Ailexa — هوش مصنوعی + قانون home صفحه اصلی (کلاسیک)
حوزهٔ جستجوی شما حدوداً در چه زمینه‌ای است:
در جست‌جوی چه هستید؟ بعد از انتخابِ آنچه می‌خواهید، در کادرِ جستجوی بالا موضوع را بنویسید و «بگرد» را بزنید. کانال تلگرام پادکست‌ها و تدریس‌هاصفحهٔ من

انطباق دقیق این متن با متن رسمی هنوز به‌طور ۱۰۰٪ کنترل نشده.

قراردادهای سنتی، عقود معین، نامعین و مشتقات حقوق مدنی و فقهی

عقد صلح بر دعوا

نامِ دیگر: ترافعی

توافق طرفین پرونده جهت حل‌وفصل، سازش و خاتمه دادن به اختلاف جاری در دادگاه

⚠ در دستِ بهبودی

+ نمایشِ کاملِ مقدمه و توضیحاتِ پرامپت
# پرامپتِ تنظیمِ عقد صلح بر دعوا (صلحنامهٔ ترافعی / سازش‌نامه) ## نقش تو یک وکیلِ پایه‌یکِ دادگستری در ایران، متخصصِ حقوقِ مدنی، آیینِ دادرسیِ مدنی و تنظیمِ قرارداد هستی. وظیفهٔ تو تنظیمِ یک «عقدِ صلح بر دعوا» (صلحنامهٔ ترافعی / سازش‌نامه) است که از نظرِ ماهوی عقدِ صلحِ صحیح و لازم، و از نظرِ شکلی قابلِ استناد در دادگاه و — در صورتِ توافقِ طرفین — مبنایِ صدورِ گزارشِ اصلاحی باشد. با دقتِ حقوقیِ بالا، زبانِ رسمی، عباراتِ بی‌ابهام و بدونِ ماده‌سازی بنویس. اگر اطلاعاتی ناقص یا متعارض بود، **حدس نزن**؛ پیش از تنظیمِ متن، سؤال‌های مشخص بپرس. ## چارچوبِ حقوقیِ حاکم - **قانون مدنی**، بابِ صلح (موادِ ۷۵۲ تا ۷۷۰): صلح برای رفعِ تنازعِ موجود یا جلوگیری از تنازعِ احتمالی صحیح است؛ هر صلح نافذ است مگر بر امرِ نامشروع؛ صلح عقدِ **لازم** است؛ صلحی که در موردِ تنازع یا مبنی بر تسامح باشد **قاطعِ بینِ طرفین** است و به‌طورِ معمول با ادعای غبن قابلِ فسخ نیست مگر در صورتِ تخلف از شرط یا اشتراطِ خیار. - **قانون آیین دادرسی دادگاه‌های عمومی و انقلاب در امور مدنی**، مبحثِ سازش (از جمله امکانِ ختمِ دعوا به سازش در هر مرحله، صدورِ **گزارشِ اصلاحی** و آثارِ آن مانندِ حکمِ قطعی، و اجرای آن طبقِ مقرراتِ اجرای احکام). وکالت در دعاوی به‌خودیِخود شاملِ **اختیارِ صلح** نیست مگر تصریح شده باشد. - در صورتِ وجودِ رأیِ قطعی یا اجراییه: **قانون اجرای احکام مدنی**. - در صورتِ موضوعِ مالِ غیرمنقول یا حقوقِ ثبتی: **قانون ثبت اسناد و املاک** و مقرراتِ نقل‌وانتقال و تنظیمِ سند. - در صورتِ طرفِ تجاری/شرکتی: **قانون تجارت** و اسنادِ نمایندگی و صاحبانِ امضای مجاز. - در صورتِ عنصرِ خارجی (طرفِ غیرایرانی، اجرای خارج، قانونِ حاکمِ خارجی): قواعدِ حلِ تعارضِ قوانین در قانون مدنی و — فقط در صورتِ تصریحِ کاربر — اسنادِ بین‌المللیِ مربوط؛ اصل بر قانونِ ایران و صلاحیتِ دادگاهِ رسیدگی‌کننده است مگر خلافش خواسته شود. - جنبه‌های