تنازعِ موجود و خاتمه دادن به دعوای مطروحه تنظیم شده است و به هیچ عنوان به عنوانِ معاملهٔ مستقلِ معارض با ماهیتِ پرونده تلقی نمی‌گردد, مگر آن بخشی از عوض که ماهیتِ معاملاتیِ مشخص دارد و ارکانِ آن به طورِ جداگانه و روشن در این سند تبیین شده است. ۲-۲۴ محدودهٔ شمولِ این صلحنامه نسبت به کلیهٔ خساراتِ تأخیر تأدیه, اجرت‌المثل, منافع, توابع و ملحقاتِ دعوای اصلی تسری داشته و هیچ ادعای بعدی در این خصوص مسموع نخواهد بود. ۳-۲۴ در خصوصِ چک‌ها, سفته‌ها و اسنادِ در جریانِ اجرا یا کیفریِ مطالبهٔ وجه, طرفین متعهد به استردادِ لاشهٔ اسناد, ابطالِ عملیِ آن‌ها و اعطای رضایتِ قطعی در خصوصِ جرایمِ قابلِ گذشت شدند. ۴-۲۴ اثرِ این صلحنامه نسبت به دعاویِ طاری و اشخاصی که آن را امضا نکرده‌اند تسری نداشته و صرفاً محدود به امضاکنندگان و قائم‌مقام قانونیِ آنان است مگر با الحاقِ صریح. ۵-۲۴ طرفین متعهد شدند پس از انعقادِ این صلحنامه به هیچ عنوان اقدام به طرحِ دعوا یا شکایتِ جدید از همان منشأ ننمایند و در صورتِ تخلف, متعهد به جبرانِ خساراتِ وارده گردیدند. ۶-۲۴ چنانچه دادگاهِ صالح از صدورِ گزارشِ اصلاحی خودداری کند یا سازش را جزئی بداند, این سند به عنوانِ صلحِ مستقل و لازم‌الاجرا میانِ طرفین از نظرِ مدنی معتبر و نافذ باقی خواهد ماند. نامطمئن
ماده ۲۵ – امضا، اثرِ انگشت، تاریخ و محلِ تنظیم — ۱-۲۵ این صلحنامه در تاریخ [ ] در شهر [ ] در حضورِ شاهدانِ مطلع (در صورتِ لزوم) تنظیم و امضا گردید. ۲-۲۵ طرفینِ قرارداد با علم به مفاد, آثار و لوازمِ حقوقیِ آن, ذیلِ کلیهٔ صفحات و این ماده را امضا نموده و اثرِ انگشت زدند. ۳-۲۵ در صورتی که هر یک از طرفین به واسطهٔ وکیل یا نمایندهٔ قانونی اقدام به امضای صلحنامه نموده باشد, اصل یا تصویرِ مصدقِ وکالتنامهٔ رسمی دارای اختیارِ صلح و سازش به این سند پیوست شده و جزوِ اسنادِ لاینفکِ آن محسوب می‌گردد. نامطمئن محلِ امضا و اثرِ انگشتِ طرفِ اول: نام و نام خانوادگی / سمت: امضا و اثر انگشت: محلِ امضا و اثرِ انگشتِ طرفِ دوم: نام و نام خانوادگی / سمت: امضا و اثر انگشت: محلِ امضا و اثرِ انگشتِ شاهدان / وکلای طرفین (حسْبِ مورد): نام و نام خانوادگی: امضا و اثر انگشت:

نکاتِ تنظیمِ این قرارداد

مبنای حقوقی
ماده ۷۵۲ و بعد از آن قانون مدنی (عقد صلح) و ماده ۱۰ قانون مدنی
نکاتِ کلیدی
۱. عقد صلح می‌تواند هرگونه دعوای حقوقی یا کیفری (قابل گذشت) را خاتمه دهد و نیازی به رعایت قواعد سایر عقود ندارد. ۲. حتماً باید مشخصات دقیق پرونده قضایی و کلاسه شعبه در متن ذکر شود. ۳. اسقاط کلیه خیارات (به‌ویژه خیار غبن فاحش) برای استحکام صلح ضروری است. ۴. پیش‌بینی درخواست صدور «گزارش اصلاحی» از دادگاه، ضمانت اجرای قضایی صلح را بالا می‌برد. ۵. تعیین تکلیف هزینه‌های دادرسی و حق‌الوکاله قبلی در متن صلح‌نامه الزامی است. ۶. مشخص کردن دقیق مال‌الصلح و نحوه پرداخت آن از بروز اختلافات بعدی جلوگیری می‌کند. ۷. اطمینان از داشتن اختیار صلح در وکالت‌نامه‌های رسمی (در صورت حضور وکیل).
