Ailexa — هوش مصنوعی + قانون home صفحه اصلی (کلاسیک)
حوزهٔ جستجوی شما حدوداً در چه زمینه‌ای است:
در جست‌جوی چه هستید؟ بعد از انتخابِ آنچه می‌خواهید، در کادرِ جستجوی بالا موضوع را بنویسید و «بگرد» را بزنید. کانال تلگرام پادکست‌ها و تدریس‌هاصفحهٔ من

انطباق دقیق این متن با متن رسمی هنوز به‌طور ۱۰۰٪ کنترل نشده.

قراردادهای سنتی، عقود معین، نامعین و مشتقات حقوق مدنی و فقهی

قرارداد مشروط به شرط صفت

عقدی که وجود یک وصف خاص کیفی، کمی یا ماهوی در مبیع یا موضوع عقد در آن تصریح شده است

⚠ در دستِ بهبودی

متنِ قرارداد

ماده ۱ – عنوان و مقدمه: این قرارداد در اجرای ماده ۱۰ قانون مدنی و ناظر بر ماده ۲۳۴ آن قانون، فیمابین طرفین منعقد گردیده و متضمنِ شرطِ صفتِ معین در موضوع معامله است.
ماده ۲ – طرفین، اقامتگاه قانونی و نمایندگی: طرف اول (مشروطٌ‌له): آقای/خانم/شرکت [ ] به شماره ملی/ثبت [ ] به نشانی [ ] و طرف دوم (مشروطٌ‌علیه): آقای/خانم/شرکت [ ] به شماره ملی/ثبت [ ] به نشانی [ ].
ماده ۳ – تعاریف: صفتِ مشروط: ویژگی خاصِ کمّی، کیفی یا ماهویِ موضوع معامله؛ مشروطٌ‌له: متعهدلهِ شرط؛ مشروطٌ‌علیه: متعهدِ شرط؛ تلورانس: حدِ مجازِ انحرافِ کمّی/کیفی؛ نقصِ عدمِ انطباق با صفت؛ احراز: اثباتِ وجودِ صفت از طریقِ کارشناسی یا آزمایش؛ نمونهٔ شاهد: نمونهٔ ملاکِ عمل؛ روزِ کاری: روزهای رسمیِ تقویمیِ جمهوری اسلامی ایران.
ماده ۴ – عقدِ پایه و موضوعِ معامله: موضوع عبارت است از [ ] با مشخصاتِ مندرج در پیوستِ شماره [ ] که به منظور رفعِ غرر به دقت توصیف شده است.
ماده ۵ – مدت و مواعد: مدتِ اجرای قرارداد از تاریخ [ ] لغایت [ ] می‌باشد.
ماده ۶ – مبلغ/عوض و نحوهٔ پرداخت: مبلغِ کلِ معامله [ ] ریال است که طی [ ] قسط به شرح [ ] پرداخت می‌گردد.
ماده ۷ – مادهٔ مستقلِ شرطِ صفت: مشروطٌ‌علیه متعهد است موضوعِ معامله را با صفتِ [ ] (از نوعِ کیفی/کمّی/ماهوی) با میزانِ تلورانسِ [ ] در زمانِ تسلیم تحویل دهد. اسنادِ مثبتِ صفت عبارتند از [ ].
ماده ۸ – بازرسی، نمونه‌برداری، آزمایش و حقِ حضورِ طرفین: مشروطٌ‌له حق دارد ظرفِ مهلتِ [ ] روز از تاریخِ تحویل، نسبت به بازرسی و آزمایش اقدام کند. سکوتِ مشروطٌ‌له پس از انقضای مهلت به منزلهٔ قبولیِ موضوع و اسقاطِ ادعای عدمِ مطابقتِ صفت خواهد بود.
ماده ۹ – تعهداتِ مشروطٌ‌علیه: تسلیمِ موضوعِ معامله واجدِ صفتِ مشروط، ارائهٔ مدارکِ فنی، عدمِ تغییرِ خودسرانهٔ مشخصات و حفظِ نمونهٔ شاهد.
ماده ۱۰ – تعهداتِ مشروطٌ‌له: همکاری در بازرسی، پرداختِ ثمن/عوض در موعدِ مقرر پس از احرازِ مطابقت، و حفاظت از موردِ معامله پس از قبض.
ماده ۱۱ – اثرِ حقوقیِ تخلف از شرطِ صفت: در صورتِ تخلف، مشروطٌ‌له مستند به مادهٔ ۲۳۵ قانون مدنی (و حسب مورد خیارِ تخلفِ وصف)، حقِ فسخِ قرارداد را دارد. اعمالِ حقِ فسخ ظرفِ [ ] روز از تاریخِ احراز و با ارسالِ اظهارنامه انجام می‌شود.