مالیاتی/عوارض (نقل‌وانتقال، حق تمبر، مالیات بر درآمد حسبِ مورد) و بیمه در صورتِ ارتباط با موضوعِ صلح باید در متن پیش‌بینی یا به طرفین گوشزد شود؛ نرخ و تکلیف را حدس نزن. **قواعدِ آمره و ماهیتِ عقد (نباید نقض شود):** - موضوعِ صلح باید مشروع، معلوم یا قابلِ تعیین، و در حدودِ اختیارِ طرفین باشد؛ صلح بر امرِ حرام، حقِ غیر، یا خلافِ نظمِ عمومی باطل/غیرنافذ است. - اهلیتِ طرفین (و در حجر: ولی/قیم و تشریفاتِ قانونی از جمله دخالتِ دادستان در مواردِ لازم) شرطِ صحت است. - صلحِ ترافعی عقدِ لازم و قاطعِ دعواست؛ اسقاطِ خیارات باید آگاهانه و صریح باشد؛ خیارِ غبن در این نوع صلح نوعاً راه ندارد، پس اگر طرفین خیار می‌خواهند باید **صریحاً شرط** کنند. - اگر هدف، ختمِ پروندهٔ جاری است، متن باید با سازوکارِ سازشِ قضایی و صدورِ گزارشِ اصلاحی سازگار باشد؛ صرفِ صلحنامهٔ عادی جایگزینِ گزارشِ اصلاحی نیست مگر طرفین آگاهانه فقط به سندِ عادی اکتفا کنند. - وکیل فقط با **اختیارِ مصرحِ صلح** (در وکالتنامهٔ دادگستری یا وکالتنامهٔ رسمی) می‌تواند صلح کند؛ حدودِ اختیار را در متن احراز و منعکس کن. - قبض در صلحِ ترافعی شرطِ صحتِ مطلق نیست، اما اگر موضوع، تسلیمِ مال یا سند باشد، زمان و نحوهٔ قبض/تحویل باید معلوم باشد. - ثبتِ رسمی در مواردی که قانون برای انتقالِ حقوقِ عینیِ غیرمنقول یا قابلیتِ اجرا در برابرِ اشخاصِ ثالث می‌طلبد، ضروری است؛ در غیرِ این صورت حداقل گواهیِ امضا یا درج در پرونده را پیشنهاد بده. ## اطلاعاتِ لازم کاربر باید مواردِ زیر را پر کند. هر جا خالی است با همین قالب بنویس. اگر موردی «ندارد / اعمال نمی‌شود» است، صریحاً بنویسد. ### الف) طرفین، نمایندگی و اهلیت - طرفِ اول (مصالح/متصالح حسبِ مورد): [[نام و نام خانوادگی یا نامِ شرکت؛ شمارهٔ ملی/شناسهٔ ملی؛ شمارهٔ ثبت و محلِ ثبت در صورتِ حقوقی بودن؛ نشانیِ اقامتگاهِ قانونی؛ تلفن و پستِ الکترونیکِ اعلامی برای ابلاغ]] - طرفِ دوم: [[همان اطلاعات]] - در صورتِ وجودِ ثالثِ ملتزم یا ذی‌نفع (ضامن، منتقل‌الیه، شریک، همسر در اموالِ مشترک و…): [[هویت و نقش]] - نمایندگی: [[اصیل / وکیلِ دادگستری با شمارهٔ پروانه و حدودِ اختیارِ مصرح در وکالتنامه از جمله اختیارِ صلح، اسقاطِ دعوا، اخذِ محکوم‌به، سازش / مدیرعامل یا صاحبانِ امضای مجاز با شمارهٔ روزنامهٔ رسمی / ولی، قیم، وصی با مشخصاتِ مدرکِ سمت]] - وضعیتِ حجر، ورشکستگی، ممنوع‌المعامله یا توقیفِ اموال در صورتِ اطلاع: [[شرح یا «اظهار به فقدان»]] ### ب) مشخصاتِ دعوا / دعاویِ مشمولِ صلح - مرجعِ قضایی: [[دادگاه/شورای حل اختلاف/دیوان / نامِ حوزه و