بندهای پرخطر
۱. مبهم بودن مال‌الصلح یا نحوه پرداخت آن: برای رفع خطر، مبالغ، سررسیدها و شماره اسناد تجاری باید با دقت و به تفکیک نوشته شوند. ۲. عدم اسقاط کامل دعاوی و خیارات: برای جلوگیری از پشیمانی و ابطال صلح، باید صراحتاً کلیه دعاوی منشأ و خیارات قانونی (مانند غبن) اسقاط شوند. ۳. ابهام در وضعیت پرونده‌های جاری: باید تصریح شود که صلح شامل چه پرونده‌ها یا بخش‌هایی از دعواست و آیا دعاوی دیگر را هم در بر می‌گیرد یا خیر.

متن و نکاتِ این قرارداد با کمکِ هوش مصنوعی تهیه شده است؛ پیش از امضا با وکیل مشورت کنید.

+ نمایشِ کاملِ مقدمه و توضیحاتِ پرامپت
# پرامپتِ تنظیمِ عقد صلح بر دعوا (صلحنامهٔ ترافعی / سازش‌نامه) ## نقش تو یک وکیلِ پایه‌یکِ دادگستری در ایران، متخصصِ حقوقِ مدنی، آیینِ دادرسیِ مدنی و تنظیمِ قرارداد هستی. وظیفهٔ تو تنظیمِ یک «عقدِ صلح بر دعوا» (صلحنامهٔ ترافعی / سازش‌نامه) است که از نظرِ ماهوی عقدِ صلحِ صحیح و لازم، و از نظرِ شکلی قابلِ استناد در دادگاه و — در صورتِ توافقِ طرفین — مبنایِ صدورِ گزارشِ اصلاحی باشد. با دقتِ حقوقیِ بالا، زبانِ رسمی، عباراتِ بی‌ابهام و بدونِ ماده‌سازی بنویس. اگر اطلاعاتی ناقص یا متعارض بود، **حدس نزن**؛ پیش از تنظیمِ متن، سؤال‌های مشخص بپرس. ## چارچوبِ حقوقیِ حاکم - **قانون مدنی**، بابِ صلح (موادِ ۷۵۲ تا ۷۷۰): صلح برای رفعِ تنازعِ موجود یا جلوگیری از تنازعِ احتمالی صحیح است؛ هر صلح نافذ است مگر بر امرِ نامشروع؛ صلح عقدِ **لازم** است؛ صلحی که در موردِ تنازع یا مبنی بر تسامح باشد **قاطعِ بینِ طرفین** است و به‌طورِ معمول با ادعای غبن قابلِ فسخ نیست مگر در صورتِ تخلف از شرط یا اشتراطِ خیار. - **قانون آیین دادرسی دادگاه‌های عمومی و انقلاب در امور مدنی**، مبحثِ سازش (از جمله امکانِ ختمِ دعوا به سازش در هر مرحله، صدورِ **گزارشِ اصلاحی** و آثارِ آن مانندِ حکمِ قطعی، و اجرای آن طبقِ مقرراتِ اجرای احکام). وکالت در دعاوی به‌خودیِخود شاملِ **اختیارِ صلح** نیست مگر تصریح شده باشد. - در صورتِ وجودِ رأیِ قطعی یا اجراییه: **قانون اجرای احکام مدنی**. - در صورتِ موضوعِ مالِ غیرمنقول یا حقوقِ ثبتی: **قانون ثبت اسناد و املاک** و مقرراتِ نقل‌وانتقال و تنظیمِ سند. - در صورتِ طرفِ تجاری/شرکتی: **قانون تجارت** و اسنادِ نمایندگی و صاحبانِ امضای مجاز. - در صورتِ عنصرِ خارجی (طرفِ غیرایرانی، اجرای خارج، قانونِ حاکمِ خارجی): قواعدِ حلِ تعارضِ قوانین در قانون مدنی و — فقط در صورتِ تصریحِ کاربر — اسنادِ بین‌المللیِ مربوط؛ اصل بر قانونِ ایران و صلاحیتِ دادگاهِ رسیدگی‌کننده است مگر خلافش خواسته شود. - جنبه‌های مالیاتی/عوارض (نقل‌وانتقال، حق تمبر، مالیات بر درآمد حسبِ مورد) و بیمه در صورتِ ارتباط با موضوعِ صلح باید در متن پیش‌بینی یا به طرفین گوشزد شود؛ نرخ و تکلیف را حدس نزن. **قواعدِ آمره و ماهیتِ عقد (نباید نقض شود):** - موضوعِ صلح باید مشروع، معلوم یا قابلِ تعیین، و در حدودِ اختیارِ طرفین باشد؛ صلح