ماده ۱۲ – تمایز از عیبِ مخفی، تدلیس و تخلف از شرطِ فعل/نتیجه: این شرط صفتِ مستقل بوده و احکامِ آن مجزا از احکامِ عیبِ مخفی (ماده ۴۲۲ قانون مدنی) و تدلیس است.
ماده ۱۳ – تضمین‌ها، وثایق و شرایطِ ضبط: مشروطٌ‌علیه جهتِ حسنِ انجامِ تعهد مبلغ/سندِ تضمین به شمارهٔ [ ] نزدِ مشروطٌ‌له تودیع می‌نماید که در صورتِ تخلفِ قطعی، قابلِ ضبط است.
ماده ۱۴ – تحویل، نقلِ ضمان معاوضی و انتقالِ مالکیت/منافع: تابعِ احکامِ عقدِ پایه و قبضِ صحیحِ موضوعِ معامله خواهد بود.
ماده ۱۵ – وجه التزام و خسارات: در صورتِ تاخیر در تسلیمِ موضوعِ واجدِ صفت، مشروطٌ‌علیه روزانه مبلغِ [ ] ریال به عنوانِ وجه‌التزام پرداخت خواهد کرد که مانعِ مطالبه‌ی اصلِ خسارتِ واقعی نخواهد بود.
ماده ۶ – خیاراتِ دیگر و وضعیتِ اسقاط: کافهٔ خیاراتِ قانونی (از جمله غبن) اسقاط می‌گردد، لکن خیارِ تخلفِ از صفتِ موضوعِ این قرارداد به قوتِ خود باقی است.
ماده ۱۷ – قوهٔ قاهره: بروزِ فورس‌ماژور را نمی‌توان مستندی برای رفعِ مسئولیتِ مشروطٌ‌علیه در خصوصِ فقدانِ صفتی که باید حینِ عقد موجود می‌بود قرار داد، مگر صفتِ استقبالیِ تصریح‌شده.
ماده ۱۸ – محرمانگی و مالکیتِ فکری: طرفین متعهد به حفظِ محرمانگیِ مشخصاتِ فنیِ تبادل‌شده هستند.
ماده ۱۹ – انتقالِ قرارداد و قائم‌مقامی: انتقالِ حقوق و تعهداتِ این قرارداد به غیر، منوط به موافقتِ کتبیِ طرفین است.
ماده ۲۰ – اصلاح قرارداد: هرگونه اصلاح یا تغییر در مفادِ این قرارداد صرفاً با توافقِ کتبی و الحاقیه امکان‌پذیر است.
ماده ۲۱ – حلِ اختلاف: اختلافِ ناشی از این قرارداد بدواً از طریقِ مذاکره و در صورتِ عدمِ سازش، از طریقِ داوری مرضی‌الطرفین / دادگاه‌های صالحِ شهرستانِ [ ] حل‌وفصل می‌گردد.
ماده ۲۲ – اقامتگاه و ابلاغ: اقامتگاهِ طرفین همان است که در ماده ۲ آمده و ابلاغِ الکترونیکی یا ارسال به نشانیِ یاد شده قانونی محسوب می‌شود.
ماده ۲۳ – نسخ، پیوست‌ها: این قرارداد در [ ] نسخه تنظیم شده و پیوستِ شمارهٔ [ ] جزءِ لاینفکِ آن است.
ماده ۲۴ – تمامیتِ قرارداد: این قرارداد کلِ توافقِ طرفین را تشکیل داده و توافقاتِ شفاهیِ معارض فاقدِ اثر است.
ماده ۲۵ – امضا، تاریخ و محل: این قرارداد در تاریخ [ ] در شهر [ ] به امضای طرفین رسید.

نکاتِ تنظیمِ این قرارداد

مبنای حقوقی
ماده ۱۰ و مواد ۲۳۴ الی ۲۴۵ و ۳۵۵ و ۳۵۶ و ۳۸۳ و ۴۱۰ الی ۴۱۳ قانون مدنی.
نکاتِ کلیدی
۱. تصریح به وصفِ دقیقِ موضوع معامله برای جلوگیری از غرر. ۲. ذکرِ صریحِ حقِ فسخ در صورتِ تخلف از صفت مطابق ماده ۲۳۴ قانون مدنی. ۳. تعیینِ مهلتِ معین برای بازرسی و آزمایشِ صفت. ۴. تفکیکِ دقیقِ میانِ صفتِ مشروط با عیبِ مخفی و تدلیس. ۵. پیش‌بینیِ نمونهٔ شاهد برای جلوگیری از اختلافاتِ بعدی در احرازِ صفت. ۶. عدمِ تسریِ قوهٔ قاهره بر صفاتی که باید حینِ عقد موجود می‌بودند.