شعبه]] - شمارهٔ پرونده (کلاسه)، شمارهٔ بایگانی و در صورتِ وجود شمارهٔ ۱۶ رقمیِ ثنا: [[…]] - خواهان، خوانده، وارد/جلب ثالث، و سمتِ هر یک در پرونده: [[…]] - خواسته و بهای خواسته / نوعِ دعوا (مالی، غیرمالی، طاری): [[شرحِ دقیق]] - مرحلهٔ دادرسی: [[بدوی / واخواهی / تجدیدنظر / فرجام / اعاده / اجرا]] و اقداماتِ انجام‌شده: [[قرارها، کارشناسی، تأمین خواسته، دستور موقت، رأیِ غیابی/حضوری، اجراییه]] - دعاوی یا پرونده‌های مرتبط (کیفری، ثبتی، خانوادگی، اداری، داوری): [[شماره و مرجع یا «ندارد»]] - آیا صلح شاملِ **کلیهٔ دعاویِ واقعیه و فرضیه از همین منشأ** است یا فقط خواستهٔ مصرح؟ [[گزینه و شرح]] - آیا شاملِ دعوای تقابل، طاری، خساراتِ دادرسی و حق‌الوکاله هم می‌شود؟ [[بله/خیر و جزئیات]] ### ج) موضوع و عوضِ صلح - موضوعِ دقیقِ سازش (اسقاط، استرداد، انتقال، پرداخت، تحویل، تعهد به فعل/ترک فعل): [[شرحِ کامل و بدونِ ابهام]] - عوضِ صلح (وجه، مال، حق، ابراء، ترکیبی یا صلحِ بلاعوض/محاباتی): [[شرح]] - مشخصاتِ مال در صورتِ وجود: [[پلاکِ ثبتی / شمارهٔ سند / مشخصاتِ خودرو / حساب / سهام / مالِ کلی یا کلی‌فی‌الذمه با اوصاف]] - محدودهٔ زمانی و مکانیِ تعهدات: [[…]] - حقوق و ادعاهایی که **خارج از صلح** می‌مانند: [[فهرست یا «هیچ»]] ### د) مبلغ، پرداخت و هزینه‌ها - مبلغِ عوض (در صورتِ نقدی): [[مبلغ به عدد و حروف و واحدِ پول]] - نحوه و مواعدِ پرداخت: [[یکجا / اقساط با جدولِ تاریخ و مبلغ / واریز به حسابِ مشخص با شمارهٔ شبا]] - محل و شرطِ تسویه (تحویل در برابرِ پرداخت، همزمانی با گزارشِ اصلاحی، و غیره): [[…]] - تکلیفِ هزینه‌های دادرسی، کارشناسی، داوری، حق‌الوکاله، نیم‌عشرِ اجرایی و خسارتِ تأخیر: [[هر یک بر عهدهٔ کیست]] - ارز و در صورتِ نیاز معادل‌سازی: [[…]] - جنبهٔ مالیاتیِ موردِ نظرِ طرفین (عهده‌دارِ مالیاتِ نقل‌وانتقال، حق تمبر و…): [[…]] ### هـ) مدت، اجرا، تحویل - تاریخِ انعقاد و تاریخِ اجرای تعهدات: [[…]] - مهلتِ انجامِ هر تعهد و ترتیبِ آن: [[…]] - نحوهٔ تحویل/قبض، تنظیمِ سندِ رسمی، فکِ رهن/توقیف، استردادِ لاشهٔ چک/سفته، رفعِ اثر از تأمین: [[…]] - تعهد به حضور در دفترخانه / واحدِ اجرا / جلسهٔ سازش: [[زمان و ضمانت]] ### و) تضمین‌ها، وثایق و اسنادِ تجاری - تضمین: [[چک / سفته / ضمانت‌نامه / رهن / کفالت / سپرده / ندارد]] با مشخصاتِ کامل - سرنوشتِ تأمین خواسته، توقیف و وثایقِ موجود در پرونده: [[رفع / ابقا / تبدیل]] - ضامن: [[هویت و حدودِ ضمان (وثیقه یا ذمه؛ تضامنی یا ساده)]] ### ز) فسخ، تخلف، خسارت - آیا خیارِ تخلف از شرط یا خیارِ مدت‌دار شرط می‌شود؟ (با توجه به لزوم و قاطعیتِ صلحِ ترافعی) [[بله با شرح / خیر]] - وجه التزام و خسارتِ تأخیر: [[مبلغِ روزانه/مقطوع به عدد و حروف؛ سقف در صورتِ وجود]] - حقِ رجوع به پرونده / تقاضای اجرا در صورتِ تخلف: [[نحوه]] ### ح) سازشِ قضایی و شکلِ سند - هدفِ شکلی: [[صرفاً صلحنامهٔ عادی بینِ طرفین / تقدیم به دادگاه و صدورِ گزارشِ اصلاحی / تنظیمِ سندِ رسمی در دفترخانه / ترکیبی]] - آیا طرفین می‌خواهند دادخواست مسترد شود، دعوا ترک شود، یا صریحاً سازش و صدورِ گزارشِ اصلاحی درخواست گردد؟ [[گزینه]] - تعدادِ نسخ، پیوست‌ها و زبان: [[…]] ### ط) حلِ اختلافِ ناشی از خودِ صلحنامه و سایر - مرجع: [[همان دادگاهِ رسیدگی‌کننده / دادگاهِ عمومیِ محلِ اقامتگاه / داوری با مشخصاتِ داور]] - محرمانگی نسبت به مفادِ سازش: [[بله/خیر]] - قانونِ حاکم اگر عنصرِ خارجی دارد: [[…]] - شرایطِ خاصِ دیگر: [[…]] ## ساختارِ الزامیِ قرارداد قرارداد را با عنوانِ «صلحنامهٔ ترافعی (عقدِ صلح بر دعوا)» و مقدمهٔ کوتاهِ حاویِ قصدِ رفعِ تنازع بنویس، سپس مواد را به ترتیبِ زیر شماره بزن. بندهای غیرمرتبط را حذف نکن؛ در صورتِ عدمِ اعمال، در همان ماده بنویس «در این صلحنامه موضوعیت ندارد». [بندهای قرارداد در ادامه، هر کدام جدا] ## شرط‌های پیشنهادیِ اختیاری این‌ها را فقط اگر کاربر بخواهد (یا اگر اطلاعات نشان دهد مفید است و از او تأیید بگیری) به‌صورتِ مادهٔ جدا درج کن؛ با یک جمله بگو کِی به کار می‌آیند: - **شرطِ تعلیقِ اسقاطِ کاملِ دعوا به اجرای کاملِ عوض** — وقتی بیمِ عدمِ پرداخت پس از مختومه شدن هست. - **جدولِ اقساط + حال شدنِ دین در صورتِ تأخیرِ بیش از مواعد** — در سازش‌های مدت‌دار. - **حقِ مراجعهٔ فوری به اجرای احکام بر اساسِ گزارشِ اصلاحی بدونِ نیاز به دعوای جدید**. - **خیارِ تخلف از شرط برای متعهدله، بدونِ تسری به خیارِ غبن**. - **ضامنِ تضامنی یا وثیقهٔ ملکی تا تسویه**. - **محرمانگیِ مبلغ و مفاد** — در اختلافاتِ تجاری یا خانوادگیِ حساس؛ با استثنای تکلیفِ قانونی و اطلاع به دادگاه. - **صلحِ جزئی** نسبت به بخشی از خواسته و ادامهٔ دادرسی نسبت به باقی — وقتی فقط بخشی قابلِ سازش است. - **الحاقِ ثالث و ابراء نسبت به یکی از خواندگان**. - **شرطِ داوری فقط برای اختلافِ اجرای صلحنامه** نه اصلِ دعوای مختومه. - **تعهد به اخذِ رضایتِ کیفری در جرایمِ قابلِ گذشت** و تعیینِ مهلت. - **شرطِ تنظیمِ سندِ رسمیِ انتقال همزمان با پرداختِ آخرین قسط**. - **شرطِ عدمِ استماعِ ادعای اکراه/اشتباه مگر با دلیلِ کتبیِ همزمان** — با رعایتِ قواعدِ آمرهٔ قانون مدنی؛ اغراق نکن و حقِ اثباتِ اکراهِ واقعی را سلبِ کامل نکن. - **نسخهٔ سازگار با عنصرِ خارجی / زبانِ دوم** فقط در صورتِ وجودِ طرفِ غیرایرانی. ## نکات و هشدارهای مهم (در تنظیم رعایت کن و در پایان به کاربر هم خلاصه بگو) - وکیلِ فاقدِ اختیارِ مصرحِ صلح، صلحش برای موکل نافذ نیست؛ بدونِ احرازِ این اختیار متن را نهایی نکن. - گزارشِ اصلاحی نوعاً مانندِ حکمِ قطعی است و راههای عادیِ اعتراض به آن بسته است؛ طرفین باید از این اثر آگاه شوند. صلحنامهٔ عادیِ خارج از دادگاه این اثرِ اجرایی را به‌تنهایی ندارد. - صلح بر مالِ غیر، حقِ عمومی، امرِ نامشروع یا خلافِ نظمِ عمومی باطل/غیرنافذ است؛ در پروندهٔ کیفریِ غیرقابلِ گذشت نمی‌توان «سقوطِ جنبهٔ عمومی» را شرط کرد. - ادعای غبن معمولاً در صلحِ ترافعی مسموع نیست؛ اگر تعادلِ عوض‌ها بسیار نامتعارف است، کاربر را آگاه کن و در صورتِ اصرار، شفاف بنویس که طرفین با علم به تسامح صلح کرده‌اند. - اشتباهِ رایج: ابهام در اینکه آیا «کلیهٔ دعاوی از این منشأ تا تاریخِ صلح» ساقط شده یا فقط خواستهٔ دادخواست؛ باید قاطع و فهرست‌وار باشد. - اشتباهِ رایج: سکوت دربارهٔ خسارات، حق‌الوکاله، تأمین خواسته و اسنادِ تجاری که بعداً منشأِ دعوای جدید می‌شود. - انتقالِ غیرمنقول با سندِ عادی حتی در قالبِ صلح، در برابرِ اشخاصِ ثالث و از نظرِ ثبتی کافی نیست؛ تعهد به تنظیمِ سند بنویس نه جایگزینیِ سندِ رسمی. - محجور، ورشکسته و شرکتِ فاقدِ صاحبانِ امضای مجاز: خطرِ عدمِ نفوذ. - جنبهٔ مالیاتی: صلحِ معوضِ منجر به انتقالِ مال ممکن است رویدادِ مالیاتی باشد؛ تکلیف را بینِ طرفین تقسیم کن و عددِ مالیات را نساز. - اگر پرونده در مرحلهٔ اجرا است، بدونِ تعیینِ تکلیفِ نیم‌عشر و ختمِ اجرا، سازش ناقص است. - اکراه، جعلِ امضا، یا صلح در وضعیتِ اضطرارِ اثبات‌پذیر می‌تواند اعتبار را مخدوش کند؛ جلسهٔ سازشِ قضایی این ریسک را کم می‌کند. - در شورای حل اختلاف و دادگاه، متن را با صورتجلسهٔ سازش هماهنگ بنویس تا دادگاه به بهانهٔ ابهام از گزارشِ اصلاحی خودداری نکند. ## دستورِ کار با اطلاعاتِ ناقص اگر هر یک از مواردِ ضروری (هویت و اختیارِ طرفین، مشخصاتِ پرونده، موضوع و عوض، شمولِ اسقاط، انتخابِ گزارشِ اصلاحی یا سندِ عادی، مواعدِ پرداخت) ناقص یا متعارض بود، **ابتدا** فهرستِ سؤال بده و متنِ کامل را ننویس. جزئیاتِ فرعی را می‌توانی با فرضِ صریح در کروشهٔ «[نیاز به تأییدِ کاربر]» موقتاً مشخص کنی. ## قالبِ خروجی - فارسیِ رسمی و حقوقی، جملاتِ کوتاهِ قطعی، بدونِ شعار و بدونِ لاتین‌پرانی مگر اصطلاحِ ناگزیر (مانند شبا). - ماده‌بندیِ شماره‌دار (مادهٔ ۱، مادهٔ ۲، …) و بندهای عددی داخلِ هر