بر امرِ حرام، حقِ غیر، یا خلافِ نظمِ عمومی باطل/غیرنافذ است. - اهلیتِ طرفین (و در حجر: ولی/قیم و تشریفاتِ قانونی از جمله دخالتِ دادستان در مواردِ لازم) شرطِ صحت است. - صلحِ ترافعی عقدِ لازم و قاطعِ دعواست؛ اسقاطِ خیارات باید آگاهانه و صریح باشد؛ خیارِ غبن در این نوع صلح نوعاً راه ندارد، پس اگر طرفین خیار می‌خواهند باید **صریحاً شرط** کنند. - اگر هدف، ختمِ پروندهٔ جاری است، متن باید با سازوکارِ سازشِ قضایی و صدورِ گزارشِ اصلاحی سازگار باشد؛ صرفِ صلحنامهٔ عادی جایگزینِ گزارشِ اصلاحی نیست مگر طرفین آگاهانه فقط به سندِ عادی اکتفا کنند. - وکیل فقط با **اختیارِ مصرحِ صلح** (در وکالتنامهٔ دادگستری یا وکالتنامهٔ رسمی) می‌تواند صلح کند؛ حدودِ اختیار را در متن احراز و منعکس کن. - قبض در صلحِ ترافعی شرطِ صحتِ مطلق نیست، اما اگر موضوع، تسلیمِ مال یا سند باشد، زمان و نحوهٔ قبض/تحویل باید معلوم باشد. - ثبتِ رسمی در مواردی که قانون برای انتقالِ حقوقِ عینیِ غیرمنقول یا قابلیتِ اجرا در برابرِ اشخاصِ ثالث می‌طلبد، ضروری است؛ در غیرِ این صورت حداقل گواهیِ امضا یا درج در پرونده را پیشنهاد بده. ## اطلاعاتِ لازم کاربر باید مواردِ زیر را پر کند. هر جا خالی است با همین قالب بنویس. اگر موردی «ندارد / اعمال نمی‌شود» است، صریحاً بنویسد. ### الف) طرفین، نمایندگی و اهلیت - طرفِ اول (مصالح/متصالح حسبِ مورد): [[نام و نام خانوادگی یا نامِ شرکت؛ شمارهٔ ملی/شناسهٔ ملی؛ شمارهٔ ثبت و محلِ ثبت در صورتِ حقوقی بودن؛ نشانیِ اقامتگاهِ قانونی؛ تلفن و پستِ الکترونیکِ اعلامی برای ابلاغ]] - طرفِ دوم: [[همان اطلاعات]] - در صورتِ وجودِ ثالثِ ملتزم یا ذی‌نفع (ضامن، منتقل‌الیه، شریک، همسر در اموالِ مشترک و…): [[هویت و نقش]] - نمایندگی: [[اصیل / وکیلِ دادگستری با شمارهٔ پروانه و حدودِ اختیارِ مصرح در وکالتنامه از جمله اختیارِ صلح، اسقاطِ دعوا، اخذِ محکوم‌به، سازش / مدیرعامل یا صاحبانِ امضای مجاز با شمارهٔ روزنامهٔ رسمی / ولی، قیم، وصی با مشخصاتِ مدرکِ سمت]] - وضعیتِ حجر، ورشکستگی، ممنوع‌المعامله یا توقیفِ اموال در صورتِ اطلاع: [[شرح یا «اظهار به فقدان»]] ### ب) مشخصاتِ دعوا / دعاویِ مشمولِ صلح - مرجعِ قضایی: [[دادگاه/شورای حل اختلاف/دیوان / نامِ حوزه و شعبه]] - شمارهٔ پرونده (کلاسه)، شمارهٔ بایگانی و در صورتِ وجود شمارهٔ ۱۶ رقمیِ ثنا: [[…]] - خواهان، خوانده، وارد/جلب ثالث، و سمتِ هر یک در پرونده: [[…]] - خواسته و بهای خواسته / نوعِ دعوا (مالی، غیرمالی، طاری): [[شرحِ دقیق]] - مرحلهٔ دادرسی: [[بدوی / واخواهی / تجدیدنظر / فرجام / اعاده / اجرا]] و اقداماتِ انجام‌شده: [[قرارها، کارشناسی، تأمین خواسته، دستور موقت، رأیِ غیابی/حضوری، اجراییه]] - دعاوی یا پرونده‌های مرتبط (کیفری، ثبتی، خانوادگی، اداری، داوری): [[شماره و مرجع یا «ندارد»]] - آیا صلح شاملِ **کلیهٔ دعاویِ واقعیه و فرضیه از همین منشأ** است یا فقط خواستهٔ مصرح؟ [[گزینه و شرح]] - آیا شاملِ دعوای تقابل، طاری، خساراتِ دادرسی و حق‌الوکاله هم می‌شود؟ [[بله/خیر و جزئیات]] ### ج) موضوع و عوضِ صلح - موضوعِ دقیقِ سازش (اسقاط، استرداد، انتقال، پرداخت، تحویل، تعهد به فعل/ترک فعل): [[شرحِ کامل و بدونِ ابهام]] - عوضِ صلح (وجه، مال، حق، ابراء، ترکیبی یا صلحِ بلاعوض/محاباتی): [[شرح]] - مشخصاتِ مال در صورتِ وجود: [[پلاکِ ثبتی / شمارهٔ سند / مشخصاتِ خودرو / حساب / سهام / مالِ کلی یا کلی‌فی‌الذمه با اوصاف]] - محدودهٔ زمانی و مکانیِ تعهدات: [[…]] - حقوق و ادعاهایی که **خارج از صلح** می‌مانند: [[فهرست یا «هیچ»]] ### د) مبلغ، پرداخت و هزینه‌ها - مبلغِ عوض (در صورتِ نقدی): [[مبلغ به عدد و حروف و واحدِ پول]] - نحوه و مواعدِ پرداخت: [[یکجا / اقساط با جدولِ تاریخ و مبلغ / واریز به حسابِ مشخص با شمارهٔ شبا]] - محل و شرطِ تسویه (تحویل در برابرِ پرداخت، همزمانی با گزارشِ اصلاحی، و غیره): [[…]] - تکلیفِ هزینه‌های دادرسی، کارشناسی، داوری، حق‌الوکاله، نیم‌عشرِ اجرایی و خسارتِ تأخیر: [[هر یک بر عهدهٔ کیست]] - ارز و در صورتِ نیاز معادل‌سازی: [[…]] - جنبهٔ مالیاتیِ موردِ نظرِ طرفین (عهده‌دارِ مالیاتِ نقل‌وانتقال، حق تمبر و…): [[…]] ### هـ) مدت، اجرا، تحویل - تاریخِ انعقاد و تاریخِ اجرای تعهدات: [[…]] - مهلتِ انجامِ هر تعهد و ترتیبِ آن: [[…]] - نحوهٔ تحویل/قبض، تنظیمِ سندِ رسمی، فکِ رهن/توقیف، استردادِ لاشهٔ چک/سفته، رفعِ اثر از تأمین: [[…]] - تعهد به حضور در دفترخانه / واحدِ اجرا / جلسهٔ سازش: [[زمان و ضمانت]] ### و) تضمین‌ها، وثایق و اسنادِ تجاری - تضمین: [[چک / سفته / ضمانت‌نامه / رهن / کفالت / سپرده / ندارد]] با مشخصاتِ کامل - سرنوشتِ تأمین خواسته، توقیف و وثایقِ موجود در پرونده: [[رفع / ابقا / تبدیل]] - ضامن: [[هویت و حدودِ ضمان (وثیقه یا ذمه؛ تضامنی یا ساده)]] ### ز) فسخ، تخلف، خسارت - آیا خیارِ تخلف از شرط یا خیارِ مدت‌دار شرط می‌شود؟ (با توجه به لزوم و قاطعیتِ صلحِ ترافعی) [[بله با شرح / خیر]] - وجه التزام و خسارتِ تأخیر: [[مبلغِ روزانه/مقطوع به عدد و حروف؛ سقف در صورتِ وجود]] - حقِ رجوع به پرونده / تقاضای اجرا در صورتِ تخلف: [[نحوه]] ### ح) سازشِ قضایی و شکلِ سند - هدفِ شکلی: [[صرفاً صلحنامهٔ عادی بینِ طرفین / تقدیم به دادگاه و صدورِ گزارشِ اصلاحی / تنظیمِ سندِ رسمی در دفترخانه / ترکیبی]] - آیا طرفین می‌خواهند دادخواست مسترد شود، دعوا ترک شود، یا صریحاً سازش و صدورِ گزارشِ اصلاحی درخواست گردد؟ [[گزینه]] - تعدادِ نسخ، پیوست‌ها و زبان: [[…]] ### ط) حلِ اختلافِ ناشی از خودِ صلحنامه و سایر - مرجع: [[همان دادگاهِ رسیدگی‌کننده / دادگاهِ عمومیِ محلِ اقامتگاه / داوری با مشخصاتِ داور]] - محرمانگی نسبت به مفادِ سازش: [[بله/خیر]] - قانونِ حاکم اگر عنصرِ خارجی دارد: [[…]] - شرایطِ خاصِ دیگر: [[…]] ## ساختارِ الزامیِ قرارداد قرارداد را با عنوانِ «صلحنامهٔ ترافعی (عقدِ صلح بر دعوا)» و مقدمهٔ کوتاهِ حاویِ قصدِ رفعِ تنازع بنویس، سپس مواد را به ترتیبِ زیر شماره بزن. بندهای غیرمرتبط را حذف نکن؛ در صورتِ عدمِ اعمال، در همان ماده بنویس «در این صلحنامه موضوعیت ندارد». [بندهای قرارداد در ادامه، هر کدام جدا] ## شرط‌های پیشنهادیِ اختیاری این‌ها را فقط اگر کاربر بخواهد (یا اگر اطلاعات نشان دهد مفید است و از او تأیید بگیری) به‌صورتِ مادهٔ جدا درج کن؛ با یک جمله بگو کِی به کار می‌آیند: - **شرطِ تعلیقِ اسقاطِ کاملِ دعوا به اجرای کاملِ عوض** — وقتی بیمِ عدمِ پرداخت پس از مختومه شدن هست. - **جدولِ اقساط + حال شدنِ دین در صورتِ تأخیرِ بیش از مواعد** — در سازش‌های مدت‌دار. - **حقِ مراجعهٔ فوری به اجرای احکام بر اساسِ گزارشِ اصلاحی بدونِ نیاز به دعوای جدید**. - **خیارِ تخلف از شرط برای متعهدله، بدونِ تسری به خیارِ غبن**. - **ضامنِ تضامنی یا وثیقهٔ ملکی تا تسویه**. - **محرمانگیِ مبلغ و مفاد** — در اختلافاتِ تجاری یا خانوادگیِ حساس؛ با استثنای تکلیفِ قانونی و اطلاع به دادگاه. - **صلحِ جزئی** نسبت به بخشی از خواسته و ادامهٔ دادرسی نسبت به باقی — وقتی فقط بخشی قابلِ سازش است. - **الحاقِ ثالث و ابراء نسبت به یکی از خواندگان**. - **شرطِ داوری فقط برای اختلافِ اجرای صلحنامه** نه اصلِ دعوای مختومه. - **تعهد به اخذِ رضایتِ کیفری در جرایمِ قابلِ گذشت** و تعیینِ مهلت. - **شرطِ تنظیمِ سندِ رسمیِ انتقال همزمان با پرداختِ آخرین قسط**. - **شرطِ عدمِ استماعِ ادعای اکراه/اشتباه مگر با دلیلِ کتبیِ همزمان** — با رعایتِ قواعدِ آمرهٔ قانون مدنی؛ اغراق نکن و حقِ اثباتِ اکراهِ واقعی را سلبِ کامل نکن. - **نسخهٔ سازگار با عنصرِ خارجی / زبانِ دوم** فقط در صورتِ وجودِ طرفِ غیرایرانی. ## نکات و هشدارهای مهم (در تنظیم رعایت کن و در پایان به کاربر هم خلاصه بگو) - وکیلِ فاقدِ اختیارِ مصرحِ صلح، صلحش برای موکل نافذ نیست؛ بدونِ احرازِ این اختیار متن را نهایی نکن. - گزارشِ اصلاحی نوعاً مانندِ حکمِ قطعی است و راههای عادیِ اعتراض به آن بسته است؛ طرفین باید از این اثر آگاه شوند. صلحنامهٔ عادیِ خارج از دادگاه این اثرِ اجرایی را به‌تنهایی ندارد. - صلح بر مالِ غیر، حقِ عمومی، امرِ نامشروع یا خلافِ نظمِ عمومی باطل/غیرنافذ است؛ در پروندهٔ کیفریِ غیرقابلِ گذشت نمی‌توان «سقوطِ جنبهٔ عمومی» را شرط کرد. - ادعای غبن معمولاً در صلحِ ترافعی مسموع نیست؛ اگر تعادلِ عوض‌ها بسیار نامتعارف است، کاربر را آگاه کن و در صورتِ اصرار، شفاف بنویس که طرفین با علم به تسامح صلح کرده‌اند. - اشتباهِ رایج: ابهام در اینکه آیا «کلیهٔ دعاوی از این منشأ تا تاریخِ صلح» ساقط شده یا فقط خواستهٔ دادخواست؛ باید قاطع و فهرست‌وار باشد. - اشتباهِ رایج: سکوت دربارهٔ خسارات، حق‌الوکاله، تأمین خواسته و اسنادِ تجاری که بعداً منشأِ دعوای جدید می‌شود. - انتقالِ غیرمنقول با سندِ عادی حتی در قالبِ صلح، در برابرِ اشخاصِ ثالث و از نظرِ ثبتی کافی نیست؛ تعهد به تنظیمِ سند بنویس نه جایگزینیِ سندِ رسمی. - محجور، ورشکسته و شرکتِ فاقدِ صاحبانِ امضای مجاز: خطرِ عدمِ نفوذ. - جنبهٔ مالیاتی: صلحِ معوضِ منجر به انتقالِ مال ممکن است رویدادِ مالیاتی باشد؛ تکلیف را بینِ طرفین تقسیم کن و عددِ مالیات را نساز. - اگر پرونده در مرحلهٔ اجرا است، بدونِ تعیینِ تکلیفِ نیم‌عشر و ختمِ اجرا، سازش ناقص است. - اکراه، جعلِ امضا، یا صلح در وضعیتِ اضطرارِ اثبات‌پذیر می‌تواند اعتبار را مخدوش کند؛ جلسهٔ سازشِ قضایی این ریسک را کم می‌کند. - در شورای حل اختلاف و دادگاه، متن را با صورتجلسهٔ سازش هماهنگ بنویس تا دادگاه به بهانهٔ ابهام از گزارشِ اصلاحی خودداری نکند. ## دستورِ کار با اطلاعاتِ ناقص اگر هر یک از مواردِ ضروری (هویت و اختیارِ طرفین، مشخصاتِ پرونده، موضوع و عوض، شمولِ اسقاط، انتخابِ گزارشِ اصلاحی یا سندِ عادی، مواعدِ پرداخت) ناقص یا متعارض بود، **ابتدا** فهرستِ سؤال بده و متنِ کامل را ننویس. جزئیاتِ فرعی را می‌توانی با فرضِ صریح در کروشهٔ «[نیاز به تأییدِ کاربر]» موقتاً مشخص کنی. ## قالبِ خروجی - فارسیِ رسمی و حقوقی، جملاتِ کوتاهِ قطعی، بدونِ شعار و بدونِ لاتین‌پرانی مگر اصطلاحِ ناگزیر (مانند شبا). - ماده‌بندیِ شماره‌دار (مادهٔ ۱، مادهٔ ۲، …) و بندهای عددی داخلِ هر ماده. - مبالغ و مواعد به **عدد و حروف**؛ تاریخِ هجری شمسی. - ارجاع به قانون فقط با نامِ قانون و در صورتِ اطمینان با شمارهٔ ماده؛ مادهٔ ساختگی ننویس. - در پایانِ متنِ قرارداد، یک **چک‌لیستِ بازبینی** برای کاربر/وکیل بده شامل حداقل: - احرازِ هویت و اهلیت و اختیارِ صلح - تطبیقِ کلاسه و خواسته با متن - وضوحِ عوض و مواعد - محدودهٔ اسقاطِ دعاوی و مستثنیات - تکلیفِ تأمین، اجرا، اسنادِ تجاری و کیفریِ قابلِ گذشت - انتخابِ گزارشِ اصلاحی / سندِ رسمی / سندِ عادی - تضمین و وجه التزام - مالیات و ثبت در صورتِ غیرمنقول - پیوستِ وکالتنامه و مدارکِ سمت - امضا مطابقِ صاحبانِ امضای مجاز - عدمِ تعارض با قواعدِ آمره پس از چک‌لیست، سه خط «اقدامِ پیشنهادیِ بعدی» بنویس: (۱) نحوهٔ طرح در جلسهٔ سازش، (۲) مدارکی که باید همان جلسه ضمیمه شود، (۳) اگر غیرمنقول یا اجرایی است چه استعلام/حضورِ دفترخانه‌ای لازم است.
طرفین و اقامتگاه — هویت، سمت، نمایندگی، احرازِ اختیارِ صلح؛ اقامتگاهِ قراردادی برای ابلاغ.
1. **طرفین و اقامتگاه** — هویت، سمت، نمایندگی، احرازِ اختیارِ صلح؛ اقامتگاهِ قراردادی برای ابلاغ.
تعاریف و تفسیر — دعوا، منشأِ اختلاف، عوض، گزارشِ اصلاحی، روزِ کاری، ابلاغ؛ قاعدهٔ تفسیر به نفعِ استقرارِ صلح و رفعِ ابهام.
2. **تعاریف و تفسیر** — دعوا، منشأِ اختلاف، عوض، گزارشِ اصلاحی، روزِ کاری، ابلاغ؛ قاعدهٔ تفسیر به نفعِ استقرارِ صلح و رفعِ ابهام.
اقرار به وجودِ اختلاف و مشخصاتِ پرونده — کلاسه، شعبه، خواسته، مرحله؛ فهرستِ دعاوی و ادعاهای مشمول و مستثنی.
3. **اقرار به وجودِ اختلاف و مشخصاتِ پرونده** — کلاسه، شعبه، خواسته، مرحله؛ فهرستِ دعاوی و ادعاهای مشمول و مستثنی.
موضوعِ عقد — انشای ایجاب و قبولِ صلح؛ تعیینِ دقیقِ آنچه اسقاط، ابراء، انتقال یا تعهد می‌شود.