بندهای پرخطر
۱. مبهم بودنِ معیارهای سنجشِ صفتِ مشروط؛ که باید با تعیین دقیقِ تلورانس و استانداردهای فنی در مواد ۳ و ۷ محکم نوشته شود. ۲. سکوت در خصوصِ مهلتِ اعمالِ خیارِ تخلف از صفت؛ که باید با تعیینِ دقیقِ روزهای کاری و ذکرِ اثرِ سکوت در ماده ۸ و ۱۱ مدیریت شود.

متن و نکاتِ این قرارداد با کمکِ هوش مصنوعی تهیه شده است؛ پیش از امضا با وکیل مشورت کنید.

+ نمایشِ کاملِ مقدمه و توضیحاتِ پرامپت
# پرامپتِ تنظیمِ قرارداد مشروط به شرط صفت ## نقش تو یک وکیلِ پایه‌یکِ دادگستری در ایران، متخصصِ حقوقِ مدنی، فقهِ معاملات و تنظیمِ قرارداد هستی. قرارداد را با دقتِ حرفه‌ای، زبانِ حقوقیِ بی‌ابهام، سازگار با قواعدِ آمره و رویهٔ قضاییِ ایران بنویس. هیچ ماده‌ای را حدس نزن؛ اگر نکته‌ای مبهم یا فاقدِ مستندِ روشن است، آن را به‌صورتِ شرطِ قراردادیِ صریح حل کن نه با استنادِ ساختگی. فرض کن این سند ممکن است نزدِ دادگاه یا داور استناد شود؛ بنابراین توصیفِ صفت، نحوهٔ احراز، زمانِ احراز و اثرِ تخلف باید چنان دقیق باشد که جای تفسیرِ موسّع نماند. ## چارچوبِ حقوقیِ حاکم (آمره و تکمیلی) عقدِ پایه می‌تواند از عقودِ معین (بیع، اجاره، صلح، جعاله، پیمانکاریِ مدنی و نظایر آن) یا نامعین (مادهٔ ۱۰ قانون مدنی) باشد؛ «شرطِ صفت» شرطِ ضمنِ عقد است نه خودِ عقد. چارچوبِ الزامی: - قانون مدنی: شرایطِ صحتِ معامله (از جمله قصد و رضا، اهلیت، موضوعِ معین و مشروعیتِ جهت)؛ قواعدِ شروطِ ضمنِ عقد (موادِ ۲۳۲ تا ۲۴۶) به‌ویژه مادهٔ ۲۳۴ (اقسامِ شرط و تعریفِ شرطِ صفت به‌عنوان شرطِ راجع به کیفیت یا کمیتِ موردِ معامله) و مادهٔ ۲۳۵ (در صورتِ فقدانِ صفت، مشروطٌ‌له حقِ فسخ دارد مگر خلافش به‌طورِ معتبر توافق شود در حدی که قانون اجازه دهد). - در صورتی که عقدِ پایه بیع باشد: قواعدِ بیع و خیاراتِ مختص، از جمله خیارِ تخلفِ وصف و فوریتِ اعمالِ خیار پس از علم؛ تمایزِ روشن با خیارِ عیب و ارش. - قواعدِ عمومیِ تعهدات، خسارت، وجه التزام و قوهٔ قاهره در قانون مدنی؛ در روابطِ تجاری در صورتِ صدق، قانون تجارت. - اگر موردِ معامله مالِ غیرمنقول، حقِ عینی یا نیازمندِ سندِ رسمی است: قانون ثبت و ممنوعیتِ ترتیبِ اثرِ خلافِ مقرراتِ ثبتی نسبت به اشخاصِ ثالث. - اگر موضوع مشمولِ قوانینِ خاص است (روابطِ موجر و مستأجر، کار، بیمه، بازار سرمایه، مناقصه/شرایط عمومی پیمان، صادرات و واردات): همان قانونِ خاص بر شرطِ صفت نیز حاکم است و شرط نمی‌تواند حکمِ آمره را دور بزند. - قواعدِ مالیاتی و بیمه‌ایِ حاکم بر عقدِ پایه (از جمله قانون مالیات‌های مستقیم و مقرراتِ تأمین اجتماعی در فرضِ پیمان/کار) باید رعایت شود؛ شرطِ صفت ماهیتِ فقهی/قانونیِ عقد را عوض نمی‌کند. نکتهٔ فقهی‌ـ‌قانونی در یک خط: شرطِ صفت، وصفِ کیفی، کمّی یا ماهویِ موردِ معامله را داخلِ تراضی می‌کند؛ اگر صفت چنان جوهری باشد که بدونِ آن موضوعْ مردد یا نامعین شود، مسئله از «شرط» خارج و به صحتِ خودِ عقد (تعیینِ موضوع) مربوط می‌شود. قبض، لزوم/جواز، قابلیتِ ثبت و مالیات تابعِ عقدِ پایه است نه عنوانِ شرط. شروطِ نامشروع، غیرمقدور یا خلافِ مقتضای ذاتِ عقد باطل‌اند و در مواردِ مصرّح ممکن است مبطلِ عقد باشند. قواعدی که نباید نقض شود: اهلیت و رضایت؛ معین بودنِ مورد؛ مشروعیت؛ منعِ شرطِ نامقدور/بی‌فایده/نامشروع؛ عدمِ سلبِ حقِ مراجعه به دادگستری به‌طورِ مطلقِ خلافِ آمره (داوریِ معتبر جایز است)؛ عدمِ اسقاطِ خیارات به‌نحوی که قانون در آن مورد منع کرده یا موجبِ غررِ فاحش و بطلان شود؛ رعایتِ تشریفاتِ ثبت و مجوزهای لازم. ## اطلاعاتِ لازم اگر هر یک خالی است، قبل از نوشتنِ قرارداد سؤال کن و حدس نزن. کاربر باید این جاهای خالی را پر کند: ### الف) طرفین و نمایندگی - طرفِ مشروطٌ‌له (ذی‌نفعِ صفت): [[نام و نام خانوادگی / نام شرکت، شماره ملی یا شناسه ملی، شماره ثبت، کد اقتصادی در صورت لزوم، نشانی اقامتگاه قانونی، مشخصات نماینده و مستند نمایندگی]] - طرفِ مشروطٌ‌علیه (متعهد به وجود/تحقق صفت): [[همان اطلاعات]] - سمتِ هر طرف در عقدِ پایه (فروشنده/خریدار، موجر/مستأجر، پیمانکار/کارفرما و غیره): [[سمت]] - اهلیت و مجوزهای لازم: [[توضیح؛ مثلاً پروانه کسب، مجوز صادرات، پایان‌کار]] ### ب) عقدِ پایه و موضوع - نوعِ عقدِ پایه: [[بیع / اجاره / صلح / جعاله / پیمان / ماده ۱۰ / سایر با توضیح]] - موضوعِ عقد (موردِ معامله): [[توصیف دقیق مال، حق، خدمت یا نتیجه؛ مشخصات ثبتی/شناسه کالا/سریال/مقدار/محل]] - عین معین است یا کلی فی‌الذمه / کلی در معین: [[نوع]] - قبض، تسلیم یا محلِ اجرا: [[محل، زمان، نحوه]] ### ج) خودِ شرطِ صفت (قلبِ قرارداد) - عنوانِ کوتاهِ صفت: [[مثلاً عیار مشخص، مدل سال، کارکرد کیلومتر، مساحت مفید، برند اصیل، ظرفیت تولید، رطوبت حداکثر، استاندارد ملی مشخص]] - نوعِ صفت: [[کیفی / کمّی / ماهوی / ترکیبی]] - شرحِ فنی و حقوقیِ صفت به‌نحوی که قابلِ احرازِ عینی باشد: [[معیار، عدد، واحد، تلورانس مجاز، استاندارد مرجع، روش آزمون]] - صفت باید در چه زمانی موجود باشد: [[حین عقد / حین تسلیم / تا تاریخ معین / در طول مدت]] - آیا صفت جزء مقوّمِ موضوع است یا وصفِ اضافیِ مشروط: [[توضیح قصد طرفین]] - مدارکِ مثبتِ صفت: [[گواهی استاندارد، شناسنامه فنی، گزارش آزمایشگاه، سند ثبتی، کاتالوگ تعهدشده]] - مرجعِ احراز در صورت اختلاف: [[کارشناس رسمی دادگستری در رشته مشخص / آزمایشگاه معتمد / بازرسی ثالث با نام]] ### د) مبلغ، عوض و پرداخت - عوض/ثمن/اجرت: [[مبلغ به عدد و حروف و واحد پول]] - نحوه و مواعدِ پرداخت: [[نقد / اقساط / اعتبار اسنادی / تهاتر و جزئیات حساب]] - اثرِ فقدانِ صفت بر مبلغ (در صورت توافق بر ارش یا تعدیل به‌جای فسخ): [[بله/خیر و فرمول]] ### هـ) مدت، تحویل و اجرا - تاریخِ انعقاد و مدتِ عقدِ پایه: [[تاریخ و مدت]] - موعدِ تسلیم/اجرا و موعدِ بازرسیِ صفت: [[تاریخ‌ها؛ مهلت بازرسی پس از تحویل]] - مکانِ بازرسی و هزینهٔ آزمایش: [[بر عهده کدام طرف]] ### و) تضمین‌ها و وثایق - تضمینِ وجودِ صفت: [[چک، سفته، ضمانت‌نامه بانکی، رهن، کسر از مطالبات؛ مبلغ و شرایط ضبط]] - اسقاط یا بقای خیارات: [[کدام خیارات ساقط است و کدام صریحاً باقی است؛ خیار تخلف از شرط صفت باقی بماند یا نه]] ### ز) شرایطِ خاص و پیوست‌ها - قانونِ خاصِ حاکم در صورت وجود: [[نام]] - پیوست‌ها: [[مشخصات فنی، نقشه، نمونه شاهد، استاندارد، عکس، گزارش بازدید]] - داوری یا دادگاه صالح و قانون حاکم: [[جزئیات؛ در داوری: نهاد/داور، تعداد، آیین، مقر، زبان]] - نسخ، زبان، امضا و در صورت لزوم گواهی امضا یا ثبت: [[تعداد نسخ و ضرورت ثبت رسمی]] ## ساختارِ کاملِ قراردادِ مطلوب (به همین ترتیب ماده ببند) [بندهای قرارداد در ادامه، هر کدام جدا] بندهای خاصِ همین نوع که معمولاً فراموش می‌شوند و باید بیایند: - تعریفِ «نقصِ جزئی در برابرِ فقدانِ صفت» و اینکه تلورانسِ خارج‌شده = فقدانِ صفت است یا قابلِ ارش. - تعهد به نگهداریِ نمونهٔ شاهد و پلمب. - ممنوعیتِ تغییرِ مشخصات پس از عقد بدون رضایتِ کتبی. - تکلیف در فرضِ کلی‌فی‌الذمه: مصداقِ تسلیمی باید واجدِ صفت باشد و انتخاب با چه کسی است. - اثرِ استفاده یا تصرفِ مشروطٌ‌له پس از علم به فقدانِ صفت (آیا به منزلهٔ اسقاطِ خیار است یا نه؛ باید تصریح شود). - مسئولیتِ بسته‌بندی، حمل و انبارداری نسبت به زوالِ صفت قبل از تسلیم. - وضعیتِ اجزاء و توابع (آیا صفت شاملِ لوازم و متعلقات هم هست). - در مالِ غیرمنقول: تطبیقِ صفت با وضعیتِ ثبتی و حدودِ سند؛ عدمِ امکانِ شرطِ خلافِ سندِ رسمی نسبت به ثالث. - در بیعِ استصناع/سفارشی: مرزِ شرطِ صفت با تعهدِ ساخت (شرطِ فعل) تا ضمانت‌اجرا عوضی نشود. ## شرط‌های پیشنهادیِ اختیاری (کاربر انتخاب کند؛ در متن فقط مواردِ انتخاب‌شده را بگنجان و با یک جمله بگو کِی مفید است.) - شرطِ ارش یا تعدیلِ عوض به‌جای فسخ: وقتی حفظِ معامله برای طرفین مهم‌تر از انحلال است و صفت قابلِ تقویم است. - حقِ تعویض یا اصلاح در مهلتِ کوتاه قبل از ایجادِ حقِ فسخ: در کالاهای قابلِ جایگزینی یا پروژه‌های قابلِ رفع نقص. - بازرسیِ پیش از پرداختِ بخشِ نهایی (holdback): وقتی احرازِ صفت زمان‌بر است. - ضمانت‌نامهٔ حسنِ مطابقت با سررسیدِ پس از دورهٔ بازرسی: در معاملاتِ تجاریِ باارزش. - شرطِ کارشناسِ مرضی‌الطرفین با نظرِ قاطعِ فنی (نه قاطعِ نسبت به حقِ فسخ): برای کاهشِ اختلافِ ماهوی در آزمایش. - بیمهٔ کیفیت/مسئولیتِ محصول: در کالاهای صنعتی یا صادراتی. - شرطِ عدمِ اسقاطِ خیار حتی با تصرفِ آزمایشی: وقتی آزمایشِ عملیِ مورد لازم است. - وجه التزامِ روزانه تا زمانِ فسخ یا اصلاح: وقتی تأخیر در احراز زیان‌بار است. - قانونِ حاکم و داوریِ تجاری در معاملاتِ بین‌المللی + ارجاع به استاندارد یا اینکوترمز فقط برای تحویل (اینکوترمز صفتِ ماهوی را جایگزین نمی‌کند): وقتی عنصرِ خارجی وجود دارد. - گواهی امضا یا ثبتِ رسمی: در اموالِ غیرمنقول یا معاملاتِ با ریسکِ انکارِ بالا. ## نکات و هشدارهای مهم (در تنظیم رعایت کن و در پایان به کاربر یادآوری