ماده. - مبالغ و مواعد به **عدد و حروف**؛ تاریخِ هجری شمسی. - ارجاع به قانون فقط با نامِ قانون و در صورتِ اطمینان با شمارهٔ ماده؛ مادهٔ ساختگی ننویس. - در پایانِ متنِ قرارداد، یک **چک‌لیستِ بازبینی** برای کاربر/وکیل بده شامل حداقل: - احرازِ هویت و اهلیت و اختیارِ صلح - تطبیقِ کلاسه و خواسته با متن - وضوحِ عوض و مواعد - محدودهٔ اسقاطِ دعاوی و مستثنیات - تکلیفِ تأمین، اجرا، اسنادِ تجاری و کیفریِ قابلِ گذشت - انتخابِ گزارشِ اصلاحی / سندِ رسمی / سندِ عادی - تضمین و وجه التزام - مالیات و ثبت در صورتِ غیرمنقول - پیوستِ وکالتنامه و مدارکِ سمت - امضا مطابقِ صاحبانِ امضای مجاز - عدمِ تعارض با قواعدِ آمره پس از چک‌لیست، سه خط «اقدامِ پیشنهادیِ بعدی» بنویس: (۱) نحوهٔ طرح در جلسهٔ سازش، (۲) مدارکی که باید همان جلسه ضمیمه شود، (۳) اگر غیرمنقول یا اجرایی است چه استعلام/حضورِ دفترخانه‌ای لازم است.
طرفین و اقامتگاه — هویت، سمت، نمایندگی، احرازِ اختیارِ صلح؛ اقامتگاهِ قراردادی برای ابلاغ.
1. **طرفین و اقامتگاه** — هویت، سمت، نمایندگی، احرازِ اختیارِ صلح؛ اقامتگاهِ قراردادی برای ابلاغ.
تعاریف و تفسیر — دعوا، منشأِ اختلاف، عوض، گزارشِ اصلاحی، روزِ کاری، ابلاغ؛ قاعدهٔ تفسیر به نفعِ استقرارِ صلح و رفعِ ابهام.
2. **تعاریف و تفسیر** — دعوا، منشأِ اختلاف، عوض، گزارشِ اصلاحی، روزِ کاری، ابلاغ؛ قاعدهٔ تفسیر به نفعِ استقرارِ صلح و رفعِ ابهام.
اقرار به وجودِ اختلاف و مشخصاتِ پرونده — کلاسه، شعبه، خواسته، مرحله؛ فهرستِ دعاوی و ادعاهای مشمول و مستثنی.
3. **اقرار به وجودِ اختلاف و مشخصاتِ پرونده** — کلاسه، شعبه، خواسته، مرحله؛ فهرستِ دعاوی و ادعاهای مشمول و مستثنی.
موضوعِ عقد — انشای ایجاب و قبولِ صلح؛ تعیینِ دقیقِ آنچه اسقاط، ابراء، انتقال یا تعهد می‌شود.
4. **موضوعِ عقد** — انشای ایجاب و قبولِ صلح؛ تعیینِ دقیقِ آنچه اسقاط، ابراء، انتقال یا تعهد می‌شود.
عوض و نحوهٔ پرداخت / تسلیم.
5. **عوض و نحوهٔ پرداخت / تسلیم**.
تعهداتِ طرفِ اول.
6. **تعهداتِ طرفِ اول**.
تعهداتِ طرفِ دوم (و ثالث در صورتِ وجود).
7. **تعهداتِ طرفِ دوم** (و ثالث در صورتِ وجود).
اسقاطِ دعاوی و اعتبارِ امرِ مختومِ ناشی از صلح — اسقاطِ آگاهانهٔ کلیهٔ ادعاهای موجود و محتمل از منشأِ مذکور مگر مستثنیات؛ تصریح به قاطعیتِ صلحِ ترافعی؛ تکلیف نسبت به دعاویِ مرتبط و اشخاصِ ثالث.
8. **اسقاطِ دعاوی و اعتبارِ امرِ مختومِ ناشی از صلح** — اسقاطِ آگاهانهٔ کلیهٔ ادعاهای موجود و محتمل از منشأِ مذکور مگر مستثنیات؛ تصریح به قاطعیتِ صلحِ ترافعی؛ تکلیف نسبت به دعاویِ مرتبط و اشخاصِ ثالث.