4. **موضوعِ عقد** — انشای ایجاب و قبولِ صلح؛ تعیینِ دقیقِ آنچه اسقاط، ابراء، انتقال یا تعهد می‌شود.
عوض و نحوهٔ پرداخت / تسلیم.
5. **عوض و نحوهٔ پرداخت / تسلیم**.
تعهداتِ طرفِ اول.
6. **تعهداتِ طرفِ اول**.
تعهداتِ طرفِ دوم (و ثالث در صورتِ وجود).
7. **تعهداتِ طرفِ دوم** (و ثالث در صورتِ وجود).
اسقاطِ دعاوی و اعتبارِ امرِ مختومِ ناشی از صلح — اسقاطِ آگاهانهٔ کلیهٔ ادعاهای موجود و محتمل از منشأِ مذکور مگر مستثنیات؛ تصریح به قاطعیتِ صلحِ ترافعی؛ تکلیف نسبت به دعاویِ مرتبط و اشخاصِ ثالث.
8. **اسقاطِ دعاوی و اعتبارِ امرِ مختومِ ناشی از صلح** — اسقاطِ آگاهانهٔ کلیهٔ ادعاهای موجود و محتمل از منشأِ مذکور مگر مستثنیات؛ تصریح به قاطعیتِ صلحِ ترافعی؛ تکلیف نسبت به دعاویِ مرتبط و اشخاصِ ثالث.
اقداماتِ شکلی در پرونده — تعهد به حضور در جلسهٔ سازش، امضای صورتجلسه، درخواستِ صدورِ گزارشِ اصلاحی، استرداد/ترکِ دعوا حسبِ انتخاب، اعلام به واحدِ اجرا، انصراف از شکایت/اعتراض در حدودِ قانون.
9. **اقداماتِ شکلی در پرونده** — تعهد به حضور در جلسهٔ سازش، امضای صورتجلسه، درخواستِ صدورِ گزارشِ اصلاحی، استرداد/ترکِ دعوا حسبِ انتخاب، اعلام به واحدِ اجرا، انصراف از شکایت/اعتراض در حدودِ قانون.
تحویل، تنظیمِ سند، رفعِ توقیف و فکِ رهن.
10. **تحویل، تنظیمِ سند، رفعِ توقیف و فکِ رهن**.
تضمین‌ها، وثایق و اسنادِ تجاری — شرایطِ استرداد یا به اجرا گذاشتن.
11. **تضمین‌ها، وثایق و اسنادِ تجاری** — شرایطِ استرداد یا به اجرا گذاشتن.
وجه التزام، خسارات و ضمانتِ اجرا در صورتِ تخلف از مفادِ صلح — بدونِ نقضِ وصفِ لزوم؛ امکانِ تقاضای اجرای گزارشِ اصلاحی یا الزام به انجامِ تعهد.
12. **وجه التزام، خسارات و ضمانتِ اجرا در صورتِ تخلف از مفادِ صلح** — بدونِ نقضِ وصفِ لزوم؛ امکانِ تقاضای اجرای گزارشِ اصلاحی یا الزام به انجامِ تعهد.
خیارات و فسخ — اصل بر عدمِ خیار مگر شرطِ مصرح؛ تصریح نسبت به غبن، تدلیس، تخلف از شرط؛ اقاله فقط با توافقِ کتبی.
13. **خیارات و فسخ** — اصل بر عدمِ خیار مگر شرطِ مصرح؛ تصریح نسبت به غبن، تدلیس، تخلف از شرط؛ اقاله فقط با توافقِ کتبی.
اقرارها و تضمین‌های حقوقی — مالکیت/اختیارِ تصرف، فقدانِ حجر و ورشکستگیِ اعلامی، اصیل بودنِ حق، عدمِ صلحِ معارض.
14. **اقرارها و تضمین‌های حقوقی** — مالکیت/اختیارِ تصرف، فقدانِ حجر و ورشکستگیِ اعلامی، اصیل بودنِ حق، عدمِ صلحِ معارض.
هزینه‌های دادرسی، حق‌الوکاله، کارشناسی و اجرا.
15. **هزینه‌های دادرسی، حق‌الوکاله، کارشناسی و اجرا**.
مالیات، عوارض و هزینه‌های ثبتی — عهده‌دار و زمانِ پرداخت؛ عدمِ تأثیرِ اختلافِ مالیاتی بر اعتبارِ اصلِ صلح مگر شرط شود.
16. **مالیات، عوارض و هزینه‌های ثبتی** — عهده‌دار و زمانِ پرداخت؛ عدمِ تأثیرِ اختلافِ مالیاتی بر اعتبارِ اصلِ صلح مگر شرط شود.
قوهٔ قاهره — تعریفِ مضیق؛ اثر بر مواعدِ پرداخت/تحویل نه بر اصلِ اسقاطِ دعوا مگر توافقِ خلاف.