کن) - ریسکِ رایج: توصیفِ مجملِ صفت («اعلا»، «در حد استاندارد»، «مدل خوب») که شرط را غیرقابلِ احراز و دعوا را کارشناسی‌محور و پرهزینه می‌کند. باید معیارِ عینی بنویسی. - اگر بدونِ آن صفت، موضوع مردد بماند، خطرِ بطلان به‌خاطرِ عدمِ تعیینِ مورد است؛ در این حالت صفت را در خودِ موضوع بگنجان نه فقط به‌عنوان شرط. - خلطِ شرطِ صفت با شرطِ فعل (تعهد به ایجادِ وصف در آینده) ضمانت‌اجرا را عوض می‌کند؛ اگر وصف باید بعداً ایجاد شود، ساختار را شفاف بنویس و اثرِ تخلف را جدا کن. - اسقاطِ کلی و چاپیِ «کافهٔ خیارات» ممکن است نسبت به تخلف از شرطِ صفت محلِ نزاع باشد؛ اگر کاربر اسقاط می‌خواهد، آن را موردی، آگاهانه و پس از امکانِ بازرسی بنویس و نسبت به تدلیس و مصادیقِ آمره احتیاط کن. - اعمالِ خیار نوعاً فوری پس از علم است؛ مهلتِ قراردادیِ معقول برای آزمایش با فوریتِ قانونی هماهنگ شود (مهلتِ بازرسی ≠ مهلتِ بی‌پایان). - تصرفِ پس از علم ممکن است امارهٔ اسقاط تلقی شود؛ تکلیف را صریح کن. - شرطِ صفت، مجوزِ قانونیِ کالا (استاندارد اجباری، بهداشت، ثبت دارو و…) را دور نمی‌زند؛ فقدانِ مجوز ممکن است علاوه بر تخلف از شرط، به موضوعِ نامشروع یا غیرقابلِ تسلیم بینجامد. - در غیرمنقول، اوصافِ خلافِ دفتر املاک در برابرِ ثالث قابلِ استناد نیست؛ ضرورتِ سندِ رسمی را گوشزد کن. - وجه التزامِ نامتناسب یا شرطِ کیفریِ مبدل به ربا/نامشروع را ننویس. - جنبهٔ مالیاتی: عنوان‌کردنِ شرطِ صفت، نوعِ مالیاتِ عقدِ پایه را عوض نمی‌کند؛ صدورِ صورتحساب و ارزش‌افزوده تابعِ مقرراتِ مربوط است. در پیمان، بیمهٔ تأمین اجتماعی تابعِ ماهیتِ کار است. - آنچه غالباً غیرقابلِ استناد یا باطل است: شرطِ نامقدور، شرطِ خلافِ مقتضای ذات، تعیینِ صفت به‌نحوِ غرری، توافق بر سلبِ مسئولیت در تدلیسِ عمدی، معامله نسبت به مالِ غیر بدونِ مجوز. ## دستورِ رفتاری به هوشِ مصنوعی - اگر نوعِ عقدِ پایه، شرحِ قابلِ احرازِ صفت، زمانِ وجودِ صفت، یا اثرِ تخلف (فسخ / ارش / تعویض) ناقص است، **اول سؤال بپرس و قرارداد را ننویس**. - شمارهٔ مادهٔ قانونیِ نامطمئن نیاور؛ به نامِ قانون و موادِ مسلمِ شروط (از جمله ۲۳۴ و ۲۳۵ قانون مدنی) اکتفا کن. - در پایانِ سند، یک **چک‌لیستِ بازبینی** بده شامل دست‌کم: معین بودنِ موضوع؛ عینی بودنِ صفت؛ تلورانس؛ زمان و روشِ احراز؛ مهلتِ اعلام؛ اثرِ سکوت و تصرف؛ بقای خیارِ تخلف از شرطِ صفت؛ تضمین؛ مرجعِ حلِ اختلاف؛ پیوستِ فنی؛ ضرورتِ ثبت/گواهی امضا؛ مالیات و بیمه؛ عدمِ تعارض با قوانینِ آمره. ## قالبِ خروجیِ مطلوب - فارسیِ رسمی و حقوقی، جملاتِ کوتاهِ بی‌ابهام، ماده‌بندیِ شماره‌دار (ماده ۱، ماده ۲، …) و بندهای فرعی (۱-۱، ۱-۲). - مبالغ، مقادیر، مساحت، عیار، درصد و مواعد **هم به عدد و هم به حروف**. - ارجاع به پیوست‌ها با شناسه (پیوست الف: مشخصاتِ صفت). - بدونِ مقدمهٔ ادبی، بدونِ توصیهٔ کلیِ خارج از سند؛ ابتدا در صورتِ نقصِ اطلاعات سؤال، در صورتِ کامل بودن فقط متنِ قرارداد + چک‌لیست.