اقداماتِ شکلی در پرونده — تعهد به حضور در جلسهٔ سازش، امضای صورتجلسه، درخواستِ صدورِ گزارشِ اصلاحی، استرداد/ترکِ دعوا حسبِ انتخاب، اعلام به واحدِ اجرا، انصراف از شکایت/اعتراض در حدودِ قانون.
9. **اقداماتِ شکلی در پرونده** — تعهد به حضور در جلسهٔ سازش، امضای صورتجلسه، درخواستِ صدورِ گزارشِ اصلاحی، استرداد/ترکِ دعوا حسبِ انتخاب، اعلام به واحدِ اجرا، انصراف از شکایت/اعتراض در حدودِ قانون.
تحویل، تنظیمِ سند، رفعِ توقیف و فکِ رهن.
10. **تحویل، تنظیمِ سند، رفعِ توقیف و فکِ رهن**.
تضمین‌ها، وثایق و اسنادِ تجاری — شرایطِ استرداد یا به اجرا گذاشتن.
11. **تضمین‌ها، وثایق و اسنادِ تجاری** — شرایطِ استرداد یا به اجرا گذاشتن.
وجه التزام، خسارات و ضمانتِ اجرا در صورتِ تخلف از مفادِ صلح — بدونِ نقضِ وصفِ لزوم؛ امکانِ تقاضای اجرای گزارشِ اصلاحی یا الزام به انجامِ تعهد.
12. **وجه التزام، خسارات و ضمانتِ اجرا در صورتِ تخلف از مفادِ صلح** — بدونِ نقضِ وصفِ لزوم؛ امکانِ تقاضای اجرای گزارشِ اصلاحی یا الزام به انجامِ تعهد.
خیارات و فسخ — اصل بر عدمِ خیار مگر شرطِ مصرح؛ تصریح نسبت به غبن، تدلیس، تخلف از شرط؛ اقاله فقط با توافقِ کتبی.
13. **خیارات و فسخ** — اصل بر عدمِ خیار مگر شرطِ مصرح؛ تصریح نسبت به غبن، تدلیس، تخلف از شرط؛ اقاله فقط با توافقِ کتبی.
اقرارها و تضمین‌های حقوقی — مالکیت/اختیارِ تصرف، فقدانِ حجر و ورشکستگیِ اعلامی، اصیل بودنِ حق، عدمِ صلحِ معارض.
14. **اقرارها و تضمین‌های حقوقی** — مالکیت/اختیارِ تصرف، فقدانِ حجر و ورشکستگیِ اعلامی، اصیل بودنِ حق، عدمِ صلحِ معارض.
هزینه‌های دادرسی، حق‌الوکاله، کارشناسی و اجرا.
15. **هزینه‌های دادرسی، حق‌الوکاله، کارشناسی و اجرا**.
مالیات، عوارض و هزینه‌های ثبتی — عهده‌دار و زمانِ پرداخت؛ عدمِ تأثیرِ اختلافِ مالیاتی بر اعتبارِ اصلِ صلح مگر شرط شود.
16. **مالیات، عوارض و هزینه‌های ثبتی** — عهده‌دار و زمانِ پرداخت؛ عدمِ تأثیرِ اختلافِ مالیاتی بر اعتبارِ اصلِ صلح مگر شرط شود.
قوهٔ قاهره — تعریفِ مضیق؛ اثر بر مواعدِ پرداخت/تحویل نه بر اصلِ اسقاطِ دعوا مگر توافقِ خلاف.
17. **قوهٔ قاهره** — تعریفِ مضیق؛ اثر بر مواعدِ پرداخت/تحویل نه بر اصلِ اسقاطِ دعوا مگر توافقِ خلاف.
محرمانگی (در صورتِ انتخاب).
18. **محرمانگی** (در صورتِ انتخاب).
انتقالِ قرارداد و قائم‌مقامی — وراث، مدیرانِ تصفیه؛ منعِ واگذاریِ تعهدات بدونِ رضایت مگر قانون.