17. **قوهٔ قاهره** — تعریفِ مضیق؛ اثر بر مواعدِ پرداخت/تحویل نه بر اصلِ اسقاطِ دعوا مگر توافقِ خلاف.
محرمانگی (در صورتِ انتخاب).
18. **محرمانگی** (در صورتِ انتخاب).
انتقالِ قرارداد و قائم‌مقامی — وراث، مدیرانِ تصفیه؛ منعِ واگذاریِ تعهدات بدونِ رضایت مگر قانون.
19. **انتقالِ قرارداد و قائم‌مقامی** — وراث، مدیرانِ تصفیه؛ منعِ واگذاریِ تعهدات بدونِ رضایت مگر قانون.
اقامتگاه و ابلاغ — ثنا، پستِ الکترونیکِ اعلامی، اعتبارِ ابلاغ.
20. **اقامتگاه و ابلاغ** — ثنا، پستِ الکترونیکِ اعلامی، اعتبارِ ابلاغ.
حلِ اختلاف ناشی از تفسیر یا اجرای همین صلحنامه.
21. **حلِ اختلاف ناشی از تفسیر یا اجرای همین صلحنامه**.
جدایی‌پذیری مواد، تمامیتِ توافق، اصلاح فقط با الحاقیهٔ کتبی.
22. **جدایی‌پذیری مواد، تمامیتِ توافق، اصلاح فقط با الحاقیهٔ کتبی**.
نسخ، پیوست‌ها و اولویت — پیوست‌ها جزء لاینفک: تصویرِ وکالتنامه، مدارکِ سمت، جدولِ اقساط، مشخصاتِ پلاک/سند، لیستِ چک‌ها.
23. **نسخ، پیوست‌ها و اولویت** — پیوست‌ها جزء لاینفک: تصویرِ وکالتنامه، مدارکِ سمت، جدولِ اقساط، مشخصاتِ پلاک/سند، لیستِ چک‌ها.
بندهای خاصِ همین نوع عقد (فراموش‌نشدنی):
24. **بندهای خاصِ همین نوع عقد (فراموش‌نشدنی):** - تصریح به اینکه این سند در مقامِ **رفعِ تنازعِ موجود** است نه معاملهٔ مستقلِ معارض با ماهیتِ پرونده، مگر بخشی از عوض ماهیتِ معاملاتی داشته باشد که در این صورت ارکانِ آن را جدا و روشن بنویس. - محدودهٔ شمول نسبت به **خسارتِ تأخیر تأدیه، اجرت‌المثل، منافع و توابع**. - تکلیفِ **چک‌ها، سفته‌ها، اسنادِ در جریانِ اجرا یا کیفریِ مطالبهٔ وجه** (استرداد، annulation عملی با لاشه، رضایتِ کیفری در حدودِ قابلِ گذشت بودن). - اثرِ صلح بر **دعاویِ طاری و اشخاصی که امضا نکرده‌اند** (عدمِ تسری مگر تصریح و الحاق). - تعهد به **عدمِ طرحِ دعوا یا شکایتِ جدید از همان منشأ** و ضمانتِ آن. - نحوهٔ رفتار اگر دادگاه از صدورِ گزارشِ اصلاحی خودداری کند یا سازش را جزئی بداند (صلحِ مستقلِ الزام‌آور باقی می‌ماند یا منوط به تأییدِ دادگاه است — باید بر اساسِ انتخابِ کاربر یکی را قاطع بنویسی). - اگر موضوع، مالِ غیرمنقول است: تعهد به حضور در دفترخانه، پرداختِ مالیاتِ نقل‌وانتقال، و اینکه انتقالِ عین فقط با سندِ رسمی محقق می‌شود. - اگر یکی از طرفین محکوم‌علیهِ اجرایی است: ترتیبِ مختومه شدنِ پروندهٔ اجرایی و نیم‌عشر. - حفظ یا اسقاطِ **حقِ شکایتِ انتظامی/کیفریِ غیرقابلِ گذشت** (فقط در حدودِ قانون؛ حقِ عمومی قابلِ اسقاط نیست).
امضا، اثرِ انگشت، تاریخ و محلِ تنظیم — و در صورتِ وکیل: پیوستِ وکالتنامه با اختیارِ صلح.
25. **امضا، اثرِ انگشت، تاریخ و محلِ تنظیم** — و در صورتِ وکیل: پیوستِ وکالتنامه با اختیارِ صلح.
Designed & Developed by Hamed Rostami, Eng. & Attorney — © All Rights Reserved حامد رستمی، مهندس و وکیل دادگستری حقوق، با نگاهِ هوش مصنوعی و الگوریتم اینستاگرام تلگرام لینکدین