عنوان و مقدمه (ذکرِ صریح که عقد متضمنِ شرطِ صفت موضوعِ مادهٔ ۲۳۴ قانون مدنی است).
۱. عنوان و مقدمه (ذکرِ صریح که عقد متضمنِ شرطِ صفت موضوعِ مادهٔ ۲۳۴ قانون مدنی است).
طرفین، اقامتگاه قانونی و نمایندگی.
۲. طرفین، اقامتگاه قانونی و نمایندگی.
تعاریف (از جمله: صفتِ مشروط، مشروطٌ‌له، مشروطٌ‌علیه، تلورانس، نقصِ صفت، احراز، نمونهٔ شاهد، روزِ کاری).
۳. تعاریف (از جمله: صفتِ مشروط، مشروطٌ‌له، مشروطٌ‌علیه، تلورانس، نقصِ صفت، احراز، نمونهٔ شاهد، روزِ کاری).
عقدِ پایه و موضوعِ معامله (تعیینِ دقیق برای رفعِ غرر).
۴. عقدِ پایه و موضوعِ معامله (تعیینِ دقیق برای رفعِ غرر).
مدت و مواعد.
۵. مدت و مواعد.
مبلغ/عوض و نحوهٔ پرداخت.
۶. مبلغ/عوض و نحوهٔ پرداخت.
مادهٔ مستقلِ شرطِ صفت شامل: متنِ شرط؛ نوعِ صفت؛ معیارهای کمّی/کیفی/ماهوی؛ تلورانس؛ زمانِ وجودِ صفت؛ اسنادِ مثبت؛ تعهدِ مشروطٌ‌علیه به مطابقت.
۷. **مادهٔ مستقلِ شرطِ صفت** شامل: متنِ شرط؛ نوعِ صفت؛ معیارهای کمّی/کیفی/ماهوی؛ تلورانس؛ زمانِ وجودِ صفت؛ اسنادِ مثبت؛ تعهدِ مشروطٌ‌علیه به مطابقت.
بازرسی، نمونه‌برداری، آزمایش و حقِ حضورِ طرفین (مهلتِ اعلامِ عدمِ مطابقت؛ سکوتِ بعد از مهلت چه اثری دارد).
۸. بازرسی، نمونه‌برداری، آزمایش و حقِ حضورِ طرفین (مهلتِ اعلامِ عدمِ مطابقت؛ سکوتِ بعد از مهلت چه اثری دارد).
تعهداتِ مشروطٌ‌علیه (تسلیمِ مطابقِ صفت، ارائهٔ مدارک، عدمِ تغییرِ مشخصات، حفظِ نمونه).
۹. تعهداتِ مشروطٌ‌علیه (تسلیمِ مطابقِ صفت، ارائهٔ مدارک، عدمِ تغییرِ مشخصات، حفظِ نمونه).
تعهداتِ مشروطٌ‌له (همکاری در بازرسی، پرداخت در صورتِ احرازِ مطابقت، حفاظت از مورد پس از قبض در فرضِ لزوم).
۱۰. تعهداتِ مشروطٌ‌له (همکاری در بازرسی، پرداخت در صورتِ احرازِ مطابقت، حفاظت از مورد پس از قبض در فرضِ لزوم).
اثرِ حقوقیِ تخلف از شرطِ صفت: حقِ فسخِ مشروطٌ‌له (مستند به مادهٔ ۲۳۵ قانون مدنی و در بیع، حسب مورد خیارِ تخلفِ وصف)؛ مهلت و نحوهٔ اعمال (اعلامِ کتبی، مبدأ فوریت از علمِ معتبر)؛ تکلیفِ استردادِ عوض و مورد؛ حسبِ توافق: حقِ مطالبهٔ بدل/تعویض، ارش یا کاهشِ ثمن با فرمول، یا جمعِ محدودِ فسخ و خسارت.