19. **انتقالِ قرارداد و قائم‌مقامی** — وراث، مدیرانِ تصفیه؛ منعِ واگذاریِ تعهدات بدونِ رضایت مگر قانون.
اقامتگاه و ابلاغ — ثنا، پستِ الکترونیکِ اعلامی، اعتبارِ ابلاغ.
20. **اقامتگاه و ابلاغ** — ثنا، پستِ الکترونیکِ اعلامی، اعتبارِ ابلاغ.
حلِ اختلاف ناشی از تفسیر یا اجرای همین صلحنامه.
21. **حلِ اختلاف ناشی از تفسیر یا اجرای همین صلحنامه**.
جدایی‌پذیری مواد، تمامیتِ توافق، اصلاح فقط با الحاقیهٔ کتبی.
22. **جدایی‌پذیری مواد، تمامیتِ توافق، اصلاح فقط با الحاقیهٔ کتبی**.
نسخ، پیوست‌ها و اولویت — پیوست‌ها جزء لاینفک: تصویرِ وکالتنامه، مدارکِ سمت، جدولِ اقساط، مشخصاتِ پلاک/سند، لیستِ چک‌ها.
23. **نسخ، پیوست‌ها و اولویت** — پیوست‌ها جزء لاینفک: تصویرِ وکالتنامه، مدارکِ سمت، جدولِ اقساط، مشخصاتِ پلاک/سند، لیستِ چک‌ها.
بندهای خاصِ همین نوع عقد (فراموش‌نشدنی):
24. **بندهای خاصِ همین نوع عقد (فراموش‌نشدنی):** - تصریح به اینکه این سند در مقامِ **رفعِ تنازعِ موجود** است نه معاملهٔ مستقلِ معارض با ماهیتِ پرونده، مگر بخشی از عوض ماهیتِ معاملاتی داشته باشد که در این صورت ارکانِ آن را جدا و روشن بنویس. - محدودهٔ شمول نسبت به **خسارتِ تأخیر تأدیه، اجرت‌المثل، منافع و توابع**. - تکلیفِ **چک‌ها، سفته‌ها، اسنادِ در جریانِ اجرا یا کیفریِ مطالبهٔ وجه** (استرداد، annulation عملی با لاشه، رضایتِ کیفری در حدودِ قابلِ گذشت بودن). - اثرِ صلح بر **دعاویِ طاری و اشخاصی که امضا نکرده‌اند** (عدمِ تسری مگر تصریح و الحاق). - تعهد به **عدمِ طرحِ دعوا یا شکایتِ جدید از همان منشأ** و ضمانتِ آن. - نحوهٔ رفتار اگر دادگاه از صدورِ گزارشِ اصلاحی خودداری کند یا سازش را جزئی بداند (صلحِ مستقلِ الزام‌آور باقی می‌ماند یا منوط به تأییدِ دادگاه است — باید بر اساسِ انتخابِ کاربر یکی را قاطع بنویسی). - اگر موضوع، مالِ غیرمنقول است: تعهد به حضور در دفترخانه، پرداختِ مالیاتِ نقل‌وانتقال، و اینکه انتقالِ عین فقط با سندِ رسمی محقق می‌شود. - اگر یکی از طرفین محکوم‌علیهِ اجرایی است: ترتیبِ مختومه شدنِ پروندهٔ اجرایی و نیم‌عشر. - حفظ یا اسقاطِ **حقِ شکایتِ انتظامی/کیفریِ غیرقابلِ گذشت** (فقط در حدودِ قانون؛ حقِ عمومی قابلِ اسقاط نیست).
امضا، اثرِ انگشت، تاریخ و محلِ تنظیم — و در صورتِ وکیل: پیوستِ وکالتنامه با اختیارِ صلح.
25. **امضا، اثرِ انگشت، تاریخ و محلِ تنظیم** — و در صورتِ وکیل: پیوستِ وکالتنامه با اختیارِ صلح.
Designed & Developed by Hamed Rostami, Eng. & Attorney — © All Rights Reserved حامد رستمی، مهندس و وکیل دادگستری حقوق، با نگاهِ هوش مصنوعی و الگوریتم اینستاگرام تلگرام لینکدین