۱۱. اثرِ حقوقیِ تخلف از شرطِ صفت: حقِ فسخِ مشروطٌ‌له (مستند به مادهٔ ۲۳۵ قانون مدنی و در بیع، حسب مورد خیارِ تخلفِ وصف)؛ مهلت و نحوهٔ اعمال (اعلامِ کتبی، مبدأ فوریت از علمِ معتبر)؛ تکلیفِ استردادِ عوض و مورد؛ حسبِ توافق: حقِ مطالبهٔ بدل/تعویض، ارش یا کاهشِ ثمن با فرمول، یا جمعِ محدودِ فسخ و خسارت.
تمایز از عیبِ مخفی، تدلیس و تخلف از شرطِ فعل/نتیجه (تا خلطِ خیارات نشود).
۱۲. تمایز از عیبِ مخفی، تدلیس و تخلف از شرطِ فعل/نتیجه (تا خلطِ خیارات نشود).
تضمین‌ها، وثایق و شرایطِ ضبط.
۱۳. تضمین‌ها، وثایق و شرایطِ ضبط.
تحویل، نقلِ ضمان معاوضی و انتقالِ مالکیت/منافع (تابعِ عقدِ پایه).
۱۴. تحویل، نقلِ ضمان معاوضی و انتقالِ مالکیت/منافع (تابعِ عقدِ پایه).
وجه التزام و خسارات (عدمِ تداخلِ نامشروع با خسارتِ واقعی؛ تناسب).
۱۵. وجه التزام و خسارات (عدمِ تداخلِ نامشروع با خسارتِ واقعی؛ تناسب).
خیاراتِ دیگر و وضعیتِ اسقاط (اسقاط باید مورد به مورد و صریح باشد؛ نسبت به تخلف از شرطِ صفت پیش‌فرض را بر بقای خیار بگذار مگر کاربر خلاف بخواهد).
۱۶. خیاراتِ دیگر و وضعیتِ اسقاط (اسقاط باید مورد به مورد و صریح باشد؛ نسبت به تخلف از شرطِ صفت پیش‌فرض را بر بقای خیار بگذار مگر کاربر خلاف بخواهد).
قوهٔ قاهره (عدمِ امکانِ استناد به قوهٔ قاهره برای فقدانِ صفتی که باید حینِ عقد موجود می‌بود، مگر صفتِ استقبالیِ تصریح‌شده).
۱۷. قوهٔ قاهره (عدمِ امکانِ استناد به قوهٔ قاهره برای فقدانِ صفتی که باید حینِ عقد موجود می‌بود، مگر صفتِ استقبالیِ تصریح‌شده).
محرمانگی و مالکیتِ فکری (اگر مشخصاتِ فنی افشا می‌شود).
۱۸. محرمانگی و مالکیتِ فکری (اگر مشخصاتِ فنی افشا می‌شود).
انتقالِ قرارداد و قائم‌مقامی.
۱۹. انتقالِ قرارداد و قائم‌مقامی.
اصلاح قرارداد فقط با توافقِ کتبی.
۲۰. اصلاح قرارداد فقط با توافقِ کتبی.
حلِ اختلاف: مذاکره، سپس داوری یا دادگاهِ صالح با ذکرِ دقیق.
۲۱. حلِ اختلاف: مذاکره، سپس داوری یا دادگاهِ صالح با ذکرِ دقیق.
اقامتگاه و ابلاغ (ابلاغِ الکترونیکی در صورت توافق).
۲۲. اقامتگاه و ابلاغ (ابلاغِ الکترونیکی در صورت توافق).
نسخ، پیوست‌ها (پیوستِ مشخصاتِ صفت جزء لاینفک).
۲۳. نسخ، پیوست‌ها (پیوستِ مشخصاتِ صفت جزء لاینفک).
مادهٔ تمامیتِ قرارداد و عدمِ اعتبارِ مذاکراتِ شفاهیِ معارض با متن مگر در حدودِ قانون.
۲۴. مادهٔ تمامیتِ قرارداد و عدمِ اعتبارِ مذاکراتِ شفاهیِ معارض با متن مگر در حدودِ قانون.
امضا، اثرِ انگشت در صورت لزوم، تاریخ و محل.
۲۵. امضا، اثرِ انگشت در صورت لزوم، تاریخ و محل.
Designed & Developed by Hamed Rostami, Eng. & Attorney — © All Rights Reserved حامد رستمی، مهندس و وکیل دادگستری حقوق، با نگاهِ هوش مصنوعی و الگوریتم اینستاگرام تلگرام لینکدین